دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

پیشگفتاری بر تاریخ موسیقی


پیشگفتاری بر تاریخ موسیقی
شکارچی درهنگام استراحت زخمه ای بر زهِ کمان میزند. طنینی سینیه هوا را میشکافد. شاید اینگونه آغازیده باشیم . شاید.
سنگی بر سنگ ساییده میشود. وزن در واحد زمان نظمی موزون را به صدا در می آورد. وزنی منظوم، که پیش از آن با ضربان قلب خویش تجربه نموده بود. نظمی که گذار شب به روز، فصل به فصل و سال به سال او را به آگاهی آغازین رسانیده بود. شاید اینگونه آغازیده باشیم.
شاید...
جهان پیرامون انسان: طبیعت، گستره آن هزاران صوت را در گوناگونی لحن و رنگ به گوش او میرساند. نواها در او عواطفی چون ترس، لذت پدید می آورند. به تکرار بر مینشیند، برای تسخیردلهره خویش، برای لذت و شادمانی، برای شکار، برای جادو، برای سرایش داستان، آنچنان که بومیان استرالیا و بوشمانهای افریقا روا میدارند.شاید اینگونه آغازیده باشیم و شاید، شاید های دیگر.
دانش ما مبنی بر آغازین واهه های این هنر تنها می تواند بر فرض استوار باشد. آنچه بر ما عیان است انسان از تقلید اصوات و سکوت ، نغمه و وزن را پدید می آورد و از ابزار پیرامون خود در طبیعت ، سازهایی می سازد. که بدان وسیله مکاشفه خود را در جهان صوت آغاز می کند. و بدین سان در تقلید از خدایان خود ،آفریده گار می شود و طبیعت دیگری را در انتزاع و مصنوع می آفریند.
خداوندی که در جهان صوت بنده و برده نمی آفریند. زیباییها هستند که همچنان طنین می افکنند و آفریده می شوند.
از تکنوازی زهه کمان شکارچی تا آریژی بر سر انگشتان چالاک خویش بر هارپ قرون را می نوردد. با وزنهای بینهایت گسترده خویش پای می کوبد، دست افشانی می کند. با موسیقی اش به جنگ می رود، به سرای عشق میرود به دنیای خیال گذر می کند، به اندیشیدن می نشیند، شاد و شادمان به سرایش خنده می پردازد، به اندوه می نشیند، به نیایش می پردازد ، راوی می شود ، به تفسیر خیال و واقع می پردازد ، از این جهان بیکران درون ، از خویش خویش سخن می گوید. با واژگانی منتزع ، با صوت.
انسان امروز در جهان صوت و جهان سکوت ، د ر جهان هم آغوشی صدا و سکوت می زیید، و عواطف خود را در اشکال گوناگون و با سلیقه هایی که خود آفریده گارش بود بیان می کند. انسان همواره در فراشد حیاط و تکامل خویش از جادو تا جهان بینی های سیاسی نیرویی برای تسخیر و اسارت خویش پدید می آورد. و خدایی خویش را در مرتبه های تکرار، قربانی خدایان بیشمار خود آفریده خود می کند. اینگونه موسیقی نیز چون ابزاری برای تحمیق ، برای سکون، الی رقم نیاز درونی خود بکارگرفته می شود. موسیقی کلیسای قرون وسطی چون عظمت معماریهای کلیسایی تسلیم ،خضوع ، فروتنی و طاعت انسان را نه در برابر خدا بلکه در برابر نمایندگان زمینی خدا می آفریند. ا زهمان آغازین واحه های این مکاشفه آنگاه که انسان به اوج و عظمت تاثیر پذ یری نغمه پی می برد، این تضاد تاریخی از آن منشعب میگردد ، آنهم به دست آفریدگارانش.
به دوره دیگری از حیات و رشد موسیقی می پردازیم. به دوره ای که سازمان یافتگی نغمات اقوام و ملل ،بیان عاطفه و هویتی قومی را شناسایی می کند.
از آن هنگام که مکاشقات سنت می گردند. و در برابر فردای تحول به مقاومت می پردازند. هیهات که هنوز در این هنگامه ما ، پس از گذشتن از سنتهای بیشمار به بدعتهای بیشمار باز سخن از سنت و قیام در برابر جوهر تحول و نوآوری می رود. این هماره ایستایی و این هماره برپایی برای چیست؟ روایتی اسطوره ای از یونان کهن می گوید: نوازنده ای که از شرق یونان به آتن آمده بود و در برابر سیتارای مقدس فرم تیکس را (دو نوع ساز زخمه ای متفاوت ا زهم) زینت و زیور آرسته بود، زنده زنده پوستش را کندند تا خدای موسیقی رحمتش را از آن سرزمین هنر پرور باز نستاند. هنگامی که زریاب به تغییرعود می پردازد و سیمی بر آن از روده شیر می افزاید و مضرابی از ناخن عقاب، خشم استادش اسحق موصلی را بر می انگیزد زیرا که آن جوان از سنت به تحول گذار نموده بود. بنابراین می بایست جلای وطن کند و راهی دیار تبعید گردد. در دوران معاصر بر تضاد سنت و بدعت بعدی تازه نیز افزون می شود.
هنر ایدئولوژیک، اندیشه ای که هزاران موسیقی دان را در زندانها اردوگاه های کار اجباری، اتاق گاز و تبعید در جهان نگری فاشیسم هیتلری می کشاند. اندیشه ای که شوستاکویچ را پس از اجرای" لیدی مکبث" با مقاله ای که استالین با نام مستعار، پیرامونش به عنوان ضد خلق و بیگانه بودن می نگارد، در دلهره ای جان گیر قرار می دهد تا آنکه به خود سانسوری و نوعی بردگی گردن نهد. اندیشه ای که خانواده موسیقی ایرانی را از هم می پاشد. گروهی را به کار تحقیرآمیز اجباری وا می دارد، گروهی دیگر را از خانه برون می نهد و یا در خانه محبوس می سازد.

سیروس ملکوتی

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی رادیو ندا

مطالب مرتبط

ملک الشعرای موسیقی


ملک الشعرای موسیقی
آهنگساز لهستانی فردریك فرانسوا شوپن در سال ۱۸۴۹ در پاریس درگذشت اما او در واقع مصنف جاودانه موسیقی برای پیانو است. آثار او همواره در برنامه كنسرت پیانیست ها جای دارد. البته نمی توان ادعا كرد كه اجراهای آثار او همیشه جانب اصالت را رعایت می كنند، اما در هر صورت حقیقت این است كه در كمتر رسیتالی شوپن غایب می ماند. شاید همین ازدیاد بی قید اجراها ما را از درك عمق موسیقی او محروم كند. چه اندكند اجراهای اصیل در این میان! با این وجود شوپن بزرگترین متخصص پیانو است و هرچه می گذرد اعتبار او تثبیت فراگیرتری پیدا می كند. پروفسور فردریك نیكز معتقد است كه شوپن یكی از سه ركن اساسی موسیقی قرن نوزدهمی است یعنی به ترتیب بتهوون، شوپن و بالاخره واگنر. می توان به طور اخص اشاره كرد كه در نیمه دوم سده نوزدهم دو شخصیت در قله امپراتوری موسیقی قرار داشتند: شوپن و واگنر. در حالی كه واگنر اركسترهای بزرگ و صحنه های موسیقی دراماتیك را تسخیر كرده بود، شوپن سلطان پیانو شد و از آنجا كه مردی به شدت ناسیونالیست بود همواره اركان موسیقی بومی وطنش را در شاهكارهای خود لحاظ می كرد. به راستی شباهت شوپن و واگنر در آن است كه هر دو نوای روزگار خود را عرضه كرده اند با این تفاوت كه شوپن كمی اصیل تر عمل می كرد.واگنر با ایجاد اصوات مخفف صحنه نمایش را به زانو درمی آورد و شوپن با نحیف ترین نماها به دوردست ها سفر می كند. این دو مرد در هر حال در اوج توان و شهامت هارمونیك قرار گرفته اند. شوپن برخلاف واگنر چندان رویكرد صحنه ای نداشت و متانت را به دراماتیسم ترجیح می داد. همه چیز در موسیقی او درونی است و هیچ گاه جار نمی زند بلكه حالات روحی به انحای مختلف را منعكس می كند. شوپن در رنگ آمیزی تولد دبوسی را پیش بینی می كند اما آیا به راستی دبوسی در رنگ آمیزی از شوپن پیشی گرفته است؟
شوپن را بحق شاعر پیانو نامیده اند اما آیا او را نمی توان به راستی ملك الشعرای موسیقی نامید؟
از میان آهنگسازان پیشین او شاید شوبرت بیش از باخ، بتهوون، شومان و موتسارت در طبع شاعری به او نزدیك شده باشد حتی شوپن در پرداخت ملودیك از شوبرت پیشتر رفته است. موسیقی شوپن تلفیقی است از موعظه، عشق، نقاشی و جنون. لهستان مظهر الهامات او و غایت اندیشه هایش را تشكیل می داد. موسیقی ای كه او می نویسد غالباً دارای فرمی آزاد هستند و تنها نام های مشخصی در عنوان قطعات توصیف موسیقی او را برعهده می گیرند، نام هایی نظیر والس، مازوركا، پولونز، نوكتورن، اتود، پرلود، روندو، شرزو امپرومتو، فانتزی، باركارول و حتی سونات و كنسرتو. شوپن به همان اندازه كه رومانتیك است به خانواده كلاسیسیسم نیز تعلق دارد. شاید بتوان از جهاتی عملكرد وی را با آثار باخ مقایسه كرد. او در رقص های لهستانی مانند مازوركا و پولونز، روح انقلابی و قهرمانی دمید. در لحظاتی خاص اشعار هاینریش هاینه و شوپن در جوار یكدیگر یك كلیت به راستی بی نظیر را تشكیل می دهند. شاید كلام او و كلام هاینه در اصل یك چیز باشند كه در دو مدیوم متمایز ابراز شده اند. كنترپوان نوین در تكامل یافته ترین شكل ممكن در شوپن یافت می شود كه او برحق جانشین كانتور - باخ است. از سوی دیگر شاید بتوان فرم شوپنی را در انحصار خصیصه های تم هایش دانست و در این میان می بایست به خصوصیات رقص های بومی وطنش اشاره كرد. او در جوانی علاوه بر پیانو برای سازهای دیگری نیز موسیقی ساخت اما به مرور دریافت كه تمام ایده های خود را در قالب منحصربه فردش برای پیانو تصنیف كند. او اصواتی از پیانو بیرون كشید كه تا آن هنگام هرگز شنیده نشده بودند و این كار به نوعی معجزه می مانست. او هر چه پیشتر می رفت، بیشتر به باخ پناه می برد و بیشتر از او فاصله می گرفت. بسیاری تاكنون شوپن و موسیقی اش را به واسطه داشتن نشانه هایی از زنانگی تحقیر كرده اند اما به عقیده من حتی با پذیرش این نكته می توان آن را وجه تمایز نبوغش با سایرین دانست. در اثر ممتازش یعنی «فانتزی» الهام در كار او به وحی بدل گشته است و در سونات شماره ۲ او بلندپروازی در سرحد غایت دیده می شود. شوپن همواره از ضعف سلامتی در رنج بود و گفته اند كه او عمری را در جان كندن سپری كرد. شیوه اجرای او از بعضی از آثار پرجوش و خروشش به هیچ شكلی با معیارهای امروزی یا حتی اجرای نوازندگانی نظیر لیست همخوانی نداشت. گاهی پیاتیسیمو در اجرایش به گوش نمی رسید و نوای فورتیسیمو از حد یك متسوفورته تجاوز نمی كرد. با تاكید بر كلاسیك بودن سبك شوپن نمی توان موسیقی اش را با ملاك های باخ یا موتسارت سنجید اما توفیقی كه او در این راه به دست آورده را به راستی نمی توان براساس چند ملاك ثابت و كهنه ابراز كرد. در مورد خصلت لهستانی موسیقی اش این نكته را نیز باید اضافه كرد و آن اینكه عظمت او جدا از ناسیونالیسم نهفته در آثارش قابل بحث و اثبات است. شوپن پیش از آنكه یك راوی موسیقی لهستانی باشد، یك شاعر تمام عیار موسیقی است. شوپن محبوب ما تنها مصنف نوكتورن های ملیح و والس های ملوس نیست، بلكه بالادها، پرلودها و شرزوها هستند كه جایگاه منحصر به فرد وی را تعیین نموده و او را تا سرحد یك معبود در برابر ستایش گرانش در اوج نهاده اند.شوپن راهنمای اذهان افسرده تنهای بی رمق و دل های مشتاق است كه از بی قراری در پناه شوپن به آسایش می رسند.

کباب | طرز تهیه کباب چوبی دودی
کباب چوبی و طرز تهیه کباب چوبی دودی و انواع کباب ها و طرز تهیه غذاهای متنوع را در آشپزخانه نمناک ببینید.
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.