پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ / Thursday, 15 November, 2018

آیات نفی اعجاز


آیات نفی اعجاز
در قرآن مجید، معجزه جاودانی پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله برای اثبات پیامبریش آیاتی وجود دارد که به نظر می‌رسد می‌خواهند ثابت کنند که پیامبر اکرم به جز قرآن مجید هیچ معجزه‌ای نداشته است. عده‌ای از افراد ظاهربین و کوته‌نگر نیز با توسل به چنین آیاتی درصد ، تکذیب معجزه‌های پیامبر غیر از قرآن بوده و می‌گویند که پیامبر فقط یک معجزه داشته و آنهم قرآن مجید می‌باشد در حالیکه تاریخ گواهی می‌دهد که پیامبرل اکرم معجزه‌ فراوانی داشته است و فقط منحصر به قرآن کریم نمی‌باشد و علاوه بر آنها پیامبر اکرم حتی در تمامی معجزات پیامبران گذشته نیز شریک بوده است که در جای خودش تابت گردیده است.
در این نوشتار آیات نفی اعجاز را آورده و به طور خلاصه منظور آنها را بیان خواهیم کرد و روشن خواهد گردید که نفی معجزات اقتراحی مورد نظر است نه همه معجزات.
● بررسی نخستین آیه نفی اعجاز
طرفداران نفی معجزه‌های پیامبر اکرم غیر از قرآن به آیه ۵۹ سوره اسراء اشاره می‌کنند که چنین می‌فرماید: و هیچ چیز مانع نبود که این معجزات درخواستی - در خواستی بهانه جویانه – را بفرستیم جز اینکه پیشینیان - اینگونه آن را تکذیب کردند - از جمله ما به قوم ثمود ناقه داریم- معجزه ای - که روشنگر بود اما بر آن ستم کردند - و ناقه را کشتند - ما معجزات را برای بیم دادن - و اتمام حجت – می‌فرستیم."
منکران معجزه‌های پیامبر می‌گویند پیامبر اکرم طبق آیه فوق هیچ معجزه‌ای نداشته است و علت اینکه پیامبر معجزه‌ای دیگر نیاورده، تکذیب امتهای گذشته بوده که زیر بار آنها نمی‌رفتند.
▪ نقد نظریات منکران
این آیه تنها آن دسته از معجزات را انکار می‌کند که مشرکان بر اساس هوای نفس و دلخواه خویش آن را درخواست می‌کردند و هدفشان این بود که پیامبر بیاورد و آنها را مسخره کنند. مثلا می‌گفتند کوه صفا را بر ایمان طلا کن. که این آیه وقوع چنین معجزه‌هایی را نفی می‌کند نه همه معجزات را، دلیل این مطلب نیز "الف و لام" الآیات در متن عربی قرآن است که این الف و لام، الف و لام عهدی بوده است و بر اساس این قاعده، منظور را از آیات که وقوع آنها را انکار می‌کند آیات مخصوص و معینی بود که از طرف مشرکین برای اذیت و مسخره پیغمبر در خواست می‌کردند یعنی معجزات اقتراحی و ثانیا اینکه اگر انکار امت باعث نیامدن معجزه باشد پس باید خود قرآن نیز که از طرف مشرکین انکار می‌گردید نازل نمی‌شد و مهمترین مطلب اینکه اگر حکمت خدا در موردی، اقتضا نماید که برای هدایت مردم توسط پیامبرش معجزه‌ای بفرستد در این صورت تکذیب ملل گذشته نمی‌تواند مانع این معجزه گردد چرا که اگر تکذیب مردم باعث نیامده معجزه گردد و بالطبع می‌تواند باعث نیامدن پیامبر نیز باشد. پس منظور آیه معجزات ابتدایی که پیامبران برای اثبات پیامبری و هدایت مردم می‌آوردند نیست و آخر اینکه آیاتی در قرآن وجود دارد که نشان می‌دهد منظور از این معجزات، معجزات در خواستی می‌باشد نه همه معجزات که آیه ۳۳ و ۳۲ سوره انفال نمونه‌ای از آنهاست.
"آنگاه مشریکن گفتند پروردگارا اگر این قرآن حق است و از طرف توست بارانی از سنگ بر ما فرود آر و یا عذاب دردناک بر ما بفرست، ولی (ای پیامبر) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد و ..."
● بررسی دومین آیه نفی اعجاز
دومین آیات مورد استناد منکران آیات ۹۰ تا ۹۳ سوره اسراء می‌باشد که می‌فرماید:
"و گفتند ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه چشمه‌ای از این سرزمین جاری سازی یا باغی از نخل و انگور در اختیار تو باشد که نهرها در لابه لای آن به جریان اندازی یا قطعات (سنگهای) آسمان را آنچنان که می‌پنداری بر سر ما فرود آوری یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما آری یا خانه‌ای پر از طلا داشته باشی یا به آسمان روی. تنها با آسمان رفتن هم ایمان نمی‌آوریم مگر نامه‌ای بر ما از آسمان بیاوری که آن را بخوانیم ...)
که می‌گویند بر اساس این آیات مشرکان از پیامبر معجزه‌هایی در خواست کردند که پیامبر آنها را نیاورد و پیامبر گفت من بشری بیش نیستم و نتیجه می‌گیرند که پیامبر،
معجزه‌ای غیر از قرآن نداشته است.
▪ نقد نظریات منکران
اما این نتیجه‌گیری به دلایل زیر غلط است: چون این معجزات نام برده شده در آیات فوق از نوع معجزات اقتراحی بوده که مشرکین از روی عناد این معجزات را خواسته بودند نه از روی ایمان آوردن، دوم اینکه آنچه که در آیات فوق از پیامبر به عنوان معجزه درخواسته شده، گروهی محال می‌باشد و گروهی دیگر گر چه محال نیست ولی دلیلی بر اثبات پیامبری نیست چون معجزه برای اثبات پیامبری آورده می‌شود.
اما در خواستهایی مشرکین که از نظر عقلی محال است عبارتند از اینکه می‌گفتند اگر راست می‌گویی، سنگهای آسمان را بر سر ما فرود بیاور، در حالیکه قطعه قطعه شدن آسمان و فرو ریختنشان بر زمین، در آستانه قیامت اتفاق می‌افتد چون مستلزم نابودی دنیاست و این کار در پایان عمر دنیا رخ خواهد داد. و می‌گفتند خدا را بیاور تا ما با چشمانمان او را ببینیم و سپس ایمان بیاوریم در حالیکه چون خدا هیچ نیست غیر قابل دیدن می‌باشد که این نیز محال بود و سومین درخواست آنها نامه‌ای از طرف خداوند با دست خط خودش بود که این نیز با توجه به عدم جسمانی بودن خداوند محال بود.
اما آندسته از معجزاتی را که محال نبود ولی اثبات پیامبری را نمی‌کرد بدین ترتیب بود: چشمه زدن و قنات جاری ساختن، مالک بودن باغی پر درخت و دارای نهرها و قناتها و داشتن خانه‌ای از طلا، که ممکن است همه اینها را کسی داشته باشد در حالیکه نه تنها پیامبر نیست، حتی به خدا نیز ایمان نداشته و کافر باشد مثل قارون پس این صفت از معجزات نیز جز معجزه‌هایی است که صورت نگرفته نه همه معجزه‌ها.
● بررسی سومین آیه نفی اعجاز
آخرین دسته از آیاتی که منکرین معجزه‌های پیامبر اکرم صلی الله بدان متوسل می‌شوند آیه بیستم سوره یونس است در این آیه چنین می‌خوانیم که " مشرکان می‌گویند چرا معجزه‌ای از طرف پروردگارش بر او نازل نمی‌شده بگو غیب (معجزه) به خدا اختصاص دارد شما منتظر باشید و من نیز از منتظرانم.
منکرین می‌گویند از این آیه چنین استفاده می‌شود که مشرکین از پیامبر اکرم معجزه می‌خواستند ولی ایشان می‌گفتند معجزه مختص خداست که نتیجه این سخن آن است که پیامبر به جز قرآن معجزه دیگری نداشته است.
▪ نقد نظریات منکران
همچنانکه که در مطالب قبلی یادآور شدیم منظور از معجزه در این آیه، همه معجزه‌ها نیست بلکه معجزه‌های اقتراحی و در خواستی مشرکین است که نه از روی عقل بلکه از روی عناد و اذیت پیامبر، از وی درخواست می‌نمودند چون آنها معجزه‌های مخصوصی را از آن حضرت در خواست می‌کردند مانند اینکه فرشته‌ای بر وی نازل شود و یا اینکه می‌گفتند او نیز مانند ما می‌خورد و می‌آشامد چرا فرشته‌ای برایش نازل نمی‌شود که به همراهش مردم را راهنمایی کند و اگر منظور آنها از معجزه، پیدا کردن راه هدایت بود باید به هر معجزه‌ای که پیامبر می‌آورد ایمان می‌آوردند و دیگر در معجزه، حالت گزینشی را به خود نمی‌گرفتند.
● جمع‌بندی
از مجموع مطالبی که در پاسخ به منکران اعجاز پیامبر گفته شد چنین نتیجه‌گیری می‌شود که آیات قرآنی نه تنها در حدود نفی معجزه بر پیامبر دلالت ندارند بلکه گروهی از آیات وجود معجزه را تائید می‌کنند و اینکه کسی که ادعای نبوت می‌کند باید به اندازه اثبات ادعایش معجزه بیاورد تا ادعایش را ثابت کند و بیشتر از این نه بر خداوند و نه بر پیامبرش واجب نیست و آخرین مطلب اینکه در میان معجزه‌های گوناگون پیامبر، تنها معجزه‌ای که جنبه جاودانی داشته، قرآن می‌باشد که با همان نیز پیامبر تحدی نموده است و بقیه معجزات ایشات هیچ جاودانه نبوده است.

منبع
ابوالقاسم خویی، البیان، مترجمین محمد صادق نجمی و هاشم زاده هریسی، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی چاپ پنجم ۱۳۷۵

منبع : شبکه رشد

مطالب مرتبط

مفهوم شناسی کنز در قرآن

مفهوم شناسی کنز در قرآن
نگرش انسان سازی که در آثار معنوی عالمان ربانی و کاملاً روحانی به چشم می خورد، منطبق نمودن آیات فقهی و اجتماعی قرآن کریم با مفاهیم معنوی و حقایق ژرف عرفانی است؛ به بیان دیگر، عرفان اصیل اسلامی در تمامی آیات قرآن جلوه ای دلگشا دارد و احکام شرع مقدس و لطایف عرفان ناب به زیبایی تمام درهم تنیده اند و لازم و ملزوم یکدیگرند؛ آن یک، سرای دنیا را براساس قوانین الهی بنا می کند و این یک، سرای آخرت را بر مبنای عقاید حقه می سازد. آری، شریعت، مزرعه حاصل خیزی است که بذر معارف را به نیکویی در خود می پرورد و سعادت دنیا و آخرت را به انسان ارزانی می دارد.
اساسا یکی از ابعاد اعجازگونه قرآن کریم، هماهنگی و همسویی ظاهر و باطن آیات آن است؛ چنان که در اندیشه متعالی اهل معرفت، نشانه حقانیت تاویل و برداشت های معنوی از آیات، هماهنگی آن با تفسیر و احکام ظاهری آیات می باشد۱. در این نوشتار، کوشیده ایم تا آیه ۳۴ و ۳۵ سوره مبارکه توبه (آیه کنز) را از این منظر(۲) بکاویم و لطایف ظاهری و باطنی مفهوم «کنز» را با توجه به آرای معرفتی مرحوم آیت الله شاه آبادی(ره) به تصویر کشیم.
اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
● مفهوم لغوی و فقهی کنز
«کنز» در لغت به معنای گنجینه است. ۳ در قاموس قرآن آمده است که مراد از «کنز»، گنج و مال اندوخته است۴. از نظر فقهی نیز به هر مالی که حقوق الهی آن، همچون زکات، پرداخت نشده باشد، «کنز» می گویند۵. صاحب بیان المعانی در این باره نوشته است: «همانا خداوند چنین مالی را کنز (گنج) نامید؛ زیرا صاحبان آن، حق الهی را در مورد آن ادا نکردند. هر مالی که چنین باشد، کنز (گنج) نامیده می شود.»۶
تفسیر رهنما نیز در این باره آورده است: «و برای آن، اموال ایشان را کنز خواند که زکات آن ها را نداده بودند و در راه خیر نفقه نمی کردند.»۷ و یا در حدیث نبوی می خوانیم: «کل مال یؤدی زکاته فلیس بکنز؛۸ هر مالی که زکاتش پرداخت شود، گنج نیست.»
از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «زمانی که قائم ما قیام کند، بر هر صاحب مالی، استفاده از اموال پنهانش (کنز» را حرام می کند، مگر این که آن را آشکار سازد (در معرض استفاده دیگران قرار دهد و واجبات آن را بپردازد). پس آن حضرت از این اموال در راه مبارزه با دشمنانش بهره می برد. و این، همان کلام حق تعالی است که در کتاب خویش فرموده: و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (ذخیره و پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، پس آنان را به مجازاتی دردناک بشارت ده.»۹
بنابراین، قرآن کریم و روایات شریف اسلامی بر حرمت گنجینه ساختن یا پنهان نمودن طلا و نقره و یا هر مالی که حقوق الهی در آن وجود دارد و باید آن را ادا کرد، دلالت دارند و به انفاق آن ها در راه خدا دستور داده اند۱۰. پس آن که دل به محبت اموال دنیا بسپارد و قلب خویشتن را از تعلق زر و سیم پر سازد و از پرداخت حقوق واجب الهی همچون خمس و زکات سر باز زند و از انفاق و کمک به محرومان و مستمندان جامعه روی گرداند، در سرای آخرت به جای همنشینی با نیکان و صالحان در جنت نعیم مقربین، همنشین همان چیزی خواهد شد که در دنیا دل به محبت آن بسته بود و این گونه، رنگ سعادت را نخواهد دید و اموال و ثروت دنیا که وسیله آزمایش بندگان و ابزار نیل به سعادت دنیوی و اخروی است، موجبات هلاکت و شقاوت او را فراهم خواهد ساخت. رسول خدا(ص) فرمود: «طلا و نقره، پیشینیان شما را به هلاکت افکند و این دو، هلاک کننده شما نیز هست»۱۱.
از این رو، آیت قرآنی «قد أفلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود ببخشد»۱۲، برای کسی مصداق خواهد یافت که اموال خویشتن را به برکت انفاق در راه خدا و ادای دیون الهی، پاک و تطهیر نموده است. بدیهی است وقتی مال انسان طهارت یافت، اساسی ترین امر زندگی او اصلاح شده و در واقع، زیربنای یک زندگی سالم و معنوی پی ریزی گردیده است. قرآن کریم تصریح می کند که پرداخت حقوق مالی و انفاق در راه حق تعالی، سعادت انسان را تضمین می کند و منظور آیه فوق (قد أفلح من تزکی) سعادت در دنیا و آخرت است.
● مفهوم شناسی عرفانی کنز از منظر آیت الله شاه آبادی
آیت الله شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام خمینی(س)، در کتاب گرانقدر خویش، شذرات المعارف، با استفاده از آیات و روایات به توضیح یک حدیث قدسی پرداخته اند. در این روایت نبوی، حق تعالی فرموده است: «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف؛۱۳ من گنج پنهان بودم. دوست داشتم که آشکار شوم. پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم.» مرحوم شاه آبادی(س) از حدیث قدسی مذکور ده اشاره لطیف عرفانی برداشت نموده اند۱۴ که به تناسب بحث، برخی از اشارات ایشان را بررسی می کنیم.
در اندیشه معنوی این فقیه عارف پیشه، ذات حق تعالی عین دارایی است (والله الغنی و أنتم الفقراء)۱۵ و دارایی او به نحو بساطت است. از این دارایی بسیط، به گنج (کنز) تعبیر شده است. از این رو، مراد از «کنز» در حدیث قدسی، دارایی و غنای حق تعالی به شکل بساطت و مطلق است؛ یعنی خداوند در غنا و دارایی خویش به کسی یا چیزی متکی نیست و بالذات، غنی و بی نیاز است.
ایشان در تبیین ویژگی «مخفی» بودن این کنز می نگارد: «حق متعال از جهت وحدت و دوری از کثرت، مخفی است و آنچه باعث شد این گنج نهفته تجلی نماید، حب ذات به شناخته شدن در آینه وجود بود و مقصود اصلی حق نیز، استظهار یا اظهار کمال و جمال خود بوده است.»
در پایان، ایشان اشارات مذکور را بر بحث (شکر حق ذات خود را» تطبیق می دهد؛ چه این که شکر به بیان قرآنی «والله شکور حلیم»،۱۶ از صفات الهی است و حق تعالی آن صفت را به بندگان خویش نیز موهبت نموده تا متخلق به صفت شکر گردند۱۷.
مرحوم شاه آبادی(س) در ادامه تبیین این روایت شریف می فرماید: «کنت کنزاً مخفیاً، بیانگر علم حق است به دارایی ذاتی و اسمایی خود، و فأحببت أن أعرف، نشانگر حب ذات است به ظاهر ساختن کمالات خویش، و فخلقت الخلق لکی أعرف، دلالت بر ثنای حق می کند بر دارایی خود که این ثنا، همان عطا و فیض و ظهور و اظهار کمالات خویش است و این، معنای شکرگذاری حق است.»
ایشان بعد از بیان این حقایق نغز می فرماید: «و ا ز این جا معلوم می شود که ثنای دارایی، دهندگی است. پس چون غنی قیام به دهندگی کند، ثنای دارایی نموده و متخلق به خلق حق باشد و مظهر او گردد و هرگاه قیام به عطا نکند، کفران دارایی نموده است، و الزم عطایا، قیام به واجبات مالی و دادن حقوق الهی است.»۱۸
در فراز پایانی این سخن ایشان روایت قدسی مزبور را که آکنده از لطایف عرفانی است، به یک موضوع فقهی همچون پرداخت واجبات مالی و ادای حقوق الهی در اموال مرتبط می سازد و بخشندگی و پرداخت دیون مالی را نشانه تخلق انسان به خلق و خوی خداوند می داند؛ به بیان دیگر، اگر آدمی می خواهد آینه دار گنج الهی و مظهر اسما و صفات حق تعالی باشد، باید شکر دارایی خویش را با عطا و بخشش به جای آورد.
قرآن کریم در وصف کسانی که دیگران را از مواهب الهی و دارایی خود محروم می سازند و در واقع، کفران نعمت حق می کنند، می فرماید: «ولا یحسبن الذین یبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خیرا لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه و لله میراث السماوات و الارض والله بما تعملون خبیر؛۱۹ و کسانی را که زر و سیم می اندوزند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به عذابی دردناک نوید ده. روزی که آن را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ نهند ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید، پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»
اما همین مال، اگر در مسیر انفاق به نیازمندان مصروف گردد و واجبات الهی اش پرداخت شود، وسیله سعادت آدمی می شود؛ «قد افلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود بخشد.» به همین جهت است که آیت الله شاه آبادی(س) مقصود از حقیقت کنز را با توجه به روایات این باب، حب قلبی به دنیا و تعلق به زخارف آن می دانند که مراتب مختلف یا شدت و ضعف دارد. همین حب قلبی است که منشأ معاصی و یا ترک واجبات مالی می گردد۲۰ و در این اکتناز قلبی (محبت و تعلق قلبی به مال و منال دنیا)، تفاوتی میان ثروتمند و فقیر نیست. از این رو، دارای غیر محب (ثروتمند وارسته از مال دنیا)، مکتنز نیست، همچون بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)؛ اما فقیر محب (مستمند وابسته به مال دنیا)، مکتنز است.
در اعتقاد آیت الله شاه آبادی بر انسان که شایستگی مقام خلیفه اللهی را دارد، بایسته است که به جای اکتناز مال، به اکتناز (محبت قلبی) حضرت رحمان و اولیای بزرگوارش همت گمارد۲۱ و بداند که چنانچه در این سرای فانی، اموال خویش را صرفاً وسیله وجاهت و آسایش خود قرار دهد، در آن سرای باقی که «یوم تبلی السرائر»۲۲ است، با داغ شدن پیشانی اش مفتضح می شود و با داغ شدن پهلو و پشت، از او سلب آسایش و راحتی می گردد؛ ۲۳ چنان که در آیه ۳۵ توبه آمده است: «... روزی که آن (زر و سیم) را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ کرده ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید. پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»
به اشارت لطیف روایت نبوی «حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات»،۲۴ کسی که در این سراچه ظاهری و عالم شهود، به آسایش دنیوی و لذایذ فناپذیر آن دل خوش دارد و از پرداخت حقوق مالی خود عصیان ورزد، در سرای باطن و عالم غیب، گرفتار آتش دوزخ است و این عمل او به شکل اژدهایی جلوه می کند که اعضا و جوارحش را - که در دنیا سال ها از لذایذ اموال کنزی آمیخته با حقوق فقرا استفاده کرده بود- قطعه قطعه می سازد و در واقع، حقیقت این اکتناز مالی، آتشی است سوزنده که بر قلب اسیر و زنگار گرفته اش زبانه می کشد؛ «ویل لکل همزه لمزه ¤ الذی جمع مالا وعدده¤ یحسب ان ماله اخلده¤ کلا لینبذن فی الحطمه ¤ و ما ادراک ماالحطمه ¤ نارالله الموقده¤ التی تطلع علی الافئده ؛۲۵ وای بر هر بدگوی عیبجوی، آن که مالی فراهم کرد و بر شمرد، می پندارد که مالش او را جاوید کند، چنین نیست ] که می پندارد[؛ حتماً در آتشی شکننده افکنده شود. و تو چه می دانی آتش شکننده چیست؟ آتش برافروخته الهی است؛ آتشی که بر دل ها افتد و زبانه کشد.»
در روایت آمده است که وقتی محمدبن مسلم از امام صادق(ع) درباره معنای آیه «سیطوقون ما بخلو به یوم القیامه »۲۶ پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: «هر کس از پرداخت زکات خودداری کند، خداوند این عمل او را به صورت اژدهایی از آتش، ظاهر سازد که بر گردن او قلاده گردد و گوشت او را پاره کند تا زمانی که از محاسبه فارغ شود. و این، همان معنای کلام خدای متعال است که فرمود، زود باشد که آنچه بخل ورزیده اند، در روز قیامت طوق گردنشان شود.»۲۷
در سطور فوق به وضوح مشاهده نمودید که عالم ربانی، حضرت آیت الله شاه آبادی(س) از یک حدیث قدسی که صبغه عرفانی و معنوی دارد، استفاده اجتماعی می کند و آن را با یک موضوع فقهی که پرداخت واجبات مالی مانند خمس و زکات است، مرتبط می سازد و این چنین، روح عرفان را در کالبد فقه و زندگی انسان می دمد و مسائل شرع مقدس را با حقایق عالم اعلا مرتبط می سازد.
آری، حق تعالی ذات غنی مطلق است و در کمال دارایی و غنا است و زیبایی ثروت، به دهندگی و بخشش آن است. از این رو، خداوند متعال علاوه بر این که غنی مطلق است، غنی ستوده و زیبا نیز هست؛ «و اعلموا ان الله غنی حمید»؛۲۸ یعنی ثروتمندی است که اهل بخشش و کرامت است؛ چرا که بخشندگی، زینت ثروت است۲۹. پس ثروتی از آلایش دنیا تطهیر می یابد که صاحب آن مال، زکات و خمس آن را داده باشد و یا به برکت صدقه در راه حق و حقیقت و صرف مشروع و معقول اموال خویش در راه خداوند، آن را تزکیه نموده باشد. همچنان که خداوند از کنز مخفی ظهور یافت تا در مرآت وجود، خود را بنمایاند و بشناساند، انسان نیز باید به منظور نیل به مرتبت خلیفه اللهی، اموال خویش را پنهان نسازد و آن را در معرض استفاده نیازمندان قرار دهد و پرده بخل و خودخواهی را از ثروت خود برگیرد و با اقتدا به ذات الهی آن را جلوه بخشد تا روح و روانش تزکیه یابد و در دنیا از لطف و عنایت ربوبی بهره مند شود و در آخرت از سعادت و رستگاری حظی وافر ببرد؛ چنان که بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)، با مصرف ثروت خویش در راه اعتلای دین و معنویت و پاسداشت رسول مکرم اسلام(ص)، شرافت مادری برترین و بهترین زنان عالم، حضرت فاطمه اطهر(س) را نصیب خود نمود و والاترین گوهر هستی را در صدف وجود خویشتن پرورش داد.
همان گونه که حق تعالی به سبب اعطای کنز پنهان خویش و نمایان ساختن آن، شناخته گردید، از رهگذر انفاق اموال و بخشش و مجاهدت مالی در راه خدا و آشکار ساختن ثروت خویش برای محرومان و مستضعفان جامعه، می توان به نعمت معرفت نفس که همانا معرفت خدا است نایل شد و اساسا نشانه عارف واقعی آن است که نفس خود را شناخته و آن را از اسارت مادیات رها ساخته و از آلایش دنیا پاک نموده است؛ «العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها.»۳۰
به بیان دیگر، نتیجه بخشش، عرفان و معرفت است؛ حق تعالی در پرتو تجلیات و جلوه گری های کنز مخفی خویش، جمال و کمال خویش را در آینه وجود، خاصه در مرآت تمام نمای انسان کامل، به ظهور رساند تا شناخته شود و انسان نیز در سایه ایثار و بخشش اموال خویش، از زنگار هوا و هوس می رهد و آیینه قلبش از تیرگی حب الشهوات طهارت می یابد و حقیقت خلیفه اللهی را در وجود صیقل یافته خود به نظاره می نشیند و به زیور معرفت نفس مزین می گردد.
قرآن کریم، از یک سو، به انفاق اموال ظاهری و تطهیر آن دستور می دهد و این گونه، در اندیشه حل معضلات اجتماعی و بهبود وضع محرومان و نیازمندان جامعه در هر زمان و مکانی است و به مسلمانان نیز تعلیم می دهد که نسبت به وضع فقرا بی تفاوت نباشند و اموال خود را از طریق قانونی و شرعی در معرض استفاده نیازمندان و منافع عمومی قرار دهند و حقوق الهی موجود در دارایی خویش را بپردازند، و از سوی دیگر، در معنایی عمیق تر و آرمانی والاتر، از انسان به عنوان خلیفه الله می خواهد که اوصاف الهی خویش را ظهور دهد تا در پرتو مجاهدت به وسیله مال و نفس خویش، آینه دار گنج بی پایان ربوبی و مظهر اسما و صفات الهی شود.
آن که کنز دنیوی را پنهان نمی سازد و دل از تعلق به مال و منال دنیا می گسلد و آن را در معرض بهره مندی مستضعفان و فقیران جامعه قرار می دهد و دارایی خویش را در راه اعتلای دین و احیای کلمه الله به کار می گیرد، درواقع، اولین قدم سلوک الی الله را برداشته و از این فتنه یا ابتلای بزرگ پیروزمندانه بیرون آمده۳۱ و آن گاه توفیق آن را می یابد تا گنجینه ضمیرش که همان گوهر نفیس فطرت الله است، آشکار گردد و بر سریر خلیفه اللهی تکیه زند و به زیور کمال و جمال آراسته شود و آینه دار گنج الهی شود. چنین انسانی است که مصداقی روشن از روایت نبوی «فتخلقوا بأخلاق الله»۳۲ می گردد و خدیجه وار ثمرات روح فزای فاطمی را عاید اجتماع انسانی و اسلامی می سازد.
با توجه به آنچه گذشت می توان راز تقدم مجاهدت مالی را در قرآن بر مجاهدت نفسی دانست و اهمیت آن را به عنوان رمز گشایش ابواب باطنی انسان یادآور شد؛ زیرا محبت به دنیا، سرآمد تمام خطاها و گناهان است و آتشی است که همه نیکی ها را می سوزاند۳۳ و آن که دل به زخارف دنیا بسته، هیچ گاه نمی تواند دل به خدا و اولیای او بسپارد و جان خویش را در راه حق و حقیقت ایثار نماید؛ به دیگر سخن، بدون «سعی» در مسیر دشوار انفاق و ایثار اموال در راه خداوند، شایستگی نیل به مقام دلارای «صفا» و «مروت»، و نوشیدن از سرچشمه زلال «خیر» و «سعادت» حاصل نمی گردد و نشانه شیعیان و مومنان راستین، مجاهدت خالصانه مالی و جانی آنان در راه مستقیم پروردگارشان می باشد؛ «لکن الرسول والذین امنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئک لهم الخیرات و اولئک هم المفلحون؛۳۴ ولی پیامبر و کسانی که به او ایمان آوردند، با اموال و جان هایشان جهاد کردند و همه نیکیها برای آن ها است و ایشان، همان رستگاران اند.»

وبگردی
آنچه که ظریف می‌گوید نیاز به اثبات ندارد کافیست اخبار را دنبال کنید
آنچه که ظریف می‌گوید نیاز به اثبات ندارد کافیست اخبار را دنبال کنید - دلواپسان ۵ سال است که می‌گویند آمار قاچاق کالا دو برابر آمار اعلامی دولت و معادل ۲۵ میلیارد دلار است. این یعنی اگر هیچ پول_کثیف دیگری هم در کشور نباشد، سالانه ۲۵ میلیارد دلار پولشویی داریم. حالا چطور مدعی ظریف هستند که حرفش درباره پولشویی غلط است؟
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند - صحبت های دکتر ظریف در گفتگو با خبر آنلاین.
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا - بررسی کوچ برخی مدیران شرکت سایپا به شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی.
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
خود دانید و مملکت‌تان!
خود دانید و مملکت‌تان! - همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم. او پس از خواندن شعر دستی به شانه وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!»
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است!
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است! - علیرضا زاکانی فعالی سیاسی مهمان برنامه«رو در رو» بود و در این برنامه واکنش تندی نسبت به حسین فریدون(برادر رئیس جمهور) نشان داد.
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.