چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷ / Wednesday, 23 January, 2019

بهشت ایران جایی خارج از نقشه‌ی ایران


بهشت ایران جایی خارج از نقشه‌ی ایران
تعطیلات پیاپی مردادماه فرصت خوبی برای اهالی سفر بود تا از زندگی پر هیاهوی شهری گریخته و خود را در دامان طبیعت رها کنند. هرچند که خیلی‌ها این فرصت را تبدیل کردند به شهرگردی و اقامت یکی دو روزه در هتل و ویلایی شبیه خانه خود و یا کمی کوچک‌تر از خانه همیشگی‌شان!
چند روزی قبل از مبعث، بیژن با من تماس گرفت و از تعطیلات آخر هفته گفت. من که هنوز تصمیم مشخصی نگرفته بودم چند جایی را که از روی گزارش و عکسهای دوستان طبیعت دوست پسندیده بودم برایش شمردم! یکی از این مسیرها دیلمان ـ درفک بود که تقارن زمانی برنامه با مراسم علامت‌کِشی در روستای شاه شهیدان شوق رفتن به دنیای طبیعت و سنت را در آدم دوچندان می‌کرد.
بیژن هم با یکی دو نفر مشورت کرد و نهایتا قرار بر این شد که عصر روز پنجشنبه به مقصد دیلمان حرکت کنیم. سرپرستی برنامه و جمع کردن افراد با بیژن بود (احتمالا از این جمله خیلی خوشش می‌آید!)، به همین دلیل اغلب گروه با هم آشنا بودند و این اولین برنامه‌ای بود که من و همسرم زهره با دوستانی ناآشنا همراه می‌شدیم تا تجربه‌یِ جدیدی را بیازماییم.
بیژن و خواهرش رویا به همراه شکوفه و هلیا، مهدی و همسرش فرزانه، احمد و رفیقش محمد، مینو، آزاده و فرشته، به همراه مهدی عکاس گروه (که عکسهای این گزارش و پست قبلی همه از اوست) و امید راهنمای برنامه، همسفران ما بودند. راستی رؤیا هم پزشک تیم بود!
تا پیش از رسیدن به سیاهکل، مسیر و موقعیت دامنه‌های درفک را با امید نوروزی، راهنمای جوان و پرحرف گروه بررسی کردیم. با توجه به طولانی بودن مسیر و فرصت اندک ما، نهایتا تصمیم گرفتیم که به پیشنهاد امید به منطقه ییلاقی املش که زادبوم خودش هم بود برویم. هرچند که او در این مسیر هم ساعتها را گم کرد و کمی بیش از انتظار راه طولانی شد اما به نظر تصمیم درستی می‌آمد. مخصوصا که همه از شلوغی مسیر شاه شهیدان ما را ترسانده بودند.
شب اول، ساعت حوالی یازده بود که در پارک سیاهکل، کنار استخر بساط کردیم و بعد از خوردن شام به داخل چادرها خزیدیم. هوا مرطوب و کمی گرم بود.
صبح خروس خوان، پیش از بیدار شدن گروه، سحرخیزان سیاهکلی برای ورزش صبحگاهی به پارک آمدند. صبحانه را در همان پارک خوردیم که از برنامه عقب نمانیم و سپس به طرف لاهیجان و املش حرکت کردیم. پس از عبور از لاهیجان از کنار املش گذشته و بعد از پشت سر گذاشتن اطاقوار کمی ارتفاع گرفتیم. نخستین روستایی که در دامنه با آن برخورد کردیم بلوردکان بود.
اهالی در دو سوی جاده بساط کرده و مشغول خرید و فروش در جمعه بازار سنتی بودند. با توجه به گرمای شب گذشته و مسیر نسبتا طولانی‌ای که در منطقه جلگه‌ای طی کرده بودیم خیلی انتظار رسیدن به جای خنک را نداشتیم و کم کم خود را برای مواجهه با یک برنامه‌ِ متوسط آماده می‌کردیم. اما چند ساعت بعد همه چیز تغییر کرد.
از بلوردکان که خارج شدیم جاده‌ای جنگلی با پیچهای پی در پی در دامنه‌های کوهستان آغاز شد. بالارفتن از این مسیر حدود سه ساعت طول کشید. در لابلای پیچها گاهی روستایی زیبا از پشت درختان انبوه به چشم می‌خورد. بعد از سه ساعت آن قدر بالا آمده بودیم که همه چیز زیر پایمان بود: جنگل، روستا و ابرها!
امید گفت که اینجا هِلودشت است (یکجایی در وبلاگها دیدم نوشته هالی دشت) ظاهرا این نام به دلیل وفور نوعی آلوی جنگلی (آلودشت) بر آنجا نهاده شده است. (چون راه‌های این مسیر و نام روستاها، از بلوردکان به بعد، روی اطلس راه‌های ایران نبود نتوانستم اطلاعات خیلی بیشتری بدهم) با مشاهده‌ی منظره زیبای کوه و جنگل همه هیجان زده بودند.
بعد از صرف چای و کمی استراحت در خانه‌ی خاله‌ی امید، با یک دستگاه جیپ! که در عکسها می‌بینید هر ۱۴ نفر به جاده‌ی کوهستانی رفتیم. ماشین عجیب و غریبی که احتمالا بیش از نیم قرن از عمرش را در بالا و پایین راه‌های نیمه خراب آن منطقه سپری کرده بود به هر زور زدنی بود ما را به چشمه‌ی آب کم رمقی در پای درختان تنومند جنگل رساند.
گروهی از بچه‌ها بدون کوچکترین مکثی به دل جنگل زدند و من و احمد و محمد هم مشغول روشن کردن آتش و راه انداختن بساط ناهار شدیم. بیژن هم چرت می‌زد و گاهی غر! یک ساعتی از ظهر گذشته بود که در حال خوردن ناهار، قطرات باران هم به استقبالمان آمدند.
اول خیلی جدی نگرفتیم ولی آنها از ما سمج‌تر بودند. به سرعت سه تا چادر برپا شد و همه به داخل آن پناه بردیم. احتمالا نمی‌توانید تصور کنید که در نیمه مرداد آنهم سرِ ظهر، هوا آن قدر سرد باشد که چاره‌ای جز پناه بردن به چادر وجود نباشد. دو ساعتی به این وضع گذشت ولی از باران و مه غلیظ کاسته نشد. ما که وسایل اقامت را در خانه‌ی خاله خانم گذاشته بودیم چاره‌ای نداشتیم جز اینکه به سرعت خود را به روستا برسانیم تا گرفتار تاریکی و سرما نشویم.
امید کمی زودتر راه افتاد تا بلکه بتواند ماشینی برای بازگشت به بالا بیاورد اما راه، گل‌آلود و هوا خراب‌تر از آن بود که امیدی به آمدن ماشین باشد.
بعد از یک ساعتی از پیاده‌روی به سمت پایین کمی از برودت هوا و بارش باران کاسته شد. امید هم با یک دستگاه از همان ماشینهای عتیقه به ما رسید. هلیا که کمی ناخوش بود به همراه وسایلی که در دست داشتیم با ماشین بازگشت و ما یک ساعت دیگر مسیر آکنده از مه را تا روستا پیاده گز کردیم. کسی دلش نمی‌آمد طبیعت به آن زیبایی را رها کند.
نزدیکهای غروب به روستا رسیدیم. البته روستایی که ۴ تا خانه داشت و یک رستوران! بخاری هیزمی خانه روشن بود! بچه‌ها لباسهای خیس و مرطوب را عوض کردند و هر کسی در گوشه‌ای خودش را سرگرم کرد. من و زهره به همراه مهدی و فرزانه باید شام را آماده می‌کردیم. برای شام تدارک کشک بادمجان را دیده بودیم.
آزاده هم سنگ تمام گذاشت و با تمام دانش آشپزی‌اش به کمک ما آمد. یکی دو ساعتی طول کشید تا کشک بادمجان حاضر شد.
بعد از شام احمد و مهدی به سراغ ظرفها و رفتند. روز خیلی خسته کننده‌ای نداشتیم به همین خاطر تا دو سه ساعتی بعد از شام، بازی و شوخی و گپ و گفتگو ادامه داشت. ساعت از یک بامداد گذشته بود که خاموشی زده شد!
صبح روز سوم، بعد از خوردن خامه و عسل راه افتادیم. هوای بیرون آنقدر دلچسب و فضا چنان رویایی بود که دلمان نمی‌آمد سوار ماشین بشویم. یک ساعتی را با ماشین رفتیم و بعد یکی دو کیلومتر راه را پیاده طی کردیم. حدود ظهر بود که به لاهیجان رسیدیم.
چون می‌خواستیم به شلوغی شهر برخورد نکنیم از زیبایی‌های لاهیجان به بازدید از بقعه‌ی شیخ زاهد گیلانی مرشد و مراد شیخ صفی‌الدین اردبیلی جد دودمان صفویه بسنده کردیم.
تصمیم گرفتیم که ناهار را در امامزاده هاشم (قبل از رودبار) بخوریم اما اوضاع یک روز تعطیل در جاده رشت ـ قزوین ما را به رودبار رساند. در آنجا بچه‌ها به خرید زیتون مشغول شدند و پس از کمی پرسه زدن به طرف منجیل راه افتادیم. در آنجا هم نتوانستیم ناهار بخوریم نهایتا تصمیم گرفتیم املت درست کنیم. جایی بین منجیل و لوشان توقف کردیم و یک شانه تخم مرغ را با یک کیلو گوجه فرنگی در عرض چند دقیقه پخته و نوش جان کردیم.
خوشبختانه مسیر خیلی خوب بود و ترافیک یک روز تعطیل لذت سفر را به کام ما تلخ نکرد! بدون مشکل خاصی حدود ۸ شب به تهران رسیدیم و سفر را با یک جلسه‌ی کوچک انتقاد و پیشنهاد به پایان رساندیم.
با اینکه در سالهای گذشته بارها به نقاط مختلف سفر کرده‌ام اما بدون شک مناظری که در این سفر دیدم یکی از زیباترین‌ جلوه‌های طبیعت بود که در تمام عمرم با آن مواجه شده‌ام.

http://natureiran.persianblog.ir

مطالب مرتبط

تویسرکان، قطعه‌ای از بهشت ایران

تویسرکان، قطعه‌ای از بهشت ایران
تویسرکان یکی از شهرهای بسیار کهن و باستانی ایران است که قدمتش به۳ تا ۴ هزار سال پیش می رسد. نام اولیه این سرزمین زورآور یا رودآور بوده که در حال حاضر از این اسم روستایی به نام رودآور در ۷ کیلومتری جنوب غربی شهر تویسرکان باقی مانده است.
برخی معتقدند تویسرکان از۲ قصبه توی و سرکان تشکیل شده که سرکان فعلاً در۱۰ کیلومتری شمال شهر وجود دارد و توی هم همان تویسرکان فعلی است.
پرویز اذکایی یکی از مورخان نامی همدان در همدان نامه اش درباره وجه تسمیه تویسرکان آورده است: نخست باید معنای اسم توی را دانست که تنها با اسم قریه توبین میان ده های موبین و برفین در ناحیه قدیمی ماوشان همدان یا امامزاده کوه کنونی قابل مقایسه است و شاید به معنای درون و اندرون و یا ته و توی باشد.
احتمال دیگر آنکه در وجه اصلی کلمه توز بوده که به معنای توت و درخت آن است، به هر حال، کهن واژه ایست فارسی و هیچ ربطی به توی Toi ترکی به معنای جشن و ضیافت ندارد. اما معنی اسم سرکان که برخی از ایرانشناسان آلمانی آن را سرخان ضبط کرده و گفته اند که بر بالای سرخ رود باشد، پس بدان نسبت یافته است. ولی این وجه تسمیه درست نیست و به احتمال قوی سرکان به معنای بالای کوه بوده است.
● جغرافیای تویسرکان
شهرستان تویسرکان با مساحتی معادل یکهزار و۵۵۶ کیلومتر مربع، ۷‎/۹۸ درصد از مساحت استان همدان را در برگرفته است. مختصات جغرافیایی آن بین مدار۳۴ درجه و۲۰ دقیقه تا۳۴ درجه و۴۸ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۵ دقیقه تا۴۸ درجه و ۳۸ دقیقه طول شرقی است.
تویسرکان در دامنه جنوب غربی رشته کوه الوند قرار گرفته و منطقه ای کاملاً کوهستانی است و دارای آب و هوای خشک و سرد است. این شهرستان از شمال به کوه الوند و همدان، از جنوب به شهرستان نهاوند، از مشرق به شهرهای همدان و ملایر و از غرب نیز به شهرستان کنگاور از استان کرمانشاه محدود می شود.
کوه های خان گرمز، کمر زرد، کلیان و سیاه دره از ارتفاعات مهم این شهرستان به شمار می آیند.
۲ رودخانه مهم از منطقه تویسرکان سرچشمه می گیرند، رودخانه کرزانرود از قسمت های علیای دره گشانی و سنجوزان سرچشمه گرفته و حوالی آبادی آریکان با دو شعبه از رود سرابی و سرکان یکی شده و به نام قلقل رود به طرف جنوب غربی شهرستان امتداد می یابد. رودخانه خرم رود از دره های شمال شرقی شهرستان در جنوب کوه الوند سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به رودخانه کندر به طرف غرب جریان دارد. این رودها که همگی رودهای کم آبی هستند سرانجام به گاماسیاب در کرمانشاه می پیوندند.
● فرهنگ و هنر و گردشگری
در این شهرستان تعداد ۱۶۷ مکان مذهبی شامل اماکن متبرکه، امامزاده و حسینیه وجود دارد. یک واحد سینما نیز در تویسرکان فعالیت می کند. تعداد جاذبه های گردشگری در این شهرستان ۵۷ مورد است که حدود یک چهارم کل اماکن گردشگری استان همدان را به خود اختصاص داده است. همچنین در این شهرستان یک هتل به گردشگران خدمات ارائه می دهد.
● زراعت و باغداری
اگرچه بیشتر ایرانیان تویسرکان را همراه با محصول گردوی آن می شناسند و این شهر به خاطر وجود گردوهای خوب و مرغوبش معروف شده است اما قابلیت های فراوان دیگری نیز در این شهر وجود دارد که هریک به نوبه خود بر رشد استعدادها و توانمندی های این دیار و افزایش سطح اقتصاد، درآمدزایی و جذب توریست برای شهرستان تویسرکان می توانند مؤثر باشند.
در ترکیب محصولات سالانه تویسرکان می توان به گندم، جو، علوفه، حبوبات، محصولات جالیزی، سیب زمینی، گردو، سیب، آلو، هلو، گلابی و... اشاره کرد. گفتنی است، گردو محصول عمده صادراتی این شهرستان به سایر کشورها محسوب می شود.
● صنعت و معدن
همچنین در تویسرکان معادن سنگ از جمله سنگ چینی، سنگ گرانیت، سنگ گچ، سنگ مرمر، سنگ آهک و سیلیس به وفور یافت می شود.
در سال ۱۳۸۲ در این شهرستان تعداد ۱۷ معدن با اشتغالزایی ۱۵۰ نفر و میزان ذخیره مواد معدنی یک میلیون و ۴۲۵ هزار و ۵۰۰ تن و سطح پوشش ۶۸‎/۸۳ کیلومتر مربع وجود داشته است.
● عمده ترین قابلیت ها و نقاط قوت تویسرکان
نیمه شمالی شهرستان تویسرکان دارای موقعیت مناسب آب و خاک برای توسعه باغ ها بویژه گردو است. از مجموع ۵ هزار و ۷۰۰ هکتار باغ های موجود، ۳ هزار و ۴۰۰ هکتار به گردو اختصاص دارد که یکی از اقلام مهم صادراتی شهرستان است. تولید سالانه گردو بالغ بر ۶ هزار و ۸۶۲ تن بوده که ۳۵‎/۲ درصد تولید گردوی استان را شامل می شود.
در شهرستان تویسرکان یک شهرک صنعتی در آریکان، یک ناحیه صنعتی در فرسفج و ۲ مجتمع صنعتی در روستاهای اشترمل و جیجانکوه وجود دارد.
وجود مواد خام و اولیه مانند معادن انواع سنگ های تزیینی از جمله گرانیت، سنگ سیاه و سنگ سیلیس نیز از مواردی است که بر قابلیت های صنعتی تویسرکان می افزاید. وجود مواد اولیه لازم برای
منبت کاری و نجاری مانند چوب مرغوب درختانی نظیر گردو و وجود کانون های خودجوش منبت کاری در این منطقه حائز اهمیت است.
نیروی ماهر در صنایع دستی و روستایی همچون قالیبافی، جاجیم بافی، سفالگری و منبت کاری در کنار جاذبه های تاریخی، طبیعی و فرهنگی قابل توجه هستند. علاوه بر این، این شهرستان دارای آب و هوایی مناسب و باغ های سرسبز و وسیع و جاذبه های طبیعی کم نظیر است.
● صنایع دستی
شاغلان صنایع دستی این شهرستان در رشته های مصنوعات چوب و قالیبافی فعالیت می کنند. منبت کاری از صنایع دستی در خور اهمیت این شهرستان است. بافت گلیم و گیوه نیز از دیگر صنایع دستی مهم این شهرستان محسوب می شوند که ارزش صادراتی دارند. با توجه به اینکه صادرات فرش های دستی تویسرکان از دیرباز دارای اهمیت ویژه ای بوده است، در این بخش بطور مختصر گذری کوتاه بر فرش تویسرکان خواهیم داشت .
● فرش در تویسرکان
اگر نه در شهر، بی تردید در روستاهای تویسرکان به دلیل وجود زمستان های پربرف و روستاهای دور از دسترس و وجود پشم و پنبه فراوان، از قدیم قالیبافی وجود داشته است. وجود فرش های نسبتاً مرغوب با نقوش و رنگ آمیزی های زیبا که متجاوز از ۱۰۰ سال عمر دارند، نشان از فرش بافی مطلوب و با ارزش در برخی روستاها یا مناطقی که دارای خان و ارباب بوده اند، دارد.
بنابر برخی نقل قول ها، حمزه اردلان، به دلیل اینکه از خان های بزرگ تویسرکان بوده است استاد یوسف نامی را از تبریز برای بافت فرش می آورد. او بنیانگذار نوعی فرش بافی مرغوب در برخی از روستاها بخصوص روستای فتح آباد می شود. بی شک خامه ها و نخ های مورد مصرف در طول سال ها، با دست ریسیده شده و با رنگ های طبیعی محلی رنگ می شده است که امروزه نیز نمونه های زیبایی از این نوع پشم و رنگ آمیزی را در برخی از فرش های قدیمی شاهد هستیم. به طور کلی فرش بافی در تویسرکان عمدتاً روستایی است و بافندگان شهر بیشتر مهاجر و زن هستند. گره فرش از نوع ترکی است . فرش های روستایی دارای اشکال ساده و ابتدایی هستند که در آنها پرنده و حیوانات نیز دیده می شود، قالی ها درشت بافت و گوشتی و دارای پرز بلند و غالباًیک پود هستند.
بافندگان روستایی به علت سقوط کیفیت فرش از نظر جنس و رنگ و نقوش اصلاح نشده (تکراری و غلط بافی) و نبود آموزش معمولا فقیر هستند. برخی از روستاهای مهم قالیبافی عبارتند از: روستای بیرده (ابودردا)، اشتر مله، سیادره، پیرپازول، شهرستانه، گل زرد، تخته گلی، تخته سفید، بابا کمال و یعقوب شاه.
معروف ترین نقشه تویسرکان به نام اصادوقی (آقا صادقی) بنابه اظهار اهالی از روستای ابودردا سرچشمه گرفته است و همچنین نقشه مالیچه (که اژدر نیز نامیده شده) و نقشه دارایی (که همان اصادوقی است) و نقشه زاغه که مربوط به ۲ روستای ابودردا و مالیچه و روستای زاغه است، قالیبافی نسبتاً خوبی دارند. فرش های تولیدی در این منطقه از ۲ متر تا ۱۲ مترمربع هستند.
● مقبره حیقوق نبی(ع)
یکی از مکان های زیارتگاهی معروف این شهرستان مدفن حضرت حیقوق نبی(ع) از پیامبران منسوب به بنی اسرائیل است که وصی دهم حضرت موسی عیله السلام نیز بوده و قدمت آن به حدود۲ هزار و۶۰۰ سال قبل می رسد. پس از تصرف قدس از سوی بخت النصر، حیقوق و دانیال (که او هم از پیامبران بنی اسرائیل است) به اسارت در آمدند. در سال ۵۳۸ قبل از میلاد قدس از سوی کوروش پادشاه هخامنشی تصرف شد و همه اسیران و زندانیان را آزاد کرد که حیقوق با جمعی از یاران خود به سمت ایران حرکت و در تویسرکان اقامت کرد و در همین سرزمین فوت کرد و به خاک سپرده شده است. مقبره حیقوق نبی(ع) در یک کیلومتری غرب شهر تویسرکان قرار دارد. ساختمان بنای آن مربوط به پیش از تسلط اسلام بر ایران است و در زمان سلاطین اسلام یک قسمت از طبقه فوقانی آن ریخت و بنای فعلی در زمان سلجوقیان بنا شده است. در شمال آن تپه مختصری از باقیمانده مسجد وجود دارد و این طور که بر می آید دارای ۴ برج و دیوار بوده و نشانه هایی از آن هنوز باقی است.
● آرامگاه میر رضی الدین آرتیمانی
از دیگر مشاهیر مدفون در تویسرکان میررضی الدین آرتیمانی است که از شعرا و عرفای عصر صفوی به شمار می آید که در آرتیمان به دنیا آمده است. وی در۳۰ سالگی به دربار شاه عباس صفوی راه می یابد و دارای عزت و احترام بوده است تا آنجا که داماد خاندان صفوی شده اما تشریفات درباری به مذاقش سازگار نیامد و دم و دستگاه شاهنشاهی را رها کرد و به وطن برگشت و در شمال شهر تویسرکان خانقاهی برای خود رو به راه کرد که هم اکنون هم مزار و مقبره او مورد زیارت اهل دل و عشاق دل سوخته است.
آرامگاه میر رضی در دامنه کوهی مشرف به شهر جایی بسیار باصفا به نام همینه یا هیمنه قرار گرفته و سال های دور مقبره آن که به نحو بسیار تأثر انگیزی رو به ویرانی نهاده بود، مرمت شد.
دیوان اشعار این شاعر نامی به کوشش محمدعلی امامی یکی از فرهنگیان چاپ و منتشر شده است. وی علاوه بر دیوان شعر، ساقی نامه معروفی نیز دارد.

وبگردی
تجمع بازنشستگان مقابل وزارت کار
تجمع بازنشستگان مقابل وزارت کار - صبح سه‌شنبه (۲ بهمن) جمعی از بازنشستگان کشور از جمله معلمان بازنشسته در اعتراض به وضعیت معیشتی و همچنین وضعیت نامشخص صندوق بازنشستگی، روبروی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تجمع کردند و همین مسأله هشتگ #بازنشستگان را در فضای مجازی پربازتاب کرد.
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.