شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

غلط های مشهور املایی و دستوری زبان فارسی


غلط های مشهور املایی و دستوری زبان فارسی
غلط مشهور در توصیف دو دسته به کار برده می شود:
دسته ی نخست کسانی هستند که از رهگذر سالوسی و ریاکاری در زمره ی نیک مردان جای می گیرند. در باره ی این " کندم نماهای جو فروش " می گویند: فلانی غلط مشهور است، یعنی نان پرهیزکاری می خورد ولی " چون به خلوت می رود آن کار دیگر می کند ".
دسته ی دوم آن واژه ها و عباراتی است که بر خلاف حقایق تاریخی و یا آیین دستور زبان و صرف و نحو آن، بر زبان ها جاری است.
اکنون به نمونه های گوناگون این غلط های رایج در زبان فارسی که پرهیز از گفتن آن ها بایسته است دقت کنید :
● به کار بردن تنوین برای واژه های فارسی
کاربرد تنوین که ابزار ساختن قید در زبان عربی است برای واژه های عربی جایز است، مانند: اتفاقا، تصادفا، اجبارا، ولی واژه های ناگزیر و ناچار و مانند آن ها که فارسی است هرگز تنوین بر نمی دارد و نباید آن ها را چون این به کار برد:
گزارشا به عرض می رسانم ( به جای بدین وسیله گزارش می کنم که )،
ناچارا رفتم ( به جای به ناچار، یا ناگزیر رفتم).
اکنون کار به جایی رسیده است که بسیاری تنوین را حتا برای واژه های لاتین نیز به کار می گیرند و مثلن می گویند: تلفونا به او خبر دادم، یعنی به وسیله ی تلفن، یا تلفنی او را آگاه کردم.
تلگرافا به او اطلاع دادم، یعنی با تلگراف یا تلگرافی او را آگاه کردم.
در این جا لازم به گفتن است که دیرزمانی است که نوشتن تنوین به صورت ا در خط فارسی به کناری نهاده شده و آن را به صورت ن می نویسند. مثلن : اتفاقن، تصادفن یا اجبارن
● واژه ی های دو قلو، سه قلو، چهارقلو و مانند آن
واژه ی ترکی دو قلو اسمی مرکب از " دوق " و " لو " است که روی هم همزادها معنی می دهد و هیچ گونه ارتباطی با عدد ۲ (دو) فارسی ندارد که اگر بانویی احیانن سه یا چهار فرزند به دنیا آورد بتوان سه قلو یا چهار قلو گفت.
درست مانند واژه ی فرانسوی دو لوکس De Luxe که بسیاری گمان می کنند با عدد ۲ (دو) فارسی ارتباطی دارد و لابد سه لوکس و چهار لوکس آن هم وجود دارد. De حرف اضافه ی ملکی در زبان فرانسوی می باشد به معنی " از" ( مانند Of در انگلیسی یا Von در آلمانی ) و Luxe به معنی " تجمل و شکوه " است و دو لوکس به معنی " از (دسته ی ) تجملاتی " می باشد. یعنی هر چیزی که دولوکس باشد، نه از نوع معمولی، بلکه از نوع تجملاتی و با شکوه آن است.
● به کارگیری واژه ها یا اصطلاحات با معنی نادرست
جمله هایی مانند :
▪ من به او مظنون هستم ( می خواهند بگویند: من به او بدگمان هستم)
▪ او در این قضیه ظنین است ( می خواهند بگویند: او در این قضیه مورد شک و گمان قرار دارد)
▪ هر دو نادرست و درست وارونه ی آن درست است.
ظنین صفت فاعلی و به معنی کسی است که به دیگری بدگمان است و مظنون صفت مفعولی و به معنی کسی است که مورد شک و بدگمانی قرار دارد. یعنی صورت درست این جملات می شود:
▪ من به او ظنین هستم .( یعنی من به او بدگمان هستم)
▪ او در این قضیه مظنون است. ( یعنی او در این قضیه مورد شک و گمان قرار دارد)
▪ مصدر عربی فقدان به معنی کم کردن، کم شدن و از دست دادن است و معنی نبود ندارد و درمورد مرگ و فوت کسی هم باید گفت: در گذشت، یا رخت بر بست.
▪ یا مثلن می گویند: " کاسه ای زیر نیم کاسه وجود دارد ". در حالی که کاسه هرگز زیر نیم کاسه جای نمی گیرد و در ادبیات هم همیشه گفته اند: زیر کاسه نیم کاسه ای وجود دارد.
▪ شعر سعدی، یعنی: " بنی آدم اعضای یک پیکرند " را " بنی آدم اعضای یکدیگرند " می گویند.
▪ هنگامی که دانش آموزی در پایان سال تحصیلی در برخی از درس ها نمره ی کافی برای قبولی نمی آورد می گوید در فلان و فلان درس تجدید شدم و یا درباره ی کسی می گویند فلانی امسال تجدید شد. حال آن که این نه خود دانش آموز، بلکه درس های نمره نیاورده است که تجدید می شود و در شهریور ماه باید دوباره جدید شده و از نو امتحان داده شود ، چون این دانش آموزی تجدیدی شده است و باید او را تجدیدی، یعنی دارنده ی درس های تجدید شده نامید.
● غلط های دستوری
استاد: این واژه فارسی است و باید جمع آن را استادان گفت نه اساتید .
مهر: مهر واژه ای فارسی است و صلاحیت اشتقاق عربی را ندارد و نباید مثلن گفت حکم ممهور شد، بلکه درست آن است که بگویند: حکم مهر کرده شد یا مهر زده شد.
● غلط های واگویی (تلفظی)
پسوند " وَر " در زبان فارسی برای رساندن مالکیت و به معنی " صاحب " و دارنده است. " رنج وَر " به معنی دارنده ی رنج و " مزد وَر " به معنی دارنده ی مزد است. امروزه بر خلاف این قاعده و برخاسته از خط عربی که ایرانیان به کار می برند، این واژه ها را به صورت رنجور و مزدور می نویسند که موجب آن گردیده است تا آن ها را به نادرستی با واو " سیرشده " (مانند واو در واژه ی " کور ") تلفظ نمایند.
واژه های دیگر ی نیز مانند دستور ( دست وَر به معنی صاحب منصب، وزیر) و گنجور ( گنج وَر) نیز از این گروه است.
● نامیدن پدر به جای پسر
زکریا نام پدر " محمد بن زکریای رازی " و سینا نیز نام پدر " ابوعلی این سینا " بوده است. لیکن همه جا آنان را با نام زکریای رازی و ابن سینا ، یعنی نه با نام خود، بلکه با نام پدران شان می نویسند. " بیمارستان ابن سینا " هنوز نیز در چهار راه حسن آباد تهران با این نام وجود دارد.
منصور نیز پدر " حسین ابن منصور حلاج " است که کوتاه شده ی نام وی "حسین حلاج " است. لیکن این نامی ترین عارف وارسته ی ایران در سده ی سوم هجری را همه جا " منصور حلاج " می نامند و نه "حسین وار"، بلکه "منصوروار" بر سر دار می کنند، در حالی که منصور (یعنی پدر حلاج) در آن هنگام در خوزستان به حلاجی و پنبه زنی مشغول بوده است.
● خوان یغما
هرگاه به دارایی کسی دستبرد بزنند و چیزی از آن بر جای نگذارند، در اصطلاح می گویند که گویی خوان یغما بود که این گونه آن را چپاول کردند.
عبارت " خوان یغما " از دو واژه ی " خوان " و " یغما " و به مفهوم "سفره ی غارت و چپاول " فهمیده می شود، در حالی که چون این نیست و معنی و مفهوم واژه ی " یغما " در این عبارت کاملن چیز دیگری است و ارتباطی با غارت و چپاول ندارد.
" یغما " نام گروهی از تورانیان است که در دوره ی اسلامی در شهری با همین نام در نزدیکی " خجند " کنونی زندگی می کرده اند. پیش از آمدن این گروه به این منطقه، اقوامی که "سگان " نام داشته اند ( و به غلط آن را " ساکاها " می نویسند) در این محل زندگی می کرده اند و جشنی را برگزار می کرده اند که " سگه " نام داشته است که همان " جشن سده " می باشد. با آمدن یغماییان ِ تورانی به این محل، آنان دین و همه ی آیین ها و حتا عادات سگان را گرفته و "جشن سگه " ی آنان را نیز برگزار می کردند.
در جشن دیگری نیز که " خوان یغما " نام داشته است، آنان سفره های بزرگی می گسترانیدند و انواع خوراک های لذیذ و نوشیدنی های خوش گوار در آن می نهادند و از همه ی مردم دعوت می کردند که در این میهمانی عمومی حاضر شوند و در کنار انجام دیگر مراسم، از آن ها سیر بخورند و بنوشند و هر چه می خواهند با خود ببرند. سعدی می گوید:
ادیم زمین سفره ی عام اوست / برین خوان یغما چه دشمن چه دوست
و در جای دیگری می گوید:
یکی نانخورش جز پیازی نداشت / چو دیگر کسان برگ و سازی نداشت
پراکنده ای کفتمش ای خاکسار / برو طبخی از " خوان یغما " بیار
جشن خوان یغما که نشانه ی سخاوت و بخشندگی پدران ما است در سده های گذشته اهمیت و اعتبار ویژه ای داشته است و رفته رفته به صورت اصطلاح در آمده است، لیکن به علت عدم آگاهی از ریشه ی تاریخی آن، بسیاری آن را به معنی دستبرد و چپاول گرفته و به کار برده اند.
افغانی در قصیده ی خود می سراید:
گل آرد، نوبهار آرد، نشاط آرد، امید آرد
شود تا باغبان طبع وی در گلشن آرایی
کشیده خوان یغمایش چه فیض جاودان دارد
که هر روزی فزون گردد گوارایی و گیرایی
خوشا درویش صاحب دل که نعمت های عامش را
نیابی در بساط خاص دارابی و دارایی
● غلط های املایی مشهور
آزمایشـات: واژه آزمایش را که فارسی اسـت برخی از فارسی زبانان با " آت " عربی جمع می بندند که نادرسـت اسـت و باید با " ها" ی فارسی جمع بسته شود. آزمایش ها درسـت اسـت.
در جمع بستن واژه ها ی فارسی با " جات " نیز غالبن همین گونه اشتباهات رخ می دهد، چرا که به نظر می رسد که این نوع جمع فرقی با جمع با " آت " ندارد . اما برای نوشتن فارسی فصیح به تر است که این واژه ها نیز با " ها "جمع بسته شود، برای احتراز از عربی مآبی . یعنی به جای روز نامه جات ، کارخانجات ، نوشته جات ، شیرینی جات ، ترشیجات ، دسته جات ، میوه جات ، نقره جات و.... به تر است چون این بنویسیم :روزنامه ها ، کار خانه ها ، نوشته ها، شیرینی ها ، ترشی ها ، دسته ها ، میوه ها ، نقره ها .
از غلط های فاحش در همین زمینه یکی هم جمع بستن نام های جمع است. مانند تشکیلات که جمع تشکیل است و هنگامی که با : آت آن را جمع می بندند ، جمع الجمع می شود، از آن جمله اند : آثارها، اخبارها ، ارکان ها ، اعمال ها ، جواهرها یا جواهرات ، حواس ها ، عجایب ها ِ، منازل ها ، نوادرات ، امورات ، عملیات ها و دیگر، که شکل درست نوشتن وگفتن آن چون این است : آثار، اخبار ، ارکان ، اعمال ، جواهر ، حواس ، عجایب، منازل ، نوادر ، امور ، عملیات و ..
▪ آذان / اذان: این دو واژه را باید از هم جدا نمود. زیرا که معـنای آذان( گوش ها ) و معـنای اذان اعلام کردن، آگاه کردن، خبردادن وقت نماز با خواندن کلمات مخصوص عربی در سـاعت های معینی از روز در گلدسـته و مناره ی مسجد است.
▪ آزوقه / آذوقه: اصل این واژه که آن را آزوغه هم می نویسـند ترکی اسـت. پس باید به" ز" نوشـته شـود.
آسـیا / آسـیاب: این واژه را به هردوشـکل می توان نوشـت و بزرگان ادب فارسی هردو شکل را به کار بسـته اند.
▪ آن را / آنرا: " را" واژه ی مسـتقلی است و پـیـوسته آن را جدا از کلمه ی پیشـین می نویسـند. مانند: این را، وی را، ایشـان را، تو را، آن را .
▪ اتاق / اطاق: از آن جا که این واژه ترکی اسـت و در ترکی مخرج " ط" وجود ندارد پس باید آن را با حرف " ت" نوشـت.
▪ اتو / اطو:چون این واژه عربی نیسـت وممکن اسـت فارسی یا روسی باشـد، پس به تر اسـت به " ت" نوشـته شـود .
ارابه/ عـرابه: ارابه واژه ی فارسی اسـت و عرابه معـرب آن. پس به تر اسـت آن را به صورت ارابه نوشـت.
ازدحام / ازدهام: این واژه را تنها می توان با حرف "ح" نوشـت زیرا ازدهام واژه ای بی معنی اسـت.
▪ اسـب / اسـپ: به هردوصورت می توان این واژه را نوشـت. زیرا این واژه پهلوی اسـت نه عربی. امروزه بزرگان زبان بیش تر با " ب" می نویسـند. اما در گذشـته های بسـیار دور با " پ " می نوشـتند وهمین واژه جزء دوم نام های کهن خراسـانیان بوده است. مانند : ارجاسـپ، جاماسـپ، گشـتاسپ، تهماسـپ ، لهراسـپ و...
▪ اسـتادان / اسـاتید: چون اسـتاد واژه ای فارسی اسـت جمع آن می شـود اسـتادان. این کلمه که به صورت اسـتاذ به عربی رفـته است، در این زبان به صورت اسـاتیذ و اسـاتید جمع بسـته می شـود
اسـلحه/ سـلاح: بسـیاری کاربرد درسـت این دو کلمه را نمی دانند. به طوری که گاه به جای اسـلحه، سـلاح و گاه برعکس آن را به کار می برند. در حالی که اسـلحه جمع اسـت و سـلاح مفرد و نباید جمع اسـلحه را اسـلحه ها نوشت، زیرا که اسـلحه خود کلمه جمع اسـت و به جای آن می توان واژهء سـلاح ها را به کار برد.
▪ اقلاً / اکثراً: این دو کلمه در عربی به هیچ روی تنوین نمی گیرد و کاربرد آن ها بدین صورت از اغلاط مشهور به شمار می آید. به تر اسـت به جای اقلاً " حد اقل " و یا به تر از آن " دسـت کم" و یا " کم از کم " نوشـت و به جای اکثراً " غالبن" و یا به تر از آن " بیش تر " را به کار برد. .همچنین نمی توان واژه هایی مانند دوم وسـوم و چهارم راکه فارسی اند، دوماً و سـوماً و چارماً نوشـت. یا واژه فارسی " زبان " را زباناً .
▪ اِن شاء الله / انشاء ألله: جمله ی " ان شاء الله " از سـه کلمه سـاخته شـده اسـت: اِن ( اگر )، شـاء (بخواهد )، الله (خداوند)، یعنی: اگر خداوند بخواهد. اما جمله ی " انشاء الله " از دو کلمه سـاخته شـده اسـت: اِنشـاء ( آفریدن )، الله ( خدا ) به معنی: خداوند بیافریند. آن چه به هنگام نوشتن این جمله مراد نویسنده است جمله ی نخست است ولی آن را به صورت جمله ی دوم می نویسد.
▪ انتر / عـنتر: واژه انتر را که فارسی و معـنای آن بوزینه می باشـد باید به همین صورت نوشـت. عـنتر به زبان عربی نوعی مگس و مجازن به معنای شـجاع است.
▪ باتلاق/ باطلاق: واژه ی باتلاق ترکی اسـت، نه عربی. پس نوشـتن آن با حرف " ت" درسـت اسـت.
▪ باغ ها / باغات: واژه ی باغ فارسی اسـت و جمع بسـتن آن به " ات " عربی نا درسـت اسـت.
▪ بوالهوس / بلهوس: پیشـوند " بُل " برسـر برخی واژه های فارسی می آید ومعـنای پـُر، بسـیار و فراوان دارد، برابر این پیشوند در زبان عربی ابو می باشد که برای واژه های عربی به کار می رود و کوتاه شده ی آن را به صورت بو می نویسند. پس" بُل " برای واژه های فارسی ( مانند بلکامه: پر آرزو، بلغاک: پر شور) و "بو" برای واژه های عربی (مانند بوالهوس : پر هوس، بوالعجب: پر شگفتی) درست است.
▪ بوته / بته: معـنای این واژه، گیاه پـر شاخ و برگی اسـت که تنه ی ضخیم نداشـته باشـد و زیاد بلند نشـود و املای درسـت آن بوته اسـت.
▪ به نام / بنام: در زبان عربی حرف جر " ب " را هـمیشـه باید به کلمه ی بعد که مجرور اسـت متصل نوشـت، اما در زبان فارسی حرف اضافه " به" را باید همواره جدا از کلمه نوشـت. مگر در اشکال کهن مانند: بدین و بدو.، زیـرا اگر چون این ننویسـیم در موارد بسیاری امکان به جای یکدیگر گرفته شدن واژه ها و معانی (التباس معنی) وجود دارد، مانند همین "به نام" و "بنام " که هر کدام جای کاربرد ویـژه ای دارد. به این نمونه ها دقت کنید: او نویسـنده ی بنامی بود و یا " من او را به نام نمی شـناختم". به همین ترتیب اگر " به روی" را " بروی" بنویسیم معلوم نخواهد شـد که مراد چیسـت؟
آیا منظور از " بروی" فعلی از مصدر رفـتن اسـت، مانند برو، بروی و... .یا آن که مثلن می خواهـیم بنویسـیم که: این قـلم به روی میز اسـت یا اگر ما " به درد " را " بدرد " بنویسـیم بازهم شباهت معـنا رخ می دهد، زیرا " بدرد : یعنی پاره کند و " به درد " یعنی به غم و اندوه.
به همین گونه اند صد ها واژه که باید به هنگام نوشـتن آن ها با احتیاط بود، مانند: به دل و بدل، به شـتاب و بشـتاب، به کار و بکار، به گردن و بگردن، به کس و بکس، به همان و بهمان، به گردش و بگردش، به چشم و بچشم، به هر و بهر، به خر و بخر، به دوش و بدوش، به بار و ببار، به خواب و بخواب و غیره
▪ بها / بهاء : بها به معنی قیمت ، ارزش و نرخ چیزی است . اما معنی بهاء روشنی ، درخشندگی ، رونق ، زیبایی و نیکویی است و به معنای فر وشکوه و زینت و آرایش نیز به کار رفته است . مانند بهاء الدین یا بها ء الحق و یا بها ء الملک که معنای آن ها رونق دین ، شکوه دین و شکوه کشور است. در پشت جلد ( پوشانه ) برخی از کتاب ها می نویسند : بهاء .... ریال . که سخت نادرست است .
▪ پایین / پائین:. شاید گروه بسیاری از پارسی نویسان روزانه ده ها بار همزه ی عربی را در نوشته های خود به کار می برند و نمی دانند که این نشانه ی نوشتاری عربی درزبان پارسی جایی ندارد. براین پایه نوشتن واژه هایی مانند " پائیز " ، " پائین " ، "موئین " ، "روئین" ، " آئین " ،" پر گوئی" ، " چائی "، " امریکائی " و... نادرست است و باید پاییز ، پایین ، مویین ، رویین ، آیین ، پر گویی ، چایی، آمریکایی و چون این ها نوشت.
▪ تاس / طاس: تاس واژه ای فارسی اسـت که عرب ها آن را گرفته و طاس می نویسند (معرب کرده اند)، یعنی ایرانیان باید آن را به حرف ت بنویسند.
▪ تراز/ طراز: تراز واژه ای فارسی است که عرب ها آن را گرفته و طراز می نویسند (معرب کرده اند). به همین سـبب " تراز" و همه ی ترکیبات آن باید با حرف " ت" نوشـته شـود. مانند: تراز نامه، هم تراز، ترازکردن و مانند این ها.
▪ تپیدن / طپیدن : تپیدن واژه ای فارسی اسـت. و باید با حرف " ت " نوشـته شـود و نوشـتن واژه های مشـتق از آن نیز مانند: تپش، تپنده، تپید، تپاندن و مانند آن نیز بایسته است. همچنان واژه هایی مانند تالار، تپانچه، تنبور، تشـت وتهران که فارسی اند، نباید با " ط" نوشـته شـود.
دیگر آن که در زبان عربی، هم ت وجود دارد و هم ط. مانند تابع و طبیب. از این رو واژه های عربی را می توان به همان صورت عربی نیز نوشت. نکته ی دیگر آن که: اگر کلمه ای مربوط به زبان های بیگانه ی دیگر باشـد، به ت نوشـته می شـود. مانند: ایتالیا، اتریش، اتیوپی، امپراتور، ترابلس. اما برخی نام های خاص مانند سـقراط و بقراط و افلاطون و مانند آن ها که از رهگذر زبان عربی وارد زبان فارسی شـده است می تواند به همان صورت عربی هم نوشته شود و گر نه چه فرقی با اسـامی عربی چون حافظ، نظامی، ملا صدرا، ابوریحان و جز آن دارد که در آن ها تغییری ایجاد نمی شود.
▪ ثواب / صواب: نوشـتن یکی از این واژه ها به جای دیگری نیز یکی از غلط های رایج در املای زبان فارسی اسـت. در حالی که ثواب وصواب معانی جدا گانه ای دارد و نباید آن ها را با هم اشـتباه کرد. ثواب اسـم است به معـنی " مزد و پاداش " ، اما صواب صفت اسـت به معـنی "درسـت، به جا و مناسـب".
▪ جذر/ جزر: برخی ها درکاربرد درسـت این دو واژه نیز اشـتباه می کنند. جذر به معـنای ریشـه اسـت و در ریاضی نیز عددی اسـت که آن را در خودش ضرب می کنند. مانند عدد ٣ که وقتی آن را در خودش ضرب کنند عدد ۹ به دست می آید که آن را مجذور می گویند. جزر اما فرو نشـسـتن آب دریا، بازگشـتن آب دریا و ضد مد می باشد.
▪ جرأت/ جرئت: این واژه را باید جرات نوشت و به صورت جرئت اصلن وجود ندارد.
▪ حایل / هایل: این دو واژه را نیز برخی با یکدیگر اشـتباه کرده و به جای هم به کار می برند. حایل اسـم اسـت به معـنای چیزی که پرده وار میان دو چیـز واقع شده و مانع از اتصال آن دو گردد. اما هایل صفـت اسـت به معنای ترسـناک: شـب تاریک وبیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حــال ما سـبکـسـاران سـاحل ها
( حافظ )
▪ خرد/ خورد: معـنای واژه خُرد کوچک و ریز و اندک اسـت مانند: خرد سال یا خرده فروشی، و واژه خورد سـوم شـخص مفرد از مصدر خوردن است در زمان گذشته. نمونه های دیگر: سالخورده یا خورد و خوراک
▪ داوود/ داود: املای این گونه واژه ها را در املای زبان فارسی با دو ( واو ) سفارش کرده اند. به همین ترتیب واژه هایی مانند طاوس و کیکاوس را نیز باید با دو ( واو ) نوشـت: طاووس، کـیکاووس.
▪ دُچار/ دوچار: این واژه را که گمان می رود ریشـه ی آن دو چهار باشـد، در متون قـدیمی به صورت دوچار می نوشـته اند. اما در سده های اخیر آن را به صورت دُچار نوشـته اند. امروزه نیـز به تر اسـت به همین صورت نوشـته شـود.
▪ ذِ لت / ز َ لّت: معـنای ذلت خواری ( متضاد عزت) است، اما زلت یه معنای سـهو و خطا اسـت.
▪ رُتیل / رطیل: نوعی عنکبوت زهر دار را به عربی رتیل می گویند و رطیل وجود ندارد.
▪ زرع / ذرع: زرع به معـنای " کشـت" و " کاشـتن " اسـت، در حالی که ذرع مقـیاس قـدیم یرای طول و برابر یک دهم از چهارمتر بوده اسـت.
▪ زغال / ذغال: املای درسـت این واژه زغال اسـت.
▪ زکام / ذکام: این واژه را بایـد با ز نوشـت،
▪ سِـتبَر/ سـِطبَر : این واژه را که به معنای درشـت و کلفت اسـت، قـدما با حرف ط هم نوشـته اند.اما چون واژه ای فارسی اسـت به تر اسـت با حرف ت نوشـته شـود.
▪ سـؤال / سـئوال: شـکل درسـت آن این واژه سـؤال است.
▪ سـوک/ سـوگ: املای این واژه هم با ک وهم با گ درست اسـت.
▪ شـرایین/ شـرائین: املای این کلمه به صورت شـرایین درسـت اسـت.
▪ شـسـت/ شـصت: این واژه ها راهم بسـیاری ها به اشـتباه به جای یکدیگر به کار می برند. شـسـت به معنای انگشـت بزرگ دسـت وپا وشـصت عدد ۶۰ اسـت. آقای ابوالحسن نجفی می نویسـد که چون هر دو عدد فارسی اسـت، تنها برای تمایز میان معـنای آنها است که یکی را با س و دیگری را با ص می نویسـند. ولی درمتون کهن، هردو واژه با " س" آمده اسـت.
▪ صد / سـد: چون واژه ی " سـده " فارسی اسـت، سـد را نیز می توان با " س" نوشـت. اما چون در متون کهن و جدید این واژه را با " ص " نوشـته اند، اکنون نوشـتن آن با " س" غـیر متعارف به نظر می رسـد. از سوی دیگر چون معنای دیگر سـد، مانع و بند و حایل اسـت، لابد قـدما، عدد ١۰۰ را برای تفکیک صد از سـد. با " ص" نوشـته اند
▪ صفحه/ صحیفه : صفحه به هر کدام از دو روی کاغذ و صحیفه به خود ورق کاغذ ( که دارای دو روی ) اسـت گفته می شـود. البته ورق را در سـال های پسـین برگ نیز می گویند.
▪ طوفان/ توفان: اصل این کلمه یونانی اسـت و شکل های دیگر این واژه ی یونانی در بسـیاری از زبان های ارو پایی هم به کار می رود، چون آن که در زبان انگلیسی Typhoon و در زبان فرانسوی Typhon به همین معنای طوفان به کار می رود. در فرهـنگ معین واژه ی طوفان را که اسم و معرب از کلمه یونانی اسـت به معنای باران بسـیار سـخت و شـدید و آب بسـیار که همه را بپـوشد وغرق کند و باد شـدید وناگهانی که موجب خسـارت و خرابی بناها و سـاختمانها شـود و سـبب تشـکیل امواج سـهمگین و مخرب گردد، و همچنان به معنای هر چیز بسـیار است که فراگیر باشـد مانند طوفان آتش یا طوفان باد. اما در همان فرهنگ، یک " توفان " هم درفارسی هست که صفت فاعلی و از مصدر توفـیدن اسـت و به معنی شور و غوغا کننده، فریاد کننده و غُران می باشد. پس برای تفکیک طوفان از توفان باید معنا های لغوی این واژه ها را مد نظر قرار داد.
▪ طوطی/ توتی: توتی واژه ای فارسی است و از این رو می توان آن را با "ت " نوشـت. اما قـدمای زبان و ادب فارسی این واژه را با " ط" نوشـته اند و به این دلیل امروزه نیز اگرچه این واژه فارسی می باشد نوشتن آن با "ط " نامانوس و نامتداول است.
▪ غلتیدن/ غلطیدن: غلتیدن واژه ای فارسی اسـت و باید با " ت" نوشـته شـود . تر کیبات این فعل را نیز باید با ت نوشـت، مانند: غَلت، غلتیدن، غلتنده، غلتیده، غلتان، غلتک و...
▪ غوته / غوطه : " در آب فرو رفتن " به فارسی " غوتیدن " است که امروز در زبان تاجیک نیز به همین شکل و به همین معنی به کار می رود. از این رو غوطه خوردن، غوطه زدن و غوطه ور نیز همگی نادرست است و باید با تای دو نقطه نوشته شود. از این گروهند: تپش، تپیدن، غلتیدن؛ غلت زدن، ؛ غلت خوردن؛ غلتک، غلتان.
▪ غیظ / غیض: در عربی غیظ، خشـم و غضب را گویند و غیض به معنای کاهـش آب اسـت.
▪ فترت/ فطرت: معنای فترت، رکود وسـسـتی و بی حاصلی اسـت میان دو دوران خوشـبختی، یا فاصله ی میان دو دوره ی فعالیت. اما فطرت به خصوصیت و هر موجود از آغاز خلقتش می گویند و به سـرشـت و طبیعت او.
▪ فطیر/ فتیر: فطیر واژه ای عربی و به معنی خمیر ور نیامده و تخمیر نشـده است و از این رو باید با " ط " نوشـته شود و واژه ای به نام فتیر اصلن وجود ندارد.
▪ قفص / قفس: این واژه عربی اسـت و باید با "ص " نوشـته شـود . اما در زبان فارسی آن را همیشه با "س " نوشـته اند و املای آن به شکل قفس رایج اسـت.
▪ قیمومت / قیمومیت: واژه ی قیمومت را که به معنی قیم بودن است، فارسی زبانان ساخته اند و در زبان عربی کاربردی ندارد و کاربرد قیمومیت نادرست است
▪ کُحل / کــَهل: کحل اسم است به معنای " سـرمه" اما کهل ، صفت اسـت برای مرد میان سـال.
▪ گزارش ها / گزارشات: برخی ها واژه ی فارسی گزارش را با " ات" عربی جمع می بندند که نادرسـت اسـت
▪ لایتجزا / لایتجزی: این واژه با آن که عربی اسـت املای درسـت آن لایتجزا اسـت و معنای آن تجزیه نا پذیر.
▪ مآخذ / مأخذ: واژه ی عربی مأخذ مفرد و به معنی منبع و محل گرفتن و مآخذ جمع آن است . اما برخی این واژه ها را به جای یک دیگر یعنی مفرد را به جای جمع وجمع را به جای مفرد به کار می برند.
▪ مبرا / مُبری : این واژه ی عربی به معـنی" تبرئه شـده از تهمت" اســت و در فارسی و عربی آ ن را مبرا می نویسـند.
▪ مجرا / مجری: واژه ی مجری اسـم فاعـل مصدر اجراء و به معـنای اجرا کننده اسـت، مانند " مجری قانون ". ولی در عربی مجری را به صورت مجرا نیز تلفظ می کنند که در آن صورت، اسـم مفعول مصدر اجراء و به معنای " اجرا شـده، عملی شـده " اسـت که در فارسی به تر است که به صورت "مجرا" نوشـته شـود تا با "مجری" اشتباه گرفته نشـود.
▪ محظور/ محذور: واژه ی محظور به معـنای " ممنوع و حرام" اسـت و محذور هم به معـنای " آن چه از آن می ترسـند" و هم به معنای "مانع و گرفـتاری" آمده اسـت. یعنی در مواردی که مراد گرفـتاری و مانع و حجب وحیای اخلاقی باشـد باید محذور نوشـت مانند: " محذور اخلاقی " و یا " در محذور قرار گرفتم و پیشـنهاد اورا پذیـرفـتم "،
▪ مسأله / مسئله: این واژه عربی اسـت و در خط عربی به صورت مسـألة نوشـته می شـود و در زبان فارسی هم بسـیاری این اصل را رعایت نموده و آن را به صورت مسأله می نویسـند، نه مسئله.
▪ مسـئوول/ مسـئول: املای این واژه به هردو شـکل آن درسـت اسـت. در عربی البته مسـئوول می نویسـند، اما در فارسی همیشه آن را با یک واو نوشـته اند.
▪ مزمزه / مضمضه: واژه ی مزمزه فارسی و به معـنای چشـیدن و نرم نرم خوردن چیزی است و مضمضه عربی و به معـنای گرداندن اب در دهان برای شـسـتن آن است.
▪ مُعتـَنی به/ متنابه: این واژه عربی اسـت و معنی آن، هـنگفت، مهم و قابل اعتنا اسـت و املای آن نیز به صورت معتنی به درسـت اسـت.
▪ مقتدا / مقتدی : این واژه را که به معنی پیشوا است در عربی مقتدی نوشته اما مقتدا تلفظ می کنند. از این رو در زبان فارسی برای پرهـیـز از اشـتباه خواندن باید آن را مقتدا نوشـت.
▪ منتها / منتهی: این دو واژه را در فارسی به تر اسـت برحسـب تلفظ شـان بنویسـیم مانند: سـاختمان های این ناحیه هـمه بلند اسـت، منتها محکم نیسـت یا " این خیال باطل به جنون منتهی خواهد شـد" .
▪ نیاگان / نیاکان : در فارسی نیاگ یا نیا به معنی جد است و جمع درست آن نیاگان است نه نیاکان.
▪ وهله/ وحله: این کلمه را که به خط عربی وهـله می نویسـند ومعنای آن نوبت و دفعه اسـت، نباید وحله نوشـت، زیـرا که وحله در عربی و در فارسی معنایی ندارد.
▪ هیز / حیز: واژه ی هـیـز به معنای بدکار و بی شـرم اسـت، مانند: او نگاه هـیـز و دریده ای داشـت. و حیز به معنی جا و مکان است.
▪ هیئت / هیأت: واژه ی هیئت عربی و به معنی شـکل و صورت چیزی و نیز به معنی عـده ودسـته ای از مردم است. جمع هیئت نیز هیأت اسـت و نباید یکی را به جای دیگری به کار برد

دکتر سعید نفیسی
برگرفته از: در محضر استاد / سعید نفیسی

منبع : شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی

مطالب مرتبط

۳هزار واژه پارسی در زبان قزاقی

۳هزار واژه پارسی در زبان قزاقی
زبان فارسی در قزاقستان از پیشینه‌ای تاریخی برخوردار است. رفت‌و‌آمد ایرانیان به این منطقه و دادوستد آنان با اقوام قزاق، موجب اختلاط فرهنگی و ترویج زبان فارسی شده است تا جائی‌که گفته می‌شود اسلام از طریق ایرانیان به این منطقه آمده است.رواج زبان فارسی در این منطقه تا حدی بوده است که بسیاری از کتاب‌های تاریخی این سامان به زبان فارسی نوشته شده است و بدون آشنائی با زبان فارسی آشنائی با تاریخ این کشور ممکن نیست.بیشتر شاعران، ادیبان و نویسندگان قزاق با زبان و ادبیات فارسی آشنائی داشته‌اند و بزرگانی چون حافظ، سعدی، فردوسی و خیام‌نیشابوری در این منطقه چهره‌های کاملاً شناخته شده هستند و برخی یا تمام دیوان آنها به زبان‌های قزاقی و روسی ترجمه شده است، اما پس از تشکیل اتحاد جماهیر شوروی سیاست قوم ستیزی و قطع ارتباط کامل این کشورها با کشورهای شرقی به‌ویژه کشورهای اسلامی و از جمله ایران، وقفه‌ای در این روند ایجاد شد.پس از فروپاشی شوروی، بار دیگر مردم این کشور، اقبال در خوری نسبت به ایران و زبان فارسی نشان دادند به‌طوری‌که اکنون در بسیاری از دانشگاه‌های قزاقستان کرسی زبان فارسی دایر شده و دانشجویانی نیز به فراگیری زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم مشغول هستند.نخستین کرسی زبان فارسی در قزاقستان در سال ۱۳۶۸ شمسی، یعنی سه سال قبل از استقلال این کشور، در دانشگاه فارابی آلماتی دایر شد.به گفته ”اوته گهن کومیس بایف“ رئیس کرسی زبان فارسی دانشگاه فارابی آلماتی، در سال تحصیلی ۲۰۰۵ ـ ۲۰۰۴ میلادی حدود ۸۰۰ دانشجو در دانشگاه‌های قزاقستان مشغول فراگیری زبان فارسی هستند که ۲۰۰ نفر آنها دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی و بقیه دانشجویانی هستند که فارسی را به‌عنوان زبان دوم در دانشگاه فرا می‌گیرند.”کومیس بایف“ با اشاره به پیشینه زبان فارسی در قزاقستان گفت: تاریخ قزاقستان با زبان و ادبیات فارسی گره خورده است و هر پژوهشگری که بخواهد درباره تاریخ و ادبیات و جغرافیای تاریخی قزاقستان مطالعه و تحقیق کند، باید با زبان فارسی آشنائی داشته باشد.وی افزود: بسیاری از ضرب‌المثل‌های فارسی در ادبیات قزاقی نیز به‌کار برده می‌شود و طبق پژوهش‌های محققین قزاق، حدود سه‌هزار واژه فارسری در زبان قزاقی وجود دارد.”کومیس بایف“ گفت: تا سال ۲۰۰۴ میلادی در ۶ دانشگاه قزاقستان رشته کرسی زبان و ادبیات فارسی دایر شده است و در بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی این کشور نیز در زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم تدریس می‌شد و تلاش برای احیا و گسترش زبان فارسی در قزاقستان ادامه دارد.رئیس کرسی زبان فارسی دانشگاه فارابی آلماتی گفت: براساس امضاء موافقتنامه تبادل استاد و دانشجو بین ایران و قزاقستان، سالانه ۶ تا ۱۰ دانشجوی رشته زبان فارسی دانشگاه فارابی برای ادامه تحصیل در دانشگاه تهران با استفاده از بورسیه دولت ایران به این کشور اعزام می‌شوند و چندتن از آنها در رشته دکتری‌زبان و ادبیات‌فارسی فارغ‌التحصیل شده‌اند.”کومیس بایف“ می‌گوید کمک‌های ایران در راه‌اندازی کرسی‌های آموزش زبان‌فارسی در دانشگاه‌های قزاقستان قابل تقدیر است.سرپرست رایزنی فرهنگی ایران در آلماتی نیز با اشاره به اینکه بسیاری از کتاب‌های تاریخی قزاقستان به زبان‌فارسی نوشته شده است، می‌گوید: به تأیید محققان و اندیشمندان قزاق، مطالعه تاریخ قزاقستان بدون دانستن زبان‌فارسی یا بدون مراجعه به متون فارسی امکان‌پذیر نیست و به همین‌خاطر دانش‌پژوهان قزاقی، یادگیری زبان‌فارسی را یک ضرورت می‌دانند.وی می‌گوید: رایزنی فرهنگی ایران در سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴ میلادی) ۳۰ دوره کلاس آموزش زبان‌فارسی به‌صورت رایگان در شهرهای آلماتی و چیمکنت (مرکز استان جنوبی چیمکنت در ۷۵۰ کیلومتری آلماتی) برگزار کرد و در این کلاس‌ها حدود ۱۲۰۰ نفر زبان‌فارسی را در سطح مقدماتی فرا گرفتند.علاوه بر دانشگاه‌های قزاقستان در برخی مدارس شهر آلماتی نیز زبان‌فارسی به‌عنوان زبان دوم تدریس می‌شود و تأمین استاد و وسایل آموزشی این کلاس‌ها را رایزنی فرهنگی ایرانی برعهده دارد.هر ساله از سوی رایزنی فرهنگی در برخی دانشگاه‌های آزاد آموزش زبان‌فارسی به‌صورت رایگان برای دانشجویان علاقه‌مند قزاق برگزار و همچنین دوره سه‌ماهه آموزش مقدماتی زبان‌فارسی نیز در این رایزنی تشکیل می‌شود.وی افزود: علاقه‌مندان پس از گذراندن دوره مقدماتی می‌توانند به کلاس‌های سطح بالاتری که در رایزنی فرهنگی دایر می‌شود، راه‌یافته و به تدریج طی یک دوره یک‌ساله زبان‌فارسی را فرا بگیرند.رایزن فرهنگی ایران گفت: در سال تحصیلی جاری یک استاد ایرانی از سوی وزارت فرهنگ، علوم و فن‌آوری برای تدریس زبان و ادبیات‌فارسی در دانشگاه‌های آلماتی به قزاقستان اعزام شده است.”سید محمد باقر کمال‌الدینی“ تنها استاد ایرانی دانشگاه‌های قزاقستان که در سال تحصیلی ۸۴ـ۸۳ از سوی وزارت فرهنگ، تحقیقات و فن‌آوری به آلماتی اعزام شده است می‌گوید: با توجه به پیشینه زبان‌فارسی در آسیای‌میانه، مردم قزاقستان با این زبان بیگانه نیستند و زمینه برای گسترش زبان‌فارسی در قزاقستان بسیار مساعد است.وی گفت: دانشجویان رشته زبان و ادبیات‌فارسی دانشگاه‌های قزاقستان علاقه خاصی به فراگیری زبان‌فارسی نشان می‌دهند و به اهمیت یادگیری و دانستن زبان‌فارسی برای مطالعه و تحقیق در زمینه جغرافیای تاریخ کشورشان پی برده‌اند.کمال‌الدینی استاد زبان و ادبیات‌فارسی دانشگاه‌های فارابی و آبلای‌خان آلماتی گفت: در دانشگاه آبلای‌خان ۳۳ دانشجو و در دانشگاه فارابی نیز ۳۰ دانشجو در رشته زبان و ادبیات‌فارسی مشغول تحصیل هستند و دانشجویان سال پنجم دانشگاه آبلای‌خان که تعداد آنها ۷ نفر است، در سال آینده با مدرک فوق‌لیسانس فارغ‌التحصیل خواهند شد.وی در مورد مشکلات آموزشی گفت: کلاس‌های زبان‌فارسی دانشگاه فارابی از لحاظ استاندارد فضای آموزشی در وضعیت مطلوبی قرار دارد ولی در دانشگاه آبلای‌خان برای برگزاری کلاس‌های زبان فارسی با کمبود فضای آموزش مواجه هستیم.استاد کمال‌الدینی افزود: برخی کلاس‌های زبان‌فارسی در دانشگاه آبلای‌خان در کتابخانه بخش فارسی و اتاق رایانه این دانشگاه که محل مراجعه سایر دانشجویان و پر رفت‌و‌آمد است، تشکیل می‌شود.وی گفت: دانشجویان رشته زبان‌فارسی دانشگاه‌های فارابی و آبلای آلماتی با کمبود نوارهای صوتی و ویدئویی زبان‌فارسی مواجه هستند و دانشجویان دوره فوق‌لیسانس دانشگاه آبلای‌خان، روزنامه فارسی زبان و مورد نیاز درس تخصصی ”شیوه نگارش فارسی در مطبوعات“، در اختیار ندارند.استاد کمال‌الدینی با اشاره به اینکه ده‌ها استاد بومی زبان‌فارسی در دانشگاه‌ها و دیگر مراکز آموزشی قزاقستان مشغول تدریس هستند، گفت: بعضی از این استادان بار علمی خوبی دارند و برخی دیگر فاقد سواد کافی هستند که به‌کارگیری آنها باعث از بین رفتن زحمات دیگر استادان زبان‌فارسی دانشگاه‌های قزاقستان خواهد شد.برخی دانشجویان دانشگاه‌های فارابی و آبلای‌خان آلماتی می‌گویند: از اینکه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول تحصیل هستند، خوشحالند.”گلناز پارآوا“ دانشجوی سال سوم دانشگاه فارابی آلماتی گفت: ”من فارسی را دوست دارم. زبان فارسی آسان است، چون واژه‌ەا و اصطلاحات زیادی دارد و خیلی از واژه‌های فارسی در زبان قزاقی هم به‌کار برده می‌شود.“همچنین ”مراد ابراهیم‌اف“ دانشجوی سال پنجم دانشگاه آبلای‌خان قزاقستان گفت: زبان‌فارسی شیرین‌ترین زبان‌های دنیا است و بسیار خوشحال هستم که رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه انتخاب کرده‌ام.این دانشجوی قزاقی می‌گوید: انگیزه من از تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی، آشنائی با اشعار کلاسیک شاعران بزرگ ایرانی است.
وضعیت ایرانیان مقیم قزاقستان
بنابر آمارهای رسمی در حال حاضر حدود دوهزار نفر ایرانی در قزاقستان و بیشتر آنها در شهر آلماتی زندگی می‌کنند که ۵۰۰ نفر آنها مقیم و بقیه از ساکنان موقت قزاقستان هستند.طبق توافق‌های دو کشور آن گروه از اتباع ایرانی و قزاقستانی که دارای گذرنامه سیاسی و خدمت باشند می‌توانند بدون اخذ روادید سفر خود را انجام داده و تا یک‌ماه اقامت کنند.اتباع خارجی پس از ورود به خاک قزاقستان باید ظرف ۵ روز نسبت به ثبت گذرنامه خود در نزد اداره پلیس قزاقستان (ریجستر) اقدام کنند.۴۰ دانشجوی ایرانی با هزینه شخصی در دانشگاه‌های قزاقستان در رشته‌های پزشکی، فنی، مهندسی، کامپیوتر و زبان‌روسی مشغول تحصیل هستند.تعدادی از فارغ‌التحصیلان رشته دندانپزشکی ایرانی که در سال‌های اخیر از دانشگاه‌های قزاقستان فارغ‌التحصیل شده‌اند، اکنون در مراکز درمانی آلماتی مشغول طبابت هستند.بیش از ۵۰ دانش‌آموز ایرانی نیز در مدرسه ایرانیان در آلماتی مشغول تحصیل هستند.با توجه به اینکه قوانین ایران و قزاقستان اجازه داشتن تابعیت مضاعف را نمی‌دهد، زنان قزاقی که با مردان ایرانی ازدواج می‌کنند و تابعیت ایران را به‌دست می‌آورند، برای سفر به ایران می‌توانند از گذرنامه ایرانی و برای سفر به قزاقستان باید از گذرنامه قزاقی استفاده کنند.طبق آمارهای رسمی تا آذرماه ۱۳۸۳ بیش از ۱۰۰ تن از زنان قزاقی با مردان ایرانی ازدواج کرده‌اند.بعد از استقلال جمهوری قزاقستان در سال ۱۹۹۱ میلادی حدود ۴ هزار قزاقی تبار از ایران به قزاقستان مهاجرت و ترک تابعیت کرده‌اند که بیشتر آنان در شهر ”آکتائو“ قزاقستان در ساحل شمالی دریای خزر ساکن هستند.
ایرانیان مهاجر
پس از جنگ دوم جهانی و در جریان غائله آذربایجان ایران، حدود ۳۰۰ نفر از اسرای ایرانی که توسط ”سید جعفر پیشه‌وری“ به اتحاد جماهیر شوروی انتقال یافته بودند در قزاقستان مستقر شدند. پس از گذشت ۶۱ سال از آن واقعه، اکنون تنها تعداد انگشت‌شماری از این افراد باقی مانده‌اند. نسل این ایرانی‌‌تبارها که اکنون به ۴ هزار نفر رسیده، در شهر ”چیمکنت“ مرکز استان جنوبی قزاقستان در ۷۵۰ کیلومتری آلماتی زندگی می‌کنند.از سوی دیگر پس از استقلال قزاقستان حدود ۴ هزار ایرانی قزاق‌تبار با مهاجرت به قزاقستان و پذیرش تابعیت دولت این کشور اکنون در شهر ساحلی ”آکتائو“ در کناره دریای خزر سکونت دارند.در دوران جنگ جهانی دوم عده‌ای از مردم قزاقستان به‌خاطر قحطی و گرسنگی به شهرهای شمالی ایران کوچ کردند. قزاقی‌تبارهائی که پس از استقلال قزاقستان به این کشور بازگشته‌اند نسل دوم قزاق‌های مهاجر محسوب می‌شوند و قوم و خویش‌های فراوانی در ایران دارند.

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.