شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ / Saturday, 26 May, 2018

بهشت ایران جایی خارج از نقشه‌ی ایران


بهشت ایران جایی خارج از نقشه‌ی ایران
تعطیلات پیاپی مردادماه فرصت خوبی برای اهالی سفر بود تا از زندگی پر هیاهوی شهری گریخته و خود را در دامان طبیعت رها کنند. هرچند که خیلی‌ها این فرصت را تبدیل کردند به شهرگردی و اقامت یکی دو روزه در هتل و ویلایی شبیه خانه خود و یا کمی کوچک‌تر از خانه همیشگی‌شان!
چند روزی قبل از مبعث، بیژن با من تماس گرفت و از تعطیلات آخر هفته گفت. من که هنوز تصمیم مشخصی نگرفته بودم چند جایی را که از روی گزارش و عکسهای دوستان طبیعت دوست پسندیده بودم برایش شمردم! یکی از این مسیرها دیلمان ـ درفک بود که تقارن زمانی برنامه با مراسم علامت‌کِشی در روستای شاه شهیدان شوق رفتن به دنیای طبیعت و سنت را در آدم دوچندان می‌کرد.
بیژن هم با یکی دو نفر مشورت کرد و نهایتا قرار بر این شد که عصر روز پنجشنبه به مقصد دیلمان حرکت کنیم. سرپرستی برنامه و جمع کردن افراد با بیژن بود (احتمالا از این جمله خیلی خوشش می‌آید!)، به همین دلیل اغلب گروه با هم آشنا بودند و این اولین برنامه‌ای بود که من و همسرم زهره با دوستانی ناآشنا همراه می‌شدیم تا تجربه‌یِ جدیدی را بیازماییم.
بیژن و خواهرش رویا به همراه شکوفه و هلیا، مهدی و همسرش فرزانه، احمد و رفیقش محمد، مینو، آزاده و فرشته، به همراه مهدی عکاس گروه (که عکسهای این گزارش و پست قبلی همه از اوست) و امید راهنمای برنامه، همسفران ما بودند. راستی رؤیا هم پزشک تیم بود!
تا پیش از رسیدن به سیاهکل، مسیر و موقعیت دامنه‌های درفک را با امید نوروزی، راهنمای جوان و پرحرف گروه بررسی کردیم. با توجه به طولانی بودن مسیر و فرصت اندک ما، نهایتا تصمیم گرفتیم که به پیشنهاد امید به منطقه ییلاقی املش که زادبوم خودش هم بود برویم. هرچند که او در این مسیر هم ساعتها را گم کرد و کمی بیش از انتظار راه طولانی شد اما به نظر تصمیم درستی می‌آمد. مخصوصا که همه از شلوغی مسیر شاه شهیدان ما را ترسانده بودند.
شب اول، ساعت حوالی یازده بود که در پارک سیاهکل، کنار استخر بساط کردیم و بعد از خوردن شام به داخل چادرها خزیدیم. هوا مرطوب و کمی گرم بود.
صبح خروس خوان، پیش از بیدار شدن گروه، سحرخیزان سیاهکلی برای ورزش صبحگاهی به پارک آمدند. صبحانه را در همان پارک خوردیم که از برنامه عقب نمانیم و سپس به طرف لاهیجان و املش حرکت کردیم. پس از عبور از لاهیجان از کنار املش گذشته و بعد از پشت سر گذاشتن اطاقوار کمی ارتفاع گرفتیم. نخستین روستایی که در دامنه با آن برخورد کردیم بلوردکان بود.
اهالی در دو سوی جاده بساط کرده و مشغول خرید و فروش در جمعه بازار سنتی بودند. با توجه به گرمای شب گذشته و مسیر نسبتا طولانی‌ای که در منطقه جلگه‌ای طی کرده بودیم خیلی انتظار رسیدن به جای خنک را نداشتیم و کم کم خود را برای مواجهه با یک برنامه‌ِ متوسط آماده می‌کردیم. اما چند ساعت بعد همه چیز تغییر کرد.
از بلوردکان که خارج شدیم جاده‌ای جنگلی با پیچهای پی در پی در دامنه‌های کوهستان آغاز شد. بالارفتن از این مسیر حدود سه ساعت طول کشید. در لابلای پیچها گاهی روستایی زیبا از پشت درختان انبوه به چشم می‌خورد. بعد از سه ساعت آن قدر بالا آمده بودیم که همه چیز زیر پایمان بود: جنگل، روستا و ابرها!
امید گفت که اینجا هِلودشت است (یکجایی در وبلاگها دیدم نوشته هالی دشت) ظاهرا این نام به دلیل وفور نوعی آلوی جنگلی (آلودشت) بر آنجا نهاده شده است. (چون راه‌های این مسیر و نام روستاها، از بلوردکان به بعد، روی اطلس راه‌های ایران نبود نتوانستم اطلاعات خیلی بیشتری بدهم) با مشاهده‌ی منظره زیبای کوه و جنگل همه هیجان زده بودند.
بعد از صرف چای و کمی استراحت در خانه‌ی خاله‌ی امید، با یک دستگاه جیپ! که در عکسها می‌بینید هر ۱۴ نفر به جاده‌ی کوهستانی رفتیم. ماشین عجیب و غریبی که احتمالا بیش از نیم قرن از عمرش را در بالا و پایین راه‌های نیمه خراب آن منطقه سپری کرده بود به هر زور زدنی بود ما را به چشمه‌ی آب کم رمقی در پای درختان تنومند جنگل رساند.
گروهی از بچه‌ها بدون کوچکترین مکثی به دل جنگل زدند و من و احمد و محمد هم مشغول روشن کردن آتش و راه انداختن بساط ناهار شدیم. بیژن هم چرت می‌زد و گاهی غر! یک ساعتی از ظهر گذشته بود که در حال خوردن ناهار، قطرات باران هم به استقبالمان آمدند.
اول خیلی جدی نگرفتیم ولی آنها از ما سمج‌تر بودند. به سرعت سه تا چادر برپا شد و همه به داخل آن پناه بردیم. احتمالا نمی‌توانید تصور کنید که در نیمه مرداد آنهم سرِ ظهر، هوا آن قدر سرد باشد که چاره‌ای جز پناه بردن به چادر وجود نباشد. دو ساعتی به این وضع گذشت ولی از باران و مه غلیظ کاسته نشد. ما که وسایل اقامت را در خانه‌ی خاله خانم گذاشته بودیم چاره‌ای نداشتیم جز اینکه به سرعت خود را به روستا برسانیم تا گرفتار تاریکی و سرما نشویم.
امید کمی زودتر راه افتاد تا بلکه بتواند ماشینی برای بازگشت به بالا بیاورد اما راه، گل‌آلود و هوا خراب‌تر از آن بود که امیدی به آمدن ماشین باشد.
بعد از یک ساعتی از پیاده‌روی به سمت پایین کمی از برودت هوا و بارش باران کاسته شد. امید هم با یک دستگاه از همان ماشینهای عتیقه به ما رسید. هلیا که کمی ناخوش بود به همراه وسایلی که در دست داشتیم با ماشین بازگشت و ما یک ساعت دیگر مسیر آکنده از مه را تا روستا پیاده گز کردیم. کسی دلش نمی‌آمد طبیعت به آن زیبایی را رها کند.
نزدیکهای غروب به روستا رسیدیم. البته روستایی که ۴ تا خانه داشت و یک رستوران! بخاری هیزمی خانه روشن بود! بچه‌ها لباسهای خیس و مرطوب را عوض کردند و هر کسی در گوشه‌ای خودش را سرگرم کرد. من و زهره به همراه مهدی و فرزانه باید شام را آماده می‌کردیم. برای شام تدارک کشک بادمجان را دیده بودیم.
آزاده هم سنگ تمام گذاشت و با تمام دانش آشپزی‌اش به کمک ما آمد. یکی دو ساعتی طول کشید تا کشک بادمجان حاضر شد.
بعد از شام احمد و مهدی به سراغ ظرفها و رفتند. روز خیلی خسته کننده‌ای نداشتیم به همین خاطر تا دو سه ساعتی بعد از شام، بازی و شوخی و گپ و گفتگو ادامه داشت. ساعت از یک بامداد گذشته بود که خاموشی زده شد!
صبح روز سوم، بعد از خوردن خامه و عسل راه افتادیم. هوای بیرون آنقدر دلچسب و فضا چنان رویایی بود که دلمان نمی‌آمد سوار ماشین بشویم. یک ساعتی را با ماشین رفتیم و بعد یکی دو کیلومتر راه را پیاده طی کردیم. حدود ظهر بود که به لاهیجان رسیدیم.
چون می‌خواستیم به شلوغی شهر برخورد نکنیم از زیبایی‌های لاهیجان به بازدید از بقعه‌ی شیخ زاهد گیلانی مرشد و مراد شیخ صفی‌الدین اردبیلی جد دودمان صفویه بسنده کردیم.
تصمیم گرفتیم که ناهار را در امامزاده هاشم (قبل از رودبار) بخوریم اما اوضاع یک روز تعطیل در جاده رشت ـ قزوین ما را به رودبار رساند. در آنجا بچه‌ها به خرید زیتون مشغول شدند و پس از کمی پرسه زدن به طرف منجیل راه افتادیم. در آنجا هم نتوانستیم ناهار بخوریم نهایتا تصمیم گرفتیم املت درست کنیم. جایی بین منجیل و لوشان توقف کردیم و یک شانه تخم مرغ را با یک کیلو گوجه فرنگی در عرض چند دقیقه پخته و نوش جان کردیم.
خوشبختانه مسیر خیلی خوب بود و ترافیک یک روز تعطیل لذت سفر را به کام ما تلخ نکرد! بدون مشکل خاصی حدود ۸ شب به تهران رسیدیم و سفر را با یک جلسه‌ی کوچک انتقاد و پیشنهاد به پایان رساندیم.
با اینکه در سالهای گذشته بارها به نقاط مختلف سفر کرده‌ام اما بدون شک مناظری که در این سفر دیدم یکی از زیباترین‌ جلوه‌های طبیعت بود که در تمام عمرم با آن مواجه شده‌ام.

http://natureiran.persianblog.ir

مطالب مرتبط

دارالبطیخ

دارالبطیخ
شهرری که به روزگار ما بخشی از تهران و به‌قولی از مناطق جنوب شهر به‌شمار می‌رود، بدین معنا که از اعتبار کمتری در ارزیابی قیمت‌گذاری نسبت به مناطق شمالی برخوردار است، در تمدن بشری و مدنیت از سابقه بسیار کهن بهره می‌برد. پیشینه این شهر به حدود شش هزار سال قبل می‌رسد.
وجود کوه‌های شمیران برای تامین آب و به‌ویژه همسایگی یکی از چشمه‌های باستانی ایران، قرارگرفتن در گستره کهنسال و حاصلخیز دامنه جنوبی رشته‌کوه‌های البرز با پیشینه تمدن ۹ هزار ساله. قرارگرفتن در کنار جاده باستانی ابریشم و نیز دلا‌یل دیگر موقعیت ممتازی را به این شهر بخشیده بود، تا جایی که در گذشته شهرری از شهرهای نامدار آسیا، بلکه جهان به حساب می‌آمد و از نظر خدمت با شهرهای بابل و نینوا پهلو می‌زد. پیش از اسلا‌م از نظر عظمت با هگمتانه (همدان) و... هماورد بود، به‌خصوص در دوره اشکانیان و ساسانیان و در دوره اسلا‌می از نام‌آورترین شهرهای اسلا‌می به‌شمار می‌رفت و در این راه نیشابور و بغداد و... از آن پیشی ندارند.
نام آن در تورات و بسیاری از کتب و منابع تاریخ و جغرافیای قدیم ثبت است. کاوش‌های باستان‌شناسان بسیاری از نادانسته‌ها را از پیشینه هزاران ساله تمدن در این سرزمین کهن بر ما روشن کرده است که هرگز این زمان تنگ، شرح مفصل آن را برنمی‌تابد، ولی هیچیک از این همه، سبب برهم‌خوردن رسم چرخ گردون نشد.
چنین است رسم سرای سپنج
گهی شادمانی بود گاه رنج
و سرانجام یکی از آبادی‌های کم سن و سال این کهن گستره بر این پیر زخم‌ها بر تن کشیده پیشی گرفت و چیره گشت و چنان اعتباری یافت که نه آن پیر که هیچ کس تصوری از آن نداشت. جنگ و ستیزهای مذهبی، زلزله‌های بسیار و جنگ‌ها و حملا‌ت اعراب و مغول و عواملی دیگر سبب از میان رفتن این شهر پرسابقه شد. بعد از این مقدمه نه‌چندان کوتاه بپردازیم، به شرح مطلب امروز که <دارالبطیخ> به معنای خربزه‌خانه است. این واژه از دو جزء تشکیل شده، جزء نخست آن به‌معنای سرا و جا و مکان است و جزء آخر آن در <منتهی‌الا‌رب> کدو در <آنندراج> هرچه بر روی زمین پهن شود و در منابع دیگر چون <فرهنگ نظام>، <نظام‌الا‌طباع>، <قرب‌الموارد>، <مهذب الا‌سماء> و غیره خیار، خربزه، گرمک معنا شده است.
<دارالبطیخ> اسمی بوده است که در گذشته به بازار میوه‌فروشان در شهرها داده‌اند. <استرنج> مستشرق انگلیسی در کتاب <جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلا‌فت شرقی> بدین مطلب اشاره دارد و از قول مقدسی می‌نویسد در عصر اسلا‌می دارالبطیخ و دارالکتب دو ساختمان مهم وی بوده است. دکتر حسین کریمان نیز در اثر کم‌نظیرش <ری باستان> به نوشته مقدسی در <احسن‌التقاسیم> توجه کرده، ضمن یادآوری نظر استرنج با نقل عین نوشته مقدسی <به... عرصه الطبیخ العجیبه> و ...< دارالبطیخ عضدالجامع...> این واژه را مترادف میدان یا بازار میوه‌فروشان معمول به روزگار ما دانسته است. بنابراین دارالبطیخ که به معنای خربزه‌خانه آمده است، در قرون اسلا‌می، واژه مرسوم و رایج و آن عبارت از مکانی بوده است که به فروش میوه اختصاص می‌یافت و به استناد چند شهری که ما می‌شناسیم، صاحب دارالبطیخ بوده‌اند، می‌توان گفت که بیشتر شهرهای بزرگ اسلا‌م <دارالبطیخ> داشته‌اند. از آن جمله‌اند، شهرهای بغداد و اصفهان. در بغداد این بازار وجود داشته (لغتنامه دهخدا به نقل از معجم‌البلدان)
● توضیحات:
▪ چشمه‌علی
فعلا‌ آثار کشف شده در این محل سابقه حدود شش، هفت هزارساله تمدن بشری را در کنار این چشمه به ثبوت رسانیده است، ولی عمر چشمه قطعا بسیار بیش از این است. در عصر اشکانیان و ساسانیان نام این چشمه <سورنی> منسوب به خاندان بزرگ سورن بوده است.
▪ بین‌النهرین
حوزه رسوبی پهناور و حاصلخیز بین دو رود دجله و فرات را یونانیان <منروپوتامیا> ‌Mesopotamia یعنی <میان رودان یا رودفا> می‌گفتند که در عصر ساسانی جزو قلمرو سرزمین ایران بود و تیسفون پایتخت زمستانی این سلسله در آن ناحیه واقع بود. پس از شکست یزدگرد سوم و فروپاشی ساسانیان سرزمین ایران از آن جمله <میان رودان> به دست مسلمانان افتاد و از آن پس به <بین‌النهرین> مشهور شد.
▪ بابل
عرب‌ها بین‌النهرین را به دو بخش سفلی و علیا تقسیم می‌کردند. ناحیه سفلی دارای خاک رسوبی حاصلخیز بود که در قدیم <بابل> خوانده می‌شد.
▪ نینوا
در شمال این سرزمین منطقه سخت و سنگلا‌خ بین‌النهرین علیا واقع می‌شد که در زمان قدیم آن را <نینوا> می‌گفتند.
▪ عراق
در کتب قرون اسلا‌می به دو نام عراق برمی‌خوریم؛ نخست عراق عرب و دیگر عراق عجم. بین‌النهرین سفلی را عراق عرب و ناحیه اراک، فراهان، تفرش، آشتیان، قم و... را عراق عجم می‌گفتند. تا حوالی دوره پهلوی اول اراک =(سلطان‌آباد) را عراق می‌خواندند. نامگذاری عراق به کسر عین و به معنای کنار رود یا دریا مربوط است به قرون وسطی.

وبگردی
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی!
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی! - کنگره حزب اعتماد ملی با حضور بزرگان اصلاحات مانند عارف، مطهری و حضرتی
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد - صادق زیباکلام می‌گوید: دوم خرداد به این دلیل نقطه عطف شد که مسئولین نظام بر روی حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری نظر داشتند، ولی مردم به سیدمحمد خاتمی رای دادند. ناطق نوری هفت میلیون و خاتمی ۲۰ میلیون یعنی حدود سه برابر نامزد مسئولین رای آورد. عبدالله ناصری نیز می‌گوید: ما امروز حجت الاسلام ناطق نوری، رقیب جدی ۲۱ سال پیش این گفتمان را در کنار گفتمان اصلاح طلبی می‌دانیم. این یکی از دستاورد‌های جنبش دوم…
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!