چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 17 October, 2018

بهشت ایران جایی خارج از نقشه‌ی ایران


بهشت ایران جایی خارج از نقشه‌ی ایران
تعطیلات پیاپی مردادماه فرصت خوبی برای اهالی سفر بود تا از زندگی پر هیاهوی شهری گریخته و خود را در دامان طبیعت رها کنند. هرچند که خیلی‌ها این فرصت را تبدیل کردند به شهرگردی و اقامت یکی دو روزه در هتل و ویلایی شبیه خانه خود و یا کمی کوچک‌تر از خانه همیشگی‌شان!
چند روزی قبل از مبعث، بیژن با من تماس گرفت و از تعطیلات آخر هفته گفت. من که هنوز تصمیم مشخصی نگرفته بودم چند جایی را که از روی گزارش و عکسهای دوستان طبیعت دوست پسندیده بودم برایش شمردم! یکی از این مسیرها دیلمان ـ درفک بود که تقارن زمانی برنامه با مراسم علامت‌کِشی در روستای شاه شهیدان شوق رفتن به دنیای طبیعت و سنت را در آدم دوچندان می‌کرد.
بیژن هم با یکی دو نفر مشورت کرد و نهایتا قرار بر این شد که عصر روز پنجشنبه به مقصد دیلمان حرکت کنیم. سرپرستی برنامه و جمع کردن افراد با بیژن بود (احتمالا از این جمله خیلی خوشش می‌آید!)، به همین دلیل اغلب گروه با هم آشنا بودند و این اولین برنامه‌ای بود که من و همسرم زهره با دوستانی ناآشنا همراه می‌شدیم تا تجربه‌یِ جدیدی را بیازماییم.
بیژن و خواهرش رویا به همراه شکوفه و هلیا، مهدی و همسرش فرزانه، احمد و رفیقش محمد، مینو، آزاده و فرشته، به همراه مهدی عکاس گروه (که عکسهای این گزارش و پست قبلی همه از اوست) و امید راهنمای برنامه، همسفران ما بودند. راستی رؤیا هم پزشک تیم بود!
تا پیش از رسیدن به سیاهکل، مسیر و موقعیت دامنه‌های درفک را با امید نوروزی، راهنمای جوان و پرحرف گروه بررسی کردیم. با توجه به طولانی بودن مسیر و فرصت اندک ما، نهایتا تصمیم گرفتیم که به پیشنهاد امید به منطقه ییلاقی املش که زادبوم خودش هم بود برویم. هرچند که او در این مسیر هم ساعتها را گم کرد و کمی بیش از انتظار راه طولانی شد اما به نظر تصمیم درستی می‌آمد. مخصوصا که همه از شلوغی مسیر شاه شهیدان ما را ترسانده بودند.
شب اول، ساعت حوالی یازده بود که در پارک سیاهکل، کنار استخر بساط کردیم و بعد از خوردن شام به داخل چادرها خزیدیم. هوا مرطوب و کمی گرم بود.
صبح خروس خوان، پیش از بیدار شدن گروه، سحرخیزان سیاهکلی برای ورزش صبحگاهی به پارک آمدند. صبحانه را در همان پارک خوردیم که از برنامه عقب نمانیم و سپس به طرف لاهیجان و املش حرکت کردیم. پس از عبور از لاهیجان از کنار املش گذشته و بعد از پشت سر گذاشتن اطاقوار کمی ارتفاع گرفتیم. نخستین روستایی که در دامنه با آن برخورد کردیم بلوردکان بود.
اهالی در دو سوی جاده بساط کرده و مشغول خرید و فروش در جمعه بازار سنتی بودند. با توجه به گرمای شب گذشته و مسیر نسبتا طولانی‌ای که در منطقه جلگه‌ای طی کرده بودیم خیلی انتظار رسیدن به جای خنک را نداشتیم و کم کم خود را برای مواجهه با یک برنامه‌ِ متوسط آماده می‌کردیم. اما چند ساعت بعد همه چیز تغییر کرد.
از بلوردکان که خارج شدیم جاده‌ای جنگلی با پیچهای پی در پی در دامنه‌های کوهستان آغاز شد. بالارفتن از این مسیر حدود سه ساعت طول کشید. در لابلای پیچها گاهی روستایی زیبا از پشت درختان انبوه به چشم می‌خورد. بعد از سه ساعت آن قدر بالا آمده بودیم که همه چیز زیر پایمان بود: جنگل، روستا و ابرها!
امید گفت که اینجا هِلودشت است (یکجایی در وبلاگها دیدم نوشته هالی دشت) ظاهرا این نام به دلیل وفور نوعی آلوی جنگلی (آلودشت) بر آنجا نهاده شده است. (چون راه‌های این مسیر و نام روستاها، از بلوردکان به بعد، روی اطلس راه‌های ایران نبود نتوانستم اطلاعات خیلی بیشتری بدهم) با مشاهده‌ی منظره زیبای کوه و جنگل همه هیجان زده بودند.
بعد از صرف چای و کمی استراحت در خانه‌ی خاله‌ی امید، با یک دستگاه جیپ! که در عکسها می‌بینید هر ۱۴ نفر به جاده‌ی کوهستانی رفتیم. ماشین عجیب و غریبی که احتمالا بیش از نیم قرن از عمرش را در بالا و پایین راه‌های نیمه خراب آن منطقه سپری کرده بود به هر زور زدنی بود ما را به چشمه‌ی آب کم رمقی در پای درختان تنومند جنگل رساند.
گروهی از بچه‌ها بدون کوچکترین مکثی به دل جنگل زدند و من و احمد و محمد هم مشغول روشن کردن آتش و راه انداختن بساط ناهار شدیم. بیژن هم چرت می‌زد و گاهی غر! یک ساعتی از ظهر گذشته بود که در حال خوردن ناهار، قطرات باران هم به استقبالمان آمدند.
اول خیلی جدی نگرفتیم ولی آنها از ما سمج‌تر بودند. به سرعت سه تا چادر برپا شد و همه به داخل آن پناه بردیم. احتمالا نمی‌توانید تصور کنید که در نیمه مرداد آنهم سرِ ظهر، هوا آن قدر سرد باشد که چاره‌ای جز پناه بردن به چادر وجود نباشد. دو ساعتی به این وضع گذشت ولی از باران و مه غلیظ کاسته نشد. ما که وسایل اقامت را در خانه‌ی خاله خانم گذاشته بودیم چاره‌ای نداشتیم جز اینکه به سرعت خود را به روستا برسانیم تا گرفتار تاریکی و سرما نشویم.
امید کمی زودتر راه افتاد تا بلکه بتواند ماشینی برای بازگشت به بالا بیاورد اما راه، گل‌آلود و هوا خراب‌تر از آن بود که امیدی به آمدن ماشین باشد.
بعد از یک ساعتی از پیاده‌روی به سمت پایین کمی از برودت هوا و بارش باران کاسته شد. امید هم با یک دستگاه از همان ماشینهای عتیقه به ما رسید. هلیا که کمی ناخوش بود به همراه وسایلی که در دست داشتیم با ماشین بازگشت و ما یک ساعت دیگر مسیر آکنده از مه را تا روستا پیاده گز کردیم. کسی دلش نمی‌آمد طبیعت به آن زیبایی را رها کند.
نزدیکهای غروب به روستا رسیدیم. البته روستایی که ۴ تا خانه داشت و یک رستوران! بخاری هیزمی خانه روشن بود! بچه‌ها لباسهای خیس و مرطوب را عوض کردند و هر کسی در گوشه‌ای خودش را سرگرم کرد. من و زهره به همراه مهدی و فرزانه باید شام را آماده می‌کردیم. برای شام تدارک کشک بادمجان را دیده بودیم.
آزاده هم سنگ تمام گذاشت و با تمام دانش آشپزی‌اش به کمک ما آمد. یکی دو ساعتی طول کشید تا کشک بادمجان حاضر شد.
بعد از شام احمد و مهدی به سراغ ظرفها و رفتند. روز خیلی خسته کننده‌ای نداشتیم به همین خاطر تا دو سه ساعتی بعد از شام، بازی و شوخی و گپ و گفتگو ادامه داشت. ساعت از یک بامداد گذشته بود که خاموشی زده شد!
صبح روز سوم، بعد از خوردن خامه و عسل راه افتادیم. هوای بیرون آنقدر دلچسب و فضا چنان رویایی بود که دلمان نمی‌آمد سوار ماشین بشویم. یک ساعتی را با ماشین رفتیم و بعد یکی دو کیلومتر راه را پیاده طی کردیم. حدود ظهر بود که به لاهیجان رسیدیم.
چون می‌خواستیم به شلوغی شهر برخورد نکنیم از زیبایی‌های لاهیجان به بازدید از بقعه‌ی شیخ زاهد گیلانی مرشد و مراد شیخ صفی‌الدین اردبیلی جد دودمان صفویه بسنده کردیم.
تصمیم گرفتیم که ناهار را در امامزاده هاشم (قبل از رودبار) بخوریم اما اوضاع یک روز تعطیل در جاده رشت ـ قزوین ما را به رودبار رساند. در آنجا بچه‌ها به خرید زیتون مشغول شدند و پس از کمی پرسه زدن به طرف منجیل راه افتادیم. در آنجا هم نتوانستیم ناهار بخوریم نهایتا تصمیم گرفتیم املت درست کنیم. جایی بین منجیل و لوشان توقف کردیم و یک شانه تخم مرغ را با یک کیلو گوجه فرنگی در عرض چند دقیقه پخته و نوش جان کردیم.
خوشبختانه مسیر خیلی خوب بود و ترافیک یک روز تعطیل لذت سفر را به کام ما تلخ نکرد! بدون مشکل خاصی حدود ۸ شب به تهران رسیدیم و سفر را با یک جلسه‌ی کوچک انتقاد و پیشنهاد به پایان رساندیم.
با اینکه در سالهای گذشته بارها به نقاط مختلف سفر کرده‌ام اما بدون شک مناظری که در این سفر دیدم یکی از زیباترین‌ جلوه‌های طبیعت بود که در تمام عمرم با آن مواجه شده‌ام.

http://natureiran.persianblog.ir

مطالب مرتبط

رامسر؛ بهشتی بی مانند در دل مازندران

رامسر؛ بهشتی بی مانند در دل مازندران
در منتهی‌الیه ضلع باختری استان مازندران شهری قرار دارد که آن را رامسر نامیده‌اند و نزدیک‌ترین شهر به استان گیلا‌ن است. رامسر یکی از زیباترین شهرهای ایران بوده و مسافت آن تا رشت ۱۱۵ کیلومتر، تا ساری ۲۵۵ کیلومتر و تا تهران ۲۷۸ کیلومتر است.
برای رفتن به رامسر کافی است که از اتوبان کرج بگذریم و خود را به جاده زیبا و پر پیچ و خم چالوس برسانیم. از آنجا کم کم به تونل کندوان می رسیم و پس از گذر از سیاه بیشه و چند شهر و روستای کوچک به مرزن آباد نزدیک می شویم تا به رامسر برسیم، هنوز نمک آبرود و متل قو و چند شهر دیگر در مسیر ماست و در نزدیکی رامسر، نخستین چیزی که ورود ما را خوشآمد می‌گوید فرودگاه کوچک و باغ ملی آن است.به جرات می‌توان گفت که این شهر در میان شهرهای نوار ساحلی خزر ، یگانه شهریست که فاصله جنگل تا دریا در آن به حدود یک کیلومتر می‌رسد. قله های جنگلی مخروطی شکل در کنار دریا و شهر قرار گرفته‌اند و رودخانه صفارود در میانه شهر جاری است.
حیات وحش و تنوع جانوری رامسر به خاطر وجود جنگل های انبوه و کوهستان های وحشی و مراتع بسیار، زیستگاه انواع حیوانات وحشی از جمله خرس، خوک، پلنگ، بز کوهی، روباه، خرگوش، گرگ، شوکا، سمور، میش و ... بوده و ببر مازندران نیز در گذشته در این جنگل‌ها زندگی می کرده است.برخی مورخان بر این باورند که ساکنان نخستین نواحی ساحلی ایران را اقوام بومی آسیایی تشکیل می دادند و گفته می‌شود که نام کهن این سرزمین پورستان بوده است. سپس آریایی ها به خاطر شرایط خوب آب و هوایی به آسیا مهاجرت کرده و نخستین طوایف آریایی در این مـکان ساکن شدند. رامسر به خاطر موقعیت ویژه جغرافیایی و قرار گرفتن در مرز دو استان گیلا‌ن و مازندران دارای گویش گیلکی رامسری است که آن را از گویش مردم گیلا‌ن و مازندران متمایز می کند و آمیزه‌ای بوده از زبان مازنی و گیلکی که این روزها مانند سایر جاهای ایران به خاطر رواج فرهنگ نادرست در حال زوال است.این شهر از گذشته‌های دور از چندین آبادی و ولایت تشکیل شده بود که به سخت سر معروف بوده است و در واقع منطقه رامسر را در روزگاران کهن، گرمه رود می‌گفتند و پس از آن تا انقراض قاجارها سخت سر یا سوخته سر که یکی از دلا‌یل این نامگذاری وجود صخره‌های آهکی و زمین های سخت بوده است. در عین حال هم به گفته مردم سبب این نامگذاری این بوده که در گذشته های دور، رامسر هرگز به یاد ندارد که مردمش در برابر زورگویان دوره خود تسلیم شده باشند و با سرسختی تمام مبارزه می‌کردند، اما در زمان رضاشاه و بنا به گفته خود وی، این مردم را رام و شهر را رامسر نامیده اند. از سال ۱۳۰۰ شمسی با ساخت بناهای مجلل و مهمانخانه‌ای نو و نیز به خاطر وجـود چـشمه‌های آب معدنی گرم به همراه چشم اندازهای طـبیعی بسیار جذاب به رامسر توجه بیشتری شد. از آن پس، شهر رفته رفته توسعه یافت و امروز دارای جمعیتی بیش از ۳۰ هزار نفر است. پلاژهای ساحلی، هتل قدیم رامسر، موزه تماشاگه خزر، جواهر ده و قلعه مارکوه از مهم ترین و دیدنی ترین نقاط منطقه رامسر هستند.
محمد شربتدار، مدیر هتل های آزادی رامسر ضمن تاکید بر تلاش و دقت هر چه بیشتر مسئولا‌ن هتل قدیم رامسر در حفظ و نگهداری این اثر تاریخی درباره پیشینه هتل می گوید: <پیشینه این هتل به سال ۱۳۱۰ شمسی باز می گردد که در سال ۱۳۱۳ به بهره برداری رسیده است. طراح آن یک مهندس ارمنی ایرانی الاصل که تحصیلا‌ت خود را در زمینه معماری در آلمان انجام داده ، به نام غریبیان بود. این هتل با توجه به معماری هنر پیش از اسلام و هنر جدید آلمان طراحی شده است. با توجه به اهمیت نگهداری این اثر به عنوان یک اثر تاریخی و نیز مصالح به کار رفته در این بنا که عموما از چوب است و همچنین رطوبت آب و هوای شمال کشور، ما نهایت تلا‌ش خود را برای حفظ آن از هر گونه آسیبی می‌کنیم.> با توجه به موقعیت جغرافیایی و جاذبه‌های طبیعی رامسر، گردشگاهها و نقاط طبیعی دیدنی بسیاری در این شهر و اطراف آن وجود دارد که عبارتند از پارک جنگلی صفارود که در ۹کیلومتری رامسر و در نزدیکی جاده جواهرده که چشمه های آب سرد معدنی در آن واقع شده است، پارک جنگلی دالخانی در ۳۰ کیلومتری جنوب خاوری رامسر و در مسیر جاده جنت رودبار و تپه های جنگلی که برای شکار و کوهنوردی بسیار مناسب است.علا‌وه بر اینها ویلا‌های باشکوه و باغات مرکبات و کیوی، دهکده ییلا‌قی جواهر ده در ۲۵ کیلومتری جنوب باختری رامسر و در پای قله سمام کوچک که آثار باستانی نیز در آن دیده می شود و چشمه های آب گرم و سرد رامسر که بسیار مشهور بوده و رامسری‌ها بر این باورند که استفاده از این آب گرم ها به صـورت آب تـنـی و قـر‌قره کردن برای رفع دردهای استخوانی و مفاصل، دیابت ، بیماری های قلبی، عصبی و فشار خون بسیار مفید است و چشمه های آب سرد نیز هم اکنون به صورت بهداشتی و از طریق لوله کشی در دسترس گردشگران قرار می گیرد.بناهای دیدنی و آثار تاریخی نیز در رامسر بسیارند و مهمانخانه بزرگ رامسر یکی از دیدنی ترین آنهاست که در میان یک باغ مجلل بر روی تپه‌ای جنگلی و رو به روی شهر قرار دارد. بقعه آقا سید محمد ، امامزاده سید تقی، مسجد و مدرسه عبدالباقی خان، مسجد آدینه و آسا سعید جواهر ده و قلعه پاره نساء از دیگر جاذبه‌های تاریخی این شهر است. اگر بخواهیم نقاط گوناگون کشور را از لحاظ آمار جلب توریست با هم مقایسه کنیم، به سادگی در می یابیم که در ایران بخش‌های شمالی بیشترین طرفدار را دارد و این شاید بدین جهت باشد که فاصله شهرها و روستاها در این بخش ایران، با هم بسیار کم بوده و مسافران به آسانی می توانند با فاصله یک ربع تا نیم ساعت، هم از دریا دیدن کنند و هم کوه‌ها را ببینند.
رامسر یکی از مستعدترین و زیباترین مناطق طبیعت گردی شمال ایران است و تنها شهر شمالی کشور که کوه و دریا به نسبت سایر شهرها به یکدیگر بسیار نزدیک ترند و مانند سـایـر نـقـاط شـمـالـی کـشـور در بـیشتر فصول پذیرای گردشگران است. اواسط اردیبهشت ماه شاید یکی از بهترین زمان ها برای سفر به رامسر باشد که هم آب و هوای خوش دارد و هم دیدن شکوفه‌های بهار نارنج گردشگران را به وجد میآورد. آب و هوای دلچسب این منطقه در خرداد ماه نیز گردشگران را به سوی خود فرا می خواند و در تیر ماه رامسری‌ها میزبان مسافرانی هستند که برای فرار از گرمای شهرشان و گذران تعطیلا‌ت تابستانی سری به این منطقه می‌زنند و البته گرچه میهمان نزد ما ایرانیان بسیار عزیز است؛ اما گاه دیده می شود که همین میهمان عزیز در نگهداری و حفظ نظافت خانه میزبان چندان هم کوشا نیست. توجه نکردن بیشتر مسافرانی که به مراکز تفریحی رامسر میآیند به حفظ محیط زیست و تمیز نگه‌داشتن سرویس های بهداشتی در برخی مناطق به ویژه در پارک های جنگلی سبب شده که گاه، علی رغم وجود سطل آشغال و امکانات جمع آوری زباله ها ، در گوشه و کنار این مناطق رد پای زباله ها و آلودگی های ناخوشایند دیده شود.در رامسر و روستاهای توابع آن ، تولید صنایع دستی و خانگی رواج فراوان دارد و عده بسیاری از این راه امرار معاش می‌کنند. وفور مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت محصولا‌ت دستی از مهم ترین عوامل گستردگی این گونه صنایع در رامسر است. ساخت لوازم تزئینی با چوب، بافت چادر شب و نوعی پارچه دستباف به خاطر گرانی و زحمت زیاد ، متوقف شده و کم کم به خاطره ها پیوسته است . نمدمالی و نمد بافی نیز به خاطر نداشتن توانایی در رقابت با فرش ماشینی در حال نابودی است. قدک بافی که گونه ای پارچه و لباس دستباف محلی است، از دیگر صنایع دستی رامسر بوده که سوغات خوبی برای گردشگران است.صنایع دستی به علا‌وه همه محصولا‌ت کشاورزی و دامی شهر از انواع سبزیجات، ترشیجات و میوه‌های محلی تازه و معطر گرفته تا لبنیات ، ماهی ، مرغابی و تخم مرغ در بازار سنتی که به نام همان روزها معروف است، عرضه می‌شود.
در رامسر شنبه و سه شنبه هر هفته، در سادات شهر،‌روزهای چهارشنبه و در کتالم دوشنبه‌ها را روز بازار می دانند.رامسر اگرچه به نسبت شهرهای بزرگ ایران شهر کوچکی است؛ اما دارای کتابخانه، مراکز فرهنگی و ورزشی بسیاری بوده که برخی قدمتشان به بیش از ۴۰ سال می رسد و از این رو بسیار مشهور هستند.سرزمین ایران شاید یکی از نادرترین کشورهای دنیا از لحاظ جاذبه های توریستی و اکوتوریستی باشد که هم چهار فصل سال را در مناطق گوناگون خود داشته و هم برخی از این مناطق هنوز بکر و دست نخورده‌اند؛ اما با این همه، رسیدگی چندانی به این نعمت های خدادادی نمی شود. تابستان امسال فرماندار رامسر با تاکید براینکه در حال حاضر در استان مازندران از لحاظ زیر ساخت های گردشگری از جمله امکانات رفاهی، اقامتی و تفریحی کمترین مشکل را داریم، گفت:‌<در گذشته ما مشکلا‌ت بسیاری در این زمینه داشتیم؛ اما خوشبختانه امروز این مشکلا‌ت به حداقل رسیده و همچنان نیز تلا‌ش می شود تا باقی این مشکلا‌ت را نیز برطرف کنیم.> آقای باباخانی ضمن اینکه از برنامه های آینده برای توسعه شهر رامسر و از طرح در دست بررسی ترمیم بافت فرسوده این شهر خبر می داد، افزود: <طرحی برای ترمیم بافت فرسوده شهر در دسـت بررسی است و فعلا‌ مشغول انجام یکسری کارهایی در زمینه ایجاد امکانات رفاهی برای گردشگران هستیم. فرودگاه رامسر را نیز که زمانی تنها هواپیماهای کوچک می توانستند در آن فرود بیایند، تا حد زیادی توسعه داده‌ایم.>

با توجه به موقعیت جغرافیایی رامسر و استعداد بی‌نظیر آن برای توسعه اکوتوریسم،‌سازمان ایرانگردی مازندران در جهت تقویت زیرساخت های گردشگری از طریق ساخت و مرمت هتل ها و اقامتگاه ها و نیز ایجاد مراکز تفریحی بیشتر ، می کوشد.

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی