دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

وقتی که واژگان پرواز می کنند


وقتی که واژگان پرواز می کنند
● نگاهی به موسیقی در شعر سپید
اکثر منتقدان معاصر درباره موسیقی شعر سپید، تنها تعبیر «موسیقی درونی» را به کار می‌برند. این تعریف از موسیقی شعر سپید تا حدود زیادی تکراری و کلیشه‌ای است. در متن‌های شعری هم افراط و پا فشاری شدید شاعر در به کارگیری سیستمی آهنگین از زبان که در آن کلمات هم آوا به نوعی همجواری لفظی رسیده‌اند، شعر را به سمت کلامی مهمل و مفهوم برافکن هدایت کرده است.
اما در بعضی از موارد از جمله اشعار شاعران پیشرو، موسیقی درونی شعر بر نوعی ساختار پنهان hidden structureبنیان نهاده شده است. در نتیجه هر لحظه مخاطب حرفه‌ای برای کشف مدلول‌هایی ذهنی به کار رفته در شعر و سیستم موسیقایی زبان وسوسه می‌شود. کشف نهایی چنین امر مهمی هم بسیار پیچیده و موشکافی عمیقی را می‌طلبد.
شایان ذکر است که موسیقی درونی در شعر فاکتور و مولفه تازه‌ای نیست و در شعر کلاسیک هم وجود دارد:
« سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند»۱
با این حال موسیقی نوین اشعار سپید بیش از ادبیات کلاسیک از آثار ادبی اروپا الهام گرفته است. چرا که موسیقی در شعر کلاسیک زبان شعری را تنها به سوی بعدی از آفرینش معنا هدایت می‌کند. مثلاً در نمونه بالا هم آوایی حرف«چ» کل مصرع را به سوی بعدی از معنا سوق می‌دهد و در واقع بر چرایی کنش معشوقه و واکنش کلامی شاعر اشاره دارد.
محوریت موسیقایی حرف«چ» نیز در سه کلمه هم آوا یعنی «چمان»،«چرا»و«چمن» بر نوعی التماس ِ مفهومی اشاره دارد که پرسناژ شعری (معشوق) را بر سر جاده‌ی پرسش متوقف می‌کند. «چمان » در کنه معنایی خویش معرف سروری است که یا از شدت تواضع سر به زیر خم کرده است و یا در حالتی از گوشه گیری و انزوا، بعد تصویری سر به زیر بودن را پیدا کرده است. اما در هر صورت به خاطر این چمان خوانده می‌شود که به سراغ شاعر نمی‌آید. «چمن» نیز در این مصرع بنا بر محورهای مجاورت زبانی شکل می‌گیرد. طوری که «چمن» به عنوان نمادی از طراوت و شادابی و سرزندگی در تقابل با واژه‌ی«چمان» قرار گرفته است و معشوق را به سوی ارتباط با شاعر تحریک می‌کند. واژه «چرا» هم قطعیت رویکرد زبانی شاعر را تأیید می کند و جای هر گونه شک و شبهه را در به کارگیری واژه گان هم آوا ( سیستمی آهنگین از کارکردهای زبان شعری) برای تک کانونی معنا از بین می‌برد.
ناگفته نماند که تأویل‌های ما از این شعر کلاسیک کاملاً مدرن است و گرنه برهمگان آشکار است که شعر فوق از صنعت جناس سود برده است.
اما موسیقی نوین شعر سپید بسیار پیچیده‌تر از آن است که در شعر کلاسیک به کار رفته است. چرا که زبان شعر سپید از مؤلفه‌های ساختاری قبل از خود به شدت گریز زده است. اگر سیستم های زبانی قبل از جنبش شعر سپید را مورد بررسی قرار دهیم، برای پی بردن به جنس ِ موسیقیایی زبان، متودهای مشابهی را پیدا خواهیم کرد. چرا که اغلب آن‌ها از ترکیب محورهای مجاورت و مشابهت زبان پیروی می‌کنند. مثلاً محور مشابهت بر اصول سه گانه تداعی، تشابه و تضاد پایه ریزی شده است و اغلب واژگانی که در این محور بنا بر ضرورت موسیقایی به کار رفته‌اند، به طور آشکاری نماینده‌ی اندیشه‌ی تک محوری شاعر و در نتیجه منظور نهایی او هستند
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه ۲
که بی شک ضروریت موسیقیایی هم آوایی حرف «ش» در واژه گانی مانند«کشت»، «کشتگاه»و«خشک» طبق مؤلفه‌های محور مشابهت زبان و از عنصر تضاد پیروی می کند و همواره متن شعری به جستجوی یک خواستگاه و غایت واحد است یا در محور مجاورت، زبان شاعر ترکیبی از واژگان هم آوا و استعاره‌هایی قابل درک هستند که به نوعی هم نوع و از جنس کلمات کناری خود به شمار می‌روند. در کل موسیقی درونی زبان، تا قبل از جنبش شعر سپید متأثر از یک پروسه از پیش ساخته در ذهن شاعر است. یعنی کلامی که از مؤلفه‌های ارگانیک و ساختار فرمیک زبان پیروی می‌کند و کلیت ان صرفاً در صدد نوعی کارکرد نمایشی و ریتمیک کلام است.
از گوشه نگاهی دیگر، اغلب اشعاری که موسیقی درونی در آن ها موج می‌زند، ما را به یاد گفته پل والری (شعر رقص است و نثر پیاده روی) می‌اندازد. در هر صورت مؤلفه‌های ساختاری این زبان موسیقایی برای مخاطب خاص و حرفه‌ای شعر قابل کشف است. یعنی زبان از یک بعد و لایه شکل یافته که صرفاً جهت کار کرد نمایشی و زیبایی ساخت ظاهری به کار می رود. طوری که می‌توان به لحاظ پیچیدگی‌های موسیقایی در زبان، تاریخ شعر ایران را به دو دوره‌ی قبل از جنبش شعر سپید و بعد از جنبش شعر سپید تقسیم کرد؛ که جنس زبان موسیقایی در تقسیم بندی قبل از جنبش شعر سپید زبان فاخر purple prose و بعد از جنبش شعر سپید زبان درونی inter language است. این زبان درونی در پیچیدگی درون متنی خود سعی دارد آفاق را بسط و گسترش دهد. بعضی از این گسترش های آفاق معنایی که بنیادی موسیقایی دارند عبارتند از:
۱- موسیقی منجر به معنی ضمنی
معنی ضمنی innuendo یکی از اساسی ترین لایه های پیچیده در متن شعری سپید است که بنا بر هم آوایی حروف مشابه و کلمات آهنگین ساخته می شود:
لبانت به ظرافت شعر
شهوانی‌ترین بوسه‌ها را شرمی چنان مبدل می‌کند
که جان دار غار نشین از آن سود می‌جوید تا به صورت انسان در آید۳
مفهوم ضمنی این شعر رهایی است. موسیقی درونی به کار رفته در شعر با توجه به واژگانی کلیدی از قبیل شعر، شهوانی، شرم و جاندار غارنشین مفهوم رهایی را به صورت ضمنی در تمام تار و پود زبان تنیده است. رهایی معشوق از عاشق و رهایی عاشق از عشق. بی شک عشق، وضعیتی روحی و روانی است که فقط در چهار چوب معانی و نظام مفاهیم توصیف پذیر است. چنین مفهومی هم به همه آدمیان تعلق دارد. پس شاعر به خوبی می‌داند که پافشاری عاشق بر وجود معشوق فقط و فقط نوعی دیکتاتوری انسانی و تصاحب مفهوم عشق است دلیل مهم برای چنین برداشتی مکانیسم به کار رفته در زبان (یعنی وصف) است.
در واقع شاعر به وسیله کلمات از معشوق یا آنیمای شعری تنها ترسیمی مینیاتوری و زیباشناختی ارائه می‌دهد. در نتیجه مکانیسم به کار رفته در این شعر مثلاً فرقی با شعر« ای سرو بلند قامت دوست/ وه وه که شمایلت چه نیکوست»۴ ندارد. چرا که آنیمای شعری در این شعر سپید هم همان مفهوم وسیع و پردامنه ی دوست است. مفهومی که در ادبیات کلاسیک هم، اگر در شعر شاعران به کار می رفت، به هیچ وجه قابل تملک نبود. و شاید به همین دلیل است که شاعر می‌گوید: « اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست»۵
پس آنیمای شعری در شعر سپید بالا، طرحی مینیاتوری و ابعادی از پاکی اثیری و متافیزیکی دارد. در نتیجه او قابل تملک نیست. پس شاعر برای او رهایی را ارزانی می‌دارد و خود نیز در کسوت عاشق رهایی از عشق را انتخاب می کند. از سوی دیگر هم آوایی واژگانی از قبیل «شعر»، «شهوانی»، «شرم» و «جاندار غارنشین» به دلیل هارمونی حرف«ش» دیگر مانند گذشته تداعی گر کلمه یا در نهایت مفهوم تک بعدی و واحد نیستند. چرا که چهار عنصر مذکور هیچ کدام به تصاحب و تملک شخصی نمی‌انجامند و هر کدام جزء ابعادی از روان و ذات کلی بشر هستند. شعر غذای روح تمام بشریت است و زبان مشترک آدم‌هاست.
اما شهوت نه به معنای صرفاً فیزیکی و قرائت اپیکوری از آن بلکه به معنای وسیله‌ای جهت ادامه نسل و بقا در چهار چوب نهاد خانواده، اموری لاینفک از ذات بشریت است.« شرم» چنان که تمام فرهنگ‌ها به آن اذعان دارند، از مفاهیم بدیهی و جز ذات آدمی است. مصطلح جاندار غار نشین نیز با کارکرد فلسفی به زندگی اشتراکی بشر بدوی اشاره می‌کند و با قرائت فلسفی از چنین مصطلحی به راحتی می‌توان زاویه نگاه شاعر را برای رهایی معشوق از حس تملک مفهومی هجومی به نام عاشق مشاهده کرد.
موسیقی منجر به مکاشفه با تاخیر
به گمانم باید
برای آرامش مادرم
دعای گریه و گیسو بُران باران را به یادآورم
دلم می خواست بهتر از اینی که هست سخن می گفتم
وقتی که دور از همگان
بخواهی خواب عزیزت را برای آینه تعبیر کنی
معلوم است که سکوت علامت آرامش نیست.۶
در بسیاری از اشعار سپید معاصر از جمله نمونه بالا موسیقی جهت ارائه مضمونی ساده و بی اتفاق در زبان شروع می‌شود و به طور ناگهانی این مضمون موسیقایی برای یک مکاشفه با تاخیر delayed insightمهار می‌شود. در نتیجه زبان شعری به ثبت و خلق لحظه‌ای ناب از لحظات آدمی و رویکردی غیر متعارف در زبان معیار می‌پردازد.
در واقع در چنین اشعاری، هم آوایی حروف آهنگین مقدمه و وسیله‌ای قرار می گیرند که مولفه‌های ساختاری زبان کیفیت شاعرانه بودن خود را از دست ندهد و به نثر عادی و معمولی زبان معیار نزدیک نشود. در عین حال چاشنی عاطفه‌ای که شاعر به زبان خود افزوده توام با ترکیب بعضی از عناصر زیبا شناختی است این امر نیز همواره ذهنیت مخاطب را گرم و تاثیر پذیر نگاه می دارد.
شاعر نیز با نرمش دوپهلویی که در زبان به کار برده، ضربه نهایی را بر ذهن مخاطب وارد می‌کند. شاید نقد وارده بر کار کرد زبان موسیقیایی جهت تعامل انفعالی با مخاطب و در نتیجه درگیر کردن ذهن او با مکاشفه زبانی در یک مسئله مهم نهفته است. این مسئله مهم نیز نشانگر کشف شروع شعر (مرحله مکاشفه زبان) از جانب مخاطب خاص است. در واقع مقدمه چینی موسیقیایی خالی از شعریت و در واقع اضافی است. یعنی شعر بالا از همان سطر «وقتی که دور از همگان....» شروع می شود.
موسیقی منجر به احساسات عام
حالا بوی مینار مادرم می آید
بوی حنا، هفت سالگی، سوال، سفره، ستاره...
می خواهم به بوی ریواس و رازیانه بیندیشم ۷
مواد شکل دهنده این زبان موسیقایی احساسات عام universal feelingsاست و شاعر در صدد است با عناصری که در احساسات عام به نوعی، جزیی از خاطرات یا حافظه دیداری و شنیداری مردم‌اند، شعریتی لحظه‌ای را به وجود آورد. اما بی‌شک در زبان شعری هیچ اتفاقی روی نداده است و نقش فراواژگان در کل سیستم زبانی فقط و فقط موسیقیایی است.
برداشت و تاویل مخاطب از چنین شعری نیز درخشش لحظه‌ای اشیاء در حافظه دیداری و شنیداری و در کل فیلتر ذهنی خود شاعر است. بی‌شک هر مخاطبی از عناصر موجود در احساسات عام خاطراتی پر رنگ دارد. اما زبان نه تنها در خود لایه‌های معنوی بی‌شماری را ایجاد نکرده، بلکه به کارگیری سیستم موسیقایی زبان با استفاده از عناصر احساسات عام، بیش از شعریت به شعار نزدیک است و این زبان موسیقیایی تنها در صدد است که به شعار دادن حسی و عاطفی بپردازد.

پانوشت:
۱- حافظ، دیوان اشعار
۲- نیما یوشیج، گزینه اشعار
۳- احمد شاملو، آیدا در آینه
۴- سعدی، دیوان اشعار
۵- حافظ، دیوان اشعار
۶- سید علی صالحی، نامه ها
۷- سید علی صالحی، نامه ها
امید بی نیاز

منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

گذر از کوچه گلستان


گذر از کوچه گلستان
زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.
شاید بتوان یکی از این اندک شمارها را در عرصه موسیقی فولکلور ایران دکتر قدرت الله نورسته (دکتر خنجی) رهبر و بانی گروه گلستان دانست که با همتی والا و ذهنی خلاق در کشور مجارستان، به دنبال یافتن راهی برای آسان نمودن تحمل رنج دوری از زادگاه و به کمک دوستان هنرمند مجاری خود گروه گلستان را بوجودآورده است. نگارنده این مطلب نیز اقبال شنیدن آوای دلنشین دکتر خنجی را در گوشه ای دور از وطن داشته وشاید این نوشته که علاوه بر معرفی گروه دربرگیرنده برداشت شخصی من از آثار بوجود آمده در آن است، بتواند سپاسنامه خالصانه ای به نمایندگی از طرفداران گروه گلستان باشد.
دکتر خنجی زاده گرمسیر و پرورش یافته در سایه نخلِ سیراب از آب انبار است. برخاسته از بطن مردم خونگرم و خاکی جنوب و وفادار به آب و خاک و خانه و کوچه و یار و دیار است. حرفه اصلی اش طبابت است و به ظاهر در اتاق عمل با جسم نیمه جان انسانها سروکار دارد ولی با خلق آثاری چون "اچم" و "مجار" پا از حریم حرفه ای خود فراتر نهاده و به درمان روح زخمی و جان خسته ما ایرانیان دور از وطن پرداخته است.
جذابیت گروه گلستان تنها در ارائه آثاری بدیع و نوآوری در موسیقی فولکلور ایران خلاصه نمیشود بلکه بانی این گروه با کشف ریشه های مشترک موسیقی محلی اچمی (که به زبان خنجی اطلاق میشود) و موسیقی محلی مجارستانی و پیوند تحسین برانگیز این دو با هم، مرزهای فرهنگی و هنری موجود را لااقل در بین این دو کانون جغرافیایی و در این مورد بخصوص در هم شکسته است.
گفته های دکتر خنجی در مصاحبه اش با بخش فارسی رادیو بی بی سی در ژانویه ۲۰۰۳ حکایت از این داشت که اندیشه تشکیل گروه گلستان به دنبال اجرای موسیقی محلی خنجی در هنگام مراسم افتتاح نمایشگاه عکس چشم اندازهای خنج و در شهر پش مجارستان (آوریل۲۰۰۱) (که با استقبال به جای مردم نیز روبرو شده بود)، در ذهن ایشان جان گرفت. به گفته وی مهمترین عامل در خلق ملودیهای محلی که سرودن اشعار آن را از سالها قبل آغاز کرده بود، زنده نگه داشتن زبان مادری و حفظ ارزشهای فرهنگی زادگاه خود بوده که این مهم در قالب شعر و موسیقی و با اجرایی نو پایه های اصلی تشکیل گروه گلستان را بوجود آورد.
توانایی دکتر خنجی در بیان دلمشغولیهای خود به زبان مادری مقوله دیگری است که میتوان برای هر ترانه و هر گوشه آن مطلبی دیگر نوشت و به ویژگی های آن اشاره کرد. لازم به ذکر است علاقمندان گروه گلستان پس از شنیدن مصاحبه دکتر خنجی با شبکه تلویزیون آی تی انITN در آمریکا در انتظار اجرای کنسرت این هنرمند در زمستان ۸۴ و در شهر دبی به انتظار نشسته اند.
تا کنون گروه گلستان توانسته است دو آلبوم مجار که به زبان محلی خنجی به معنی همه داد و فریادها و به بیانی دیگر همان مجارستان و قوم مجار است و آلبوم اچم را به بازار عرضه کند. همه آنچه که من از دو آلبوم مجار و اچم شنیده ام ملودیهای منحصر بفردی است که با وجود رنگ و لعاب نوگرایانه و خلاقانه آن ریشه ای عمیق در فرهنگ عامیانه ایرانی داشته و دلنشین بودن این ملودیها به گوش مجارها نیز ارزش فعالیت هنری گروه گلستان را دو چندان کرده است.
بیشتر ملودیها با بیانی ساده و نوایی بی آلایش فضایی معمارگونه خلق نموده که شنونده بی اختیار خود را دعوت شده به این فضای آکنده از شور و شعف می یابد. فضایی که بوی خاک، رنگ لاجوردی آسمان، سفره پر ستاره شب، رقص بوته های گز در خنکای نسیم غروب، قامت رسای نخل در زیر آفتاب ظهر تیرماه و شیطنتهای کودکانه در کوچه و پس کوچه های شهر عناصر سازنده آن را تشکیل میدهند.
تجربه احساسی من پس از شنیدن این ملودیهای شگفت انگیز به دشواری قابل بیان است. چه، هر شنونده ای بسته به ذوق و سلیقه موسیقیایی خود تجربه ای متفاوت خواهد داشت. اما آنچه که وجه مشترک علاقمندان به سبک و سیاق آوازخوانی و نواختن نی دکتر خنجی است، حزین وعرفانی بودن برخی از این نواها است. حزن صدا و پس زمینه ای که ملودیها در آن جاری است، ویژگی انحصاری آن بوده و این ویژگی مانند ریسمانی محکم شنونده با حس و حال را به اصل خود وصل مینماید.
عصر ما بیمار آثار کسالت بار تکراری و بازاری در تمام مقوله های هنر است و ارزش واقعی این دست آثار ماندگار به دلیل طبع درویش مأبانه گرداننده این گروه متاسفانه کمتر شناخته شده است.
ملودیهای دو آلبوم مجار و اچم مجموعه ای است از بیان عواطف بی آلایش، احساسات پر شور و غم مشترک همه غربت زده هایی که به ریشه های خود وابسته اند و دور بودن از زادگاه حتی برای یک دوره زمانی بیست ساله نه تنها این پیوند را سست ننموده بلکه موجب تقویت آن نیز شده که این نشانه آشکار خلوص است.
بی اغراق خلوص صوت عارفانه دکتر خنجی و کلام بسیار ساده او در کنار غنای موسیقی این آثار میتواند شنونده را به مکانی بالاتر از این جهان فانی هدایت کند. هنگامی که از راهی پر خطر و گله ای بی چوپان میخواند خود را در تنگنای دریده شدن به دست گرگهای عصر ارتباطات و دهکده آشفته جهانی می یابیم که در مقدمه به آن اشاره شد.
مو میاد چو که ره پر گرگه
چیپونی نی و نصف گله مرده
تو تیاد به که تا ابد عشقت
دل و دینم هر دوتاش برده
ناگفته نماند هنرمندان مجاری در همخوانی و نواختن ملودیها به خوبی نقش داشته و نوآوری این گروه در ترکیب جالب چند ساز موسیقی است که در کنار نی دکتر خنجی شنیدن این آثار را دلنشینتر کرده است.
● در انتها لازم است سایر اعضای گروه گلستان را نیز معرفی و از زحمات آنها نیز صمیمانه سپاسگذاری نمود.
▪ آلیز بوگردی: نوازنده ویلون ، وکالیست
▪ بولچو بابارتسی: نوازنده گیتار، عود، سه تار، وکالیست
▪ گابی فرنتس: کیبرد، وکالیست
▪ زلتان توت: نوازنده پرکاشن، درام
▪ کرنل کرکش: نوازنده کانتر باس، دبل باس، زنبورک
همچنین وب سایت رسمی گروه گلستان www.golestan.info میتواند اطلاعات بیشتری در خصوص فعالیتهای هنری این گروه در اختیار هموطنان علاقمند قرار دهد.

کباب | طرز تهیه کباب چوبی دودی
کباب چوبی و طرز تهیه کباب چوبی دودی و انواع کباب ها و طرز تهیه غذاهای متنوع را در آشپزخانه نمناک ببینید.
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.