سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ / Tuesday, 16 October, 2018

نمایندگان‌ مجلس‌ و حادثه‌‌ ترور آیت الله سید حسن مدرس‌


نمایندگان‌ مجلس‌ و حادثه‌‌ ترور آیت الله سید حسن مدرس‌
قضاوت‌ در خصوص‌ یک‌ شخصیت‌، اگرچه‌ در طول‌ زندگی‌ آن‌شخصیت‌ روی‌ می‌دهد، اما بخش‌ اصلی‌ قضاوت‌ها، به‌ طور معمول‌ به‌دوره‌ی‌ پس‌ از حیات‌ وی‌ باز می‌گردد. بدین‌ترتیب‌، بررسی‌ قضاوت‌های‌انجام‌ شده‌ در مورد یک‌ فرد درزمان‌ پس‌ از حیاتش‌، نقش‌ مهمی‌ را درارزیابی‌ کلی‌ از شخصیت‌ وی‌ داراست‌؛ اما قضاوت‌های‌ افراد گوناگون‌ درمورد مدرس‌، نه‌ تنها در دوره‌ی‌ پس‌ از مرگ‌ او که‌ در دوره‌ی‌ حیات‌ او نیزبه‌ دلیلی‌ خاص‌ فراوان‌ است‌. این‌ دلیل‌ نیز مسأله‌ی‌ ترور مدرس‌ در دوره‌ی ‌ششم‌ مجلس‌ بود. از پس‌ این‌ حادثه‌، مدرس‌ مدت‌ ۶۴ روز بستری‌ بود ودر طول‌ این‌ مدت‌، بحث‌ها و سخنان‌ فراوانی‌ در مورد مدرس‌، شخصیت‌او و فعالیت‌های‌ او از سوی‌ موافقان‌ و مخالفان‌ مطرح‌ گردید.
قضاوت‌های‌یاد شده‌ از دو جهت‌ حایز اهمیت‌ است‌. نخست‌ بدان‌ دلیل‌ که‌ این‌قضاوت‌ها در دوران‌ حیات‌ مدرس‌ اتفاق افتاد و افرادی‌ که‌ این‌ قضاوت‌هارا انجام‌ می‌دادند یا مخاطبانی‌ که‌ آن‌ها را می‌شنیدند، در موقعیتی‌ قرارداشتند که‌ می‌توانستند با مدرس‌ از نزدیک‌ برخورد داشته‌ باشند وشخصیت‌ وی‌ را دریابند. دوم‌ آن‌که‌ بسیاری‌ از این‌ قضاوت‌ها از سوی‌نمایندگان‌ مردم‌ در مجلس‌ و از تریبون‌ آن‌ بیان‌ گردید که‌ با سخنان‌ افرادعادی‌ که‌ در اماکن‌ عادی‌ بر زبان‌ها جاری‌ می‌شود، تفاوت‌ دارد.
از رهگذر آن‌چه‌ بیان‌ گردید، پاره‌ای‌ از قضاوت‌های‌ نمایندگان‌ درجلسه‌ی‌ علنی‌ مجلس‌ را مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌.
یاسایی‌ معروف‌ به‌ «صدرالادباء یزدی‌» که‌ از سمنان‌ و دامغان‌ به‌وکالت‌ دوره‌ی‌ پنجم‌ مجلس‌ انتخاب‌ شد، در این‌ زمینه‌ عقیده‌ داشت‌:
«تأثر و تأسف‌ فوقالعاده‌ که‌ از قضیه‌ی‌ هایله‌ی‌ دیروز برای‌نمایندگان‌ و جامعه‌ تهران‌، بلکه‌ ایران‌ دست‌ داده‌ است‌، محتاج‌ به‌توضیح‌ نیست‌. آقای‌ مدرس‌، قطع‌ نظراز مقام‌ روحانیت‌، سمت‌هم‌قطاری‌ ما را داشتند. در مسایل‌ مهمه‌ی‌ مملکتی‌، همیشه‌ایشان‌ یک‌ قدم‌های‌ برجسته‌ برداشته‌ و هر وقت‌ مذاکره‌ می‌شدکه‌ شبهه‌ می‌رفت‌ مخالف‌ با حیات‌ سیاسی‌ مملکت‌ باشد،اساساً با هر مخاطره‌ای‌ حاضر می‌شدند. زحمات‌ و مشتقاتی‌ که‌در راه‌ تثبیت‌ اصول‌ حکومت‌ ملی‌ متحمل‌ شده‌اند، قابل‌ بحث‌نیست‌ و ماها هر یک‌ به‌ سهم‌ خود، فوق العاده‌ متأثر شده‌ واهتمام‌ و جدیّت‌ برای‌ کشف‌ قضیه‌ داریم‌.»
سیداحمد بهبهانی‌ فرزند آیت‌الله‌ عبدالله‌ بهبهانی‌ که‌ در دوره‌های‌پنجم‌ تا چهاردهم‌ از تهران‌ به‌ نمایندگی‌ مجلس‌ انتخاب‌ شده‌ بود، اظهارمی‌داشت‌:
«مطالبی‌ که‌ آقایان‌ بیان‌ کردند، مطالبی‌ است‌ که‌ از نقطه‌نظر قانون‌و سیاست‌ مملکت‌ و صیانت‌ مملکت‌ و حفظ‌ وکلا و سایرمردم‌، البته‌ همین‌طور است‌ که‌ فرمودند، ولی‌ در این‌جا یک‌قدری‌ باید باریک‌تر شد و تصدیق‌ کرد که‌ مدرس‌ آدم‌فوق العاده‌ای‌ است‌. مدرس‌ یک‌ شخص‌ عادی‌ نیست‌. زدن ‌مدرس‌ و ترور کردن‌ مدرس‌ در این‌ مملکت‌ و در این‌ موقع‌، یک‌مسأله‌ی‌ خالی‌ از سیاست‌ نیست‌. گذشته‌ از این‌که‌ مدرس‌ درعملیات‌ خود، آدم‌ فوقالعاده‌ای‌ است‌، اعم‌ از وکالت‌ و جنبه‌ی‌علمیت‌ و سیاست‌، شخصاً عنوانی‌ دارد که‌ از عراق عرب‌ و عجم‌و تمام‌ مملکت‌ ایران‌، یک‌ شخصیت‌ و مقامی‌ را حایز شده‌ که‌محل‌ غبطه‌ی‌ مسلمین‌ است‌. در این‌ واقعه‌ که‌ واقع‌ شده‌، مجلس‌شورای‌ ملی‌ و وکلا هر یک‌ به‌ نوبه‌ی‌ خود اظهار تأثر از وقوع‌ این‌واقعه‌ می‌کنند و البته‌ دولت‌ و ملت‌ هم‌ در این‌ تأثر شریکند.»
محمدعلی‌ بامداد نماینده‌ای‌ دیگردرخصوص‌ این‌ ترور اعلام‌ داشت‌:
«در دوره‌ی‌ قبل‌، یکی‌ دو نفر وکیل‌ را کتک‌ زدند ]مدرس‌،حائری‌زاده‌، کازرونی‌[ و تعقیب‌ نشد. حالا هم‌ یک‌ چنین‌قضیه‌ای‌ اتفاق افتاده‌ است‌. بنده‌ نمی‌خواهم‌ از مقامات‌آقای‌ مدرس‌ عرض‌ کنم‌. عرض‌ بنده‌ این‌ است‌ که‌ ما بایدپیش‌ خودمان‌ حساب‌ کنیم‌ و ببینیم‌ قضیه‌ چه‌ بوده‌ است‌.مدرس‌ کسی‌ را کشته‌ بود و قصاص‌ نشده‌ بود که‌ در عوض‌آن‌ باید مبادرت‌ به‌ چنین‌ اقدامی‌ شود؟ خانواده‌ی‌ کسی‌ را از هستی‌ ساقط‌ کرده‌ بود؟ این‌ها که‌ نبود، پس‌ چه‌ بوده‌؟بنده‌ پیش‌ خود حساب‌ کردم‌، دیدم‌ مدرس‌ یک‌ صراحت‌لهجه‌ و یک‌ شجاعت‌ ادبی‌ دارد. مدرس‌ اگر به‌ چیزی‌عقیده‌ پیدا کند، می‌گوید. مدرس‌ یک‌ دل‌ دارد و یک‌ زبان‌ واین‌ خصلت‌، البته‌ برای‌ مملکت‌ یک‌ منافعی‌ دارد. اصل‌استفاده‌ی‌ یک‌ مملکت‌ و ملت‌ از وکیل‌ در همین‌جاست‌ که‌وکیل‌ نماینده‌ی‌ یک‌ ملتی‌ بتواند حرف‌ خود را بزند. در دنیاپس‌ از مطالعات‌ زیاد، اصل‌ مصونیت‌ نماینده‌ را از همین‌لحاظ‌ قبول‌ کرده‌اند. مدرس‌ این‌ صفت‌ را داشت‌ و این‌صفت‌ و خصلت‌ مدرس‌ است‌ که‌ مورد حمله‌ شده‌ است‌.»
از دیگر افرادی‌ که‌ درخصوص‌ مدرس‌ ـ پس‌ از ترور وی‌ـ سخن‌ گفته‌،علی‌اکبر داور، رییس‌ فرهنگ‌، وکیل‌ چند دوره‌ی‌ مجلس‌، وزیر فوایدعامه‌، وزیر دادگستری‌ و وزیر دارایی‌ است‌. او در این‌ ارتباط‌ چنین‌ گفته‌بود:
«دیروز یک‌ صدای‌ مهیبی‌ بلند شد. این‌ صدا به‌ ما می‌گویدباخبرباشید. این‌ مسأله‌، یک‌ مسأله‌ی‌ ساده‌ نیست‌. شخص‌مدرس‌ با کسی‌ اختلاف‌ ملکی‌ نداشت‌ که‌ کسی‌ از نقطه‌ نظرخصوصی‌ چنین‌ اقدامی‌ نماید...»
سیدیعقوب‌ انوار اردکانی‌، ملقب‌ به‌ «صدرالعلما» که‌ در دوره‌ی‌ دوم‌ ازخراسان‌، در دوره‌ی‌ چهارم‌، ششم‌ و هفتم‌ از شیراز، در دوره‌ی‌ پنجم‌ ازفارس‌ و دردوره‌های‌ دوازدهم‌ و سیزدهم‌ از کاشان‌ به‌ نمایندگی‌ مجلس‌رسید، این‌ گونه‌ اظهار داشت‌:
«آن‌چه‌ از احوالات‌ نمایندگان‌ ملت‌ در دنیا دیدم‌، این‌ است‌ که‌نمایندگان‌، نماینده‌ی‌ احساسات‌ ملت‌ هستند. همین‌ احساسات‌ملت‌ را نمایندگان‌ در مجلس‌ شورای‌ ملی‌، اظهار می‌کنند. بنده‌ وچند نفر از آقایان‌ که‌ تقاضا کردیم‌ هیأت‌ محترم‌ دولت‌ به‌ مجلس‌تشریف‌ بیاورند، برای‌ این‌ بود که‌ به‌ دولت‌ بنمایانیم‌ امروز،احساسات‌ ملت‌ ایران‌ جریحه‌دار است‌... ما در این‌ مسأله‌ کاملاًمطمئن‌ از طرف‌ دولت‌ هستیم‌ زیرا خود آقای‌ رییس‌الوزرا یکی‌از مریدهای‌ آقای‌ مدرس‌ بوده‌ و همین‌طور آقایان‌ وزرا همه‌ به‌ایشان‌ ارادت‌ داشتند. آقای‌ مدرس‌ از علمای‌ طراز اول‌ و دارای‌درجه‌ی‌ اجتهاد بود... مجلس‌ شورای‌ ملی‌ با کمال‌ نفرت‌ وانزجار به‌ این‌ مطلب‌ نگریسته‌... و به‌ دولت‌ می‌گوییم‌ که‌ این‌ کاررا با کمال‌ اهمیت‌ تلقی‌ کرده‌ و خیلی‌ جدی‌ دنبال‌ کند.»
● نمایندگان‌ بعد از شهریور ۱۳۲۰ و مدرس‌
قضاوت‌ها در مورد مدرس‌، پس‌ از مرگ‌ وی‌ هم‌چنان‌ ادامه‌ دارد. ازاین‌ رهگذر، پس‌ از شهریور سال‌ ۱۳۲۰ برخی‌ نمایندگان‌ به‌ مناسبت‌سالگرد فوت‌ مدرس‌ از او یاد می‌کنند که‌ در این‌جا از باب‌ نمونه‌، به‌سخنان‌ برخی‌ از آن‌ها می‌توان‌ اشاره‌ نمود.
سیدابوالحسن‌ حایری‌زاده‌ که‌ در دوره‌های‌ چهارم‌، پنجم‌ و ششم‌ از یزد و در دوره‌های‌ پانزدهم‌، شانزدهم‌، هفدهم‌ و هجدهم‌ از تهران‌ به‌نمایندگی‌ مجلس‌ رسید، در این‌ خصوص‌ چنین‌ اظهار می‌دارد:
«... هر جماعت‌ و ملتی‌ که‌ زحمات‌ اشخاص‌ فداکارخود رافراموش‌ کند، محکوم‌ به‌ زوال‌ است‌ و حیات‌ ملل‌ در سایه‌ی‌رجال‌ علم‌ و ادب‌ و قلم‌ و سیف‌، پاینده‌ و برقرار است‌. البته‌شمشیر، دنبال‌ قلم‌ و قلم‌ دنبال‌ علم‌ و ادب‌ باید باشد و سیف‌باید مطیع‌ اراده‌ی‌ صاحبان‌ علم‌ و قلم‌ باشد. باید ملل‌ در سایه‌ی‌فداکاری‌ رجال‌ علم‌ و ادب‌ و قلم‌ باشد تا ملک‌ و ملل‌، آتیه‌ی‌نیکو داشته‌ باشد.
مقصود از این‌ مقدمه‌ این‌ است‌ که‌ در ایران‌، رجال‌ فداکار بودند وهستند که‌ بعضی‌ از آن‌ها، محور سیاست‌ جهان‌ را در سایه‌ی‌فداکاری‌ خود عوض‌ کردند... ما باید همیشه‌ از رجال‌ فداکار ومخصوصاً از شهدا و بزرگان‌ خود که‌ در علم‌ و تقوا و زهد وشجاعت‌ کم‌نظیر بوده‌اند، یادآوری‌ نماییم‌ و عمل‌ آن‌ها درس‌بزرگی‌ است‌ برای‌ نسل‌های‌ آتیه‌.
چهار روز از سیزده‌ سال‌ فقدان‌ مرحوم‌ سیدحسن‌ مدرس‌ گذشته‌است‌. این‌ سید بزرگوار که‌ در زهد و تقوا و رشادت‌ و شجاعت‌ وصراحت‌ لهجه‌ و موقع‌شناسی‌، کم‌نظیر بود، حقیقتاً مظلوم‌ بود.چرا؟ زیرا در موقعی‌ با انگلستان‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ کرد که‌انگلستان‌، فرمانفرمای‌ جهان‌ بود و آمریکا و اتحاد جماهیرشوروی‌ دخالتی‌ در سیاست‌ جهان‌ نداشتند... در آن‌ روز باقرارداد ۱۹۱۹ مخالفت‌ کردن‌، کار آسانی‌ نبود. سید بزرگوارمخالفت‌ کرد، موفق‌ شد و گرفتار انتقام‌ انگلستان‌ گردید. سیدمبارزه‌ را ادامه‌ داد تا در رمضان‌ ۱۳۵۸ ق مطابق‌ با ۲۶ آبان‌۱۳۱۷ش‌ در شهر کاشمر از دست‌ رفت‌.
سید بزرگوار بسیار مظلوم‌ بود، حتی‌ بعد از درگذشت‌، آقای‌شیخ‌الاسلام‌ ملایری‌ به‌ دعوی‌، موضوع‌ را در مجلس‌ طرح‌نمودند و دولت‌، مشغول‌ تعقیب‌ پرونده‌ی‌ مدرس‌ شد. به‌ جای‌این‌که‌ این‌ پرونده‌ در دیوان‌ جنایی‌ مطرح‌ شود، در دیوان‌کیفرمطرح‌ شد وآقایان‌ قضات‌ می‌دانستند که‌ تفاوت‌ عمل‌ اززمین‌ تا آسمان‌ است‌، زیرا که‌ دیوان‌ کیفر، صلاحیت‌ صدور حکم‌اعدام‌ را ندارد.
سید بزرگوار، بسیار مظلوم‌ بود که‌ سیزده‌ سال‌ از رفتن‌ او گذشت‌و یک‌ مدرسه‌ یا کتاب‌خانه‌ یا میدان‌ یا خیابان‌ به‌ نام‌ اونیست‌.»
از میان‌ دیگرافرادی‌ که‌ پس‌ از فوت‌ مدرس‌ در مورد او به‌ قضاوت‌پرداخته‌اند، به‌ دکتر محمد مصدق می‌توان‌ اشاره‌ کرد. اگرچه‌ مصدق درسه‌ دوره‌ی‌ سوم‌، چهارم‌ و پنجم‌ مجلس‌، همکار مدرس‌ بود، اما ازجمله‌ی‌ طرفداران‌ وی‌ محسوب‌ نمی‌شد. با این‌ همه‌، مصدق در مجلس‌چهاردهم‌، هنگام‌ مخالفت‌ با اعتبارنامه‌ی‌ سیدضیاءالدین‌، تدین‌ و سهیلی‌،در سخنانی‌ به‌ مناسبت‌ یادبود مدرس‌ اظهار داشت‌:
«برای‌ خیر این‌ مردم‌ و برای‌ آزادی‌ این‌ جامعه‌، باید هرگونه‌ فحش‌و ناسزا بشنوم‌. مگرنبود که‌ مدرس‌ درهمین‌ مجلس‌ سیلی‌خورد؟ مگر نه‌ این‌ است‌ که‌ مقام‌ مدرس‌ در این‌ جامعه‌، به‌ خاطرمشقاتی‌ است‌ که‌ دید؟ مگرنه‌ این‌ است‌ که‌ شربت‌ شهادت‌چشید؟»


منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

آل کاپون

آل کاپون
آل کاپون معروف ترین گانگستر آمریکا و بزرگترین نماد قانون شکنی در دهه ۱۹۲۰ آمریکاست. آلفونسه گابریل کاپون (Alphonse Gabriel Capone) که با نام Alfonso "Scarface" Capone نیز می‌شناسند، در ۱۷ ژانویه سال ۱۸۹۹ متولد شد و در ۲۵ ژانویه ۱۹۴۷ زندگی را بدرود گفت.
هرچند در کارت شناسایی اش به عنوان فروشنده اثاثیه دست دوم معرفی شده بود، اما در واقع یک گانگستر آمریکایی بد نام طی سال های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ بود. اصلیت کاپون ناپلی بود، یک ناپلی متولد شده در نیویورک که تبهکاری را از بروکلین آغاز کرد و سپس به شیکاگو نقل مکان کرد و تبدیل به بدنام ترین مجرم این شهر شد.
در اواخر دهه ۱۹۲۰ در لیست سیاه اداره تحقیقات فدرال آمریکا قرار داشت، نهایتا در سال ۱۹۳۱ توسط حکومت فدرال به جرم فرار از پرداخت مالیات متهم شناخته شده و سقوط کرد.
● نوجوانی کاپون
پدر آل کاپون، گابریل کاپون یک آرایشگر اهل روستایی (Castellammare di Stabia) در ۲۵ کیلومتری جنوب ناپل بود و مادرش، ترسینا رایولا، خیاط اهل شهر کوچکی در جنوب غربی ایتالیا بود. این زوج که هفت فرزند پسر و دو فرزند دختر داشتند، در سال ۱۸۹۴ به آمریکا مهاجرت کردند و در ویلیامزبورگ (Williamsburg) در نزدیکی بروکلین ساکن شدند.
آل کاپون از سنین نوجوانی با ارتکاب جرم های کوچک، بزهکاری را آغاز کرد، در ۱۴ سالگی به دلیل درگیر شدن با یکی از معلمان مجبور به ترک دبیرستان شد. در این زمان او به گروه جنایتکاری به نام "Five Points Gang" به رهبری فرانکی یل (Frankie Yale) پیوست و از آن پس به عنوان متصدی بار در یک مهمانخانه به نام Harvard Inn که به یل تعلق داشت مشغول به کار شد.
در یکی از زد و خوردهایش، قاتلی به نام فرانک گالوچیو (Frank Gallucio)، گونه چپ کاپون را با چاقوی ضامن دار شکاف داد و باعث شد لقب "صورت زخمی" تا آخر عمر با آل کاپون همراه شود.
او در سال ۱۹۱۸ با یک دختر ایرلندی (به نام Mae Coughlin) ازدواج کرد و در همان سال صاحب پسری شد که او را "آلبرت سانی فرانسیس کاپون" (Albert "Sonny" Francis Capone) نام نهاد. در این ایام کاپون کماکان در خدمت فرانکی یل بود و به اتفاق همسرش یک سال در بروکلین زندگی کرد.
در پی ارتکاب به دو فقره قتل، یل به ناچار او را به شیکاگو فرستاد تا آب ها از آسیاب بیفتد، این نقل مکان آغازی بود برای یکی از بد نام ترین تبهکاران در تاریخ معاصر کشور آمریکا.
▪ کاپون در شیکاگو
کاپون در خانه کوچکی واقع درCicero در حومه شیکاگو، منزل گزید و در تشکیلات یک تبهکار حرفه ای به نام جانی توریو (Johnny Torrio) که رئیس اسبق یل بود، مشغول به کار شد.
توریو بلافاصله به استعداد کاپون پی برد و کلیه کارهای خلافی را که در زمینه قمار، مشروبات الکلی و ... انجام می داد، به کاپون واگذار کرد. یکی از اقدامات او تقلب در رای گیری انتخاب شهردار Cicero بود، کاپون در پای صندوق های رای مردم را با تهدید وادار به رای دادن به توریو کرد و نهایتا توریو با اکثریت آرایی که با زور بدست آورده بود، موفق به کسب مقام شهرداری شد.
اما در کمال ناباوری یک هفته بعد او ادعا کرد که کاپون را از شهر اخراج خواهد کرد. کاپون در یک ملاقات خصوصی با شهردار قلابی او را به شدت مضروب کرد.
سرانجام زمانی که توریو هدف شلیک گلوله یکی از افراد گروه رقیب قرار گرفته و تصمیم به ترک شیکاگو گرفت، کاپون جای او را گرفت و به "رئیس بزرگ" تبدیل شد.
● سقوط کاپون
کاپون به عنوان یک تبه کار زیرک هیچ مدرکی از کارهای خلاف خود بر جا نمی گذاشت. او یک شبکه جاسوسی بسیار گسترده در شیکاگو داشت و در شناسایی دشمنان تبحر خاصی داشت و قبل از اینکه هر دشمنی بیش از اندازه قدرتمند شود، نقشه قتلش را کشیده بود.
یکی از معروفترین و وحشیانه ترین کشتاری که توسط کاپون و گروهش انجام شد، قتل عام روز ولنتاین - ۱۴ فوریه - سال ۱۹۲۹ بود، چهار نفر از اعضای گروه کاپون وارد یک گاراژ در خیابان Clark شدند، ساختمان گاراژ در واقع مقر فعالیت قاچاق مشروبات الکلی گروه رقیب کاپون بود.
دو نفر از افراد کاپون لباس پلیس به تن داشتند و همین امر باعث شد افراد گروه رقیب که ۷ نفر بودند با تصور حمله پلیس، اسلحه های خود را به زمین نهاده و پشت به دیوار بایستند، افراد کاپون با دو تفنگ و دو مسلسل، بیش از ۱۵۰ گلوله به آنان شلیک کردند، شش نفر آنان به قتل رسیدند و نفر هفتم که یکی از اعضای گروه خود آل کاپون بود، به طرز معجزه آسایی از مهلکه گریخت.
اما سرانجام در سال ۱۹۲۷ تصویب قوانین جدید این اجازه را به دولت داد که او را به جرم فرار از پرداخت مالیات محکوم کند، در این زمان کاپون تصمیم به ترک شیکاگو گرفت و در جستجو هایی که به منظور یافتن مکانی مناسب برای اقامت، دریافت که در آمریکا وجه بسیار پلیدی دارد و توده مردم از او و گروهش تنفر دارند.
از آن پس بود که تصمیم گرفت چهره اجتماعی محبوبی از خود بسازد، او به فقرا کمک می کرد، در محلات فقیر نشین رستوران های رایگان بر پا میکرد، در امور خیریه شرکت می کرد و حتی کلوپ شبانه خود را در اختیار هنرمندانی چون چارلی پارکر (Charlie Parker) و بینگ کرازبی (Bing Crosby) قرار می داد.
او بعد از شیکاگو در سال ۱۹۲۸ فلوریدا را برای ادامه زندگی اش برگزید. فرانک ویلسون، تنها ماموری که در پی تعقیب کاپون و کار بر روی پرونده او بود، توانست مدارکی مبنی بر درآمد غیر قانونی کاپون از راه قمار یافته و او را به جرم پرداخت نکردن مالیات بر درآمد دستگیر کند.
در سال ۱۹۳۱ علی رغم تلاش های بسیار کاپون و اطرافیانش، دادگاه او را به ۱۱ سال زندان و پرداخت جریمه نقدی محکوم کرد. در سال ۱۹۳۲ او به زندان آتلانتا فرستاده شد، دو سال بعد او را تحت مراقبت شدید به زندان آلکاتراز فرستادند، با گذشت زمان او دچار بیماری روانی شد، تا حدی که مدت های مدید سلولش در زندان را ترک نمی کرد. او ماه های آخر محکومیتش را در بیمارستان روانی سپری کرد.
در سال ۱۹۴۷ او بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان Mount Olivet در شیکاگو در کنار پدر و برادرش به خاک سپرده شد اما در ماه مارس سال ۱۹۵۰ بقایای هر سه عضو این خانواده را به قبرستان Mount Carmel منتقل کردند.

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی