پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

چارلی چاپلین


چارلی چاپلین
چارلی چاپلین اسطوره سینمایی کمدی جهان ،اسطوره ای که مردم عام و خاص را با هم و در کنار هم می خنداند نامه ای نوشت ، نامه ای بیاد ماندنی برای دخترش جرالدین که حال و هوایی خاص دارد . برای خواندن این نامه زیبا متن زیر را مطالعه کنید .
این نامه به گفته یکی از دوستان که در قسمت نظرات مطرح شده است . جعلی می باشد . نظر شما چیست؟!
● متن کامل نامه چارلی چاپلین به دخترش:
دخترم جرالدین, از تو دورم , ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمیشود.تو کجایی؟در پاریس ,روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه لیزه؟این را میدانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی ,آهنگ قدمهایت را میشنوم.شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه, نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است.
جرالدین, در نقش ستاره باش و بدرخش ,اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند به تو فرصت هوشیاری داد بنشین و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم.امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولی گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن; زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی که پاهایشان از بینوایی می لرزدو هنرنمایی می کنند. من خود یکی از ایشان بوده ام.جرالدین دخترم ,تو مرا درست نمی شناسی در آن شب های بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنیدنی است.
داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گیرد, داستان من است.من طعم گرسنگی را چشیده ام.من درد نابسامانی را کشیده ام.و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند. با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند حرفی نباید زد. به دنبال نام تو نام من است :"چاپلین"
جرالدین دخترم, دنیایی که تو در آن زندگی می کنی, دنیای هنرپیشگی و موسیقی است.نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه لیزه بیرون می آیی, آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن .حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل میرساند بپرس .حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت ,مبلغی پنهانی در جیبش بگذار. به نماینده خود در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرجهای تو را بی چون و چرا بپردازد.اما برای خرجهای دیگر باید صورت حساب ان را بفرستی.
دخترم جرالدین گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بیوه ,کودکان یتیم را بشناس و دست کم روزی یک بار بگو:من هم از آنان هستم.تو واقعا یکی از آنان هستی و نه بیشتر.هنر قبل از اینکه دو بال به انسان بدهد اغلب دو پای او را میشکند . وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را برتر تماشاگران خویش بدانی, همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم.آنجا بازیگران همانند خویش را خواهی دید که از قرن ها پش زیبا تر از تو ,چالاکتر از تو و مغرور تر از تو هنرنمایی میکنند.اما در آنجا از نور خیره کننده تئاتر شانزه لیزه خبری نیست.
دخترم جرالدین ,چکی سفید امضا برایت فرستاده ام که هر چه دلت می خواهدبگیری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی با خود بگو:سومین فرانک از آن من نیست.این مال یک مرد فقیر و گمنام است که امشب به یک فرانک احتیاج دارد.جست و جو لازم نیست.این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می زنم برای آن است که از نیروی فریب و افسون پول ,این فرزند بی جان شیطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سیرک زیسته و همیشه و هر لحظه برای بند بازان روی ریسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده بیشتر از بند بازان ریسمان نا استوار سقوط می کنند.
دخترم جرالدین ,پدرت با تو حرف می زند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب بدهد و آن شب است که این الماس, آن ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. روزی که چهره زیبای یک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفریبد آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. همیشه بند بازان ناشی سقوط می کنند از این رو دل به زر و زیور نبند. بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد.
اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی ,با او یک دل باش و به راستی او را دوست بدار. معنی این را وظیفه خود در قبال این موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو نامه ای بنویسد. او از من بهتر معنی عشق را می داند. او برای تعریف "عشق "که معنی آن" یکدلی" است شایسته تر از من است.دخترم هیچ کس و هیچ چیز دیگر در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد.دختری ناخن پای خود را برای آن عریان می کند. برهنگی بیماری عصر ما است. به گمان من تن تو ,باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.حرف بسیار برای تو دارم ,ولی به وقت دیگر می گذارم.و با این آخرین پیام نامه را پایان می بخشم. انسان باش, پاک دل و یکدل ;زیرا گرسنه بودن, صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. پدر تو ,چارلی چاپلین.


منبع : وب سایت سینمائی هنر هفتم

مطالب مرتبط

نگاهی به چارلی چاپلین

نگاهی به چارلی چاپلین
چارلی چاپلین هنرمندی که با نقش آفرینی خود کوشید تا خنده را برلبانتان جاری سازد . هم اوکه سالها با نشستن در مقابل تلویزیون از هنرمندی اش لذت برده ایداین بارخود فیلم نامه ای را نوشته است که بازیگران آن ما انسانهاهستیم. فیلم نامه ای که شایددرقالب طنز مطرح گردیده باشد ولی حقایقی را گوشزدمی کند که هرانسانی با خواندش به فکرفروخواهد رفت. واقعیتی که استاد مطهری نیز نتوانستند آن را نادیده بگیرند ودر متن کتاب مسئله حجاب اشاره ای به آن داشتند .آنچه می خوانید نامه ای است که چارلی چاپلین به دختر خود ژرالدین نوشته است :
ژرالدین عزیزم:
اینجا شب است، یک شب نوئل.در قلعه کوچک من همه سپاهیان بی سلاح خفته اند. نه برادرونه خواهرونه حتی مادرت، به زحمت توانستم بی اینکه این پرندگان خفته را بیدار کنم،خودم رابه این اتاق انتظار پیش ازمرگ برسانم.من ازتودورم،خیلی دور... اماچشمانم کورباد،اگریک لحظه تصویرتورااز چشمان من دور کنند.تصویر توآنجاروی میزهست.تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست.اماتوکجائی؟آنجادر پاریس افسونگربررویآن صحنه پرشکوه شانزه لیزه می رقصی.این را میدانم وچنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی،آهنگ قدمهایت را می شنوم ودراین ظلمت زمستان، برق ستارگا ن چشمانت رامی بینم رویایی فردای تو را،رویای امروزتو،دختری می دیدم به روی صحنه ،فرشته ای می دیدم به روی صحنه ،فرشته ای می دیدم به روی آسمان، می شنیدم تماشاگران را که می گفتنند: دختررا می بینی ؟این دختر همان دلقک پیره. شنیده ام نقش تو در نمایش پرنوروپرشکوه نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش وبرقص. ستاره باش وبدرخش.
اما اگر قهقهه تحسین آمیزتماشاگران وعطرمستی گلهایی که برایت فرستاده اند تورافرصت هوشیاری داد، درگوشه ای بنشین،نامه ام را بخوان وبه صدای پدرت گوش فرادار.من پدر تو هستم، ژرالدین من چارلی چاپلین هستم. وقتی بچه بودی،شبهای دراز به بالینت نشستم وبرایت قصه ها گفتم.قصه زیبای خفته در جنگل، قصه اژدهای بیداردر صحرا،خواب که به چشمان پیرم می آمد ، طعنه اش می زدم ومی گفتمش برو.من در رویای دخترخفتهارویا می دیدم ژرالدین،. رویای فردای تو،رویای امروزتو،دختری می دیدم به روی صحنه،فرشته ای می دیدم به روی آسمان،که می قصید ومی شنیدم تماشاگران را که می گفتند: دختره رامی بینی؟ این دخترهمان دلقک پیره. اسمش یادته؟ چارلی. آره چارلی هستم. من دلقک پیری بیش نیستم.امروزنوبت وست.برقص. من باآن شلوارگشادپاره پاره رقصیدم وتودرجامه حریر شاهزادگان می رقصی. این رقصها،وبیشترازآن صدای کف زدنهای تماشاگران ،گاه تورا به آسمانهاخواهدبرد.برو. آنجا برو اما گاهی نیز بر روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن.
زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی میلرزد. من یکی از اینان بودم ژرالدین ودر آن شبها در آن شبهای افسانه ای کودکییهای تو ، با لالایی قصه های من به خواب می رفتی و من باز بیدار می ماندم ودر چهره تو می نگریستم ، ضربان قلبت را می شمردم واز خودم می پرسیدم : چارلی آیا بچه گربه هرگز تورا خواهد شناخت؟ ... تو مرا می شناختی ژرالدین . در آن شبهای دور، بس قصه هابا تو گفتم، اما قصه خود را هرگز نگفتم. ابن داستان شنیدنی است: داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام واز اینها بیشتر ، من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج میزد، اما سکه صدقه رهگذر خود خواهی آن را می خشکاند، احساس کرده ام. با این همه من زنده ام واز زندگان پیش از آن که بمیرند نباید حرفی زد. داستان من به کار تو نمی آید ، از تو حرف بزنم. به دنبال تو نام من است: چالی چاپلین . با همین نام چهل سال بیشتر مردم را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند ، خود گریستم.
ژرالدین در دنیایی که تو در آن زندگی می کنی تنها رقص وموسیقی نیست. نیمه شب هنگامی که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون میآئی ، آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که تورا به منزل می رساند بپرس،حال زنش را هم بپرس... واگر آّبستن بود وپولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت، چک بکش وپنهانی توی جیب شوهرش بگذار. به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام ، فقط این نوع خرج های تو را بی چون و چرا قبول کند اما برای خرجهای دیگرت باید صورت حساب بفرستی. گاه گاه ، با اتوبوس، با مترو شهر را بگرد.
و....
چارلی چاپلین در بخشهای پایانی نامه خود به دخترش این چنین بیان می دارد: حقیقت را با تو می گویم دخترم: مردمان بر روی ریسمان نا استوار سقوط می کنند. شاید که شبی در خشش گرانبهاترین الماس این جهان تو رافریب دهد. آن شب این الماس ریسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. شاید روزی چهره زیبای شاهزاده ای تورا گول بزند آن روز بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند. دل به زرو زیور نبند زیرا بزرگترین الماس این جهان آقتاب است و خوشبختانه این الماس بر گردن همه می درخشد...
.... اما اگر روزی دل به مردی بستی، با او یکدل باش. به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد او عشق را بهتر از من می شناسد واو برای تعریف یکدلی شایسته تر از من است. کار تو بس دشوار است این را می دانم . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند. بلرهنگی بیماری عصر ماست و من پیرمردم و شاید که حرفهای خندهدار می زنم. اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری. بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد ، مال دوران پوشیدگی ، نترس این ده سال تورا پیر نخواهد کرد... حرف بسیار برای تودارم ولی بوقت دیگر می گذارم و با این آخرین پیام نامه را به پایان می بخشم: انسان باش، پاکدل ویکدل، زیرا گرسنه بودن ، صدقه گرفتن ودر فقر مردن ، بارها قابل تحمل تر از پست بودن و بی عاطفه بودن است.

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!