یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 18 February, 2018

میراث اخلاقی حزب الله


میراث اخلاقی حزب الله
تابستان امسال خاطره ای است از هجوم اسرائیل به لبنان و مقاومت لبنان و حزب الله كه در روح سرخورده و غم كهنه مسلمانان، غرور و شادی دمید. تهاجمی كه از لحاظ اقتصادی برای حزب الله لبنان و لبنان بسیار پرهزینه بود. پیروزی جنگی در قالب كلاسیك آن برای هیچ كدام از طرفین به دست نیامد ولی افكار عمومی جهان، رسانه ها و مطبوعات جهان، و اكثریت كارشناسان و متخصصان سیاسی و خاورمیانه، حزب الله را پیروز این نبرد اعلام كردند. پیروزی كه پیامدهای بسیار داشته و خواهد داشت و احتمالاً سال های آینده شاهد مقالات و كتابهای فراوان در تحلیل پیامدهای این پیروزی خواهیم بود.
این نخستین جنگ اسرائیل با مسلمانان شیعه بود و به همین جهت اسرائیل و همپیمانانش بسیار كوشیدند آن را به عاملی برای تفرقه در جهان اسلام تبدیل كنند ، مواضع اولیه بعضی از رهبران كشورهای عربی شاید آنها را به پیگیری این سیاست بیشتر تشویق و ترغیب كرد، ولی در مقابل حزب الله با واقع بینی و عقل گرایی از هرگونه خودنمایی و تأكید غیرضروری اجتناب كردند و همواره در عین صحبت های اندكی كه در طول نبرد پخش شد مظلومیت خود و اراده خود به مقاومت را به نمایش گذاشتند. در حالی دولت لبنان از رهبران و بعضی كشورهای عربی انتقاد و گله نمود كه حزب الله به این موضوع تأكیدی نداشت.
آنها هرگز تهدیدی بیش از لزوم و خارج از اندازه را اعلام نكردند و همواره تشدید عملیات خود را منوط به گسترش جنگ و تهاجم از طرف اسرائیل كردند ، آنها اعصاب خود را از دست ندادند و همواره دامنه ادعاهای خود را محدود به موضوعات منطقی كردند و فقط از لبنان در مقابل اسرائیل دفاع كردند، آنها وظیفه بزرگی از جهان اسلام را به عهده گرفته بودند و دراین مقطع وارد سیاست های درونی كشور های اسلامی و منطقه نشدند و لذا كشور های مسلمان و حتی كشورهایی كه ابتدا مواضعی متفاوت داشتند درمقابل این دیپلماسی موفق و زیر فشار افكار عمومی جهان اسلام و جهان به مدافعان حزب الله تبدیل شدند .
آنها كشته می دادند، می جنگیدند ، شهرها و روستاهای آنها با خاك یكسان می شد ولی چندان مصاحبه نمی كردند، شعار نمی دادند، و در حد لازم و منطقی از سلاح های خود استفاده می كردند بی جهت به خرج و قدرت سلاح های خود نیفزودند تا توجیهی برای خشونت بیشتر و تغییر موضع روانی جهان نسبت به آنها شود و نسبت به آن دسته از مسلمانان كه نیاز بیشتری به وقت برای تغییر موضع خود داشتند زبان شماتت و اعتراض نگشودند، تفرقه ای حاصل نشد، آنها قهرمان جهان اسلام شدند و در نتیجه پشتیبانان آنها از جمله ایران نیز از نظر دیپلماتیك و موقعیت منطقه ای در وضعیت بهتری قرار گرفتند ، سوریه از جنگ سرد و فشارهایی كه بر آن تحمیل شده بود خارج و موقعیت ایران در منطقه برجسته تر شد .
اسرائیل با هجوم به جنوب لبنان و تأسیسات عمده اقتصادی و زیربنایی دو هدف را دنبال می كرد، اول اینكه به مردم لبنان این پیام را القا كند كه جنگ آنها با حزب الله و مردم جنوب لبنان است و دوم اینكه این حزب الله بوده است كه باعث این تخریب و بدبختی برای آنها گردیده است و در نتیجه بین مردم لبنان تفرقه ایجاد كند. رسانه های جمعی و دیپلماسی طرفدار اسرائیل نیز در جهت این هدف اسرائیل تا به آخر اقدام نمود سعی براین بود كه به ضعف و ناتوانی دولت و ارتش لبنان پابفشارند و دولت لبنان را از حزب الله جدا نمایند. نمایندگان برجسته دیپلماسی كشورهای بخصوص غربی به بیروت و اسرائیل سفر كردند تا نشان دهند كه دو كشور به كمك میانجی های بلندپایه جهانی دارند مذاكره می كنند تامسأله ای كه حزب الله ایجاد كرده حل شود . اگر درآن مقاطع حزب الله اشتباه می كرد و بر دولت لبنان می تاخت و درآمد و شد مقامات برجسته دیپلماتیك مشكل ایجاد می كرد و یا مثلاً برای اعتراض وزرای خود را از كابینه و یا نمایندگان خود را از پارلمان لبنان خارج می كرد، بطور قطع به دشمنان خود در لبنان این امكان را می داد تا درجهت اهداف خود قدم عمده ای بردارند ولی درتمام طول نبرد، در زمان مذاكرات مربوط به قطعنامه توقف جنگ و مذاكرات بعد از توقف جنگ، حزب الله هرگز دولت لبنان را زیرسؤال نبرد و همچنان جزئی از ساختار سیاسی لبنان و دولت لبنان باقی ماند و البته دولت لبنان و نمایندگان آن نیز از حزب الله و مقاومت آن دفاع كردند و آن را جزئی از مقاومت و افتخارات لبنان دانستند، نخست وزیر لبنان به رایس وزیرخارجه آمریكا اجازه ورود به لبنان را نداد و نمایندگان و سفرای لبنان در سازمان ملل و كشورهای دیگر همواره به دفاع از مقاومت پرداختند، مصاحبه های بسیار حساب شده و قوی از دیپلماتهای حرفه ای و برجسته لبنانی در رسانه های جهانی، در پایتخت های عمده كشورهای غربی بدون شك تأثیر فراوانی در ایجاد تصویری واقعی تر از جنگ لبنان شد.
حزب الله از موقعیت خود برای قدرت بیشتر و فشار به دولت لبنان در هیچ مرحله ای استفاده نكرد. دولت لبنان مدافع و آنها همواره لبنانی و جزئی از لبنان و دولت لبنان بودند.
آنها در پروسه مذاكرات مربوط به توقف جنگ و ترتیبات بعد از آن ازجمله ورود نیروهای ارتش لبنان به جنوب جایی كه خون آنها هنوز زمین را قرمز داشت استقبال كردند، جهانیان در مقابل این تواضع و همكاری و همدلی، شكست سیاستهای اسرائیل و آمریكا كه برای تفرقه در دولت و ملت لبنان برنامه ریزی شده بود به نظاره نشستند.
اسرائیل و آمریكا با هجوم، تداوم و تخریب بنیانهای اقتصادی لبنان می خواستند حزب الله را عامل بدبختی و مشكلات اقتصادی مردم لبنان قلمداد كنند. آنها همه تأسیسات، خانه و مغازه های مردم را كوبیدند. حزب الله ایستاد ولی به مردم كمك كرد كه خود را نجات دهند، هرگز سپر انسانی گزارش نشد. در رسانه های ارتباط جمعی هیچ گزارشی از رفتار غیراخلاقی و یا حتی خشن از حزب الله گزارش نشد، هیچكدام از پناهندگان با حجاب و بی حجاب، مسلمان و غیرمسلمان، جوان، پیر كه از جنوب لبنان مهاجرت كرده بودند حتی گله ای از حزب الله بر زبان نراندند، اموالی به غارت نرفته بود، دزدان بر خرابه های بمباران حضور نداشتند، همه جا فقط دستی بود برای كمك، اگرچه شاید با بضاعت اندك، اوجی بود از اخلاق و اخلاص و نه از تعصب و یا عقده های خفته و به محض توقف جنگ حزب الله اسلحه بر زمین نهاد و به یاری آنها شتافت كه می خواستند به دیار و خانه خود برگردند. بنیادی ایجاد نشد، بلكه كمكهای مؤثر نقدی به مردم داده شد و در كمك خود تبعیض قائل نشدند و حتی بر غیر مسلمانها كه صدمه دیده بودند رسیدند و تلویزیونهای جهانی صحنه های خنده خانواده ای مسیحی را بر خرابه های آپارتمانشان در لبنان كه كمكهای حزب الله را دریافت كرده بودند به تصویر كشیدند كه نمادی بود از كارایی و صداقت حزب الله در بازسازی اولیه لبنان، مردم لبنان از حزب الله جدا نشدند كه حزب الله ارزش حضور و پشتیبانی مردم را می دانست و به جهت كار در جامعه لبنان دیدی باز برگزیده بود و لذا به نمادی از محدودیت و جداسازی تبدیل نشده بود. بلكه با مقاومت خود و دیدی باز ناسیونالیسم همه لبنانی ها را تحت تأثیر قرارداده بود و این استراتژی بود كه با تمام سیاستها و حتی تخریبهایی كه اعتراض مدافعین همیشگی اسرائیل را نیز برانگیخته بود، حزب الله را بیشتر به مردم لبنان نزدیك كرد. ولی حزب الله نه در پی بهره جویی از موفقیت جدید خود بود بلكه با تواضع اعلام داشت ما تصور چنین تخریبی را در ابتدا نمی كردیم و بدین سان نشان داد نه در پی فریب بلكه رابطه ای صادقانه با مردم است.
حزب الله در طی تهاجم و پس از آن تاكنون توانسته است توطئه تفرقه درجهان اسلام، تفرقه در دولت و نظام سیاسی لبنان و تفرقه بین مردم لبنان را خنثی كند و بر عكس نمادی شود برای افتخار اسلام نیرویی برای دولت لبنان و عاملی برای تسكین دردهای مردم لبنان، عقل گرایی حزب الله و رفتار آنها آنچنان بود كه هرچه زمان تهاجم طولانی تر می شد، حتی رسانه های غربی كه بیشتر تحت نفوذ قدرتهای دیگراند، بیشتر به آنها تمایل پیدامی كردند و ماهواره ها نه وسیله ای علیه بلكه عاملی برای نمایش حماسه، اخلاص و پشتیبانی مردم لبنان و جهان از حزب الله شدند آنها از خود گذشتند و تواضع كردند و دركنار مردم ماندند، هیاهو راه نینداختند، نیروهای حزب الله قدرت گرفتند ولی از آن برای انتقام جویی تسویه حساب و تحمیل استفاده نبردند، حزب الله حتی نسبت به فیلمی كه اسرائیل از بی شخصیتی یك فرمانده ارتش لبنان در زمان تهاجم به نمایش گذاشت عكس العمل نشان نداد ، آنها حالا درگیر كمك و بازسازی بودند و وظیفه برخورد به آن فرمانده به عهده دولت و ارتش لبنان بود.
البته حزب الله و لبنان نیز در این تحول صدمه بسیار دیده اند، تهدید رسمی اسرائیل برای ترور دبیركل حزب الله و احتمال اینكه اسرائیل برای بازسازی اعتبار از دست رفته دست به اقدام جدیدی بزند خارج از ذهن نیست. لذا نباید داستان را پایان یافته تصور كرد و حزب الله باید همچنان گذشته قابلیت خود را در عرصه سیاسی نشان دهد و بتواند از فضا و محبوبیت به دست آمده استفاده كرده و آنها را تبدیل به اهرمهای مؤثری در بلندمدت كند.
چیزی كه براساس نظریه بیشتر كارشناسان كمتر در خاورمیانه اتفاق افتاده چنانچه حزب الله با احتیاط در سیاستهای خاورمیانه واردشود و بداند كه مقدم كردن منافع مردم لبنان حزب الله را حفظ و نیروی مؤثر در خاورمیانه خواهدكرد و در چارچوب دولت لبنان حركت كند و نگذارد آن را به مخاصمه با دولت و مردم لبنان بكشانند و همچنان با دیدی باز سازمانهای فرهنگی و اقتصادی خود را ارتقا دهد، بدون شك نیرویی بسیار پرقدرت و مؤثر در سیاست و دولت لبنان باقی خواهدماند و از این طریق و به پشتیبانی موفقیتهای به دست آمده می تواند نقش مؤثر خود را در خاورمیانه و منطقه ایفاكند.

دكتر سهراب شهابی( عضو هیأت علمی دانشكده روابط بین الملل وزارت امور خارجه)

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

وقتی ضعیف بر قوی پیروز می شود


وقتی ضعیف بر قوی پیروز می شود
«كارل فون كلاوزوتس» تئوریسین معروف نظامی جنگ را مانند: «ادامه سیاست دولت در استفاده از ابزارهای دیگر» نامید. اما نیمه دوم قرن بیستم و اوائل قرن بیست و یكم نشان می دهد جنگ های متداول كه كشورهای مختلفی و یا ائتلافی از آنها در هر طرف شركت می كنند به آرامی به تقابل تسلیحاتی نمونه جدید تغییر می یابند.
این تقابل توسط گروه های مختلف اجتماعی و سیاسی غیر دولتی انجام می شود كه حتی ممكن است با نیروهای دولتی كشور خود نیز به مناقشه بپردازند. ضمنا برخی اوقات مركز هدایت واحدی نیز وجود ندارد (آنچه كه در جنگ های متداول از شرایط اصلی محسوب می شود) اما این كمبود با وجود یك سری نظریات كه ساختارهای نیمه نظامی را متحد ساخته و هماهنگ می كند جبران می شود.
یكی از محرزترین آنها طی سال های ۱۹۷۹-۱۹۸۹ در افغانستان بروز كرد زمانی كه ده ها سردار متعلق به گروه ها و احزاب مختلف سیاسی (كه بعضا در بین خود حالتی خصمانه داشتند) عملا عملیاتی هماهنگ بر علیه یك دشمن واحد انجام می دادند. این حالت در چچن سومالی و در بسیاری از مناقشات دیگر و حال هم در عراق رخ می دهد.
به تازگی تحلیلگران و منتقدان اغلب در مورد جنگ های نامتقارن صحبت می كنند. نمونه بارز آنها رویارویی اسراییل و حزب الله یك ساختار شبه دولتی كه در خاك لبنان ایجاد شده می باشد. این جنبش در عمل نشان داد كه ساختار غیر منظم نظامی به آرامی به یك ارتش منظم تبدیل می شود كه روش های عادی جنگی بر علیه آن كارایی ندارد.
حتی اعضای دولت اسراییل و نمایندگان مجلس به این نتیجه تلخ رسیدند كه تل آویو نتوانست كه به اهداف خود نایل شود. این در حالی است كه توان ارتش اسراییل و تشكیلات «حزب الله» غیر قابل مقایسه است.
برای جنگ های نامتقارن قبل از هر چیز گروه های سیاسی آماده می شوند و به این نتیجه می رسند كه برای به مقصد رساندن اهدافی كه از نظر ایشان مهم بنظر می رسد باید به زور توسل كرده و از ابزاری كه توانایی تهیه آنها را دارند استفاده نمایند. با توجه به این ابزار آنها تاكتیك مبارزه مسلحانه خویش را طراحی می كنند.
نمونه دیگر این جنگ انفجار ناو «كول» نیروی دریایی امریكا مستقر در آب های نزدیك بندر «عدن» (یمن) مورخ ۱۲ اكتبر سال ۲۰۰۰ بود. یك ناو جنگی معاصر چند منظوره با توانایی های منحصر بفرد به قیمت میلیاردها دلار با موشك هایی كه توانایی انهدام اهداف ماورای افق را دارند و سیستم های هدایتی پیچیده، ارتباطات ماهواره ای، ابزار جنگ الكترونیكی، ردیابی هیدروصوتی و با كادر مجربی كه تربیت آنها هزینه های نجومی به همراه دارد توسط قایق های كوچك ماهی گیری با موتور متحرك چند صد اسب بخار كه در عرشه آن دو نفر و ده ها كیلوگرم ماده منفجره وجود داشت هدف حمله قرار گرفت.
نتیجه این حمله ۱۷ كشته، ۴۶ نفر زخمی در میان نیروهای امریكایی و خسارت مالی به میزان صدها میلیون دلار، شوك روانی در بین كادر و فرماندهی نیروی دریایی امریكا، تشنج عملیاتی در كلیه پایگاه های نظامی امریكا در خارج از كشور و وارد آوردن ضربه محسوس به تلاش های سیاسی امریكا و... بود. این حمله به واقع اندیشه جنگ بی قرینه را فاش كرد كه فلسفه اجرای آن بر پایه عملیات موثر نظامی بر علیه عملیات ابزاری بنا شده است.
حزب الله به نظر می رسد كه از چنین تاكتیكی استفاده كرد: شبه نظامیان از نقطه ضعف سیستم دفاعی اسراییل استفاده نموده و سعی كردند كه از جهات قوی آن دوری كنند. اما به نظر می رسد كه گهگاهی آنها یك موضوع مهم را از یاد می برند. جنگ نامتقارن معاصر بیشتر و بیشتر به «جنگ-شورش» متحول می شود.
«جنگ -شورش» به هیچ استاندارد، نحوه عملكرد و جنگ های عظیم اعتنایی ندارد. بر علیه ارتشی عظیم باید از تاكتیك پشه ای و دیگر نمونه های آن یعنی ترور، راهزنی، قیام، آشوب و حتی تظاهرات و راهپیمایی استفاده كرد.
«جنگ-شورش» با چنین مرحله هایی آغاز می شود: تضعیف روحیه، آشوب ترور، جذب آرام انقلابیون، شستشوی مغزی. استراتژی «جنگ-شورش» هدف اصلی خود را تخریب ساختارها می داند و «دولت فروپاشیده نمی تواند احیا شود همانطور كه مرده را نمی توان زنده كرد .»
مسنر پیشنهاد می كند كه از مفهومی كه قرن ها درباره جنگ وجود دارد انصراف داده و دیگر نباید فكر كرد كه جنگ زمانی است كه جنگ می كنند و صلح زمانی است كه جنگ نمی كنند. می توان در شرایط جنگی به سر برد و به طور علنی نجنگید و... مناقشات بسیاری در اواخر قرن بیستم و اوائل قرن بیست و یكم گواه این حقیقت هستند.
به عبارت دیگر نباید آشوب ها را بخش های عملیاتی و تاكتیكی «جنگ-شورش» نامید. آنطور كه می بینیم «جنگ-شورش» و جنگ نامتقارن وجوه مشترك بسیاری دارند چرا كه یك اندیشه در آنها پایه گذاشته شده است: ضعیف در برابر قوی و یا چگونه می توان بر قوی پیروز شد. نباید تعجب كرد كه چرا عراقی ها و حزب الله از این تاكتیك استفاده می كنند.
«اندرو ماك» در اثر خود به یك اندیشه جالب اشاره می كند: «چرا ملت های بزرگ در جنگ های كوچك شكست می خورند.»
وی تاكید كرد كه توان نظامی شركت كنندگان مناقشه می تواند در پس رفتار و از همه مهمتر روابط عدم تقارن نسبت به جنگ معینی پنهان شوند و توان بی قرینگی كشورها می تواند به همبستگی جامعه به نفع انجام آن منتهی گردد. نمونه دوم بی قرینگی در نقطه مقابل جنگ «محدود» و «عمومی» و یا استفاده از تاكتیك بی قرینگی یعنی عملیات گروه های پارتیزانی بر علیه ارتش منظم بروز می دهد. اغلب این نمونه دلیل پیروزی ضعیف بر قوی می باشد.

فوت و فن پخت برنج
برنج را با آب ولرم چندین بار بشویید؛ البته هنگام شستن توجه داشته باشید برنج را زیاد چنگ نزنید تا خرد نشود پس از شستن به نسبت هر کیلوگرم برنج ۵۰۰ گرم سنگ نمک شسته شده را در دستمال …
وبگردی
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود - تدابیر بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز؛ شامل انتشار اوراق گواهی سپرده ریالی، انتشار گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز و طرح پیش فروش سکه بهارآزادی در نشست...
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟ - یادآوری سخنی از رئیس جمهور،در برنامه تلویزیونی "دیدگاه"، پیش از انتخابات سال 1392 و نگاهی به نرخ ارز امروز ، 25 بهمن 1396
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.