سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

فصاحت و بلاغت قرآن کریم


فصاحت و بلاغت قرآن کریم
می‏دانیم پیغمبر ما خاتم است و دین او دین خاتم و جاودانه است و بلكه پیغمبران گذشته همه مقدمه بوده‏اند; یعنی در واقع مراحل ابتدایی را می‏گذرانده‏اند و بشر هم در مكتب آنها مراحل ابتدائی را پشت‏سر می‏گذاشته تا آماده بشود برای مرحله نهائی و با آمدن دین خاتم دیگر پیامبر جدیدی در عالم نخواهد آمد و این دین به صورت پایدار در عالم باقی خواهد ماند.
● حال باید ببینیم راز خاتمیت چیست؟
ما نمی‏خواهیم وارد این مطلب بشویم و در یك رساله كوچك بنام «ختم نبوت‏» درباره راز خاتمیت مفصلا بحث كرده‏ایم. فقط اینجا یك مطلب را متذكر می‏گردم و آن این است كه:
دین خاتم در بسیاری از خصوصیات با ادیان دیگر تفاوت دارد.
یكی از آن آن خصوصیات، معجزه دین خاتم است; البته معجزه اصلی آن.
معجزات پیامبران دیگر از نوع یك حادثه طبیعی بوده است مثل زنده كردن مرده یا اژدهاشدن عصا، و یا شكافته شدن دریا و امثال آنها.
اینها هر كدام حادثه‏ای موقت است. یعنی حوادثی است كه در یك لحظه و در یك زمام معین صورت می‏گیرد و باقی ماندنی نیست.
اگر مرده‏ای زنده شود زنده شدن او در یك لحظه انجام می‏گیرد و چند صباحی هم ممكن است زنده بماند ولی بالاخره می‏میرد و تمام می‏شود.
اگر عصایی اژدها می‏گردد یك امری است كه در یك ساعت معین رخ مدهد بعد هم بر می‏گردد بحالت اولیه‏اش.
معجزاتی كه انبیاء گذشته داشته‏اند همه از این قبیلند. حتی بعضی ازمعجزات خود پیغمبر; مثل آنها كه قبلا اشاره كردیم. نیز از جمله این گونه معجزات است. رفتن پیغمبر از مسجد الحرام به مسجدالاقصی یا شق القمر در شبی یا روزی انجام می‏گیرد و تمام می‏شود.
ولی برای دین جاودان كه می‏خواهد قرنها در میان مردم باقی باشد، چنین معجزه‏ایكه مدتی كوتاه عمر دارد; كافی نیست. چنین دینی معجزه‏ای جاودان لازم دارد.
و لهذا معجزه اصلی خاتم الانبیاء از نوع كتاب است.پیغمبران دیگر كتاب داشته‏اند و معجزه هم داشته‏اند ولی كتابشان معجزه نبود و معجزه‏شان هم كتاب نبود.
موسی تورات داشت و خودش هم می‏گفت تورات من معجزه نیست معجزه من غیر از تورات است.
ولی پیغمبر اسلام اختصاصا كتابش معجزه‏اش نیز هست البته نه به معنای اینكه او معجزه دیگری نداشته است; بلكهبه این معنی كه كتابش هم معجزه است و این لازمه دین خاتم و دین جاوندان است.
مطلب دیگری در مورد دین خاتم هست كه باز یكی از رازهای خاتمیت‏بشمار می‏آید و آن این است كه دوره خاتمیت نسبت‏به دوره‏های گذشته نظیر دوره نهائی و تخصصی است نسبت‏به دوره‏های ابتدائی یعنی دوره صاحب نظر شدن بشر است.
دانش‏آموز در دوره دبستان و دبیرستان فقط بهاو می‏گویند و او یاد می‏گیرد ولی وقتی كه به دوره دانشگاه رسید و به طی كردن دوره تخصصی یعنی دوره فوق لیسانس و دكتری پرداخت; اینجا دیگر دوره صاحب نظر شدن است دوره اجتهاد در نف مربوطه است.
دوره دین خاتم برای بشر از نظر كلی نه ملاحظه یك فرد بخصوص نسبت‏به فرد دیگر دوره صاحب نظر شدن است.
در دوره صاحب نظر شدن بشر است كه در مسائل دینی; اجتهاد و مجتهد شان پیدا می‏كند. آیا در ادوار گذشته ما مجتهد داشته‏ایم؟ در ادیان ابراهیم و موسی و عیسی مجتهدی وجود داشته‏است؟ خیر; آنچه قرآن از آن تعبیر به فقاهت و تفقه در دین می‏كند به هیچ وجه در آن ادیان به چشم نمی‏خورد.
آن كاری كه امروز مجتهد با نیروی علم و استدلال و اجتهاد می‏كند. پیغمبران گذشته می‏كردند ولی نه با قوه اجتهاد بلكه با نیروی وحی و نبوت.
اصولا در آن ادیان زمینه اجتهاد وجود نداشت; چون خود دین باید زمینه اجتهاد در آن وجود داشته باشد یعنی در یك دین ضوابط و اصول كلی باید بیان شده باشد تا یك عده متخصص بر اساس آن كلیات و ضوابط روی فكری و نظر مسائل جزئی را اكتشاف نمایند.
ادیان گذشته به دلیل اینكه درس دوره ابتدائی بود، نمی‏توانست اصول و كلیات را بیان نماید، زیرا بشر استعداد فراگیری آنها را نداشت.
اصطلاح رائجی است كه می‏گوید: پیغمبران مرسل و غیر مرسل، پیغمبران مرسل یعنی پیغمبرانی كه صاحب شریعت و قانون هستند مثل ابراهیم، موسی، عیسی و پیغمبران غیر مرسل یعنی پیغمبرانی كه تابع پیغمبران دیگر و مبلغ شریقت آنانند و از خودشان قانونی نداشته‏اند.
كاری كه هم اكنون مجتهدان می‏كنند همان كاری است كه پیغمبران دسته دوم می‏كرده‏اند. البته مجتهد كارش منحصر به این نیست و علاوه بر اجتهاد حاكل شرعی ورهبر مردم است آمر به معروف و ناهی از منكر در میان مردم است او مصلح میان امت‏بوده و موظف است كه مفاسد را اصلاح نماید.
همین كار را نیز در گذشته پیغمبران انجام می‏دادند ولی در دین خاتم دیگر پیغمبری بخاطر این جهات مبعوث نمی‏گردد بلكه مجتهدان از عهده چنین وظایفی بر می‏آیند.
این است معنای حدیثی كه پیغمبر فرمود: علماء امتی كانبیاء بنی اسرائیل. علماء امت من مانند انبیاء بنی‏اسرائیل می‏باشد التبه مقصود آن عده از انبیاء بنی اسرائیل است كه كارشان فقط تبلیغ و تفهیم و تعلیم و ترویج‏شریعت موسی بوده است.
این است كه می‏گوییم دوره انبیاء گذشته دوره وحی است. به این معنی كه حتی تبلیغ و ترویج را هم می‏بایست انبیاء انجام بدهند. ولی در دوره دین خاتم، یك سلسله كارها یعنی كارهایی كه مربوط به عالم تبلیغ و ترویج است و یا مربوط به استنباط كلیات از جزئیات است آن را دیگر علماء انجام میدهند نه پیغمبران.
پی علماء از این نظر و در این حدود و نه بیشتر، جانشین پیغمبرانند، نه همه پیغمبران، بلكه جانشین پیغمبرانی كه صاحب شریعت نیستند.
● وجوه اعجاز قرآن
از نظر كلی اعجاز قرآن از دو جنبه است جنبه لفظی و جنبه معنوی لفظی یعنی از جنبه هنر و زیبائی و معنوی یعنی از جنبه علمی و فكری.
چون مقوله هنر و زیبائی غیر از مقوله علم و تفكر است. زیبائی مربوط به فن است و علم مربوط به كشف. علم یعنی آنچه كه حقیقتی را برای انسان كشف می‏كند ولی زیبائی و جمال یعنی آن چیزی كه یك موضوع جمیل و زیبائی را بوجود می‏آورد.
البته خود هنر و زیبائی هم موضوعات و مقولات مختلفی دارد یكی از آنها مقوله سخن است و اتفاقا انسان در میان همه زیبائی‏ها آن چنان در مورد هیچ مقوله‏ای از مقوله‏های زیبائی نشان ندهد.
ما می‏توانیم زیبایی را بدو نوع تقسیم كنیم.
۱) زیبائی حسی
۲) زیبایی ذهنی.
زیبائی حسی هم به سمعی و بصری تقسیم می‏شود.
زیبائی گل و باغچه از نوع زیبائی حسی بصری است و زیبائی یك آواز خوش از نوع حسی سمعی است.
آیا زیبائی سخن از این نوع است؟ خیر، بلكه اصولا زیبایی سخن حسی نیست فكری است از راه حس.
یك شعر زیبا یا یك نثر زیبا چقدر انسان را جلب می‏كند؟! آنجا كه سعدی می‏گوید: منت‏خدای را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزید نعمت، هر نفسی كه فرو می‏رود ممد حیات است و چون كه برآید مفرح ذات، پس در هر نفسی دو نعمت موجود و بر هر نعمتی شكری واجب‏»
و بلافاصله شعری اضافه می‏كند:
از دست و زبان كه برآید كز عهده شكرش بدر آید
و باز بلافاصله یك آیه از قرآن ضمیمه می‏كند:
اعملوا آل داود شكرا و قلیل من عبادی الشكور. سپس ادامه می‏دهد:
فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگستراند و دایه ابر بهاری فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپروراند...
این جملات، شعر و نثرش آنچنان در كنار یكدیگر زیبا چیده شده است كه سعدی هفتصد سال قبل مرده ولی گلستان او خودش را حفظ كرده است.
چرا خودش را حفظ كرده؟ زیرا زیباست. فصیح و بلیغ است
قاآنی از شعرای معروف است و همشهری سعدی و اهل شیراز است همیشه می‏خواست‏با سعدی رقابت كند، كتابی هم به آهنگ گلستان گفته است ولی نتوانست‏بپای سعدی بیاید.
نقل می‏كنند شبی در شیراز در فصل زمستان با عده‏ای پای بخاری نشسته بودند و به اصطلاح مجلس بزمی بود و یك نفر قوال هم در آنجا بود كه این شعر معروف سعدی را شروع به خواندن كرد.
شبی خوش است و در آغوش شاهد شكرم...
تا آنجا رسید كه گفت:
ببند یك نفس ای آسمان دریچه صبح بر آفتاب كه امشب خوش است ‏با قمرم
قاآنی كه خودش مرد شعر شناسی است آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت كه گفت: این مرد دیگر جائی نگذاشته كه كسی شعر بگوید!! دیوان شعرش را كه جلویش بود، پرت كرد توی بخاری و آنرا سوزانید گفت اگر این شعر است دیگر ما نمی‏توانیم شعر بگوییم!
پس گاهی یك شعر آنقدر زیبا از آب درمی‏آید كه یك شاعری مانند قاآنی كه خودش استاد سخن است‏یك جا كه از زبان یك قوال آن شعر را می‏شنود آنچنان تحت تاثیر قرار می‏گیرد كه خودش را وقتی با او مقایسه می‏كند می‏بیند كه او چقدر بالاست و خودش چقدر پائین!! این اثر سخن است.
حافظ را چه نگهداشته است؟ مولوی را چه نگهداشته است؟ زیبائی شعرشان. چون زیبائی و به تعبیر علما، فصاحت، روشنی، بلاغت رسائی خلاقیت و جاذبه و ربایندگی، مسئله غیر قابل انكاری است.
قرآن به اتفاق هر كس كه سخن شناس است، و اندكی با زبان قرآن آشنائی دارد، حتی فرنگیها كه با زبان عربی آشنائی پیدا كرده‏اند، تصدیق كرده‏اند كه از جنبه فصاحت و بلاغت و زیبایی سخن بی‏نظیر است.
اولا قرآن یك سبك خصوصی دارد، نه نثر است و نه شعر، در صورتی كه همه سخنها یا نثر است و یا شعر، اما شعر نیست‏به دلیل اینكه وزن و قافیه كه در شعر كهن از پایه‏های اصلیل شعر محسوب می‏شد، ندارد.
و علاوه بر وزن و قافیه از ركن دیگر شعر كه تخیل است هیچ استفاده نكرده بلكه مطالب را بدون هیچگونه تخیل بیان نموده است.
مراد از تخیلات همان تشبیه‏های مبالغه آمیزی است كه در اشعار آورده می‏شود تا آنجا كه گفته شده است، احسن الشعرا كذبه، یعنی بهترین شعرها دروغ‏ترین آنهاست چون هرچه دروغتر باشد قشنگتر می‏شود، مثل این شعر فردوسی:
زسم ستوران در آن پهن دشت
زمین شد شش و آسمان گشت هشت
هر كس بشنود می‏گوید به‏به اما چقدر دروغ است؟! دروغ دیرگ از این بزرگتر نمی‏شود گفت. مگر با بهم ریختن چندتا اسب در محدوده بسیار كم و گردو خال كردن سمهای آنان، آسمان هفت طبقه هشت تا می‏شود و زمین هفت طبقه شش تا؟
دروغ خیلی بزرگ است ولی بخاطر دروغ بودن زیباست. و یا شاعر دیگری می‏گوید كه:
یا رب چه چشمه‏ایست محبت كه من از آن یك قطره آب خوردم و دریا گریستم طوفان نوح زنده شد از آب چشم من با آنكه در غمت‏به مدارا گریستم
بسیار جذاب است ولی بهمان دلیل كه خیلی دروغ است‏خیلی شرین است و البته ایندروغ هم نیست و شرعا هم دروغ محسوب نمی‏شود بلكه هنر است و یك نوع زیباسازی سخن بشمار می‏آید. ولی قرآن اساسا دنبال اینگونه مطالب نرفته است.
علاوه بر این این گونه زیبائی‏های سخن، تنها در موضوعات خاصی امكان دارد عشقی و یا حماسی و یا مداحی افراد و یا هجای آنان و هیچ یك از شعرا نمی‏توانند و نتوانسته‏اند در معنویات اظهار هنر بكنند و اگر احیانا بخواهند در معنویات وارد شوند چون نمی‏شود در خود معنا هنر نمائی نمایند، معنی را در لباس ماده تجسم می‏دهند و با زبان كنایی آن معنا را بیان می‏كنند.
مثلا می‏خواهند از معرفت‏بگویند آنرا در لباس می‏آورند و یا از جلال ذات حق می‏خواهند سخن برانند به زلف تعبیر می‏كنند، و یا از این كه هستی خودش را در راه او داده و به مقام فناء فی الله رسیده تعبیر می‏كنند كه: خرقه جائی گرد باده و دفتر جائی. و امثال اینها
ولی قرآن اصولا خود مسائل معنوی را طرح كرده و در نهایت روانی همچون آب زلال بیان می‏فرماید.
بسم الله الرحمن الرحیم - الحمد لله رب العالمین - الرحمن الرحیم - مالك یوم الدین - ایاك نعبد و ایاك نستعین.
هر مسلمانی یك عمر این جملات را لااقل روزی ده بار در نماز تكرار می‏كند ولی آنقدر عذوبت و گوارائی دارد كه هرگز خسته نمی‏شود و سیر نمی‏گردد.
پس قرآن شعر نیست چون وزن و قافیه در آن رعایت نشده و نیز مطالب صریح بیان گردیده و تخیل در آن بكار نرفته است.
و نثر هم نیست، به جهت آن كه هیچ نثری آهنگ بردار نیست و قرآن عجیب آهنگین است.
آیا شما تاكنون دیده‏اید كه یك كتابی را چه دینی و چه غیر دینی بتوان با آهنگ‏های مختلف خواند؟تنها كتابی كه می‏توان آنرا به آهنگ قرائت كرد قرآن است و این مطلب الان بصورت یك رشته علمی درآمده. آیات مختلف قرآن آهنگ‏های مختلف می‏پذیرد. یعنی آهنگ‏های مختلف متناسب با معانی آیات است، مثلا تخویف بكند آهنگی می‏پذیرد كه دل را تكان بدهد و بترساند. و آیاتیكه تشویق است آهنگی می‏پذیرد كه آرامش ببخشد.
شما بروید به دنیای مسیحیت‏با آن عظمت و پهناوری آن و نیز دینای یهود كه گرچه كشور منحصرشان اسرائیل است ولی به اغلب رادیوها و خبرگزاریها دنیا تسلط دارند، آیا پیدا می‏كنید كه انجیل و تورات را با قرائت پشت رادیو بخوانند؟! اگر بخوانند تمسخر آمیز است و كسی نمی‏تواند تحمل كند.و یا مگر می‏شود نثر سعدی را با صوت خواند.
این از ویژگیهای اسلوب قرآن است كه نه قبل از آن سابقه دارد و نه بعد از آن در زبان عربی دیده شده است.
جالب آن است كه این همه افرادی كه حافظ قرآن شدند و به قرآن عشق می‏ورزیدند و خودشان نیز اولین سخنوارن زمان خویش بوده‏اند نتوانستند دو سطر بگویند كه شبیه قرآن دربیاید.
علی(ع) را به فصاحت و بلاغت دنیا قبول دارد. من در یكی از بحث‏های كتاب سیری در نهج البلاغه این بحث را كرده‏ام كه چطور الان كه هزار و سیصد سال از زمان علی(ع) و خطابه‏هایش گذشته و در هر زمان ادبا و فصحا و نویسندگان و خطبای درجه اول عرب زبان با ذوق‏های مختلف آمده و رفته‏اند، ولی كلام علی(ع) عظمت‏خود را خفظ كرده است.
علی(ع) اولین آیه قرآن یعنی اقرء بسم ربك الذی خلق را در سن ده یا یازده سالگی قبل از آنكه ذهنش به افكار دیگری نقش ببندد، شنیده و از استعداد بحد وفور بهره‏مند بوده و مرتبا با قرآن مانوس بوده است اگر كسی می‏توانست مانند قرآن حرف بزند از همه شایسته‏تر علی(ع) بود ولی در عین حال، این نهج البلاغه است كه ما وقتی آنرا در كنار قرآن قرار می‏دهیم به روشنی احساس می‏كنیم كه دو سبك است.
خودم بیاد دارم كه در اواخر ایام طلبگی خویش كه هم با قرآن آشنا شده بودم و هم با نهج البلاغه در یك لحظه بطور ناگهانی این نكته برایم كشف شده.
نهج البلاغه را مطالعه كردم، یكی از خطبه‏های آن است كه بسیار تشبیه و تمثیل در آن بكار رفته و جدا از آن نوع فصاحت و بلاغت‏های كه بشر بكار می‏برد بسیار فصیح و بلیغ است.
این خطبه سراسر موعظه و یاآوری مرگ و عالم آخرت است و واقعا خطبه تكان‏دهنده‏ای است، می‏فرماید:
...دار البلاء مخفوفهٔ و بالغدر معروفهٔ; لا تدوم احوالها و لا یسلم نزالها احوال مختلفه، و تارات متصرفه، العیش فیها مذموم و الامان منها معدوم و انما اهلها فیها اغراض مستهدفه ترمیهم بسهامها... (۱)
تا آنجا كه یك مرتبه یك آیه قرآن می‏خواند كه:
هنالك تبلوا كل نفس ما اسلفت وردوا الی الله مولاهم الحق و ضل عنهم ما كانو یفتروم (سوره یونس آیه ۲۰)
با وجود آنكه سخن علی(ع) آن همه اوج دارد و موج دارد در عین حال وقتی این آیه قرآن در وسط می‏آید گوئی آب روی حرف ریخته می‏شود و چنان می‏نماید كه در یك فضای تاریكی ستاره‏ای پدید آید!!
اصلا سبك، سبك دیگریست. و انسان نمی‏تواند آنچه احساس می‏كند بیان نماید در این آیه چنان قیامت تجسم یافته كه كاملا روشن می‏گردد كه چگونه انسان به مولای حق خودش در مقابل این همه مولاهای باطل بازگردانده می‏شود.
عصر قرآن عصر فصاحت و بلاغت است‏یعنی تمام هنر مردم آن زمان فصاحت و بلاغت‏بود.
این مطلب معروف است كه بازاری داشتند بنام بازار عكاظ. در ماههای حرام كه جنگ قدغن بود، این بازار عرصه هنرنمائی‏های شعری بود. شعرای قبائل مختلف می‏آمدند و شعرهائی سروده بودند در آنجا می‏خواندند. شعرهائی كه در آن بازار انتخاب می‏شد به دیوار كعبه می‏آویختند.
هفت قصیده‏ای كه به معلقات سبع مشهور است از اشعاری بود كه بالاتر از آنها بنظر عرب نمی‏رسید مدتها بهمان حالت‏باقی مانده بود.
بعد از آمدن قرآن خودشان آمدند و آنها را جمع كردند و بردند.
لبید ابن زیاد از شعرای درجه اول عرب است، پس از نزول قرآ، وقتی مسلمان شد، بكلی دیگر شعر نگفت و دائما كارش قرآن خواند بود.
باو گفتند چرا دیگر حالا كه مسلمان شدی از هنرت در دنیای اسلام استفاده نمی‏كنی و شعر نمی‏گویی؟
گفت دیگر نمی‏توانم شعر بگویم اگر سخن این است دیگر آن حرفهای ما همه هجو است و من آنقدر از قرآن لذت می‏برم كه هیچ لذتی برای من بهتر از آن نیست!!
در آیه مورد بحث قرا دعوت كرده است كه هر كس می‏تواند بیاید و یك سوره مانند قرآن بیاورد ولی در یك آیه دیگر می‏فرماید: (فلیاتوا بحدیث مثله) كه حتی ششامل یك آیه هم می‏شود یعنی می‏گوید اگر می‏توانید یك جمله مانند قرآن بیاورید.
ولی این همه دشمنانی كه برای قرآن پیدا شده‏اند چه در زمان قران و چه بعد از آن نتوانسته‏اند این دعوت را پاسخ مثبت‏بگویند و حتی در زمان ما افرادی آمدند و یك چیزهایی به منظور معارضه با قرآن ساختند ولی وقتی در مقابل قرآن قرار دادند دیدند اصلا هیچ‏گونه شباهتی ندارد. پس یكی از وجوه اعجاز قرآن همان جنبه هنری است كه اصطلاحا آن را فصاحت و بلاغت می‏گویند، ولی این تعبیر نارساست زیرا فصاحت‏به معنای روشنی، و بلاغت‏به معنای رسائی است ولی این گونه تعبیرات برای رساندن مقصود كافی نیست و بایستی به آن جذابیت را اضافه نمود كه حاكی از دلربائی قرآن باشد. زیرا قرآن بنحو خاصی در دلها نفوذ می‏كرد و با ربایندگی ویژه‏ای كه داشت‏با سرعت عجیبی تاثیر می‏نمود و آنها را آشكار می‏كرد!!
اینكه كفار پیامبر را جادوگر می‏خواندند، این خود یك اعتراف ضمنی بود كه از ما ساخته نیست كه مثلش را بیاوریم و این بخاطر همان جاذبه و دلربائی قرآن بود. وقتی می‏دیدند شخصی كه هیچگونه اعتقادی نداشته همینكه یك بار، دوبار قرآن را می‏شنود شیفته می‏گردد می‏گفتند این جادو است.
غربائی كه به مكه می‏آمدند چون معمولا برای طواف به مسجد الحرام می‏رفتند، مشركین به آنان توصیه می‏كردند اگر می‏روید بایستی پنبه در گوشتان محكم فرو كنید، تا مردیكه در سخنانش جادو است و می‏ترسیم كه شما را جادو كند، صدایش بگوش شما نرسد!! و برای اینكار پنبه در اختیار آنان قرار می‏دادند.
اتفاقا یكی از روسای مدینه به مكه آمده بود و یكی از همین مكیها این توصیه را به او كرد. خودش چنین نقل می‏كند كه چنان گوشهایم را پر از پنبه كردم كه اگر دهل هم در گوشم می‏زدند دیگر نمی‏شنیدم.
به مسجد الحرام آمدم و شروع كردم بطواف كردن. دیدم در آنجا مردی مشغول عبادت است كه قیافه و چهراش مرا جذب كرد. متوجه شدم كه لبانش حركت می‏كند ولی من صدای او را نمی‏فهمم احساس كردم این همان شخص است.
ناگهان به این فكر افتادم كه این چه حرفی است كه اینها گفتند و من چرا باید از آنان بپذیرم بهتر این است كه من پنبه را در آورم و ببینم این مرد چه می‏گوید: اگر حرف حسابی میزند بپذیرم وگرنه زیر بار او نروم.
پنبه‏ها را درآوردم و به نزد او رفتم وبه حرفهای او گوش دادم، او آهسته آهسته آیات قرآن را می‏خواند و من گوش می‏كردم چنان دلم را نرم كرد، كه سر از پا نشناخته عاشق و شیفته او شدم.
این مرد از مؤمنین پایدار در تاریخ اسلام می‏شود و جزء افرادی است كه زمینه مهاجرت رسول الله را به مدینه فراهم می‏سازد و اصولا نطفه اسلام مدینه و مهاجرت پیامبر در همین جلسه بسته شد. (۲)
این اثر همان دلربائی و باصطلاح هنر و زیبائی قرآن است.
تاریخ ادبیات نشان می‏دهد كه هرچه زمان گذشته است، نفوذ معنوی قرآن در ادبیات مردم مسلمان بیشتر شده است.
مقصودم این است كه درصدر اسلام یعنی قرن اول و دوم ادبیات عرب هست ولی آن مقداری كه قرآن باید جای خود را باز كند نكرده است، هرچه زمان می‏گذرد قرآن بیشتر آنها را تحت نفوذ قرار می‏دهد.
می‏آییم سراغ شعرای مسلمان فارسی زبان، رودكی كه از شعرای قرن سوم است اشعارش فارسی محض است‏یعنی نفوذ قرآن آنقدرها زیاد به چشم نمی‏خورد. كم‏كم كه پیش می‏رویم به زمان فردوسی و بعد از او كه می‏رسیم نفوذ قرآن را بیشتر مشاهده می‏كنیم.
وقتیكه به قرن ششم و هفتم یعنی بدوران مولوی می‏رسیم، می‏بینیم مولوی حرفی غیر از قرآن ندارد هرچه می‏گوید تفسیرهای قرآن است. منتهی از دیدگاه عرفانی.
درصورتیكه باید قاعدتا عكس قضیه باشد، یعنی یك اثر ادبی در زمان خودش بیشتر باید اثر بگذارد تا یك قرن و دو قرن بعد.
این یك بحث مختصر راجع به فصاحت و بلاغت قرآن; اما قسمت دوم اعجاز قرآن، از نظر معنوی و محتوای آن است.
اگر ما مباحث الهیات قرآن را ببینیم; منطق قرآن را در معاد و انبیاء گذشت ملاحظه كنیم و یا منطق قرآن را در مورد فلسفه تاریخ و فلسفه اخلاق مورد مطالعه قرار دهیم بخوبی پی به عظمت آن خواهیم برد.
اینها مسائلی است كه قرآن درباره آن رسالت دارد زیرا این نكته آشكار است كه قرآن كتاب پزشكی نیست كتاب مهندسی راه و ساختمان نیست‏بلكه كتابی است كه رسالتش هدایت مردم است.
قرآن وجوه دیگری از نظر اعجاز دارد، مثل اخبار از غیب و یا پیش‏بینیهای غیبی، هماهنگ بودن و اختلاف نداشتن كه هر كدام جای بحث‏بسیار مفصلی است كه اگر عمری باقی بود در جلسات آینده درباره آن بحث‏خواهیم كرد. (۳)

پی‏نوشت‏ها:
۱- نهج البلاغه خطبه ۲۲۷
۲- داستان مربوط به اسعد بن زراره و ذكوان خزرجی است كه از طرف قبیله خود برای جنگ با قبیله (اوس) به منظور تنظیم قرارداد نظامی به مكه آمده بودند ولی با دلی پر از ایمان بخدا به مدینه برگشتند و مقدمات مهاجرت رسول الله را آماده ساختند.
۳- و با هزار افسوس این فرصت پیش نیامد، انقلاب ایران اوج گرفت و استاد تمام وقت‏خود را برای پیشبرد انقلاب گذارد و سرانجام به آرزوی دیرین خود، «شهادت در راه خدا» نائل گشت.

منبع : مرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت

مطالب مرتبط

ازقرآن چه می دانیم وتکالیف مادرقبال آن چیست؟

ازقرآن چه می دانیم وتکالیف مادرقبال آن چیست؟
● پیرامون جایگاه قرآن
۱) برتری های کلامی ومعنوی قرآن
قرآن کلام خداست و بارقه‌های امیدبخش آن دررگ عالم جاری است، سخن از فیروزة کلامی است که برخاسته از حنجرة ملکوت سموات و خود نشانه‌ای از حقایق و کمالات است. کلامی‌جوشیده از چشمه‌سار آفرینش و متصل بدریای حقیقت که ما در این شوره زار دنیا به تکاپوی آن بسر می‌بریم.یکی از اصول برتری قرآن همین است که مستقیماً از جانب خدا و توسط فرشته وحی الهی بر قلب پاک رسول خدا (ص) نازل شده و کلام خداست که تا کنون نیز خدشه و تحریفی در آن ایجاد نشده است. «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (۱) و نیز از آن جهت که برنامة کامل سعادت بشری و راه هدایت انسانهاست و نیز از جهات دیگر بر سایر کتب آسمانی دیگر برتری دارد. برهمین اساس درمیان پیروان سایر ادیان نیز از احترام خاصی برخورداراست.
علاوه برآن قرآن، دارای ظاهری زیبا و در عین حال معانی ژرف و عمیقی دارد.وسرچشمه‌های علوم عالم درآن نهفته و از حقایق ناگفته وکنه عالم برخوردار است. درواقع روح و معنای وسیع آن درقالب کلمات یک کتاب نمی گنجد بلکه فراتر از قالب الفاظ است.
حرف قرآن را مدان چون ظاهر است زیر ظاهر باطنی هم قاهر است. «مولوی»
ـ قرآن بلیغ‌ترین و شیواترین کلام است و اعجاز قرائت و شیوایی کلام آن تاثیر شگرفی بر روح و جان قاری و مستمع می گذارد پیامبر اکرم (ص)دراین باره فرمودند:
«اصدق القول و ابلغ الموعظه و احسن القصص کتاب الله».(۲)ما اگر به آیات قرآن قدری با دقت و تامل بنگریم و به ماورای آن بیندیشیم به حقائق نورانی‌اش دست ‌خواهیم یافت و عظمت الهی را در کلامش بخوبی درک خواهیم کرد.
۲) هدایت‌گری
قرآن از این جهت که سخن خداست، حامل آثار وضعی و هدایت‌بخش داردونفوذآن بر قلبها بسیار است. خداوند قرآن را برای هدایت بشر نازل کرده و در آن طریق هدایتش‌ را تجلی ساخته است چنانچه پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «و لقد تجلی الله فی کلامه و لکنهم لایبصرون»(۳) خدا بتحقیق در کلام خود تجلی یافته اما بشر آن را بخوبی درک نمی‌کند.
قرآن چراغ راه هدایت بشر برای همه زمانهاوبرای همه نسل‌هاست بنابراین باید بیش از پیش بکوشیم تااز هدایت‌ های آن بهره مندشویم و در کنار آن از همه امتها پیشی بگیریم و لحظه‌ای از این چراغ روشنگر و هدایت‌بخش غافل نگردیم. قال رسول الله (ص):اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلمه فعلیکم بالقرآن. (۴) قرآن مبتنی بر شیوه‌های نصح و موعظة حسنه و بلاغت مبین نازل شده است چنانکه امام صادق (ع) فرمودند: «ان هذا القرآن فیه منادی الهدی و مصابیح الدجی(۵) در قرآن راهها و شیوه‌های صحیح هدایت‌بخشی و انوار هدایت بشری وجود دارد. و آن کس که قول خدا را راهنمای خود قرار دهد، استوارترین راه هدایت رایافته است..اهمیت این بعد از قرآن بحدی است که نه تنهاازماخواسته شده است به قرآن رجوع کنیم وبدان تمسک جوئیم بلکه از توجه به غیر آن نیز منع شدیم چنانکه امام رضا (ع) فرمودند: «لاتطلبوا الهدی فی غیر القرآن قتضلوا»(۶). در غیر از قرآن هدایت نجویید که گمراه خواهید شد.شرط بهره‌مندی از قرآن این است که به آن سهل و سبک ننگریم وسعی کنیم به همه ابعاد هدایتگری اش پی ببریم همانطورکه ه امام علی (ع) با توجه به اقوام بودن بعد هدایت قرآن می فرماید: «من اختار قول الله دلیلاً فهدی الی اللتی هی اقوم»(۷) هرکس که فرموده خدا را دلیل راه خود قراردهد پس به طریق اقوم هدایت خواهد شد.بنابراین آیات «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین»(۸) و «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم» (۹) نیز به همین بعد مهم قرآن اشاره دارند.
۳) جامعیت
قال الله تعالی: «و نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء». (۱۰) ما بر تو کتابی نازل کردیم که بیانگر همه چیزهاست.در قرآن علم اولین و آخرین و آنچه که بشر در دوران عمر خود با آن روبرومیشودو بدان نیازپیدامی کند نهفته است. یعنی علوم اعصار گذشته و آینده، همه در قرآن جمع است و از آنجا که آیات آن برگرفته از علوم آسمانی است، بنابراین هرکس در هر زمانی که تفسیر خاصی از آن ارائه ‌نماید، فصل الخطاب آن بحساب نمی آید. چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «من اراد الاولین و الآخرین فلیثور القرآن» (۱۱). هرکس بخواهد علم اولین و آخرین را دریابد پس بقرآن رجوع نماید.
هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من
علاوه این آیات «و ما فرطنا فی الکتاب من شیء»(۱۲). و «لا رطب ولا یابس الی فی کتاب مبین».(۱۳) وآیات مشابه آنها در قرآن به همین بعد جامعیت و کمال علمی و معنوی آن اشاره دارند. و کلمات"لایعلمون" و" لایفقهون" درقرآن بدان معناست که بشر به ‌کنه و معنای قرآن نخواهد رسید.همانطورکه حضرت علی (ع) فرمودند: «ما من شیء الا و علمه فی القرآن و لکن عقول الرجال یعجز عنه».(۱۴) یعنی هیچ چیزی در عالم وجود ندارد مگر آنکه علمش در قرآن است و لیکن عقول بشر از درک آن عاجز است.
▪ وظایف ما:
۱) فراگیری قرآن
قال علی (ع) «تعلموا القرآن فانه احسن الحدیث و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب."(۱۵) قرآن را فرا بگیرید که برترین کلام است. و در آن بیندیشید که بهار قلبهاست.
بعد از شناخت جایگاه و درک فضائل قرآن لازم است که به فراگیری صحیح علوم آن بپردازیم. چرا که قرآن محور اساسی دین و کتاب قانون الهی است و بر هر مسلمانی لازم است که در راه فراگیری آن بکوشد دراین باره امام صادق (ع) فرمودند: «ینبغی للمؤمن ان لایموت حتی یتعلم القرآن او یکون فی تعلمه».(۱۶) شایسته است که مسلمان مومن از دنیا نرود مگر آن که قرآن را فراگرفته و یا در حال فراگیری آن باشد...علاوه بر فراگیری قرآن وظیفه تعلیم آن بدیگران نیز بر گردن ماست چنانکه پیامبر اکرم (ص)‌ می‌فرماید: «خیرکم من تعلم القرآن و علمه».(۱۷)بهترین شما کسی است که قرآن رافرابگیردوبه دیگران نیزبیاموزد...
و این نه بعنوان یک حق بلکه یک تکلیف برای مسلمان تعیین شده است تا در راستای فرادهی قرآن به دیگران نیز کوشا باشد.
۲) تلاوت قرآن
قال رسول الله (ص): «افضل العباده قراءه القرآن».(۱۸) برترین عبادات قرائت صحیح قرآن است.بعد از فراگیری قرآن نوبت به قرائت آن می‌رسد زیرا فراگیری مقدمه‌ای است برای عمل نیکوی قرائت و نیز تلاوت قرآن در همه حال. البته محدود کردن قرائت قر آن به مجالس ختم و استخاره و یا ترک تلاوت بجهت سبک شمردن آن عملی است که مورد غضب خداوندواقع می شود چنانکه حضرت رسول (ص) فرمودند: «علیک بتلاوه القرآن علی کل حال».(۱۹)
۳) استماع قرآن
قال الله تعالی، «و اذا قری القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون».(۲۰) هرگاه که قرآن خوانده می‌شود به آن از دل و جان گوش فرا دهید و سکوتی همراه با تدبر پیشه کنید باشد که مورد رحمت قرآن قرار بگیرید.استماع قرآن در کنار قرائت آن ارزش والائی دارد. و این برای کسانی که از نعمت علم به آن برخوردارند لازم است. البته دیگران نیزمی توانندباگوش دادن به تلاوت قرآن در ثواب تلاوت آن شریک شوند.
از آنجا که استماع در لغت بمعنی گوش فرا دادن با دقت و تدبر است قاری و یا مستمع هر کدام موفق به تدبر در آن شوند، به هدف آن یعنی همان درک حقیقت نزدیکترمی شوند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قاری القرآن و المستمع له فی الاجر سواء».(۲۱)
چو قرآن بخوانند دیگر خموش به آیات قرآن فرا داد گوش
۴) تدبر در قرآن
از دیگر وظایف ما در برابر قرآن تدبر در معنای آن است و خداوند نیزفلسفه نزول قرآن را بر همین محور بیان فرموده است «کتاب انزلناها مبارکاً لیدبروا آیاته و لیتذکروا اولوالالباب».(۲۲) قرآن کتاب مبارکی است که ما آن را نازل کردیم تا همه در آیاتش اندیشه کنند و دانایان ودانایان ازآن پندگیرند.... تدبر در قرآن از امور لازم و ضروری است وچون در راستای درک معنای قرآن است زمنیه را برای عمل به آن فراهم می‌سازد.و باید دانست که روح والای قرآن بدون تدبر در آیان بدست نمی‌آید چنانکه حضرت علی (ع) فرمودند: «الا لاخیر فی قراته لیس فیها تدبر». (۲۳قرائت بدون تدبر لقلقه‌ای بیش نیست اگرچه ثواب و بهرة خاص خودش را در بر دارد اما کامل نیست و به هدف منتهی نمی‌شود.چرا که تلاوت، مقدمه درک قرآن است و درک آن نیز بدون اندیشیدن حاصل نمی‌شود. مسئله تدبرنکردن حکایت کسانی است که خداوند درباره آنها می‌فرماید: «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها». (۲۴)آیا(منافقان)درآیات قرآن اندیشه نمی کنندیابردلهایشان خودمهر(جهل ونفاق)زده اند..
۵) عمل به قرآن
اصل برجسته و هدف غایی نزول قرآن و تعلم و قرائت وهمچنین تدبر در آن همه و همه برای عمل است چنانکه خداوند می‌فرماید: «هذا الکتاب انزلناه مبارکاً فاتبعوه».(۲۵) این کتاب را مبارک نازل نمودیم پس، از آن تبعیت نمائید...و لذا کسانی که به قرآن عمل نمی‌کنند و تنها به قرائت آن اکتفاء می‌کنند، در واقع به شان و مقام والایش بی‌احترامی کرده اند..ا امام صادق (ع) درباره نتیجه کارچنین افرادی می‌فرماید: «رب تالی القرآن و القرآن یلعنه».(۲۶)چه بسا تلاوت کنندة قرآن که قرآن لعنتش می‌کند... وقتی از حضرت سئوال شد آنان کیانند فرمود کسانی که قرآن را می‌خوانند اما به آن عمل نمی‌کنند به تعبیر امام صادق (ع) قرائت قرآن بدون عمل به آن بمثابه تمسخر نسبت به آیات آن است چنانکه می‌فرماید: «من قراء القرآن من هذه الامه ثم دخل النار فهو ممن کان یتخذ بآیات الله هزوا». (۲۷)کسی که قرآن رابخواندولی به آن عمل نکندبه آتش دوزخ دچارخواهدشدچراکه گوئی دردنیا به تمسخرقرآن مشغول بوده است.
۶) کشف حقیقت قرآن
لزوم سخن گفتن از حقیقت قرآن به هدف آرمانی نزول آن برمیگردد چرا که قرائت و تلاوت قرآن بدون درک معنی و مفهوم و حقیقت آن بی‌فایده است و عملاً زمینه را برای عمل به آن فراهم نمی‌سازد.به همین خاطر آنان که اهل قرآنند باید در راستای کشف حقیقت آن و نیز تفهیم آن به دیگران بکوشند و حقیقت آن را از برای مردم منکشف سازند، البته باید دانست که علم راسخ قرآن و تاویل و تفسیر آن در نزد اهل بیت (ع) است. بنابراین نمی‌توان بدون بهره‌گیری از چشمه‌های جوشان کلام و علوم آسمانی آنها به حقیقت قرآن دست یافت. چنانچه امام باقر (ع) فرمود: «ان ما اوتینا تفسیر القرآن و احکامه».(۲۸) از جمله علومی که به ما داده شده همانا علم تفسیر قرآن و احکام آن است. امام صادق (ع) نیز فرمودند:‌ «نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تاویله».(۲۹) ما بحق راسخان در علم تفسیر قرآنیم و ما تاویل آیات آن را بخوبی می‌دانیم.
۷) حفظ کردن آیات قرآن
حفظ کردن قرآن در دو مفهوم بکارمی رود:یکی محافظت از حریم قرآن و دیگری حفظ آیات آن. مراد مانیز در این مطلب نوع دوم آن است.قال رسول الله (ص): «لایعذب الله قلباً وعی القرآن».(۳۰) خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده عذاب نمی‌کند.حفظ کردن قرآن و آیات نورانی آن فکر و ذهن و چشم دل بشر را روشن می‌سازد و ذکر و یاد الهی را در دلها دوام می‌بخشد و نیز به انسان توفیق رشد و آشنائی با حقایق و معارف آسمانی آن عطا می‌کند چرا که آیات قرآن با آن روح وسیعش در ذهن افراد جاری می شود و بفرموده امام صادق (ع) توفیق عمل به آن رانیز برای افراد بیشتر فراهم می‌سازد.
«الحاقط بالقرآن و العامل به مع السفره الکرام البرره». (۳۱) در این روایت حفظ قرآن با عمل نمودن به قرین هم بیان شده اند. یعنی حافظ قرآن وعمل کننده به آن با سفیران طریق کرامت الهی همراه خواهد بود.علاوه بر این خود حفظ کردن قرآن دارای ارزش و اجر شایسته‌ای است چنانکه امام صادق (ع) فرمودند: «ای الذی یعالج القرآن و یحفظه بمشقه منه و قله حفظ له اجران"(۳۲) کسی که قرآن را با مشقت و تحمل سختی حفظ می‌کند، دو اجر در پیش دارد یکی اجر نفس کار است و دیگری اجر توفیق عمل …
حافظان حقیقی قرآن همان عاملان به آنند که پیامبر اکرم (ص) آنها را برترین گروه امت خویش بیان فرموده است:«اشراف امتی حمله القرآن»(۳۳). و این گروه وارسته اگر حفظ کردنشان با درک مفاهیم و روح والای قرآن و نیز عمل به آن همراه باشند اهل بهشت خواهند بود چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «حمله القرآن عرفاء اهل الجنه».(۳۴) حاملان قرآن عرفاء اهل بهشت خواهند بود.
▪ آداب و آثار تلاوت قرآن کریم
در ابتدای بحث ضروری است که پیرامون اهمیت قرائت قرآن به بیان روایتی از پیامبر اکرم (ص) بپردازیم که فرمودند: «اذا احب احدکم ان یحدث ربه فلیقرء القرآن».(۳۵) هرکس از شما بخواهد که با خدای خود سخن بگوید پس قرآن بخواند. قرآن کلام خداو با روح و جان انسان ها مانوس است و قرائت آن در واقع طریق گفتگو با خداست چنانکه در حال تلاوت گوئی صدای وحی را می‌شنوی که با تو سخن می‌گوید و تو در خود احساس تقرب و انس بخدا می‌کنی .و با تلاوت کلام خدا گوئی با او به زمزمه نشسته ای.بنابراین لازم است که نسبت به این نعمت بزرگ الهی دقت وتوجه خاصی داشته باشی وهیچگاه چنین فرصت با او بودن را از دست ندهی..
۱) آداب باطنی
ـ حضور قلب
از جمله آداب باطنی تلاوت قرآن، حضور قلب و آمادگی کامل برای ورود به قرآن است. آرامش فکر و فراغت روح از هر تشویش و تخیلات دنیوی برای درک قرآن و انس با آن بسیار ضروری است. علاوه بر این خلوص نیت که برای هر عملی موازنة نیکوست برای تحقق قرائت والا نیز امری ضروری می‌نماید. چرا که عمل با ریاء هرچند نیکو باشد ماجور و مقبول نخواهد بود .بنابراین کسی که برای خود نمائی و هنرنمائی و یا نیات دیگر، صرفابه قرائت زیبای قرآن اکتفانماید ثوابی نخواهد برد و به روح وارستة‌ قرآن و معنویت والای آن نیزدست نخواهد یافت.براساس روایت مشهور "افضل الاعمال اخفاها" تاکید شده است که قرآن را مخفیانه بخوانید تا از هرگونه شائبه ریاء بدور ‌باشید. چرا که اصل جهد در تلاوت کردن مربوط است به نوع قرائت آشکار در آن که هم بفرموده پیامبر اکرم (ص) اخلاص می خواهد. و لذا برای در امان ماندن ازواردشدن خدشه ریاءدر دل بهتر است قرآن را مخفیانه و آرام تلاوت کنیم چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «فضل قراءه السر علی قراته العلانیه کفضل الصدقه السر علی الصدقه العلانیه».(۳۶) برتری قرائت مخفیانه بر آشکارا بسان برتری صدقة‌ سری است بر صدقة آشکار.
۲) تدبر در قرآن
قال علی (ع): «تدبروا آیات القرآن و اعتبروا به فانه ابلغ العرابه».(۳۷) در آیات قرآن تدبر کنید و از آن عبرت بگیرید که همانا برترین و شیواترین کلام عرب است.
تدبر در قرآن بمعنای مطلق خود بحث مفصل و جداگانه‌ای رامی‌طلبد ومادر این مختصر تنها به درک معنای قرآن همزمان با تلاوت آن می‌پردازیم. چرا که اصل سهولت و شیوایی در کلام قرآن برای تحقق همین امر و درک معنای آن بنا نهاده شده است .چنانکه خداوند فرمود: «ولقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر». (۳۸) ما قرآن را برای گفتگو با خدا آسان کردیم آیا اهل اندیشه‌ای هست؟.تلاوت قرآن مادام که با درک معنا و تدبر همراه باشد همواره عامل نورانیت قلب افراد و در نهایت هدایت عامه خواهد بود.
۳) ادا کردن حق آیات
از جمله آداب تلاوت، رعایت حق آیات و تناسب تلاوت با معنای آیات است.این امر برای هرچه بهتر شدن تلاوت و صحت و ارتقای کیفیت آن لازم است. تنزیه و تسبیح نزد آیات رحمت و قرائت آن با لحنی شاد و زیبا و نیز لحنی حزین در مقابل آیات عذاب و دوزخ و نقمت همراه با تباکی و استعاذه بخدا از جملة‌ این حقوق است که باید اداء‌ شوند.محزون بودن قاری به این است که معنای قرآن را درک کند و با حزنی که بارقة نزول قرآن است به تلاوت آن بپردازد. چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمود:‌ «ان القرآن نزل بالحزن و فاذا قراتموه فابکو فان لم تبکوا فتباکوا».(۳۹) قرآن با حزن نازل شده پس آنگاه که قرائت می‌نمایید بگرئید و یا تباکی کنید..
▪ آداب ظاهری
۱) طهارت و نزاکت در پیشگاه قرآن
قال الله تعالی: «انه القرآن مجید فی کتاب مکنون لایمسه الا المطهرون».(۴۰) طهارت مقدمه ورود به هر عبادت و شرط تحقق آن است. با وضو بودن و طهارت از خبث و دنث دو مقدمه اصلی هر عبادت و شرط ورود بقرائت قرآن است در صورت نداشتن این شرائط حتی دست زدن به آیات قرآن و نیز در صورت جنابت قرائت بیش از هفت آیه حرام است.. بنابراین وضو که خود نور است در محضر قرآن که بیت وحی الهی است التزام عملی دارد.بقول شاعر:
اول برو تو خانه دل را فرو روب و آنگه بیا با عاشقان همخانه شو
علاوه بر اینها رو به قبله نشستن و با ادب بودن و زانو زدن در محضر قرآن و نیز آراستگی باطنی و طاهر بودن و حفظ نزاکت وقتی که درکنار قرآن هستیم ازدیگر اصول و شرایط اولیه و مقدمات اقدام به قرائت قرآن است.
۲) استعاذه و تسبیح و تسمیه
از جمله آداب ظاهری ورود به قرائت قرآن استعاذه یعنی پناه بردن بخداازشرشیطان رجیم است.همانطورکه خداوند در قرآن تاکید فرموده است: «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشیطان رجیم. (۴۱) پس آنگاه که خواستی به قرائت قرآن بپردازی به خداازشرشیطان پناه ببر. بیان اذکار وارده و ادعیه ماثوره نیز قبل از تلاوت لازم است تا آمادگی کامل برای ورود به قرآن در فرد ایجاد شود. ویکی از آن دعاها این است.«اللهم بالحق اترلته و بالحق نزل اللهم عظم رغبتی واجعله نوراً بصری و شفاءً لصدری».
بعد از آن ذکر تسمیه و گفتن"بسم الله الرحمن الرحیم" است که جزء سوره محسوب می‌شود بجز در سوره برائت. امام صادق (ع) در این باره فرمودند: «اغلقوا ابواب المعصیه عند التلاوه بالاستعاذه و افتحوا ابواب الطاعه بالتسمیه».(۴۲) هنگام تلاوت درهای معصیت را با استعاذه از شیطان بر خود ببندید و درهای رحمت را با ذکر خدا بر خود بگشائید.
۳) تلاوت از روی مصحفت
از جمله آداب ظاهری و اصول مؤکد در تلاوت قرآن، قرائت از روی مصحف است تا هم از خطاها و اشتباهات احتمالی و دغدغه‌هایی که به ذهن تالی خطور می‌کند دور باشیم و هم از پاداش و اجر جداگانه‌اش بهره‌مند شوم .در روایات نیزبر قرائت از روی مصحف بسیار تاکید شده است تا چشم انسان با آیات آن جلا یابد و در قلب او نورانیت خاصی ایجاد شود. وقتی از حضرت رسول (ص) سؤال شد که بهره دنیوی چشم ما در چیست؟ فرمودند "نگاه کردن به مصحف شریف و قرائت از روی آن".
۴) تلاوت قرآن با صوت ولحن
قال رسول الله (ص): «زینوا القرآن باصواتکم ثم قال، ما اذن الله لشئی اذنه لحسن الصوت بالقرآن».(۴۳) قرآن را با صوت زیبایتان زینت بخشید که خدا بر هیچ چیز باندازة آن اذن و تاکید نفرموده است.خداوند هر نعمتی را برای استفاده خاصی به انسان عطا کرده است و صدای نیکو را به او بخشید تا با آن به تلاوت قرآن بپردازد نه برای همراهی باموسیقی و ساز مهیج .. اصولاً صدای زیبا نعمتی است که برای تلاوت قرآن به انسان داده شده است.زیراقرآن که خودبه صورتی نیکو نازل شده است شایستة صدای نیکونیزهست و صدای نیکو جلوه و زیبائی خاصی به تلاوت می‌بخشد و بر طنین جان مستمعان می‌نشیند.
از سوی دیگرقرائت قرآن با صدای زیبا و رسا و صوت و لحن مناسب ، افکار و اذهان غافلان را بخود جلب می کند و خفته‌ها را از خواب غفلت بیدار می‌سازد و طنین زیبای آن جان و دل مشتاقان را می‌نوازد. پیامبر اکرم (ص) از فردی که قرآن را بلند تلاوت می‌کرد (البته برای آگاهی ما) علتش را پرسیدند. آن فرد جواب داد تا خفته‌ای را بیدار سازم و شیطان را از خود دور نمایم. آنگاه حضرت فرمود بسیار نیکوست اما نیتی خالص می‌طلبد.(هدف بیان اهمیت اخلاص است)
۵) قرائت با ترتیل به مقتضای حال
از ضروریات درک قرآن و انس با آن قرائت همراه با هدوء و آرامی و نیز تلاوت باندازه است. چنانکه در روایات نیز تاکید بر کمیت و زیاد خوانی قرآن نشده بلکه به کیفیت آن توجه شده است و اصولاً جزء به جزء شدن قرآن توسط حضرت علی (ع) برای حصول همین امر تحقق یافته است. امام صادق (ع) نیزطبق روایتی حد تلاوت را در هر بار حداکثر پنجاه آیه تعیین فرموده‌اند.
و لذا تاکید بر قرائت باترتیل که درقرآن نیزآمده است«و رتل القرآن ترتیلاً».(۴۴). بر همین اساس است تا فرصت تدبر در آیات و درک معانی و کسب روح معنوی آن برای قاری ومستمع ایجاد گردد. ام سلمه دراین خصوص پیرامون نحوه تلاوت رسول اکرم(ص)شهادت می دهد"حضرت همواره قرآن را آهسته و حرف به حرف می‌خواند." بنابراین خواندن قرآن با تانی و آرامش هم به هدف واقعی آن یعنی درک معانی آیات و هم و به اجر و ثواب آن نزدیکتر است. امام صادق (ع) می‌فرماید: قرآن را با شتاب نخوانید بلکه به ترتیل بخوانید و هرگاه به آیه‌ای رسیدید که در آن نام و یادی از بهشت شده است قدری تامل کنید و آن را از خدا بخواهید و اگر به آیه ای رسیدیدکه درآن وعده عذاب آمده است از آن بخدا پناه ببرید"(۴۵)
۶ ـ ختم قرآن بنحو مطلوب
ختم قرآن بنحو نیکو یعنی همراه باتصدیق و دعای ختم از جمله آداب تلاوت و اصول خارج شدن صحیح از آن است و آن عبارت است از: اعتراف به صدق خدا و بیان راسخ بودن در اصول اعتقادی:
درروایتی آداب ورود و خروج از قرائت قرآن اینگونه بیان شده است «ان یقول فی ابتداء اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و فی الآخر یعترف بصدق الله العلی العظیم» (۴۶) اینکه درآغازتلاوت استعاذه نمایدودرپایان به صدق کلام خداونزول قرآن اعتراف نماید. علاوه بر دعای وارده دعای ختم قرآن را نیزبخوند تا از آستان قرآن بهره‌مند گردد و با دستی پر از آن جداشود. یکی از آن دعاها چنین است: «اللهم ذکرنی فیه، ما نسیت و علمنی فیه، ما جهلت و ارزقنی تلاوته آناء اللیل و النهار و اجعله حجه لی یارب العالمین».
▪ ۲ آثار تلاوت
۱) جلای قلوب
قرائت قرآن، روح و جان انسان‌ها را مصفا می‌کند و دلهای زنگار گرفتة آنها را جلا می‌بخشد و از آلودگی‌های گناه پاک می‌سازد چراکه با ذکر و نیاز و دعا همراه است پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «ان هذه القلوب لتصدء کما یصدء الحدید و ان جلاها قرائه‌ القرآن" (۴۷) یعنی این قلبها بسان آهن زنگار می‌گیرد و جلای آن قرائت قرآن است.
۲) انس و الفت
قرآن بهترین همدم و برترین یار اهل خویش است و بتحقیق آنگاه که قرآن خوانده می‌شود احساس تقرب خاصی باانس به خدا در ما زنده می‌شود. و روحی وصف‌ناشدنی در ما دمیده می‌شود که درون را مصفا می‌سازد چنانکه دیگرهیچ حاضر نمی‌شویم از آن حالت لذت بخش جدا شویم چنانکه پیامبر اکرم (ص) ‌فرمودند: «من آنس بتلاوه القرآن لم تو حثه مفارقه الاخوان. (۴۸) آن کس که با تلاوت قرآن انس یافته از جدائی دوستان وحشت نمی‌کند.

وبگردی
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت !
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت ! - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند