جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

تحزیب و تجزئه قرآن


تحزیب و تجزئه قرآن
۱- نام های تقسیمات قرآنی
جزء، حزب، ورد
نصف الحزب و ربع
۲- سیر تاریخی بعضی از این تقسیمات
تذكر
ب) تقسیم ۳۰ تایی
ج) تقسیم ۶۰ تایی
د) تقسیم ۲۴۰ تایی
یكی از مباحث "علوم قرآنی" كه كمتر به آن پرداخته می شود، "تحزیب و تجزئه قرآن" است در این مقاله سعی شده است، به طور مختصر درباره این تقسیمات و سیر تاریخی آن توضیحاتی ارائه شود.
۱- نام های تقسیمات قرآنی
این نام ها عبارتند از: جزء، حزب، وِرد، نصف حزب، ربع، ثُمن، منزل و ركوع.
برخی از این نام ها، كهن و قدیمی و برخی متأخر و مستحدث هستند.
جزء، حزب، ورد
این سه نام، از جمله نام های قدیمی هستند. امروزه، از میان این سه، فقط جزء و حزب رایج و مستعمل است و ورد – به عنوان نام بخشی از قرآن – دیگر كاربردی ندارد.
سخاوی(۱) (۶۴۳ق) در مورد كاربرد جزء، حزب و ورد چنین می گوید:
"یقال: اجزاء القرآن و الاحزاب والاوراد بمعنی واحد و اظن الاحزاب مأخوذاً من قولهم: حزب فلان ای جماعته لان الحزب طائفهٔ من القرآن و الورد اظّنه من الورد الذی هو ضد الصَدَر لان القرآن یَروی ظَمأ القلوب."(۲)
"گفته می شود: اجزاء قرآن، احزاب و اوراد (قرآن)، همه به یك معنایند و گمان می كنم، حزب قرآن از "حزب" به معنای جماعت گرفته شده باشد. زیرا "حزب" طایفه و گروهی از آیات قرآن است و اما ورد، گمان می كنم این كلمه از وِرد (بر سر آب رفتن) ضد صَدَر (از سر آب برگشتن) باشد؛ زیرا قرآن دل ها را سیراب می كند."
از گفته سخاوی استفاده می شود كه در قدیم این سه نام به یك معنی به كار می رفته است. ولی در حال حاضر، حزب به بخشی كوچك تر از یك جزء اطلاق می شود؛ جزء، یك سی ام قرآن است و حزب یك شصتم قرآن نزد مغاربه (علمای مغرب زمین اسلامی مثل: تونس، الجزایر، لیبی و مراكش) و مصری ها؛ ولی نزد مشارقه (علمای مشرق زمین اسلامی مثل ایران، عراق، عربستان و سوریه...) یك یكصد وبیستم قرآن است. هر چند امروز به خاطر پیشرفت ارتباطات و راحتی تماس و ارتباط بین مردم نقاط مختلف، حتی قرآن هایی كه در مشرق زمین اسلامی چاپ و توزیع می شوند، ۶۰ حزبی هستند و نه ۱۲۰ حزبی. مثل قرآنی كه به خط خطاط معروف سوری "عثمان طه"، نوشته شده و به روش مغاربه (۶۰ حزبی) تقسیم بندی شده است و علاوه بر سوریه، در ایران و مخصوصاً در عربستان، به تیراژ وسیع چاپ و منتشر می شود.
در بعضی از قرآن ها كه به روش مَغاربه تقسیم بندی و نام گذاری شده است، مثل قرآن رسمی كشور لیبی، تقسیم ۳۰ تایی وجود ندارد؛ بلكه بزرگ ترین تقسیم آن حزب است كه یك شصتم قرآن می شود.
●نصف الحزب و ربع
در قرآن های ۶۰ حزبی، هر حزب را به ۴ قسمت تقسیم كرده، و آن را ربع می نامند. در قرآن های ۱۲۰ حزبی، هر حزب را به دو بخش تقسیم كرده و آن را نصف الحزب می نامند. در واقع، نصف الحزب و ربع، دو نام برای یك نوع تقسیم هستند. یعنی هر كدام یك هشتم یك جزء می شوند یا یك دویست و چهلم كل قرآن.
●ثُمن
در قرآن های ۶۰ حزبی كه در برخی كشورهای آفریقایی مثل لیبی، الجزایر، مراكش و سودان رایج است، هر ربع را دو قسمت می كنند و هر قسمت را ثُمن می نامند.
‌●منزل
منزل، نام یك هفتم قرآن كه امروزه در قرآن های رایج در شبه قاره هند مرسوم است. در این قرآن ها، علاوه بر تقسیم ۳۰ جزئی، تقسیم هفت منزلی نیز دیده می شود.
●ركوع
ركوع نام تقسیم دیگری از تقسیمات قرآنی است كه در بعضی از مصاحف، به خصوص مصحف های شبه قاره هند به كار رفته است. و طبق گفته علی محمد ضبّاع (۳) (ت ۱۳۷۶ق) در انتهای قرآنی كه زیر نظر او به چاپ رسیده؛ تعداد آیاتی از قرآن را نشان می دهد كه اگر كسی هر روز آن تعداد را حفظ كند، در طی ۲ سال، تمام قرآن را حفظ خواهد كرد. طبق این گفته كل ركوعات باید حدود ۷۳۰ عدد باشد. و شاید وجه تسمیه این نوع تقسیم به ركوع، اشاره به این باشد كه هر یك از این تقسیمات، مقدار مناسبی است كه نمازگزار بعد از قرائت حمد در نماز، آن مقدار را بخواند و به ركوع برود. (البته طبق فقه اهل سنت كه قرائت سوره كامل بعد از حمد، واجب نیست.)هر چند با مراجعه به قرآن هایی كه علامت ركوع دارند، در می یابیم كه تعداد ركوع ها در كل قرآن ۵۵۵ عدد است كه با گفته ضباع تناقض دارد.
این نكته نیز جالب توجه است كه علامت "ع" در قرآن های چاپ شده شبه قاره ی هند، همراه با شماره هایی در حاشیه مصحف دیده می شود. یعنی شماره ای در بالا، شماره ای در وسط و شماره ای نیز در پایین حرف "ع".
شماره ای كه در بالای حرف "ع" قرار دارد، اشاره به شماره مسلسل ركوع در سوره است. شماره ای كه در وسط حرف "ع" قرار دارد بیانگر تعداد آیات ركوع مورد نظر است و شماره پایینی، به شماره مسلسل ركوع در جزء مورد نظر اشاره دارد. (۴) پس در مورد فوق شماره ۴۰ یعنی، این ركوع، چهلمین ركوع سوره بقره است. (پس سوره بقره ۴۰ ركوع دارد). شماره ۳ یعنی این ركوع شامل ۳ آیه است و شماره ۸ یعنی این ركوع (كه در جزء سوم واقع شده) هشتمین ركوع این جزء است.
۲- سیر تاریخی بعضی از این تقسیمات
الف) تقسیم ۷ تایی
این تقسیم ظاهراً در زمان رسول اكرم صلی الله علیه و آله مرسوم بوده است.
سخاوی چنین نقل می كند:
"قال ابوعبید: حدثنا مروان بن معاویهٔ عن عبدالله بن عبدالرحمن الطائفی قال: حدثنی عثمان بن عبدالله بن اوس الثقفی عن جده: انه كان فی الوفد الذین قدموا علی رسول الله – ص – من بنی مالك، فانزلهم فی قبهٔ له فی المسجد؛ قال: فكان یأتینا فتحدثّنا بعد العشاء و هو قائم حتی یراوح بین قدمیه من طول القیام و كان اكثر ما یحدثنا شكایته قریشاً. قال: فاحتبس عنا لیلهًٔ، فقلنا یا رسول الله لَبِثْت عنا اللیلهٔ اكثر مما كنت تلبث. قال: نعم طَرَأ علیَّ حزبی من القرآن فكرهت ان اخرج من المسجد حتی اَقضِیَهُ."(۵)"عثمان بن عبدالله از جدش نقل می كند كه او با گروهی از بنی مالك كه برای دیدن رسول خدا(ص) به مدینه آمده بودند، همراه بود. حضرت آنها را در قبه ای كه در مسجد داشتند، منزل داده بودند. وی می گوید: آن حضرت شب ها بعد از عشا نزد ما می آمدند و ایستاده برای ما صحبت می كردند و آن قدر این سخنان طول می كشید كه از خستگی این پا و آن پا می شدند و بیشترین سخنان آن حضرت، شكایت از قریش و كارهای آنان بود. راوی در ادامه گفت: "یك شب حضرت دیر آمدند. ما عرض كردیم: یا رسول الله! امشب بیش از شب های دیگر دیر كردید. فرمودند: بله حزب قرآنم را باید می خواندم. لذا نخواستم تا آن را نخوانده ام از مسجد خارج شوم."
سخاوی در ادامه می گوید:
ابوعبید، این حدیث را از طریق دیگری نقل كرده و در آخر آن این مطالب را افزوده است:
"فقلنا لاصحاب رسول الله – ص – فكیف تحزّبون القرآن؟ فقالوا: نحزّبه ثلاث سور و خمس سور و سبع سور و تسع سور و احدی عشرهٔ سورهٔ و ثلاث عشرهٔ سورهٔ و حزب المفصل فیما بین قاف و اسفل."(۶)
" به اصحاب رسول الله - ص- گفتیم: قرآن را چگونه تقسیم بندی می كنید؟ گفتند: سه سوره، پنج سوره، هفت سوره، نه سوره، یازده سوره، سیزده سوره و حزب مفصل كه از سوره قاف تا آخر قرآن است."
این تقسیم بندی با ترتیب فعلی سوره ها بدون احتساب سوره حمد، به این شكل قابل تطبیق است:
حزب اول: بقره، آل عمران، نساء. (ثلاث سور)
حزب دوم: مائده، انعام، اعراف، انفال، برائت (خمس سور)
حزب سوم: یونس، هود، یوسف، رعد، ابراهیم، حجر، نحل، (سبع سور)
حزب چهارم: اسراء، كهف، مریم، طه، انبیا، حج، مؤمون، نور، فرقان (تسع سور)
حزب پنجم: شعرا، نمل، قصص، عنكبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ، فاطر، یس (احدی عشرهٔ سورهٔ)
حزب ششم: صافات، ص، زمر، غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، محمد(ص)، فتح، حجرات (ثلاث عشرهٔ سورهٔ)
حزب هفتم: ق تا آخر (حزب المفصل) كه ۶۵ سوره می شود."
ناگفته نماند كه حزب مفصل طبق روایتی در كتاب "شریف كافی"، ۶۸ سوره است، مرحوم كلینی چنین نقل می كند:
"قال رسول الله - ص – اعطیت السور الطوال مكان التوراهٔ و اعطیت المئین مكان الانجیل و اعطیت المثانی مكان الزبور و فضلت بالمفصل ثمان و ستون سورهٔ و هو مهیمن علی سائر الكتب و التوراهٔ لموسی و الانجیل لعیسی و الزبور لداود."(۷)
"رسول اكرم - ص - فرمودند: "سور طوال" را به جای تورات به من دادند، "سور مئین" را به جای انجیل و "سور مثانی" را به جای زبور و با "سور مفصل" (۶۸ سوره) به سایرین برتری داده شدم و این قرآن بر سایر كتب سیطره دارد و تورات كتاب موسی و انجیل كتاب عیسی و زبور كتاب داود است."
البته در تفسیر عیاشی ۶۷ سوره ذكر شده است. (۸)
مرحوم فیض كاشانی در مقدمه "تفسیر صافی"، درباره این الفاظ توضیحاتی داده اند كه خلاصه ترجمه آن چنین است: اقوال و آرا در توضیح الفاظ این حدیث متفاوت است و بهترین و مناسب ترین آنها این است كه: سبع طوال عبارت است از ۷ سوره بلند قرآن بعد از فاتحه؛ با این فرض كه انفال و برائت یكی باشند. مئین از بنی اسرائیل تا هفت سوره بعد كه حدوداً ۱۰۰ آیه ای هستند. مفصل از سوره محمد - ص- تا آخر قرآن و مثانی بقیه سوره ها هستند كه از طوال كوچك تر و از مئین بزرگ ترند. (۹)
همان طور كه ملاحظه می شود در روایات شیعه نیز حزب مفصل ذكر شده است با این تفاوت كه حزب مفصل در روایت اهل سنت ۶۵ سوره دارد (از ق تا آخر قرآن) و در روایت كافی ۶۸ سوره (از محمد- ص – تا آخر قرآن) و در روایت عیاشی ۶۷ سوره (از فتح تا آخر قرآن).
به هر حال، طبق این تحزیب و تجزئه – با فرض صحت روایت ابوعبید – قرآن در زمان رسول اكرم – ص– به هفت حزب یا جزء تقسیم شده است و ابتدای هر حزب بدون احتساب سوره حمد با همان سوره ای است كه بدان اشاره كردیم. جالب است بدانیم كه این تقسیم بندی، هنوز در قرآن هایی كه در شبه قاره هند به چاپ می رسند، تحت عنوان "منزل" (منزل اول... منزل سابع) دیده می شود.
ابن تیمیّهٔ (۷۲۸ق) نیز به روایت فوق استناد كرده و عبارات "ثلاث سور" "خمس سور"، "سبع سور" و .. را همان طور فهمیده است كه ما بدان اشاره كردیم. وی در ترجیح این كه قرآن باید به هفت قسمت تقسیم شود، با استناد به حدیث فوق می گوید:
"فاذا قرأ القاری فی الیوم الاول البقرهٔ و آل عمران و النساء بكمالها و فی الیوم الثانی الی آخر براءهٔ و فی الیوم الثالث الی آخر النحل كان ذلك افضل ..." (۱۰)
"وقتی قاری در روز اول، بقره، آل عمران و نساء را كامل بخواند و در روز دوم تا آخر برائت و در روز سوم تا آخر نحل، بهتر است..."
تذكر
در این جا بد نیست، به نكته ای مهم اشاره كنیم كه هر چند با بحث تجزئه قرآن ارتباطی ندارد ولی در بحث جمع قرآن بسیار مهم است و آن نكته این است كه: به استناد حدیث فوق و شهادت شخصی چون ابن تیمیّه - كه از معتبرین اهل سنت و یكی از رهبران فرقه وهابیّت است - تقسیمات قرآن در زمان رسول اكرم - ص - بر اساس سوره های قرآن مشخص بوده است. لازمه این سخن، این است كه ترتیب سوره ها هم در زمان رسول خدا - ص - انجام شده باشد؛ پس آیات هم باید در زمان آن بزرگوار مرتب شده باشند. و بدین ترتیب روشن می شود كه نسبت جمع قرآن به خلفا و در زمان بعد از رسول اكرم "ص" - اگر نگوییم قطعاً باطل است - لااقل قابل خدشه است.از دیگر كسانی كه به این حدیث درباره تحزیب قرآن توسط صحابه در زمان رسول خدا(ص) اشاره كرده، ابن كثیر در مقدمه تفسیرش می باشد. (۱۱)
ب) تقسیم ۳۰ تایی
از جمله مهم ترین تقسیم بندی ها در این بحث، تجزئه و تقسیمی است كه در زمان منصور دوانیقی صورت گرفته و هیچ بعید نیست، اساس تقسیم ۳۰ جزئی باشد كه امروزه متداول است.
" و یقال: ان المنصور قال لعمرو بن عبید: انی ارید ان احفظ القرآن ففی كم تقول انی احفظه؟ فقال: اذا یسرالله عزوجل ففی سنهٔ، قال انی احب ان اجزی ذلك علی نفسی اجزاء لا تزید ولا تنقص، احفظ منها كل یوم جزءاً لااخل به یوماً واحداً. فقال عمرو: اتحب ان اصنع ذلك؟ قال: نعم. فقسم القرآن علی ذلك. كتبها مصاحف و جعل كل اثنی عشر من تلك الاجزاء واحداً فصارت ثلاثین جزءاً و فصل بین الاجزاء بخط من ذهب فی آخر كل جزء."(۱۲)
"گفته می شود، منصور دوانیقی به عمرو بن عبید(۱۳) (ت ۱۵۸ق) حجر گفت: می خواهم قرآن را حفظ كنم، به نظر تو در چه مدت می توانم این كار را بكنم؟ عمرو گفت: اگر خدا كمك فرماید در یك سال. منصور گفت: دوست دارم آن را برای خود به طور كامل تقسیم كنم كه نه زیاد بیاید و نه كم، و بدون وقفه روزی یك جزء (یك بخش) آن را حفظ كنم. عمرو گفت: آیا دوست داری من این كار را برایت بكنم؟ گفت: بله. پس عمرو نیز آن را بر یك سال تقسیم كرد و آن را به چند مصحف قسمت كرد. هر ۱۲ بخش را یك جزء قرار داد و به این ترتیب ۳۰ جزء شد و بین هر جزء با خطی از طلا فاصله گذاشت."در این جا این نكته را اضافه می كنیم كه به غیر از ۷ مورد، سایر جزء های ۳۰ گانه عمرو بن عبید با جزوه های فعلی كاملاً منطبق است و آن ۷ مورد نیز اختلاف اندكی با تقسیمات فعلی دارد.تفصیل این موارد تماماً در "جمال القراء"، ذكر شده است كه ما برای پرهیز از طولانی شدن كلام، از ذكر تفصیل آن خودداری می كنیم.
ج) تقسیم ۶۰ تایی
از بین علمای گذشته، اولین دانشمندی كه این تقسیم بندی را به صراحت بیان كرده و گفته او در دست است، ابوعمر ودانی(۱۵) (ت ۴۴۴ق) است كه او نیز این تقسیم را به استادان خود مستند كرده است. پس مبدأ تقسیم ۶۰ تایی پیش از "دانی" است ولی آغاز آن دقیقاً بر ما روشن نیست.از طرفی این تقسیم بندی در قرآن "ابن بوّاب" كه در آخر قرن چهارم در بغداد كتابت شده نیز دیده می شود.
د) تقسیم ۲۴۰ تایی (تقسیم هر جزء به ۸ قسمت یا هر حزب به ۴ ربع)
طبق نقل سخاوی (شاگرد طبی)، شاطبی(۱۶) (۵۹۰ ق) این تقسیم را هنگام تعلیم قرآن به كار می برده است. یعنی هر حزب (از ۶۰ حزب) را در چهار روز قرائت می كرده است. (۱۷) پس معلوم می شود تقسیم هر حزب به ۴ ربع در زمان شاطبی معمول بوده ولی كاملاً مشخص نیست كه آیا او مبتكر این تقسیم بوده یا پیش از او دیگران آن را رواج داده اند.

۱. علی بن محمدبن عبدالصمد، علم الدین سخاوی (۵۵۵۸-۶۴۳ق) از علمای بزرگ قرائت است. ولادت او در مصر و وفاتش در شام بوده است. او در قرائت شاگرد شاطبی است.
برخی از تألیفات وی عبارتند از: "اقوی العُدد فی معرفهٔ العدد"، "الافصاح و غیهٔ الاشراح فی القراءات السبع"، "جمال القرآء و كمال الاقراء"، "القصائد السبع فی المدائح النبویّهٔ" .
۲. سخاوی. جمال القراء و كمال الاقراء، ج ۱، ص ۳۱۳.
۳. شیخ علی محمد ضبّاع (ت ۱۳۷۶ق) از بزرگان علم قرائت در مصر در دوران معاصر است. از جمله عنوان های وی، "شیخ المقاری مصر"، و "مُراجع مصاحف مصر" می باشد. از ضبّاع تألیفات سودمندی در پاره ای از "علوم قرآنی" به یادگار مانده است از جمله: "الاضاءهٔ فی بیان اصول القراءهٔ"، "ارشاد المرید الی شرح القصید" در شرح شاطبیهٔ، "اتحاف البررهٔ بالمتون العشرهٔ، فی القراءات و الرسم و الآی و التجوید."
۴. تنّبه به این نكته را مدیون دوست فاضلم، استاد سیّد مهدی سیف هستم.
۵. سخاوی. جمال القراء و كمال الاقراء، ج ۱، صص ۳۱۳ و ۳۱۴.
۶. همان. در پاورقی جمال القراء مآخذ دیگری نیز برای این حدیث ذكر شده است كه عبارتند از: سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۴۲۸. و نیز: مسند احمد بن حنبل، ج ۴، ص ۹. و همچنین سنن ابی داود، ج ۲، ص ۵۶.
۷. كلینی. اصول كافی، ج ۲، ص ۶۰۱ و نیز ر.ك: فیض كاشانی. تفسیر صافی، ج ۱، ص ۱۷.
۸. ر.ك:عیاشی. تفسیر. ذیل تفسیر سوره بقره. ج ۱، ص ۴۳.
۹. ر.ك: فیض. الصافی، ج ۱، ص ۱۸.
۱۰. ر.ك: مركز الثفاقهٔ و المعارف القرآنیهٔ، علوم القرآن عند المفسرین ج ،۱ صص ۲۵۹ تا ۳۰۱. به نقل از: ابن تیمیهٔ. التفسیر، ج ۱، صص ۲۴ تا ۳۱.
۱۱. ر.ك: ابوالفداء ابن كثیر. تفسیر القرآن العظیم، ج ۱، ص ۲۵.
۱۲. سخاوی. جمال القراء، ج ۱، صص ۳۷۸ و ۳۷۹.
۱۳. عمروبن عبید (۸۰-۱۴۴ق). در زمان خود رئیس معتزله بود و به خاطر علم و زهدش و نیز ارتباطش با منصور عباسی، معروف است (اقتباس و تلخیص از: زركلی. الاعلام، ج ۵، ص ۸۱).
۱۴. عثمان بن سعید، ابوعمر ودانی، (۳۷۲ – ۴۴۴ق) اهل قرطبهٔ، از علمای بزرگ علوم قرآنی است. از جمله تألیفات وی: "التیسیر فی القراءات السبع"، "المقنع فی مرسوم مصاحف الامصار"، "المحكم فی نقط المصاحف"، "جامع البیان فی القراءات السبع"، "شرح قصیدهٔ الخاقانی فی التجوید"، "المكتفی فی الوقف و الابتداء" می باشند.
۱۵. ر.ك: سخاوی. جمال القراء و كمال الاقراء، ج ۱، صص ۳۴۸ تا ۳۵۴.
۱۶. ابوالقاسم بن فیّره شاطبی اندلسی (۵۳۸-۵۹۰ق) از بزرگان علوم قرآنی است. از تألیفات وی می توان به این آثار اشاره كرد:"عقیلهٔ اتراب القصائد فی بیان رسم المصاحف"، "ناظمهٔ الزُهر فی علم الفواصل"، "حرز الامانی و وجه التهانی" معروف به شاطبیهٔ.
۱۷. ر.ك: سخاوی: جمال القراء و كمال الاقراء، ج ۱، صص ۳۶۴ تا ۳۷۷.
دكتر حمیدرضا مستفید، استاد دانشگاه

منبع : تبیان

مطالب مرتبط

مباهله با اهل کتاب، معارفه اهل بیت(علیهم السلام)

مباهله با اهل کتاب، معارفه اهل بیت(علیهم السلام)
از مهم ترین مسائلی که پیرامون پیامبری مطرح است، بحث اعجاز و ارائه معجزه است. در تاریخ زندگی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز قرآن از ویژگی خاصی برخوردار است. اما معجزات پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) منحصر به قرآن نبوده است ، بلكه آن حضرت گاه در مناسبتهای مختلف به منظور اقناع مردم دست به اعجاز می زد . در این زمینه باید خاطرنشان ساخت كه اصولاً یك محاسبه عقلی وجود معجزاتی غیر از قرآن را در زندگانی پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) ثابت می كند : پیامبر برای حضرت موسی از ۹ معجزه سخن می گوید(۱) و برای حضرت مسیح نیز ۵ معجزه را متذكر می شود(۲) . آیا می شود پذیرفت پیامبر اسلام ، كه خود را برتر از پیامبران گذشته و خاتم آنان می شمرد ، خود با نقل این همه معجزات گوناگون برای پیامبران قبلی ، تنها یك معجزه داشته باشد ؟ ! و آیا مردم ، با توجه به صدور آن همه معجزات از پیامبران پیشین ، تمنای معجزات مختلف از پیامبر نداشتند و به دیدن یك معجزه از وی اكتفا می كردند ؟ ! وانگهی قرآن معجزات متعددی را برای پیامبر ذكر كرده است كه ذیلاً بدانها اشاره می كنیم :
الف) شق القمر :
زمانی كه مشركان ایمان خود را منوط به دو نیم شدن ماه به اشاره پیامبر دانستند ، حضرت به اذن الهی این كار را انجام داد ، چنانكه قرآن می فرماید :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُٔ وَانشَقَّ الْقَمَرُ * وَإِن یَرَوْا آیَهًٔ یُعْرِضُوا وَیَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ (۳) . رستاخیز نزدیك شد ، و ماه به دو نیم گشت ، اگر آیتی ( معجزه ای ) را ببینند روی برگردانده و می گویند سحری است مستمر .
ذیل آیه كاملاً گواه آن است كه مقصود از آیه ، شكافتن ماه در روز رستاخیز نیست ، بلكه مربوط به عصر پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) است .
ب) معراج :
پیامبر اكرم در یك شب از مسجدالحرام در مكّه به مسجد الاقصی در فلسطین ، و از آنجا به جهان بالا رفت سیری چنین عظیم در زمانی آن سان كوتاه ، از دیگر معجزات پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله) است كه در قرآن نقل شده است ، و قدرت الهی بالاتر از آن است كه عوامل طبیعی مانع از عروج فرستاده وی به عالم بالا باشد(۴) .
ج) مباهله با اهل كتاب :
پیامبر برای اثبات حقانیت خود عده ای از اهل كتاب را به مباهله دعوت كرد و گفت بیایید تا خود ، فرزندان و زنانمان به مباهله برخیزیم . مسلّم است كه مباهله به نابودی یكی از دو طرف منتهی می شد ولی او آمادگی خود را اعلان كرد و در نتیجه آن گروه از اهل كتاب ، با مشاهده قاطعیت و استواری پیامبر اسلام و اینكه وی عزیزترین كسان خویش را بی پروا به عرصه مباهله آورده است ، عقب نشینی كردند . و تن به قبول شرایط پیامبر دادند(۵) .
اهل بیت(علیهم السلام)بهترین آفریده هااز آنجا كه ملاك ارزش انسان در میزان حق و ترازوی عدل ، ایمان و معرفت و تقواست و بر اساس آیات و روایات ، ایمان و معرفت و تقوای اهل بیت از همه آفریده های صاحب عقل و دارندگان زمینه تكلیف ـ هم چون فرشتگان و جن و انس ـ بیشتر و استوارتر و گسترده است و ایمانشان در بلندترین نقطه اوج و معرفت ، و دانششان ـ نسبت به گذشته و آینده و در مورد حقایق امور و ظاهر و باطن هستی ـ فراگیر و پرهیزكاری و تقوایشان در عالی ترین مرحله است ، به همین خاطر از همه موجودات و آفریده ها برتر و بهترند و قبول ولایت و امامتشان تا قیامت بر همگان لازم و واجب و هیچ كس ـ هرچه باشد و هركه باشد ـ بدون اقتدا به آنان و اطاعت از آن بزرگواران به جایی نمی رسد و كور دلو كالانعام و میتباقی خواهد ماند گرچه به صورت ظاهر زنده باشد و ادعای بینایی و علم و معرفت كند و خود را انسان بداند .
به حكم عقل ، اطاعت جاهل از عالم ، نادان از دانا ، غیر متخصص از متخصص ، گمراه از هادی و آنكه بافت وجودی اش مأموم بودن است از امام به حق ; واجب و لازم است و هیچ عقل سالمی امتناع از این حقیقت را ندارد و نخواهد داشت .
بی تردید اگر انسان در هر شرایطی كه باشد و در هر كجا كه زندگی كند ، با دست یافتن به معرفت اهل بیت (علیهم السلام) كه امامان به حق و منصوبان از جانب خدای مهربانند ، مأموم آنان نشود و آیین و دینش را از آنان نگیرد و در راهشان كه صراط مستقیم حق است قدم ننهد و از فرهنگ ثمر بخششان كه تفسیر آیات كتاب خداست پیروی نكند و فرمان های استوارشان را اطاعت ننماید ، گرچه همه عمرش در مدار جهاد و كوشش قرار گیرد و چون چشمه فصل بهار از وجودش عمل خیر بجوشد ، به فرموده پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) به نتیجه و منفعت كوشش خود نخواهد رسید و تا رسیدن به هلاكت ابدی و شقاوت همیشگی ، در ضلالت و گمراهی خواهد ماند !
آری ، انسانی تا ابد از گمراهی مصون است و از كوشش و جهادش بهره خواهد برد و عمرش ضایع نخواهد شد و در پیشگاه حق عملش مقبول و لغزشش مغفور و كوششش مشكور است كه به قرآن مجید و اهل بیت تمسّك جوید . این معنا را جوامع حدیثی تسنن و تشیع از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)روایت كرده اند :
إنّی تارِكٌ فیكُم مَا إن تَمَسَّكتُم بِهِ لَن تَضِلُّوا بَعدِی : أَحَدُهما أعظَم مِنَ الآخر : كِتَابُ اللّهِ حَبلٌ مَمْدودٌ مِن السَّماءِ إلَی الأرضِ ، وَعِترَتِی أهلُ بَیتِی ، وَلَن یَفتَرَّقَا حَتَّی یَرِدا عَلیَّ الحَوضَ فَانظُرُوا كَیفَ تَخْلُفُونِی فِیهِمَا .(۶)من چیزی را در میان شما به یادگار گذاشته ام كه چون به آن چنگ زنید هرگز پس از من گمراه نشوید ، یكی از آن دو از دیگری بزرگ تر است : كتاب خدا كه ریسمانی كشیده شده از جانب خدا به سوی زمین است و عترتم اهل بیتم و این دو هرگز از هم جدا نگردند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند ; پس با تأمل و دقت بنگرید كه در نبودن من حق مرا درباره این دو گوهر گرانبها چگونه ادا می كنید ؟
حقیقت وجودی اهل بیت (علیهم السلام) با توجه به آیات و روایات و مطالبی كه در فصل قبل مشخص شد و با تكیه بر آیه مباهلهكه از شخص امیرالمؤمنین (علیه السلام) تعبیر به نفس شده می توان اثبات كرد كه وجود علوی كه ریشه وجود یازده امام معصوم است ، حقیقت نوری اش با نور محمّدی یكی است و تفاوت آن دو فقط در جنبه جسمی و مادی است .
امام صادق (علیه السلام) در روایتی مهم می فرماید :
إنَّ اللّهَ كَانَ إذ لا كَانَ ، فَخَلقَ الكَانَ ، وَالمَكَانَ وَخَلَقَ نُورَ الأنوَارِ الَّذِی نُوِّرَتْ مِنهُ الأَنوَارُ ، وَأجْرَی فِیهِ نُورَهُ الَّذِی نُوِّرَتْ مِنهُ الأنوارُ ، وهو النُّورُ الَّذِی خَلَقَ مِنْهُ مُحَمَّداً وعَلِیّاً .(۷)خدا بود وقتی كه « كان » نبود پس كان و مكان را آفرید و نور الانواری كه انوار از آن نورانی شدند خلق كرد و در آن نورش كه همه انوار از آن نورانی شدند جاری ساخت و آن نوری است كه محمّد و علی را از آن پدید آورد .
در تفسیر الامام العسكری (علیه السلام) : ۶۵۶ و بحار الأنوار : ۳۷/۴۸ ، باب ۵۰ ، حدیث ۲۷ در ذیل حدیث شریفی كه از رسول با كرامت اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل شده است در تفسیر آیه شریفه مباهله چنین آمده است :
فكان الأبناء الحسن والحسین ، جاء بهما رسول اللّه فأقعدهما بین یدیه كجروی الأسد وأمّا النساء فكانت فاطمهٔ جاء بها رسول اللّه (صلی الله علیه وآله) وأقعدها خلفه كلبوهٔ الأسد وأمّا الأنفس فكان علی بن أبی طالب (علیه السلام) . با توجه و تدبر در مصادر اصیل شیعه و حتی كتب عامه می توان چنین نتیجه گرفت كه : ( أجمع المفسرون علی أن المراد بالنفس هاهنا علی (علیه السلام) ) ، كه در الصواعق المحرقه : ۲۳۸ نیز چنین بیان شده است . مرحوم علامه مجلسی نیز در بحار الأنوار : ۳۵/۲۵۷ ، باب ۷ . بابی را به این آیه شریفه اختصاص داده اند .
و در روایت دیگری فرمود :
یا علی ! من و تو از یك نور آفریده شده ایم سپس آن نور در پشت آدم قرار گرفت تا در پشت عبدالمطلب دو بخش شد : بخشی در پشت عبداللّه قرار گرفت و بخشی هم در پشت ابوطالب .(۸)به این خاطر هیچ نوری و روحی با پیامبر مأنوس تر از نور و روح علوی نبود و حضرت حق ، شب معراج به سبب این انس با صدای وجود مبارك امیرمؤمنان (علیه السلام) با حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) سخن گفت و به همین جهت بین محمّد و علی عقد اخوت و برادری بست تا این اخوت و برادری و یگانگی را نیز در عالم خلق و جهان طبیعت بروز و ظهور پیدا كند و به این علت به او می فرمود :
إنّكَ تَسمَعُ مَا أسمَعُ وَتَرَی مَا أَرَی .(۹)
آنچه را من می شنوم تو نیز می شنوی و آنچه را من می بینم تو هم می بینی .
بر اساس روایات و دلایل متین و استوار ، علی سرّ و باطن محمّد است و محمّد فیض الهی است . و این خواست خداست كه ولایت را باطن و سرّ رسالت قرار داد تا هرجا محمّد ظهور می كند این باطن و سر با او باشد ; پس بی ولایت امیرمؤمنان ، رسالت ناقص است .
( . . . وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ . . . ) .(۱۰)
. . . و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای . . .
وجود مقدس اسداللّه الغالب علی بن أبی طالب (علیه السلام) در مرحله و مرتبه ولایتش به اذن حق متصرف در ملكوت و مالك باطن وجودات و جلوه گاه همه مدارج غیب و شهود است و هیچ تصرفی در هستی بدون توجه نوری حضرتش صورت نمی گیرد پس بدون حبّ علی و قبول ولایت او نمی توان به حبّ رسول و حبّ خداوند متعال رسید چون ولی اللّه باب اللّه است و نور محمّدی و علوی بِكُمْ فَتَحَ اللّهُ وَبِكُمْ یَخْتِمُ ، وَإیابُ الْخَلْقِ إلَیْكُمْ .(۱۱)
خدا با شما آغاز كرد و با شما پایان می دهد و بازگشت خلق به سوی شماست .
چندانكه در آفاق نظر كردم و دیدم *** از روی یقین در همه موجود علی بود
این كفر نباشد سخن كفر نه این است *** تا هست علی باشد و تا بود علی بود
در ضمن روایاتی كه در كتب معتبر و اصیل اسلامی آمده ، اوصاف دوازده امام معصوم را در همه زمینه ها یكی می داند چرا كه خلقت آنان از همان نور و حقیقت رسول با عظمت اسلام (صلی الله علیه وآله) است .
باید گفت : به غیر از مقام نبوت آنچه از معانی و حقایق و . . در وجود مبارك رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) است ، بی كم و كاست در امامان معصوم (علیه السلام) تجلّی دارد و همه آنان ـ چنان كه خود فرموده اند ـ اسمای حسنای الهی هستند ،( نَحْنُ وَاللّهِ أسمَاؤُهُ الحُسنیَ ).(۱۲)
و به همین خاطر جهانیان وام دار اینانند و اینان را بر جهانیان حقوقی است كه ادای آن حقوق بر عهده جهانیان واجب و لازم است چنان كه در كتاب شریف الكافی از معصوم روایت می كند :
الدُّنیَا وَمَا فِیهَا للّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَی ، وَلِرَسُولِهِ ، وَلَنَا ، فَمَن غَلَبَ عَلَی شَیء مِنهَا فَلیَتَّقِ اللّهَ ، وَلْیُؤَدِّ حَقَّ اللّهِ تَبَاركَ وَتَعَالَی ، وَلْیَبَرَّ إخوَانَهُ ، فَإنْ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِكَ فَاللّهُ وَرَسُولُهُ وَنَحنُ بُرَآءُ مِنهُ .(۱۳)
دنیا و آنچه در آن است در سیطره مالكیت خدای بزرگ و پیامبرش و ما قرار دارد پس هر كس به چیزی از آن دست یافت باید تقوای الهی را رعایت كند و به ادای حق خدا برخیزد و به برادرانش نیكی كند ، اگر چنین نكند خدا و رسولش و ما از او بیزاریم .
در هر صورت ریشه وجودی اهل بیت (علیهم السلام) ، حقیقت نوریّه محمّدیه است كه از طریق جلوه تامّش بر علی و فاطمه (علیهم السلام) است و ایجاد علقه زوجیت بین این دو دریای شگرف معنوی سبب ظهور یازده مظهر تام و مُظهر كل شد و از همان زمان هم برای هدایت جهانیان به نام آن بزرگواران و تعدادشان ، همگان را توجه داد .
جابر بن عبداللّه انصاری كه تا پایان عمر مورد عنایت و احترام اهل بیت (علیهم السلام)بوده ، می گوید :
هنگامی كه خدای عزّ و جلّ آیه شریفه :( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الاَْمْرِ مِنْكُمْ )(۱۴)را بر پیامبرش محمّد نازل كرد من گفتم : ای فرستاده خدا ! ما خدا و پیامبر را شناختیم ، اولوالامری كه خدا طاعتشان را به طاعت تو مقرون نموده كیانند ؟ حضرت فرمود : جابر ! جانشینان من و پیشوایان مسلمانان پس از من هستند ; اول آنان علی بن ابی طالب سپس حسن و حسین آنگاه علی بن الحسین و بعد محمّد بن علی كه در تورات معروف به باقر است و تو او را درك می كنی ، هرگاه زیارتش كردی سلام مرا به او برسان سپس صادق جعفر بن محمّد و بعد از او موسی بن جعفر و پس از او علی بن موسی آنگاه محمّد بن علی سپس علی بن محمّد سپس حسن بن علی آنگاه هم نام و هم كنیه من حجّت خدا در زمین و باقی مانده او در میان بندگانش فرزند حسن بن علی خواهد بود ، همان كه خدای متعال ، خاور و باختر زمین را به دست او بگشاید و همان كه از دیده شیعیان و دوستانش پنهان خواهد شد و در آن زمان جز آنكه خدا دلش را برای ایمان خالص كرده ، كسی در اعتقاد به امامت او پابرجا و استوار نخواهد ماند .(۱۵)
نكته قابل توجه دیگری كه در مورد حقیقت وجودی اهل بیت (علیهم السلام) در روایات صادر از آن ذوات مقدس به چشم می خورد ، تشبیه بسیار عمیق و پر معنای اهل بیت (علیهم السلام) به شجره طیّبه است .
امام صادق (علیه السلام) شجره طیبه را كه حضرت حق در قرآن در سوره ابراهیم(۱۶) ذكر فرموده ، در برابر پرسشی كه عمرو بن حُریث از آن حضرت درباره آن می پرسد چنین توضیح می دهد :
رَسُولُ اللّهِ (صلی الله علیه وآله) أصلُهَا ، وَأمِیرُالمُؤمِنینَ (علیه السلام) فَرْعُهَا ، وَالأَئِمَّهُٔ مِن ذُرِّیَّتِهِمَا أغصَانُها ، وَعِلمُ الأَئمّهِٔ ثَمَرَتُهَا ، وَشِیعَتُهُم المُؤمِنُونَ وَرَقُها ، قَال وَاللّهِ إنَّ المُؤمِنَ لَیُولَدُ فَتُورِقَ وَرَقَهٌٔ فِیهَا وإنَّ المُؤمِنَ لَیَمُوتُ فَتَسْقُطُ وَرَقَهٌٔ مِنهَا .(۱۷)
پیامبر خدا ریشه آن و امیرالمؤمنین تنه آن و امامان از نسل پیامبر و علی شاخه های آن و دانش امامان میوه آن و شیعیان مؤمنشان برگ آن هستند . فرمود : به خدا سوگند كه مؤمن به دنیا می آید پس درخت برگی برمی آورد و مؤمن از دنیا می رود پس از درخت برگی می افتد .
در این روایت ، علاوه بر اثبات حقیقت وجودی واحد ائمه اطهار (علیهم السلام) از تشبیه شیعیان مؤمن به اوراق شجره طیبه ، به این مطالب می توان رسید كه حقیقت وجودی شیعیان مؤمن برگرفته از انوار تابناك اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است .
در روایتی آمده است كه :
شیعَتُنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طینَتِنا یَفْرَحُونَ لِفَرَحِناوَیَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا.(۱۸)
نقطه مقابل شجره طیبه ، شجره خبیثه است كه هدف از بیان آن ، مجسم ساختن چهره واقعی كلمه شرك و برنامه های انحرافی و مردم فاسد و كافر و خبیث است كه با بی توجهی به دستورها و اوامر اهل بیت (علیهم السلام) و انقطاع از شجره طیبه ، به شجره خبیثه ملحق شده اند ، شجره ای كه ( اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الاَْرْضِ مَالَهَا مِن قَرَار ) از زمین كنده شده و قراری ندارد و بی ریشه است كه در برابر توفان ها هر روز به گوشه ای پرتاب می شود .
در روایات آمده است كه شجره طیبه پیامبر و علی و فاطمه و فرزندان آنها هستند و شجره خبیثه بنی امیه است (۱۹ .

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!