پنج شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷ / Thursday, 19 July, 2018

قرآن در مثنوی


قرآن در مثنوی
مصطفی را وعده داد الطاف حق
گربمیری تو نمیرد این سبق
من كتاب ومعجزت را رافعم
بیش وكم كن را زقرآن دافعم
كس نتاند بیش وكم كردن درو
تو به از من حافظی دیگر مجو
تا قیامت باقیش داریم ما
تو مترس از نسخ دین ای مصطفی
دفتر سوم
قرآن مجید, كتاب دین وقانون زندگی است. حیات فردی واجتماعی مسلمانان در گستره تاریخ هزار وچند ساله خویش مبتنی بر قرآن وپیوند خورده با معارف بلند آن است. طلوع نور وحی از همان آغاز به فضای تنفّس انسان, عطری تازه بخشید وپیام روحبخش آن برای مرده جانان, حیاتی نو ین را به ارمغان آورد.
این پیوند, چنان گسترده وعمیق است كه امروزه نمی توان بعدی از ابعاد زندگی مسلمانان را جست كه قرآن در آن تأثیر نگذاشته باشد واندیشه وحی درآن راه نیافته باشد. از جمله عرصه های آشكار این تأثیر گذاری, گستره ادب پارسی در تمامی بیكرانه آن است.
بی تردید یكی از بزرگترین سرمایه های پرارزش وجاودانی ما ایرانیان, ادبیات سرشار وپرباری است كه از دیرباز در كنار زیبایی ولطافت, عمق واصالت معنی را نیز به همراه داشته است و اندیشه های حكیمانه وتأمّلات عارفانه ودقایق هوشمندانه در جای جای آن موج می زند.
پی جویی اصالت وعمقی چنین دیرپا وشگرف, انسان را با تأثیر گذاری مستقیم باورهای دینی و وحیانی براین فرهنگ روبه رو می سازد. راه جستن دین وپیام توحید در مسیر حیات وپویایی فرهنگ كهن ایرانی, روند پیشین را تغییر داد و آهسته آهسته تأثیر خویش را درزندگی فردی, اجتماعی وادبی این ملت نمودار ساخت وبنایی مستحكم از فرهنگ وادب, با شالوده ای دینی پی ریخت. به گونه ای كه امروز نوشته ها و سروده های سخنوران و شاعران این ملت در عبارت پردازی واستدلال, تمثیل, اشاره, اقتباس ودیگر فنون وصناعات ادبی ونیز محتوا ومفهوم, سرشار از تأثیر گذاریهای قرآن وحدیث است. وبس ناپذیرفتنی است كه فردی دعوی صاحب نظری در ادب پارسی را بكند واز ظرایف ودقایق بهره مندیهای بزرگان ادب این مرز و بوم چون مولوی, سعدی, حافظ, سنایی, عطّار و… از معارف والای قرآن بی خبر باشد واگر بگوییم پیام جاودانه و زوال ناپذیر قرآن, دیرپایی و باروری را برای آثار این بزرگان به ارمغان آورده است, سخنی به گزاف نگفته ایم.
یكی از گنجینه های ادب پارسی, مثنوی معنوی, سروده عارف نامی وشاعر متفكر, مولانا جلال الدّین محمد بلخی رومی است, كه بحق چون ستاره ای درخشنده بر تارك ادب این مرز و بوم می درخشد وبا اسلوبی زیبا وپیامی ادیبانه و والا, به فرهنگ ملت ما توان می بخشد.از نمودهای آشكار وجلوه های برجسته این اثر ادبی شگرف, حضور گسترده وكم نظیر قرآن در جای جای آن است كه خود نشان از تأثیر عمیق وبی چون وچرای صحیفه وحی براندیشه وتفكر اندیشه وران ومتفكران عالم وعارف دارد ونیز حكایت از قرآن آگاهی عمیق وكم نظیر مولوی به عنوان بزرگ پرورده مكتب عرفان دارد كه به ما این اجازه را می دهد تا از او به عنوان مفسّری بلند مرتبه در كنار مقام عرفان وسلوكش نام ببریم.
به اعتراف تمامی عرفان شناسان واشراق مداران, قرآن وحدیث آبشخور اصلی این مكتب در معارف وتعالیم آن است. سنائی گوید:
قائد وسائق صراط اللّه
به زقرآن مدان وبه زاخبار
جزبه دست و دل محمّد(ص) نیست
حلّ وعقد خزینه اسرار
مولوی چون دیگرعارفان حقیقی وسالكان راستین, عارفی است كه از دوسرچشمه فیاض قرآن وحدیث سیراب می شود وطریقت را در پیروی از شریعت می جوید واعتنا به علوم حقیقت را بسته به وانزدن از ناحیه شریعت می داند:
شرع چون كیل و ترازو دان یقین
كه بدو خصمان رهند از جنگ وكین
گر ترازو نبود آن خصم از جدال
كی رهد از وهم حیف واحتیال
انبیا در نظر وی طبیبان روح بشرند ودستورات ایشان شفابخش نابسامانیهای وجودی انسان است كه از منشأی ربّانی سرچشمه گرفته و درجهت راهنمایی وی لباس نزول پوشیده است.
سراسر مثنوی خود برترین گواه براین سخن است كه مولوی یكی از عاشقان قرآن وهم از آگاهان از معارف وتفسیر آن است. دامنه تأثیر قرآن بر مثنوی, تنها محدود به الفاظ و تعبیرات آن كه بسیار برگرفته ازقرآن كریم است, خلاصه نمی شود, بلكه اوج بهره وری مولوی از قرآن را در پیام ومحتوای مثنوی كه در قالبهای مختلفی چون داستان, حكایت, تمثیل و پند و… نمودار می شود, به خوبی می توان دید. این نوشتار تصویری است از تابش خورشید تابناك قرآن بر تارك مثنوی
● صور گوناگون تجلی قرآن در ادب پارسی
نویسندگان وسرایندگان مسلمان ایرانی به صورتهای گوناگون از آیات مبارك قرآن بهره برده ودر هریك از فنون بلاغت ومباحث معانی, بیان وبدیع به شاهدی از قرآن تمسك جسته اند كه یادآوری تمامی آنها به منزله تدوین یك دوره این علوم است.
عرب زبانان در كتابهای معروف خویش برای بیان انواع صناعات ادبی چون استعاره, مجاز, ایجاز, سلب, اشاره, تلمیح, اقتباس و… از آیات قرآن كمك گرفته ومثال آورده اند. فارسی گویان نیز در اشعار ونوشته های خویش از این صناعات بهره جسته ودر این راه بسیار از فنون موجود درقرآن بهره گرفته اند. در این میان, كاربرد صناعاتی چون اقتباس, تلمیح, حلّ, درج, ترجمه آیات واحادیث وتمثیل, از بقیه نمایان تر است. ما در نوشتار حاضر تنها به ذكر بخشی از این فنون كه به گونه ای گسترده در مثنوی به كار رفته است, بسنده می كنیم و خواهندگان شرح بیشتر را به متن مثنوی و سروده های مولوی ونیز نگاشته های مشروح در این زمینه ارجاع می دهیم.
▪ اقتباس
اقتباس در لغت به معنی پرتو نور و فروغ گرفتن است, چنانكه پاره ای از آتش را بگیرند وبا آن آتش دیگری برافروزند یا از شعله چراغی, چراغ دیگر را روشن كنند وبه این مناسبت فراگرفتن علم وهنر وادب آموختن یكی را از دیگری (اقتباس) می گویند ودر اصطلاح اهل ادب آن است كه حدیثی یا آیتی ازكلام اللّه مجید یا بیت معروفی را بگیرند وچنان در نظم ونثر بیاورند كه معلوم باشد قصد (اقتباس) است, نه سرقت و انتحال۱.
سعدی می گوید:
دوچیز حاصل عمرست نام نیك و ثواب
وزین دو درگذری كلّ من علیها فان
كه اقتباس است از آیه شریفه:
(كلّ من علیها فان ویبقی وجه ربّك ذوالجلال والاكرام) رحمن/ ۲۶ـ ۲۷
ونیز در جای دیگر گوید:
چو دوزخ كه سیرت كند از وقید
اگر بانگ دارد كه هل من مزید
كه اقتباس است از آیه شریفه:
(یوم نقول لجهنّم هل امتلأت وتقول هل من مزید) ق /۳۰
مولوی به گونه ای گسترده وكم نظیر در جای جای سروده های خویش از صنعت (اقتباس) بهره جسته است ودر پرتو نورانیت آیه های وحی, به چهره مثنوی فروغ وجاودانگی بخشیده است. چون ذكر تمامی این موارد به تدوین دفتری مستقل ومشروح می انجامد, تنها به ذكر نمونه هایی چند بسنده می كنیم:
۱) عرفان, شهود عظمت حقّ است با چشم دل وبا تكیه بر معرفت كه ارمغان آن محبت است ومحبت حقیقت عبادت, خضوع وخشوع, فقر ونیاز ودر اوج این فقر آزادی از خودپرستی و رهایی از اسارت مادیت ومنّور شدن جان به نور الهی را به دنبال دارد. وعارف آن انسان باكرامتی است كه با شعور ودرایت, با اراده وقدرت وبراساس معارف الهی در صراط مستقیم حقّ حركت كرده تا جایی كه قلبش عرش خدا گشته وخانه دلش به نور ملكوت منوّر شده است.
مولانا می گوید:
ماالتّصوّف؟ قال وجدان الفرح
فی الفؤاد عند اتیان التّرح
آن عقابش را عقابی دان كه او
در ربوده موزه را زآن نیك خو
تا رهاند پاش را از زخم مار
ا ی خنك عقلی كه باشد بی غبار
گفت (لاتأسوا علی ما فاتكم)
ا ن اتی السّرحان وأردی شاتكم
لیك گفت آن فوت شد غمگین مشو
ز آن كه گرشد كهنه آید باز نو
گر بلا آید ترا انده مبر
و رزیان بینی غم آن را مخور
كان بلا دفع بلاهای بزرگ
وآ ن زیان منع زیانهای سترگ
راحت جان آمد ای جان فوت مال
ما ل چون جمع آمد ای جان شد وبال
دفتر سوم
مولوی در این اشعار, بدین حقیقت اشارت دارد كه عرفان واقعیتی است الهی كه به صورت جذبه وحال در نهاد انسان ریشه دارد وسرچشمه آن رحمت وعنایت خداست وعارف حقیقی كسی است كه از هرجهت تسلیم حقّ و راضی به قضای الهی است وخود را در پیشامدهای روزگار در معرض امتحان وآزمون الهی می بیند و دراین مسیر درد ورنجها را, آگاهی وبیداری می بیند وهركس كه صاحب درد است به هراندازه كه در عالم درد دارد, بیدارتر وآگاهتر از آن كسی است كه دردی را احساس نمی كند.
درد بهتر آمد از ملك جهان تا بخوانی مرخدا را در نهان خواندن با درد از دل بُردگی است خواندن بی درد از افسردگی است
این پیام بلند, برگرفته از مضمون كریمه قرآنی است كه مولوی آن را اقتباس كرده است:
(لكیلا تأسوا علی مافاتكم ولاتفرحوا بما آتاكم واللّه لایحبّ كلّ مختال فخور)
حدید/ ۳
تا به آنچه از شما فوت شده است, متأسّف نباشید وبه آنچه خدا به شما داده است شادمان نگردید وخداوند هیچ متكبّر وبه خود فخركننده ای را دوست ندارد.
۲) انسان موجودی است كه در مسیر كمالات وترقی آهسته آهسته سیر می كند. رسیدن به قلّه كمالات, امری نیست كه دستیابی بدان بسادگی برای همگان میسور باشد, بلكه همواره گروهی اندك بوده اند كه در گذرگاه بی نهایت هستی توانسته اند شخصیت حقیقی خود را دریابند. این مهم حاصل نمی آید مگر به كمك و دستگیری راهبری الهی كه انسان خاكی را به سرمنزل ماورای طبیعی وپیشگاه ربوبی راهنمون گردد. از این رو, به هنگام درك محضر اولیا درنگ روا نیست وآدمی را سزاست كه با كنار زدن پرده های غرور, دامان مربی الهی را چنگ زند وراه را با هدایت او جست وجو كند.
دامن او گیر زوتر بی گمان
تا رهی از آفت آخرزمان
كیف مدّ الظّلّ نقش اولیاست
كو دلیل نور خورشید سماست
ا ندرین وادی مرو بی این دلیل
لااحبّ الآفلین گو چون خلیل
و رحسد گیرد تو را ره در گلو
در حسد ابلیس را باشد غلو
كو زآدم ننگ دارد از حسد
با سعادت جنگ دارد از حسد
عقبه ای زین صعبتر در راه نیست
ای خنك آن كش حسد همراه نیست
خاك شو مردان حقّ را زیر پا
خاك برسركن حسد را همچو ما
دفتر اول
مولوی در افكندن این پیام بلند و واقعیت راه سلوك, اقتباس از دو آیه كریمه قرآنی جسته است:
(ألم تر الی ربّك كیف مدّ الظّلّ ولو شاء لجعله ساكناً ثمّ جعلنا الشّمس علیه دلیلاً ثمّ قبضناه الینا قبضاً یسیراً…) فرقان/ ۴۵ـ ۴۶
آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترانید؟ واگر می خواست آن را ساكن قرار می داد, سپس خورشید را بروجود آن دلیل قرار دادیم وسپس آن را آهسته جمع می كنیم.
ییا:
(فلمّا جنّ علیه اللّیل رأی كوكباً قال هذا ربّی فلمّا أفل قال لااحبّ الآفلین)
انعام/ ۷۶
هنگامی كه تاریكی شب او را پوشانید, ستاره ای دید وگفت: این خدای من است, امّا هنگامی كه آن ستاره غروب كرد, گفت: من غروب كنندگان را دوست ندارم.
۳) انسان جهانی در درون دارد بسی برتر و شگفت تر از جهان بیرونی كه اگر دیده ای باطنی بر روی آن بگشاید خواهد دید كه آن جهان پوشیده را كه در روح وی آشكار است ابری وآبی وآفتابی وآسمانی دیگر است. انسان در آغاز آفرینش موجودی است كه از شماری از عناصر به وجود آمده است وچون كم كم به مراتب تكامل وجودی و رشد شخصیت رسید ودر مسیر تعالی روحی گام نهاد, مرحله ای جدید و تولّدی دوباره دراین جهان برای او رخ می دهد ودر این تولّد عالمی می شود مانند جهان عینی خارجی, امّا مشاهده این جهان درونی ودرك حقایق آن ,تنها برای آنان میسور است كه گام از خور و خواب و خشم وشهوت فراتر نهاده باشند:
گر تو بگشایی زباطن دیده ای
زود یابی سرمه ای بگزیده ای
غیب را ابری وآبی دیگر است
آ سمان و آفتابی دیگر است
ناید آن الاّ كه برخاصان پدید با
قیان (فی لبس من خلق جدید)
دفتر اول
دراین سروده ها اقتباس جسته است از این آیه شریفه:
(أفعیینا بالخلق الاوّل بل هم فی لبس من خل ق جدید) ق/۱۵
آیا ما از آفریدن انسانها در نخستین بار ناتوان گشتیم؟ بلكه آنان در باره آفرینش جدید در اشتباهند.
۴) پروردگار هستی ساختار وجودی عالم آفرینش واز جمله انسان را برحركت وتلاش پی ریخته است وحیات آدمی را وامدار تلاش وی ساخته است.
(لقد خلقنا الانسان فی كبد) بلد/ ۴
(یا أیّها الانسان انّك كادح الی ربّك كدحاً فملاقیه) انشقاق/ ۶
بنابراین دستیابی به هدفها و آرمانهای والا با تن آسایی ودل به ركود وخمودی دادن ناسازگار است, چه والاترین هدف در زندگی, حركت وپویایی است.
آنچه می تواند روح خفته و پژمرده آدمی را نسبت به این حقیقت بیدار وحسّاس گرداند, توجه به این دقیقه لطیف است كه خداوند آفریدگار هستی, دمی بیكار و ایستا نیست, پس چگونه آدمی كه موجودی حقیر وضعیف در این صحنه هستی است, می تواند با ایستایی و ركود وبیكارگی به هدفها و آرمانهای والا دست یابد:
مرد غرقه گشته جانی می كند
دست را در هر گیاهی می زند
تا كدامش دست گیرد در خطر
دست وپایی می زند از بیم سر
دوست دارد یار این آشفتگی
كوشش بیهوده به از خفتگی
آ ن كه او شاه است او بیكار نیست
ناله از وی طرفه كو بیمار نیست
بهراین فرمود رحمان ای پسر
(كلّ یوم هو فی شأن) ای پسر
اندرین ره می تراش و می خراش
تا دم آخر دمی فارغ مباش
تا دم آخر دمی آخر بود
كه عنایت با تو صاحب سر بود
هر كه می كوشد اگر مرد و زنست
گوش وچشم شاه جان بر روزنست
دفتراول
مولانا در این ابیات, اقتباس. از این آیه شریفه قرآن جسته است:
(یسئله من فی السّموات والأرض, كلّ یوم هو فی شأن) رحمن/ ۲۹
تمام كسانی كه در آسمانها وزمین هستند از او تقاضا و سؤال می كند و او هر روز در شأن و كاری است.
۵) نفس امّاره عنصری است كه در مثنوی بارها ازآن سخن به میان آمده است ودر مسیر معرفی چهره واقعی آن, تمثیلها به كار برده شده است. حیله پردازیهای نفس نام و نشان معینی ندارد, مرزی نمی شناسد. هنگامی كه نفس انسانی موجودیت او را جولانگاه خواسته های خود بسازد به طوری كه تمامی موجودیت آدمی تحت سیطره نفس قرار بگیرد, حتّی تعقل و وجدان و گرایش مذهبی نیز در استخدام آن باشد, دیگر احتیاجی نخواهد داشت كه دست به حیله ومكر و افسون دراز كند, بلكه این قوا به شكل مأموران سرسپرده در خدمت اجرای فرمانهای پایان ناپذیر نفس درخواهند آمد:
ای شهان كشتیم ما خصم برون
ماند خصمی زو بتر در اندرون
كشتن این كار عقل وهوش نیست
شیر باطن سخره خرگوش نیست
دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاست
كو به دریاها نگردد كم و كاست
هفت دریا را در آشامد هنوز
كم نگردد سوزشش آن خلق سوز
سنگها وكافران سنگ دل
اندر آیند اندرو زار وخجل
عالمی را لقمه كرد و در كشید
معده اش نعره زنان (هل من مزید)
مولانا دراین سروده ها ضمن معرفی گوشه ای از ماهیت دوزخی نفس وگوشزد خطر آن به انسان, (اقتباس) می جوید از آیه كریمه قرآنی:
(یوم نقول لجهنّم هل امتلأت وتقول هل من مزید) ق/ ۳۰
روز رستاخیز به دوزخ خواهیم گفت آیا پر شدی؟ پاسخ خواهد داد: آیا افزونی هست؟
▪ تلمیح
در لغت به معنی (سبك نگریستن) و (به گوشه چشم اشاره كردن) و در اصطلاح بدیع, بدین معناست كه گوینده, نویسنده یا شاعر در ضمن كلام وسخن خود به داستان, مثل, آیه ویا حدیثی اشاره كند بدون آن كه به مورد استفاده خویش تصریح كند..
حافظ كه خود مدعی است كه قرآن را به چهارده روایت می داند, گوید. :
یا ربّ این آتش كه درجان من است
سرد كن آن سان كه كردی بر خلیل
كه تلمیحی است به داستان حضرت ابراهیم خلیل اللّه كه در آتشش افكندند وآتش, سرد وسلام گردید وگزندی بدو نرسید كه مأخوذ از آیه ۶۹ سوره انبیاست:
(قلنا یا نار كونی برداً وسلاماً علی ابراهیم)
گفتیم ای آتش بر ابراهیم سرد وسلامت باش.
مولوی نیز بسان دیگر پارسی سرایان مسلمان, دریای مثنوی را با امواج قرآن خروشان ساخته, گاه گاه در بیتی ویا ابیاتی اشارتی دارد به كریمه های قرآنی و لطایف وحیانی, از آن جمله است مواردی چند كه در ذیل اشاره وار می آید:
۱) انسان در عالم خاك با همه وسعت وگستردگی, راه به سوی حقایق پشت پرده هستی مادّی وطبیعت خاكی ندارد, چگونه می توان عظمت جهان خارج از رحم مادر را برای جنین ترسیم كرد وبه او فهماند كه در ماورای این محبس تنگ و تاریك, جهانی است پهناور كه با نظمی شگفت انگیز در جریان است وزمینی خرّم كه سرشار از نعمتهاست و آسمانها وكهكشانها و آفتاب وبادها و انسانهایی كه درآن به زندگی مشغولند, زندگی آمیخته با غمها و شادیها, اندوهها ولذّتها, همراه با شگفتیهایی وصف ناپذیر. همین گونه مغز نارسیده وفهم محدود انسان دنیا آشنا, هرگز نخواهد توانست اندازه داربودن وتنگی جهان مادّی را در برابر حقایق وعظمت آن سوی پرده طبیعت درك كند وچاه نشینان دنیا ودلبستگان به مزایای حیوانی لذتهای جسمانی زودگذر هرگز نخواهند توانست به حیات حقیقی راه یابند و بر آستان بلند آن قدم نهند ودیدگان جان روحانی را روشن وحق بین گردانند:
گرجنین را كس بگفتی در رحم
هست بیرون عالمی بس منتظم
یك زمین خرّمی با عرض وطول
اندرو صد نعمت وچندین اكول
كوهها وبحرها و دشتها
بوستانها, باغها و كِشتها
آسمانی بس بلند و پر ضیا
آفتاب وماهتاب وصد سها
ازجنوب و از شمال واز دَبور
باغها دارد عروسی ها وسور
در صفت ناید عجایبهای آن
تو درین ظلمت چه یی در امتحان؟
خون خوری در چارمیخ تنگنا
در میان حبس وأنجاس وعنا
او به حكم حال خود منكر بدی
زین رسالت معرض وكافر شدی
كاین محال است و فریب است وغرور
زان كه تصویری ندارد وهم كور
جنس چیزی چون ندید ادراك او
نشنود ادراك منكر ناك او
همچنان كی خلق عام اندر جهان
زان جهان ابدال می گویندشان
این جهان چاهی است بس تاریك و تنگ
هست بیرون عالمی بی بو و رنگ
هیچ در گوش كسی زایشان نرفت
كاین طمع آمد حجاب ژرف و زفت
گوش را بندد طمع از استماع
چشم را بندد غرض از اطلاع
دفتر سوم
این سروده ها تلمیحی است به آیاتی در قرآن مجید كه ملكوت و حقایق پنهان عالم هستی را برای خاكیان و دنیا زدگان یادآور می شود:
(یعلمون ظاهراً من الحیوهٔ الدّنیا وهم عن الآخرهٔ هم غافلون) روم/ ۷
بیشتر مردمان تنها ظاهری از زندگانی این جهان را می دانند واز زندگانی آن جهان غافل مانده اند.
(وماهذه الحیوهٔ الدّنیا الاّ لهو ولعب وانّ الدّار الآخرهٔ لهی الحیوان لو كانوا یعلمون)
عنكبوت/ ۶۴
این حیات دنیا خیال وفریبی بیش نیست واگر مردم می دانستند به خوبی می یافتند كه منزل آخرت منزل حیات و عین حیات است.
آری موجودیت حیات دنیا بر پایه جهل وغفلت ویژه ای است واگر این جهل وغفلت برطرف شود وآدمی آگاه گردد, خیال وفریب بودن آن روشن شده, شاهد حقیقت رخ می نماید وانسان شیفته وجوینده آن حقیقت خواهد شد.
استن این عالم ای جان غفلت است
هوشیاری این جهان را آفت است
هوشیاری زان جهان است وچوآن
غالب آید, نیست گردد این جهان
هوشیاری آفتاب وحرص یخ
هوشیاری آب واین عالم وسخ
زان جهان اندك ترشّح می رسد
تا نخیزد در جهان حرص وحسد
گر ترشّح بیشتر گردد ز غیب
نی هنر ماند درین عالم نه عیب
دفتر اول
۲) برپایی جامعه ای اسلامی بر اساس معیارهای اخلاقی, از هدفهای اساسی دین الهی است واز جمله آفتهای این معیارها, بی توجهی افراد جامعه است به وظایفی كه نسبت به یكدیگر دارند و ویران كننده تر ازآن ,پرداختن برخی افراد به اموری است كه فضای روانی حاكم بر جامعه دینی را آلوده می كند وغبار تیرگیها و كدورتها را حجاب دیدگان می سازد وجرقه ای خواهد بود كه به روشن شدن آتش جنگ و اختلاف منجر می شود:
هر دهان را پیل بویی می كند
گِرد معده هر بشر بر می تنََد
تا كجا یابد كباب پور خویش
تا نماید انتقام و زور خویش
تا كجا بوی كباب بچه را
یابد وزخمش زند اندر جزا
لحمهای بندگان حقّ خوری
غیبت ایشان كنی كیفر بری
هان كه بویای دهانتان خالق است
كی برد جان غیر آن كو صادق است
وای آن افسوسیی كش بوی گیر
باشد اندر گور منكر یا نكیر
نی دهان دزدیدن امكان زان جهان
نی توان خوش كردن از دارو دهان
آ ب و روغن نیست مر رو پوش را
راه حیلت نیست عقل وهوش را
دفتر سوم
پیام لطیف این سروده ها اشارت و تلمیحی است به كریمه قرآنی:
(یا أیّهاالّذین آمنوا اجتنبوا كثیراً من الظّنّ انّ بعض الظّنّ اثم و لاتجسّسوا ولایغتب بعضكم بعضاً أیحبّ أحدكم أن یأكل لحم أخیه میتاً فكرهتموه واتّقوا اللّه انّ اللّه تواب رحیم) حجرات/ ۱۲
ای مؤمنان, از بسیاری گمانها پرهیز كنید زیرا بعضی از آنها معصیت است وتجسس از یكدیگر مكنید. برخی از شما برخی دیگر را غیبت نكند. آیا كسی از شما دوست دارد كه گوشت مرده برادر خود را بخورد, البته خیر, زیرا شما از خوردن گوشت مردار كراهت دارید. پس تقوای الهی پیشه كنید كه او توبه پذیری مهربان است.
قرآن در جهت استحكام بخشیدن به اركان جامعه و ایجاد فضایی سالم وایمن, مؤمنان را نسبت به اموری چند هشدار می دهد و بدیشان یادآور می شود كه مباد كسی در زیر نقاب خود برتر بینی, دیگران را وسیله تفریح وسخره قرار دهد ویا زبان به طعن وعیبجویی بگشاید ویا حرمت شخصیت افراد را با جاری ساختن القاب زشت بر زبان درهم بشكند.
اسلام در صدد است در جامعه اسلامی امنیتی كامل حكفرما باشد, مرزهای چنین امنیتی, تنها محدود به پرهیز از تهاجمهای جسمی به یكدیگر نمی شود, بلكه باید شخصیت افراد جامعه از تیررس زخم زبانها وتهمتها به دور باشد, لیكن همین انسان برخوردار از توانی است كه اگر در مسیری شیطانی به خدمت گرفته شود او را بدانجا می رساند كه آشكارترین نمودهای زندگی طبیعی و روانی خود را در زیر حجابهای ضخیم(خودِ طبیعی) بپوشاند وحقیقت اصلی خود را به فراموشی سپارد. كارهای زشت وپلید خود را آن چنان از انظار و دیده ها پنهان سازد كه گویی فرشته ای است در كالبد انسان.
امّا این همه حق پوشی وحقیقت گریزی سرانجام روزی بر او رخ خواهد نمود. آن هنگام كه نفسهایش به شماره افتد و دیوار زندگی كه مستحكم وبلند جلوه می كرد, شكاف بردارد وپرده ها كنار رود ومرگ براورخ بنماید, درآن هنگامه است كه حوادث عمر, یك به یك و از پی یكدیگر در جلوی دیدگانش مجسّم می گردد وپوستهایی كه مغز حوادث زندگانی را پوشانیده بود, به كناری رود وكژیها و بدیها كه در حقّ دیگران روا داشته ,روح او را در حصار خود گیرد وظلمت مرگباری بر سرش سایه افكند, كه تمنّا كند تا هرچه زودتر مرگ را در آغوش كشد:
چند كوبد زخمهای گرزشان
برسر هر ژاژ خا وبرزشان
هم به صورت می نماید كه گهی
زان همان رنجور باشد آگهی
گوید آن رنجور كای یار حرم
چیست این شمشیر بر فرق سرم
چون نمی بیند كس از یاران او
در جواب آیند یاران كای عمو
مانمی بینیم باشد این خیال
چه خیال است این كه هست این ارتحال
چه خیال است این كه این چرخ نگون
از نهیب این خیالی شد كنون
گرزها و تیغها محسوس شد
پیش بیمار وسرش منكوس شد
او همی بیند كه آن از بهراوست
چشم دشمن بسته زان وچشم دوست
حرص دنیا رفت وچشمش تیز شد
چشم او روشن كه چون خونریز شد
مرغ بی هنگام شد آن چشم او
از نتیجه كبر او و خشم او
سربریدن واجب آمد مرغ را
كاو به غیر وقت جنباند درا
هرزمان نزعی است جزو جانت را
بنگر اندر نزع جان ایمانت را
عمر تو مانند همیان زر است
روز وشب مانند دینار اشمراست
می شمارد می دهد زر بی وقوف
تا كه خالی گردد وآید خسوف
عاقبت تو رفت خواهی ناتمام
كارهایت أبتر ونان تو خام
دفتر سوممولوی دراین سروده ها تلمیحی دارد به آیه شریفه:
(لقد كنت فی غفلهٔ من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك الیوم حدید) ق/ ۲۲
بدرستی تو ای انسان از این وضع شگفت در غفلت غوطه ور بودی, اكنون پرده را از مقابل دیدگانت برداشتیم وچشمان تو امروز تیزبین است..
۳) انسان در جهانی زندگی می كند سرشار از علل و عوامل وحوادث كه به او این اجازه را نمی دهد تا در محدوده فردی خویش, تاری گرد وجود بتند وخود را مصون از تأثیر وتأثّرات این عوامل سازد, چه هیچ یك از موجودات در جهان از ارتباط با این امور بركنار نمی ماند.
انسان گرچه برای مدّتی محدود وبا برخورداری از ابزارهایی چند بتواند در برابر فرازو نشیبها مقاومت ورزد و درونمایه های وجودی خویش را بروز ندهد, لیكن سرانجام در برابر سیر حوادث روزگار آوای حقیقی درونی وی به گوش جان دیگران خواهد رسید وگذشت روزهای پرغوغا چونان انگشتانی كه بر ظرفی سفالین نواخته می شود, سرانجام طنین سالم ویا ناسالم وجود آدمی را پدیدار خواهد ساخت.
درهرحال, این حوادث وجریانات گونه گون وپر فراز ونشیب زندگی است كه جوهر وجودی انسان وشخصیت واقعی او را نمایان می سازد وسرانجام زلال حقیقت ویا تیرگی نفاق رخ خواهد نمود:
گفت یزدان مر نبی را در مساق
یك نشان سهلتر زاهل نفاق
گرمنافق زفت باشد نغز و هول
واشناسی مرد را در لحن قول
چون سفالین كوزه ها را می خری
امتحانی می كنی ای مشتری
می زنی دستی برآن كوزه چرا
تا شناسی از طنین اشكسته را
بانگ اشكسته دگرگون می بود
بانگ چاووشی است پیشش می رود
بانگ می آید كه تعریفش كند
همچو مصدر فعل تصریفش كند
دفتر سوم
مولانا در این ابیات, حوادث روزگار را در فاش ساختن حقیقت درونی انسان به افعال و مشتقاتی تشبیه می كند كه حقیقت مصدر را درجلوه های گوناگون وصورتهای مختلف نمایان می سازد و در مسیر تبیین این دقیقه ,تلمیحی دارد به كریمه قرآنی:
(ولو نشاء لأریناكهم فلتعرفنّهم فی لحن القول) محمد/۳۰
اگر بخواهیم نفاق پیشگان را به تو نشان می دهیم تا ایشان را با قیافه وسیمایشان بشناسی وباطرز لحن كه در گفتار دارند, آنان را تشخیص خواهی داد.
۴) هرموجودی با علم وشعوری كه دارد, به كمال بی انتها, یعنی حضرت حق علم دارد واو را می یابد واز دیگر سو می داند كه هرچه غیراوست از وجود و كمال در مرتبه ای محدود برخوردار است و آمیخته با كاستیها ونداشتنهاست وآنچه از وجود وكمالات وجودی دارد نیز از حضرت حقّ است وقائم به او و جلوه ای از جمال وكمال بی حدّ او وتابشی است از اسماء وصفات او كه هرموجود به اندازه قابلیت وجودی خویش ازآن خورشید پرتو می گیرد. هرموجودی بااینكه به موجودیت خود وكمال وجودی خویش عشق می ورزد, به وجود بالاتر و در اصل به وجود و هستی بی نهایت عشق می ورزد واز اندازه داری وجود وهستی خود رنج می برد وبراساس همین عشق واشتیاق به كمال بی نهایت از نخستین دم حیات حركت را آغاز می كند ودراین حركت تكاملی در هیچ مرزی نمی ایستد:
تو به هرحالی كه باشی می طلب
آب می جو دائماً ای خشك لب
كآن لب خشكت گواهی می دهد
كو به آخر بر سر منبع رود
خشكی لب هست پیغامی از آب
كه به مات آرد یقین این اضطراب
دفتر سوم
این سیر وحركت كه درتمامی مظاهر وجود هست, همان تسبیح است; تسبیح حضرت حقّ وحركت به سوی او. هركدام از موجودات در عشق وطلب او به هركمالی می رسد, آن را محدود و ناقص دیده, گذرمی كند و آن را كه بی عیب و نقص و بی حدّ است می خواهد و این همــان تسبیح وتنزیه حقّ است ازهر عیب ونقص:
چون مسبّح كرده ای هرچیز را
ذات بی تمییز وبا تمییز را
هریكی تسبیح بر نوع دگر
گوید واز حال آن این بی خبر
آدمی منكر ز تسبیح جماد
وآن جماد اندر عبادت اوستاد
بلكه هفتاد و دوملّت هریكی
بی خبر از یكدگر واندر شكی
چون دو ناطق را زحال هم دگر
نیست آگه چون بود دیوار ودر
چون من از تسبیح ناطق غافلم
چون بداند سبحه صامت دلم
دفتر سوم
مولوی درابیات فوق به این حقیقت قرآنی اشارت دارد كه همه اشیاء وهمه وجود, تسبیح حق می گویند ودر عین حال حقیقت وكیفیّت این تسبیح آن چنان كه هست برای انسانهای معمولی ناشناخته وپنهان است:
(تسبّح له السّموات والأرض ومن فیهنّ وان من شئ الاّ یسبّح بحمده ولكن لاتفقهون تسبیحهم انّه كان حلیماً غفوراً) اسراء/ ۴۴
آسمانهای هفتگانه وزمین وكسانی كه درآنها هستند, همه تسبیح او می گویند وهر موجودی تسبیح وحمد او می گوید, ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید, او حلیم وآمرزنده است.
پیداست كه تسبیح همه ذرّات وجود, آن چنان كه هست, برای همه انسانها شناخته نیست واین انبیا واولیا وارباب حقیقت وصاحبان بصیرت واصحاب كشف وشهودند كه با تفاوت درجات به كیفیت تسبیح و حقیقت آن در همه وجود علم دارند وآنها را می یابند:
باش تا خورشید حشر آید عیان
تا ببینی جنبش جسم جهان
چون عصای موسی اینجا مار شد(۱)
عقل را از ساكنان اخبار شد
پاره خاك تو را چون زنده ساخت(۲)
خاكها را جملگی باید شناخت
مرده زین سویند وزان سوزنده اند
خامش اینجا وان طرف گوینده اند
چون زآن سوشان فرستد سوی ما
آن عصا گردد سوی ما اژدها
كوهها هم لحن داودی شود(۳)
جوهر آهن به كف مومی شود(۴)
باد حمّال سلیمانی شود(۵)
بحر با موسی سخندانی شود(۶)
ماه با احمد اشارت بین شود(۷)
نار ابراهیم را نسرین شود(۸)
خاك قارون را چو ماری در كشد(۹)
اُستن حنّانه آید در رَشَد
سنگ احمد را سلامی می كند
كوه یحیی را پیامی می كند
جمله ذرات عالم در نهان
با تو می گویند روزان وشبان
ما سمیعیم و بصیریم وهشیم
از شما نامحرمان ما خامُشیم
چون شما سوی جمادی می روید
محرم جان جمادان كی شوید
از جمادی در جهان جان روید
غلغل اجزای عالم بشنوید
فاش تسبیح جمادات آیدت
وسوسه تأویلها بربایدت
چون ندارد جان تو قندیلها
بهر بینش كرده ای تأویلها.
دفتر سوم
آیه شریفه (وسخّرنا مع داود الجبال یسبّحن والطّیر وكنّا فاعلین) أنبیاء/ ۷۹
با صراحت ناطق براین حقیقت است كه كوهها با حضرت داود به تسبیح حضرت حقّ می پرداختند وآن حضرت براساس علم وشعور بالاتر ودید برتر وبراساس این كه حجابها از برابر او برداشته شده بود, تسبیح همه وجود از كوهها وپرنده ها را دریافت می كرد .در آیه ۱۸ سوره(ص) نیز به همین حقیقت اشاره كرده است:
(انّا سخّرنا الجبال معه یسبّحن بالعشیّ والاشراق)
ماكوهها را مسخّر او ساختیم كه هرشامگاه وصبحگاه با او تسبیح می گفتند.
وسرانجام در آیه ۴۱ سوره (نور) می فرماید:
(ألم تر أنّ اللّه یسبّح له من فی السّموات والأرض والطّیر صافّات كلّ قد علم صلوته وتسبیحه واللّه علیم بما یفعلون)
آیا ندیدی كه برای خدا تسبیح می كنند تمام آنان كه در آسمانها وزمینند وهمچنین پرندگان به هنگامی كه برفراز آسمان بال گسترده اند, هریك از آنها نماز وتسبیح خود را می داند وخدا به آنچه انجام می دهند عالم است.
نیست خود بی چشم تر كور از زمین
این زمین از فضل حقّ شد خصم بین
نور موسی دید و موسی را نواخت
خسف قارون كرد وقارون را گداخت
رجف كرد اندر هلاك هر دعی
فهم كرد از حق كه یا ارض ابلعی
آب وخاك وباد ونار با شرر
بی خبرازما واز حقّ با خبر
مابه عكس آن زغیر حقّ خبیر
بی خبر از حقّ و با چندین نذیر
لاجرم اَشْفَقْنَ منها جمله شان|
كُند شد زامیز حیوان حمله شان
گفت بیزاریم جمله زین حیات
كو بود با خلق حیّ با حقّ موات
دفتر دوم
۵) آن روز كه رستاخیز الهی برپا شود, یگانه سرمایه نجاتبخش انسان, قلب و روح پاك اوست; قلبی كه هم ایمان خالص ونیت پاك درآن وجود دارد و نیز هرگونه عمل صالح, چرا كه چنین قلب پاكی ثمره ای جز عمل پاك نخواهد داشت. هم از این روست كه درآیین الهی, بیش از هرچیز زیر بنای فكری وعقیدتی واخلاقی ارج نهاده شده است, زیرا كه تمامی برنامه های عملی انسان بازتابی ازآن است. همان گونه كه سلامت قلب ظاهری عامل سلامت جسم وبیماری آن, سبب بیماری همه اعضاست, همین گونه سلامت وفساد برنامه های زندگی انسان, جلوه وبازتابی است از سلامت وفساد عقیده واخلاق وقلب باطنی:
صد جوال زر بیاری ای غنی
حقّ بگوید دل بیار ای منحنی
گر زتو راضی است دل من راضیم
ور زتو معرض بود اعراضیم
ننگرم در تو درآن دل بنگرم
تحفه آن را آر ای جان در برم
با تو چون است؟ هستم من چنان
زیر پای مادران باشد جنان
مادر و بابا واصل خلق اوست
ای خنك آن كس كه دل داند زپوست
تو بگویی نك دل آوردم به تو
گویدت این دل نیرزد یك تسو
از برای آن دل پرنور وبرّ
هست آن سلطان دلها منتظر
دفتر پنجم
پیام این سروده ها اشارت وتلمیحی است به این آیه قرآن:
(یوم لاینفع مال ولابنون الاّ من أتی اللّه بقلب سلیم) شعراء/ ۸۸ ـ ۸۹
درآن روزی كه مال وفرزندان سودی نمی بخشد مگر كسی كه با قلبی پاك به پیشگاه الهی حاضر شود.
آری حقیقت این است كه همه چیز در دل است. باب اجابت را خالق دل در خود دل قرارداده است ومفتاح آن را به دست صاحب دل نهاده است وسرانجام خدا همه چیز را دراین معمای خلقت كه(دل) نامیده می شود قرار داده ودل را همه چیز:
گفت پیغمبر كه حقّ فرموده است
من نگنجم هیچ در بالا وپست
درزمین وآسمان وعرش نیز
من نگنجم این یقین دان ای عزیز
در دل مؤمن بگنجم ای عجب
گرمرا جویی درآن دلها طلب
گفت :(فادخل فی عبادی) تلتقی
جنّهٔ من رؤیتی یا متّقی
دفتر اول
▪ حلّ یا تحلیل
این واژه در لغت یعنی ازهم باز كردن وگشودن و در اصطلاح ادیبان به كاربردن الفاظ آیات واحادیث ومثل در گفتار ونوشتار است كه به ضرورتهای شعری ومناسبات دیگر از وزن وعبارت اصلی به طور كامل یا ناقص خارج شود۲. نمونه های صنعت حلّ را در دیوان حافظ به خوبی می توان دید:
كاروان رفت و تو در راه كمینگاه به خواب
وه كه بس بی خبر از غلغل چندین جرسی
لمع البرق من الطّور و آنست به
فلعلّی لك آت بشهاب قبس
كه در آن, آیه ۷ سوره (نمل) را حلّ كرده ودرآن تغییراتی داده است. چه در اصل بوده است:
(اذ قال موسی لاهله انّی آنست ناراً سآتیكم منها بخبر أو آتیكم بشهاب قبس لعلّكم تصطلون)
زمانی كه موسی به خانواده خود گفت من آتشی دیدم, بزودی ازآن خبری وگل آتشی برای شما می آورم تا گرم شوید.
سروده های سعدی نیز از چنین ویژگی برخورداراست ونمونه های صنعت حلّ را به خوبی درآن می توان دید:
گو نظر بازكن وخلقت نارنج ببین
ای كه باور نكنی(فی الشّجر الأخضر نار)
كه درآ ن بخشی از آیه ۸۱ سوره یس را به ضرورت شعری از وزن وعبارت اصلی خارج ساخته است.
(الّذی جعل لكم فی الشّجر الأخضر ناراً فاذا انتم منه توقدون)
كسی كه برای شما از درخت سبز آتش آفرید وشما به وسیله آن آتش می افروزید.
ونیز گوید:
چنان ماند قاضی به جورش اسیر
كه گفت انّ هذا لیوم عسیر
كه درآن آیه شریفه ۸ قمر و ۹ مدّثر را تحلیل كرده ودر آن, تغییراتی داده است.
(مهطعین الی الدّاع یقول الكافرون هذا یوم عسر) و (فذلك یومئذ یوم عسیر).
نمونه های صنعت(حلّ) را در مثنوی به روشنی و در موارد بسیار می توان دید كه ما در این خلاصه تنها به ذكر مواردی چند بسنده می كنیم:
۱) گردونه حوادث زندگی هماره بدان صورت كه دلخواه آدمی است نمی چرخد ورویدادهای آن همیشه به دلخواه وی رخ نمی دهد. گاه عزم خود را نسبت به انجام امری جزم می كند وبا دقت كامل وانتخاب هدف و وسایل قطعی ومنطقی تصمیم به گفتار یا عملی می گیرد, لیكن به یكباره آن چنان مقتضیات تصمیم خود به خود متلاشی می شود ویا موانعی برسرراه ظهور می كند كه به هیچ روی انتظار آن نمی رفت.
راز نهفته دراین دگرگونیها و برهم خوردن تصمیمها ومحاسبات, نكته ای بس دقیق است كه درك درست و هوشمندانه آن روح آدمی را با واقعیتی مافوق خواسته های و رویدادهای هستی پیوند می زند واراده ای ناپیدا وحاكم بر روند عادی زندگی, به او نشان می دهد و در نتیجه انسان را به جای مبهوت ونومید شدن به هشیاری واعتماد به قدرتی حكیم وچاره ساز فرا می خواند:
عزمها و قصدها در ماجرا
گاه گاهی راست می آید ترا
تا به طمع آن دلت نیت كند
بار دیگر نیتت را بشكند
ور به كلّی بی مرادت داشتی
دل شدی نومید امل كی كاشتی
ور نكاریدی امل از عوریش
كی شدی پیدا بر او مقهوریش
عاقلان از بی مرادیهای خویش
با خبرگشتند از مولای خویش
چون مراداتت همه اشكسته پاست
پس كسی باشد كه كام او رواست
پس شدند اشكسته اش آن صادقان
لیك كو خود آن شكست عاشقان
عاقلان بندگان بندی اند
عاشقانش شكّری وقندی اند
(ائتیا كرهاً) مهار عاقلان
(ائتیا طوعاً) مهار بی دلان
دفتر سوم
مولوی در پی طرح این دقیقه بدین نكته اشاره می كند كه برهم خوردن تصمیمها ومحاسبات ومحروم شدن از رسیدن به آرمانها وخواسته ها انواعی دارد ونتایجی, راستگویان وراست كرداران ازآن نتیجه ای می گیرند و عاشقان دل باخته نتیجه ای دیگر, عاقلان وخردمندان دراین راه با پای اجبار و اضطرار قدم می زنند وبه كوی حقّ وحقیقت راه می برند امّا عاشقان بی دل و خودباخته را این آزادی روح است كه به سوی حقّ رهنمون می شود. وی در طرح این پیام از این كریمه قرآنی بهره برده, آن را تحلیل می كند:
(ثمّ استوی الی السّماء وهی دخان فقال لها وللأرض ائتیا طوعاً او كرهاً قالتا أتینا طائعین) فصّلت/ ۱۱
سپس خداوند متعال آسمان را كه دود بود مورد توجه وخطاب قرار داده وفرمود: ای آسمان وزمین خواه از روی اختیار واراده ویا به اجبار و اكراه بیایید, آنان گفتند: ما از روی اختیار آمدیم.
این جهان چون خس به دست باد غیب
عاجزی پیشه گرفت از داد غیب
گه به بحرش می برد گاهی اش برّ
گاه خشكش می كند گاهی اش تر
دست پنهان وقلم بین خط گزار
است در جولان وناپیدا سوار
گه بلندش می كند گاهی اش پست
گه درستش می كند گاهی شكست
گه یمینیش می برد گاهی یسار
گه گلستانش كند گاهیش خار
تیر پرّان بین وناپیدا كمان
جانها پیدا و پنهان جان جان
تیر را مشكن كه این تیر شهی است
نیست پرتابی زشست آگهی است
خشم خود بشكن تو مشكن تیر را
چشم خشمت خون نماید شیر را
ماشكاریم این چنین دامی كِراست
گوی چوگانیم چوگانی كجاست
می درد می دوزد این خیاط كو
می دمد می سوزد این نفّاظ كو
دفتر دوم
۲) جهان هستی واجزای آن در نگاه و اندیشه مولوی جلوه های گوناگونی دارد وعظمت وارزش آن در سخن وی به صورتهای گوناگونی انعكاس یافته است:
گاه به زیبــایی هستی از دریچه ای می نگرد كه انسان را محور قرار داده وملاك نیكی وبدی ولذّت وتلخی اشیاء را در وجود آدمی وسازگاری با آن تحلیل كرده است. در این نگاه و برداشت, هستی واجزای آن در ذات خود فاقد جلوه های گوناگون زشتی وزیبایی ولطافت وتنفّر زایی است واین انسان است كه جهان واجزاء ونمودهایش را لباس نیك وبد وزشت وزیبا می پوشاند ودر حقیقت دل, اصل است وعالم, تابع و سایه:
لطف شیر و انگبین عكس دل است
هرخوشی را آن خوش از دل حاصلست
پس بود دل جوهر و عالم عرض
سایه دل چون بود دل را غرض
آن دلی كو عاشق مال است وجاه
یازبون این گل وآب سیاه
یا خیالاتی كه در ظلمات او
می پرستد شان برای گفتگو
دل نباشد غیرآن دریای نور
دل نظرگاه خدا وآن گاه كور
دفتر سوم
در نگاهی دیگر ,جلوه ها و زیباییهای هستی مربوط به انسان نیست, بلكه عظمت وارزش آن ناشی از ربط وپیوند به موجود برین است. هستی از آن جهت كه آفریده حقّ است ومنسوب به او, با عظمت وارزش است, نه از آن رو كه ساخته خصوصیت وجودی انسان است. جرعه ای ازجام نهانی غیب براین خاك تیره افشانده شد ونشانی از كرم ربوبی برآن نقش بست. جرعه ای از حسن سرمدی كه آن را در اوج تیرگیها بیاراست, جرعه ای كه برماه و خورشید وستارگان این گنبد مینا نیز افشانده شد وعرش وكرسی را همراه با عظمتی وصف ناشدنی برافراشت. این جرعه كیمیایی است حیاتبخش كه از افاضه آن به اجزای هستی, فناها ونیستها به بقاء مبدّل می گردد. لذا شایسته است كه انسان این كیمیا را با جدّیت وتلاش بجوید, آن هم با پاكی وطهارت كه جز دست پاكان به این كیمیا نرسد:
ای قدیم رازدان ذوالمنن
در ره تو عاجزیم وممتحن
این دل سرگشته را تدبیر بخش
وین كمانهای دو تو را تیربخش
جرعه ای برریختی زآن خفیه جام
برزمین خاك من كأس الكرام
جست بر زلف و رخ از جرعه ش نشان
خاك را شاهان همی لیسند از آن
جرعه خاك آمیز چون مجنون كند
مر شما را صاف او تا چون كند
هركسی پیش كلوخی جامه پاك
كان كلوخ از حسن آمد جرعه ناك
جرعه ای برماه وخورشید وحمل
جرعه ای بر عرش وكرسی و زحل
جرعه گوییش ای عجب یا كیمیا
كه زآسیبش فنا گردد بقا
جدّ طلب آسیب او ای ذوفنون
(لایمسّ ذاك الاّ الطّاهرون)
جرعه ای بر لعل وبر زر و درر
جرعه ای بر خمر وبر نقل وهمر
جرعه ای بر روی خوبان لطاف
تاچگونه باشد آن روّاق وصاف
دفتر پنجم
آن جرعه ای كه ساقی الست براین شوره خاك پست فرو ریخت وخاك را به جوشش آورد, ازآن جوش وخروش انسان زاده شد. اشارت لطیفی كه مولوی در این سروده ها برای نیل به آن حقیقت سرمدی با طهارت وپاكی دارد, برگرفته ای است از آیات قرآن مجید, آن جا كه می فرماید:
(انّه لقرآن كریم فی كتاب مكنون لایمسّه الاّ المطهّرون تنزیل من ربّ العالمین)
واقعه/ ۷۷ ـ ۸۰
بتحقیق این قرآنی است با كرامت ومحفوظ در كتاب مخفی حقّ, كه جز پاكان را رخصت لمس ومسّ آن نیست, نازل شده ای ازجانب پروردگار عالمیان.
كه وی آن را در قالب صنعت حلّ از شكل ووزن اصلی خویش خارج ساخته وبه اقتضای ضرورت شعری, ساختار لفظی جدیدی بدان بخشیده است.
۳) منطق اخلاقی اسلام, منطقی است واقع بینانه وهمراه با اعتدال. دراین مكتب, رهبانیت و انزوا طریق عفت وپاكدامنی در برابر طوفان هواها وهوسها نیست. فراهم آوردن زمینه های اجبار عملی در دوری و پرهیز از گناه اگر چه ممكن است ترك گناه را به همراه داشته باشد, امّا كمالی به شمار نمی آید.
كمال حقیقی آن هنگام مطلوب است كه انسان بدون اجبار عملی وبا داشتن اسباب وآلات گناه وتوانایی برآن, آلوده بدان نشود. تكامل وجودی انسان چیزی نیست كه بتوان آن را به اجبار آفرید, بلكه راه طولانی وپرفراز ونشیبی است كه باید با پای اراده واختیار خود در برابر طوفانی از هواها وهوسها پیمود وبا میل واراده خویش طرح آن را ریخت:
گاو كشتن هست از شرط طریق
تا شود از زخم دُمّش جان مفیق
گاو نفس خویش را زوتر بكش
تا شود روح خفی زنده به هُش
دفتر دوم
دراین راه, ریشه كن كردن موجودیت طبیعی به همان مقدار امری نابجا و نابودكننده است كه فرو رفتن در آزادی مطلق ورها كردن خود در برابر توسن باد پای هوا وهوس. زندگی روحی وتكاملی انسان بی اختیار وتلاش وتقلاّ , فاقد عظمت وجلال وشكوفایی است, چونان زندگی طبیعی كه دستیابی به نتایج ثمربخش درآن بدون كار وكوشش وتحمّل دشواریها در سنگلاخ طبیعت امری ناممكن است:
برمكن پر را و دل بركن ازاو
زآن كه شرط این جهاد آمد عدو
چون عدو نبود جهاد آمد محال
شهوت ار نبود نباشد انتسال
صبر نبود چون نباشد میل تو
خصم چون نبود چه حاجت خیل تو
هین مكن خود را خصی رهبان مشو
زآن كه عفّت هست شهوت را گرو
بی هوی نهی ازهوی ممكن نبود
هم غزا با مردگان نتوان نمود
(أنفقوا) گفتست پس كسبی بكن
زآن كه نبود خرج بی دخل كهن
گرچه آورد(أنفقوا) را مطلق او
تو بخوان كه (اكسبوا ثمّ انفقوا)
همچنین چون شاه فرمود(اصبروا)
رغبتی باید كزآن تابی تورو
پس (كلوا) از بهردام شهوتست
بعد ازآن (لاتسرفوا) زآن عفّت است
دفتر پنجم
مولوی در ابیات بالا, این حقیقت را گوشزد می كند كه انسان در مسیر زندگی معنوی وروحی خویش به مبارزه با قانون طبیعت دعوت نشده است, بلكه تكلیف انسان الهی تعدیل موجودیت خود با مقتضیات طبیعت است كه جلوه گاه مشیت الهی است ونتیجه اش تكامل و بارور شدن شخصیت الهی انسان است. در طرح این لطیفه اشارتی دارد به آیات شریفه قرآن كه برخی از آنها را درقالب صنعت (حلّ) از وزن و صورت اصلی خویش خارج ساخته است:
(یاایها الّذین آمنوا أنفقوا ممّا رزقناكم…) بقره/ ۲۵۴
ای مؤمنان ازآنچه به شما روزی داده ایم انفاق كنید.
(یا ایّها الّذین آمنوا أنفقوا من طیّبات ما كسبتم…) بقره/ ۲۶۷
ای مؤمنان از قسمتهای پاكیزه اموالی كه به دست آورد ه اید انفاق كنید.
(یا ایّها الّذین آمنوا اصبروا وصابروا و رابطوا…) آل عمران/ ۲۰۰
ای مؤمنان استقامت پیشه كنید واز مرزهای خود مراقبت به عمل آورید.
(وكلوا واشربوا ولاتسرفوا انّه لا یحبّ المسرفین…) اعراف/ ۳۱
بخورید وبیاشامید و اسراف نكنید كه خدا اسراف كنندگان را دوست نمی دارد.
در بیت هفتم, صیغه ماضی(كسبتم) را به صورت امر درآورده و در بیت نهم با حذف (اشربوا) میان (كلوا) و (لاتسرفوا) بنا به ضرورت شعری, فاصله انداخته است.
۴. یكی از پدیده هایی كه همواره اندیشه بشر را به خود مشغول داشته, پدیده مرگ است. اندیشه ای كه آمیخته با نگرانی وبیمی مبهم است كه شاید زاییده گرایش به جاودانگی وخلود و برخاسته از اندیشه وتصور ابدیت باشد واز آن جا كه در نظام طبیعت هیچ گرایشی گزاف وبیهوده نیست, می توان آن را دلیل ونشانه ای بر بقاء بشر پس از مرگ دانست.
این آرزو وبیم كه همواره دل مشغولی را به همراه داشته است, تجلیات و تظاهرات نهاد فنا پذیر آدمی است.نمود این حالت روحی مانند نمود رؤیاهاست كه تجلی ملكات ومشهودات انسان در عالم بیداری است. واقعیت این است كه انتقال انسان از این جهان به جهان دیگر, تولد طفل از رحم مادر را ماند ودنیا چونان رحمی است كه درآن اندامها وجهازهای روانی انسان ساخته می شود واو را برای زندگی دیگر آماده می سازد. استعدادهای روانی انسان, بساطت وتجرّد, تقسیم ناپذیری وثبات نسبی حقیقت وجودی آدمی, اندیشه های وسیع ونامتناهی او, همه ساز وبرگهایی است متناسب با زندگی جاودان وزوال ناپذیر. همین حقیقت است كه باعث شده كه انسان دراین جهان, غریب ونامتجانس باشد وخود را طایر گلشن قدس بداند ودنیا را كنج محنت آباد.
آری مرگ پایانِ بخشی از زندگی انسان وآغاز مرحله ای نوین از زندگی است. مرگ نسبت به دنیا مرگ است ونسبت به جهان دیگر, تولّد.
درجوانی حمزه عمّ مصطفی
با زره می شد مدام اندر وغا
اندر آخر حمزه چون در صف شدی
بی زره سرمست در غزو آمدی
سینه باز وتن برهنه بیش پیش
درفكندی در صف شمشیر خویش
خلق پرسیدند كای عمّ رسول
ای هژبر صف شكن شاه فحول
نی كه(لاتلقوا بایدیكم الی
تهلكه) خواندی ز پیغام خدا
پس چرا تو خویش را در تهلكه
می دراندازی چنین در معركه
چون جوان بودی و زفت وسخت زه
تو نمی رفتی سوی صف بی زره
چون شدی پیر و ضعیف ومنحنی
پرده های لاابالی می زنی
لاابالی وار با تیغ وسنان
می نمایی دار وگیر و امتحان
تیغ حرمت می ندارد پیر را
كی بود تمییز تیغ وتیر را
كی روا باشد كه شیری همچو تو
كشته گردد راست بر دست عدو
زین نسق غم خوارگان بی خبر
پند می دادند او را از عبر
گفت حمزه چون كه بودم من جوان
مرگ می دیدم وداع این جهان
سوی مردن كس به رغبت كی رود
پیش اژدرها برهنه كی شود؟
لیك از نور محمّد (ص) من كنون
نیستم این شهر فانی را زبون
از برون حس لشكرگاه شاه
پُر همی بینم ز نور حقّ سپاه
آن كه مردن پیش چشمش تهلكه است
امر(لاتلقوا)بگیرد او به دست
وآن كه مردن پیش او شد فتح باب
(سارعوا) آید مراو را در خطاب
ا لحذر ای مرگ بینان بارعوا
العجل ای حشربینان (سارعوا)
الصّلا ای لطف بینان افرحوا
البلا ای قهر بینان اترحوا
هركه یوسف دید جان كردش فدا
هركه گرگش دید برگشت از هدی
مرگ هریك ای پسر همرنگ اوست
آینه صافی یقین همرنگ اوست
دفتر سوماین سروده ها ترسیم جهان بینی مولوی در باره مرگ ومسائل آن است. در نگاه او مرگ برآمدن از قعر چاه تیرگیها وقدم گذاشتن به صحرای بیكران دولتسرای دوست است.
آیاتی را كه وی در تبیین حقیقت مرگ واشتیاق به رویارویی باآن نزد معاد باوران, مورد تحلیل قرار داده است, عبارتند از:
(و أنفقوا فی سبیل اللّه ولاتلقوا بایدیكم الی التّهلكهٔ…) بقره/ ۱۹۵
در راه خدا انفاق كنید وخود را با دستهایتان به هلاكت نیفكنید.
كه بخش پایانی كریمه را در ابیات پنجم وهفدهم از وزن وعبارت اصلی خویش بنا به ضرورت شعری خارج ساخته است ونیز:
(وسارعوا الی مغفرهٔ من ربّكم وجنّهٔ عرضها السّموات والأرض اعدّت للمتّقین…)
آل عمران/ ۱۳۳
شتاب كنید به سوی بخشایشی از پروردگارتان وبه سوی بهشتی كه فراخی آن آسمانها وزمین است وبرای تقوا پیشگان آماده شده است.
(وللّه الأمر من قبل ومن بعد و یومئذ یفرح المؤمنون… ) روم/ ۴
پیش از این ونیز پس از آن, امر ازآن خداست ودر چنین روز مردم با ایمان خوشحال می شوند.
این آیات در ابیات هیجدهم ونوزدهم وبیستم مورد تحلیل قرار گرفته و فعل مضارع (یفرح) به صورت امر(افرحوا) درآمده است و در نظم كلمات آیات نیز جابه جایی به چشم می خورد.
۵) دعا ونیایش, حالت روحانی شگرفی است كه میان انسان ناچیز از سویی وخداوند بزرگ از سوی دیگر برقرار می شود. مرغ سبكبال روح ما در حال نیایش از قفس تنگ تن رها می گردد, پروبالی در بی نهایت می گشاید. انسان در پرتو این پیوند معنوی از ماورای طبیعت نیرو می گیرد وبه معرفتی ازهستی می رسد كه مسیر تكامل مادّی ومعنوی خویش را تنها با درنظر گرفتن علل و عوامل مادی مورد تحلیل قرار نمی دهد ,بلكه علل پنهان ومحاسبه نشده ای كه از هرسو او را احاطه كرده است, در اندیشه او راه می یابد وبه تحرّك وتلاش او معنی ومفهومی جدید می بخشد.
آری در پرتو دعا ونیایش حقّ است كه بی نهایت كوچك با بی نهایت بزرگ پیوند می خورد وبااین پیوند شگفت انگیز است كه جهان برون و درون وماده ومعنی هماهنگ می گردد:
هركه او عصیان كند شیطان شود
كاو حسود دولت نیكان شود
چون كه در عهد خدا كردی وفا
از كرم عهدت نگهدارد خدا
از وفای حقّ تو بسته دیده ای
(اذكروا اذكركم) نشنیده ای
گوش نه (اوفوا بعهدی) گوش دار
تا كه (اوف عهدكم) آید ز یار
عهد وقرض ما چه باشد ای حزین
همچو دانه خشك كشتن در زمین
نی زمین را زان فروغ وكمتری
نی خداوند زمین را سروری
جز اشارت كه ازاین می بایدم
كه تو دادی اصل این را از عدم
پس دعای خشك هل این نیك بخت
كه فشاند دانه می خواهد درخت
گرنداری دانه ایزد زان دعا
بخشدت نخلی كه نعم ما سعی
چون كه مریم درد بودش دانه نی
سبز كرد آن نخل را صاحب فنی
زان كه وافی بود آن خاتون راد
بی مرادش داد یزدان صد مراد.
دفتر پنجم
مولانا دراین ابیات, یادآور این دقیقه شده است كه خدا این توفیق را به آدمی داده است تا اگر بخواهد تمامی لحظاتش را با دعا ومناجات با او سپری كند ودل در گرو محبّت وعشق او بنهد, لیك باید بداند معرفت بی عمل, وعشق ومحبّت بی تلاش, عقیم است وفاقد كارایی.
پیوند محبت وتلاش است كه پیوستگی حیاتبخش را به وجود می آورد وثمر بخش می گرداند.
آیاتی كه دراین ابیات در قالب صنعت حلّ از صورت اصلی خویش بنا به ضرورت شعری خارج شده, عبارت است از:
(فاذكرونی أذكركم واشكروا لی ولاتكفرون) بقره/ ۱۵۲
مرا به یاد آورید تا شما را یادآور شوم وسپاسگزار من باشید وبه من كفران نورزید.
این آیه در بیت سوم تحلیل شده و در ساختار فعل امرآن (فاذكرونی) تغییر داده شده است.
(واوفوا بعهدی اوف بعهدكم وایّای فارهبون) بقره/ ۴۰
به عهد من وفا كنید به عهدتان وفا خواهم كرد وخشیت مرا به دل داشته باشید.
این كریمه نیز در بیت چهارم به اقتضای ضرورت شعری مورد تغییر قرار گرفته است (اوف بعهدكم)وحرف جرّ درآن خذف شده است.
۶) هوشیاری, تعقّل واختیار, عالی ترین وبا ارزش ترین قوای انسانی است كه او را در گستره زندگی بر طبیعت مسخّر و پیروز ساخته وبه تكاملی علمی, صنعتی هنری موفّق گردانیده است. هدایت منطقی وصحیح این استعدادها سعادت وآرامش را همراه با زندگی بایسته برای انسان به ارمغان خواهد آورد و در عین حال, بی توجهی وعدم مراعات وظیفه هدایت ورهبری صحیح ومتّكی بر معنویت وفطرت, نوع جوامع بشری را به سمت از خود گریزی وتخطئه هوش و عقل واختیار سوق داده است وفزونی و رشد این قوا, افزایش دردهای بشر وسردرگمی و احساس پوچی را به همراه داشته است, تا بدان جا كه گروهی تصور كرده اند بهبودی نابسامانیهای روحی ورهایی از قفسهای تنگ وتاریك پوچی, درگرو گریز از هوشیاری واختیار وگام نهادن به وادی بیهوشی وبیخودی, در قالب تخدیر وترفه وآسایش طلبیهای تصنّعی است, تا بدان جا كه حتّی وجود وضرورت این استعدادها را مورد سؤال وانكار قرار داده است:
جمله عالم ز اختیار و هست خود
می گریزد در سر سرمست خود
تا دمی از هوشیاری وارهند
ننگ خمر وبنگ برخود می نهند
جمله دانسته كه این هستی فَخْ است
ذكر وفكر اختیاری دوزخ است
می گریزد از خودی در بی خودی
یا به مستی یا به شغل ای مهتدی
نفس را زان نیستی وا می كشی
زان كه بی فرمان شد اندر بیهشی
نیستی باید كه آن از حقّ بود
تا كه بیند اندر آن حسن احد
(لیس للجنّ ولا للانس ان)
(ینفذوا من حبس أقطار الزّمن)
(لانفوذ الاّ بسلطان الهدی)
(من تجاویف السّموات العلی)
(لاهدی الاّ بسلطان یقی)
(من خراس الشّهب روح المّتقی)
هیچ كس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه كبریا
هست معراج فلك این نیستی
عاشقان را مذهب ودین نیستی
دفتر ششم
مولوی دراین اشعار به این حقیقت اشاره می كند كه گریز از خود, چنانچه به فرمان حقّ باشد, در مسیر تعالی روحی این امكان را به انسان می دهد كه قیود وزنجیرهایی را كه بر اثر حیات طبیعی ومادّی به دست وپای روح پیچیده شده است, كناری گذاشته ودرعالمی فراتر از زمان ومكان وفارغ از هشیاریهای دنیا به سر برد. ناهشیاری وبیخودی در این معنی, انتقال روح آدمی است به معقولات عالی تری كه هوش وتعقّل و اختیار او را از حدود وقیود معقولات نظری رها ساخته ودر مرتبه ای عالی تر پرواز دهد.
آیه ای كه در این سروده ها در قالب حلّ مورد تغییر ساختاری در وزن و عبارت قرار گرفته عبارت است از:
(یا معشر الجنّ والانس ان استطعتم أن تنفذوا من أقطار السّموات والأرض فانفذوا لاتنفذون الاّ بسلطان) رحمن/ ۳۳
ای گروه جنّ وانس اگر می توانید كه از زوایای آسمانها وزمین به ملكوت اعلی نفوذ كنید این كار را بكنید, ولی شما نمی توانید مگر با سلطه ای كه خدا به شما عنایت كند.
این آیه در ابیات هفتم وهشتم ونهم به گونه ای مورد تحلیل ادبی وشعری قرار گرفته است كه در سرتا سر مثنوی كمتر نظیری برای آن می توان یافت.
▪ صنعت ترجمه
ترجمه یعنی مطلبی را از زبانی به زبانی دیگر برگردانیدن واین كار خود هنری در شمار هنرهای گران ارج ادبی شمرده می شود و در نظم ونثر, روا وشایع است. ترجمه بر دو قسم است:
۱) (پایخوان) یعنی ترجمه (تحت اللفظ)كه آن را حرف به حرف وكلمه به كلمه حتیّ با صورت جمله بندی بی كم وزیاد از زبانی به زبان دیگر نقل كرده باشند, چنانكه در ترجمه كتابهای مذهبی آسمانی معمول است.
۲) قسم دیگر, ترجمه به معنی كه روح مقصود وحاصل مراد گوینده ونویسنده ای را بگیرند وآن را درقالب زبانی دیگر بریزند, به گونه ای كه خصوصیات ادبی ودستوری زبان ترجمه هم كاملاً مراعات شده باشد واین خود هنری بسیار عالی وگرانمایه است وجز از كسی كه در هر دو زبان, نهایت تبحّر وبراعت استادی داشته, از ذوق وسلیقه مستقیم ادبی نیز كاملاً برخوردار باشد, ساخته و میسّر نیست.
در كتابهای بدیع, صنعت ترجمه را به موردی اطلاق كرده اند كه مضمون شعری از زبان عربی به نظم فارسی یا از فارسی به نظم عربی نقل گردد. این عمل مخصوصاً در صورتی كه شاعر مترجم, استادی به خرج داده وتمام مضمون ومعنی یك بیت را در یك بیت بیاورد و از جهت بلاغت و پروراندن مضمون وفكر, ترجمه از اصل بهتر درآمده باشد, نه تنها جزو (سرقات ادبی) شمرده نمی شود, بلكه هنری است بسیار گرانقدر كه جزو محاسن وصنایع بدیعی واز دلایل قدرت طبع ونیروی استادی شاعر سخندان در هر دو زبان است۳. در ترجمه نثر عربی به فارسی واز جمله مضامین بلند قرآن كریم, گاهی شاعران وادیبان زبردست باالهام از مضامین وپیام یك سوره ویا بخشی از آیات, آن را به رشته نظم كشیده اند كه پی بردن به این تأثّر مستلزم اشراف , تسلّط و دقّت زیاد به آیات است.
سعدی گوید:
شب از بهرآسایش تست و روز
مه روشن و مهرگیتی فروز
سپهر از برای تو فراش وار
همی گستراند بساط بهار
اگر باد وبرف است وباران ومیغ
وگر رعد چوگان زند برق تیغ
همه كارداران فرمانبرند
كه تخم تو در خاك می پرورند
اگر تشنه مانی زسختی مجوش
كه سقّای ابر آبت آرد به دوش
زخاك آورد رنگ وبوی طعام
تماشاگه دیده ومغز وكام
عسل دادت از نحل و فنّ از هوا
رطب دادت از نخل ونخل از نوا
همه نخلبندان بخایند دست
زحیرت كه نخلی چنین كس نبست
خور وماه وپروین برای تواند
قنادیل سقف سرای تواند
زخارت گل آورد واز نافه مشك
زر از كان وبرگ تراز چوب خشك
كلیّات/ ۳۶۸
این سروده ها ترجمه ای است زیبا وروان از این آیات شریفه:
(وجعلنا نومكم سباتاً وجعلنا اللّیل لباساً وجعلنا النّهار معاشاً وبنینا فوقكم سبعاً شداداً وجعلنا سراجاً وهّاجاً وأنزلنا من المعصرات ماء ثجّاجاً لنخرج به حبّاً ونباتاً وجنّات الفافاً) نبأ/ ۹ ـ ۱۷
ختام این نوشتار را اختصاص می دهیم به ذكر مواردی چند از كاربرد صعنت (ترجمه) در مثنوی:
۱) بی شك حوادث مربوط به قیامت و چگونگی آن, امری نیست كه حقیقت آن برای ما ,كه ساكنان این جهان محدود و تاریك هستیم, روشن باشد. انسان تنها می تواند به تصویری از آن روز در پرتو آیات الهی دست یابد; روزی كه همگی انسانها سر از خاك برداشته, در پیشگاه الهی حاضر می شوند. در آن روز غیب و سرّ به شهود و ظهور تبدیل می شود. روز رسوایی بزرگِ بدكاران و سربلندی بی نظیرِ مؤمنان.
قرآن مجید صحنه ای چنین عبرت آموز و تكان دهنده را در ضمن آیاتی چند ترسیم كرده است:
(فإذا نفخ فی الصور نفخهٔ واحدهٔ وحملت الارض و الجبال فدكتّا دكهٔ واحدهٔ فیؤمئذِ وقعت الواقعهٔ… یومئذِ تعرضون لاتخفی منكم خافیهٔ فأمّا من اوتی كتابه بیمینه فیقول هاؤم اقرؤا كتابیه إنّی ظننت انّی ملاق حسابیه فهو فی عیشهٔ راضیهٔ فی جنّهِٔ عالیهٔ قطوفها دانیهٔ كلوا واشربوا هنیئاً بما اسلفتم فی الأیام الخالیهٔ وأمّا من أوتی كتابه بشمالهِ فیقول یالیتنی لم أوت كتابیه و لم أدر ما حسابیه یالیتها كانت القاضیهٔ ما أغنی عنّی مالیه هلك عنّی سلطانیه…) حاقّه ۱۳/ ـ ۲۹
چون در صور دمیده شود و زمین و كوهها از جا برداشته شوند آن واقعه عظیم رخ دهد… در آن روز همگی به پیشگاه خدا عرضه می شوید. آن كه نامه عملش به دست راست است, فریاد می زند كه بیایید نامه عمل مرا بخوانید. من یقین داشتم كه سرانجام به حساب اعمال رسیدگی خواهد شد. او در یك زندگی رضایتبخش در بهشتی عالی قرار خواهد داشت.
امّا كسی كه نامه عملش به دست چپ داده شود, خواهد گفت: ای كاش هرگز نامه اعمالم به من داده نمی شد و نمی دانستم حساب من چیست, ای كاش مرگم فرا می رسید. مال و ثروتم هرگز مرا بی نیاز نكرد. قدرت من نیز از دست رفت….
مولوی مضمون این ابیات را ترجمه وار در ضمن ابیاتی چند به رشته نظم در آورده است:
در حدیث آمد كه روز رستخیز
امر آید هر یكی تن را كه خیز
نفخ صوراست از یزدان پاك
كه برآرید ای ذرایر سر زخاك
باز آید جان هر یك در بدن
همچو وقت صبح هوش آید به تن
جان تن خود را شناسد وقت روز
در خرابه ٌخود در آید چون كنوز
آ ن چنان كه جان بپرد سوی طین
نامه پرّد از یسار و از یمین
در كفش بنهند نامه بخل و جود
فسق و تقوی آنچه خود كرده بود
وَر بُد او دی پاك و با تقوا و دین
نامه باز آید مراو را در یمین
ور بد او دی خام وزشت و باضلال
چون عزا نامه سیه یابد شمال
چون برآید آفتاب رستخیر
برجهند از خاك خوب وزشت تیز
سوی دیوان قضا پویان شوند
نقد نیك و بد به كوره درروند
نقد نیكو شادمان و ناز ناز
نقد قلب اندر زحیر و درگداز
چشمها بیرون جهیده از خطر
گشته ده چشمه زبیم مستّقر
باز مانده دیده ها در انتظار
تاكه نامه ناید از سوی یسار
چشم گردان سوی چپ و سوی راست
زان كه نبود بخت نامه راست كاست
نامه یی آید به دست بنده یی
سرسیه از جرم و فسق آكنده یی
پر زسر تا پای زشتی و گناه
تَسْخُر و خُنْبَك زدن بر اهل راه
چون بخواند نامه خود آن ثقیل
داند او كه سوی زندان شد رحیل
پس روان گردد چو دزدان سوی دار
جرم پیدا بسته راه اعتذار
پس روان گردد به زندان سعیر
كه نباشد خار را زآتش گریز
دفتر پنجم
۲) چگونگی خلقت انسان و مراحل مختلف آن در عالم جنین, پدیده ای است عجیب و شگرف كه از یك سو, نشانگر عظمت و حكمت خداوندی است و از سوی دیگر, این آفرینشهای پی درپی كه هر روز چهره تازه ای به خود می گیرد و اصولاً پیدایش انسانی كامل از قطره آبی گندیده, بیانگر قدرت خداوند بر مسأله معادو بازگشت انسان به زندگی دوباره است. خلقتی عجیب در مخفیگاه رحم كه در هر مرحله شكل و نقش تازه ای به خود می گیرد. گوئیا جمعی نقّاش چیره دست, گروهی صنعتگر و ابداعگر ماهر, در كنار این قطره آب نشسته اند و شب و روز روی آن كار می كنند واین ذره ناچیز را در زمانی بسیار كوتاه با ظرافتی فوق العاده از مراحل و گذرگاههای مختلف حیات می گذرانند. قرآن مراحل تكامل جنین در رحم را ضمن آیاتی چند در سوره (مؤمنون) برشمرده است:
(ولقد خلقنا الإنسان من سلالهٔ من طین ثمّ جعلناه نطفهٔ فی قرارِ مكین ثمّ خلقنا النطفهٔ علقهًٔ فخلقنا العلقه مضغهًٔ فخلقنا المضغهٔ عظاماً فكسونا العظام لحماً ثمّ انشأناه خلقاً آخر فتبارك اللّه أحسن الخالقین) مؤمنون/ ۱۶ ـ ۱۲
ما انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم, سپس آن را نطفه ای در قرارگاه مطمئن (رحم) قرار دادیم. سپس نطفه را به صورت علقه (خون بسته) و علقه را به صورت مضغه (گوشت جویده) و مضغه را به صورت استخوانهایی در آوردیم. از آن پس, آن را آفرینشی تازه ایجاد كردیم. بزرگ است خدایی كه بهترین خلق كنندگان است.
مولوی همین آیات را به نظم در آورده است:
ای شده مغرور در كبر و منی
درفن و عجب و تكبّر صدمنی
گر بدانی از كجایی آمده ا
صل جسمت از چه نا ثابت شده
از برون خویش این باد منی
با خود آیی وروان بیرون كنی
در مشیمه بد جنینی بوده ای
در عدم بس قرنها آسوده یی
پس خداوند جهانت بر فراخت
از منی در جای تنگت نطفه ساخت
نطفه یی بودی و پس علقه شدی
پاره خیمه ازین سوتر زدی
آرمیدی آرمیدن نَز تو بود
بلكه از صنع خداوند ودود
درمیان تو كیستی است آن اوست
هر چه هست از فضل و از احسان اوست
كرد از صنع لطیفش از بدا
پس (خلقنا النّطفهٔ علقه) خدا
بعد از آن علقه حكیم حیّ فرد
ا ز كرمهای شریفش مضغه كرد
بعد از آن , آن مضغه را كرد استخوان
از (خلقنا المضغهٔ) برهان بخوان
پس برآن عظْمت لحوم و پی كشید
وز (نفخت فیه) جان بر وی دمید
ثمّ (أنشأناه خلقاً آخره)
ساخته كافی دل و دین سره
مایه صحّت نهادت دركنار
پس فرستادت درین دارالقرار
تاجری تو خواجه یی تو آن عزیز
هستیت داد و زر وجان عقل نیز
تاكنی كسبی درآن عالم بری
در جزا یابی كمال و سروری۴
۳) ماجرای نوح (ع) و فرزند بی ایمان وی, یكی از فرازهای عبرت آموز داستان نوح است. آن هنگام كه لحظه نهایی فرا رسید و فرمان مجازات قوم سركش صادر شد, ابرهای تیره وتار سراسر آسمان را فرا گرفت و آنچنان روی هم متراكم گردید كه نظیرش هیچ گاه دیده نشده بود. صدای غرّش رعد و پرتو خیره كننده برق پی در پی در فضای آسمان پراكنده می شد و خبر از حادثه ای عظیم و وحشتناك می داد.
طوفان آغاز شد. گویی تمام درهای آسمان گشوده شده و اقیانوسی از آب از لابه لای ابرها فرو می ریزد.
آبهای زمین و آسمان به هم پیوستند و دست به دست هم دادند وبر سطح زمین, كوهها و دشتها و درّه ها جاری شدند و بزودی سطح زمین به صورت اقیانوسی درآمد. در این لحظات سخت بلا و عذاب , نوح این پیامبر بزرگ, نه تنها به عنوان یك پدر بلكه به عنوان یك مربّی دلسوز و خستگی ناپذیر و پرامید, حتی در آخرین لحظه دست از وظیفه الهی خویش بر نداشت و فرزندش را كه در كناری جدا از پدر قرار گرفته بود, دعوت به همراهی با خیل مؤمنان كرد. این فرزند لجوج و كوته نكر به گمان این كه با خشم خدا می توان مبارزه كرد از این دعوت سرباز زده,ومغرورانه به ندای پدر پاسخ منفی داد۵.
قرآن كریم در آیات ۴۷ ـ ۴۰ سوره (هود), ماجرای این گفت وگو را چنین بیان می كند:
(حتّی إذا جاء أمرنا و فار التّنوّر قلنا احمل فیها من كلّ زوجین اثنین و أهلك إلاّ من سبق علیه القول و من آمن و ما آمن معه إلاّ قلیل و قال اركبوا فیها بسم اللّه مجریها ومرسیها إنّ ربّی لغفور رحیم و هی تجری بهم فی موج كالجبال و نادی نوح ابنه و كان فی معزل یا بنی اركب معنا و لاتكن مع الكافرین قال سآوی إلی جبل یعصمنی من الماء قال لاعاصم الیوم من أمر اللّه إلاّ من رحم و حال بینهما الموج فكان من المغرقین… و نادی نوح ربّه فقال ربّ إنّ ابنی من أهلی و إنّ وعدك الحقّ و أنت أحكم الحاكمین قال یا نوح إنّه لیس من أهلك إنّه عمل غیر صالح فلا تسئلن ما لیس لك به علم إنّی أعظك أن تكون من الجاهلین)
چون فرمان فرارسید وتنور جوشیدن گرفت, به نوح گفتیم از هر جفتی یك زوج در كشتی حمل كن و نیز خانواده ات را, مگر آنان كه محكوم به هلاكتند. نوح گفت: به نام خدا بر كشتی سوار شوید و او را یاد كنید. او آنها را از لابه لای امواجی چون كوه حركت می داد. نوح فرزندش را مخاطب ساخته, گفت: همراه ما سوار شو و با كافران مباش. او پاسخ داد: به كوهی پناه می برم تا مرا حفظ كند. گفت: امروز هیچ حافظی در برابر فرمان خدا نیست, مگر آن كس را كه او رحم كند. در این هنگام موجی میان آن دو حایل شد واو در زمره غرق شدگان قرار گرفت… نوح به پروردگارش عرض كرد: پروردگارا! پسر من از خاندان من است و وعده تو حقّ است.
فرمود: ای نوح, او از اهل تو نیست, بلكه عملی غیر صالح است. بنابراین آنچه را از آن آگاه نیستی از من مخواه. به تو اندرز می دهم تا از جاهلان نباشی.
مولوی این گفت وگو و تذكار الهی را به نوح, در قالب اشعاری چند, مترجم ساخته است:
همچو كنعان كاشنا می كرد او
كه نخواهم كشتی نوح عدو
هین بیا دركشتی بابا نشین
تا نگردی غرق طوفان ای مهین
گفت نی من آشنا آموختم
من بجز شمع تو شمع افروختم
هین مكن كاین موج طوفان بلاست
دست و پای آشنا امروز لاست
گفت نی رفتم برآن كوه بلند
عاصم است آن كُه مرا از هر گزند
هین مكن كه كوه كاه است این زمان
جز حبیب خویش را ندهد امان
گفت من كی پند تو بشنوده ام
كه طمع كردی كه من زین دوده ام
همچنین می گفت او پند لطیف
همچنین می گفت او دفع عنیف
نی پدر از نصح كنعان سیر شد
نی دمی در گوش آن ادبیر شد
اندرین گفتن بُدند و موج تیز
بر سر كنعان زد و شد ریز ریز
نوح گفت ای پادشاه بردبار
مرمرا خر مرد و سیلت برد بار
وعده كردی مرمرا تو بارها
كه بیابد اهلت از طوفان رها
دل نهادم برامیدت من سلیم
پس چرا بربود سیل از من گلیم
گفت او از اهل خویشانت نبود
خود ندیدی تو سفیدی او كبود
چون كه دندان ترا كرم اوفتاد
نیست دندان آن بركنش ای اوستاد
باقی تن تا نگردد زار ازو
گر چه بود آن , تو شو بیزار ازو
دفتر سوم
۴) حسد رذیله ای است فراگیر كه در طول تاریخ بشر, انگیزه بسیاری از خلافكاریهای وی بوده است. تا بدان جا كه گاه برادری به خاطر حسد دست به خون برادر خود می آلاید. آنچنان كه در داستان فرزندان آدم (ع) و قتل یكی به وسیله دیگری مشاهده می شود. هنگامی كه هر یك, عملی برای تقرّب به پروردگار انجام دادند, هابیل بهترین گوسفندان خویش را به رسم قربانی به پیشگاه الهی عرضه داشت, ولی قابیل بدترین قسمت زراعت خود را بدین منظور نثار كرد. صفا, خلوص و فداكاری هابیل, موجب پذیرفته شدن قربانی اش در درگاه الهی شد واز آن سو تاریكدلی و لجاج, مانع قبولی هدیه قابیل به پیشگاه الهی گردید. در پی این ماجرا, طوفانی در دل قابیل به وجود آمد. از سویی آتش حسد هر دم در دل او زبانه می كشید و او را به انتقامجویی دعوت می كرد و از سوی دیگر, عاطفه برادری و انسانی و نیز تنفر ذاتی از گناه و ظلم و بیدادگری و قتل نفس, او را از این جنایت باز می داشت. ولی سرانجام نفس سركش, آرام آرام مهار اختیار او را به كف گرفت ووجدان بیدار و آگاه او را رام كرد و به زنجیر كشید و دست به خون برادر آغشته ساخت.
بر طبق آنچه از روایات به دست می آید, هنگامی كه قابیل برادر خود را كشت, او را در بیابان افكنده بود ونمی دانست چه كند؟ چیزی نگذشت كه درندگان به سوی جسد هابیل هجوم آوردند و او برای نجات جسد برادر مدّتی آن را بردوش كشید, ولی باز پرندگان اطراف او را گرفته بودند و دراین انتظار بودند كه چه موقع جسد را به خاك می افكند تا به آن حمله ور شوند. دراین موقع, همان طور كه قرآن می گوید, خداوند زاغی را فرستاد كه خاكهای زمین را كنار بزند و با پنهان كردن جسد بی جان زاغی دیگر و یا با پنهان كردن قسمتی از طعمه خود, آنچنان كه عادت زاغ است, به قابیل نشان دهد كه چگونه جسد برادر خویش را به خاك بسپارد. در اینجا بود كه قابیل از غفلت و بی خبری خود فریاد برآورد كه ای وای بر من, آیا باید از این پرنده ناتوان تر باشم!۶
قرآن در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره (مائده) ماجرا را چنین شرح می دهد:
(فطوّعت له نفسه قتل أخیه فقتله فأصبح من الخاسرین فبعث اللّه غراباً یبحث فی الأرض لیریه كیف یواری سوأهٔ أخیه قال یا ویلتی أعجزت أن أكون مثل هذا الغراب فاواری سوأهٔ أخی فأصبح من النّادمین)
نفس سركش تدریجاً او را مصمّم به كشتن برادر كرد و او را كشت واز زیانكاران شد. سپس خداوند زاغی را فرستاد كه در زمین كند و كاو می كرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند, با دیدن این صحنه [قابیل] گفت: وای بر من آیا نمی توانم مثل این زاغ باشم و جسد برادر خود را دفن كنم و سرانجام ازكرده خویش پشیمان شد.
مولوی این داستان عجیب و عبرت انگیز قرآنی را در قالب ابیاتی چند منظوم ساخته است:
كندن گوری كه كمتر پیشه بود
كی ز فكر وحیله و اندیشه بود
گر بدی این فهم مر قابیل را
كی نهادی بر سر او هابیل را
كه كجا غایب كنم این كشته را
این به خون و خاك در آغشته را
دید زاغی زاغ مرده در دهان
بر گرفته در هوا گشته پران
از هوا زیر آمد و شد او به فن
از پی تعلیم او را گور كن
پس به چنگال از زمین انگیخت كرد
زود زاغ مرده را در گور كرد
دفن كردش پس بپوشیدش به خاك
زاغ از الهام حقّ بد علمناك
گفت قابیل آه شد بر عقل من
كه بود زاغی ز من افزون به فنّ
عقل كلّ را گفت (مازاغ البصر)
عقل جز وی می كند هر سو نظر
عقل ما زاغ است نور خاصگان
عقل زاغ استادگور مرده دان
دفتر چهارم
۵) سر گذشت داود پیامبر, یكی از فرازهای مهمّ در بیان سرگذشت انبیاست. در قرآن, بارها از این پیامبر بزرگ الهی یاد شده است. شاید این تأكید و تكرار از آن رو بوده است كه داود (ع) از جمله پیامبرانی است كه سرگذشت سراسر عصمت و معنویّت وی در گفته ها ونوشته های دین فروشان و سست مداران همراه باخرافات و بافته های عجیبی شده است و از رسالتهای اساسی قرآن, زدودن زنگارهای خرافه و جهل در هر زمینه و از جمله ساحت وحی و رسولان الهی است. قرآن در سوره (ص) آیه ۲۶ می فرماید:
(یا داود انّا جعلناك خلیفهًٔ فی الأرض فأحكم بین النّاس بالحقّ ولاتتّبع الهوی فیضلّك عن سبیل اللّه, إنّ الّذین یضلّون عن سبیل اللّه لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب)
ای داود ما تو را خلیفه و نماینده خود در زمین قرار دادیم, در میان مردم به حقّ داوری كن و از هوای نفس پیروی مكن كه تو را از راه خدا منحرف می سازد. كسانی كه از راه خدا گمراه شوند عذاب شدیدی به خاطر فراموش كردن روز حساب دارند.
خداوند در این آیه, ضمن بیان مقام والای داود, وظایف و مسؤولیتهای سنگین وی را با لحنی قاطع وتعبیراتی پر معنا در پنج فراز شرح می دهد:
نخست مقام خلافت وی در زمین به معنای نمایندگی خدا در میان بندگان و اجرای فرمانهای او درزمین. در فراز دوم به وی دستور می دهد كه به پاس این موهبت بزرگ در میان مردم به حقّ حكم كند ودر سومین بخش به مهم ترین خطری كه ممكن است حاكمی الهی را تهدید كند اشاره كرده, می گوید: هرگز از هوای نفس پیروی مكن و به دنبال آن, فلسفه چنین فرمانی را این گونه بیان می دارد كه پیروی از هوای نفس, آدمی را از راه خدا كه همان راه حقّ است باز می دارد و سرانجام در آخرین فراز, بدین حقیقت اشاره می كند كه گمراهی از راه حقّ از فراموشی روز حساب سرچشمه می گیرد ونتیجه اش عذاب الهی است.
این ترجمه تفسیرگونه از كریمه فوق, در مثنوی به رشته نظم در آمده است:
این چنین فرمود دارای جهان
خالق و پروردگار انس و جان
كای خلیفه ٌارض داود دلیر
در صف ناورد خصم ما چو شیر
چون خلیفه ارض كردم من ترا
آری القاب تنزّل من سماء
بر كسانی حاكمی و ارجمند
گر به جسم و چهره هم جنس تواند
درمیان این چنین جمع عباد
پیشه گیر آیین ورسم عدل وداد
داوری بر منهج انصاف كن
درد داد معدلت را صاف كن
تابع نفس و هوای خود مباش
از درون ارقام شهوت را تراش
هر كسی كو تابع نفس و هواست
او ز شرّ النّاس و مردودان ماست
جاده عدل است راه مستقیم
رو مگردان زآن ره ای شاه كریم
سرّ خیر النّاس من ینفع تراست
در طریق عزّ و دولت رهنماست
سر مكش از چنبر نصفت برون
عدل آمد طاق گردون را ستون
دین و دولت را عمَد عدل است و داد
ظلم و عدوان است ملت را فساد۸, ۷

مسعود مهدوی
پاورقیها
۱. جلال الدین همایی, فنون بلاغت و صناعات ادبی, (نشر هما)/۸
۲. تأثیر قرآن و حدیث در ادبیّات فارسی / ۵۳
۳. جلال الدین همایی, فنون بلاغت و صناعات ادبی / ۳۷۳
۴. مثنوی كلاله خاور / ۴۴۷
۵. ناصر مكارم, تفسیر نمونه, (قم, انتشارات مدرسه امیرالمؤمنین),۹/ ۱۱۵
۶. همان, ۴/ ۳۵۰
۷. مثنوی كلاله خاور / ۴۴۶
۸. اشعاری كه در این نوشتار به عنوان سروده های مولوی نوشته شده, منتخب از دو منبع زیر است:
الف. مثنوی كلاله خاور, تصحیح محمّد رمضانی, (تهران, نشر خاور).
ب. مثنوی رینولد نیكلسون, (تهران, نشر طلوع).
ضمناً در ترجمه, شرح و توضیح اشعار, از شرح و تفسیر گرانسنگ حضرت علاّمه, استاد محمد تقی جعفری بر مثنوی بهره های بسیار برده ایم.

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

مطالب مرتبط

سوره مبارکه مائده همراه با ترجمه انگلیسی

سوره مبارکه مائده همراه با ترجمه انگلیسی
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُم بَهِیمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا یُتْلَی عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ &#۶۴۸۳۱;۱&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید به پیمانها و قراردادها وفا کنید، چهار پایان (و جنین چهار پایان) برای شما حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده میشود (به جز آنها که استثناء خواهد شد) و صید را به هنگام احرام حلال نشمرید خداوند هر چه بخواهد (و صلاح ببیند) حکم میکند.
QARIB: believers, fulfill your obligations. it is lawful for you (to eat the flesh of) the beast among cattle other than that which is recited to you, hunting is forbidden while you are on pilgrimage. allah decrees what he will.
SHAKIR: o you who believe! fulfill the obligations. the cattle quadrupeds are allowed to you except that which is recited to you, not violating the prohibition against game when you are entering upon the performance of the pilgrimage; surely allah orders what he desires
PICKTHAL: o ye who believe! fulfil your indentures. the beast of cattle is made lawful unto you (for food) except that which is announced unto you (herein), game being unlawful when ye are on the pilgrimage. lo! allah ordaineth that which pleaseth him.
YUSUFALI: o ye who believe! fulfil (all) obligations. lawful unto you (for food) are all four-footed animals, with the exceptions named: but animals of the chase are forbidden while ye are in the sacred precincts or in pilgrim garb: for allah doth command according to his will and plan.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْیَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَی الْبرِّ وَالتَّقْوَی وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَی الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ &#۶۴۸۳۱;۲&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید شعایر الهی (و مراسم حج را محترم بشمرید و مخالفت با آنها) را حلال ندانید و نه ماه حرام را، و نه قربانیهای بینشان، و نشاندار، و نه آنها که به قصد خانه خدا برای بدست آوردن فضل پروردگار و خشنودی او می‏آیند، اما هنگامی که از احرام بیرون آمدید صید کردن برای شما مانعی ندارد، و خصومت به جمعیتی که شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حدیبیه) مانع شدند نباید شما را وادار به تعدی و تجاوز کند و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری ننمائید و از خدا بپرهیزید که مجازاتش شدید است.
QARIB: believers, do not violate the rites of allah, or the sacred month, or the offerings, or (those hung with) necklaces, nor those whose aim is to the sacred house seeking from their lord bounty and pleasure. once your pilgrimage has ended, you are free to hunt. do not allow your hatred for a nation who would bar you from the holy mosque to lead you to transgress. and cooperate in righteousness and warding off (evil), and do not cooperate in sinfulness and transgression. have fear of allah, for allah is stern in retribution.
SHAKIR: o you who believe! do not violate the signs appointed by allah nor the sacred month, nor (interfere with) the offerings, nor the sacrificial animals with garlands, nor those going to the sacred house seeking the grace and pleasure of their lord; and when you are free from the obligations of the pilgrimage, then hunt, and let not hatred of a people-- because they hindered you from the sacred masjid-- incite you to exceed the limits, and help one another in goodness and piety, and do not help one another in sin and aggression; and be careful of (your duty to) allah; surely allah is severe in requiting (evil)
PICKTHAL: o ye who believe! profane not allah&#۰۳۹;s monuments nor the sacred month nor the offerings nor the garlands, nor those repairing to the sacred house, seeking the grace and pleasure of their lord. but when ye have left the sacred territory, then go hunting (if ye will). and let not your hatred of a folk who (once) stopped your going to the inviolable place of worship seduce you to transgress; but help ye one another unto righteousness and pious duty. help not one another unto sin and transgression, but keep your duty to allah. lo! allah is severe in punishment.
YUSUFALI: o ye who believe! violate not the sanctity of the symbols of allah, nor of the sacred month, nor of the animals brought for sacrifice, nor the garlands that mark out such animals, nor the people resorting to the sacred house, seeking of the bounty and good pleasure of their lord. but when ye are clear of the sacred precincts and of pilgrim garb, ye may hunt and let not the hatred of some people in (once) shutting you out of the sacred mosque lead you to transgression (and hostility on your part). help ye one another in righteousness and piety, but help ye not one another in sin and rancour: fear allah: for allah is strict in punishment.

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۳&#۶۴۸۳۰;
گوشت مردار و خون و گوشت خوک و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند و حیوانات خفه شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده، مگر آنکه (به موقع بر آن حیوان برسید و) آنرا سر ببرید و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح شوند (همگی) بر شما حرام است و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان بوسیله چوبه‏های تیر مخصوص بخت آزمائی، تمام این اعمال فسق و گناه است - امروز کافران از (زوال) آئین شما مایوس شدند، بنابراین از آنها نترسید و از (مخالفت) من بترسید، امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم - اما آنها که در حال گرسنگی دستشان بغذای دیگری نرسد و متمایل به گناه نباشند (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند) خداوند آمرزنده و مهربان است.
QARIB: you are forbidden (to consume) the dead, blood and the flesh of swine; also flesh dedicated to any other than allah, the flesh of strangled (animals) and of those beaten, that which is killed by falling, gored to death, mangled by beasts of prey, unless you find it (still alive) and slaughter it; also of animals sacrificed on stones (to idols). (you are forbidden) to seek division by the arrows, that is debauchery. those who disbelieve have this day despaired of your religion. do not fear them, but fear me. this day i have perfected your religion for you and completed my favor to you. i have approved islam to be your religion. (as for) he who does not intend to commit a sin but is constrained by hunger to eat of what is forbidden, then surely allah is forgiving, merciful.
SHAKIR: forbidden to you is that which dies of itself, and blood, and flesh of swine, and that on which any other name than that of allah has been invoked, and the strangled (animal) and that beaten to death, and that killed by a fall and that killed by being smitten with the horn, and that which wild beasts have eaten, except what you slaughter, and what is sacrificed on stones set up (for idols) and that you divide by the arrows; that is a transgression. this day have those who disbelieve despaired of your religion, so fear them not, and fear me. this day have i perfected for you your religion and completed my favor on you and chosen for you islam as a religion; but whoever is compelled by hunger, not inclining willfully to sin, then surely allah is forgiving, merciful
PICKTHAL: forbidden unto you (for food) are carrion and blood and swineflesh, and that which hath been dedicated unto any other than allah, and the strangled, and the dead through beating, and the dead through falling from a height, and that which hath been killed by (the goring of) horns, and the devoured of wild beasts, saving that which ye make lawful (by the death-stroke), and that which hath been immolated unto idols. and (forbidden is it) that ye swear by the divining arrows. this is an abomination. this day are those who disbelieve in despair of (ever harming) your religion; so fear them not, fear me! this day have i perfected your religion for you and completed my favour unto you, and have chosen for you as religion al-islam. whoso is forced by hunger, not by will, to sin: (for him) lo! allah is forgiving, merciful.
YUSUFALI: forbidden to you (for food) are: dead meat, blood, the flesh of swine, and that on which hath been invoked the name of other than allah; that which hath been killed by strangling, or by a violent blow, or by a headlong fall, or by being gored to death; that which hath been (partly) eaten by a wild animal; unless ye are able to slaughter it (in due form); that which is sacrificed on stone (altars); (forbidden) also is the division (of meat) by raffling with arrows: that is impiety. this day have those who reject faith given up all hope of your religion: yet fear them not but fear me. this day have i perfected your religion for you, completed my favour upon you, and have chosen for you islam as your religion. but if any is forced by hunger, with no inclination to transgression, allah is indeed oft-forgiving, most merciful.
یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللّهُ فَکُلُواْ مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَیْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ &#۶۴۸۳۱;۴&#۶۴۸۳۰;
از تو سوال می‏کنند چه چیزها برای آنها حلال شده است بگو آنچه پاکیزه است برای شما حلال گردیده و (نیز صید) حیوانات شکاری که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‏اید (برای شما حلال است) پس از آنچه این حیوانات برای شما (صید می‏کنند و) نگاه می‏دارند بخورید و نام خدا را (به هنگام فرستادن حیوان برای شکار) بر آن برید و از خدا بپرهیزید که خداوند سریع الحساب است.
QARIB: they ask you what is lawful to them. say: &#۰۳۹;the good things are lawful to you, as well as that which you have taught the birds and beasts of prey to catch, teaching them of what allah has taught you. eat of what they catch for you, pronouncing upon it the name of allah. and fear allah, allah is swift at reckoning. &#۰۳۹;
SHAKIR: they ask you as to what is allowed to them. say: the good things are allowed to you, and what you have taught the beasts and birds of prey, training them to hunt-- you teach them of what allah has taught you-- so eat of that which they catch for you and mention the name of allah over it; and be careful of (your duty to) allah; surely allah is swift in reckoning
PICKTHAL: they ask thee (o muhammad) what is made lawful for them. say: (all) good things are made lawful for you. and those beasts and birds of prey which ye have trained as hounds are trained, ye teach them that which allah taught you; so eat of that which they catch for you and mention allah&#۰۳۹;s name upon it, and observe your duty to allah. lo! allah is swift to take account.
YUSUFALI: they ask thee what is lawful to them (as food). say: lawful unto you are (all) things good and pure: and what ye have taught your trained hunting animals (to catch) in the manner directed to you by allah: eat what they catch for you, but pronounce the name of allah over it: and fear allah; for allah is swift in taking account.
الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَکْفُرْ بِالإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ &#۶۴۸۳۱;۵&#۶۴۸۳۰;
و غذای شما برای انها حلال می ‏باشد و (نیز) زنان پاکدامن از مسلمانان و زنان پاکدامن از اهل کتاب حلال هستند هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید نه زناکار و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید، و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد اعمال او باطل و بیاثر میگردد و در سرای دیگر از زیانکاران خواهد بود.
QARIB: the good things have this day been made lawful to you. the food of those to whom the book was given is lawful to you, and your food is lawful to them. lawful toyou (in marriage) are the free believing women and the free women from among those who were given the book before you, provided that you give them their dowries in marriage, neither committing fornication nor taking them as mistresses. whosoever denies the belief, his labors will be annulled. in the everlasting life he is of the losers.
SHAKIR: this day (all) the good things are allowed to you; and the food of those who have been given the book is lawful for you and your food is lawful for them; and the chaste from among the believing women and the chaste from among those who have been given the book before you (are lawful for you); when you have given them their dowries, taking (them) in marriage, not fornicating nor taking them for paramours in secret; and whoever denies faith, his work indeed is of no account, and in the hereafter he shall be one of the losers
PICKTHAL: this day are (all) good things made lawful for you. the food of those who have received the scripture is lawful for you, and your food is lawful for them. and so are the virtuous women of the believers and the virtuous women of those who received the scripture before you (lawful for you) when ye give them their marriage portions and live with them in honour, not in fornication, nor taking them as secret concubines. whoso denieth the faith, his work is vain and he will be among the losers in the hereafter.
YUSUFALI: this day are (all) things good and pure made lawful unto you. the food of the people of the book is lawful unto you and yours is lawful unto them. (lawful unto you in marriage) are (not only) chaste women who are believers, but chaste women among the people of the book, revealed before your time,- when ye give them their due dowers, and desire chastity, not lewdness, nor secret intrigues if any one rejects faith, fruitless is his work, and in the hereafter he will be in the ranks of those who have lost (all spiritual good).
یأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَینِ وَإِن کُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن کُنتُم مَّرْضَی أَوْ عَلَی سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنکُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن یُرِیدُ لِیُطَهَّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ &#۶۴۸۳۱;۶&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید هنگامی که برای نماز بپاخاستید صورت و دستها را تا آرنج بشوئید و سر و پاها را تا مفصل (یا برآمدگی پشت پا) مسح کنید و اگر جنب باشید خود را بشوئید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافر باشید یا یکی از شما از محل پستی آمده (قضای حاجت کرده) یا با زنان تماس گرفته باشید (آمیزش جنسی کرده‏اید) و آب (برای غسل یا وضو) نیابید با خاک پاکی تیمم کنید و از آن بر صورت (پیشانی) و دستها بکشید، خداوند نمی‏خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند بلکه می‏خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید شاید شکر او را بجا آورید.
QARIB: believers, when you rise to pray wash your faces and your hands as far as the elbow, and wipe your heads and (wash) your feet to the ankle. if you are in a state of impurity, cleanse yourselves. but if you are sick or traveling, or, if when you have just relieved yourselves or had intercourse with women and you cannot find water, touch the clean surface of the earth and rub your hands and faces with it. allah does not wish to burden you, he seeks only to purify you and to complete his favor to you in order that you may thank.
SHAKIR: o you who believe! when you rise up to prayer, wash your faces and your hands as far as the elbows, and wipe your heads and your feet to the ankles; and if you are under an obligation to perform a total ablution, then wash (yourselves) and if you are sick or on a journey, or one of you come from the privy, or you have touched the women, and you cannot find water, betake yourselves to pure earth and wipe your faces and your hands therewith, allah does not desire to put on you any difficulty, but he wishes to purify you and that he may complete his favor on you, so that you may be grateful
PICKTHAL: o ye who believe! when ye rise up for prayer, wash you faces, and your hands up to the elbows, and lightly rub your heads and (wash) your feet up to the ankles. and if ye are unclean, purify yourselves. and if ye are sick or on a journey, or one of you cometh from the closet, or ye have had contact with women, and ye find not water, then go to clean, high ground and rub your faces and your hands with some of it. allah would not place a burden on you, but he would purify you and would perfect his grace upon you, that ye may give thanks.
YUSUFALI: o ye who believe! when ye prepare for prayer, wash your faces, and your hands (and arms) to the elbows; rub your heads (with water); and (wash) your feet to the ankles. if ye are in a state of ceremonial impurity, bathe your whole body. but if ye are ill, or on a journey, or one of you cometh from offices of nature, or ye have been in contact with women, and ye find no water, then take for yourselves clean sand or earth, and rub therewith your faces and hands, allah doth not wish to place you in a difficulty, but to make you clean, and to complete his favour to you, that ye may be grateful.
وَاذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَمِیثَاقَهُ الَّذِی وَاثَقَکُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ &#۶۴۸۳۱;۷&#۶۴۸۳۰;
و بیاد بیاورید نعمت خدا را بر شما و پیمانی را که موکدا از شما گرفت، آن زمان که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم، و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که خدا از درون سینه‏ها آگاه است.
QARIB: remember the favor of allah upon you, and the covenant with which he bound you when you said: &#۰۳۹;we hear and obey. &#۰۳۹; have fear of allah. allah is the knower of the innermost of the chests. &#۰۳۹;
SHAKIR: and remember the favor of allah on you and his covenant with which he bound you firmly, when you said: we have heard and we obey, and be careful of (your duty to) allah, surely allah knows what is in the breasts
PICKTHAL: remember allah&#۰۳۹;s grace upon you and his covenant by which he bound you when ye said: we hear and we obey; and keep your duty to allah. lo! he knoweth what is in the breasts (of men).
YUSUFALI: and call in remembrance the favour of allah unto you, and his covenant, which he ratified with you, when ye said: "we hear and we obey": and fear allah, for allah knoweth well the secrets of your hearts.
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ &#۶۴۸۳۱;۸&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید همواره برای خدا قیام کنید و از روی عدالت گواهی دهید، دشمنی با جمعیتی شما را به گناه ترک عدالت نکشاند، عدالت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است و از خدا بپرهیزید که از آنچه انجام می‏دهید آگاه است.
QARIB: believers, be dutiful to allah and bearers of just witness. do not allow your hatred for other people to turn you away from justice. deal justly; it is nearer to piety. have fear of allah; allah is aware of what you do.
SHAKIR: o you who believe! be upright for allah, bearers of witness with justice, and let not hatred of a people incite you not to act equitably; act equitably, that is nearer to piety, and he careful of (your duty to) allah; surely allah is aware of what you do
PICKTHAL: o ye who believe! be steadfast witnesses for allah in equity, and let not hatred of any people seduce you that ye deal not justly. deal justly, that is nearer to your duty. observe your duty to allah. lo! allah is informed of what ye do.
YUSUFALI: o ye who believe! stand out firmly for allah, as witnesses to fair dealing, and let not the hatred of others to you make you swerve to wrong and depart from justice. be just: that is next to piety: and fear allah. for allah is well-acquainted with all that ye do.
وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۹&#۶۴۸۳۰;
خداوند به آنها که ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است.
QARIB: allah has promised those who believe and do good works forgiveness and a great reward.
SHAKIR: allah has promised to those who believe and do good deeds (that) they shall have forgiveness and a mighty reward
PICKTHAL: allah hath promised those who believe and do good works: theirs will be forgiveness and immense reward.
YUSUFALI: to those who believe and do deeds of righteousness hath allah promised forgiveness and a great reward.
وَالَّذِینَ کَفَرُواْ وَکَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ &#۶۴۸۳۱;۱۰&#۶۴۸۳۰;
و کسانی که کافرشدندوایات ماراتکذیب کردنداهل دوزخ اند.
QARIB: as for those who disbelieve and belie our verses, they shall become the companions of hell.
SHAKIR: and (as for) those who disbelieve and reject our communications, these are the companions of the name
PICKTHAL: and they who disbelieve and deny our revelations, such are rightful owners of hell.
YUSUFALI: those who reject faith and deny our signs will be companions of hell-fire.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن یَبْسُطُواْ إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ &#۶۴۸۳۱;۱۱&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید نعمتی را که خدا به شما بخشیده بیاد آورید، آن زمان که جمعی (از دشمنان) قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بر دارند) اما خدا دست آنها را از شما باز داشت، از خدا بپرهیزید، و مومنان باید تنها بر خدا توکل (و تکیه) کنند.
QARIB: believers, remember the favor which allah bestowed upon you when certain people were about to stretch their hands towards you, but he restrained them. have fear of allah. in allah let the believers put their trust.
SHAKIR: o you who believe! remember allah&#۰۳۹;s favor on you when a people had determined to stretch forth their hands towards you, but he withheld their hands from you, and be careful of (your duty to) allah; and on allah let the believers rely
PICKTHAL: o ye who believe! remember allah&#۰۳۹;s favour unto you, how a people were minded to stretch out their hands against you but he withheld their hands from you; and keep your duty to allah. in allah let believers put their trust.
YUSUFALI: o ye who believe! call in remembrance the favour of allah unto you when certain men formed the design to stretch out their hands against you, but (allah) held back their hands from you: so fear allah. and on allah let believers put (all) their trust.
وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَآئِیلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُکَفِّرَنَّ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَلأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ &#۶۴۸۳۱;۱۲&#۶۴۸۳۰;
خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت، و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم و خداوند (به آنها) گفت من با شما هستم، اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید و بخدا قرض الحسن بدهید (در راه او به نیازمندان کمک کنید) گناهان شما را می‏پوشانم (می بخشم) و شما را در باغهای بهشت که نهرها از زیر درختان آن جاری است وارد می‏کنم، اما هر کس بعد از این کافر شود از راه راست منحرف گردیده است.
QARIB: allah made a covenant with the children of israel and raised among them twelve chieftains. he said: &#۰۳۹;i shall be with you and if you establish the prayers and pay the obligatory charity; if you believe in my messengers and assist them and give allah a generous loan, i shall forgive you your sins and admit you to gardens underneath which rivers flow. whosoever amongst you disbelieves after that, he indeed has strayed from the straight path.
SHAKIR: and certainly allah made a covenant with the children of israel, and we raised up among them twelve chieftains; and allah said: surely i am with you; if you keep up prayer and pay the poor-rate and believe in my messengers and assist them and offer to allah a goodly gift, i will most certainly cover your evil deeds, and i will most certainly cause you to enter into gardens beneath which rivers flow, but whoever disbelieves from among you after that, he indeed shall lose the right way
PICKTHAL: allah made a covenant of old with the children of israel and we raised among them twelve chieftains, and allah said: lo! i am with you. if ye establish worship and pay the poor-due, and believe in my messengers and support them, and lend unto allah a kindly loan, surely i shall remit your sins, and surely i shall bring you into gardens underneath which rivers flow. whoso among you disbelieveth after this will go astray from a plain road.
YUSUFALI: allah did aforetime take a covenant from the children of israel, and we appointed twelve captains among them. and allah said: "i am with you: if ye (but) establish regular prayers, practise regular charity, believe in my messengers, honour and assist them, and loan to allah a beautiful loan, verily i will wipe out from you your evils, and admit you to gardens with rivers flowing beneath; but if any of you, after this, resisteth faith, he hath truly wandered from the path or rectitude."
فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَیَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۳&#۶۴۸۳۰;
اما بخاطر پیمان شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهای آنها را سخت و سنگین نمودیم (تا آنجا که) سخنان (خدا) را از مورد خود تحریف می‏کنند و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش کردند و هر زمان به خیانتی (تازه) از آنها آگاه می‏شوی، مگر عده کمی از آنها، ولی از آنها در گذر و صرف نظر کن که خداوند نیکوکاران را دوست می‏دارد.
QARIB: but because they broke their covenant, we cursed them and hardened their hearts. they changed the words from their places and have forgotten a portion of what they were reminded. except for a few, you will always find treachery from them, yet pardon them, and forgive; indeed allah loves the gooddoers.
SHAKIR: but on account of their breaking their covenant we cursed them and made their hearts hard; they altered the words from their places and they neglected a portion of what they were reminded of; and you shall always discover treachery in them excepting a few of them; so pardon them and turn away; surely allah loves those who do good (to others)
PICKTHAL: and because of their breaking their covenant, we have cursed them and made hard their hearts. they change words from their context and forget a part of that whereof they were admonished. thou wilt not cease to discover treachery from all save a few of them. but bear with them and pardon them. lo! allah loveth the kindly.
YUSUFALI: but because of their breach of their covenant, we cursed them, and made their hearts grow hard; they change the words from their (right) places and forget a good part of the message that was sent them, nor wilt thou cease to find them- barring a few - ever bent on (new) deceits: but forgive them, and overlook (their misdeeds): for allah loveth those who are kind.
وَمِنَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَی أَخَذْنَا مِیثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَسَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ &#۶۴۸۳۱;۱۴&#۶۴۸۳۰;
و از کسانی که ادعای نصرانیت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم ولی آنها قسمت قابل ملاحظه‏ای از آنچه به آنان تذکر داده شده بود بدست فراموشی سپردند، لذا در میان آنها تا دامنه قیامت عداوت و دشمنی افکندیم و خداوند در آینده آنها را از آنچه انجام داده‏اند (و از نتایج آن) آگاه خواهد ساخت.
QARIB: with those who said they were nazarenes, we made a covenant, but they have forgotten much of what they were reminded. therefore, we stirred among them enmity and hatred till the day of resurrection when allah will inform them of all that they have done
SHAKIR: and with those who say, we are christians, we made a covenant, but they neglected a portion of what they were reminded of, therefore we excited among them enmity and hatred to the day of resurrection; and allah will inform them of what they did
PICKTHAL: and with those who say: "lo! we are christians," we made a covenant, but they forgot a part of that whereof they were admonished. therefor we have stirred up enmity and hatred among them till the day of resurrection, when allah will inform them of their handiwork.
YUSUFALI: from those, too, who call themselves christians, we did take a covenant, but they forgot a good part of the message that was sent them: so we estranged them, with enmity and hatred between the one and the other, to the day of judgment. and soon will allah show them what it is they have done.
یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِّمَّا کُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ &#۶۴۸۳۱;۱۵&#۶۴۸۳۰;
ای اهل کتاب پیامبر ما بسوی شما آمد و بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان کردید روشن می‏سازد و از بسیاری از آن (که فعلا مورد نیاز نبوده) صرف نظر می‏نماید، از طرف خدا نور و کتاب آشکاری بسوی شما آمد.
QARIB: people of the book! our messenger (muhammad) has come to clarify to you much of what you have hidden of the book, and to forgive you much. a light has come to you from allah and a clear book,
SHAKIR: o followers of the book! indeed our messenger has come to you making clear to you much of what you concealed of the book and passing over much; indeed, there has come to you light and a clear book from allah;
PICKTHAL: o people of the scripture! now hath our messenger come unto you, expounding unto you much of that which ye used to hide in the scripture, and forgiving much. now hath come unto you light from allah and plain scripture,
YUSUFALI: o people of the book! there hath come to you our messenger, revealing to you much that ye used to hide in the book, and passing over much (that is now unnecessary): there hath come to you from allah a (new) light and a perspicuous book, -
یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ &#۶۴۸۳۱;۱۶&#۶۴۸۳۰;
خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راههای سلامت هدایت می‏کند، و از تاریکیها - به فرمان خود - به سوی روشنائی می‏برد، و آنها را به راه راست رهبری می‏نماید.
QARIB: with which allah guides those who seek his pleasure to the paths of peace. by his permission he takes them out from darkness to the light, and guides them to a straight pat
SHAKIR: with it allah guides him who will follow his pleasure into the ways of safety and brings them out of utter darkness into light by his will and guides them to the right path
PICKTHAL: whereby allah guideth him who seeketh his good pleasure unto paths of peace. he bringeth them out of darkness unto light by his decree, and guideth them unto a straight path.
YUSUFALI: wherewith allah guideth all who seek his good pleasure to ways of peace and safety, and leadeth them out of darkness, by his will, unto the light,- guideth them to a path that is straight.
لَّقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَن یَمْلِکُ مِنَ اللّهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ أَن یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا وَلِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا یَخْلُقُ مَا یَشَاء وَاللّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ &#۶۴۸۳۱;۱۷&#۶۴۸۳۰;
بطور مسلم آنها که گفتند خدا مسیح بن مریم است کافر شدند، بگو اگر خدا بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و همه کسانی را که در روی زمین هستند هلاک کند چه کسی میتواند جلوگیری کند! (آری) برای خدا است حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو قرار دارد، هر چه بخواهد می‏آفریند (حتی انسانی از مادر و بدون پدر مانند مسیح) و او بر هر چیزی قدرت دارد.
QARIB: those who say that allah is the messiah, son of mary are indeed those who disbelieved. say: &#۰۳۹;who then could prevent any thing from allah, if he willed to destroy the messiah, son of mary, together with his mother and all the people of the earth? for allah is the kingdom of the heavens and the earth and all that lies between them. he creates what he will and has power over all things. &#۰۳۹;
SHAKIR: certainly they disbelieve who say: surely, allah-- he is the messiah, son of marium. say: who then couldcontrol anything as against allah when he wished to destroy the messiah son of marium and his mother and all those on the earth? and allah&#۰۳۹;s is the kingdom of the heavens and the earth and what is between them; he creates what he pleases; and allah has power over all things,
PICKTHAL: they indeed have disbelieved who say: lo! allah is the messiah, son of mary. say: who then can do aught against allah, if he had willed to destroy the messiah son of mary, and his mother and everyone on earth? allah&#۰۳۹;s is the sovereignty of the heavens and the earth and all that is between them. he createth what he will. and allah is able to do all things.
YUSUFALI: in blasphemy indeed are those that say that allah is christ the son of mary. say: "who then hath the least power against allah, if his will were to destroy christ the son of mary, his mother, and all every - one that is on the earth? for to allah belongeth the dominion of the heavens and the earth, and all that is between. he createth what he pleaseth. for allah hath power over all things."
وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَی نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُم بِذُنُوبِکُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَن یَشَاء وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاء وَلِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ &#۶۴۸۳۱;۱۸&#۶۴۸۳۰;
یهود و نصاری می‏گفتند ما فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم، بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات می‏کند؟، بلکه شما انسانی هستید از مخلوقات او، هر کس را بخواهد (و شایسته ببیند) می‏بخشد، و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) مجازات می‏کند، و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنها است از آن او است، و بازگشت همه موجودات به سوی اوست.
QARIB: the jews and the nazarenes say: &#۰۳۹;we are the children of allah and his loved ones. &#۰۳۹; say: &#۰۳۹;why then does he punish you for your sins? surely, you are mortals amongst what he created. he forgives whom he will, and punishes whom he will. for allah is the kingdom of the heavens and the earth, and all that is between them. all shall return to him. &#۰۳۹;
SHAKIR: and the jews and the christians say: we are the sons of allah and his beloved ones. say: why does he then chastise you for your faults? nay, you are mortals from among those whom he has created, he forgives whom he pleases and chastises whom he pleases; and allah&#۰۳۹;s is the kingdom of the heavens and the earth and what is between them, and to him is the eventual coming
PICKTHAL: the jews and christians say: we are sons of allah and his loved ones. say: why then doth he chastise you for your sins? nay, ye are but mortals of his creating. he forgiveth whom he will, and chastiseth whom he will. allah&#۰۳۹;s is the sovereignty of the heavens and the earth and all that is between them, and unto him is the journeying.
YUSUFALI: (both) the jews and the christians say: "we are sons of allah, and his beloved." say: "why then doth he punish you for your sins? nay, ye are but men,- of the men he hath created: he forgiveth whom he pleaseth, and he punisheth whom he pleaseth: and to allah belongeth the dominion of the heavens and the earth, and all that is between: and unto him is the final goal (of all)"
یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلَی فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِیرٍ وَلاَ نَذِیرٍ فَقَدْ جَاءکُم بَشِیرٌ وَنَذِیرٌ وَاللّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ &#۶۴۸۳۱;۱۹&#۶۴۸۳۰;
ای اهل کتاب! رسول ما به سوی شما آمد در حالی که بدنبال فترت میان پیامبران، حقایق را برای شما بیان می‏کند مبادا (روز قیامت بگوئید نه بشارت دهنده‏ای به سوی ما آمد، و نه بیم دهنده‏ای، (هم اکنون پیامبر) بشارت دهنده و بیم دهنده به سوی شما آمد و خداوند بر همه چیز توانا است.
QARIB: people of the book! after an interval during which there were no messengers, our messenger (muhammad) has come to clarify (your religion) to you, lest you should say: &#۰۳۹;no bearer of glad tidings or a warner has come to us. &#۰۳۹; indeed, there has come to you a bearer of glad tidin and a warner. allah has power over all things.
SHAKIR: o followers of the book! indeed our messenger has come to you explaining to you after a cessation of the (mission of the) messengers, lest you say: there came not to us a giver of good news or a warner, so indeed there has come to you a giver of good news and a warner; and allah has power over all things
PICKTHAL: o people of the scripture! now hath our messenger come unto you to make things plain unto you after an interval (of cessation) of the messengers, lest ye should say: there came not unto us a messenger of cheer nor any warner. now hath a messenger of cheer and a warner come unto you. allah is able to do all things.
YUSUFALI: o people of the book! now hath come unto you, making (things) clear unto you, our messenger, after the break in (the series of) our messengers, lest ye should say: "there came unto us no bringer of glad tidings and no warner (from evil)": but now hath come unto you a bringer of glad tidings and a warner (from evil). and allah hath power over all things.
وَإِذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ اذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنبِیَاء وَجَعَلَکُم مُّلُوکًا وَآتَاکُم مَّا لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِینَ &#۶۴۸۳۱;۲۰&#۶۴۸۳۰;
(بیاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت ای قوم! نعمت خدا را بر خود متذکر شوید هنگامی که در میان شما پیامبرانی قرار داد (و زنجیر استعمار فرعونی را شکست) و شما را صاحب اختیار خود قرار داد و به شما چیزهائی بخشید که به هیچیک از جهانیان نداده بود.
QARIB: (remember) when moses said to his people. &#۰۳۹;remember, my people, the favors which allah has bestowed upon you. he has raised up prophets among you, made you kings, and given you that which he has not given to any one of the worlds.
SHAKIR: and when musa said to his people: o my people! remember the favor of allah upon you when he raised prophets among you and made you kings and gave you what he had not given to any other among the nations
PICKTHAL: and (remember) when moses said unto his people: o my people! remember allah&#۰۳۹;s favour unto you, how he placed among you prophets, and he made you kings, and gave you that (which) he gave not to any (other) of (his) creatures.
YUSUFALI: remember moses said to his people: "o my people! call in remembrance the favour of allah unto you, when he produced prophets among you, made you kings, and gave you what he had not given to any other among the peoples.
یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَی أَدْبَارِکُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِینَ(۲۱)
ای قوم! به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته وارد شوید و به پشت سر خود باز نگردید (و عقب نشینی نکنید) که زیانکار خواهید شد.
QARIB: enter, my people, the holy land which allah hA written foR you. do not turn back in your footsteps, lest you shall turn to be losers. &#۰۳۹;
SHAKIR: o my people! enter the holy land which allah has prescribed for you and turn not on your backs for then you will turn back losers
PICKTHAL: o my people! go into the holy land which allah hath ordained for you. turn not in flight, for surely ye turn back as losers:
YUSUFALI: "o my people! enter the holy land which allah hath assigned unto you, and turn not back ignominiously, for then will ye be overthrown, to your own ruin."
قَالُوا یَا مُوسَی إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّیَ یَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن یَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ &#۶۴۸۳۱;۲۲&#۶۴۸۳۰;
گفتند ای موسی در آن (سرزمین) جمعیتی ستمگرند و ما هرگز وارد آن نمی‏شویم تا آنها خارج شوند، اگر آنها از آن خارج شوند ما وارد خواهیم شد!
QARIB: &#۰۳۹;moses, &#۰۳۹; they replied, &#۰۳۹;therein is a nation of giants. we will not enter until they depart from it; if they depart from it only then shall we enter. &#۰۳۹;
SHAKIR: they said: o musa! surely there is a strong race in it, and we will on no account enter it until they go out from it, so if they go out from it, then surely we will enter
PICKTHAL: they said: o moses! lo! a giant people (dwell) therein and lo! we go not in till they go forth from thence. when they go forth from thence, then we will enter (not till then).
YUSUFALI: they said: "o moses! in this land are a people of exceeding strength: never shall we enter it until they leave it: if (once) they leave, then shall we enter."
قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ وَعَلَی اللّهِ فَتَوَکَّلُواْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ &#۶۴۸۳۱;۲۳&#۶۴۸۳۰;
دو نفر از مردانی که از خدا می‏ترسیدند و خداوند به آنها نعمت (عقل و ایمان و شهامت) داده بود گفتند شما وارد دروازه شهر آنان شوید هنگامی که وارد شدید پیروز خواهید شد و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید.
QARIB: thereupon, two pious men whom allah had favored said: &#۰۳۹;go in to them through the gate, and if you enter you shall surely be victorious. in allah put your trust, if you are believers. &#۰۳۹;
SHAKIR: two men of those who feared, upon both of whom allah had bestowed a favor, said: enter upon them by the gate, for when you have entered it you shall surely be victorious, and on allah should you rely if you are believers
PICKTHAL: then out spake two of those who feared (their lord, men) unto whom allah had been gracious: enter in upon them by the gate, for if ye enter by it, lo! ye will be victorious. so put your trust (in allah) if ye are indeed believers.
YUSUFALI: (but) among (their) allah-fearing men were two on whom allah had bestowed his grace: they said: "assault them at the (proper) gate: when once ye are in, victory will be yours; but on allah put your trust if ye have faith."
قَالُواْ یَا مُوسَی إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِیهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ &#۶۴۸۳۱;۲۴&#۶۴۸۳۰;
(بنی اسرائیل) گفتند ای موسی تا آنها در آنجا هستند ما هرگز وارد آن نخواهیم شد، تو و پروردگارت بروید و (با آنان) جنگ کنید، ما همینجا نشسته‏ایم
QARIB: they said: &#۰۳۹;moses, we will never go in so long as they are in it. go, you and your lord, to fight. we will stay here. &#۰۳۹;
SHAKIR: they said: o musa! we shall never enter it so long as they are in it; go therefore you and your lord, then fight you both surely we will here sit down
PICKTHAL: they said: o moses! we will never enter (the land) while they are in it. so go thou and thy lord and fight! we will sit here.
YUSUFALI: they said: "o moses! while they remain there, never shall we be able to enter, to the end of time. go thou, and thy lord, and fight ye two, while we sit here (and watch)."
قَالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ &#۶۴۸۳۱;۲۵&#۶۴۸۳۰;
(موسی) گفت پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان من و این جمعیت گنهکار جدائی بیفکن
QARIB: he said: &#۰۳۹;lord, i have none but myself and my brother. set a barrier between us and the wicked people. &#۰۳۹;
SHAKIR: he said: my lord! surely i have no control (upon any) but my own self and my brother; therefore make a separation between us and the nation of transgressors
PICKTHAL: he said: my lord! i have control of none but myself and my brother, so distinguish between us and the wrong-doing folk.
YUSUFALI: he said: "o my lord! i have power only over myself and my brother: so separate us from this rebellious people!"
قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ &#۶۴۸۳۱;۲۶&#۶۴۸۳۰;
خداوند (به موسی) فرمود: این سرزمین تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسید) پیوسته در زمین سرگردان خواهند بود و درباره (سرنوشت) این جمعیت گنهکار غمگین مباش.
QARIB: he said: &#۰۳۹;they shall be forbidden this land for forty years, during which time they shall wander (homeless) on the earth. do not grieve for these wicked people.SHAKIR: he said: so it shall surely be forbidden to them for forty years, they shall wander about in the land, therefore do not grieve for the nation of transgressors
PICKTHAL: (their lord) said: for this the land will surely be forbidden them for forty years that they will wander in the earth, bewildered. so grieve not over the wrongdoing folk.
YUSUFALI: allah said: "therefore will the land be out of their reach for forty years: in distraction will they wander through the land: but sorrow thou not over these rebellious people.
وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ &#۶۴۸۳۱;۲۷&#۶۴۸۳۰;
داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان، هنگامی که هر کدام عملی برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند، اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد (برادری که عملش مردود شده بود به برادر دیگر) گفت: بخدا سوگند تو را خواهم کشت (برادر دیگر) گفت (من چه گناهی دارم زیرا) خدا تنها از پرهیزکاران میپذیرد!
QARIB: recite to them in all truth the news of adam&#۰۳۹;s two sons; how they each made an offering, and how the offering of the one was accepted while that of the other was not. he said: &#۰۳۹;i will surely kill you. &#۰۳۹; (the other) said: &#۰۳۹;allah accepts only from the righteous.
SHAKIR: and relate to them the story of the two sons of adam with truth when they both offered an offering, but it was accepted from one of them and was not accepted from the other. he said: i i will most certainly slay you. (the other) said: allah only accepts from those who guard (against evil)
PICKTHAL: but recite unto them with truth the tale of the two sons of adam, how they offered each a sacrifice, and it was accepted from the one of them and it was not accepted from the other. (the one) said: i will surely kill thee. (the other) answered: allah accepteth only from those who ward off (evil).
YUSUFALI: recite to them the truth of the story of the two sons of adam. behold! they each presented a sacrifice (to allah): it was accepted from one, but not from the other. said the latter: "be sure i will slay thee." "surely," said the former, "allah doth accept of the sacrifice of those who are
لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لَأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ &#۶۴۸۳۱;۲۸&#۶۴۸۳۰;
اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی من دست به قتل تو نمیگشایم، چون از پروردگار جهانیان میترسم!
QARIB: if you stretch your hand to kill me, i shall not stretch mine to kill you; for i fear allah, the lord of the worlds.
SHAKIR: if you will stretch forth your hand towards me to slay me, i am not one to stretch forth my hand towards you to slay you surely i fear allah, the lord of the worlds:
PICKTHAL: even if thou stretch out thy hand against me to kill me, i shall not stretch out my hand against thee to kill thee, lo! i fear allah, the lord of the worlds.
YUSUFALI: "if thou dost stretch thy hand against me, to slay me, it is not for me to stretch my hand against thee to slay thee: for i do fear allah, the cherisher of the worlds.
إِنِّی أُرِیدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِکَ جَزَاء الظَّالِمِینَ &#۶۴۸۳۱;۲۹&#۶۴۸۳۰;
من می‏خواهم با گناه من و خودت (از این عمل) بازگردی (و بار هر دو را بدوش کشی) و از دوزخیان گردی و همین است سزای ستمکاران!
QARIB: i would rather you bear my sin and your sin and become among the inhabitants of hell. such is the recompense of the harmdoers. &#۰۳۹;
SHAKIR: surely i wish that you should bear the sin committed against me and your own sin, and so you would be of the inmates of the fire, and this is the recompense of the unjust
PICKTHAL: lo! i would rather thou shouldst bear the punishment of the sin against me and thine own sin and become one of the owners of the fire. that is the reward of evil-doers.
YUSUFALI: "for me, i intend to let thee draw on thyself my sin as well as thine, for thou wilt be among the companions of the fire, and that is the reward of those who do wrong."
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ &#۶۴۸۳۱;۳۰&#۶۴۸۳۰;
نفس سرکش تدریجا او را مصمم به کشتن برادر کرد، و او را کشت، و از زیانکاران شد.
QARIB: his soul made it seem fair to him to slay his brother; he killed him and became one of the lost.
SHAKIR: then his mind facilitated to him the slaying of his brother so he slew him; then he became one of the losers
PICKTHAL: but (the other&#۰۳۹;s) mind imposed on him the killing of his brother, so he slew him and became one of the losers.
YUSUFALI: the (selfish) soul of the other led him to the murder of his brother: he murdered him, and became (him
فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءةَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ &#۶۴۸۳۱;۳۱&#۶۴۸۳۰;
سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین جستجو (و کند و کاو) میکرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند، او گفت: وای بر من! آیا من نمیتوانم مثل این زاغ باشم و جسد برادر خود را دفن کنم، و سرانجام (از ترس رسوائی و بر اثر فشار وجدان از کار خود) پشیمان شد.
QARIB: then allah sent down a crow, which dug the earth to show him how to bury the naked corpse of his brother. &#۰۳۹;alas! &#۰۳۹; he said, &#۰۳۹;am i unable to be like this crow and so i bury my brother&#۰۳۹;s naked corpse. &#۰۳۹; and he became among those who regret.
SHAKIR: then allah sent a crow digging up the earth so that he might show him how he should cover the dead body of his brother. he said: woe me! do i lack the strength that i should be like this crow and cover the dead body of my brother? so he became of those who regret
PICKTHAL: then allah sent a raven scratching up the ground, to show him how to hide his brother&#۰۳۹;s naked corpse. he said: woe unto me! am i not able to be as this raven and so hide my brother&#۰۳۹;s naked corpse? and he became repentant.
YUSUFALI: then allah sent a raven, who scratched the ground, to show him how to hide the shame of his brother. "woe is me!" said he; "was i not even able to be as this raven, and to hide the shame of my brother?" then he became full of regrets-
مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَلَقَدْ جَاء تْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِکَ فِی الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ &#۶۴۸۳۱;۳۲&#۶۴۸۳۰;
بهمین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گوئی همه انسانها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهائی بخشد چنان است که گوئی همه مردم را زنده کرده است، و رسولان ما با دلایل روشن بسوی بنی اسرائیل آمدند، اما بسیاری از آنها، تعدی و اسراف، در روی زمین کردند.
QARIB: that was why we wrote for the children of israel that who ever killed a soul, except for a soul slain, or for sedition in the earth, it should be considered as though he had killed all mankind; and that who ever saved it should be regarded as though he had saved all mankind. our messengers brought them proofs; then many of them thereafter commit excesses in the earth.
SHAKIR: for this reason did we prescribe to the children of israel that whoever slays a soul, unless it be for manslaughter or for mischief in the land, it is as though he slew all men; and whoever keeps it alive, it is as though he kept alive all men; and certainly our messengers came to them with clear arguments, but even after that many of them certainly act extravagantly in the land
PICKTHAL: for that cause we decreed for the children of israel that whosoever killeth a human being for other than manslaughter or corruption in the earth, it shall be as if he had killed all mankind, and whoso save the life of one, it shall be as if he had saved the life of all mankind. our messengers came unto them of old with clear proofs (of allah&#۰۳۹;s sovereignty), but afterwards lo! many of them became prodigals in the earth.
YUSUFALI: on that account: we ordained for the children of israel that if any one slew a person - unless it be for murder or for spreading mischief in the land - it would be as if he slew the whole people: and if any one saved a life, it would be as if he saved the life of the whole people. then although there came to them our messengers with clear signs, yet, even after that, many of them continued to commit excesses in the land.
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۳۳&#۶۴۸۳۰;

QARIB: the recompense of those who make war against allah and his messenger and spread corruption in the land is that they are to be killed or crucified, or have their hand and a foot cut off on opposite sides, or be expelled from the land. for them is shame in this world and a great punishment in the everlasting life;
SHAKIR: the punishment of those who wage war against allah and his messenger and strive to make mischief in the land is only this, that they should be murdered or crucified or their hands and their feet should be cut off on opposite sides or they should be imprisoned; this shall be as a disgrace for them in this world, and in the hereafter they shall have a grievous chastisement,
PICKTHAL: the only reward of those who make war upon allah and his messenger and strive after corruption in the land will be that they will be killed or crucified, or have their hands and feet on alternate sides cut off, or will be expelled out of the land. such will be their degradation in the world, and in the hereafter theirs will be an awful doom;
YUSUFALI: the punishment of those who wage war against allah and his messenger, and strive with might and main for mischief through the land is: execution, or crucifixion, or the cutting off of hands and feet from opposite sides, or exile from the land: that is their disgrace in this world, and a heavy punishment is theirs in the hereafter;
الاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۳۴&#۶۴۸۳۰;
مگر آنها که قبل از دست یافتن شما بر آنان توبه کنند، بدانید (خدا توبه آنها را میپذیرد) خداوند آمرزنده و مهربان است. شان نزول در شان نزول این آیه چنین نقل کرده‏اند که: جمعی از مشرکان خدمت پیامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هوای مدینه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بیمار شد، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) برای بهبودی آنها دستور داد به خارج مدینه در نقطه خوش آب و هوائی از صحرا که شتران زکات را در آنجا به چرا می‏بردند بروند و ضمن استفاده از آب و هوای آنجا از شیر تازه شتران به حد کافی استفاده کنند، آنها چنین کردند و بهبودی یافتند اما به جای تشکر از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) چوپانهای مسلمان را دست و پا بریده و چشمان آنها را و سپس دست به کشتار آنها زدند و شتران زکوة را غارت کرده و از اسلام بیرون رفتند. پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) دستور داد آنها را دستگیر کردند و همان کاری که با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات درباره آنها انجام یافت، یعنی چشم آنها را کور کردند و دست و پای آنها را بریدند و کشتند تا دیگران عبرت بگیرند و مرتکب این اعمال ضد انسانی نشوند، آیه فوق درباره این گونه اشخاص نازل گردید و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.
QARIB: except those who repent before you have power over them. for you must know that allah is forgiving, the most merciful.
SHAKIR: except those who repent before you have them in your power; so know that allah is forgiving, merciful
PICKTHAL: save those who repent before ye overpower them. for know that allah is forgiving, merciful.
YUSUFALI: except for those who repent before they fall into your power: in that case, know that allah is oft-forgiving, most merciful. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ &#۶۴۸۳۱;۳۵&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید پرهیزگاری پیشه کنید و وسیله‏ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.
QARIB: believers, have fear of allah and seek the means by which you come to him. struggle in his way in order that you are prosperous.
SHAKIR: o you who believe! be careful of (your duty to) allah and seek means of nearness to him and strive hard in his way that you may be successful
PICKTHAL: o ye who believe! be mindful of your duty to allah, and seek the way of approach unto him, and strive in his way in order that ye may succeed.
YUSUFALI: o ye who believe! do your duty to allah, seek the means of approach unto him, and strive with might and main in his cause: that ye may prosper.
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۳۶&#۶۴۸۳۰;
کسانی که کافر شدند اگر تمام آنچه که روی زمین قرار دارد و همانند آن، مال آنها باشد و آنها را برای نجات از مجازات روز قیامت بدهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد، و مجازات دردناکی خواهند داشت.
QARIB: as for those who disbelieve, if they possessed all that the earth contains and as much besides to ransom themselves from the punishment of the day of resurrection, it shall not be accepted from them. theirs shall be a painful punishment.
SHAKIR: surely (as for) those who disbelieve, even if they had what is in the earth, all of it, and the like of it with it, that they might ransom themselves with it from the punishment of the day of resurrection, it shall not be accepted from them, and they shall have a painful punishment
PICKTHAL: as for those who disbelieve, lo! if all that is in the earth were theirs, and as much again therewith, to ransom them from the doom on the day of resurrection, it would not be accepted from them. theirs will be a painful doom.
YUSUFALI: as to those who reject faith,- if they had everything on earth, and twice repeated, to give as ransom for the penalty of the day of judgment, it would never be accepted of them, theirs would be a grievous penalty.
یُرِیدُونَ أَن یَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِینَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۳۷&#۶۴۸۳۰;
آنها پیوسته میخواهند از آتش خارج شوند ولی نمی‏توانند خارج شوند و برای آنها مجازات پایداری است.
QARIB: they will wish to get out of the fire, but they shall not, theirs shall be a lasting punishment.
SHAKIR: they would desire to go forth from the fire, and they shall not go forth from it, and they shall have a lasting punishment
PICKTHAL: they will wish to come forth from the fire, but they will not come forth from it. theirs will be a lasting doom.
YUSUFALI: their wish will be to get out of the fire, but never will they get out therefrom: their penalty will be one that endures.
وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۳۸&#۶۴۸۳۰;
دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملی که انجام داده‏اند به عنوان یک مجازات الهی قطع کنید، و خداوند توانا و حکیم است
QARIB: as for the man or woman who is guilty of theft, recompense them by cutting off their hands for their crimes. that is the punishment from allah. allah is mighty, wise.
SHAKIR: and (as for) the man who steals and the woman who steals, cut off their hands as a punishment for what they have earned, an exemplary punishment from allah; and allah is mighty, wise
PICKTHAL: as for the thief, both male and female, cut off their hands. it is the reward of their own deeds, an exemplary punishment from allah. allah is mighty, wise.
YUSUFALI: as to the thief, male or female, cut off his or her hands: a punishment by way of example, from Allah, for their crime: and allah is exalted in power. فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ&#۶۴۸۳۱;۳۹&#۶۴۸۳۰;
اما آن کس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید خداوند توبه او را می‏پذیرد زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.
QARIB: but whoever repents and mends his ways after
committing evil shall be pardoned by allah. allah is forgiving, most merciful.
SHAKIR: but whoever repents after his iniquity and reforms (himself), then surely allah will turn to him (mercifully); surely allah is forgiving, merciful
PICKTHAL: but whoso repenteth after his wrongdoing and amendeth, lo! allah will relent toward him. lo! allah is forgiving, merciful.
YUSUFALI: but if the thief repents after his crime, and amends his conduct, allah turneth to him in forgiveness; for allah is oft-forgiving, most merciful.
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یُعَذِّبُ مَن یَشَاء وَیَغْفِرُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ &#۶۴۸۳۱;۴۰&#۶۴۸۳۰;
آیا نمی‏دانی که خداوند مالک و حکمران آسمانها و زمین است! هر کس را بخواهد (و شایسته ببیند) مجازات می‏کند و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) می‏بخشد و خداوند بر هر چیزی قادر است.
QARIB: do you not know that to allah belongs the kingdom of the heavens and the earth? he punishes whom he will and forgives whom he will. allah has power over all things.
SHAKIR: do you not know that allah-- his is the kingdom of the heavens and the earth; he chastises whom he pleases; and forgives whom he pleases and allah has power over all things
PICKTHAL: knowest thou not that unto Allah belonged the sovereignty of the heavens and the earth? He punisheth whom he will, and forgiveth whom he will. allah is able to do all things.
YUSUFALI: knowest thou not that to allah (alone) belongeth the dominion of the heavens and the earth? he punisheth whom he pleaseth, and he forgiveth whom he pleaseth: and allah hath power over all things..
یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاَ یَحْزُنکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِینَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن یُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَیْئًا أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۴۱&#۶۴۸۳۰;
ای فرستاده (خدا) آنها که با زبان می‏گویند ایمان آورده‏ایم و قلب آنها ایمان نیاورده و در مسیر کفر بر یکدیگر سبقت می‏جویند تو را اندوهگین نکنند و (همچنین) از یهودیان (که این راه را می‏پیمایند) آنها زیاد به سخنان تو گوش می‏دهند تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند، آنها جاسوسان جمعیت دیگری هستند که خود آنها نزد تو نیامده‏اند، آنها سخنان را از محل خود تحریف می‏کنند، و می‏گویند اگر این را (که ما می‏خواهیم) به شما دادند (و محمد بر طبق خواسته شما داوری کرد) بپذیرید و الا دوری کنید (و عمل ننمائید) و کسی را که خدا (بر اثر گناهان پی در پی) بخواهد مجازات کند قادر به دفاع از او نیستی، آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند، در دنیا رسوائی و در آخرت مجازات بزرگ نصیب آنان خواهد شد.
QARIB: o messenger, do not grieve for those who race into disbelief; those who say with their mouth: &#۰۳۹;we believe, &#۰۳۹; yet their hearts did not believe, and the jews who listen to lies and listen to other nations who have not come to you. they pervert the words in their places and say: &#۰۳۹;if you are given this, accept it; if not, then beware! &#۰۳۹; whomsoever allah wishes to try, you will not own anything with allah concerning him. for those whose hearts allah does not will to purify shall be disgrace in this world and a grievous punishment in the everlasting life.
SHAKIR: o messenger! let not those grieve you who strive together in hastening to unbelief from among those who say with their mouths: we believe, and their hearts do not believe, and from among those who are jews; they are listeners for the sake of a lie, listeners for another people who have not come to you; they alter the words from their places, saying: if you are given this, take it, and if you are not given this, be cautious; and as for him whose temptation allah desires, you cannot control anything for him with allah. those are they for whom allah does not desire that he should purify their hearts; they shall have disgrace in this world, and they shall have a grievous chastisement in the hereafter
PICKTHAL: o messenger! let not them grieve thee who vie one with another in the race to disbelief, of such as say with their mouths: "we believe," but their hearts believe not, and of the jews: listeners for the sake of falsehood, listeners on behalf of other folk who come not unto thee, changing words from their context and saying: if this be given unto you, receive it, but if this be not given unto you, then beware! he whom allah doometh unto sin, thou (by thine efforts) wilt avail him naught against allah. those are they for whom the will of allah is that he cleanse not their hearts. theirs in the world will be ignominy, and in the hereafter an awful doom;
YUSUFALI: o messenger! let not those grieve thee, who race each other into unbelief: (whether it be) among those who say "we believe" with their lips but whose hearts have no faith; or it be among the jews,- men who will listen to any lie,- will listen even to others who have never so much as come to thee. they change the words from their (right) times and places: they say, "if ye are given this, take it, but if not, beware!" if any one&#۰۳۹;s trial is intended by allah, thou hast no authority in the least for him against allah. for such - it is not allah&#۰۳۹;s will to purify their hearts. for them there is disgrace in this world, and in the hereafter a heavy punishment.
سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوکَ فَاحْکُم بَیْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن یَضُرُّوکَ شَیْئًا وَإِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُم بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ &#۶۴۸۳۱;۴۲&#۶۴۸۳۰;
آنها بسیار به سخنان تو گوش می‏دهند تا آنرا تکذیب کنند، مال حرام فراوان می‏خورند اگر نزد تو آمدند در میان آنان داوری کن یا (اگر صلاح بود) آنها را بحال خود واگذار و اگر از آنها صرف نظر کنی به تو زیان نمی‏رسانند و اگر میان آنها داوری کنی با عدالت داوری کن که خدا عادلان را دوست دارد
QARIB: they are listeners to lies and devourers of the unlawful. if they come to you, judge between them or turn away from them. if you avoid them they cannot harm you in anything; but if you judge, judge between them with fairness. allah loves the just.
SHAKIR: (they are) listeners of a lie, devourers of what is forbidden; therefore if they come to you, judge between them or turn aside from them, and if you turn aside from them, they shall not harm you in any way; and if you judge, judge between them with equity; surely allah loves those who judge equitably
PICKTHAL: listeners for the sake of falsehood! greedy for illicit gain! if then they have recourse unto thee (muhammad) judge between them or disclaim jurisdiction. if thou disclaimest jurisdiction, then they cannot harm thee at all. but if thou judgest, judge between them with equity. lo! allah loveth the equitable.
YUSUFALI: (they are fond of) listening to falsehood, of devouring anything forbidden. if they do come to thee, either judge between them, or decline to interfere. if thou decline, they cannot hurt thee in the least. if thou judge, judge in equity between them. for allah loveth those who judge in equity.
وَکَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِیهَا حُکْمُ اللّهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَمَا أُوْلَئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ &#۶۴۸۳۱;۴۳&#۶۴۸۳۰;
آنها چگونه تو را به داوری می‏طلبند در حالی که تورات نزد ایشان است و در آن حکم خدا هست (وانگهی) پس از داوری خواستن از حکم تو روی می‏گردانند، و آنها مؤ من نیستند
en they already have the torah in which is the judgement QARIB: but how will they come to you for judgment wh
of allah? then they turn away after that; those are not believers.
SHAKIR: and how do they make you a judge and they have the taurat wherein is allah&#۰۳۹;s judgment? yet they turn back after that, and these are not the believers
PICKTHAL: how come they unto thee for judgment when they have the torah, wherein allah hath delivered judgment (for them)? yet even after that they turn away. such (folk) are not believers.
YUSUFALI: but why do they come to thee for decision, when they have (their own) law before them?- therein is the (plain) command of allah; yet even after that, they would turn away. for they are not (really) people of faith.
اِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًی وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلاً وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ &#۶۴۸۳۱;۴۴&#۶۴۸۳۰;
ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور بود و پیامبران که تسلیم در برابر فرمان خدا بودند، با آن، برای یهودیان حکم می‏کردند و (همچنین) علماء و دانشمندان به این کتاب الهی که به آنها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، داوری می‏نمودند، بنابراین (از داوری کردن بر طبق آیات الهی) از مردم نهراسید و از من بترسید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‏کنند کافرند.
QARIB: we have sent down the torah in which there is guidance and light by which the submissive prophets judged the jews, as did the rabbis and those of their lord, guarding what they were required to of the book of allah, and for which they were witness. do not fear people, but fear me. and, do not take a small price for my verses. those who do not judge with what allah has sent down are the unbelievers.
SHAKIR: surely we revealed the taurat in which was guidance and light; with it the prophets who submitted themselves (to allah) judged (matters) for those who were jews, and the masters of divine knowledge and the doctors, because they were required to guard (part) of the book of allah, and they were witnesses thereof; therefore fear not the people and fear me, and do not take a small price for my communications; and whoever did not judge by what allah revealed, those are they that are the unbelievers
PICKTHAL: lo! we did reveal the torah, wherein is guidance and a light, by which the prophets who surrendered (unto allah) judged the jews, and the rabbis and the priests (judged) by such of allah&#۰۳۹;s scripture as they were bidden to observe, and thereunto were they witnesses. so fear not mankind, but fear me. and my revelations for a little gain. whoso judgeth not by that which allah hath revealed: such are disbelievers.
YUSUFALI: it was we who revealed the law (to moses): therein was guidance and light. by its standard have been judged the jews, by the prophets who bowed (as in islam) to allah&#۰۳۹;s will, by the rabbis and the doctors of law: for to them was entrusted the protection of allah&#۰۳۹;s book, and they were witnesses thereto: therefore fear not men, but fear me, and sell not my signs for a miserable price. if any do fail to judge by (the light of) what allah hath revealed, they are (no better than) unbelievers.
وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَ أُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ &#۶۴۸۳۱;۴۵&#۶۴۸۳۰;
و بر آنها (بنی اسرائیل) در آن (تورات) مقرر داشتیم که جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بینی در برابر بینی و گوش در مقابل گوش و دندان در برابر دندان، می‏باشد، و هر زخمی قصاص دارد و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص صرف نظر کند) کفاره (گناهان) او محسوب می‏شود، و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند ستمگر است
QARIB: we have written for them a life for a life, an eye for an eye, a nose for a nose, an ear for an ear, a tooth for a tooth, and for wounds equal retaliation, but whosoever forgoes it as a freewill offering, it will be an expiation for him. whoever does not judge according to what allah has sent down are the harmdoers.
SHAKIR: and we prescribed to them in it that life is for life, and eye for eye, and nose for nose, and ear for ear, and tooth for tooth, and (that there is) reprisal in wounds; but he who foregoes it, it shall be an expiation for him; and whoever did not judge by what allah revealed, those are they that are the unjust
PICKTHAL: and we prescribed for them therein: the life for the life, and the eye for the eye, and the nose for the nose, and the ear for the ear, and the tooth for the tooth, and for wounds retaliation. but whoso forgoeth it (in the way of charity) it shall be expiation for him. whoso judgeth not by that which allah hath revealed: such are wrong-doers.
YUSUFALI: we ordained therein for them: "life for life, eye for eye, nose or nose, ear for ear, tooth for tooth, and wounds equal for equal." but if any one remits the retaliation by way of charity, it is an act of atonement for himself. and if any fail to judge by (the light of) what allah hath revealed, they are (no better than) wrong-doers
وَقَفَّیْنَا عَلَی آثَارِهِم بِعَیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَیْنَاهُ الإِنجِیلَ فِیهِ هُدًی وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًی وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ &#۶۴۸۳۱;۴۶&#۶۴۸۳۰;
و به دنبال آنها (یعنی پیامبران پیشین) عیسی بن مریم را قرار دادیم که به آنچهپیش از او فرستاده شده بود از تورات تصدیق داشت وانجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود و (کتاب آسمانی او نیز) تورات را کهقبل از او بود تصدیق می‏کرد و هدایت و موعظه برای پرهیزکاران بود.
QARIB: and we sent, following in their footsteps (prophet) jesus, the son of mary, confirming that which was before him in the torah, and gave him the gospel, in which there is guidance and light, confirming that which was before him in the torah, a guide and an admonition to the cautious.
SHAKIR: and we sent after them in their footsteps isa, son of marium, verifying what was before him of the taurat and we gave him the injeel in which was guidance and light, and verifying what was before it of taurat and a guidance and an admonition for those who guard (against evil)
PICKTHAL: and we caused jesus, son of mary, to follow in their footsteps, confirming that which was (revealed) before him in the torah, and we bestowed on him the gospel wherein is guidance and a light, confirming that which was (revealed) before it in the torah - a guidance and an admonition unto those who ward off (evil).
YUSUFALI: and in their footsteps we sent jesus the son of mary, confirming the law that had come before him: we sent him the gospel: therein was guidance and light, and confirmation of the law that had come before him: a guidance and an admonition to those who fear allah.
وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الإِنجِیلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِیهِ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ &#۶۴۸۳۱;۴۷&#۶۴۸۳۰;
به اهل انجیل (پیروان مسیح) گفتیم باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‏کنند فاسق هستند.
QARIB: therefore, let the people of gospel judge in accordance with that which allah has sent in it. those who do not judge according to that which allah has sent down are the evildoers.
SHAKIR: and the followers of the injeel should have judged by what revealed in it; and whoever did not judge by what allah revealed, those are they that are the transgressors
PICKTHAL: let the people of the gospel judge by that which allah hath revealed therein. whoso judgeth not by that which allah hath revealed: such are evil-livers.
YUSUFALI: let the people of the gospel judge by what allah hath revealed therein. if any do fail to judge by (the light of) what allah hath revealed, they are (no better than) those who rebel
وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَی الله مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ &#۶۴۸۳۱;۴۸&#۶۴۸۳۰;
و این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‏کند و حافظ و نگاهبان آنها است، بنابراین بر طبق احکامی که خدا نازل کرده در میان آنها حکم کن، و از هوا و هوسهای آنها پیروی مکن، و از احکام الهی روی مگردان، ما برای هر کدام از شما آئین و طریقه روشنی قرار دادیم و اگر خدا می‏خواست، همه شما را امت واحدی قرار می‏داد ولی خدا می‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید (و استعدادهای شما را پرورش دهد) بنابراین بکوشید و در نیکیها به یکدیگر سبقت جوئید، بازگشت همه شما به سوی خدا است و از آنچه در آن اختلاف کرده‏اید به شما خبر خواهد داد!
QARIB: and to you we have revealed the book with the truth confirming the book that was revealed before it, and a guardian over it. therefore, give judgment among them in accordance to what allah has sent down and do not yield to their fancies from the truth that has come to you. we have ordained a law and a path for each of you. had allah willed, he could have made you one nation but that he might try you by that which he has bestowed upon you. race with one another in good works, to allah you shall all return and he will declare to you what you were at variance.
SHAKIR: and we have revealed to you the book with the truth, verifying what is before it of the book and a guardian over it, therefore judge between them by what allah has revealed, and do not follow their low desires (to turn away) from the truth that has come to you; for every one of you did we appoint a law and a way, and if allah had pleased he would have made you (all) a single people, but that he might try you in what he gave you, therefore strive with one another to hasten to virtuous deeds; to allah is your return, of all (of you), so he will let you know that in which you differed;
PICKTHAL: and unto thee have we revealed the scripture with the truth, confirming whatever scripture was before it, and a watcher over it. so judge between them by that which allah hath revealed, and follow not their desires away from the truth which hath come unto thee. for each we have appointed a divine law and a traced-out way. had allah willed he could have made you one community. but that he may try you by that which he hath given you (he hath made you as ye are). so vie one with another in good works. unto allah ye will all return, and he will then inform you of that wherein ye differ.
YUSUFALI: to thee we sent the scripture in truth, confirming the scripture that came before it, and guarding it in safety: so judge between them by what allah hath revealed, and follow not their vain desires, diverging from the truth that hath come to thee. to each among you have we prescribed a law and an open way. if allah had so willed, he would have made you a single people, but (his plan is) to test you in what he hath given you: so strive as in a race in all virtues. the goal of you all is to allah; it is he that will show you the truth of the matters in which ye dispute;
وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوکَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَیْکَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ &#۶۴۸۳۱;۴۹&#۶۴۸۳۰;
و باید در میان آنها (اهل کتاب) طبق آنچه خداوند نازل کرده حکم کنی و از هوسهای آنان پیروی مکن و بر حذر باش که مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده منحرف سازند، و اگر آنها (از حکم و داوری تو) روی گردانند بدان خداوند می‏خواهد آنها را بخاطر پاره‏ای از گناهانشان مجازات کند و بسیاری از مردم فاسقند.
QARIB: and judge among them in accordance to that which allah has sent down and do not be led by their desires. take heed lest they should turn you away from a part of that which allah has sent to you. if they reject your judgment, know that allah wants to scourge them for some of their sins. many of the people are wrongdoers.
SHAKIR: and that you should judge between them by what allah has revealed, and do not follow their low desires, and be cautious of them, lest they seduce you from part of what allah has revealed to you; but if they turn back, then know that allah desires to afflict them on account of some of their faults; and most surely many of the people are transgressors
PICKTHAL: so judge between them by that which allah hath revealed, and follow not their desires, but beware of them lest they seduce thee from some part of that which allah hath revealed unto thee. and if they turn away, then know that allah&#۰۳۹;s will is to smite them for some sin of theirs. lo! many of mankind are evil-livers.
YUSUFALI: and this (he commands): judge thou between them by what allah hath revealed, and follow not their vain desires, but beware of them lest they beguile thee from any of that (teaching) which allah hath sent down to thee. and if they turn away, be assured that for some of their crime it is allah&#۰۳۹;s purpose to punish them. and truly most men are rebellious.
أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ &#۶۴۸۳۱;۵۰&#۶۴۸۳۰;
آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) می‏خواهند، و چه کسی برای افراد با ایمان بهتر از خدا حکم می‏کند؟
QARIB: is it pagan laws that they wish to be judged by? who is a better judge than allah for a nation whose belief is firm?
SHAKIR: is it then the judgment of (the times of) ignorance that they desire? and who is better than allah to judge for a people who are sure?
PICKTHAL: is it a judgment of the time of (pagan) ignorance that they are seeking? who is better than allah for judgment to a people who have certainty (in their belief)?
YUSUFALI: do they then seek after a judgment of (the days of) ignorance? but who, for a people whose faith is assured, can give better judgment than allah?
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَی أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ &#۶۴۸۳۱;۵۱&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید یهود و نصاری را تکیه گاه خود قرار ندهید، آنها تکیه گاه یکدیگرند و کسانی که از شما بانها تکیه کنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی‏کند.
QARIB: believers, take neither jews nor nazarenes for your guides. they are guides of one another. whosoever of you takes them for a guide shall become one of their number. allah does not guide the wrongdoers.
SHAKIR: o you who believe! do not take the jews and the christians for friends; they are friends of each other; and whoever amongst you takes them for a friend, then surely he is one of them; surely allah does not guide the unjust people
PICKTHAL: o ye who believe! take not the jews and the christians for friends. they are friends one to another. he among you who taketh them for friends is (one) of them. lo! allah guideth not wrongdoing folk.
YUSUFALI: o ye who believe! take not the jews and the christians for your friends and protectors: they are but friends and protectors to each other. and he amongst you that turns to them (for friendship) is of them. verily allah guideth not a people unjust.
فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَی أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَی اللّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُواْ عَلَی مَا أَسَرُّواْ فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ &#۶۴۸۳۱;۵۲&#۶۴۸۳۰;
مشاهد می‏کنی افرادی را که در دلهایشان بیماری است در (دوستی با) آنان بر یکدیگر پیشی می‏گیرند، و می‏گویند می‏ترسیم حادثه‏ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم) شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از ناحیه خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد و این دسته از آنچه در دل پنهان داشتند پشیمان گردند.
QARIB: you see those in whose hearts is sickness racing with one another to come to them. they say: &#۰۳۹;we fear lest a change of fortune should befall us. &#۰۳۹; may allah bring victory or make known his ordinance, then, they shall regret what they had hidden in themselves.
SHAKIR: but you will see those in whose hearts is a disease hastening towards them, saying: we fear lest a calamity should befall us; but it may be that allah will bring the victory or a punish ment from himself, so that they shall be regretting on account of what they hid in their souls
PICKTHAL: and thou seest those in whose heart is a disease race toward them, saying: we fear lest a change of fortune befall us. and it may happen that allah will vouchsafe (unto thee) the victory, or a commandment from his presence. then will they repent them of their secret thoughts.
YUSUFALI: those in whose hearts is a disease - thou seest how eagerly they run about amongst them, saying: "we do fear lest a change of fortune bring us disaster." ah! perhaps allah will give (thee) victory, or a decision according to his will. then will they repent of the thoughts which they secretly harboured in their hearts.
وَیَقُولُ الَّذِینَ آمَنُواْ أَهَؤُلاء الَّذِینَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِینَ &#۶۴۸۳۱;۵۳&#۶۴۸۳۰;
و آنها که ایمان آورده‏اند می‏گویند آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تاکید سوگند یاد کردند که با شما هستیم! (چرا سرانجام کارشان به اینجا رسید) اعمالشان نابود گشت و زیانکار شدند.
QARIB: then the believers will say: &#۰۳۹;are those (the ones) who solemnly swore by allah that they would stand by you? &#۰۳۹; their works will be annulled and they shall be the losers.
SHAKIR: and those who believe will say: are these they who swore by allah with the most forcible of their oaths that they were most surely with you? their deeds shall go for nothing, so they shall become losers
PICKTHAL: then will the believers say (unto the people of the scripture): are these they who swore by allah their most binding oaths that they were surely with you? their works have failed, and they have become the losers.
YUSUFALI: and those who believe will say: "are these the men who swore their strongest oaths by allah, that they were with you?" all that they do will be in vain, and they will fall into (nothing but) ruin.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۵۴&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که‏ ایمان آورده‏اید هر کس از شما از آئین خود باز گردد (به خدا زیانی نمی‏رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می‏آورد، که آنها را دوست دارد و آنها (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤ منان متواضع و در برابر کافران نیرومندند، آنها در راه خدا جهاد می‏کنند و از سرزنش کنندگان هراسی ندارند. این فضل خدا است که بهر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‏دهد و (فضل) خدا وسیع و خداوند داناست.
QARIB: believers, whosoever of you turns from his religion, allah will bring a nation whom he loves and they love him, humble towards the believers and stern towards the unbelievers, striving for the path of allah and fearless of anyone&#۰۳۹;s blame. such is the bounty of allah; he bestows it on whom he will. he is the embracer, the knower.
SHAKIR: o you who believe! whoever from among you turns back from his religion, then allah will bring a people, he shall love them and they shall love him, lowly before the believers, mighty against the unbelievers, they shall strive hard in allah&#۰۳۹;s way and shall not fear the censure of any censurer; this is allah&#۰۳۹;s face, he gives it to whom he pleases, and allah is ample-giving, knowing
PICKTHAL: o ye who believe! whoso of you becometh a renegade from his religion, (know that in his stead) allah will bring a people whom he loveth and who love him, humble toward believers, stern toward disbelievers, striving in the way of allah, and fearing not the blame of any blamer. such is the grace of allah which he giveth unto whom he will. allah is all-embracing, all-knowing.
YUSUFALI: o ye who believe! if any from among you turn back from his faith, soon will allah produce a people whom he will love as they will love him,- lowly with the believers, mighty against the rejecters, fighting in the way of allah, and never afraid of the reproaches of such as find fault. that is the grace of allah, which he will bestow on whom he pleaseth. and allah encompasseth all, and he knoweth all things.
اِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ &#۶۴۸۳۱;۵۵&#۶۴۸۳۰;
سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده‏اند و نماز را بر پا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏پردازند.
QARIB: your guide is only allah, his messenger, and the believers; those who establish the prayer, pay their obligatory charity, and bow down (in worship).
SHAKIR: only allah is your vali and his messenger and those who believe, those who keep up prayers and pay the poor-rate while they bow
PICKTHAL: your guardian can be only allah; and his messenger and those who believe, who establish worship and pay the poordue, and bow down (in prayer).
YUSUFALI: your (real) friends are (no less than) allah, his messenger, and the (fellowship of) believers,- those who establish regular prayers and regular charity, and they bow down humbly (in worship).
وَمَن یَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ &#۶۴۸۳۱;۵۶&#۶۴۸۳۰;
و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند پیروزند زیراحزب و جمعیت خدا پیروز می‏باشد!
QARIB: whosoever takes allah for a guide, his messenger, and the believers the party of allah is the victor.
SHAKIR: and whoever takes allah and his messenger and those who believe for a guardian, then surely the party of allah are they that shall be triumphant
PICKTHAL: and whoso taketh allah and his messenger and those who believe for guardian (will know that), lo! the party of allah, they are the victorious.
YUSUFALI: as to those who turn (for friendship) to allah, his messenger, and the (fellowship of) believers,- it is the fellowship of allah that must certainly triumph.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ &#۶۴۸۳۱;۵۷&#۶۴۸۳۰;
ای کسانیکه ایمان آورده‏اید، افرادی که آئین شما را بباد استهزاء و بازی می‏گیرند از اهل کتاب و مشرکان، دوست و تکیه گاه خود انتخاب نکنید، و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید.
QARIB: believers, do not take as guides those who were given the book before you who have made of your religion a jest and a pastime, nor the unbelievers. have fear of allah, if you are believers.
SHAKIR: o you who believe! do not take for guardians those who take your religion for a mockery and a joke, from among those who were given the book before you and the unbelievers; and be careful of (your duty to) allah if you are believers
PICKTHAL: o ye who believe! choose not for guardians such of those who received the scripture before you, and of the disbelievers, as make a jest and sport of your religion. but keep your duty to allah if ye are true believers.
YUSUFALI: o ye who believe! take not for friends and protectors those who take your religion for a mockery or sport,- whether among those who received the scripture before you, or among those who reject faith; but fear ye allah, if ye have faith (indeed).
وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَی الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْقِلُونَ &#۶۴۸۳۱;۵۸&#۶۴۸۳۰;
آنها هنگامی که (اذان می‏گوئید و مردم را) به نماز می‏خوانید آنرا به مسخره و بازی می‏گیرند، این بخاطر آن است که آنها جمعی هستند که درک نمی‏کنند.
QARIB: when you call to prayer, they treat it as a jest and a pastime. that is because they are a people who have no understanding.
SHAKIR: and when you call to prayer they make it a mockery and a joke; this is because they are a people who do not understand
PICKTHAL: and when ye call to prayer they take it for a jest and sport. that is because they are a folk who understand not.
YUSUFALI: when ye proclaim your call to prayer they take it (but) as mockery and sport; that is because they are a people without understanding.
قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَکْثَرَکُمْ فَاسِقُونَ &#۶۴۸۳۱;۵۹&#۶۴۸۳۰;
بگو ای اهل کتاب آیا به ما خرده می‏گیرید! (مگر ما چه کرده‏ایم) جز اینکه به خداوند یگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پیش از این نازل گردیده است ایمان آورده‏ایم و این بخاطر آن است که بیشتر شما از راه حق بدر رفته‏اید (و لذا حق در نظر شما نازیباست).
QARIB: say: &#۰۳۹;people of the book, do you blame us for any reason other than that we believe in allah and in what has been sent down to us, and what was sent down before us, and that most of you are evildoers? &#۰۳۹;
SHAKIR: say: o followers of the book! do you find fault with us (for aught) except that we believe in allah and in what has been revealed to us and what was revealed before, and that most of you are transgressors?
PICKTHAL: say: o people of the scripture! do ye blame us for aught else than that we believe in allah and that which is revealed unto us and that which was revealed aforetime, and because most of you are evil-livers?
YUSUFALI: say: "o people of the book! do ye disapprove of us for no other reason than that we believe in allah, and the revelation that hath come to us and that which came before (us), and (perhaps) that most of you are rebellious and disobedient?"
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِکَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِکَ شَرٌّ مَّکَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِیلِ &#۶۴۸۳۱;۶۰&#۶۴۸۳۰;
بگو: آیا شما را از کسانی که جایگاه و پاداششان بدتر از این است با خبر کنم!! کسانی که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته و مورد خشم قرار داده (و مسخ کرده) و از آنها میمونها و خوکهائی قرار داده و پرستش بت کرده‏اند موقعیت و محل آنها بدتر است و از راه راست گمراهترند
QARIB: say: &#۰۳۹;shall i tell you who will receive a worse recompense from allah than that? those whom allah has cursed and with whom he is angry, and made some of them apes and swine, and those who worship the?vil. the place of these is worse, and they have strayed further from the right path. &#۰۳۹;
SHAKIR: say: shall i inform you of (him who is) worse than this in retribution from allah? (worse is he) whom allah has cursed and brought his wrath upon, and of whom he made apes and swine, and he who served the shaitan; these are worse in place and more erring from the straight path
PICKTHAL: shall i tell thee of a worse (case) than theirs for retribution with allah? (worse is the case of him) whom allah hath cursed, him on whom his wrath hath fallen and of whose sort allah hath turned some to apes and swine, and who serveth idols. such are in worse plight and further astray from the plain road.
YUSUFALI: say: "shall i point out to you something much worse than this, (as judged) by the treatment it received from allah? those who incurred the curse of allah and his wrath, those of whom some he transformed into apes and swine, those who worshipped evil;- these are (many times) worse in rank, and far more astray from the even path!"
وَإِذَا جَآؤُوکُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْکُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا کَانُواْ یَکْتُمُونَ &#۶۴۸۳۱;۶۱&#۶۴۸۳۰;
و هنگامی که نزد شما می‏آیند می‏گویند ایمان آورده‏ایم (اما) با کفر وارد می‏شوند و با کفر خارج می‏گردند و خداوند از آنچه کتمان می‏کردند آگاهتر است.
QARIB: when they came to you they said: &#۰۳۹;we are believers. &#۰۳۹; indeed, they have entered with disbelief, and so they have departed with it; allah knows best what they conceal.
SHAKIR: and when they come to you, they say: we believe; and indeed they come in with unbelief and indeed they go forth with it; and allah knows best what they concealed
PICKTHAL: when they come unto you (muslims), they say: we believe; but they came in unbelief and they went out in the same; and allah knoweth best what they were hiding.
YUSUFALI: when they come to thee, they say: "we believe": but in fact they enter with a mind against faith, and they go out with the same but allah knoweth fully all that they hide.
وَتَرَی کَثِیرًا مِّنْهُمْ یُسَارِعُونَ فِی الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ &#۶۴۸۳۱;۶۲&#۶۴۸۳۰;
بسیاری از آنها را می‏بینی که در گناه و تعدی و خوردن مال حرام بر یکدیگر سبقت می‏جویند، چه زشت است کاری که انجام می‏دهند.
QARIB: you see many of them race with one another in sin and transgression and devour the unlawful. evil is what they do.
SHAKIR: and you will see many of them striving with one another to hasten in sin and exceeding the limits, and their eating of what is unlawfully acquired; certainly evil is that which they do
PICKTHAL: and thou seest many of them vying one with another in sin and transgression and their devouring of illicit gain. verily evil is what they do.
YUSUFALI: many of them dost thou see, racing each other in sin and rancour, and their eating of things forbidden. evil indeed are the things that they do.
لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ &#۶۴۸۳۱;۶۳&#۶۴۸۳۰;
چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود آنها را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام نهی نمی‏کنند! چه زشت است عملی که انجام می‏دهند.
QARIB: do those of the lord and the rabbis not forbid them to speak sinfully and to devour what is unlawful? evil indeed is what they were doing.
SHAKIR: why do not the learned men and the doctors of law prohibit them from their speaking of what is sinful and their eating of what is unlawfully acquired? certainly evil is that which they work
PICKTHAL: why do not the rabbis and the priests forbid their evil-speaking and their devouring of illicit gain? verily evil is their handiwork.
YUSUFALI: why do not the rabbis and the doctors of law forbid them from their (habit of) uttering sinful words and eating things forbidden? evil indeed are their works.
وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ &#۶۴۸۳۱;۶۴&#۶۴۸۳۰;
و یهود گفتند دست خدا به زنجیر بسته است!، دستهایشان بسته باد و بخاطر این سخن از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او گشاده است هر گونه بخواهد می‏بخشد، و این آیات که بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید، و در میان آنها عداوت و دشمنی تا روز قیامت افکندیم، و هر زمان آتش جنگی افروختند آنرا خداوند خاموش ساخت و برای فساد در زمین تلاش می‏کنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.
QARIB: the jews say: &#۰۳۹;the hand of allah is chained. &#۰۳۹; their own hands are chained! and they are cursed for what they said! rather, his hands are both outstretched, he spends as he will. that which allah has sent down to you will surely increase the tyranny and disbelief of many of them. we have stirred among them enmity and hatred up until the day of resurrection. whenever they kindle the fire of war, allah extinguishes it. they spread corruption in the land, and allah does not love those who corrupt.
SHAKIR: and the jews say: the hand of allah is tied up! their hands shall be shackled and they shall be cursed for what they say. nay, both his hands are spread out, he expends as he pleases; and what has been revealed to you from your lord will certainly make many of them increase in inordinacy and unbelief; and we have put enmity and hatred among them till the day of resurrection; whenever they kindle a fire for war allah puts it out, and they strive to make mischief in the land; and allah does not love the mischief-makers
PICKTHAL: the jews say: allah&#۰۳۹;s hand is fettered. their hands are fettered and they are accursed for saying so. nay, but both his hands are spread out wide in bounty. he bestoweth as he will. that which hath been revealed unto thee from thy lord is certain to increase the contumacy and disbelief of many of them, and we have cast among them enmity and hatred till the day of resurrection. as often as they light a fire for war, allah extinguisheth it. their effort is for corruption in the land, and allah loveth not corrupters.
YUSUFALI: the jews say: "allah&#۰۳۹;s hand is tied up." be their hands tied up and be they accursed for the (blasphemy) they utter. nay, both his hands are widely outstretched: he giveth and spendeth (of his bounty) as he pleaseth. but the revelation that cometh to thee from allah increaseth in most of them their obstinate rebellion and blasphemy. amongst them we have placed enmity and hatred till the day of judgment. every time they kindle the fire of war, allah doth extinguish it; but they (ever) strive to do mischief on earth. and allah loveth not those who do mischief.
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ &#۶۴۸۳۱;۶۵&#۶۴۸۳۰;
و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند گناهان آنها را می‏بخشیم و در باغهای پر نعمت بهشت وارد می‏سازیم.
QARIB: if the people of the book had believed and kept from evil, we would pardon them their sins and admit them to the gardens of delight.
SHAKIR: and if the followers of the book had believed and guarded (against evil) we would certainly have covered their evil deeds and we would certainly have made them enter gardens of bliss
PICKTHAL: if only the people of the scripture would believe and ward off (evil), surely we should remit their sins from them and surely we should bring them into gardens of delight.
YUSUFALI: if only the people of the book had believed and been righteous, we should indeed have blotted out their iniquities and admitted them to gardens of bliss.
وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأکَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا یَعْمَلُونَ &#۶۴۸۳۱;۶۶&#۶۴۸۳۰;
و اگر آنها تورات و انجیل و آنچه بر آنها از طرف پروردگارشان نازل شده (قرآن) را برپا دارند از آسمان و زمین روزی خواهند خورد، جمعی از آنها میانه رو هستند ولی اکثرشان اعمال بدی انجام می‏دهند.
QARIB: if they had established the torah and the gospel and what was sent down to them from their lord they would be eating from above them and from beneath their feet. some of them are a righteous nation; but many of them evil is what they do.
SHAKIR: and if they had kept up the taurat and the injeel and that which was revealed to them from their lord, they would certainly have eaten from above them and from beneath their feet there is a party of them keeping to the moderate course, and (as for) most of them, evil is that which they do
PICKTHAL: if they had observed the torah and the gospel and that which was revealed unto them from their lord, they would surely have been nourished from above them and from beneath their feet. among them there are people who are moderate, but many of them are of evil conduct.
YUSUFALI: if only they had stood fast by the law, the gospel, and all the revelation that was sent to them from their lord, they would have enjoyed happiness from every side. there is from among them a party on the right course: but many of them follow a course that is evil.
یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ &#۶۴۸۳۱;۶۷&#۶۴۸۳۰;
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‏ای و خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه میدارد، و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمیکند.
QARIB: o messenger, deliver what is sent down to you from your lord; if you do not, you will not have conveyed his message. allah protects you from the people. allah does not guide the nation, the unbelievers.
SHAKIR: o messenger! deliver what bas been revealed to you from your lord; and if you do it not, then you have not delivered his message, and allah will protect you from the people; surely allah will not guide the unbelieving people
PICKTHAL: o messenger! make known that which hath been revealed unto thee from thy lord, for if thou do it not, thou wilt not have conveyed his message. allah will protect thee from mankind. lo! allah guideth not the disbelieving folk.
YUSUFALI: o messenger! proclaim the (message) which hath been sent to thee from thy lord. if thou didst not, thou wouldst not have fulfilled and proclaimed his mission. and allah will defend thee from men (who mean mischief). for allah guideth not those who reject fait
قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَسْتُمْ عَلَی شَیْءٍ حَتَّیَ تُقِیمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْکُم مِّن رَّبِّکُمْ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ &#۶۴۸۳۱;۶۸&#۶۴۸۳۰;
ای اهل کتاب! شما هیچ موقعیتی ندارید مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه بر شما از طرف پروردگارتان نازل شده است بر پا دارید ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده (نه تنها مایه بیداری آنها نمیگردد بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها میافزاید بنابر این از این قوم کافر (و مخالفت آنها) غمگین مباش.
QARIB: say: &#۰۳۹;people of the book, you are not upon anything until you establish the torah and the gospel and that which is sent down to you from your lord. &#۰۳۹; and that which is sent down to you (prophet muhammad) from your lord will surely increase the tyranny and disbelief of many of them. but do not grieve for the unbelieving nation.
SHAKIR: say: o followers of the book! you follow no good till you keep up the taurat and the injeel and that which is revealed to you from your lord; and surely that which has been revealed to you from your lord shall make many of them increase in inordinacy and unbelief; grieve not therefore for the unbelieving people
PICKTHAL: say o people of the scripture! ye have naught (of guidance) till ye observe the torah and the gospel and that which was revealed unto you from your lord. that which is revealed unto thee (muhammad) from thy lord is certain to increase the contumacy and disbelief of many of them. but grieve not for the disbelieving folk.
YUSUFALI: say: "o people of the book! ye have no ground to stand upon unless ye stand fast by the law, the gospel, and all the revelation that has come to you from your lord." it is the revelation that cometh to thee from thy lord, that increaseth in most of them their obstinate rebellion and blasphemy. but sorrow thou not over (these) people without faith.
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَی مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ &#۶۴۸۳۱;۶۹&#۶۴۸۳۰;
آنها که ایمان آورده‏اند و یهودیان و صابئان و مسیحیان هر گاه ایمان به خداوند یگانه و روز جزا بیاورند و عمل صالح انجام دهند نه ترسی بر آنها است و نه غمگین خواهند شد.
QARIB: those who believe, jews, sabaeans, and nazarenes whoever believes in allah and the last day and does good shall neither fear, nor shall they sorrow (as long as they do not reject any of the prophets).
SHAKIR: surely those who believe and those who are jews and the sabians and the christians whoever believes in allah and the last day and does good-- they shall have no fear nor shall they grieve
PICKTHAL: lo! those who believe, and those who are jews, and sabaeans, and christians - whosoever believeth in allah and the last day and doeth right - there shall no fear come upon them neither shall they grieve.
YUSUFALI: those who believe (in the qur&#۰۳۹;an), those who follow the jewish (scriptures), and the sabians and the christians,- any who believe in allah and the last day, and work righteousness,- on them shall be no fear, nor shall they grieve
لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَی أَنْفُسُهُمْ فَرِیقًا کَذَّبُواْ وَفَرِیقًا یَقْتُلُونَ &#۶۴۸۳۱;۷۰&#۶۴۸۳۰;
ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم و رسولانی به سوی آنها فرستادیم (ولی) هر زمان پیامبری بر خلاف هوسها و تمایلات آنها می‏آمد عدهای را تکذیب می‏کردند و جمعی را می‏کشتند.
QARIB: we took a covenant with the children of israel and sent forth messengers to them. but whenever a messenger came to them with that which did not suit their fancies they belied some and killed others.
SHAKIR: certainly we made a covenant with the children of israel and we sent to them messengers; whenever there came to them an messenger with what that their souls did not desire, some (of them) did they call liars and some they slew
PICKTHAL: we made a covenant of old with the children of israel and we sent unto them messengers. as often as a messenger came unto them with that which their souls desired not (they became rebellious). some (of them) they denied and some they slew.
YUSUFALI: we took the covenant of the children of israel and sent them messengers, every time, there came to them a messenger with what they themselves desired not - some (of these) they called impostors, and some they (go so far as to) slay.
وَحَسِبُواْ أَلاَّ تَکُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ کَثِیرٌ مِّنْهُمْ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ &#۶۴۸۳۱;۷۱&#۶۴۸۳۰;
و گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود لذا (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق) نابینا و کر شدند سپس (بیدار گشتند و) خداوند توبه آنها را پذیرفت دگر بار (بخواب غفلت فرو رفتند و) بسیاری از آنها کور و کر شدند و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست.
QARIB: they thought there would be no trial; so they were blind and deaf. then allah turned towards them; then again many of them were blind and deaf. and allah is the seer of what they do.
SHAKIR: and they thought that there would be no affliction, so they became blind and deaf; then allah turned to them mercifully, but many of them became blind and deaf; and allah is well seeing what they do
PICKTHAL: they thought no harm would come of it, so they were wilfully blind and deaf. and afterward allah turned (in mercy) toward them. now (even after that) are many of them wilfully blind and deaf. allah is seer of what they do.
YUSUFALI: they thought there would be no trial (or punishment); so they became blind and deaf; yet allah (in mercy) turned to them; yet again many of them became blind and deaf. but allah sees well all that they do.
لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَقَالَ الْمَسِیحُ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ إِنَّهُ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ &#۶۴۸۳۱;۷۲&#۶۴۸۳۰;
انان که قایل به خدایی مسیح پسرمریم شدندمحققا کافرگشتنددرصورتی که مسیح خود به بنی اسراییل گفته بودخدایی راکه افریننده من وشماست بپرستید که هرکس به اوشرک اورد خدابهشت رابراو حرام گرداندوجایگاهش اتش دوزخ باشد وستمگران عالم راهیچکس از قهر خدایاری نخواهد کرد.
QARIB: the unbelievers are those who say: &#۰۳۹;allah is the messiah, the son of mary. &#۰۳۹; but the messiah said: &#۰۳۹;children of israel, worship allah, my lord and your lord. &#۰۳۹;he who associates anything with allah, allah has indeed forbidden paradise to him, and his abode shall be in the fire. the harmdoers shall have no helpers.
SHAKIR: certainly they disbelieve who say: surely allah, he is the messiah, son of marium; and the messiah said: o children of israel! serve allah, my lord and your lord. surely whoever associates (others) with allah, then allah has forbidden to him the garden, and his abode is the fire; and there shall be no helpers for the unjust
PICKTHAL: they surely disbelieve who say: lo! allah is the messiah, son of mary. the messiah (himself) said: o children of israel, worship allah, my lord and your lord. lo! whoso ascribeth partners unto allah, for him allah hath forbidden paradise. his abode is the fire. for evil-doers there will be no helpers.
YUSUFALI: they do blaspheme who say: "allah is christ the son of mary." but said christ: "o children of israel! worship allah, my lord and your lord." whoever joins other gods with allah,- allah will forbid him the garden, and the fire will be his abode. there will for the wrong-doers be no one to help.
لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ یَنتَهُواْ عَمَّا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۷۳&#۶۴۸۳۰;
آنها که گفتند خداوند یکی از سه خدا است (نیز) بطور مسلم کافر شدند با اینکه معبودی جز معبود یگانه نیست و اگر از آنچه می‏گویند دست برندارند عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند) خواهد رسید.
QARIB: indeed those who say: &#۰۳۹;allah is the third of the trinity&#۰۳۹; became unbelievers. there is but one god. if they do not desist in what they say, a painful punishment will afflict those of them that disbelieve.
SHAKIR: certainly they disbelieve who say: surely allah is the third (person) of the three; and there is no god but the one allah, and if they desist not from what they say, a painful chastisement shall befall those among them who disbelieve
PICKTHAL: they surely disbelieve who say: lo! allah is the third of three; when there is no allah save the one allah. if they desist not from so saying a painful doom will fall on those of them who disbelieve.
YUSUFALI: they do blaspheme who say: allah is one of three in a trinity: for there is no god except one allah. if they desist not from their word (of blasphemy), verily a grievous penalty will befall the blasphemers among them.
اَفَلاَ یَتُوبُونَ إِلَی اللّهِ و َیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (۷۴)
آیا توبه نمی‏کنند و به سوی خدا باز نمی‏گردند و از او طلب آمرزش نمی‏نمایند و خداوند آمرزنده مهربان است.
QARIB: will they not turn to allah in repentance and ask his forgiveness? he is forgiving, merciful.
SHAKIR: will they not then turn to allah and ask his forgiveness? and allah is forgiving, merciful
PICKTHAL: will they not rather turn unto allah and seek forgiveness of him? for allah is forgiving, merciful.
YUSUFALI: why turn they not to allah, and seek his forgiveness? for allah is oft-forgiving, most merciful.
مَّا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کَانَا یَأْکُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الآیَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّی یُؤْفَکُونَ &#۶۴۸۳۱;۷۵&#۶۴۸۳۰;
مسیح فرزند مریم فقط فرستاده (خدا) بود پیش از وی نیز فرستادگان دیگری بودند مادرش نیز زن بسیار راستگوئی بود هر دو غذا می‏خوردند (با این حال چگونه دعوی الوهیت مسیح و عبادت مادرش مریم می‏کنید؟) بنگر چگونه نشانه‏ها را برای آنها آشکار می‏سازیم سپس بنگر چگونه آنها از حق باز داشته میشوند؟
QARIB: the messiah, the son of mary, was not except a messenger, other messengers had gone before him. his mother was in the state of sincerity, they both ate food. see how we make plain to them our signs. then, see how perverted they are.
SHAKIR: the messiah, son of marium is but a messenger; messengers before him have indeed passed away; and his mother was a truthful woman; they both used to eat food. see how we make the communications clear to them, then behold, how they are turned away
PICKTHAL: the messiah, son of mary, was no other than a messenger, messengers (the like of whom) had passed away before him. and his mother was a saintly woman. and they both used to eat (earthly) food. see how we make the revelations clear for them, and see how they are turned away!
YUSUFALI: christ the son of mary was no more than a messenger; many were the messengers that passed away before him. his mother was a woman of truth. they had both to eat their (daily) food. see how allah doth make his signs clear to them; yet see in what ways they are deluded away from the truth!
قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ &#۶۴۸۳۱;۷۶&#۶۴۸۳۰;
بگو آیا جز خدا چیزی را می‏رستید که نه مالک زیان شماست و نه سود شما، و خداوند شنوا و دانا است.
QARIB: say: &#۰۳۹;will you worship instead of allah that which owns neither harm, nor benefit for you? allah is the hearer, knower. &#۰۳۹;
SHAKIR: say: do you serve besides allah that which does not control for you any harm, or any profit? and allah-- he is the hearing, the knowing
PICKTHAL: say: serve ye in place of allah that which possesseth for you neither hurt nor use? allah it is who is the hearer, the knower.
YUSUFALI: say: "will ye worship, besides allah, something which hath no power either to harm or benefit you? but allah,- he it is that heareth and knoweth all things."
قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ کَثِیرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِیلِ &#۶۴۸۳۱;۷۷&#۶۴۸۳۰;
بگو ای اهل کتاب در دین خود غلو (و زیاده روی) نکنید و غیر از حق نگوئید و از هوسهای جمعیتی که پیشتر از این گمراه شدند و دگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند پیروی ننمائید.
QARIB: say: &#۰۳۹;people of the book! do not exaggerate your religion, other than the truth, and do not follow the desires of a people who went astray before, and led many astray, and, (once again) have gone astray from the straight path. &#۰۳۹;
SHAKIR: say: o followers of the book! be not unduly immoderate in your religion, and do not follow the low desires of people who went astray before and led many astray and went astray from the right path
PICKTHAL: say: o people of the scripture! stress not in your religion other than the truth, and follow not the vain desires of folk who erred of old and led many astray, and erred from a plain road.
YUSUFALI: say: "o people of the book! exceed not in your religion the bounds (of what is proper), trespassing beyond the truth, nor follow the vain desires of people who went wrong in times gone by,- who misled many, and strayed (themselves) from the even way.
لعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَی لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ &#۶۴۸۳۱;۷۸&#۶۴۸۳۰;
آنها که از بنی اسرائیل کافر شدند بر زبان داود و عیسی بن مریم لعن (و نفرین) شدند، این بخاطر آن بود که گناه می‏کردند و تجاوز می ‏نمودند.
QARIB: those who disbelieved of the children of israel were cursed by the tongue of (prophets) david and?sus, the son of mary, because they disobeyed and transgressed.
SHAKIR: those who disbelieved from among the children of israel were cursed by the tongue of dawood and isa, son of marium; this was because they disobeyed and used to exceed the limit
PICKTHAL: those of the children of israel who went astray were cursed by the tongue of david, and of jesus, son of mary. that was because they rebelled and used to transgress.
YUSUFALI: curses were pronounced on those among the children of israel who rejected faith, by the tongue of david and of jesus the son of mary: because they disobeyed and persisted in excesses.
کَانُواْ لاَ یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ &#۶۴۸۳۱;۷۹&#۶۴۸۳۰;
آنها از اعمال زشتی که انجام می‏دادند یکدیگر را نهی نمی‏کردند چه بدکاری انجام می‏دادند.
QARIB: they did not forbid one another from the wrongdoing they were committing. evil is what they were doing.
SHAKIR: they used not to forbid each other the hateful things (which) they did; certainly evil was that which they did
PICKTHAL: they restrained not one another from the wickedness they did. verily evil was that they used to do!
YUSUFALI: nor did they (usually) forbid one another the iniquities which they committed: evil indeed were the deeds which they did.
تَرَی کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ &#۶۴۸۳۱;۸۰&#۶۴۸۳۰;
بسیاری از آنها را میبینی که کافران و بت پرستان را دوست می‏دارند (و با آنها طرح دوستی می‏ریزند) چه بد اعمالی از پیش برای (معاد) خود فرستادند که نتیجه آن خشم خداوند بود و در عذاب الهی جاودانه خواهندماند .
QARIB: you see many of them taking the unbelievers as guides. evil is that to which their souls forwarded them, that allah is angered against them, and in the punishment they shall live for ever.
SHAKIR: you will see many of them befriending those who disbelieve; certainly evil is that which their souls have sent before for them, that allah became displeased with them and in chastisement shall they abide
PICKTHAL: thou seest many of them making friends with those who disbelieve. surely ill for them is that which they themselves send on before them: that allah will be wroth with them and in the doom they will abide.
YUSUFALI: thou seest many of them turning in friendship to the unbelievers. evil indeed are (the works) which their souls have sent forward before them (with the result), that allah&#۰۳۹;s wrath is on them, and in torment will they abide.
وَلَوْ کَانُوا یُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِیِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیَاء وَلَکِنَّ کَثِیرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ &#۶۴۸۳۱;۸۱&#۶۴۸۳۰;
و اگر ایمان به خدا و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) و آنچه بر او نازل شده می‏آوردند (هرگز) آنها را بدوستی اختیار نمی‏کردند، ولی بسیاری از آنها فاسقند.
QARIB: had they believed in allah and the prophet (muhammad) and that which is sent down to him, they would not have taken them as guides. but many of them are evildoers.
SHAKIR: and had they believed in allah and the prophet and what was revealed to him, they would not have taken them for friends but! most of them are transgressors
PICKTHAL: if they believed in allah and the prophet and that which is revealed unto him, they would not choose them for their friends. but many of them are of evil conduct.
YUSUFALI: if only they had believed in allah, in the prophet, and in what hath been revealed to him, never would they have taken them for friends and protectors, but most of them are rebellious wrong-doers.
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَی ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ &#۶۴۸۳۱;۸۲&#۶۴۸۳۰;
بطور مسلم یهود و مشرکان را دشمنترین مردم نسبت به مؤ منان خواهی یافت، ولی آنها را که می‏گویند مسیحی هستیم نزدیکترین دوستان به مومنان مییابی، این به خاطر آن است که در میان آنها افرادی دانشمند و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبر نمی‏ورزند.
QARIB: you will find that the most people in enmity to the believers are the jews and idolaters, and that the nearest in affection to the believers are those who say: &#۰۳۹;we are nazarenes. &#۰۳۹; that is because amongst them there are priests and monks; and because they are not proud.
SHAKIR: certainly you will find the most violent of people in enmity for those who believe (to be) the jews and those who are polytheists, and you will certainly find the nearest in friendship to those who believe (to be) those who say: we are christians; this is because there are priests and monks among them and because they do not behave proudly
PICKTHAL: thou wilt find the most vehement of mankind in hostility to those who believe (to be) the jews and the idolaters. and thou wilt find the nearest of them in affection to those who believe (to be) those who say: lo! we are christians. that is because there are among them priests and monks, and because they are not proud.
YUSUFALI: strongest among men in enmity to the believers wilt thou find the jews and pagans; and nearest among them in love to the believers wilt thou find those who say, "we are christians": because amongst these are men devoted to learning and men who have renounced the world, and they are not arrogant.
وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَرَی أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ &#۶۴۸۳۱;۸۳&#۶۴۸۳۰;
و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر نازل شده بشنوند چشمهای آنها را می‏بینی که (از شوق) اشک می‏ریزد بخاطر حقیقتی را که دریافته‏اند، آنها می‏گویند: پروردگارا ایمان آوردیم، ما را با گواهان (و شاهدان حق) بنویس.
QARIB: when they listen to that which sent down to the was messenger, you will see their eyes fill with tears as they recognize its truth. they say: &#۰۳۹;lord, we believe. write us among the witnesses.
SHAKIR: and when they hear what has been revealed to the messenger you will see their eyes overflowing with tears on account of the truth that they recognize; they say: our lord! we believe, so write us down with the witnesses (of truth)
PICKTHAL: when they listen to that which hath been revealed unto the messengers, thou seest their eyes overflow with tears because of their recognition of the truth. they say: our lord, we believe. inscribe us as among the witnesses.
YUSUFALI: and when they listen to the revelation received by the messenger, thou wilt see their eyes overflowing with tears, for they recognise the truth: they pray: "our lord! we believe; write us down among the witnesses.
وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن یُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِینَ &#۶۴۸۳۱;۸۴&#۶۴۸۳۰;
چرا ما ایمان به خدا و آنچه از حق به ما رسیده نیاوریم در حالی که آرزو داریم ما را در زمره جمعیت صالحان قرار دهد؟!
QARIB: why should we not believe in allah and in the truth that has come down to us? why should we not hope for admission among the righteous? &#۰۳۹;
SHAKIR: and what (reason) have we that we should not believe in allah and in the truth that has come to us, while we earnestly desire that our lord should cause us to enter with the good people?
PICKTHAL: how should we not believe in allah and that which hath come unto us of the truth. and (how should we not) hope that our lord will bring us in along with righteous folk?
YUSUFALI: "what cause can we have not to believe in allah and the truth which has come to us, seeing that we long for our lord to admit us to the company of the righteous?"
فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ &#۶۴۸۳۱;۸۵&#۶۴۸۳۰;
خداوند آنها را به خاطر این سخن باغهائی از بهشت پاداش داد که از زیر درختان آن نهرها جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و این جزای نیکوکاران است. QARIB: for their words allah has rewarded the
with gardens underneath which rivers flow, where they shall live for ever. such is the recompense of the righteous.
SHAKIR: therefore allah rewarded them on account of what they said, with gardens in which rivers flow to abide in them; and this is the reward of those who do good (to others)
PICKTHAL: allah hath rewarded them for that their saying - gardens underneath which rivers flow, wherein they will abide for ever. that is the reward of the good.
YUSUFALI: and for this their prayer hath allah rewarded them with gardens, with rivers flowing underneath,- their eternal home. such is the recompense of those who do good.
وَالَّذِینَ کَفَرُواْ وَکَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ &#۶۴۸۳۱;۸۶&#۶۴۸۳۰;
و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند آنها اهل دوزخند.
QARIB: but those who disbelieve and belie our verses shall be the companions ofhellSHAKIR:and(asfor)thosewho disbelieve and reject our communications, these are the companions of the flame
PICKTHAL: but those who disbelieve and deny our revelations, they are owners of hell-fire.
YUSUFALI: but those who reject faith and belie our signs,- they shall be companions of hell-fire.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ &#۶۴۸۳۱;۸۷&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آوردهاید چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید، و از حد تجاوز ننمائید، زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‏دارد.
QARIB: believers, do not forbid the good things that allah has made lawful to you. do not transgress; allah does not love the transgressors.
SHAKIR: o you who believe! do not forbid (yourselves) the good things which allah has made lawful for you and do not exceed the limits; surely allah does not love those who exceed the limits
PICKTHAL: o ye who believe! forbid not the good things which allah hath made lawful for you, and transgress not, lo! allah loveth not transgressors.
YUSUFALI: o ye who believe! make not unlawful the good things which allah hath made lawful for you, but commit no excess: for allah loveth not those given to excess.
وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَیِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ (۸۸)
و از نعمتهای حلال و پاکیزهای که خداوند به شما روزی داده بخورید و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید بپرهیزید.
QARIB: eat of the lawful and good things with which allah has provided you. have fear of allah in whom you believe.
SHAKIR: and eat of the lawful and good (things) that allah has given you, and be careful of (your duty to) allah, in whom you believe
PICKTHAL: eat of that which allah hath bestowed on you as food lawful and good, and keep your duty to allah in whom ye are believers.
YUSUFALI: eat of the things which allah hath provided for you, lawful and good; but fear allah, in whom ye believe.
لاَ یُؤَاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَیْمَانَکُمْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْک رُونَ
خداوند شما را به خاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده) مواخذه نمی‏کند ولی در برابر سوگندهائی که (از روی اراده) محکم کرده‏اید مواخذه می‏کند، کفاره این گونه قسمها اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‏دهید، یا لباس پوشانیدن بر آن ده نفر و یا آزاد کردن یک برده، و کسی که هیچکدام از اینها را نباید سه روز روزه میگیرد، این کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‏کنید (و مخالفت مینمائید) و سوگندهای خود را حفظ کنید و نشکنید، این چنین خداوند آیات خود را برای شما بیان می‏کند تا شکر او را بجا آورید. ُ
QARIB: allah will not take you to account for a slip in your oaths. but he will take you to account for the?ths which you solemnly swear. its expiation is the feeding of ten needy (people) with such food as you normally offer to your own people; or the clothing of them; or the freeing of a slave. he who does not have must fast three days. that is the expiation of your oaths when you have sworn; but keep your oaths. allah makes plain to you his verses, in order that you are thankful.
SHAKIR: allah does not call you to account for what is vain in your oaths, but he calls you to account for the making of deliberate oaths; so its expiation is the feeding of ten poor men out of the middling (food) you feed your families with, or their clothing, or the freeing of a neck; but whosoever cannot find (means) then fasting for three days; this is the expiation of your oaths when you swear; and guard your oaths. thus does allah make clear to you his communications, that you may be fateful
PICKTHAL: allah will not take you to task for that which is unintentional in your oaths, but he will take you to task for the oaths which ye swear in earnest. the expiation thereof is the feeding of ten of the needy with the average of that wherewith ye feed your own folk, or the clothing of them, or the liberation of a slave, and for him who findeth not (the wherewithal to do so) then a three days&#۰۳۹; fast. this is the expiation of your oaths when ye have sworn; and keep your oaths. thus allah expoundeth unto you his revelations in order that ye may give thanks.
YUSUFALI: allah will not call you to account for what is futile in your oaths, but he will call you to account for your deliberate oaths: for expiation, feed ten indigent persons, on a scale of the average for the food of your families; or clothe them; or give a slave his freedom. if that is beyond your means, fast for three days. that is the expiation for the oaths ye have sworn. but keep to your oaths. thus doth allah make clear to you his signs, that ye may be grateful.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ &#۶۴۸۳۱;۹۰&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یکنوع بخت آزمائی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگارشوید.
QARIB: believers, wine and gambling, idols and divining arrows are abominations from the work of satan. avoid them, in order that you prosper.
SHAKIR: o you who believe! intoxicants and games of chance and (sacrificing to) stones set up and (dividing by) arrows are only an uncleanness, the shaitan&#۰۳۹;s work; shun it therefore that you may be successful
PICKTHAL: o ye who believe! strong drink and games of chance and idols and divining arrows are only an infamy of satan&#۰۳۹;s handiwork. leave it aside in order that ye may succeed.
YUSUFALI: o ye who believe! intoxicants and gambling, (dedication of) stones, and (divination by) arrows, are an abomination,- of satan&#۰۳۹;s handwork: eschew such (abomination), that ye may prosper
إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ &#۶۴۸۳۱;۹۱&#۶۴۸۳۰;
شیطان می‏خواهد در میان شما بوسیله شراب و قمار عداوت ایجاد کند، و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد آیا (با اینهمه زیان و فساد و با این نهی اکید) خودداری خواهید کرد؟!
QARIB: satan seeks to stir up enmi and hatred amo
g you by means of wine and gambling, and to bar you from the remembrance of allah and from praying. will you not abstain from them?
SHAKIR: the shaitan only desires to cause enmity and hatred to spring in your midst by means of intoxicants and games of chance, and to keep you off from the remembrance of allah and from prayer. will you then desist?
PICKTHAL: satan seeketh only to cast among you enmity and hatred by means of strong drink and games of chance, and to turn you from remembrance of allah and from (his) worship. will ye then have done?
YUSUFALI: satan&#۰۳۹;s plan is (but) to excite enmity and hatred between you, with intoxicants and gambling, and hinder you from the remembrance of allah, and from prayer: will ye not then abstain?
وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَی رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ &#۶۴۸۳۱;۹۲&#۶۴۸۳۰;
و اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید و (از مخالفت فرمان او) بترسید، و اگر روی برگردانید (و مخالفت نمائید مستحق مجازات خواهید بود) و بدانید بر پیامبر ما جز ابلاغ آشکار چیز دیگری نیست (و این وظیفه را در برابر شما انجام داده است).
QARIB: obey allah, and obey the messenger. beware; if you give no heed, know that our messenger&#۰۳۹;s duty is only to give the clear delivery.
SHAKIR: and obey allah and obey the messenger and be cautious; but if you turn back, then know that only a clear deliverance of the message is (incumbent) on our messenger
PICKTHAL: obey allah and obey the messenger, and beware! but if ye turn away, then know that the duty of our messenger is only plain conveyance (of the message).
YUSUFALI: obey allah, and obey the messenger, and beware (of evil): if ye do turn back, know ye that it is our messenger&#۰۳۹;s duty to proclaim (the message) in the clearest manner.
لَیْسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ &#۶۴۸۳۱;۹۳&#۶۴۸۳۰;
بر کسانی که ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند گناهی در آنچه خورده‏اند نیست (و نسبت به نوشیدن شراب قبل از نزول حکم تحریم مجازات نمی‏شوند) مشروط بر اینکه تقوا پیشه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند، سپس تقوا پیشه کنند و نیکی نمایند، و خداوند نیکوکاران را دوست می‏دارد.
QARIB: no blame shall be attached to those who believe and did good works in regard to any food they have eaten, so long as they ward off (the forbidden) and believe, and do good deeds, then they fear and believe, and again, so long as they fear and do fine deeds. allah loves the generous.
SHAKIR: on those who believe and do good there is no blame for what they eat, when they are careful (of their duty) and believe and do good deeds, then they are careful (of their duty) and believe, then they are careful (of their duty) and do good (to others), and allah loves those who do good (to others)
PICKTHAL: there shall be no sin (imputed) unto those who believe and do good works for what they may have eaten (in the past). so be mindful of your duty (to allah), and believe, and do good works; and again: be mindful of your duty, and believe; and once again: be mindful of your duty, and do right. allah loveth the good.
YUSUFALI: on those who believe and do deeds of righteousness there is no blame for what they ate (in the past), when they guard themselves from evil, and believe, and do deeds of righteousness,- (or) again, guard themselves from evil and believe,- (or) again, guard themselves from evil and do good. for allah loveth those who do good.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللّهُ بِشَیْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللّهُ مَن یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدَی بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۹۴&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید خداوند شما را به مقداری شکار که (به نزدیکی شما می‏آیند و) دستها و نیزه‏های شما به آنها می‏رسد، می‏آزماید، تا معلوم شود چه کسی از خدا به وسیله ایمان به غیب می‏ترسد، و هر کس بعد از آن تجاوز کند مجازات دردناکی خواهد داشت.
QARIB: believers, allah will test you by means of some hunting which you can catch with your hands and with your spears, in order that allah knows those who fear him in private. for he who transgresses thereafter shall be a painful punishment.
SHAKIR: o you who believe! allah will certainly try you in respect of some game which your hands and your lances can reach, that allah might know who fears him in secret; but whoever exceeds the limit after this, he shall have a painful punishment
PICKTHAL: o ye who believe! allah will surely try you somewhat (in the matter) of the game which ye take with your hands and your spears, that allah may know him who feareth him in secret. whoso transgresseth after this, for him there is a painful doom.
YUSUFALI: o ye who believe! allah doth but make a trial of you in a little matter of game well within reach of game well within reach of your hands and your lances, that he may test who feareth him unseen: any who transgress thereafter, will have a grievous penalty.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّیْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَو عَدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا لِّیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَیَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ &#۶۴۸۳۱;۹۵&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید شکار را در حال احرام به قتل نرسانید و هر کس از شما عمدا آنرا به قتل برساند باید کفاره‏ای معادل آن از چهار پایان بدهد، کفارهای که دو نفر عادل از شما معادل بودن آنرا تصدیق کنند، و به صورت قربانی به (حریم) کعبه برسد، یا (بجای قربانی) اطعام مستمندان کند یا معادل آن روزه بگیرد تا کیفر کار خود را بچشد، خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو کرده است و هر کس تکرار کند خداوند از او انتقام می‏گیرد و خداوند توانا و صاحب انتقام است.
QARIB: o believers, do not kill the hunted while you are in pilgrim sanctity. whosoever of you kills it willfully there shall be a recompense, the like of what he has slain from cattle as shall be judged by two just men among you, an offering to reach the ka&#۰۳۹;bah; or expiation food for needy persons or the equivalent of that in fasting, so that he may taste the weight of the recompense of his action. allah has pardoned what is past; but whoever offends again, allah will take vengeance on him. allah is the almighty, owner of vengeance.
SHAKIR: o you who believe! do not kill game while you are on pilgrimage, and whoever among you shall kill it intentionally, the compensation (of it) is the like of what he killed, from the cattle, as two just persons among you shall judge, as an offering to be brought to the kaaba or the expiation (of it) is the feeding of the poor or the equivalent of it in fasting, that he may taste the unwholesome result of his deed; allah has pardoned what is gone by; and whoever returns (to it), allah will inflict retribution on him; and allah is mighty, lord of retribution
PICKTHAL: o ye who believe! kill no wild game while ye are on the pilgrimage. whoso of you killeth it of set purpose he shall pay its forfeit in the equivalent of that which he hath killed, of domestic animals, the judge to be two men among you known for justice, (the forfeit) to be brought as an offering to the ka&#۰۳۹;bah; or, for expiation, he shall feed poor persons, or the equivalent thereof in fasting, that he may taste the evil consequences of his deed. allah forgiveth whatever (of this kind) may have happened in the past, but whoso relapseth, allah will take retribution from him. allah is mighty, able to requite (the wrong).
YUSUFALI: o ye who believe! kill not game while in the sacred precincts or in pilgrim garb. if any of you doth so intentionally, the compensation is an offering, brought to the ka&#۰۳۹;ba, of a domestic animal equivalent to the one he killed, as adjudged by two just men among you; or by way of atonement, the feeding of the indigent; or its equivalent in fasts: that he may taste of the penalty of his deed. allah forgives what is past: for repetition allah will exact from him the penalty. for allah is exalted, and lord of retribution.
أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّکُمْ وَلِلسَّیَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ &#۶۴۸۳۱;۹۶&#۶۴۸۳۰;
صید دریا و طعام آن برای شما حلال است تا شما و مسافران از آن بهره مند شوید، ولی مادام که محرم هستید صید صحرا برای شما حرام است و از (نافرمانی) خدائی که به سوی او محشور می‏شوید بترسید.
QARIB: made lawful to you is the fished of the sea and its food, an enjoyment for you and for travelers. but you are forbidden the hunted of the land whilst you are on pilgrimage. have fear of allah, before whom you shall all be assembled.
SHAKIR: lawful to you is the game of the sea and its food, a provision for you and for the travellers, and the game of the land is forbidden to you so long as you are on pilgrimage, and be careful of (your duty to) allah, to whom you shall be gathered
PICKTHAL: to hunt and to eat the fish of the sea is made lawful for you, a provision for you and for seafarers; but to hunt on land is forbidden you so long as ye are on the pilgrimage. be mindful of your duty to allah, unto whom ye will be gathered.
YUSUFALI: lawful to you is the pursuit of water-game and its use for food,- for the benefit of yourselves and those who travel; but forbidden is the pursuit of land-game;- as long as ye are in the sacred precincts or in pilgrim garb. and fear allah, to whom ye shall be gathered back.
جَعَلَ اللّهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِّلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْیَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِکَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۹۷&#۶۴۸۳۰;
خداوند، کعبه، بیت الحرام، را وسیله‏ای برای سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده و همچنین ماه حرام و قربانیهای بینشان و قربانیهای نشاندار، اینگونه احکام (حساب شده و دقیق) به خاطر آن است که بدانید خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است میداند و خداوند به هر چیزی دانا است.
QARIB: allah has made the ka&#۰۳۹;bah the sacred house, as an establishment for people; and the sacred month, and the offering, and the necklaces, in order that you know that allah has knowledge of all that is in the heavens and the earth; and that allah has knowledge of all things.
SHAKIR: allah has made the kaaba, the sacred house, a maintenance for the people, and the sacred month and the offerings and the sacrificial animals with garlands; this is that you may know that allah knows whatever is in the heavens and whatever is in the earth, and that allah is the knower of all things
PICKTHAL: allah hath appointed the ka&#۰۳۹;bah, the sacred house, a standard for mankind, and the sacred month and the offerings and the garlands. that is so that ye may know that allah knoweth whatsoever is in the heavens and whatsoever is in the earth, and that allah is knower of all things.
YUSUFALI: allah made the ka&#۰۳۹;ba, the sacred house, an asylum of security for men, as also the sacred months, the animals for offerings, and the garlands that mark them: that ye may know that allah hath knowledge of what is in the heavens and on earth and that allah is well acquainted with all things
اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۹۸&#۶۴۸۳۰;
بدانید خدا دارای مجازات شدید و (در عین حال) آمرزنده و مهربان است.
QARIB: know that allah is stern in retribution, and that
allah is the forgiver and the most merciful.
SHAKIR: know that allah is severe in requiting (evil) and that allah is forgiving, merciful
PICKTHAL: know that allah is severe in punishment, but that allah (also) is forgiving, merciful.
YUSUFALI: know ye that allah is strict in punishment and that allah is oft-forgiving, most merciful.
مَّا عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ یَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَکْتُمُونَ &#۶۴۸۳۱;۹۹&#۶۴۸۳۰;
پیامبر وظیفه‏ای جز ابلاغ رسالت (و دستورهای الهی) ندارد (و مسئول اعمال شما نیست) و خدا میداند چه چیزها را آشکار، و چه چیزها را پنهان میدارید.
QARIB: the duty of the messenger is only the delivery (of the message). allah knows what you reveal and what you hide.
SHAKIR: nothing is (incumbent) on the messenger but to deliver (the message), and allah knows what you do openly and what you hide
PICKTHAL: the duty of the messenger is only to convey (the message). allah knoweth what ye proclaim and what ye hide.
YUSUFALI: the messenger&#۰۳۹;s duty is but to proclaim (the message). but allah knoweth all that ye reveal and ye conceal
قُل لاَّ یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۰&#۶۴۸۳۰;
بگو (هیچگاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند اگر چه کثرت ناپاکها تو را به شگفتی بیندازد، از (مخالفت) خدا بپرهیزید ای صاحبان خرد تارستگارشوید
QARIB: say: &#۰۳۹;the evil and the good are not alike, even if the abundance of evil pleases you. have fear of allah, you who are possessed of minds, in order that you prosper. &#۰۳۹;
SHAKIR: say: the bad and the good are not equal, though the abundance of the bad may please you; so be careful of (your duty to) allah, o men of understanding, that you may be successful
PICKTHAL: say: the evil and the good are not alike even though the plenty of the evil attract thee. so be mindful of your duty to allah, o men of understanding, that ye may succeed.
YUSUFALI: say: "not equal are things that are bad and things that are good, even though the abundance of the bad may dazzle thee; so fear allah, o ye that understand; that (so) ye may prosper."
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْد َ لَکُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ &#۶۴۸۳۱;۱۰۱&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید از مسائلی سوال نکنید که اگر برای شما آشکار گردد شما را ناراحت می‏کند، و اگر به هنگام نزول قرآن از آنها سوال کنید برای شما آشکار میشود، خداوند آنها را بخشیده (و از آن صرف نظر کرده) است و خداوند آمرزنده و حلیم است.
QARIB: believers, do not ask about things that if they appeared to you, would only upset you; but if you ask about them when the koran is being sent down, they shall be made plain to you. allah will pardon it; allah is forgiving, clement.
SHAKIR: o you who believe! do not put questions about things which if declared to you may trouble you, and if you question about them when the quran is being revealed, they shall be declared to you; allah pardons this, and allah is forgiving, forbearing
PICKTHAL: o ye who believe! ask not of things which, if they were made unto you, would trouble you; but if ye ask of them when the qur&#۰۳۹;an is being revealed, they will be made known unto you. allah pardoneth this, for allah is forgiving, clement.
YUSUFALI: o ye who believe! ask not questions about things which, if made plain to you, may cause you trouble. but if ye ask about things when the qur&#۰۳۹;an is being revealed, they will be made plain to you, allah will forgive those: for allah is oft-forgiving, most forbearing.
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا کَافِرِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۲&#۶۴۸۳۰;
جمعی از پیشینیان از آنها سوال کردند و سپس به مخالفت با آن برخاستند، (ممکن است شما هم چنان سرنوشتی پیدا کنید
Unbeliever
QARIB: a nation asked about them before
SHAKIR: a people before you indeed asked such questions, and then became disbelievers on account of them).y ou, and with it they becam
PICKTHAL: a folk before you asked (for such disclosures) and then disbelieved therein.
YUSUFALI: some people before you did ask such questions, and on that account lost their faith.
مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِیرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِیلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّهِ الْکَذِبَ وَأَکْثَرُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۳&#۶۴۸۳۰;
خداوند هیچگونه بحیره و سائبه و وصیله و حام قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی که در زمان جاهلیت استفاده از آنها را ممنوع می‏دانستند و این بدعت در اسلام ممنوع شد) ولی کسانی که کافر شدند بر خدا دروغ میبندند و بیشتر آنها نمیفهمند.
QARIB: allah has not made cattle, a slit eared shecamel, nor a freely grazing shecamel, nor a shecamel that bore twins, nor an uncastrated camel (dedicated to idols), but those who disbelieve invent lies against allah. most of them do not understand.
SHAKIR: allah has not ordained (the making of) a bahirah or a saibah or a wasilah or a hami but those who disbelieve fabricate a lie against allah, and most of them do not understand
PICKTHAL: allah hath not appointed anything in the nature of a bahirah or a sa&#۰۳۹;ibah or a wasilah or a hami, but those who disbelieve invent a lie against allah. most of them have no sense.
YUSUFALI: it was not allah who instituted (superstitions like those of) a slit-ear she-camel, or a she-camel let loose for free pasture, or idol sacrifices for twin-births in animals, or stallion-camels freed from work: it is blasphemers who invent a lie against allah; but most of them lack wisdom.
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَی مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَی الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۴&#۶۴۸۳۰;
و هنگامی که به آنها گفته شود، به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیائید می‏گویند آنچه را از پدران خود یافته‏ایم ما را بس است!، آیا نه چنین است که پدران آنها چیزی نمی‏دانستند و هدایت نیافته بودند؟!
QARIB: when it is said to them: &#۰۳۹;come to that which allah has sent down, and to the messenger, &#۰۳۹; they reply: &#۰۳۹;sufficient for us is what we have found our fathers upon, &#۰۳۹; even though their fathers knew nothing and were not guided.
SHAKIR: and when it is said to them, come to what allah has revealed and to the messenger, they say: that on which we found our fathers is sufficient for us. what! even though their fathers knew nothing and did not follow the right way
PICKTHAL: and when it is said unto them: come unto that which allah hath revealed and unto the messenger, they say: enough for us is that wherein we found our fathers. what! even though their fathers had no knowledge whatsoever, and no guidance?
YUSUFALI: when it is said to them: "come to what allah hath revealed; come to the messenger": they say: "enough for us are the ways we found our fathers following." what! even though their fathers were void of knowledge and guidance?
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَی اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۵&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آوردهاید مراقب خود باشید، هنگامی که شما هدایت یافتید گمراهی کسانی که گمراه شده‏اند به شما زیانی نمی‏رساند، بازگشت همه شما به سوی خدا است و شما را از آنچه عمل میکردید آگاه میسازد.
QARIB: believers, look after your own souls, he who goes astray cannot harm you if you are guided. you shall all return to allah, and he will inform you of what you have done.
SHAKIR: o you who believe! take care of your souls; he who errs cannot hurt you when you are on the right way; to allah is your return, of all (of you), so he will inform you of what you did
PICKTHAL: o ye who believe! ye have charge of your own souls. he who erreth cannot injure you if ye are rightly guided. unto allah ye will all return; and then he will inform you of what ye used to do.
YUSUFALI: o ye who believe! guard your own souls: if ye follow (right) guidance, no hurt can come to you from those who stray. the goal of you all is to allah: it is he that will show you the truth of all that ye do.
یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَیْنِکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الأَرْضِ فَأَصَابَتْکُم مُّصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ فَیُقْسِمَانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَی وَلاَ نَکْتُمُ شَهَادَةَ اللّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۶&#۶۴۸۳۰;
ای کسانی که ایمان آورده‏اید هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد در موقع وصیت باید دو نفر عادل را از میان شما به شهادت بطلبد، یا اگر مسافرت کردید و مرگ شما را فرا رسد (و در راه مسلمانی نیافتید) دو نفر از غیر شما، و اگر به هنگام ادای شهادت در صدق آنها شک کردید آنها را بعد از نماز نگاه می‏دارید تا سوگند یاد کنند که ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم اگر چه در مورد خویشاوندان ما باشد و شهادت الهی را کتمان نمیکنیم که از گناهکاران خواهیم بود.
QARIB: believers, if you are traveling in the land and the affliction of death befalls you, at the bequeathing testimony shall be two just men from among you, or two others from other than you. you shall detain both after the prayer, and they shall swear by allah if you are doubtful: &#۰۳۹;we will not sell it for a price, even though it were a near kinsmen, nor will we hide the testimony of allah, because then we would surely be among the sinful. &#۰۳۹;
SHAKIR: o you who believe! call to witness between you when death draws nigh to one of you, at the time of making the will, two just persons from among you, or two others from among others than you, if you are travelling in the land and the calamity of death befalls you; the two (witnesses) you should detain after the prayer; then if you doubt (them), they shall both swear by allah, (saying): we will not take for it a price, though there be a relative, and we will not hide the testimony of allah for then certainly we should be among the sinners
PICKTHAL: o ye who believe! let there be witnesses between you when death draweth nigh unto one of you, at the time of bequest - two witnesses, just men from among you, or two others from another tribe, in case ye are campaigning in the land and the calamity of death befall you. ye shall empanel them both after the prayer, and, if ye doubt, they shall be made to swear by allah (saying): we will not take a bribe, even though it were (on behalf of) a near kinsman nor will we hide the testimony of allah, for then indeed we should be of the sinful.
YUSUFALI: o ye who believe! when death approaches any of you, (take) witnesses among yourselves when making bequests,- two just men of your own (brotherhood) or others from outside if ye are journeying through the earth, and the chance of death befalls you (thus). if ye doubt (their truth), detain them both after prayer, and let them both swear by allah: "we wish not in this for any worldly gain, even though the (beneficiary) be our near relation: we shall hide not the evidence before allah: if we do, then behold! the sin be upon us!"
فَإِنْ عُثِرَ عَلَی أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ یِقُومَانُ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الأَوْلَیَانِ فَیُقْسِمَانِ بِاللّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَیْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۷&#۶۴۸۳۰;
و اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو مرتکب گناهی شده‏اند (و حق را کتمان کرده‏اند) دو نفر از کسانی که گواهان نخست بر آنها ستم کرده‏اند به جای آنها قرار میگیرند و به خدا سوگند یاد میکنند که گواهی ما از گواهی آن دو به حق نزدیکتر است و ما مرتکب تجاوزی نشدهایم که اگر چنین کرده باشیم از ظالمان خواهیم بود.
QARIB: but if it is discovered that both of them have been subject to sinning, then two others shall stand in their place, these being the nearest of those most concerned, and they shall swear by allah: &#۰۳۹;our testimony is truer than their testimony, and we have not transgressed, because then we would surely be among the harmdoers. &#۰۳۹;
SHAKIR: then if it becomes known that they both have been guilty of a sin, two others shall stand up in their place from among those who have a claim against them, the two nearest in kin; so they two should swear by allah: certainly our testimony is truer than the testimony of those two, and we have not exceeded the limit, for then most surely we should be of the unjust
PICKTHAL: but then, if it is afterwards ascertained that both of them merit (the suspicion of) sin, let two others take their place of those nearly concerned, and let them swear by allah, (saying): verily our testimony is truer than their testimony and we have not transgressed (the bounds of duty), for them indeed we should be of the evil-doers.
YUSUFALI: but if it gets known that these two were guilty of the sin (of perjury), let two others stand forth in their places,- nearest in kin from among those who claim a lawful right: let them swear by allah: "we affirm that our witness is truer than that of those two, and that we have not trespassed (beyond the truth): if we did, behold! the wrong be upon us!"
ذَلِکَ أَدْنَی أَن یَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَی وَجْهِهَا أَوْ یَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَیْمَانٌ بَعْدَ أَیْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۰۸&#۶۴۸۳۰;
این کار بیشتر سبب می‏شود که به حق گواهی دهند (و از خدا بترسند) و یا (از مردم) بترسند که (دروغشان فاش گردد و) سوگندهائی جای سوگندهای آنها را بگیرد، و از (مخالفت) خدا بپرهیزید و گوش فرا دهید و خداوند جمعیت فاسقان را هدایت نمیکند.
timony in proper form, or else they will be QARIB: so it is likelier that they will bear tes afraid that oaths may be rejected after their oaths. fear allah, and listen; allah does not guide the people of the evildoers.
SHAKIR: this is more proper in order that they should give testimony truly or fear that other oaths be given after their oaths; and be careful of (your duty to) allah, and hear; and allah does not guide the transgressing people
PICKTHAL: thus it is more likely that they will bear true witness or fear that after their oaths the oaths (of others) will be taken. so be mindful of your duty (to allah) and hearken. allah guideth not the froward folk.
YUSUFALI: that is most suitable: that they may give the evidence in its true nature and shape, or else they would fear that other oaths would be taken after their oaths. but fear allah, and listen (to his counsel): for allah guideth not a rebellious people:
یَوْمَ یَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّکَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ &#۶۴۸۳۱;۱۰۹&#۶۴۸۳۰;
از آن روز بترسید که خداوند پیامبران را جمع می‏کند و به آنها میگوید مردم در برابر دعوت شما چه پاسخی دادند؟ می‏گویند ما چیزی نمی‏دانیم تو خود از تمام پنهانیها آگاهی.
QARIB: on a day, allah will gather all the messengers and ask them: &#۰۳۹;how were you answered? &#۰۳۹; they will reply: &#۰۳۹;we have no knowledge, you are the knower of the unseen. &#۰۳۹;
SHAKIR: on the day when allah will assemble the messengers, then say: what answer were you given? they shall say: we have no knowledge, surely thou art the great knower of the unseen things
PICKTHAL: in the day when allah gathereth together the messengers, and saith: what was your response (from mankind)? they say: we have no knowledge. lo! thou, only thou art the knower of things hidden,
YUSUFALI: one day will allah gather the messengers together, and ask: "what was the response ye received (from men to your teaching)?" they will say: "we have no knowledge: it is thou who knowest in full all that is hidden."
إِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَعَلَی وَالِدَتِکَ إِذْ أَیَّدتُّکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِی وَتُبْرِیءُ الأَکْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِی وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَی بِإِذْنِی وَإِذْ کَفَفْتُ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَنکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِینٌ &#۶۴۸۳۱;۱۱۰&#۶۴۸۳۰;
بیاد آور هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت متذکر نعمتی که بر تو و مادرت دادم باش، زمانی که تو را بوسیله روح القدس تقویت کردم که در گاهواره و به هنگام بزرگی با مردم سخن میگفتی، و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل بر تو آموختم، و هنگامی که به فرمان من از گل چیزی بصورت پرنده می‏ساختی و در آن می‏دمیدی و به فرمان من پرنده‏ای می‏شد و کور مادرزاد و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من شفا میدادی، و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده میکردی، و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رسانیدن به تو باز داشتم در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی ولی جمعی از کافران آنها گفتند اینها جز سحر آشکار نیست.
QARIB: when allah said: &#۰۳۹;( prophet) jesus, son of mary, remember the favor upon you and on your mother; how i strengthened you with the holy spirit (gabriel), to speak to people in your cradle and of age (when he descends and dies); how i taught you the book and wisdom, the torah and the gospel; and how, by my permission, you fashioned from clay the likeness of a bird, and breathed into it so that, by my permission, it became a living bird. how, by my permission, you healed the blind man and the leper, and by my permission you brought the dead forth; and how i protected you from the children of israel when you brought them clear signs; whereupon the unbelievers among them said: "this is nothing but plain magic".
SHAKIR: when allah will say: o isa son of marium! remember my favor on you and on your mother, when i strengthened you i with the holy spirit, you spoke to the people in the cradle and i when of old age, and when i taught you the book and the wisdom and the taurat and the injeel; and when you determined out of clay a thing like the form of a bird by my permission, then you breathed into it and it became a bird by my permission, and you healed the blind and the leprous by my permission; and when you brought forth the dead by my permission; and when i withheld the children of israel from you when you came to them with clear arguments, but those who disbelieved among them said: this is nothing but clear enchantment
PICKTHAL: when allah saith: o jesus, son of mary! remember my favour unto thee and unto thy mother; how i strengthened thee with the holy spirit, so that thou spakest unto mankind in the cradle as in maturity; and how i taught thee the scripture and wisdom and the torah and the gospel; and how thou didst shape of clay as it were the likeness of a bird by my permission, and didst blow upon it and it was a bird by my permission, and thou didst heal him who was born blind and the leper by my permission; and how thou didst raise the dead by my permission; and how i restrained the children of israel from (harming) thee when thou camest unto them with clear proofs, and those of them who disbelieved exclaimed: this is naught else than mere magic;
YUSUFALI: then will allah say: "o jesus the son of mary! recount my favour to thee and to thy mother. behold! i strengthened thee with the holy spirit, so that thou didst speak to the people in childhood and in maturity. behold! i taught thee the book and wisdom, the law and the gospel and behold! thou makest out of clay, as it were, the figure of a bird, by my leave, and thou breathest into it and it becometh a bird by my leave, and thou healest those born blind, and the lepers, by my leave. and behold! thou bringest forth the dead by my leave. and behold! i did restrain the children of israel from (violence to) thee when thou didst show them the clear signs, and the unbelievers among them said: &#۰۳۹;this is nothing but evident magic.&#۰۳۹;
وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَی الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُواْ بِی وَبِرَسُولِی قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ &#۶۴۸۳۱;۱۱۱&#۶۴۸۳۰;
و بیاد آور زمانی را که به حواریون وحی فرستادم که به من و فرستاده من ایمان بیاورید، آنها گفتند ایمان آوردیم و گواه باش که ما مسلمانیم.
QARIB: when i revealed to the disciples to believe in me and in my messenger they replied: "we believe, bear witness that we submit."
SHAKIR: and when i revealed to the disciples, saying, believe in me and my messenger, they said: we believe and bear witness that we submit (ourselves)
PICKTHAL: and when i inspired the disciples, (saying): believe in me and in my messenger, they said: we believe. bear witness that we have surrendered (unto thee) "we are muslims".
YUSUFALI: "and behold! i inspired the disciples to have faith in me and mine messenger: they said, &#۰۳۹;we have faith, and do thou bear witness that we bow to allah as muslims&#۰۳۹;".
اِذْ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ یَا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَن یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۱۲&#۶۴۸۳۰;
در آن هنگام که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم آیا پروردگار تو میتواند مائده‏ای از آسمان نازل کند؟ او (در پاسخ) گفت از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید!
QARIB: when the disciples said: &#۰۳۹;o (prophet) jesus, son of mary, can your lord send down to us a table from heaven? &#۰۳۹; he replied: &#۰۳۹;have fear of allah, if you are believers. &#۰۳۹;
SHAKIR: when the disciples said: o isa son of marium! will your lord consent to send down to us food from heaven? he said: be careful of (your duty to) allah if you are believers
PICKTHAL: when the disciples said: o jesus, son of mary! is thy lord able to send down for us a table spread with food from heaven? he said: observe your duty to allah, if ye are true believers.
YUSUFALI: behold! the disciples, said: "o jesus the son of mary! can thy lord send down to us a table set (with viands) from heaven?" said jesus: "fear allah, if ye have faith."
قَالُواْ نُرِیدُ أَن نَّأْکُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَکُونَ عَلَیْهَا مِنَ الشَّاهِدِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۱۳&#۶۴۸۳۰;
گفتند (ما نظر سوئی نداریم) میخواهیم از آن بخوریم و دلهای ما (به رسالت تو) مطمئن گردد و بدانیم به ما راست گفته‏ای و بر آن گواه باشیم.
QARIB: &#۰۳۹;we wish to eat of it, &#۰۳۹; they said, &#۰۳۹;so that we can satisfy our hearts and know that what you said to us is true, and that we become witnesses to it. &#۰۳۹;
SHAKIR: they said: we desire that we should eat of it and that our hearts should be at rest, and that we may know that you have indeed spoken the truth to us and that we may be of the witnesses to it
PICKTHAL: (they said:) we wish to eat thereof, that we may satisfy our hearts and know that thou hast spoken truth to us, and that thereof we may be witnesses.
YUSUFALI: they said: "we only wish to eat thereof and satisfy our hearts, and to know that thou hast indeed told us the truth; and that we ourselves may be witnesses to the miracle."
قَالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۱۴&#۶۴۸۳۰;
عیسی عرض کرد: خداوندا، پروردگارا! مائده‏ای از آسمان بر ما بفرست تا عیدی. برای اول و آخر ما باشد و نشانه‏ای از تو، و به ما روزی ده، تو بهترین روزی دهندگانی.
QARIB: &#۰۳۹;allah, our lord, &#۰۳۹; said (proph the son of mary, &#۰۳۹;send down upon us a table out of heaven, that shall be a festival for us the first and the last of us and a sign from you. and provide for us; you are the best of providers. &#۰۳۹;
SHAKIR: isa the son of marium said: o allah, our lord! send i down to us food from heaven which should be to us an ever-recurring happiness, to the first of us and to the last of us, and a sign from thee, and grant us means of subsistence, and thou art the best of the providers
PICKTHAL: jesus, son of mary, said: o allah, lord of us! send down for us a table spread with food from heaven, that it may be a feast for us, for the first of us and for the last of us, and a sign from thee. give us sustenance, for thou art the best of sustainers.
YUSUFALI: said jesus the son of mary: "o allah our lord! send us from heaven a table set (with viands), that there may be for us - for the first and the last of us - a solemn festival and a sign from thee; and provide for our sustenance, for thou art the best sustainer (of our needs)."
قَالَ اللّهُ إِنِّی مُنَزِّلُهَا عَلَیْکُمْ فَمَن یَکْفُرْ بَعْدُ مِنکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِینَ &#۶۴۸۳۱;۱۱۵&#۶۴۸۳۰;
خداوند (دعای او را مستجاب کرد و) گفت من آنرا بر شما نازل میکنم ولی هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید) او را چنان مجازاتی میکنم که احدی از جهانیان را نکرده باشم!
QARIB: allah replied: &#۰۳۹;i am sending it to you. but whoever of you disbelieves thereafter i shall punish him with a punishment that i do not punish anyone from the worlds. &#۰۳۹;
SHAKIR: allah said: surely i will send it down to you, but whoever shall disbelieve afterwards from among you, surely i will chastise him with a chastisement with which i will not chastise, anyone among the nations
PICKTHAL: allah said: lo! i send it down for you. and whoso disbelieveth of you afterward, him surely will i punish with a punishment wherewith i have not punished any of (my) creatures.
YUSUFALI: allah said: "i will send it down unto you: but if any of you after that resisteth faith, i will punish him with a penalty such as i have not inflicted on any one among all the peoples."
وَإِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَکَ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِن کُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ &#۶۴۸۳۱;۱۱۶&#۶۴۸۳۰;
به یادآور زمانی را که خداوند به عیسی بن مریم می‏گوید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو معبود، غیر از خدا، انتخاب کنید؟ او می‏گوید: منزهی تو، من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست بگویم، اگر چنین سخنی را گفته باشم تو می‏دانی، تو از آنچه در روح و جان من است آگاهی و من از آنچه در ذات (پاک) تو است آگاه نیستم، زیرا تو با خبر از تمام اسرار و پنهانیها هستی.
QARIB: and when allah said: &#۰۳۹;( prophet) jesus, son of mary, did you ever say to the people: "take me and my mother for two gods, other than allah?" &#۰۳۹;exaltations to you, &#۰۳۹; he said, &#۰۳۹;how could i say that to which i have no right? if i had said that, you would have surely known. you know what is in my self, but i do not know what is in yours. indeed, you are the knowledgeable of the unseen.
SHAKIR: and when allah will say: o isa son of marium! did you say to men, take me and my mother for two gods besides allah he will say: glory be to thee, it did not befit me that i should say what i had no right to (say); if i had said it, thou wouldst indeed have known it; thou knowest what is in my mind, and i do not know what is in thy mind, surely thou art the great knower of the unseen things
PICKTHAL: and when allah saith: o jesus, son of mary! didst thou say unto mankind: take me and my mother for two gods beside allah? he saith: be glorified! it was not mine to utter that to which i had no right. if i used to say it, then thou knewest it. thou knowest what is in my mind, and i know not what is in thy mind. lo! thou, only thou, art the knower of things hidden?
YUSUFALI: and behold! allah will say: "o jesus the son of mary! didst thou say unto men, worship me and my mother as gods in derogation of allah&#۰۳۹;?" he will say: "glory to thee! never could i say what i had no right (to say). had i said such a thing, thou wouldst indeed have known it. thou knowest what is in my heart, thou i know not what is in thine. for thou knowest in full all that is hidden.
مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ وَکُنتُ عَلَیْهِمْ شَهِیدًا مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَأَنتَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ &#۶۴۸۳۱;۱۱۷&#۶۴۸۳۰;
من به آنها چیزی جز آنچه مرا مامور به آن ساختی نگفتم، به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شما است، و تا آن زمان که میان آنها بودم مراقب و گواه آنان بودم، و هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی تو خود مراقب آنها بودی، و تو گواه بر هر چیز هستی.
QARIB: i spoke to them of nothing except that which you ordered me, that you worship allah, my lord and our lord. i witnessed them whilst living in their midst and ever since you took me to you, you have been the watcher over them. you are the witness of everything.
SHAKIR: i did not say to them aught save what thou didst enjoin me with: that serve allah, my lord and your lord, and i was a witness of them so long as i was among them, but when thou didst cause me to die, thou wert the watcher over them, and thou art witness of all things
PICKTHAL: i spake unto them only that which thou commandedst me, (saying): worship allah, my lord and your lord. i was a witness of them while i dwelt among them, and when thou tookest me thou wast the watcher over them. thou art witness over all things.
YUSUFALI: "never said i to them aught except what thou didst command me to say, to wit, &#۰۳۹;worship allah, my lord and your lord&#۰۳۹;; and i was a witness over them whilst i dwelt amongst them; when thou didst take me up thou wast the watcher over them, and thou art a witness to all things.
إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ &#۶۴۸۳۱;۱۱۸&#۶۴۸۳۰;
(با این حال) اگر آنها را مجازات کنی بندگان تواند (و قادر به فرار از مجازات نیستند) و اگر آنها را ببخشی توانا و حکیمی (نه مجازات تو نشانه عدم حکمت و نه بخشش تو نشانه ضعف است).
QARIB: if you punish them (for their disbelief), they surely are your subjects; and if you forgive them, surely you are the almighty, the wise. &#۰۳۹;
SHAKIR: if thou shouldst chastise them, then surely they are thy servants; and if thou shouldst forgive them, then surely thou art the mighty, the wise
PICKTHAL: if thou punish them, lo! they are thy slaves, and if thou forgive them (lo! they are thy slaves). lo! thou, only thou, art the mighty, the wise.
YUSUFALI: "if thou dost punish them, they are thy servant: if thou dost forgive them, thou art the exalted in power, the wise.
قَالَ اللّهُ هَذَا یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ &#۶۴۸۳۱;۱۱۹&#۶۴۸۳۰;
خداوند می‏گوید: امروز روزی است که راستی راستگویان به آنها سود می‏بخشد، برای آنها باغهائی از بهشت است که آب از زیر (درختان) آن جریان دارد و جاودانه و برای همیشه در آن می‏مانند، خداوند از آنها خشنود و آنها از او خشنود خواهند بود و این رستگاری بزرگی است.
QARIB: allah will say: &#۰۳۹;this is the day the truthful shall benefit by their truthfulness. they shall live for ever in gardens underneath which rivers flow. allah is pleased with them, and they are pleased with him. that is the great winning. &#۰۳۹;
SHAKIR: allah will say: this is the day when their truth shall benefit the truthful ones; they shall have gardens beneath which rivers flow to abide in them for ever: allah is well pleased with them and they are well pleased with allah; this is the mighty achievement
PICKTHAL: allah saith: this is a day in which their truthfulness profiteth the truthful, for theirs are gardens underneath which rivers flow, wherein they are secure for ever, allah taking pleasure in them and they in him. that is the great triumph.
YUSUFALI: allah will say: "this is a day on which the truthful will profit from their truth: theirs are gardens, with rivers flowing beneath,- their eternal home: allah well-pleased with them, and they with allah: that is the great salvation, (the fulfilment of all desires).
لِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِیهِنَّ وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ &#۶۴۸۳۱;۱۲۰&#۶۴۸۳۰;
حکومت آسمانها و زمین و آنچه در آنها است از آن خدا است و او بر هر چیزی توانا است.
QARIB: to allah belongs the kingdom of the heavens anthe earth and what is in them. he has power over all things.
SHAKIR: allah&#۰۳۹;s is the kingdom of the heavens and the earth and what is in them; and he has power over all things
PICKTHAL: unto allah belongeth the sovereignty of the heavens and the earth and whatsoever is therein, and he is able to do all things.
YUSUFALI: to allah doth belong the dominion of the heavens and the earth, and all that is therein, and it is he who hath power over all things.

وبگردی
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.