دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ / Monday, 20 August, 2018

انیس الدوله؛ زنی خیرخواه و زیرک در نقش ملکه ایران


انیس الدوله؛ زنی خیرخواه و زیرک در نقش ملکه ایران
تاریخ كشور ما مالامال از افرادی است كه از طبقات پایین جامعه برخاسته و با توجه به هوش خدادادی و درك اولویت‏های كشور و دردهای مردم، انسان‏های موثری در تاریخ كشور شدند. البته روشن است كه انسان‏های مؤثر در سرنوشت كشور تنها اختصاص به مردان نداشته بلكه بودند زنانی كه مستقیم یا غیر مستقیم در تاریخ كشور نقش اساسی را ایفا می‏كردند.
یكی از زنان تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران انیس‏الدوله می‏باشد. اگرچه درباره انیس‏الدوله و زندگی خصوصی او مطالب فراوانی منتشر شده است امّا درباره فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی وی نوشته مستقلی نشر نیافته است. این مقاله سعی دارد. گامی هرچند كوچك در این راه بردارد.
● خلاصه‏ای از زندگینامه‏
نام اصلی او فاطمه است. وی دختر نور محمد، از گرجیانی بود كه در زمان صفویه، اجدادش را از گرجستان كوچانده و در مازندران سكونت داده بودند. پدرش در جوانی درگذشت و از آن پس نزد عمه‏اش زندگی می‏كرد. توسط او به حرمخانه ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ ـ ۱۳۱۳ق) راه یافت و جیران خانم فروغ السلطنه ـ كه در آن زمان زن سوگلی شاه بود ـ دختر را به خدمت خود نگاه داشت. پس از مرگ جیران كلیه اموال او به فاطمه سپرده شد. تاج السلطنه، خاطرات تاج السلطنه، به كوشش منصوره اتحایه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان، نشر تاریخ ایران، تهران، ۱۳۶۱ ـ ۱۳۶۲، ص ۱۱۵. او در دربار تصمیم گرفت كه با سواد شود. دو تا سه نفر از ملاباجی‏های اندرون مأمور تعلیم و تربیت او شدند. مونس الدوله، خاطرات مونس الدوله ندیمه حرمسرای ناصرالدین شاه، به كوشش سیروس سعدوندیان، انتشارات زرین، تهران ۱۳۸۰، ص ۱۶۵ و ۱۶۶.
در سفر سلطانیه، شاه او را صیغه كرد (۱۲۷۶ ق) و فاطمه خانم را «انیس الدوله» لقب داد و بعد هم مالیات شهر كاشان و دهات آن را به انیس‏الدوله واگذار كرد. مونس الدوله، همان، ص ۱۶۵ و ۱۶۶. و به دلیل لیاقت، كفایت، كاردانی و آداب‏دانی به تدریج مورد توجه و علاقه شاه قرار گرفت و مقام و منزلت ممتازی در میان زنان عقدی و صیغه‏ای شاه به دست آورد. حتی شاه چند بار خواست او را به عقد دائم خود درآورد ولی او نپذیرفت. اعتماد السلطنه: روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، به كوشش فرخ سرآمد، نوین، تهران، ۱۴۷۰، ص ۱۱۵. و رجبی، محمد حسن، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‏گوی از آغاز تا مشروطه، سروش، تهران، ۱۳۷۴، ص ۲۴.
می‏توان ادعا كرد كه تقریباً همه نویسنده‏ها او را از نظر اخلاقی زنی استثنائی دانسته‏اند بطوری كه تاج‏السلطنه درباره او می‏نویسد:به قدری این زن عاقله [و] با اخلاق بود كه با وجود نداشتن صورت خوبی، برای سیرت خوب، او زن اول محترم بود. در این تاریخ كه من مذاكره می‏كنم، او تقریباً سی‏ساله، قدی متوسط، خیلی ساده، آرام، باوقار، سبزه، با صورت معمولی بلكه یك قدری هم زشت، لیكن خیلی با اقتدار. تمام زن‏های سفرای خارجه به منزل او پذیرفته شده، در اعیاد و مواقع رسمی به حضور می‏رفتند.
و این خانم بزرگ محترم اولاد نداشت، و مرا برای خود اولاد خطاب كرده، مهر مخصوص نسبت به من داشت. و همین قسم، جمیع خانواده‏های محترم و نجیب و زن‏های وزرا و امرا به منزل او پذیرفته می‏شدند. و تمام عرایض اغلب به توسط او انجام گرفته در حضور سلطان عرض و قبول می‏شد.تاج السلطنه، همان، ص ۲۵.
ـ دكتر فووریه (Dr Feuvrier) در وقایع هفتم تا دوازدهم ربیع‏الثانی ۱۳۰۷ كه همراه ناصرالدین شاه به قصر دوشان تپه رفته است می‏نویسد:
می‏گویند زنی خیرخواه و زیرك است، بهرحال در لطف و خوش صحبتی او حرفی نمی‏رود و همه وقت تبسم و خوش احوال است.» سه سال در دربار ایران، پیشین، ص ۱۵۵.
● فعالیت‏های سیاسی، اجتماعی‏
در آن دوره كه زن با سواد كمتر پیدا می‏شد، انیس الدوله زنی بود كه صرفنظر از زیبایی، انشاء روان و سلیس او را كمتر كسی داشت و روی هم رفته جمال و كمال انیس‏الدوله باعث چنان سربلندی و امتیاز او نسبت به سایر زنان ناصرالدین شاه بود كه به مقام بلند ملكه كشور رسید. یك نفر وزیر به كارهای او رسیدگی می‏كرد و شگفت این‏كه یك منشی زن داشت و این در تاریخ ملل فرنگ نیز تا كنون بی‏سابقه است كه ملكه كشوری منشی زن داشته باشد.
هوش سرشار و بصیرت بی‏نظیری كه از یك زن انتظار نمی‏رفت، سبب شد كه انیس‏الدوله در سراسر كشور مقام والای ملكه را احراز كند و برای خود جداگانه درباری داشته و سفرای كبار و ممالك بیگانه وقتی به ملاقات شاه می‏رفتند، در دفتر این ملكه نیز نام خود را ثبت می‏كردند و حتی هدایای نفیس و نشان‏های قیمتی از جانب سلاطین بیگانه به عنوان «انیس‏الدوله ـ ملكه ایران» به دربار قاجار می‏رسید.تفضلی و معتضد، همان، ص ۲۱۳
● اداره اندرونی شاه‏
از آنجایی كه اندرونی تشكیلات عریض و طویلی داشت كه رسیدگی به آن‏ها از عهده هركسی برنمی‏آمد و چه بسا اختلال در امور حرمخانه موجب آبروریزی دربار ایران نزد دول خارجی می‏شد لذا اداره امور حرمخانه شاهی و برقراری حفظ و تعادل بین زنان شاه بر عهده انیس‏الدوله قرار داشت. اهمیت مقام انیس‏الدوله در اندرونی از گفته‏های اعتماد السلطنه به‏خوبی آشكار است:
«... انیس الدوله ناخوش است... حرم‏خانه شاه منحصر به این زن است،... این‏كه من به این زن دعا می‏كنم بیش‏تر برای خاطر شاه است كه اگر خدای نكرده این زن بمیرد كلیه وضع حرمخانه به هم می‏خورد.» اعتماد السلطنه، همان، ص ۳۷۷ ـ ۳۷۶.
حتی وقتی به دنبال تهدید ناصرالدین شاه یكی از زنان حرم به منزل آیت‏اللَّه كنی پناه برد. انیس‏الدوله پیشنهاد كرد كه جایی در داخل حرمسرا را به عنوان بست (پناهگاه) قرار دهند بنابراین پای درخت قطوری را به این بهانه كه سیدی در آن‏جا دفن است بست اندرونی قرار دادند و ناصرالدین شاه قسم خورد كه هر كس قتل هم كرده باشد پای این درخت پناه آورد از تعرض به او خودداری خواهد كرد. تفضلی و معتضد، همان، ص ۲۱۶ تا ۲۱۷.
● در نقش ملكه ایران‏
از آنجایی كه در بسیاری از امور سیاسی ملكه‏ها نقش اساسی داشتند بنابراین ملكه می‏توانست بسیار مهم باشد و انیس‏الدوله اولین زن حرمسرای ناصرالدین شاه بود كه عنوان ملكه به او صدق می‏كرد و وظایف متعدد ملكه‏ها را به عهده گرفته بود.
ـ مونس‏الدوله چگونگی انتصاب وی به سمت ملكه ایران را چنین شرح می‏دهد:
«در آن موقع ملكه انگلیس یك گردن بند الماس توسط وزیر مختار انگلیس به تهران فرستاد كه به زن سوگلی شاه بدهند. وزیر مختار از صدراعظم پرسید: زن سوگلی شاه كدام یكی است؟ صدر اعظم این سؤال را نزد شاه مطرح كرد و شاه گفت: آن گردن‏بند الماس را برای انیس‏الدوله بیاورند زن وزیر مختار انگلیس با تشریفات پر طول و تفصیل به اندرون شاهی رفت و گردن‏بند ملكه انگلیس را به گردن انیس‏الدوله انداخت. بعد هم به دستور ناصرالدین شاه حاجی طوطی خانم، كه همان مادام عباس فرانسوی باشد، یك نامه به زبان فرانسوی از قول انیس‏الدوله برای ملكه انگلیس نوشت و یك كاسه بشقاب خیلی قیمتی فیروزه با چند قالیچه ابریشمی از طرف انیس‏الدوله برای ملكه انگلیس فرستاد». مونس‏الدوله، همان، ص ۱۶۶ و ۱۶۷
هم‏چنین وی اولین زن حرمسرای شاهی بود كه مفتخر به دریافت نشان حمایت آفتاب شد.. معتضد، خسرو كسری، نیلوفر، سیاست و حرمسرا (زن در عصر قاجار)، انتشارات علمی چاپ اول تهران، ۱۳۷۹، ص ۱۹۴. قبل از سفر اول به فرنگ ناصرالدین شاه، نشان حمایل آفتاب اختراع شده بود كه در فرنگ به ملكه‏ها داده می‏شد. آزاد، حسن، پشت پرده‏های حرمسرا، چاپ سوم ۱۳۶۴، انتشارات انزلی، ص ۳۶۵.
● پذیرایی از زنان سفرای خارجی
یكی دیگر از وظایف ایشان پذیرایی از كلیه میهمانان زن خارجی بود. معتضد و كسری، همان، ص ۱۹۴؛ و آزاد، حسن، پشت پرده‏های حرمسرا، چاپ سوم، ۱۳۶۴، انتشارات انزلی، ص ۳۶۵. وی در كلیه تشریفات رسمی درباری و روزهای اعیاد و میلاد شاه به عنوان ملكه ایران از شاهزاده خانم‏ها و بانوان اعیان و اشراف و همسران وزرا و سفرای خارجی پذیرایی می‏كرد. از جمله دوستعلی خان معیرالممالك درباره عید میلاد شاه چنین می‏نویسد:
«انیس‏الدوله از بانوان سفرا و دیگر بانوان اروپایی مقیم تهران و همسران وزرا و اعیان و اشراف دعوت می‏كرد و خود حمایل بر سینه و نیم‏تاج بر فرق، غرق در نشان‏هایی كه شاهان كشورهای خارجی برایش فرستاده بودند از میهمانان پذیرایی می‏كرد. معیر الممالك، دوستعلی خان، یادداشت‏هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، نشر تاریخ ایران، تهران، ۱۳۶۲، ص ۶۰ و ص ۱۰۵؛ و تفضلی و معتضد، همان، ص ۲۰۹ و ۲۱۰
ایشان حتی وقتی باخبر می‏شد كه یكی از سفرای خارجی قصد ترك ایران را دارد برای خداحافظی از زنان همراه دستور ضیافتی به افتخار آن‏ها می‏داد. یكی از این سفرا نقل می‏كند كه: هنگامی كه در سال ۱۸۸۵ من به آمریكا احضار شدم و قرار شد تهران را ترك نمایم انیس‏الدوله خانم و دختر مرا دعوت كرد كه در ضیافت كوچكی كه به افتخار آن‏ها در اندرون بر پا می‏شود شركت كنند و همانجا مراسم خداحافظی به عمل آید. س ـ ج ـ و ـ بنجامین، ایران و ایرانیان، (سفرنامه‏ی بنجامین عصر ناصرالدین شاه) سازمان انتشارات جاویدان، چاپ دوم، ۱۳۶۹ ص ۱۵۶.
او گاهی خانم‏های سفرای خارجی را به حضور می‏پذیرفت. برای آنان مجالس مهمانی ترتیب می‏داد و با آن‏ها به وسیله مترجم به مذاكره می‏نشست. تفضلی و معتضد، همان، ص ۲۳۰.
«انیس الدوله مهمانان زن خارجی را به مجالس تعزیه می‏برد و شخصاً داستان تعزیه را برایشان شرح می‏داد». سرنا، همان، ص ۲۰۵.
مشاور دائمی ناصرالدین شاه
كارلا سرنا در این باره می‏گوید:
«ناصرالدین شاه برای اقدام به هر كاری علاوه بر منجم مخصوص با زن سوگلی خود (انیس الدوله) نیز كه در وجودش به برخورداری از نوعی پیشگویی است، مشورت می‏كند.»سرنا، كالا، آدم‏ها و آیین‏ها در ایران، سفرنامه مادام كارلا سرنا، انتشارات زوار، تهران، ۱۳۶۲ ص ۹۰.
او در بسیاری از امور و مسائل مملكتی مورد مشورت شاه واقع می‏شده است. و چون به اخلاق و روحیه شاه آشنایی كامل داشته و بسیار موقع‏شناس بوده است، غالباً هرچه به شاه پیشنهاد می‏كرده انجام می‏شده است.
● دلجویی از سران لشكری و كشوری
یكی دیگر از كارهای انیس‏الدوله رسیدگی به سران لشكری و كشوری بود سردار ظفر بختیاری در این خصوص می‏گوید:
چون [انیس الدوله‏] از دور سوار بختیاری می‏دید می‏فرستاد از من و سایر خوانین احوالپرسی می‏كرد...» ظفر بختیاری، خسروبن حسینقلی، یادداشت‏ها و خاطرات سردار ظفر بختیاری، به كوشش س. وحیدنیا، فرهنگسرا، تهران، ۱۳۶۲، ص ۲۶۸.
یكی دیگر از ابتكارات انیس‏الدوله این بود كه دستور داده بود كه دور دامن او تصویر سربازان تفنگ به دوش قلابدوزی و گلدوزی كنند و وقتی شاه از او سؤال كرد كه چرا تصویر سربازان را روی لباس خود كشیده است جواد داد: «قربانت گردم! این‏ها با تفنگی كه در دست دارند، ناموس قبله عالم را نگهبانی می‏كنند!» مونس‏الدوله، همان، ص ۱۶۸ و ۱۶۹. و با این كار خواسته بود كه اهمیت سرباز در مملكت را یادآور شود.
● توجه و پناه دادن به رعیت
در زمان ناصرالدین شاه رسم بود كه هركس كه حكام ایالت با دادن پیش‏كشی بیشتری به حكومت منطقه‏ای منصوب می‏شدند و حاكم جدید هم تلاش می‏كرد تا چند برابر آن مبلغ را از مردم وصول كند. بنابراین هرچه مدت حكومت افراد كم می‏شد ظلم به مردم افزایش می‏یافت در همین راستا نامه تاریخی انیس‏الدوله به ناصرالدین شاه دیدنی است خصوصاً كه او تاكید خاصی بر رعیت و لزوم حفظ رعیت دارد:
قربان خاك پای مبارك گردم، جواب عریضه نواب ركن‏الدوله را مرحمت نفرموده‏اید، آدمش طلب می‏كند. دستخط و عریضه مزین التفات فرمایید. باری شنیدم كه حكومت شیراز را باز تغییر داده‏اید، و اللَّه خیلی تعجب است. بیچاره ركن‏الدوله هفت ماه است نرفته، با آن همه خسارت، اگر برای پیشكشی است از خود شاهزاده بگیرید. این‏طورها پدر رعیت بیچاره در می‏آید، رعیت این‏طور تمام می‏شود. حاكم از خودش نمی‏دهد. دور از مروت است، از همه جهت بیچاره‏ها تمام شده‏اند، عریضه را به دست كسی ندهید محرمانه ملاحظه فرموده پس بدهید خواجه بیاورید مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه)، خاطرات و خطرات، توشه‏ای از تاریخ شش پادشاه و گوشه‏ای از دوره زندگی من، انتشارات زوار، تهران ۱۳۷۵ ص ۶۵. مونس‏الدوله، همان، ص ۱۶۷ و ۱۶۸.
یا وقتی كه ناصر الدین شاه مبتلا به تب و نوبه شد و هر كدام از زنان حرم برای تملق یك‏جور نذر و نیاز كرده بودند... بعد از همه [زن‏ها] انیس‏الدوله به حضور رفت و گفت: «قربانت گردم! من برای قبله عالم صد هزار دعای گوی یك ساله فراهم كردم»
ناصرالدین شاه پرسید: «چطور؟»
انیس‏الدوله حاضر جواب گفت: «مگر نه این‏كه مالیات كاشان و دهات و اطراف آن را برای خرج آشپزخانه من مرحمت كرده‏اید؟»
ناصرالدین شاه گفت: همین‏طور است»
انیس‏الدوله گفت: «همان ساعتی كه تب قبله عالم قطع شد، من به حاكم كاشان نوشتم كه مالیات یك ساله كاشان و دهات كاشان را برای سلامتی قبله عالم بخشیدم تا همه مردم آن‏جا دعاگو باشند.» مونس الدوله، همان، ص ۱۶۹.● دخالت در عزل و نصب‏ها
انیس‏الدوله در شخص شاه نفوذ زیاد داشت به طوری كه گاهی حتی برادران شاه نیز در مشكلات به انیس‏الدوله متوسل می‏شدند. مثلاً زمانی ناصرالدین شاه برادر خود «محمد تقی میرزا ركن‏الدوله» را والی فارس كرد. هنوز ركن الدوله عرق‏اش خشك نشده كه یك نفر دیگر پنجاه هزار تومان پیشكشی داد و مقرر شد كه او به جای ركن‏الدوله والی فارس بشود. ركن‏الدوله تا این خبر را شنید، شرحی به انیس‏الدوله نوشت. و با توصیه و اعمال نفوذ انیس الدوله، نظام السلطنه مافی از حكومت فارس معزول و ركن‏الدوله به جای وی منصوب می‏گردد (۱۳۱۱ ه ق).[۲۳] نظام السلطنه مافی، جندق و قومس در اواخر قاجار، جلد اول، ص ۱۹۳؛ و حاج مهدی قلی هدایت (مخبر السلطنه)، خاطرات و خطرات، توشه‏ای از تاریخ شش پادشاه و گوشه‏ای از دوره زندگی من، انتشارات زوار، تهران ۱۳۷۵ ص ۶۵. و دلریش، بشری، زن در دوره قاجار، موسسه انتشارات سوره، چاپ اول ۱۳۷۵ ص ۲۱۸ و ۲۱۹.
● برخورد با ملیجك
یكی از عزیز كرده‏های ناصرالدین شاه ملیجك دوم بود كه با آن خرج‏های گزافی كه برای او می‏كردند هزینه‏ی زیادی نیز بر بیت‏المال تحمیل می‏كرد انیس‏الدوله بسیار از این عمل شاه ناخشنود بود و در مواردی كه موقعیت اجازه می‏داد به شاه یادآور می‏شد كه به چه جهت این پسره را آن‏قدر لوس بار می‏آورد چنان‏چه در یك مورد در «سر شام انیس‏الدوله به شاه متغیر شده بود كه پسر، ملیجك مثل گُه چه است كه هر شب در سر میز شام حاضر می‏كنی؟ شاه بر آشفته بود و همان شب بچه را از اندرون بیرون كردند و به خانه آوردند. اعتمادالسلطنه، پیشین، ص ۲۱۷، یادداشت روز ۱۱ ذی الحجه ۱۲۹۸ ه ق.
● فعالیت‏های سیاسی ـ مذهبی انیس‏الدوله‏
اطاعت از مرجعیت در واقعه تنباكو و رهبری مبارزه در داخل دربار: یكی از برگ‏های زرین زندگی انیس‏الدوله نقش او در واقعه تنباكو می‏باشد. این بانو همانند آسیه (همسر فرعون مصر) با وجود انواع زرق و برق و داخل دربار نه تنها در آن‏ها ذوب نشد بلكه با تدبیر و درایت خاص خود نهضت را در داخل قصر پی‏گیری كرد و ناصرالدین شاه به یك‏بار دید كه فرمان جهاد میرزای شیرازی تا لایه‏های زیرین قصر او نفوذ كرده است. وقتی شاه به انیس‏الدوله، وارد شد، در حالی كه كلفت‏های انیس‏الدوله، ناظر به عمل خدمتكاران بودند. شاه از انیس‏الدوله پرسید: «خانم! چرا قلیان‏ها را از هم جدا و جمع می‏كنند؟» جواب داد: «برای آن‏كه قلیان حرام شده» ناصرالدین شاه روی در هم كشیده و با تغیر گفت: «كه حرام كرده؟!» انیس الدوله «با همان حال» گفت: «همان كس كه مرا به تو حلال كرده». شاه هیچ نگفت و برگشت و برای آن‏كه مبادا به احترامش لطمه وارد آید، بعد از آن به هیچ یك از نوكران خود دستور نمی‏داد قلیان بیاورند و در تمام دربار قلیان‏ها را جمع كردند. تیموری، ابراهیم، اولین مقاومت منفی در ایران، تهران، جیبی، ۱۳۶۱، ص ۱۰۷ و ۱۰۸؛ و نجفی، موسی، تاریخ تحولات سیاسی ایران بررسی مولفه‏های دین ـ مدنیت و تكوین دولت ـ ملت در گستره هویت ملی ایران، ص ۲۰۴ و ۲۰۵؛ رجبی، محمدحسن، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‏گوی از آغاز تا مشروطه، سروش، تهران، ۱۳۷۴، ص ۲۴ كدی، نیكی. آر، ایران در دوران قاجار و بر آمدن رضاخان، ترجمه مهدی حقیقت خواه، انتشارات ققنوس، چاپ اول شمشاد، ۱۳۸۱، ص ۸۶ ؛ و كسری، همان، ص ۲۰۴. همان‏طور كه در عبارت فوق ذكر شده هدایت مبارزه توسط انیس‏الدوله طوری بود كه شاه را منفعل ساخت طوری كه حتی دیگر جرأت نداشت از خادمین خودش طلب قلیان كند. و نیز یكی از صدر اعظم‏های غربگرای دوره ناصرالدین شاه حسین خان سپهسلار بود و هم او بود كه ناصرالدین شاه را دو سفر به اروپا برد و قزاق‏های روسی را به ایران آورد و امتیاز شیلات را به روس‏ها واگذار كرد بزرگ‏ترین خیانت او، اعطای امتیاز رویتر به انگلیسی‏ها بود كه البته با مخالفت روحانیت و علما مواجه شد كه مجتهد آن زمان مرحوم آیت اللَّه حاج ملاعلی كنی و آیت اللَّه سید صالح عرب قرارداد را منتفی و حرام اعلام كردند. مرحوم حاج ملا علی كنی در نامه‏ای به ناصرالدین شاه درباره‏ی این قرار داد و نیز خطر فراماسونری خطاب و عتاب جالبی دارد و ایشان خواستار لغو قرارداد و عزل صدراعظم شد. نجفی، موسی، تاریخ تمدن تحولات سیاسی ایران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۱، ص ۱۳۳ ـ ۱۳۵.
انیس‏الدوله نیز همگام و هم‏صدا با مجتهد وقت تهران و سایر علما به مخالفت با این قرار داد و صدراعظم برخاست و موجبات عزل حسین خان سپهسالار را فراهم ساخت.
چنان‏چه اعتماد السلطنه و مادام كارلاسرنا معتقدند كه:... یكی از عاملان اصلی بركناری میرزا حسین خان سپهسالار، انیس‏الدوله همسر ناصرالدین شاه بوده است. اعتماد السلطنه، محمد حسن خان، صدر التواریخ، ص ۲۶۹.
بنابراین انیس‏الدوله با همكاری معتمد الدوله فرهاد میرزا (عموی شاه) كه سمت نیابت را در غیاب شاه داشت و مستوفی الممالك، میرزا سعید خان انصاری مؤتمن الملكت و فیروز میرزا نصرت الدوله از سردستگان مخالفان سپهسالار بودند ر.ك: كتاب «ایران و برخورد با استعمارگران» از آغاز قاجاریه تا مشروطیت، نگارش دكتر سید تقی نصر، از انتشارات شركت مؤلفان و مترجمان ایران، بهار ۱۳۶۳، ص ۲۶۲؛ و تفضلی و معتضد، همان، ص ۲۰۷. توانست در به ثمر رساندن حكم آیت اللَّه كنی نقش اصلی را ایفا كند.
● كمك به فقرا
سابقاً گفته شد كه چگونه مالیات كاشان و حومه آن را به رعیت آن حوالی بخشیده بود او همواره از درماندگان دستگیری می‏كرد و به واسطه بذل و بخشش غالباً تنگدست و مقروض می‏زیست ایشان ضمن یك نامه‏ای به ناصرالدین شاه می‏نویسد... اما یك هزار تومان كمینه را چرا ضبط فرموده‏اید، الحال نهایت دست‏تنگی را دارم، ضرض است، سر زمستان است. مخارج لازمه جای خود دارد. ارباب طلب هم تنخواه طلبشان می‏خواهند. استدعا دارم به جناب مشیرالدوله بفرمایید یك هزار تومان كمینه را بده و جزو ضبط شده‏ها نباشد دیگر به هر نحوی صلاح بدانید تنخواه را امروز به كمینه برساند. لازم است. از مجله انجمن تاریخ شماره ج ۴، ص ۳۲ تا ۳۴ نقل از «تفضلی و معتضد، همان، ص ۲۳۳.
ایشان علاوه بر این‏كه از مال خودش بذل و بخشش می‏كرد در هر فرصتی كه بدست می‏آورد سعی داشت این عمل را ترك نكند برای همین، رسم ناصرالدین شاه این بود كه هر روز صبح حمام می‏رفت و لباس‏های زیر خودش را عوض می‏كرد. انیس‏الدوله هر روز یك دست لباس زیر نو برای شاه می‏فرستاد و آن لباس زیر دیروزی را به سادات فقیر می‏داد. مونس‏الدوله، همان، ص ۱۶۶.
● تقدیم هدایا و وقف آن‏ها برای آستان مقدسه
او به اهل بیت ارادت داشت و بخش قابل توجهی از مال و ثروت خود را به شرح زیر به آستانه‏های مقدسه بخشید: تاج الماس به روضه امیر المومنین(ع)، ضریح نقره‏ای برای شهدای كربلا(ع)، پرده‏ای مروارید نشان برای آستان امام رضا(ع)، تعمیر در نقره‏ای طلاكوب مسجد گوهر شاد، وقف ده باب مغازه برای روضه خوانی امام رضا(ع)، وقف كاشانك برای شاهزاده حسین در روستای امامه، بنای پل در ناصرآباد لواسان و چاپ و توزیع رایگان كتاب ناسخ التواریخ، جلد حضرت صدیقه طاهره(س). هم‏چنین به دستور او رساله عملیه فارسی زینه العباد، اثر شیخ زین العابدین مازندرانی حائری كه در سال ۱۳۱۳ ق در كلكته چاپ شده بود، در همان سال در تهران به اهتمام شیخ مهدی شیرازی ملقب به سلطان المتكلمین به چاپ رسید.رجبی، محمد حسن، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه، سروش، تهران، ۱۳۷۴، ص ۲۴.
وقف پیش سری كه صاحب دیوان قاب انداخته بالای سر مبارك حضرت رضا(ع) نصب نموده است.
تعمیر در نقره، طلاكوب مسجد گوهرشاد مشهد. تفضلی و معتضد، همان، ص ۲۱۸.
اهدای نیمتاج جواهر نشان گرانبهایی كه ناصرالدین شاه به او هدیه داده بود به حرم مطهر حضرت رضا(ع).تفضلی و معتضد، همان ص ۲۱۹.
دروازه میانه مسجد گوهرشاد از موقوفات انیس الدوله است كه از هر جانبی هفت گره اوراق طلا كوبیده‏اند و در جبین دروازه فراز اوراق مذبور نگاشته‏اند:[۳۴] سدید السلطنه مینابی بندرعباسی، محمد علی خان، سفرنامه سدید السلطنه، تصیحیح و تحشیه احمد اقتداری، انتشارات بهنشر، تهران ۱۳۶۲، ص ۲۱۷.
به عهد خسرو جم جاه غازی‏
شهنشه ناصرالدین شاه قاجار
انیس‏الدوله خاتون خواتین‏
ز سیم و زر بهشت این در بر این دار
سپس مینا پی تاریخ او گفت‏
بود این پاك در عرش دادار
برگزاری مراسم روضه و تعزیه
معمولاً زنان در حرم در داخل خانه‏های خود مراسم روضه خوانی برگزار می‏كردند اما انیس‏الدوله و شكوه‏الدوله تكیه مخصوصی داشتند كه رونق به سزایی داشت ر.ك: آزاد، حسن، پشت پرده‏های حرمسرا، چاپ سوم ۱۳۶۴، انتشارات انزلی، ص ۴۱۵.
مادام كارلا سرنا درباره چگونگی شركت انیس‏الدوله در مراسم تعزیه می‏گوید: كه انیس‏الدوله علی‏رغم این‏كه ملكه ایران بود و جایگاه رفیعی داشت در عزاداری امام حسین بسیار «ناله و ضجه می‏كرد» و به یاد مصائب شخصیت‏های مقدس مذهبی خویش اشك می‏ریختند.سرنا، همان، ص ۲۰۵.
● مسافرت به اروپا
یكی از وقایع جالب زندگی انیس‏الدوله مسافرت ایشان به فرنگ به همراه ناصرالدین شاه می‏باشد.
آن‏چه كه به لحاظ تاریخی مسلم است این است كه انیس‏الدوله در مسافرت اول فرنگ تا مسكو رفته و از مسكو به ایران بازگشته است.
اما این‏كه چرا رفته و چرا برگشته اختلاف است. و حرف‏های زیادی در این كه چرا از نیمه راه بازگشتند گفته شده است مونس‏الدوله علت این امر را فتوای علما مبنی بر حرمت سفر زن مسلمان به فرنگ دانسته است. مونس‏الدوله، همان، ص ۱۲۰ و ۱۶۸. در حالی كه بعضی‏های دیگر آن را نتیجه تصمیم خود ناصرالدین شاه می‏داند كه بدین ترتیب از شر زنانش خلاص شده و با پول ملت بتواند آزادانه از زنان فرنگی استفاده كنند فوریه، ژوانس، سه سال در دربار ایران، ترجمه عباس اقبال، علمی، تهران ۱۳۲۵، ص ۱۴۸.
واقعیت این است كه وقتی ناصرالدین شاه به اروپا می‏رفته، چون سفر او یك سفر رسمی بوده، لذا خواستند كه ملكه را نیز با خود برده باشند و همانطور كه قبلاً ذكر شده در تمام دوران حكومت ناصرالدین شاه تنها انیس‏الدوله عنوان ملكه ایران را انتخاب كرده بود. لذا طبیعی بود كه تنها او را به همراه خود ببرد. اما این‏كه چرا او را از نیمه راه برگرداند به نظر می‏رسد كه نظر چارلز جیمز ویلس به حقیقت نزدیك‏تر باشد ایشان نقل كرده كه:
مشارالیها [انیس‏الدوله‏] قریب ده سال است كه در سلك نسوان عقدی اعلی حضرت شاه برآمده است. در اولین مسافرت اعلی‏حضرت شاه به اروپا این خانم محترم تا به مسكو همراهی نمودند ولی چون تمام طبقات روس مایل شدند كه به هر وسیله‏ای كه هست او را ببینند لهذا شاه مشارالیها را از همان نقطه به تهران مراجعت دادند.تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجاریه، ص ۵۱.
● تلاش در حفظ اقتدار كشور در قبال بیگانگان
همانطور كه سابقاً گفته شد یكی از كارهای مهم انیس‏الدوله این بود كه نزد زنان سفرای خارجی اقتدار كشور را به نمایش گذارد كه در این راستا مجالس مهمانی برای زنان سفرا ترتیب می‏داد و سعی می‏كرد با پوشیدن انواع مدال‏ها و جواهرات ملی ثروت و اقتدار ملی را به رخ بیگانگان بكشد حتی گاهی بعضی از آن‏ها را به مجالس تعزیه دعوت می‏كرد و نوع نمایش‏های ملی مذهبی را نشانشان می‏داد تا آنقدر به تئاترهای خود نبالند و بدانند كه مللی كه شاید آن‏ها را ضعیف و عقب مانده می‏پنداشتند، دارای چه تمدن عمیق و ریشه داری هستند.
یكی دیگر از كارهای مهم انیس‏الدوله این بود كه سعی می‏كرد به هر نحوی شده از رجوع افراد به سفارت‏های بیگانه جلوگیری كند به عنوان مثال در یك مورد ایشان به دشمن ناصرالدین شاه پناه داده بود و وقتی با اعتراض ناصرالدین شاه مواجه شد، عرض كرد:
«كسی كه مورد غضب شاه باشد، من خودم از شاه به او دشمن‏ترم، ولی دیدم اگر من او را پناه ندهم، به یكی از سفارت‏خانه‏های روس یا انگلیس پناه خواهد برد و آن‏جا تحصن خواهد جست و یقین داشتم كه در این صورت، خشم اعلی‏حضرت چندین برابر خواهد گشت و آن وقت كاری هم نمی‏شد كرد و این از همه بدتر بود. تفضلی و معتضد، همان ص ۲۱۵.

رضا رمضان‏نرگسی

مطالب مرتبط

رفیق! متنفر باش

رفیق! متنفر باش
ارنستو چه‌گوارا خیلی خوش‌اقبال بود که درست چند ماه قبل از زبانه گرفتن آتش شورش‌های دانشجویی ماه می ۶۸ کشته شد تا تصویرش نماد مبارزه دانشجویان پاریس، مکزیک و پراگ شود. دانشجویان جوانان معترض آن روزها، هرچه می‌خواستند در چه‌گوارا دیدند و اینچنین شد که چریک آمریکای لاتینی در چشم به‌هم‌زدنی به «اسطوره مبارزه» تبدیل شد. او در این سال‌ها روح تکان‌دهنده آنهایی شد که رویای تغییر و بهتر ساختن جهان را درسر می‌پروراندند اما نه در نوشته‌های به جای مانده از او و نه در روش زندگی‌اش، رهنمودهایی برای اجرای موفقیت‌آمیز این رویا به چشم نمی‌خورد. چه‌گوارا به راستی اسطوره شد، اما آنچه چریک ۳۹ ساله آرژانتینی را اسطوره کرد نه روش مبارزاتی او که شیوه اسارت و اعدام‌اش بود. چه‌گوارا در جست‌وجوی مرگ به قاره‌های مختلف رفته بود اما سرانجام در دهکده کوچک لاهیگدا و در مجاورت زادگاهش آرژانتین، به مرگ رسید. وصالی که البته چریک آمریکای لاتینی را مبهوت کرد. شاهدان آخرین لحظات زندگی چه‌گوارا می‌گویند که او نمی‌خواست بمیرد و پس از دستگیری باور نداشت که سربازان بولیویایی جرات کنند که «چه‌گوارای افسانه‌ای» را به گلوله ببندند: «شلیک نکن! اسم من ارنستو چه‌گوارا است. برای تو زنده بیشتر می‌ارزم تا مرده.» اینها را به سربازی می‌گفت که لوله تفنگش او را هدف گرفته بود. شاید آن لحظات در این فکر بود که مرگ در دهکده‌ای دوردست، رهاوردی ناچیز برای نام‌آورترین چریک آمریکای لاتین می‌تواند باشد. کسی نمی‌داند، شاید آخرین دقایق زندگی ارنستو چه‌گوارا با یادآوری مجادله‌اش با معاون خروشچف گذشت. همان مجادله معروف که خشم و جدایی چریک جوان از شوروی را همراه آورد. چه‌گوارا معامله خروشچف با کندی را تاب نیاورد و برچیدن شدن سپر موشکی شوروی از کوبا را با حسرت می‌نگریست و پاسخ معاون خروشچف را با خشم می‌شنید: «تو آماده‌ای زیبا بمیری، اما سوسیالیسم باید زنده بماند. مردن زیبا به تنهایی ارزش ندارد.» اما در غروب هفتم اکتبر در دهکده لاهیگدا، نمایش مرگ در چشم چه‌گوارا چندان زیبایی نیافرید.
□□□
چه‌گوارا در سال ۱۹۶۱ ـ هفت سال پیش از مرگ ـ به یک روزنامه‌نگار گفته بود: «چه بخواهید، چه نخواهید، هر انقلابی با مقداری استالینیسم توام خواهد بود.» صحت این گفته اما در انقلاب کوبا به صورت کامل به اثبات رسید. هنوز یکسال و نیم از ورود او و همراهانش به هاوانا نگذشته بود که تمام مقدمات لازم برای استقرار جامعه «ایده‌آل» و «مدینه فاضله» سوسیالیسم فراهم شده بود تعدد مطبوعات به صورت کامل از بین رفته، بخش‌های وسیعی از اقتصاد به مالکیت دولت درآمده بود، نه حزبی اجازه فعالیت داشت، نه هیچ سندیکای مستقلی وجود داشت. ابتدا «آزادی» از مردم گرفته شد تا «نان» با سهولت بیشتری ستانده شود و در این مدت فقط «مبارزه با بیسوادی» باقی مانده بود و «کاهش مرگ و میر» که به عنوان پیشرفت‌های رژیم جدید علم شود. حتی آن هنگام که کاسترو در اندیشه الگوگرفتن از تجربه‌های حکومت استالین نبود، چه‌گوارا آنقدر او را تشویق کرد تا «اردوگاه کار» در کوبا نیز سربرآورد و مخالفان را در خود جای داد.
شاید این خوش‌اقبالی مردم کوبا بود که دولتداری به مذاق چریک آرژانتینی خوش نیامد و او اسباب حکومت را برای فیدل کاسترو برجای گذاشت و جامه پارتیزانی از نو پوشید و به دنبال برساختن جامعه‌ای آرمانی، کوبا را ترک کرد. چه‌گوارا که دیگر از شوروی نیز دست شسته بود، آماده بود تا دستاورد انقلاب کوبا را به تنهایی و همراه با گروه کوچک پارتیزان‌های کوبایی به دیگر نقاط صادر کند. اینچنین بود که در بحبوحه جنگ ویتنام، گروه‌های آزادیبخش را به «برافروختن صدها ویتنام» برای به زانو درآوردن ایالات متحده آمریکا نوید داد و خود راه آفریقا پیش گرفت. وقتی به کنگو رسید اما هیچ‌کس منتظرش نبود. سفیدپوستی بود بیگانه و بیش از حد نامدار که حسادت فرماندهان کنگویی را نیز برمی‌انگیخت. حضور در خط مقدم را اجازه‌اش ندادند و آموزگار پارتیزان‌ها در پشت جبهه شد. آموزش‌های این معلم اما چندان نتیجه‌بخش نشد و نیروهای بلژیک، جنبش آزادیبخش کنگو به رهبری پاتریس لومومبا را سرکوب کردند. به رغم شکست کامل و پراکندگی چریک‌های کنگویی و البته نابودی بخشی از واحدهای اعزامی کوبایی، او خیال نداشت که کنگو را ترک کند. افسرده و سرخورده تقاضای چریک‌های تازه‌نفس از کاسترو داشت، تقاضایی که با این گفته رییس سازمان اطلاعات کوبا رد شد: «او راستی‌راستی دیوانه شده است.» به این ترتیب چه‌گوارا با تجربه شکست، مخفیانه به کوبا بازگشت اگرچه دستان کاسترو که به نشانه همدردی و همراهی آذین شانه‌اش شده بود را به زیر انداخت و افسوس خویش از بی‌نتیجه ماندن مبارزه را با بیان چنین جملاتی بر زبان آورد: «آن از خودگذشتگی نهایی می‌توانست چه آسان باشد.»
چه‌گوارا اما هنوز هم به دنبال ویتنامی دیگر بود و این بار آن را نزدیک‌تر یافت؛ در بولیوی. اصلا چه‌بسا بولیوی شبیه‌تر به ویتنام بود تا کنگو. حکومت نظامی بولیوی با حمایت‌های آشکار ایالات متحده بنای سرکوب مخالفان برداشته بود و چه‌گوارا یاران نزدیک را بسیج کرد و ناشناس وارد این کشور شد تا با تقویت جنبش پارتیزانی، انقلابی دیگر را تجربه کرده باشد. در بولیوی مبارزه را با نام فقیرترین‌ها آغاز کرد؛ با نام دهقانان سرخپوست. اما آنها از او چشم یاری نداشتند که او سفیدپوستی بود تحصیلکرده که اسپانیایی حرف می‌زد. در ذهن و زبان دهقانان بولیویایی یک سوال می‌چرخید که: «آیا می‌شود به این آدم اعتماد کرد؟» دهقانان به این پرسش، پاسخی منفی دادند و به این ترتیب چه‌گوارا نتوانست حتی یک نفر از روستاییان را به حمایت از انقلاب مدنظر خویش وادارد. او و چریک‌های همراهش تنها ماندند و باز هم شکستی دیگر همراه با تجربه عملیات‌های چریکی‌اش شد. شکست در بولیوی اما گویی از پیروزی در «صدها ویتنام» مدنظر چه‌گوارا مقبول‌تر افتاد. چریک جوان از پس این شکست، نام‌آور شد و اسطوره «چه» از آن پس فراگیر.
□□□
منتقدان آمریکای لاتینی عملیات‌های پارتیزانی می‌گویند: «اگر شخص چه‌گوارا، به عنوان بزرگ‌ترین مظهر نگرش‌های انقلابی و چریک رزمنده کارکشته، درمبارزه چریکی در گذشته است و اگر جنبش در آزادسازی بولیوی شکست خورده، گویای آن است که او چقدر بر خطا بوده است و بس!» و همزمان رژی دبره، فیلسوف فرانسوی و متحد نزدیک «چه» و کاسترو، ذهنیت مبارزاتی چه‌گوارا را اینگونه توصیف می‌کند: «ارنستو آدمی انقلابی بود که اگرچه مورد ستایش اما خالی از دغدغه وجدان بود. کسی که در نظرش هدف، وسیله را توجیه می‌کند. برداشت پرشور او از درستی و درستکاری چیزی از سنگدلی درخود داشت.» سنگدلی‌ای که البته چه‌گوارا، خود در تعلیمات چریکی‌اش به سربازان توصیه می‌کرد: «نفرت به عنوان عنصر مبارزه! نفرت تزلزل‌ناپذیر نسبت به دشمن، نفرتی که مرزهای طبیعی انسان را متلاشی می‌کند و او را به ماشین سرد و موثر کشتن تبدیل می‌کند. سربازان ما باید چنین باشند. بدون نفرت، خلق قادر نخواهد بود بر دشمن درنده‌خو پیروز شود.» «چه» اکنون گویی عصاره آموزه‌های چریکی خود را در گوش پارتیزان‌های همراه خود می‌خواند، وقتی می‌گفت: «رفیق! اول متنفر باش؛ بعد بجنگ.»

وبگردی
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد - اردیبهشت ۹۴ بود که روزنامۀ انگلیسی «گاردین»، در فقدان رسانه‌های کارآمد محلّی، گزارشی منتشر کرد با عنوان «عبادت، غذا، سکس و پارکِ آبی در شهر مقدس مشهدِ ایران»
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران - پیکر مرحوم عزت‌الله انتظامی بازیگر باسابقۀ سینما و تئاتر ایران صبح یکشنبه (۲۸ مرداد) با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، وزیر ارشاد و علاقه‌مندان سینما و تئاتر، از تالار وحدت تشییع شد. عزت سینمای ایران بامداد جمعه (۲۶ مرداد) در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی - پیکر عزت‌الله انتظامی، بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون، صبح یکشنبه - ۲۸ مرداد - با حضور جمع زیادی از هنرمندان و علاقه‌مندان، از تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی - اشک های جمشید مشایخی برای عزت الله انتظامی در بیمارستان و واکنشش به درگذشت همبازی و همکار چندین دهه اش
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.