دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

بررسی‌حقوق والدین در قرآن


بررسی‌حقوق والدین در قرآن
خداوندمتعال در نهاد فرزندان یک نمونه عاطفه و علاقه خاص نسبت به پدران ومادران نهاده است که به هیچ وسیله‌ای ممکن نیست انسان آنها را نسبت به دیگری به وجود بیاورد وخداوندمتعال علاوه به این عاطفه خاص که درفرزندان به وجودآمده است درچندین آیه در قرآن مجید، صراحتا فرزندان را امر به احسان ونیکی نسبت به پدرومادر فرموده است .
پس هر مومنی سزاوار آن است که نهایت اهتمام در اکرام والدین و تعظیم ایشان نماید واحترام ایشان به جا آورد و کوتاهی وتقصیر در خدمت ایشان نکند. به ایشان به نیکویی رفتار نماید و اگر چیزی خواستن صبر نکندتاآنها طلب کنند. بلکه پیش از اظهار ایشان ، به آنها بدهند. همچنان که دراخبار وارد شده است که اگر با او درشتی کنند “اف” بر روی ایشان نگوید. واگر شما را بزنند، عبوس نشوید. بلکه به ایشان بگویید خدا شما را بیامرزد.
“فتبسم ضاحکا من قولها وقال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی ولدی ...”(۱)
سلیمان از گفتار او دهان به خنده گشود وگفت: “ پروردگارا، در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدرومادرم ارزانی داشته‌ای سپاس بگذارم.”...
برفرزند لازم است که دراکرام پدر و مادر و نیکویی با آنها مبالغه کرده وسعی کند. زیرا اکرام آنها از بزرگترین چیزهایی است که درقرآن مجید واحادیث ائمه علیهم‌السلام دراین خصوص تاکید شده است ونباید در این موضوع سهل‌انگاری کرد.
در این آ‌یه سلیمان نه تنها تقاضای توانایی به شکر نعمت‌هایی که به خود او داده شده است می‌کند،بلکه درعین حال تقاضا دارد که ادای شکر مواهبی که برپدرومادرش ارزانی شده بودانجام دهد چرا که بسیاری از مواهب وجود انسان از پدرومادر به او به ارث می‌رسد و بدون شکل امکاناتی که خداوند به پدرومادر می‌دهد کمک موثری برای فرزندان در راه نیل به هدفشان است.
جالب اینکه سلیمان با داشتن آن قدرت وحکومت بی‌نظیر و تقاضایش از خدا این است که عمل صالح خدا باشد.
از این تعبیر روشن می‌شود که اولاد ، هدف نهایی به دست آوردن قدرت انجام عمل صالح است عملی شایسته وارزشمند و بقیه هر چه هست مقدمه‌ای برای آنان محسوب می‌شود.
گاهی انسان عمل صالحی را انجام می‌دهد،‌ اما این معنی جز ذات وروح او و بافت وجودش نشده است.سلیمان از خدا می‌خواهد،آنقدرمشمول عنایت پروردگار قرار گیرد که صالح بودن از عملش فراتر رود و در درون جان و اعماق وجودش نفوذ کندواین جز به رحمت الهی امکان‌پذیر نیست.
“واذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن ...”(۲)
(و چون کودکان شما به سن بلوغ رسیدند باید از شما کسب اجازه کنند...)
“ ایها الذین امنوا لیستئذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرت...”(۳)
(ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بایدغلام وکنیزهای شما وکسانی از شما که به سن بلوغ نرسیده‌اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند...)
این دو آیه حفظ وشخصیت احترام به والدین را مورد بحث وبررسی قرار می‌دهد.
که در این آیه بحث “یا ایها الذین” مورد بحث است که به منزله استثنا از آن حکم عموم است چون درخصوص غلامان وکنیزان اجازه درسه هنگام را کافی می‌داند و پیش از آن واجب نمی‌داند.(۴)
البته دراینجا می‌فهمیم که آیه از کودکانی سخن می‌گوید که به حد تمیز رسیده‌اندو مسائل جنسی وغیرآن راخوب تشخیص می‌دهند زیرا دستور اذن گرفتن خود دلیل براین است که این اندازه می‌‌فهمند که اذن گرفتن یعنی چه؟ اما اینکه این حکم درمورد بردگان مخصوص به بردگان مرد است یا کنیزان رانیز شامل می‌شوند شامل هر دو گروه می‌شود. و در پایان آیه می‌فرماید: “ برشما و برآنها گناهی نیست که بعد از این سه وقت بدون اذن وارد شوند ودربعضی به دیگری خدمت کنند وگرد هم بگردند .”(۵)
نکته مهم در این بحث این است که ممکن است برای افرادی این توهم حاصل شود که چون پدرومادر آنها فاسق ویا فاجر وکافر هستند می‌توانند نسبت به آنها رفتار ناشایست ونادرستی داشته باشند.برای رفع این توهم آیه‌ای از قرآن را مورد بحث وبررسی قرار می‌دهیم.
“ وان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلاتطعهما. “(۶)
(واگر تو را وا دارند تا درباره چیزی که تو را بدان دانشی نیست به من شرک‌ورزی از آنان فرمان مگیر.)
خداوند بلافاصله بعد از اینکه امر به نپذیرفتن دعوت والدین به شرک می‌کند به خاطر اینکه این نپذیرفتن دعوت شرک دلیلی بر بی‌حرمتی وبی‌احترامی والدین شود دستور می‌دهد و درعین حالی که دعوت آنها را به شرک نباید پذیرفت باید در دنیا و امورات دنیا نهایت احترام وادب را نسبت به آنها داشته باشی و درمعاشرت با آنها به نیکی رفتار کنی، به عبارت دیگر از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر ومحبت وملاطفت کنی، واز نظر اعتقاد وبرنامه‌های مذهبی تسلیم افکار وپیشنهادهای آنان نباشی . این درست نقطه مقابل استدلال که حقوق خدا وپدرومادر در آن جمع شده .(۷)
پس امر ونهی والدین درواجبات عینیه ومحرومات الهیه هیچ تاثیری ندارند ولغو است مثل اینکه اولاد را امر به شرب خمر کنند یا او را از نماز یا روزه واجب نهی کنند، فایده ندارد. چنانچه در آیه تصریح می‌فرماید.یا در حدیث شریفی که می‌‌فرماید:” لاطاعه المخلوق فی معصیه الخالق.”
پس هرگز نباید رابطه انسان و پدرومادرش ، مقدم بر رابطه او با خدا باشد وهرگزنباید عواطف خویشاوندی حاکم بر اعتقاد مکتبی او گردد.
ودر ذیل همین مطلب حدیثی از حضرت علی (ع) است که ایشان می‌فرمایند:
“فحق الوالد علی الوالد ان یطیعه فی کل شیء الا فی معصیته الله سبحانه”(۸)
(حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خدا ازپدر اطاعت کند.)
در این دستور ارشادی قرآن دو نکته مهم وجود دارد.
۱) این است که اگر اطاعت والدین در راستای اطاعت خدا نیست بلکه با آن منافات دارد ومستلزم شرک وعصیان است باید از آ‌ن به طور جدی خودداری کرد و نباید انسان به خاطر اطاعت والدین گرفتار معصیت ونافرمانی خداوند شود.
۲) این که عدم اطاعت والدین، مستلزم بد خلقی وتندخویی وچیزهایی از این قبیل نیست درحقیقت ما ازآیه فوق چنین می‌فهمیم که وجوب اطاعت والدین، مطلق نیست ولی حسن خلق دربرابر آنها مطلق است.(۹)
پس از این مطالب یاد شده درمی‌یابیم که احترام ونیکی به والدین اگر شرک ، کافر و فاسق باشند نباید ترک شوند . ولکن در این آیه نکته دیگری که به ذهن ما می‌رسد این است که مرز اطاعت والدین تا آ‌نجاست که با حق خدای تعالی تعارض نداشته باشد . حق خدا اطاعت کردن از وی است و حق پدرومادر هم اطاعت کردن ازآنها ولی این اطاعت کردن مشروط بر این است که مستلزم زیرپا گذاشتن فرمان خداوند نباشد اما حسن خلق ونیکی مصاحبت آ‌نها مشروط به هیچ شرطی نیست . به هر حال فرزند وظیفه دارد که به آنها نیکی کند ودر برابر آ‌نها متواضع ومهربان باشد ودرچهره ورفتارو گرفتار چیزی که موجب آزردگی خاطرآنها وافسردگی روح آنان شود ظاهر نسازند.
به همین خاطر خداوند کسانی را که بر سردو راهی‌ها، پیوند با پدرومادر و خویشاوندان را برای اجرای احکام قوانین واحکام الهی مقدم داشته‌اند مورد نکوهش قرار داده است و می‌فرماید:
“یا ایها الذین ءامنوا لا تتخذوا اباءکم اخونکم اولیاء ان استحبوا الکفر علی الایمان ومن یتولهم منکم فاولائک هم الظالمون.”(۱۰)
(ای کسانی که ایمان آ‌ورده‌‌اید اگر پدرانتان وبرادرانتان کفر را بر ایمان ترجیج دهند آنان را به دوستی مگیرید و هرکس ازمیان شما آنان را به دوستی گیرد آنان همان ستمکارانند.)
“و وصینا الانسان بولدیه حسنا وان جهداک لتشرک بی مالیس لک به‌ علم فلاتطعهما...”(۱۱)
(وبه انسان سفارش کردیم که به پدرومادر خودنیکی کندولی اگر آنها با تو درکوشندتا چیزی را که بدان علم نداری با من شریک گردانی از ایشان اطاعت مکن)
در تفسیر مجمع البیان ذیل همین آیه آ‌مده است که سعدبن‌‌‌‌‌‌‌ابی‌قاض می‌گفت: من پس از اسلام وشنیدن آ‌یات قرآن از پیامبرگرامی در موردنیکی به پدرومادر راه و روش خداپسندانه درخانه پیش گرفتم و با مادرم رفتاری پسندیده وبسیار پر مهر برگزیدم. مادرم پس از دیدن تغییر اخلاق خانوادگی‌ام به من گفت: اگر دست از دین اسلام بر نداری اعتصاب غذا خواهم کرد تا بمیرم ومردم تو را سرزنش ومورد شماتت قرار دهند. گفت: اگر صد جان داشته باشی ویکی یکی ازحلقومت بیرون بیاید من دست ازآئین اسلام برنمی‌دارم ومادرم با دیدن قاطعیت عجیب من در راه دین وایمان سخت بهت زده شده وبه ناگزیر اعتصاب غذای خود راشکست وآیه مزبور راجبرئیل نازل کرد واین حکم جاری است در حق هر پدر ومادری که فرزندان را وادار به معصیت محرمات تکلیف بنمایند.
این همان داستان ترجیح حق خدا برحقوق همه افراد حتی والدین را نشان می‌دهد.گرچه این حکم تشریعی است ولی مسئله پیش از آ‌نکه یک لازم تشریعی باشد به صورت یک قانون تکوینی درنهاد همه انسان‌ها وجود دارد و مخصوصا تعبیر به “انسان” دراینجا این را می‌فهمیم که این قانون مخصوص به مومنان نیست،بلکه هرکس شایسته نام است باید در برابر پدرومادر حق‌شناس باشد واحترام وتکریم ونیکی و رعایت حقوق آنها را در تمام عمر فراموش نکنند، هرکس چند با این اعمال هرگز نمی‌تواند دین خود را به آنها ادا کند.
نکته بعد این است که برای اینکه تصور نکند که پیوند عاطفی با پدرومادر می‌تواند برپیوند انسان با خدا مسئله ایمان حاکم گردد. با یک استثنا صریح مطلب را دراین زمینه روشن کرده ومی‌فرماید :اگر آن دو پدرومادر تلاش و کوشش کردندو به تو اصرار کردند که برای‌من شریکی قائل شوی که با آن علم نداری از آنها اطاعت مکن. خداوند نافرمانی پدرومادر وعدم رعایت حقوق آنها را ازاین جهت حرام فرموده است که موجب از دست دادن توفیق طاعت خداوند عزوجل و بی‌احترامی به پدرومادر وناسپاسی نعمت واز بین رفتن شکر ، سپاسگزاری ،کم شدن نسل و قطع شدن آن می‌شود زیرا نافرمانی والدین سبب می‌ گردد که به پدرومادر احترام گذاشته نشود، حق وحقوق آنها شناخته نشود و پیوندهای خویشاوندی قطع گردد. دراین صورت است که پدرو مادر به داشتن فرزندی بی‌رغبت شوند.
وبه علت نیکی نکردن وفرمان نبردن فرزند از پدرومادر آنها نیز کاروتربیت او را رها سازنداگر دراینجا کوتاهی کنید درآنجا تمام این حقوق و زحمات وخدمات مورد بررسی قرار می‌گیرد و موبه‌مو حساب می‌شود. بایداز عهد حساب الهی در مورد شکر نعمتهایش وهمچنین درمورد شکر نعمت وجود پدرومادر وعواطف پاک وبی‌آلایش آنها برآیید.
“قل تعالوا اتل ماحرم ربکم علیکم الاتشرکوا به‌ شیئا وبالوالدین احسانا...”(۱۲)
بگو :بیایید تا آنچه را پروردگارتان برشما حرام کرده برای شما بخوانم.چیزی را با او شریک قرار مدهید‌؛وبه پدر ومادر احسان کنید...
ذکرنیکی به پدرو مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک، وقبل از دستورهای مهمی همانند تحریم نفس واجرای اصول عدالت دلیل براهمیت فوق‌العاده حق پدرومادر در دستورهای اسلامی است “تحریم آزارپدرومادر “که هماهنگ با سایر تحریم‌های این آ‌یه است موضوع احسان ونیکی کردن، ذکر شده است یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنها حرام است بلکه علاوه بر آن ،احسان ونیکی در مورد آنان نیز ضروری است.
همان‌طور که در این آیه کلمه احسان به وسیله”ب” متعدی ساخته و فرموده است:” با الوالدین احسانا”. همان‌طور که می‌دانیم احسان گاهی با “الی” وگاهی با “ب” ذکر می‌شود در صورتی که با “الی” ذکر شود ، مفهوم آ‌ن نیکی کردن است هرچند به طور غیرمستقیم وبا واسطه باشد ،‌اما هنگامی که با “ب” ذکر شود معنی آن نیکی کردن به طور مستقیم وبدون واسطه است . بنابراین نیکی به پدرومادر را باید آنقدر اهمیت داد که شخصا بدون واسطه به آن اقدام نمود.
وهمچنین چون مادروپدر سبب وجود فرزندان هستند از راه تربیت و رحمت الله در دل ایشان نهاد، شکر آن نعمت تربیت بر ایشان واجب کرد به احسان ایشان از اینجا مناسبتی ظاهر گشت میان رحم ورحمت ،‌مناسبتی معنوی و بعد از مناسبت لفظی به این است که شکر والدین واحسان به ایشان درنظر شرع عظیم است.
پس قاعده کلی اسلام در برابر پدرومادر ، احسان است نه عدالت ونباید پیش خودچنین گفت: که پدرم ومادرم به من چیزی نداده من نیز به آنها چیزی نمی‌دهم یا من هم به آنها احترام نمی‌ کنم چون به من احترام نگذاشته‌اند.درصورتی که سبب وجودی ما آنها هستند. قال علی‌(ع) “من بر والدیه بره ولده”
کسی که به پدرومادر خود نیکی کند،فرزندش به اونیکی نماید.
قال الرسول الله(ص)“سرسنتین بروالدیک” به اندازه دوسال راه را طی کنید وبه زیارت پدرومادر بروید.
“قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی قال انه ویقول انها بقره لافارض ولابکر عوانم بین ذلک فافعلو ما تامرون .”(۱۳)
گفتند: پروردگارت را برای ما بخوان تا برای ما روشن سازد که آن چگونه گاوی است؟ گفت: وی می‌فرماید: آن ماده گاوی است نه پیرو نه خردسال، بلکه میانسالی است بین این دو . پس آنچه را بدان مامورید به جای آرید.
در تفسیر”عیاشی” از “بزنطی” نقل شده که از حضرت رضا(ع) شنیدم می‌فرمود: مردی از بنی اسرائیل یکی از بستگان خود را کشت سپس او را برداشته ودر راه بهترین قبایل انداخت و بعدا به طلب خون او برخواست وآمدند به موسی گفتند: فلان قبیله فلان کس را کشته‌اند بگو قاتل او کیست؟ گفت: بروید گاوی بیاورید. گفتند: مسخره‌‌مان می‌کنی؟! گفت :پناه به‌خدا می‌برم از اینکه نادان باشم ، اگر گاوی را انتخاب می‌کردند کفایت می‌کرد. ولی سخت گرفتند خدا هم برآنها سخت گرفت، گفتند: از پروردگارت بخواه چه طور گاوی باشد،گفت: گاوی باشد ، نه “فارص” ونه “بکر” یعنی نه کوچک ونه بزرگ میان این دو باز اگر با این سن انتخاب کرده بودند کفایت می‌کرد. ولی باز سخت گرفتند خدا هم برآنها سخت گرفت.گفتند از پروردگارت بخواه بیان بکند رنگش چه باشد؟ گفت:خدا می‌گوید گاوی باشد به رنگ زرد به طوری که بینندگان از آن مسرور گردند ، دوباره خداوند برآنها سخت گرفت، گفتند: از پروردگارت بخواه بیان کند. چه جور گاوی باشد؟زیرا گاو بر ما مشبه شده و ما به خواست خدا هدایت می‌شویم. گفت: خدا می‌گوید گاوی باشد که بر اثر کار و زحمت ناتوان نشده باشد وبه جستجوی چنین گاوی برخاستند. وبالاخره نزد جوانی از بنی اسرائیل یافتند، وی گفت: من آن را نمی‌فروشم مگر اینکه پوستش را مملو از طلا کنید! نزد موسی آمدند و جریان را باز گفتند.فرمود:آن را بخرید و دستور داد ذبحش کردند. بعدا دستور داد دم آن را به مرده بزنند. چنین کردند و آن کشته زنده شد . وگفت : ای پیغمبر خدا! پسرعموی من مرا کشته نه آن کس که به او نسبت داده‌‌اند به این وسیله قاتل او را شناختند ویکی از یاران پیغمبر به موسی گفت: این گاو داستانی دارد. گفت:چه داستانی؟ عرض کرد. جوانی از بنی‌اسرائیل نسبت به پدرش نیکوکار بود. وقتی که چیزی خریده بود نزد پدرش آمد دید خوابیده وکلیدها زیرسر اوست نخواست او رابیدار کند لذا از معامله صرف‌نظر کرد . هنگامی که پدرش بیدار شد جریان را به اوخبرداد، گفت:آفرین برتو . این گاو عوض آنچه از دست تو رفت. پیغمبر خدا به موسی گفت:” انظروا الی البر مابلغ باهله” ببین نیکی با اهلش چه می‌رساند.”
و اذ اخذنا میثق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله وبالولدین احسانا وذی القربی والیتامی والمسکین...(۱۴)
وچون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز او را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان احسان کنید...
با توجه به این آیه کسانی را که باید مورد احسان قرار داد. به ترتیب اهمیت ونزدیکی به انسان بیان کرده لذا خویشاوندان را اول ذکر نموده است.چون از همه کس به انسان نزدیکترند و در میان خویشاوندان نخست پدر و مادر که ریشه نهال وجود انسانند و ازتمام نزدیکان نزدیکترند ذکر فرموده است وهمچنین از میان غیر خویشاوندان ، یتیمان را مقدم شمرده است و در ضمن باید دانست که “یتیم” به کسی می‌گویند که پدرش مرده باشد وکسی که مادرش مرده است یتیم گفته نمی‌شود. بعضی گفته‌‌اند که در میان افراد انسان یتیم به کسی می‌گویندکه پدر را از دست داده واما در میان حیوانات یتیم آن است که مادر از دست داده باشد.
البته این آیات اگر چه درباره بنی اسرائیل نازل شده ولی یک سلسله قوانین کلی برای همه ملل دنیا در بردارد، عوامل زنده ماندن و بقا و سرافرازی ملت‌‌ها و رمز شکست آنان را یادآور می‌شود. ازدیدگاه قرآن برقراری وسربلندی ملت‌ها در صورتی است که خود را به بزرگترین نیروها وقدرت‌ها متکی سازند وبه قدرتی تکیه کنند که فنا و زوال در او راه ندارد و از طرف دیگر برای بقا وجاویدان ماندن ملت‌ها همبستگی خاص بین افراد آنها لازم است که این عمل درصورتی امکان دارد که هرکس نسبت به پدر و مادر خود که شعاع بستگی آنها نسبت به وی نزدیکتر است و در مرحله بعد نسبت به خویشاوندان وبعد از آنها نسبت به تمام افراد اجتماع نیکی به خرج دهد تا بال و پر یکدیگر باشند.

منیژه محمودپور
پی نوشتها:
۱- نمل ۱۹
۲- نور ۵۹
۳- نور ۵۸
۴- طباطبایی، علامه سیدمحمدحسین، المیزان،ج ۱۵، ص ۲۳۳مترجم، سید محمدباقر موسوی همدانی،نشر بنیاد علمی وفکری علامه طباطبایی
۵- تفسیر نمونه، ج۱۴،ص ۵۴۰
۶- لقمان ۱۵
۷- طباطبایی ،المیزان ، ج ۱۶، ص ۲۴۰-۲۳۹
۸- نهج‌البلاغه،حکمت ۳۳۹،ص ۷۲۵
۹-بهشتی،دکتر احمد،خانواده در قرآن ،ص ۲۸۱ -۲۸۰ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ دوم
۱۰- توبه ۲۳
۱۱- عنکبوت۸
۱۲- انعام ۱۵۱
۱۳- بقره ۶۸
۱۴- بقره ۸۳
منابع وماخذ:
۱-طباطبایی ،علامه سیدمحمدحسین، المیزان ،‌ج ۱۵،ص ۲۳۳ مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی،نشر بنیاد علمی وفکری علامه طباطبایی
۲- بهشتی، دکتر احمد ، خانواده در قرآن ،ص ۲۸۱-۲۸۰ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، چاپ دوم
۳- محمودشریفی ، چهل حدیث والدین
۴- نهج‌البلاغه، حکمت۳۳۹ ، ص ۷۲۵
۵- بحار الانوار ، جلد۷۴
۶-تفسیر نمونه، ج ۱۴،ص ۵۴۰
۷-ttp: //www.hawzah.neth
۸-ttp: //www.qoran.mihanblog.comh

منبع : روزنامه رسالت

مطالب مرتبط

علم و دانش آموزی از منظر قرآن

علم و دانش آموزی از منظر قرآن
اگر گفته شود دین اسلام، دین دانش و آموزش برای زندگی سعادتمندانه دنیوی و اخروی است، سخنی به گزاف گفته نشده است. اهمیت علم ودانش در اسلام بقدری است كه اولین كلمه ای كه خداوند متعال بر پیامبر اكرم (ص) نازل فرمود: اقرأ (بخوان)! بوده است.
در مقاله حاضر نویسنده سعی كرده است به انواع دانش ها و نیز آداب دانش آموزی بپردازد. اینك مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.
● جایگاه و اهمیت علم و دانش
بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این روست كه تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد كه خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمایی آگاه شد. (بقره آیه ۳۱ تا ۳۴) این آگاهی هر چند به شكل آگاهی حضوری و شهودی است كه از آن به دانش وجودی نیز تعبیر می شود؛ زیرا در جان و وجود انسان جای می گیرد و بخشی بلكه همه وجود وی را شكل می بخشد كه در تعبیر مولوی: ای برادر تو همه اندیشه ای.
مابقی جز استخوان و ریشه ای، به خوبی تبیین شده است؛ با این همه دانشی دارای ارزش است كه انسان را به مقام خودش بازگرداند و از مقام هبوط به عروج رساند و صعود دوباره ای را از خاك به عرش افلاك برین تا عرش سدره المنتهی آغاز كند.
از این روست كه قرآن ارزش و اعتبار آدمی را به دانش اسمایی دانسته است كه دانش توانایی و ظرفیت به همه آن چیزهایی است كه خداوند را به خداوندی متصف ساخته است. آدمی با دانش اسمایی می تواند به كمال مطلق برسد. تفاوت اسما و صفات در خداوند با انسان در این است كه اسما در خداوند عین ذات و ازلی و ابدی است و در انسان عین ذات نیست بلكه به شكلی عارض ذات و عنایت الهی است. با این همه این انسان است كه می تواند با دانش خویش به جایی برسد كه كسی در هستی بدان دست نیافته است.
سخن را با این پرسش آغاز می كنیم نیازهای علمی انسان كه اگر انسان همه اسمای الهی را به جعل تعلیمی دانسته و داراست، چه لزومی دارد تا آن را بیاموزد و به این دانش داشته دست یابد؟ اصولا آیا پذیرفتنی است كه انسان چیزی را كه خود داراست دوباره بجوید و بخواهد؟
به نظر می رسد كه این پرسش به جهت مهمی اشاره داشته است.
از این رو سخن گفتن از دانش آموزی به معنای یادگیری هیچ سخنی نادرست است؛ زیرا انسان همان گونه كه نمی تواند چیزی را كه داراست بجویید و بخواهد هم چنین نمی تواند چیزی كه اصلا ندارد را بخواهد و بجوید.
بنابر این در هر خواستنی می بایست به این مساله توجه داشت كه امری به شكل مطلق مجهول نخواهد بود بلكه امری معلوم به شكل اجمالی است كه می بایست به طور كامل روشن و دانسته شود. از این رو می توان گفت كه انسان تنها اموری را می جوید و می خواهد كه دانش اجمالی از آن دارد به این معنا كه دانشی را كه در اوست و به شكل اجمالی و نهان و ظرفیت وجود دارد می جوید و می كوشد تا آن را به فعلیت در آورد و به شكل عینی و واقعی در خود ظهور و بروز دهد.
از این روست كه در آیات قرآنی سخن از تذكر و رهایی از غفلت است.
انسان با دارایی موجود در نهاد و نهان خویش می بایست آن چه را كه از آن غافل شده را به یاد آورد و به فعلیت در آورد. این دانش همان اسمای الهی است؛ زیرا اسمای الهی تنها نام و اسم نیست بلكه هر یك دانشی از دانش ها و علمی از علم ها و توانایی ای از توانایی هاست. انسان با داشتن اسم بصیر به توان درك و دیدن درست می رسد و با اسم سمیع و شنوا به توان و ظرفیت شنوایی دست می یابد. بنابر این هر یك از اسمای خود یك ظرفیت و دانشی است كه انسان را قادر و توانا می سازد تا با آن خود را به كمال برساند و به كمال مطلق یعنی خدا دست یابد.
این ظرفیت در همه بشر به تعلیم و جعل الهی قرار داده شده است و انسان به هبوط خویش از آن غافل شده است و می بایست دوباره با تلاش و بهره گیری از آموزه های وحیانی و دستورهای قرآن و كتب آسمانی به فعلیت برساند.
در حقیقت گزاره ها و آموزه های وحیانی الهی چیزی جز راه دست یابی به دانش موجود در نهاد و رهایی آن از غفلت نیست تا دوباره به فعلیت برسد.
از این رو دانش آموزی نیز چیزی جز به فعلیت آوردن و یا آوردن و تذكر آن دانش اسمایی نیست كه در نهاد و سرشت انسان وجود دارد. به بیان دیگر می توان مدعی شد كه دانش چیزی جز تذكر و یادآوری و رهایی از غفلت و دانش آموزی نیز چیزی جز یادآوری نیست.
● راههای كسب دانش
بنابراین آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به كار رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است كه به آن تعلیم اسمایی در آیه ۳۱ سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذكر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است كه در انسان به ودیعت نهاده شده است.
انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا كه گاه این تذكر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد كه از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود كه از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین خضر نام برد كه خداوند در آیه ۶۵ و ۶۶ سوره كهف به این مسئله چنین اشاره می كند: فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما قال له موسی هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشدا؛ پس موسی و همراهش (یوشع بن نون) در كناره مجمع البحرین (جایی كه دو رود بزرگ و یا دو دریا به صورت خلیج به هم می رسند) بنده ای از بندگان ما را یافتند كه از پیش ما به رحمتی داده بودیم و دانشی را از نزد ما آموخته بود.
موسی به آن بنده خدا گفت: آیا می توانم از تو پیروی كنم تا از آن دانش رشدی خویش چیزی را به من بیاموزی؟
در این آیه به نوعی علم خاص كه خداوند از آن به علم لدنی و موسی به علم رشدی تعبیر می كند اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی كه در شیوه یادآوری و تلقی و تكمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا كسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاك می باشد.
دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید كه از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره كرد كه از راه حواس و تجربه كسب می شود و بلكه حتی شامل دانش هایی نیز می شود كه به واسطه وحی به دیگر بشر می رسد.
● مفید بودن دانش
در دانش آموزی می توان هم از شیوه مستقیم و غیرمستقیم بهره برد. هرچند كه بهره گیری از دانش مستقیم به جهتی كه از سر منشا و سرچشمه آن گرفته می شود از خلوص و كمال زایی و كمال بخشی بیش تری برخوردار می باشد ولی این بدان معنا نخواهد بود كه هر دانشی برای هر كسی مفید خواهد بود.
در داستان حضرت موسی(ع) و عالم ربانی (خضر) ما با آن كه می بینیم كه با كم ترین واسطه حضرت موسی(ع) می كوشد تا از دانش خاصی برخوردار گردد كه بیرون از دایره نبوت عامه و حتی نبوت خاصه است و شخص دارای آن توان یعنی خضر از آن دانش برای مأموریت های ویژه بهره می گیرد چنان كه در سه رخداد به خوبی نمایانده شده است .با این همه این دانش خاص به درد حضرت موسی(ع) نمی خورد و در مأموریت او فایده و تأثیر چندانی نمی بخشد؛ از این رو می بینیم كه پس از كسب بخشی از دانش كه می توان آن را نوعی دانش تصرف در تكوین و برتر از دانش شریعت دانست ولی هیچ تأثیری از آن در زندگی موسی(ع) به جا نمی گذارد و در ادامه داستان و یا در جایی دیگر قرآن به تأثیر این دانش در زندگی موسی(ع) اشاره نكرده است كه این خود نشان می دهد كه آن حضرت از این دانش اگر نگوییم چیزی نیاموخته است دست كم بهره ای نبرده و در زندگی فردی و مأموریت وی تأثیری به جا نگذاشته است.
بنابراین هر دانش خاص و رشدی هرچند كه از مقام و سرچشمه و یا از نزدیك سرچشمه گرفته شود به این معنا نیست كه برای هر كسی مفید و سازنده باشد. انسان دانشی را می بایست بجوید كه برای او مفید و سازنده باشد و بتواند باتوجه به آن ظرفیت های خویش را بروز و ظهور دهد و آشكار نماید.
در داستان هاروت و ماروت كه دو فرشته خداوند در سرزمین بابل در میانرودان بوده است، مشكل به شكل دیگری نشان داده و بیان می شود. قرآن در آیه ۱۰۲ سوره بقره به دانشی اشاره می كند كه از نزدیك سرچشمه برداشته می شود و به گونه ای دانش مستقیم و پاك و مبراست ولی از آن جایی كه اشخاصی كه به تعلم آن می پردازند یا ظرفیت برخورداری از آن را ندارند و یا در بهره گیری برای اهداف رشدی از آن سود نمی برند، چنین دانش كامل و رشدی كه نوعی علم لدنی است نیز سودی برای مردمان بابل نداشته بلكه آنان را گرفتار درد و رنج نمود.
● نقش ظرفیتها در فراگیری دانش
جادو و سحر دانشی فرازمینی همانند دانش خضر است و می توان از آن به دانش برتر یاد كرد ولی همین دانش با آن كه برتر و به نوعی لدنی است برای یهودیان و بابلیان سودی نداشته بلكه به جهت كاربردهای نادرست موجبات تفرقه و اختلاف در میان مردمان شد. (همان)
این نشان می دهد كه هر دانشی هرچند كه برتر و از منبع بالا و خالصی برداشته شود می بایست از دو ظرفیت در شخص و نیز اهداف به كارگیری از آن برخوردار باشد تا مفید و سودمند بوده و به تعبیر موسوی دانش رشدی باشد.
بنابراین حتی دانش لدنی نیز نمی تواند در هر حال دانش رشدی باشد و موجبات تكامل و رشد شخص و جامعه را فراهم آورد. از این روست كه دانش لدنی و برتر بلعم باعورا برای او و جامعه اش سودی نبخشید و به جای آن كه وی را به كمال و عرش برساند موجب شد تا به تعبیر خداوند: اخلد فی الارض؛ شود و در خود را در ماهیت زمینی خویش گرفتار و جاویدان سازد.
بنابراین دانش برتر نیز گاه نه تنها سازنده و مفید و رشدی نیست بلكه دانشی به حسب ظاهر گمراه كننده است كه موجبات كفر شخص و جامعه را به دنبال خواهد داشت. (بقره آیه ۱۰۲) تنها زمانی دانش برتر مفید خواهدبود كه هم شخص از ظرفیت بالایی برخوردار باشد و هم به قصد رشد آن را بیاموزد.
در داستان بابلیان نه تنها ظرفیت وجود نداشت بلكه هدف نیز فراموش شد و در داستان حضرت موسی(ع) هرچند كه قصد رشدی مطرح است (كهف آیه ۶۶) ولی ظرفیت چنین دانشی در آن حضرت وجود نداشته است چنان كه هم عالم ربانی و هم موسی(ع) در نهایت بدان اقرار كرده و از هم جدا می شوند. (كهف آیات ۶۶ تا ۷۸) در داستان بلعم باعورا با آن كه ظرفیت وجود داشته است ولی وی از آن به قصد رشد و تكامل بهره نبرده و در نهایت دچار خلود در زمین و كفر و بدبختی شد.
این به معنای آن خواهد بود كه اگر شخصی در حوزه ای از ظرفیت بالایی برخوردار گردید به معنای آن نیست كه در بخش ها و زمینه های دیگر نیز از چنین ظرفیتی برخوردار خواهد بود. واكنش موسی(ع) به دانش برتر و به تعبیر موسی(ع) رشدی، آن چنان تند و شتاب آلود است كه گاه خضر را به گمراهی و خروج از شریعت متهم می سازد و رفتار و كنش هایش را نادرست و برخلاف شریعت آسمانی تحلیل و تبیین كرده و حكم به بطلان عمل وی می دهد.
این در حالی است كه آن حضرت خود مامور بوده است كه از خضر(ع) پیروی كند و از دانش او بیاموزد. با این همه با علم و دانش به حقانیت خضر(ع) واكنش های موسی(ع) نشان می دهد كه وی از ظرفیت برخورداری از دانش برتر بهره مند نبوده است و برخلاف گمانش نه تنها این دانش برای او رشدی نبود بلكه نزدیك بود كه با مامور خداوند در افتد و موجبات گمراهی و تباهی خود را فراهم آورد.
● مضر بودن برخی دانشها برای همگان
از باب مضر بودن برخی دانشها برای همگان است كه اساتید بزرگ علوم و دانش های برتر چون عالم ربانی شیخ بهایی حاضر نمی شوند تا برخی از علوم خویش را به دیگران بیاموزد و اگر می آموزد به راز و رمز بیان می كند كه دور از دسترس همگان باشد.
بنابراین هر دانش برتر، برای هر كسی دانش رشدی و تكامل نیست بلكه گاه موجبات تباهی و گمراهی و كفر شخص و یا جامعه را سبب می شود. در روایات است كه علت این كه موسی(ع) به این ماموریت فرستاده شد به جهت آن بود كه وی خود را در همه دانش ها سرآمد می یافت و چون در دانش شریعت به كمال بود گمان برد كه دانشی نیست كه او نتواند از عهده او برآید و خداوند با این ماموریت به وی فهماند كه وی تنها در دانش شریعت و نیز رهبری امت كه وظیفه پیامبری او بود به برتری دست یافته و از ظرفیت خوبی برخوردار بوده است ولی در دانش های دیگری كه بیرون از حیطه ماموریت وی قرار داشت و نیازی نیز به آن ها نبود از این ظرفیت برخوردار نبوده است.
از این جا می توان به این نكته نیز دست یافت كه دانش موردنیاز هر چند ضروری و لازمه مسئولیت پذیری در پست و یا مقامی است و نیاز نیست كه شخص در همه امور سرآمد باشد بلكه در حوزه ماموریت و مسئولیت خویش می بایست از دانش خاص همان مسئولیت بهره مند باشد. چنان كه حضرت موسی در نزد دختران شعیب در مساله چوپانی از دو ویژگی مورد نیاز برخوردار بوده و به حكم انه قوی امین، از وی به چوپانی دعوت به عمل می آید. در داستان حضرت یوسف(ع) نیز به حكم مسئولیت وزارت خزینه داری و یا نخست وزیری از صفات خاص و در داستان طالوت به حكم مسئولیت فرماندهی جنگی و نظامی نیز از ویـژگی های خاص یاد می شود.
● لزوم تلاش علمی روشمند
دانش چه به صورت دانش لدنی و یا واسطه ای به دست آید نیازمند تلاش و كوشش بسیار است و دانش آموز می بایست رنج های بسیار برد كه از آن جمله می توان به رنج سفر (كهف آیه ۶۰) محرومیت از آسایش و راحتی (همان) تندی استاد (كهف آیه ۶۶) علاقه شدید به كسب دانش موردنظر (كهف آیه ۶۶ تا ۶۹) یاد كرد.
روش تعلیم می بایست با توجه به نوع دانش و نیز كاربرد آن تغییر یابد. از این رو ما با روش های مختلفی در دانش های گوناگون رو به رو هستیم. از آن جمله نیز می توان به روش مشاهده و بررسی شیوه زندگی جانوران و حیوانات برای آموختن تجربیات در زندگی (مائده آیه ۳۱) و همراهی در عمل و همكاری با استاد (كهف آیات ۶۶ تا ۷۰) و مانند آن یاد كرد.
هدف از دانش نیز می بایست همواره رشدی (كهف آیه ۶۰) و به این قصد باشد كه به دیگران كمك و یاری شود نه آن كه موجبات اذیت و آزار دیگران به این دانش آموزی فراهم گردد. (بقره آیه ۱۰۲) زیرا چنین نگرشی موجب می شود تا هم از مواهب الهی محروم و هم دچار بدبختی ابدی شود. (بقره آیه ۱۰۲)
● آداب دانش آموزی
از آداب دانش آموزی آن است كه شخص همواره از استاد و معلم خویش اجازه بگیرد و بدون اذن و اجازه وی بخش هایی را كه استاد اجازه نداده نیاموزد. شتاب و پیش افتادن از استاد گاه موجب می شود كه دانش آموز دانش را به درستی نیاموزد و یا به خطا چیزی را بیاموزد كه دست كم برای از میان بردن آن خطا، وقت و هزینه بسیاری باید صرف شود. (كهف آیه ۶۶)
احترام و تكریم معلم و استاد در همه حال واجب و ضروری است و دانش آموز می بایست در هر حال احترام استاد را نگه دارد به ویژه آن كه ثابت شده است كه ارتباط روحی میان استاد و شاگرد در آموزش بسیار تاثیرگذار است و انسان پیش از آن كه چیزی بیاموزد از انرژی و فعالیت های روحی و روانی استاد تاثیر می پذیرد و زمینه كسب دانش برایش فراهم تر می گردد (كهف آیه ۶۶)
اطاعت و پیروی از استاد و معلم نیز برای دانش آموز امری بایسته است و دانش آموز در حوزه علمی كه می آموزد می بایست مطیع باشد و از سرپیچی خودداری ورزد. این مساله به ویژه در دانش های تجربی و عملی ضروری تر است. هر حركت اشتباه دانش آموز خطرساز است. (كهف آیه ۶۶ تا ۶۹)
پذیرش تذكرات و یادآوری های استاد از سوی دانش آموز و صبر و شكیبایی در برابر ناملایمات و سخت گیری های استاد و توكل و واگذاری همه امور به مشیت الهی از مهم ترین آداب دانش آموزی است كه در داستان خضر و موسی (علیهما السلام) به خوبی آشكار و تبیین شده است.
به هر حال دانش آموزی اصول و مبانی و آدابی دارد كه بدون آن نمی توان از دانش آموز خوب سخن گفت. قرآن با بررسی همه جزئیات دانش آموزی می كوشد تا شرایط دانش آموزی درست و مطلوب را به انسان مومن و جامعه برتر ایمانی بیاموزد.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!