پنج شنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ / Thursday, 23 November, 2017

روایت اسارت شهید تندگویان


روایت اسارت شهید تندگویان
اوایل‌ جنگ‌ بود، دشمن‌ به‌ میهن‌ اسلامی‌ فرصت‌ دفاع‌نداده‌بود به‌ طوریکه‌ هر روز به‌ حملات‌ خود شدت‌می‌بخشید. پالایشگاههای‌ جنوب‌ کشور در خطر بمباران‌و نابودی‌ بودند. جواد در سمت‌ وزیر نفت‌ لحظه‌ای‌ آرام‌ و قرار نداشت‌. در خواب‌ و بیداری‌ به‌ فکر پالایشگاههای‌کشور بود. ترسش‌ از این‌ بود که‌ مبادا دشمن‌پالایشگاههای‌ آبادان‌ و... را با بمب‌ و موشک‌ از بین‌ ببردو به‌ اقتصاد مملکت‌ لطمه‌ وارد شود. مرتب‌ به‌ بازدیدپالایشگاهها می‌رفت‌ و از اینکه‌ این‌ تأسیسات‌ را سالم‌ ونیروهای‌ مخلص‌ و جان‌ بر کفشان‌ را آماده‌ باش‌، از جان‌گذشته‌ و در حال‌ فعالیت‌ می‌دید، فوِالعاده‌ خوشحال‌می‌شد و خدا را سپاس‌ می‌گفت‌. هنوز چند هفته‌ای‌ ازسفرش‌ به‌ آبادان‌ نگذشته‌بود ولی‌ باز دلهره‌ داشت‌ ومی‌خواست‌ هر چه‌ زودتر پالایشگاه‌ آنجا را از نزدیک‌ببیند چرا که‌ معتقد بود در شرایط‌ سخت‌ و ناهموارجنگ‌، کار را باید از نزدیک‌ و در منطقه‌ هدایت‌ کرد.
معاونان‌ و همراهانش‌ در حیاط‌ وزارت‌ نفت‌ منتظرش‌بودند تا در کنار وی‌ به‌ طرف‌ آبادان‌ و آغاجاری‌ حرکت‌کنند. ماشین‌ حامل‌ جواد وارد وزارتخانه‌ شد و در کنار افرادمنتظر در حیاط‌ توقّف‌ کرد. جواد از ماشین‌ پیاده‌ شد. شلوارآبی‌ رنگ‌ِ مرتبّی‌ بر تن‌ داشت‌ و جلیقه‌ و موها، تمیز و مرتب‌بود. با تک‌ تک‌ معاونان‌ و همراهان‌ احوالپرسی‌ کرد و گفت‌:
برادران‌ وقت‌ تنگ‌ است‌. بهتر است‌ هر چه‌ زودتر راه‌بیفتیم‌. سپس‌ به‌ دیگر همراهان‌ مأموریت‌ داد که‌ به‌ بازدیدپالایشگاه‌ «بیدبلند آغاجاری‌» بروند. خودش‌ و معاونانش‌بوشهری‌، یحیوی‌، روحنواز و بخشی‌پور به‌ همراه‌ راننده‌اش‌،اسماعیلی‌ به‌ طرف‌ آبادان‌ به‌ راه‌ افتادند.
سفر آغاز شد. سه‌ دستگاه‌ اتومبیل‌ پشت‌ سر هم‌ درحال‌ حرکت‌ بودند. در اولین‌ اتومبیل‌، تندگویان‌، بهروزبوشهری‌، سیدحسن‌ یحیوی‌، عباس‌ روحنواز وبخشی‌پور نشسته‌ بودند و علی‌اصغر اسماعیلی‌ راننده‌بود. دو اتومبیل‌ دیگر به‌ فاصله‌ یک‌ کیلومتر از آنها درحرکت‌ بودند. وارد جادهٔ‌ اهوازـ آبادان‌ که‌ شدند، لحظه‌به‌ لحظه‌ خطر از بیخ‌ گوششان‌ می‌گذشت‌. یک‌ ماه‌ و چندروز از آغاز جنگ‌ تحمیلی‌ سپری‌ شده‌ و دشمن‌ تانزدیکیهای‌ آبادان‌ نفوذ کرده‌بود و همچنان‌ به‌ کشت‌ وکشتار خود ادامه‌ می‌داد. آن‌ روزها جادهٔ‌ اهوازـ آبادان‌تحت‌ تسلط‌ نیروهای‌ نفوذی‌ دشمن‌ قرار گرفته‌بود به‌طوریکه‌ آتش‌ جنگ‌ هر لحظه‌ به‌ طرف‌ این‌ شهرهانزدیکتر می‌شد. با وجود این‌، جواد ذره‌ای‌ ترس‌ به‌ خودراه‌ نداده‌ و حتی‌ به‌ همراهانش‌ نیز روحیه‌ می‌داد.
هر چقدر به‌ آبادان‌ نزدیکتر می‌شدند، جنگ‌ را بیشتر لمس‌ می‌کردند. آبادان‌ و اطرافش‌ به‌ منطقهٔ‌ جنگی‌ تبدیل‌شده‌بود. صدای‌ گوشخراش‌ موشک‌، خمپاره‌، تانک‌ ومسلسل‌ از زمین‌ و آسمان‌ آبادانیان‌ مظلوم‌ را در هم‌می‌پیچید. هر یک‌ از آنان‌ هر روز شاهد شهادت‌ بهترین‌عزیزانشان‌ بودند امّا با این‌ حال‌ و علیرغم‌ نبود امکانات‌لازم‌ جوانمردانه‌ دفاع‌ می‌کردند چرا که‌ ماندن‌ و شهادت‌را بر ترک‌ دیار ترجیح‌ داده‌بودند.
اکنون‌ اتومبیلها در زیر آتش‌ توپ‌ و تانک‌ دشمن‌، استوارو مصمم‌ با نظم‌ خاصی‌ به‌ حرکت‌ خود ادامه‌ می‌دادند.ساعتی‌ از طلوع‌ آفتاب‌ می‌گذشت‌ و جاده‌ سوت‌ و کوربود. گاهی‌ اوقات‌ نفربرهای‌ حامل‌ بسیجیها و نیروهای‌رزمنده‌، به‌ مسافران‌ در حال‌ حرکت‌ در جاده‌ روحیه‌می‌دادند. فریادهای‌ اللهاکبر، خمینی‌ رهبر، و پرچمهای‌سبز و قرمزی‌ که‌ رویشان‌ نوشته‌ شده‌بود: ما در جنگ‌پیروزیم‌. یا صاحب‌الزمان‌ ادرکنی‌ و... در وجود مسافران‌در حال‌ حرکت‌ روح‌ شجاعت‌ و مقاومت‌ می‌دمید.
در همین‌ حین‌ جواد در داخل‌ اتومبیل‌، در مورد لزوم‌بازدید از پالایشگاه‌ و مهم‌ بودن‌ سفر به‌ همراهان‌ توضیح‌می‌داد:
«در طول‌ یک‌ ماه‌ و چند روز شروع‌ جنگ‌ این‌ سومین‌سفری‌ است‌ که‌ به‌ آبادان‌ دارم‌. چند تن‌ از آقایان‌ در سفرهای‌قبل‌ با من‌ همراه‌ بوده‌اند. اثرات‌ آن‌ سفرها خیلی‌ زود آشکارو مسلم‌ شد. هدف‌ از این‌ سفر نیز تشویق‌ و ترغیب‌ نیروهای‌ارزشمند و فعال‌ پالایشگاه‌ مربوطه‌ است‌. امیدوارم‌ سفری‌خوب‌ و خوش‌ بوده‌باشد. خاطره‌ای‌ باشد که‌ همراهان‌ بعدهانیز از آن‌ به‌ خوبی‌ یاد کنند. قبول‌ دارم‌ که‌ سفری‌ بس‌خطرناک‌ است‌ ولی‌ مرگ‌ و زندگی‌ دست‌ خداست‌، اجل‌ هرجا فرا رسد، انسان‌ تسلیم‌ اوست‌ و...»
همراهان‌ آرام‌ و ساکت‌ به‌ سخنان‌ِ روحیه‌بخش‌ وامیدوارکننده‌اش‌ گوش‌ فرا می‌دادند. هر چند دقیقه‌ نیز ازپشت‌ شیشه‌های‌ گرد و خاک‌ گرفته‌ ماشین‌، دور و اطراف‌جاده‌ را می‌پاییدند. تابلوی‌ کنار جاده‌ ۵ کیلومتری‌ آبادان‌را نشان‌ می‌داد. کمی‌ قبل‌ از تابلو، با ساختمان‌ بزرگی‌ که‌به‌ نظر می‌رسید قبلاً مرغداری‌ بوده‌ مواجه‌ شدند.ساختمان‌ درست‌ چسبیده‌ به‌ جاده‌ بود. اتومبیل‌ سرعت‌خود را کم‌ کرد. در این‌ لحظه‌ عده‌ای‌ مسلح‌ ناگهان‌ ازپشت‌ دیوار ساختمان‌ کنار جاده‌ به‌ طرف‌ اتومبیل‌ هجوم‌آورده‌ و به‌ صورت‌ دایره‌وار جاده‌ را محاصره‌ کرده‌ وبستند. گوش‌ تا گوش‌ هم‌ ایستادند و فرمان‌ دادند: ایست‌!
راننده‌ نگاهی‌ به‌ سرنشینان‌، مخصوصاً تندگویان‌انداخت‌ و با اشارهٔ‌ سر آنها آرام‌ کنار جاده‌ توقف‌ کرد.خیلی‌ تعجب‌ داشت‌ که‌ داخل‌ خاک‌ خودشان‌ و در منطقه‌تسلط‌ نیروهای‌ ایران‌، با دستور عراقیها بازداشت‌ شوند.دو اتومبیل‌ پشت‌ سر وقتی‌ این‌ وضعیت‌ را دیدند، سریعاًدور زده‌ و به‌ سرعت‌ به‌ طرف‌ اهواز به‌ راه‌ افتادند. به‌دستور افراد مسلح‌، سرنشینان‌ این‌ اتومبیل‌ یکی‌ پس‌ ازدیگری‌ از داخل‌ آن‌ پیاده‌ شدند. جواد گفت‌: عزیزان‌ من‌،مقاوم‌ و هوشیار باشید. احتمالاً ما به‌ اسارت‌ نیروهای‌بعثی‌ درآمده‌ایم‌. حدس‌ او درست‌ بود. جواد عصبانی‌شده‌ و خطاب‌ به‌ عراقیها می‌گفت‌: شما متجاوز هستید.شما در خاک‌ ما چه‌ می‌کنید؟ این‌ جا خاک‌ ماست‌ و شماحق‌ ندارید پایتان‌ را در خاک‌ ما بگذارید.»
آنان‌ پس‌ از آزار و اذیت‌ فراوان‌، زیر آن‌ آفتاب‌سوزان‌، اسرا را در یک‌ نقطه‌ به‌ داخل‌ گودالی‌ بردند.حدود یکصد اسیر نظامی‌، در اطراف‌ گودال‌ نشسته‌بودند. دستها و چشمهایشان‌ را بستند. ناگهان‌ صدای‌رگبار گلوله‌ شنیده‌ شد. به‌ نظر می‌آمد که‌ شروع‌ به‌ کشتن‌اسرا کرده‌اند. جواد گفت‌: «بهروز! این‌ ناجوانمردان‌ الان‌همه‌ این‌ بی‌گناهان‌ را می‌کشند پس‌ بهتر است‌ خودم‌ رامعرفی‌ کنم‌. شاید اینها خیال‌ کنند که‌ مقامات‌ دیگر هم‌ باما اسیرند و مردم‌ را نکشند.»
بالاخره‌ جواد خود را معرفی‌ کرد و باعث‌ شد حداقل‌جان‌ صد نفر از جوانان‌ این‌ مرز و بوم‌ از مرگ‌ حتمی‌نجات‌ یابد. بعد از اینکه‌ جواد خود را معرفی‌ کرد، او را ازبقیه‌ جدا کرده‌ و همراه‌ خود بردند. پس‌ از این‌ صدای‌رگبارها قطع‌ شد و دیگر کسی‌ کشته‌ نشد.
دشمن‌ هنوز از هویت‌ افراد اسیر شده‌ خبر نداشت‌ ولی‌مسلماً می‌دانست‌ شخصیتهای‌ مهمی‌ را به‌ اسارت‌گرفته‌است‌. وقتی‌ که‌ جواد خود را معرفی‌ کرد،سخت‌گیری‌ آنها بیشتر شد. سه‌ ساعت‌ و نیم‌ در منطقه‌شلمچه‌ از آنها بازجویی‌ به‌ عمل‌ آمد. سپس‌ با یک‌خودروی‌ لندکروز (به‌ همراه‌ چند محافظ‌ مسلح‌) به‌ مقرلشکر شش‌ منطقه‌ «تنومه‌» از نواحی‌ بصره‌، اعزام‌ شدند.از آن‌ به‌ بعد جواد از سایر همراهان‌ جدا شد و به‌زندانهای‌ مخوف‌ عراِ انتقال‌ یافت‌.
در این‌ طرف‌ مرز خبر اسارت‌ جواد و همراهان‌ درمنطقه‌ در همه‌ جا پیچیده‌بود. یک‌ روز از این‌ اتفاِگذشته‌بود که‌ خبر به‌ دکتر چمران‌ رسید. او با پنجاه‌چریک‌ به‌ منطقه‌ اعزام‌ شد ولی‌ جواد یک‌ روز قبل‌ ازمنطقه‌ منتقل‌ شده‌بود. همان‌ شب‌ خبر اسارت‌ جواد ازتلویزیون‌ جمهوری‌ اسلامی‌ همراه‌ با اطلاعیه‌ روابط‌عمومی‌ نخست‌ وزیری‌ به‌ اطلاع‌ همگان‌ رسید.
حالا دوران‌ دیگری‌ از زندگی‌ جواد آغاز شده‌بود؛اسارت‌، بازجویی‌ و مقاومت‌. آنچه‌ در انتظارش‌ بودشکنجه‌، حبس‌ در سلولهای‌ انفرادی‌ مخوف‌ و تنگ‌تاریک‌ با سنگفرشی‌ از آجرهای‌ تیره‌، بدون‌ هیچ‌ گونه‌روزنه‌ای‌ به‌ آفتاب‌ بود. جواد از آن‌ روز به‌ بعد از آفتاب‌هم‌ محروم‌ شده‌بود. او مجبور بود با یک‌ پتو و پارچ‌ ولیوانی‌ پلاستیکی‌ زندگی‌ کند. دوران‌ مبارزه‌، به‌ نحوی‌دیگر برای‌ او در حال‌ آغاز بود.
از این‌ به‌ بعد جواد بود و راز و نیازهای‌ شبانه‌،مناجات‌ و تلاوت‌ قرآن‌، شکنجه‌ و آزار و همچنان‌مقاومت‌. روزهای‌ اول‌ خانواده‌ از اوضاع‌ او باخبر بودند.حتی‌ هدی‌ که‌ متولد شد، به‌ جواد خبرش‌ را دادند ولی‌بعد از آن‌ هیچ‌ خبری‌ از جواد نشد. جواد در آخرین‌نامه‌اش‌ که‌ خبر تولد هدی‌ را شنیده‌بود، چنین‌ نوشت‌:
«از دیدن‌ دستخط‌ زیبایتان‌ مسرور شدم‌. از دور روی‌سمیه‌ و پیمان‌ و مهدی‌ را می‌بوسم‌. اگر برای‌ نورسیده‌شناسنامه‌ نگرفته‌ای‌، نامش‌ را «هُدی‌» بگذار. انشاءالله که‌به‌ مبارکی‌ نام‌ و قدومش‌ همگی‌ به‌ هدایت‌ نایل‌ شویم‌.
به‌ امید دیدار همگی‌ شما. از همه‌ التماس‌ دعا دارم‌.
محمدجواد تندگویان‌»
در زندانهای‌ «الرشید و بعقوبه‌» دژبان‌ عراقی‌ خاطرات‌لحظه‌ به‌ لحظهٔ‌ جواد عزیز را در ذهن‌ دارد. این‌ خاطرات‌برای‌ همیشه‌ در سینه‌ تاریخ‌ حک‌ شده‌است‌.

منبع: یاس در قفس، جواد کامبخش بخشایش، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
حبیب جهان ساز , وزارت صنعت معدن و تجارت , علیرضا احمدی نژاد , دستمزد گزارشگر , نوجوان موفق , کشورهای صادر کننده , افسردگی ایرانیان , تکیه , راهیابی به تیم ملی , بهشت الزهرا , شیوع بالا در ایران , روح اله زندی فرد , غافلگیری مهمانان عید , بازار مرزی , شیک‌ترین , پارک صلح , کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه , ملی‌پوش اسبق بوکس , تمرین گسترش فولاد , اتللیکو مادرید , جشنواره «زاگرب داکس» , دندان درد , خادم یار , آلبوم شبگیر و ایوار , سارا مسعودی , فریده لاشایی , فقضایی , اخراج دانشجوی اندونزی , سیستم دفاعی بدن , پایانه مرزی کوهک , بلوغ فکری , ثروت مندان , زن برادر , عتمان , جهان بدون دیوار , رزیم صهیونیستی , سواحل کریمه , پیام مرادخانی , پیام عاشورا , بازی پروانه , بندر خلیج فارس , BBM , شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران , میان رده , شکایت علیه ام تی ان , گلیم سرجان , جیش‌العدل , مرکز سنجش , احمد الاسدی , مجلس شورا ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
سلامت روانی , گویم سخن شکرنباتت , جدول نرخ اجاره برای انجام امور انبارداری و نگهداری کالای تجاری , وضع اشتغال (۳) , ای روی درکشیده به بازار آمده , قلعه پلنگان، دهستان ژاورود‌شرقی، سنندج , پوشش بیمه , برنامه‌های آتی توسعه شبکه راه‌ها , لغت‌نامه‌هاى فارسى به ترکى , لیگامنت‌های ستون مهره‌ها , ببست خواب مرا جاودانه دلداری , پیشرفت بر اساس توان فردی , رفتن عبدالعزیز سوی بست و کابل , عقل مرغی ز آشیانه‌ی ماست , قصص‌الانبیاء , کار یا وسایل معیشت , بقعه متبرکه سید ابوالحسن المؤید بالله , غار نیاسر کاشان , انحراف گروهی , ارزیابی شیرخواران ,

برخی منابع مهم خبری
iran-varzeshi.com روزنامه ایران ورزشی , iranart.ir ایران آرت , https: سخت افزار مگ , 90tv.ir نود , tarafdari.ir طرفداری , memarinews.com معماری نیوز , shahrsakhtafzar.com شهر ‌سخت افزار , shana.ir شانا , press.jamejamonline.ir روزنامه جام جم , hamshahrionline.ir همشهری آنلاین , mehrnews.com خبرگزاری مهر , mashreghnews.ir مشرق نیوز , baharnews.ir بهارنیوز , persianv.com پرشین وی , ghanoondaily.ir روزنامه قانون , khabaronline.ir خبر آنلاین , boursenews.ir بورس نیوز , eghtesadonline.com اقتصاد آنلاین , parsine.com پارسینه , farsnews.ir خبرگزاری فارس , ettelaat.com روزنامه اطلاعات , abna24.com ابنا , eranico.com ارانیکو , siasatrooz.ir سیاست روز , armandaily.ir روزنامه آرمان , tejarat.donya-e-eqtesad.com تجارت فردا , cinemapress.ir سینما پرس , cinemakhabar.ir سینما خبر , jomhourieslami.net روزنامه جمهوری اسلامی , vatanemrooz.ir روزنامه وطن امروز ,

وبگردی
نهنگ تباهی !
نهنگ تباهی ! - شكل و شمايل اين روزهاي جامعه ايران، تركيبي از غم و اندوه، ترس و وحشت و نیمچه اميدی به بهبود وضع موجوداست. قرائت كاريكاتورگونه سياست‌مداران از اميد در كنار اخباري از قتل، جنايت، تجاوز ، كلاهبرداري ، اختلاس ، ارتشا و خلاصه انواع و اقسام فساد، پارادوكسي بزرگ را به نمايش گذاشته است.
پس‌لرزه سياسی
پس‌لرزه سياسی - سياسي‌اش كردند. زود رفتند سراغ مسكن مهر... خدا لعنت كند معاول اول رييس‌جمهوري، آقاي جهانگيري را... نخستين تخم لق سياسي را ايشان گذاشت و زود در جلسه اقتصاد مقاومتي اعلام كرد مسكن مهر... اصلا چه ربطي دارد؟
فیلم | حجاب ورزشی نایکی یکی از ٢۵ اختراع مهم سال
فیلم | حجاب ورزشی نایکی یکی از ٢۵ اختراع مهم سال - فیلم - «مسابقه دادن با حجاب سخت است، اگر جنس لباس سنگین باشد باعث عرق کردن زیادی می شود؛ اگر زیادی سبک باشد ممکن است در طول مسابقه حجاب از سر بیفتد و اگر اشتباه بسته شود حس می کنید در حال خفه شدن هستید»... این ها اظهارات منال رستوم دونده مصری است که در فیس بوک گروه "ناجی حجاب" را راه اندازی کرده و نزدیک به نیم میلیون دنبال کننده دارد. او با طراحی های حجاب کمپانی نایک در مسابقات شرکت کرده است و این…
گریه مجری حین روایت دردناک جواد خیابانی از زلزله
گریه مجری حین روایت دردناک جواد خیابانی از زلزله - جواد خیابانی این روزها برای کمک به مصدومان حادثه زلزله کرمانشاه، در مناطق زلزله زده حضور دارد و در گفتگویی تلفنی با شبکه ورزش، در حالی که اشک می ریخت، یکی از خاطرات دردناک این حادثه را بازگو کرد. مجری برنامه نیز پس از شنیدن خاطره، با صدای بلند شروع به اشک ریختن کرد.
فیلم | توضیحات مهناز افشار درباره ماجرای واردات شیرخشک‌های فاسد توسط همسرش
فیلم | توضیحات مهناز افشار درباره ماجرای واردات شیرخشک‌های فاسد توسط همسرش - فیلم - مهناز افشار در نشستی با خبرنگاران درباره ماجرای واردات شیرخشک‌های فاسد از سوی همسرش گفت: من از شما درباره این موضوع پیگیرترم. صحبت های این بازیگر را در ویدئوی زیر بشنوید.
تصویری از ستونهای مسکن مهر
تصویری از ستونهای مسکن مهر - تصویری عجیب از ستون های مسکن مهر پس از زلزله را مشاهده می کنید. این تصویر صبح امروز پس از عملیات آوار برداری منتشر شد.
فیلم تلخ از لحظه خودکشی مرد آبادانی
فیلم تلخ از لحظه خودکشی مرد آبادانی - مرد آبادانی در اقدامی هولناک خودش را زیر خودروی سمند انداخت و به زندگی اش پایان داد.
مسکن‌مهر در اولین آزمون
مسکن‌مهر در اولین آزمون - واحدهای مسکونی مهر با ساکنانشان بی مهری کردند و به شکل گسترده ای در زلزله کرمانشاه، سرپل ذهاب،قصر شیرین و ایلام و ... تخریب شدند،این در حالی است که قدیمی ترین مسکن مهر در ایران هنوز 10 ساله نشده است.
فیلم تمرینات بدنسازی بهنوش طباطبایی
فیلم تمرینات بدنسازی بهنوش طباطبایی - بهنوش طباطبایی با انتشار این ویدیو در صفحه شخصی خود نوشت: یک هفته پر انرژى با تمرینات آمادگى جسمانى هر روزه
قشر متوسط - ازدواج سفید / قش پائین - تجاوز
قشر متوسط - ازدواج سفید / قش پائین - تجاوز - الان این ازدواج سفید بحرانی است که قشر متوسط دارد ایجاد می‌کند، بعد از آن ازدواج‌های ساندویچی است، یعنی رابطه جنسی ساندویچی. در ازدواج سفید طرفین چندمدت با هم هستند اما اگر قرار شد رابطه ... سر خیابان انجام شود، چه کسی می‌خواهد آن‌ها را بگیرد؟ چند نفر را می‌خواهند بگیرند؟ چند نفر را می‌خواهند اعدام کنند؟
تهران 1396 / تن فروشی در 10 سالگی برای 5 هزار تومان
تهران 1396 / تن فروشی در 10 سالگی برای 5 هزار تومان - فاطمه در 8 سالگی برای مدتی هر روز به بهانه بستنی و... به کارگاه چوب بری کشیده می‌شد و آنجا مورد تجاوز قرار می‌گرفت.
فیلم دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی
فیلم دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی - فیلم خودکشی دختر اصفهانی (جدید) | دو دختر اصفهانی در فیلمی که پیش از خودکشی ضبط کرده اند، با خوشحالی به سمت مرگ می شتابند. لحظاتی که آنها نزدیکان شان را خطاب قرار می دهند و خودشان را آرام و آهسته می رسانند به بلندترین ارتفاعی که برای خودکشی به ذهنشان آمده یعنی پل شهید چمران اصفهان و در این مسیر هیچ عاملی، هیچ دلیلی نیست که دست دلشان را بگیرد و پشیمان شان کند برای رفتن.
مجری : مسی شما را بعنوان نماینده ایران ! تحویل نگرفت
مجری : مسی شما را بعنوان نماینده ایران ! تحویل نگرفت - توضیحات رضا پرستش درمورد دیدار ناموفق با مسی! / ویدیو از آپارات
قهر مهدی فخیم زاده در برنامه زنده / رفتار عجیب مجری
قهر مهدی فخیم زاده در برنامه زنده / رفتار عجیب مجری - مهدی فخیم زاده مهمان شب گذشته مهمان برنامه زنده «سینما دو» بود که بعد از ارتباط تلفنی با لاله اسکندری و معطلی در استودیو، بعد از پخش آیتمی، بدون خداحافظی برنامه را ترک کرد. ویدیو از آپارات
در منزل بقایی ۷۰۳ سکه تمام بهار آزادی، ۱۸۴۲ نیم‌سکه، مبلغ ۲۱ میلیارد ریال وجه نقد ...
در منزل بقایی ۷۰۳ سکه تمام بهار آزادی، ۱۸۴۲ نیم‌سکه، مبلغ ۲۱ میلیارد ریال وجه نقد ... - زمانی که آقای بقایی در سازمان میراث فرهنگی مسئولیت داشتند چندین شرکت با نام‌های توسعه فناوری اطلاعات، میراث آریا، بهار سرزمین من، تور گردشگری ایران، کانون جهانگردی اتومبیلرانی ایران تأسیس کردند...
فیلم / مالباختگان ایران خودرو
فیلم / مالباختگان ایران خودرو - اعتراض جمعی از مالباختگان نمایندگی ایران‌ خودرو مقابل ساختمان اصلی وزارت صنعت امروز در حالی برای چندمین بار ادامه یافت که شرکت خودروساز با این ادعا که سهامدار نمایندگی، شرکت دیگری است، مسئولیت ماجرا را نمی‌پذیرد.
تصاویر جشن تولد احمدی نژاد
تصاویر جشن تولد احمدی نژاد - کیک تولد 61 سالگی احمدی نژاد که توسط طرفداران به خانه اش برده شد روی کیک نوشته شده: چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر که دنیای ما شدیدکتر جان تولدت مبارک.
انصافاً هیچ دولتى در شیرین كارى، خلاقیت اینا رو نداشت!
انصافاً هیچ دولتى در شیرین كارى، خلاقیت اینا رو نداشت! - امروز كه این عكسا رو دیدم، یهو دلم واسه كل ایل و تبارشون تنگ شد. انصافاً هیچ دولتى در شیرین كارى، خلاقیت اینا رو نداشت.
آشکارشدن ابعادجدیدی از تجاوز ناپدری به اهورا
آشکارشدن ابعادجدیدی از تجاوز ناپدری به اهورا - یکی از همسایه ها گفت: هنگامی که وارد خانه شدیم اهورا لخت مادرزاد بود و قاتل نیز در حالی که نیمه برهنه بود روی مبل نشسته بود. یکی دیگر از همسایه ها نیز گفت: اهورا را در حالی که از بینی، دهان و.... دچار خونریزی بود از خانه خارج کردیم.
پربازدیدها