دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

بررسی‌حقوق والدین در قرآن


بررسی‌حقوق والدین در قرآن
خداوندمتعال در نهاد فرزندان یک نمونه عاطفه و علاقه خاص نسبت به پدران ومادران نهاده است که به هیچ وسیله‌ای ممکن نیست انسان آنها را نسبت به دیگری به وجود بیاورد وخداوندمتعال علاوه به این عاطفه خاص که درفرزندان به وجودآمده است درچندین آیه در قرآن مجید، صراحتا فرزندان را امر به احسان ونیکی نسبت به پدرومادر فرموده است .
پس هر مومنی سزاوار آن است که نهایت اهتمام در اکرام والدین و تعظیم ایشان نماید واحترام ایشان به جا آورد و کوتاهی وتقصیر در خدمت ایشان نکند. به ایشان به نیکویی رفتار نماید و اگر چیزی خواستن صبر نکندتاآنها طلب کنند. بلکه پیش از اظهار ایشان ، به آنها بدهند. همچنان که دراخبار وارد شده است که اگر با او درشتی کنند “اف” بر روی ایشان نگوید. واگر شما را بزنند، عبوس نشوید. بلکه به ایشان بگویید خدا شما را بیامرزد.
“فتبسم ضاحکا من قولها وقال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی ولدی ...”(۱)
سلیمان از گفتار او دهان به خنده گشود وگفت: “ پروردگارا، در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدرومادرم ارزانی داشته‌ای سپاس بگذارم.”...
برفرزند لازم است که دراکرام پدر و مادر و نیکویی با آنها مبالغه کرده وسعی کند. زیرا اکرام آنها از بزرگترین چیزهایی است که درقرآن مجید واحادیث ائمه علیهم‌السلام دراین خصوص تاکید شده است ونباید در این موضوع سهل‌انگاری کرد.
در این آ‌یه سلیمان نه تنها تقاضای توانایی به شکر نعمت‌هایی که به خود او داده شده است می‌کند،بلکه درعین حال تقاضا دارد که ادای شکر مواهبی که برپدرومادرش ارزانی شده بودانجام دهد چرا که بسیاری از مواهب وجود انسان از پدرومادر به او به ارث می‌رسد و بدون شکل امکاناتی که خداوند به پدرومادر می‌دهد کمک موثری برای فرزندان در راه نیل به هدفشان است.
جالب اینکه سلیمان با داشتن آن قدرت وحکومت بی‌نظیر و تقاضایش از خدا این است که عمل صالح خدا باشد.
از این تعبیر روشن می‌شود که اولاد ، هدف نهایی به دست آوردن قدرت انجام عمل صالح است عملی شایسته وارزشمند و بقیه هر چه هست مقدمه‌ای برای آنان محسوب می‌شود.
گاهی انسان عمل صالحی را انجام می‌دهد،‌ اما این معنی جز ذات وروح او و بافت وجودش نشده است.سلیمان از خدا می‌خواهد،آنقدرمشمول عنایت پروردگار قرار گیرد که صالح بودن از عملش فراتر رود و در درون جان و اعماق وجودش نفوذ کندواین جز به رحمت الهی امکان‌پذیر نیست.
“واذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن ...”(۲)
(و چون کودکان شما به سن بلوغ رسیدند باید از شما کسب اجازه کنند...)
“ ایها الذین امنوا لیستئذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرت...”(۳)
(ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بایدغلام وکنیزهای شما وکسانی از شما که به سن بلوغ نرسیده‌اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند...)
این دو آیه حفظ وشخصیت احترام به والدین را مورد بحث وبررسی قرار می‌دهد.
که در این آیه بحث “یا ایها الذین” مورد بحث است که به منزله استثنا از آن حکم عموم است چون درخصوص غلامان وکنیزان اجازه درسه هنگام را کافی می‌داند و پیش از آن واجب نمی‌داند.(۴)
البته دراینجا می‌فهمیم که آیه از کودکانی سخن می‌گوید که به حد تمیز رسیده‌اندو مسائل جنسی وغیرآن راخوب تشخیص می‌دهند زیرا دستور اذن گرفتن خود دلیل براین است که این اندازه می‌‌فهمند که اذن گرفتن یعنی چه؟ اما اینکه این حکم درمورد بردگان مخصوص به بردگان مرد است یا کنیزان رانیز شامل می‌شوند شامل هر دو گروه می‌شود. و در پایان آیه می‌فرماید: “ برشما و برآنها گناهی نیست که بعد از این سه وقت بدون اذن وارد شوند ودربعضی به دیگری خدمت کنند وگرد هم بگردند .”(۵)
نکته مهم در این بحث این است که ممکن است برای افرادی این توهم حاصل شود که چون پدرومادر آنها فاسق ویا فاجر وکافر هستند می‌توانند نسبت به آنها رفتار ناشایست ونادرستی داشته باشند.برای رفع این توهم آیه‌ای از قرآن را مورد بحث وبررسی قرار می‌دهیم.
“ وان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلاتطعهما. “(۶)
(واگر تو را وا دارند تا درباره چیزی که تو را بدان دانشی نیست به من شرک‌ورزی از آنان فرمان مگیر.)
خداوند بلافاصله بعد از اینکه امر به نپذیرفتن دعوت والدین به شرک می‌کند به خاطر اینکه این نپذیرفتن دعوت شرک دلیلی بر بی‌حرمتی وبی‌احترامی والدین شود دستور می‌دهد و درعین حالی که دعوت آنها را به شرک نباید پذیرفت باید در دنیا و امورات دنیا نهایت احترام وادب را نسبت به آنها داشته باشی و درمعاشرت با آنها به نیکی رفتار کنی، به عبارت دیگر از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر ومحبت وملاطفت کنی، واز نظر اعتقاد وبرنامه‌های مذهبی تسلیم افکار وپیشنهادهای آنان نباشی . این درست نقطه مقابل استدلال که حقوق خدا وپدرومادر در آن جمع شده .(۷)
پس امر ونهی والدین درواجبات عینیه ومحرومات الهیه هیچ تاثیری ندارند ولغو است مثل اینکه اولاد را امر به شرب خمر کنند یا او را از نماز یا روزه واجب نهی کنند، فایده ندارد. چنانچه در آیه تصریح می‌فرماید.یا در حدیث شریفی که می‌‌فرماید:” لاطاعه المخلوق فی معصیه الخالق.”
پس هرگز نباید رابطه انسان و پدرومادرش ، مقدم بر رابطه او با خدا باشد وهرگزنباید عواطف خویشاوندی حاکم بر اعتقاد مکتبی او گردد.
ودر ذیل همین مطلب حدیثی از حضرت علی (ع) است که ایشان می‌فرمایند:
“فحق الوالد علی الوالد ان یطیعه فی کل شیء الا فی معصیته الله سبحانه”(۸)
(حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خدا ازپدر اطاعت کند.)
در این دستور ارشادی قرآن دو نکته مهم وجود دارد.
۱) این است که اگر اطاعت والدین در راستای اطاعت خدا نیست بلکه با آن منافات دارد ومستلزم شرک وعصیان است باید از آ‌ن به طور جدی خودداری کرد و نباید انسان به خاطر اطاعت والدین گرفتار معصیت ونافرمانی خداوند شود.
۲) این که عدم اطاعت والدین، مستلزم بد خلقی وتندخویی وچیزهایی از این قبیل نیست درحقیقت ما ازآیه فوق چنین می‌فهمیم که وجوب اطاعت والدین، مطلق نیست ولی حسن خلق دربرابر آنها مطلق است.(۹)
پس از این مطالب یاد شده درمی‌یابیم که احترام ونیکی به والدین اگر شرک ، کافر و فاسق باشند نباید ترک شوند . ولکن در این آیه نکته دیگری که به ذهن ما می‌رسد این است که مرز اطاعت والدین تا آ‌نجاست که با حق خدای تعالی تعارض نداشته باشد . حق خدا اطاعت کردن از وی است و حق پدرومادر هم اطاعت کردن ازآنها ولی این اطاعت کردن مشروط بر این است که مستلزم زیرپا گذاشتن فرمان خداوند نباشد اما حسن خلق ونیکی مصاحبت آ‌نها مشروط به هیچ شرطی نیست . به هر حال فرزند وظیفه دارد که به آنها نیکی کند ودر برابر آ‌نها متواضع ومهربان باشد ودرچهره ورفتارو گرفتار چیزی که موجب آزردگی خاطرآنها وافسردگی روح آنان شود ظاهر نسازند.
به همین خاطر خداوند کسانی را که بر سردو راهی‌ها، پیوند با پدرومادر و خویشاوندان را برای اجرای احکام قوانین واحکام الهی مقدم داشته‌اند مورد نکوهش قرار داده است و می‌فرماید:
“یا ایها الذین ءامنوا لا تتخذوا اباءکم اخونکم اولیاء ان استحبوا الکفر علی الایمان ومن یتولهم منکم فاولائک هم الظالمون.”(۱۰)
(ای کسانی که ایمان آ‌ورده‌‌اید اگر پدرانتان وبرادرانتان کفر را بر ایمان ترجیج دهند آنان را به دوستی مگیرید و هرکس ازمیان شما آنان را به دوستی گیرد آنان همان ستمکارانند.)
“و وصینا الانسان بولدیه حسنا وان جهداک لتشرک بی مالیس لک به‌ علم فلاتطعهما...”(۱۱)
(وبه انسان سفارش کردیم که به پدرومادر خودنیکی کندولی اگر آنها با تو درکوشندتا چیزی را که بدان علم نداری با من شریک گردانی از ایشان اطاعت مکن)
در تفسیر مجمع البیان ذیل همین آیه آ‌مده است که سعدبن‌‌‌‌‌‌‌ابی‌قاض می‌گفت: من پس از اسلام وشنیدن آ‌یات قرآن از پیامبرگرامی در موردنیکی به پدرومادر راه و روش خداپسندانه درخانه پیش گرفتم و با مادرم رفتاری پسندیده وبسیار پر مهر برگزیدم. مادرم پس از دیدن تغییر اخلاق خانوادگی‌ام به من گفت: اگر دست از دین اسلام بر نداری اعتصاب غذا خواهم کرد تا بمیرم ومردم تو را سرزنش ومورد شماتت قرار دهند. گفت: اگر صد جان داشته باشی ویکی یکی ازحلقومت بیرون بیاید من دست ازآئین اسلام برنمی‌دارم ومادرم با دیدن قاطعیت عجیب من در راه دین وایمان سخت بهت زده شده وبه ناگزیر اعتصاب غذای خود راشکست وآیه مزبور راجبرئیل نازل کرد واین حکم جاری است در حق هر پدر ومادری که فرزندان را وادار به معصیت محرمات تکلیف بنمایند.
این همان داستان ترجیح حق خدا برحقوق همه افراد حتی والدین را نشان می‌دهد.گرچه این حکم تشریعی است ولی مسئله پیش از آ‌نکه یک لازم تشریعی باشد به صورت یک قانون تکوینی درنهاد همه انسان‌ها وجود دارد و مخصوصا تعبیر به “انسان” دراینجا این را می‌فهمیم که این قانون مخصوص به مومنان نیست،بلکه هرکس شایسته نام است باید در برابر پدرومادر حق‌شناس باشد واحترام وتکریم ونیکی و رعایت حقوق آنها را در تمام عمر فراموش نکنند، هرکس چند با این اعمال هرگز نمی‌تواند دین خود را به آنها ادا کند.
نکته بعد این است که برای اینکه تصور نکند که پیوند عاطفی با پدرومادر می‌تواند برپیوند انسان با خدا مسئله ایمان حاکم گردد. با یک استثنا صریح مطلب را دراین زمینه روشن کرده ومی‌فرماید :اگر آن دو پدرومادر تلاش و کوشش کردندو به تو اصرار کردند که برای‌من شریکی قائل شوی که با آن علم نداری از آنها اطاعت مکن. خداوند نافرمانی پدرومادر وعدم رعایت حقوق آنها را ازاین جهت حرام فرموده است که موجب از دست دادن توفیق طاعت خداوند عزوجل و بی‌احترامی به پدرومادر وناسپاسی نعمت واز بین رفتن شکر ، سپاسگزاری ،کم شدن نسل و قطع شدن آن می‌شود زیرا نافرمانی والدین سبب می‌ گردد که به پدرومادر احترام گذاشته نشود، حق وحقوق آنها شناخته نشود و پیوندهای خویشاوندی قطع گردد. دراین صورت است که پدرو مادر به داشتن فرزندی بی‌رغبت شوند.
وبه علت نیکی نکردن وفرمان نبردن فرزند از پدرومادر آنها نیز کاروتربیت او را رها سازنداگر دراینجا کوتاهی کنید درآنجا تمام این حقوق و زحمات وخدمات مورد بررسی قرار می‌گیرد و موبه‌مو حساب می‌شود. بایداز عهد حساب الهی در مورد شکر نعمتهایش وهمچنین درمورد شکر نعمت وجود پدرومادر وعواطف پاک وبی‌آلایش آنها برآیید.
“قل تعالوا اتل ماحرم ربکم علیکم الاتشرکوا به‌ شیئا وبالوالدین احسانا...”(۱۲)
بگو :بیایید تا آنچه را پروردگارتان برشما حرام کرده برای شما بخوانم.چیزی را با او شریک قرار مدهید‌؛وبه پدر ومادر احسان کنید...
ذکرنیکی به پدرو مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک، وقبل از دستورهای مهمی همانند تحریم نفس واجرای اصول عدالت دلیل براهمیت فوق‌العاده حق پدرومادر در دستورهای اسلامی است “تحریم آزارپدرومادر “که هماهنگ با سایر تحریم‌های این آ‌یه است موضوع احسان ونیکی کردن، ذکر شده است یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنها حرام است بلکه علاوه بر آن ،احسان ونیکی در مورد آنان نیز ضروری است.
همان‌طور که در این آیه کلمه احسان به وسیله”ب” متعدی ساخته و فرموده است:” با الوالدین احسانا”. همان‌طور که می‌دانیم احسان گاهی با “الی” وگاهی با “ب” ذکر می‌شود در صورتی که با “الی” ذکر شود ، مفهوم آ‌ن نیکی کردن است هرچند به طور غیرمستقیم وبا واسطه باشد ،‌اما هنگامی که با “ب” ذکر شود معنی آن نیکی کردن به طور مستقیم وبدون واسطه است . بنابراین نیکی به پدرومادر را باید آنقدر اهمیت داد که شخصا بدون واسطه به آن اقدام نمود.
وهمچنین چون مادروپدر سبب وجود فرزندان هستند از راه تربیت و رحمت الله در دل ایشان نهاد، شکر آن نعمت تربیت بر ایشان واجب کرد به احسان ایشان از اینجا مناسبتی ظاهر گشت میان رحم ورحمت ،‌مناسبتی معنوی و بعد از مناسبت لفظی به این است که شکر والدین واحسان به ایشان درنظر شرع عظیم است.
پس قاعده کلی اسلام در برابر پدرومادر ، احسان است نه عدالت ونباید پیش خودچنین گفت: که پدرم ومادرم به من چیزی نداده من نیز به آنها چیزی نمی‌دهم یا من هم به آنها احترام نمی‌ کنم چون به من احترام نگذاشته‌اند.درصورتی که سبب وجودی ما آنها هستند. قال علی‌(ع) “من بر والدیه بره ولده”
کسی که به پدرومادر خود نیکی کند،فرزندش به اونیکی نماید.
قال الرسول الله(ص)“سرسنتین بروالدیک” به اندازه دوسال راه را طی کنید وبه زیارت پدرومادر بروید.
“قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی قال انه ویقول انها بقره لافارض ولابکر عوانم بین ذلک فافعلو ما تامرون .”(۱۳)
گفتند: پروردگارت را برای ما بخوان تا برای ما روشن سازد که آن چگونه گاوی است؟ گفت: وی می‌فرماید: آن ماده گاوی است نه پیرو نه خردسال، بلکه میانسالی است بین این دو . پس آنچه را بدان مامورید به جای آرید.
در تفسیر”عیاشی” از “بزنطی” نقل شده که از حضرت رضا(ع) شنیدم می‌فرمود: مردی از بنی اسرائیل یکی از بستگان خود را کشت سپس او را برداشته ودر راه بهترین قبایل انداخت و بعدا به طلب خون او برخواست وآمدند به موسی گفتند: فلان قبیله فلان کس را کشته‌اند بگو قاتل او کیست؟ گفت: بروید گاوی بیاورید. گفتند: مسخره‌‌مان می‌کنی؟! گفت :پناه به‌خدا می‌برم از اینکه نادان باشم ، اگر گاوی را انتخاب می‌کردند کفایت می‌کرد. ولی سخت گرفتند خدا هم برآنها سخت گرفت، گفتند: از پروردگارت بخواه چه طور گاوی باشد،گفت: گاوی باشد ، نه “فارص” ونه “بکر” یعنی نه کوچک ونه بزرگ میان این دو باز اگر با این سن انتخاب کرده بودند کفایت می‌کرد. ولی باز سخت گرفتند خدا هم برآنها سخت گرفت.گفتند از پروردگارت بخواه بیان بکند رنگش چه باشد؟ گفت:خدا می‌گوید گاوی باشد به رنگ زرد به طوری که بینندگان از آن مسرور گردند ، دوباره خداوند برآنها سخت گرفت، گفتند: از پروردگارت بخواه بیان کند. چه جور گاوی باشد؟زیرا گاو بر ما مشبه شده و ما به خواست خدا هدایت می‌شویم. گفت: خدا می‌گوید گاوی باشد که بر اثر کار و زحمت ناتوان نشده باشد وبه جستجوی چنین گاوی برخاستند. وبالاخره نزد جوانی از بنی اسرائیل یافتند، وی گفت: من آن را نمی‌فروشم مگر اینکه پوستش را مملو از طلا کنید! نزد موسی آمدند و جریان را باز گفتند.فرمود:آن را بخرید و دستور داد ذبحش کردند. بعدا دستور داد دم آن را به مرده بزنند. چنین کردند و آن کشته زنده شد . وگفت : ای پیغمبر خدا! پسرعموی من مرا کشته نه آن کس که به او نسبت داده‌‌اند به این وسیله قاتل او را شناختند ویکی از یاران پیغمبر به موسی گفت: این گاو داستانی دارد. گفت:چه داستانی؟ عرض کرد. جوانی از بنی‌اسرائیل نسبت به پدرش نیکوکار بود. وقتی که چیزی خریده بود نزد پدرش آمد دید خوابیده وکلیدها زیرسر اوست نخواست او رابیدار کند لذا از معامله صرف‌نظر کرد . هنگامی که پدرش بیدار شد جریان را به اوخبرداد، گفت:آفرین برتو . این گاو عوض آنچه از دست تو رفت. پیغمبر خدا به موسی گفت:” انظروا الی البر مابلغ باهله” ببین نیکی با اهلش چه می‌رساند.”
و اذ اخذنا میثق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله وبالولدین احسانا وذی القربی والیتامی والمسکین...(۱۴)
وچون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز او را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان احسان کنید...
با توجه به این آیه کسانی را که باید مورد احسان قرار داد. به ترتیب اهمیت ونزدیکی به انسان بیان کرده لذا خویشاوندان را اول ذکر نموده است.چون از همه کس به انسان نزدیکترند و در میان خویشاوندان نخست پدر و مادر که ریشه نهال وجود انسانند و ازتمام نزدیکان نزدیکترند ذکر فرموده است وهمچنین از میان غیر خویشاوندان ، یتیمان را مقدم شمرده است و در ضمن باید دانست که “یتیم” به کسی می‌گویند که پدرش مرده باشد وکسی که مادرش مرده است یتیم گفته نمی‌شود. بعضی گفته‌‌اند که در میان افراد انسان یتیم به کسی می‌گویندکه پدر را از دست داده واما در میان حیوانات یتیم آن است که مادر از دست داده باشد.
البته این آیات اگر چه درباره بنی اسرائیل نازل شده ولی یک سلسله قوانین کلی برای همه ملل دنیا در بردارد، عوامل زنده ماندن و بقا و سرافرازی ملت‌‌ها و رمز شکست آنان را یادآور می‌شود. ازدیدگاه قرآن برقراری وسربلندی ملت‌ها در صورتی است که خود را به بزرگترین نیروها وقدرت‌ها متکی سازند وبه قدرتی تکیه کنند که فنا و زوال در او راه ندارد و از طرف دیگر برای بقا وجاویدان ماندن ملت‌ها همبستگی خاص بین افراد آنها لازم است که این عمل درصورتی امکان دارد که هرکس نسبت به پدر و مادر خود که شعاع بستگی آنها نسبت به وی نزدیکتر است و در مرحله بعد نسبت به خویشاوندان وبعد از آنها نسبت به تمام افراد اجتماع نیکی به خرج دهد تا بال و پر یکدیگر باشند.

منیژه محمودپور
پی نوشتها:
۱- نمل ۱۹
۲- نور ۵۹
۳- نور ۵۸
۴- طباطبایی، علامه سیدمحمدحسین، المیزان،ج ۱۵، ص ۲۳۳مترجم، سید محمدباقر موسوی همدانی،نشر بنیاد علمی وفکری علامه طباطبایی
۵- تفسیر نمونه، ج۱۴،ص ۵۴۰
۶- لقمان ۱۵
۷- طباطبایی ،المیزان ، ج ۱۶، ص ۲۴۰-۲۳۹
۸- نهج‌البلاغه،حکمت ۳۳۹،ص ۷۲۵
۹-بهشتی،دکتر احمد،خانواده در قرآن ،ص ۲۸۱ -۲۸۰ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ دوم
۱۰- توبه ۲۳
۱۱- عنکبوت۸
۱۲- انعام ۱۵۱
۱۳- بقره ۶۸
۱۴- بقره ۸۳
منابع وماخذ:
۱-طباطبایی ،علامه سیدمحمدحسین، المیزان ،‌ج ۱۵،ص ۲۳۳ مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی،نشر بنیاد علمی وفکری علامه طباطبایی
۲- بهشتی، دکتر احمد ، خانواده در قرآن ،ص ۲۸۱-۲۸۰ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، چاپ دوم
۳- محمودشریفی ، چهل حدیث والدین
۴- نهج‌البلاغه، حکمت۳۳۹ ، ص ۷۲۵
۵- بحار الانوار ، جلد۷۴
۶-تفسیر نمونه، ج ۱۴،ص ۵۴۰
۷-ttp: //www.hawzah.neth
۸-ttp: //www.qoran.mihanblog.comh

منبع : روزنامه رسالت

مطالب مرتبط

قرآن در سیره حضرت فاطمه(س)


قرآن در سیره حضرت فاطمه(س)
نوشتار زیر به بررسی نقش و جایگاه قرآن در سیره و گفتار حضرت زهرا(س) و تمسک آن حضرت به آیات نورانی قرآن در سخنرانی ها و فعالیت های شخصی و اجتماعی خود می پردازد که با هم آن را ازنظر می گذرانیم.
● قرآن و عترت، دو یادگار پیامبر(ص)
قرآن برترین سند زنده حقانیت پیامبر اعظم(ص)، معجزه ای است «گویا»، «جاودانی»، «جهانی» و «روحانی» که پس از گذشت قرن ها از رحلت پیامبر(ص)، هم معجزه است و هم قانون و خداوند آن را کتاب هدایت و استوارترین برنامه زندگی اعلام کرده و فرموده است:
«ان هذا القرءان یهدی للتی هی اقوم؛ (اسراء/۹) این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست هدایت می کند.»
باتوجه به اهمیت قرآن در زندگی انسان ها و هدایت افراد بشر، پیامبر خدا و اولیاء الهی و فرزندان گرامی ایشان به مردم در مورد بهره گیری و استفاده از آیات الهی سفارش کرده اند و روایات فراوانی نیز در این مورد نقل گردیده است. پیامبر اسلام(ص) در حدیث شریف ثقلین می فرماید:
«انی تارک فیکم الثقلین اما ان تمسکتم بهما لن تضلوا کتاب الله و عترتی؛(۱) من شما را ترک می کنم درحالی که بین شما دو چیز گران بها می گذارم که اگر به این دو تمسک بجوئید گمراه نشوید: کتاب خدا و خاندانم.» بر این اساس، دختر گرامی رسول اکرم(ص) در تمسک و عمل به این امانت الهی در زندگی خویش پیش قدم بوده، آن حضرت در سفارش به قرآن در خطبه معروف خویش خطاب به مهاجر و انصار فرمودند:
«متوجه باشید که پیامبرخدا(ص)، امانت بسیار با عظمت و ارجمند یعنی کتاب آسمانی قرآن را در میان شما به یادگار گذاشت که نسخه کامل سعادت و تکامل است، نور خدا و برهان نیرومند خدای بزرگ و مجموع حقایق و حجت ها و قوانین الهی در این کتاب روشن گردیده است که اگر به دستورات آن عمل کنید به آخرین درجه سعادت و تکامل می رسید و از تیرگی های جهالت و ضلالت نجات می یابید، آن گونه تکاملی که مورد حسرت دیگران قرار می گیرید.»(۲)
● انطباق سیره و گفتار زهرا(س) با قرآن
۱) عمل به آیات الهی
حضرت زهرا(س) در خانه ای پرورش یافت که آیات قرآن دائماً در حال نزول بود و رشد و تربیت حضرت در حال و هوای وحی صورت گرفته و رسول خدا(ص) حق پدری و معلمی را درباره ایشان نیکو انجام دادند.
دوستی و محبت فاطمه(س) به پدرش زبانزد خاص و عام بوده و این محبت در حدی بس فراتر از رابطه دختری با پدر خویش است. او پیامبر را تنها به چشم پدر نمی نگریست بلکه از دیدی بس عمیق تر به چشم یک مراد و پیشوا می دید،زیرا او قدر و مقام و منزلت پدر و آبرومندی ورسالت الهی او را بیش از دیگران می شناخت.
حضرت زهرا(س) می فرماید: زمانی که آیه «لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً؛(نور/۶۳) صدا کردن پیامبر را در میان خودتان، مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهید». نازل شد ترسیدم که رسول خدا(ص) را با لفظ «ای پدر» بخوانم، من هم پدرم را چندین بار با لفظ «یا رسول الله» صدا زدم، پیامبر یکی دو بار از من روی گردانید، سپس روبه من کرد و فرمود: ای فاطمه این آیه درباره تو و خانواده و نسل تو نازل نشده است، تو از من هستی و من از تو هستم.
همانا این آیه برای جفاکاران درشت خوی قریش، انسان های خودخواه و متکبر نازل شده است مرا با جمله «ای پدر» خطاب کن که مایه حیات قلب من است و خداوند را خشنود می کند.»(۳)
این روایت افزون بر محبت حضرت فاطمه(س) نسبت به پدر بزرگوارشان نشانگر اهمیت عمل به آیات الهی را می رساند این آیه بنا به نص روایت، درمورد حضرت و خانواده گرامی شان نازل نشده است با این حال حضرت به خاطر دستور خداوند در آیه مذکور، پدر گرامی خویش را با نام «یا رسول الله(ص)» صدا می زند تا بی احترامی به پیامبر و پیشوای خویش نکرده باشد.
۲)تلاوت و انس با قرآن
از سفارش های قرآن کریم، امر به تلاوت آیات الهی است چنان که می فرماید:
«فاقرءوا ما تیسر من القرءان، (مزمل/۲۰) پس هرچقدر می توانید قرآن بخوانید».
درمورد تلاوت و انس با قرآن، آیات و روایات فراوانی وجود دارد که با عناوین مختلفی انسان را ترغیب به تلاوت آیات آسمانی در مکان های مختلف (خانه، مسجد، مکه، غیره) و حالات متفاوت (نماز، ایستاده، خوابیده) و زمان های گوناگون می کند.
در روایتی پیامبر(ص) می فرماید: «نوروا بیوتکم بتلاوه القرآن؛(۴) خانه های خود را با خواندن قرآن نورانی کنید.»
و امام صادق(ع) قرآن راعهد و فرمان خدا دانسته؛ می فرماید: قرآن عهد خداوند و فرمان او به خلقش است. پس سزاوار است برای شخص مسلمان که در این عهد و فرمان خدا نظر افکند و روزی پنجاه آیه از آن را بخواند.»(۵) و امام سجاد(ع) نیز آیه های قرآن راگنجینه هایی دانسته که هرگاه در یک گنجینه گشوده شود شایسته است که بدان چه در آن است نظر کنی.(۶)
حضرت زهرا(ص) نیز همواره با قرآن مأنوس و آیاتش در همه حالات ورد زبانش بود.
سلمان روایت می کند: رسول خدا(ص) مرا برای کاری به خانه فاطمه(س) فرستاد. به در خانه که رسیدم، صدای زهرا(س) را که، درون خانه قرآن تلاوت می کرد شنیدم».(۷)
سلمان در روایت دیگر می گوید: «داخل خانه زهرا(س) شدم، دیدم در همان حالی که مشغول کار خود بود و جوها را آسیاب می کرد قرآن می خواند.»(۸)
حضرت زهرا(س) به اندازه ای با قرآن مأنوس بود که حتی وصیت می کند «درشب اول قبر، علی(ع) بر سر مزارش قرآن زیاد بخواند و دعا کند.» (۹) و از ثمره همین انس با قرآن حضرت فاطمه(س) بود که فضه کنیز آن حضرت، تا ۲۰ سال بعد از شهادت حضرت زهرا(س) کلامی به غیر از قرآن بر زبان نیاورد. (۱۰)
برای تبیین شدت علاقه آن حضرت به قرآن روایت زیر بخوبی گویا و حاوی نکات فراوان است:
فاطمه زهرا(س) می فرماید: حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوه کتاب ا... و النظر فی وجه رسول ا... والانفاق فی سبیل ا... از دنیای شما سه چیز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول الله و انفاق در راه خدا (فرهنگ سخنان حضرت فاطمه، محمد دشتی، ص۲۳۲)
و براستی کسانی که دوست دارند آن حضرت را اسوه و الگوی خود قرار دهند بایستی قرآن را چه در زمینه تلاوت و چه در زمینه تدبر، وجهه همت خود در طول شبانه روز قرار دهند.
۳ ) احتجاج و تمسک به آیات الهی
استدلال و احتجاج به کتب آسمانی از کارهای رایج و متداول تمامی قرنها بوده و مورد قبول همه دینداران جهان می باشد. پیامبر(ص) و ائمه هدی(س) نیز به این امر اهتمام ورزیده و در سخنانشان به آیات الهی استدلال کرده اند که نمونه های فراوانی از تاریخ گواه بر این مطلب می باشد.
حضرت زهرا(س) هم از این امر مستثنی نبود و درچندین مورد در استدلال های مختلف به آیات قرآنی تمسک جسته و به دفاع از حق خویش و اثبات ارث از نگاه قرآن پرداخته اند.
انس بن مالک نقل می کند:
حضرت زهرا(س) پس از تصرف باغ های فدک، خطاب به ابوبکر فرمود: ای ابوبکر تو می شناسی و می دانی که حق ما اهل بیت غصب شده است؛ و آن حقی است که از صدقات و غنایم داریم و خداوند در این آیه مربوط به غنایم و مصرف خمس آن را توضیح داده است «و بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید خمس آن برای خدا، و برای پیامبر و برای نزدیکان و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است.» (انفال/۱۴)
ابوبکر گفت: آیا فدک را بطور کامل تسلیم شما کنم؟
حضرت پاسخ داد: آیا فدک مال توست؟ و یا به نزدیکان تو اختصاص دارد؟
ابوبکر گفت: من آن را در رابطه با مصالح مسلمین خرج می کنم.
حضرت فرمود: این حکم الهی نیست و پدرم رسول خدا(ص) چنین دستوری به ما نداده است و در صورتی که از پدرم رسول خدا(ص) پس از نزول آیه خمس شنیدم که فرمود:
بشارت باد ای فرزندان محمد(ص) که مایه غنا و بی نیازی شما رسیده است.
ابوبکر که دیگر عذری نمی توانست بیاورد، به تفسیر شخصی خویش متوسل شد و گفت: علم من اجازه نمی دهد که طبق این آیه، فدک را تماما به شما تحویل دهم. (۱۱)
۴) انذار با آیات قرآنی
از راههای موثر در پیشگیری از انحراف و آگاهی بخشی مردم، نکوهش رفتارهای غلط و افشای آنان می باشد. حضرت زهرا(س) با توجه به این مسئله در بخشی از سخنان خویش به افشای رفتار منافقانه برخی افراد بی تفاوت گذشته و تشنگان قدرت بعد از پیامبر(ص) پرداخته با یادآوری سفارش های پیامبر(ص) درباره امیرالمؤمنین(ع) و عاقبت بد فتنه گران که خود را در ظاهر مصلح نشان می دهند می فرماید:
«درحالی که شما در خوشی زندگی می کردید، در امنیت و رفاه، خوش بودید و منتظر فرصت بودید تا روزگار بر ضد ما دگرگون شود و گوش به زنگ اخبار بودید.
به هنگام کارزار فرار می کردید و عقب نشینی داشتید و آنگاه که خدا، برای پیامبر خویش خانه پیامبران و آرامگاه اولیاء را برگزید، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و جامه دین کهنه گردید، گمراهان ساکت به سخن درآمدند و آدمهایی پست و بی ارزش باقدر و منزلت شدند و شتر نازپرورده اهل باطل، به صدا درآمد و وارد خانه های شما شد.»
آن حضرت در ادامه سخنانشان چنین خاطرنشان می گردند:
«درحالی که هنوز از عهد و قرار شما (بیعت در غدیرخم» چیزی نگذشته بود و شکاف زخم عمیق بود و دهانه زخم هنوز بهبود نیافته بود، پیامبر(ص) هنوز دفن نشده بود که هرچه خواستید کردید و بهانه آوردید که از فتنه می ترسیم (الا فی الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحیطه بالکافرین» (آگاه باشید آنها در فتنه سقوط کردند و جهنم کافران را احاطه کرده است.) (توبه/۹۴) شما کجا و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ می گویید.» (۲۱)
حضرت در خطبه ای دیگر در جمع زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند به نکوهش مهاجر و انصار پرداخته و با متذکرشدن فرجام ستمکاران، سعی در آگاهی بخشی آنان و جلوگیری از انحراف مسلمین نموده و به آیاتی از قرآن کریم استشهاد می کند و می فرماید:
«اکنون بیایید و بشنوید! شگفتا! روزگار چه شگفتی ها در پس پرده دارد و چه بازیها یکی پس از دیگری بیرون می آورد: «و ان تعجب فعجب قولهم: «و اگر تعجب می کنی، عجب گفتار آنهاست. (رعد/۵)
راستی مردان شما چرا چنین کردند؟ ای کاش می دانستم به چه پناهگاهی تکیه داده اند؟ و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به کدام ریسمان چنگ زدند؟ و برکدام فرزند و خاندانی پیشی گرفتند و غلبه کردند؟
شگفتا چه دوستان دروغین و سرپرستان نااهلی را انتخاب کردند و چه زشت است سرانجام ستمکاران «چه جایگزین بدی است برای ستمکاران» (کهف/۰۵) سر را گذاشته به دم چسبیدند، دنبال عامی رفتند و از عالم نپرسیدند.
نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند و تبهکاری خود را نیکوکاری می پندارند. «آگاه باشید اینها همه مفسدانند ولی نمی فهمند» (بقره/۲۱) وای بر آنان آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته تر است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟» (یونس/۵۳) شما را چه می شود و چگونه داوری می کنید؟» (۳۱)
۵) بیان علل انحراف مردم
درجامعه اسلامی و زندگی مسلمین، شناخت ویژگی های قرآن و عمل به این کتاب آسمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است قرآن کریم درباره تعالیم قرآن که غالب بر تعالیم دیگر و هدایت آن غیر از هدایت دیگران است می فرماید:
«این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست هدایت می کند.» (اسراء/ ۹) هر کس به آن عمل کند راه سعادت و خوشبختی را پیموده و از انحراف به دور خواهد ماند.
چنان که دخت نبی مکرم اسلام یکی از علل انحراف مردم، چند روز بعد از رحلت پیامبر اعظم(ص) را پشت کردن مردم به قرآن کریم و پشت سر انداختن اوامر و نواهی آن دانسته می فرماید:
«چرا بیراهه می روید؟ در حالی که کتاب خدا در میان شماست، مطالب آن روشن است واحکام آن درخشان و نشانه های هدایت آن آشکار، نهی و هشدارهای آن روشن و واضح می باشد، اما شما به قرآن پشت کردید و از آن روی برگردان شدید، آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟ یا داوری جز قرآن می گیرید؟ «چه جایگزین بدی است برای ستمکاران» (کهف/۰۵) «و هر کسی جز اسلام آئینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است.» (آل عمران/ ۵۸)
سپس آن قدر درنگ نکردید که این دل رمیده آرام گیرد و مهار کردن آن آسان شود، پس آتش گیره ها را بر افروختند و به آتش فتنه ها دامن زدید تا آن را شعله ور ساختید و به شیطان گمراه کننده پاسخ مثبت دادید.» در این جملات حضرت با استفاده از آیه شریفه قرآن، جریان سقیفه و پیامدهای آن و روی گردانی مردم از قرآن کریم را مصداق روشن ظلم دانسته وعاملان آن را جزء ظالمین به حساب آورده است. و با ذکر آیه دوم حضرت می فرماید شما که به قرآن پشت کرده اید و اوامر و نواهی آن را به کار نمی بندید درواقع از دین اسلام خارج شده اید؛ چه اینکه اساس اسلام بر دستورات قرآن استوار است و اگر قرآن را از اسلام حذف کنید دیگر اسلامی باقی نمی ماند و شما هم که دستورات قرآن را از جمله دستور به اطاعت از جانشین و وصی پیامبر اسلام(ص) کنار گذاشته اید و به آن عمل نمی کنید به مثابه این است که دین اسلام را رها کرده و دین دیگری را اختیار نموده و به انحراف کشیده شده اید. (مرکز فرهنگ و معارف قرآن

گیاه دارویی جینگو بیلوبا  (Ginkgo Biloba)
*جینگو بیلوبا چه کار می کند؟ یک گیاه دارویی است که در درمان بیماری های زیر موثر است: مشکلات گردش خون سرخرگی، تصلب شرائین مغزی...
وبگردی
حمله با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور !
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور ! - دولت - معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه نوسان قیمت ارز کلا آزار دهنده است، گفت: افزایش قیمت ارز به لحاظ محاسبه عددی هزینه تمام‌شده سفر به خارج از کشور را افزایش می‌دهد.
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید از اسنادی رونمایی کرد که نشان می دهد، فرودگاه یاسوج علیرغم تکذیب مسئولان، رادار و تجهیزات کافی برای فرود امن هواپیماها ندارد. گفته می شود یکی از دلایل دخیل در سقوط هواپیمای تهران - یاسوج فعال نبودن رادار فرودگاه یاسوج بوده است.
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی