سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷ / Tuesday, 23 October, 2018

چاه برفی و برف‌های سنگین تهران


چاه برفی و برف‌های سنگین تهران
بگفتند کاین برف و باد دمان
زما بود کامد شما را زیان ‌
فردوسی
این مطلب را به مناسبت سرمای شدیدی که این روز‌ها وارد کشورمان شده به برف و حواشی آن اختصاص دادیم. از این رو موارد پایین را شرحی کوتاه و درخور این مجال می‌آوریم: ‌
● ناصرالدین شاه و برف: ‌
اگر از رفتار انسانی و رعایت حقوق دیگری و بندگی به درگاه پروردگار و ... درباره ناصرالدین شاه سخن گفته شود، جای تعجب دارد، والا‌ سخن از بدخویی و کژرفتاری پادشاهی که در دوران او استبداد کور به اوج خود رسید و سرمای خفقان تا استخوان ایرانیان نفوذ کرد، عجیب نخواهد بود. ناصرالدین شاه را عادت بر این بود، که تا پهنه تهران را برف فرا می‌گرفت آماده شکار می‌گشت، آن هم نه به تنهایی، بلکه با عده کثیری از شکارچیان دربار و اسب و سگ شکاری و... هر بار که صحرای اطراف تهران و کوه‌های شمیران پوشیده از برف می‌شد. ایشان و همراهان عازم شکار می‌گشتند. تفاوت نمی‌کرد هرجانداری که گرسنه و خسته و وامانده بود، می‌کشتند، حرام بود و حلا‌ل فرق نداشت آهو، پلنگ، خرس، خرگوش و ... ‌ اعتمادالسلطنه از روز‌های شکار او می‌نویسد: ۲۸۸ محرم چهار شکار... > ۱۳ صفر پنج قوچ، ...>، ۱۱۱ ربیع‌الثانی ۱۳۰۰ قمری کبک، ... > و... اینها تعدادی از روز‌های شکار شاه است. به طور کلی اغلب روز‌های برفی او به شکار می‌رفته است، مگر حادثه‌ای پیش می‌آمد و یا برف زیاد می‌بود. روز ۱۸ ربیع‌الا‌ول ۱۳۰۰ قمری در برف نمی‌تواند به شکار برود. آن روز هم برایش از چلوکبابی بازار غذا می‌آوردند. ‌ البته سرانجام به مصداق <دیدی که چگونه گور بهرام گرفت> در روز‌های جشن پنجاه سالگی سلطنتش هنگامی که بر مزار جیران، زن سوگلی دوران جوانی‌اش خاطره او را زنده می‌کرد، خود به شکار میرزا رضای کرمانی از پای درآمد. ‌
● چاه برفی‌
روزگاری که تهران هنوز آنقدر توسعه و گسترش نیافته بود و این شهر پای را از حصار ناصری فراتر ننهاده بود و معابر و گذرگاه‌هایش همان کوچه‌های تنگ و پرپیچ و خم و بازارچه‌ها و راسته‌های محلا‌ت قدیمی سنگلج و بازار و چال میدان و عودلا‌جان بود، تهرانیان به‌خصوص صاحبان خانه‌های بزرگ‌تر از راه انصاف، چاهی را در حیاط خانه می‌کندند تا در زمستان برف را در آن بریزند و از انباشتن برف در کوچه‌‌های تنگ‌که سبب بسته شدن آمدن و شد می‌شد، جلوگیری نمایند. نمی‌دانیم این رسم در شهرهای دیگر هم معمول بوده یا خیر، به هر حال تهرانی‌ها به این چاه می‌گفتند <چاه برفی>، البته هدف دیگری هم بر این کار مترتب بود، آن هم آبدار کردن چاه آب خانه که در کنار آن بود، به وقت تابستان. ‌
● مقدار بارش برف‌و دمای هوا در تهران
عادتی است، میان مردم که اغلب هر چیز قدیم را بهتر و کاملتر و عظیم‌تر و متعلقات زمان حال را بدتر و کوچکتر می‌پندارند. بر همین اساس بار‌ها شنیده‌ایم، که مثلا‌ در قدیم در تهران دو، سه متر برف می‌آمد و چنین و چنان. نگارنده که خود سال‌ها فریب همین نقل قول‌ها را خورده بود، پس از تحقیق و بررسی دقیق اکنون از راه یقین اعلا‌م می‌دارد، چنین چیزی صحت ندارد و تنها یک سراب است و دیگر از این پس گول این سخنان را نخورید. فعلا‌ در هیچ‌یک از اسناد و متون قاجاری و حتی سفرنامه‌های اروپاییان چنین حجم بارش برف دیده و گزارش نشده است. ‌ سنگین‌ترین برفی که اعتمادالسلطنه گزارش کرده است، آن هم فقط یک بار در قزوین بوده: ‌ <جمعه ۸ جمادی‌الثانی ۱۳۰۴ قمری... - برف در اطراف یک ذرع روی زمین است... > در حقیقت ارتفاع برف روی زمین یک متر بوده است که حاصل چندین بارش برف بوده و آن هم یک بار پس از سال‌ها بار دیگر در: ‌ <روز دوشنبه ۲۷ ربیع‌الثانی ۱۳۰۶ قمری... از تهران به سلطنت‌آباد آمدم... نیم ذرع برف در بیابان بود...> که در بررسی معلوم شد، این حجم برف هم حاصل چندین بارش است. در حقیقت به طور کلی بارش برف در گذشته و حال خیلی تغییر نکرده است. آنچه تغییر یافته دمای گرم تهران متاثر از گرمای موتورخانه‌ها و اتومبیل‌ها و کارخانه‌ها و ... است که برف باریده شده را زود آب می‌کند والا‌ حجم بارش همان است که در گذشته بوده. ‌ اعتمادالسلطنه خود می‌نویسد، برف سنگینی آمد و حجم آن را یک چارک اعلا‌م می‌کند: ‌ <پنجشنبه ۲۲ ربیع‌الا‌ول سنه ۱۳۰۰ قمری... برف شدید بارید. به واسطه برف، شاه سوار نشدند... یک چارک باریده است... > و یا گفته: ‌۱۳۳ ربیع‌الثانی ... زمستان امسال معرکه است...> یعنی در گذشته هم در تهران بیست، سی سانتیمتر برف سنگین، دیر اتفاق بوده است. ‌ در این بررسی و دقت معلوم شد، تعداد بارش برف هم در تهران قدیم، چند بار بیشتر در سال نبوده است. در سال ۱۳۰۶ قمری که زیاد برف آمده تعداد هفت بار برف باریده است و درباره دمای هوا همچنین وضعی حاکم بوده است. ‌ دکتر فووریه پزشک ناصرالدین شاه می‌نویسد: ‌ <امروز روز آخر سال ۱۸۹۱ میلا‌دی است، دیشب برف باریده و امروز صبح ساعت هفت میزان الحراره در اتاق هشت درجه بالا‌ی صفر را نشان می‌دهد، در صورتی که بیرون شش درجه زیر صفر است.> ‌
● وضع کوچه و خیابان در تهران و راه‌های اطراف در برف ‌
کوچه‌ها اغلب باریک بودند و چون مردم برف بام‌ها را در کوچه‌ها می‌ریختند، حتی برخی از خانه‌هایی که چاه برفی هم داشتند، بیشتر اوقات برف بام را در کوچه پارو می‌کردند و اگر در سالی چندین برف می‌آمد، چون کوچه‌ها تنگ بودند، تقریبا پر از برف می‌شد، به‌خصوص کوچه‌های شرقی- غربی که آفتاب رو نبودند. گاهی تا بام خانه‌ها که یک طبقه بودند و ارتفاعی حدود سه متر داشتند، پر از برف می‌شد که در این صورت از روی برف رفت و آمد به داخل خانه می‌شد. نکته دیگر اینکه سطح کوچه و خیابان را که خاکی بود، باران وبرف گل می‌کرد و آمد و شد را مشکل می‌نمود: ‌ ۵۵ صفر ۱۲۹۹ قمری... کوچه‌ها خیلی کثیف است... باران و برف زیاد در این چند روز واقعا کوچه‌ها را خیلی ضایع کرده بود... شاه از خیابان‌های تلگرافخانه و مریضخانهکه سنگفرش نبود، عبور فرمود. گل زیاد دید... مرا خلع کرده‌اند... > اعتمادالسلطنه در آن زمان متصدی احتسابیه (شهرداری) تهران بود. ‌ راه‌ها هم، در برف‌های معمولی باز و آمد و شد برقرار بود، لیکن گاهی که برف زیاد می‌بارید، عبور وسیله‌های آن زمان درشکه و کالسکه غیرممکن می‌شد و ناگزیر از اسب استفاده می‌کردند. اعتمادالسلطنه می‌نویسد: ‌ <پنجشنبه ۷ جمادی‌الا‌ول ۱۳۰۶ قمری... درشکه خودم را چهار اسبه بسته بودم، که تا جاجرود بروم، سرخه‌حصار که رسیدم، دیدم، غیرممکن است، تمام کوه و دشت و آسمان و زمین یخ بسته است، (پس از پنجمین بارش برف) از سرخه حصار سواره (با اسب) به جاجرود آمدم.> راه‌های آن زمان به‌خصوص، راه کوهستانی مالرو و پاره‌ای کالسکه‌رو بوده است. ‌
● خراب شدن ساختمان‌ها در برف‌
به طور متوسط، اگر بیست سانتیمتر برف ببارد، هر متر مربع از آن حدود هشتاد کیلوگرم وزن خواهد داشت، بنابراین چنانچه دو، سه بارش روی هم بماند، وزن زیاد وارد بر سقف و نفوذ آب در بنا امکان تخریب آن را پدید می‌آورد. اعتماد‌السلطنه و دیگر نویسندگان آن دوره از تخریب خانه‌ها اشاراتی دارند. امروزه نیز این تجربه را بارها دیده‌ایم. ۵۵ جمادی‌الا‌ول ۱۳۰۶... از برف اتاق آبدارخانه خراب شد...> و ۱۸۸ ربیع‌الثانی ۱۳۰۷...>
● بارش‌های نادر
غیرمعمول‌ترین برفی را که اعتمادالسلطنه در دوره پنجاه‌سالگی پادشاهی ناصرالدین شاه گزارش کرده است، مربوط به ۱۵ مهر ماه است. <دوشنبه ۱۷ ربیع‌الثانی ۱۳۱۳ قمری ... قله البرز (توچال) تا نزدیک پیاز چال سفید شده است... کمتر سالی دیده بودم که پانزدهم میزان برف به این شدت ببارد...> مرحوم شهری هم می‌نویسد: <از برف‌های سنگین و عجیب‌تهران برفی بوده که در هفتاد روز پس از نوروز سالی باریده و برایش ساخته شد: <ز بعد هفتاد، یه برفی افتاد، به حق این پیر، به قد این تیر> که مقصود تیرچوبی جلوی پیر عطا (زیارتگاهی در محله عودلا‌جان) بوده است.
● تلفات در برف
درگذشته مردم به سرما بیشتر عادت داشتند. پس چگونه مردم زندگی می‌کردند؟ پاسخ این است که یک، مردم عادت به سرما داشتند. دو، همیشه در زمستان لباس گرم به تن داشتند. سه، زیر کرسی می‌رفتند و آن فضای کوچک را با ذغال و پهن گرم می‌کردند بنابراین برخلا‌ف تصور امروزه، تلفات زیاد از سرما وجود نداشت، مگر به طور حادثه‌ای. اما در سفر‌های زمستانی و در راه‌های بین‌شهری این اتفاق بسیار رخ می‌داد، تازه اگر مسافران طعمه گرگ نمی‌شدند. ‌
● بازی در برف
درست است که بچه‌های تهران قدیم در دوره قاجاریه از بچه‌های امروز کلا‌ن‌شهر تهران کم‌اطلا‌ع‌تر و بی‌خبرتر بودند، امکانات کمتری داشتند، اما آنان نیز در فضای باز محلا‌ت به ساختن حیوان‌های برفی نظیر شتر، الا‌غ، فیل و... می‌پرداختند و با برف به سر و کول هم می‌زدند. ‌
● پارو
در تهران قدیم برعکس امروز که پاروها از پلا‌ستیک‌است، پاروها همه چوبی بودند. آن پاروها یک تکه بود و با مهارت طوری تراشیده شده بودند که هنگام پارو کردن برف در دست به چپ و راست نچرخند. مرحوم جعفر شهری می‌گوید: ‌ <پاروها در گذشته بیشتر از گیلا‌ن و مازندران می‌آمد، ولی چون آنها به زودی ترک می‌خوردند، نوع اعلا‌ آنهایی بودند، که در تهران از چوب خشک تراشیده بودند... نگهداری پارو نیز جالب بود. با روغن خوب آن را چرب کرده تا آب بدان نفوذ نکند.> ‌
● پارو کردن برف و بام غلتان زدن در باران
شیروانی و این نوع سقف شیب‌دار در دوران ناصرالدین شاه برای نخستین بار در ایران و تهران باب شد. با رواج شیروانی به‌خصوص در شمیرانات تکلیف آن سقف‌ها روشن بود، نیازی به پارو کردن نداشت، ولی سقف‌های مسطح، در برف نیاز به پارو کردن داشت و چنانکه گفته شد اگر پارو نمی‌کردند، چه بسا سنگینی برف و نفوذ آب باعث خرابی سقف می‌شد. اما درباره پشت‌بام‌های کاه‌گلی آن روزگار به هنگام بارش باران، پس از ده، بیست دقیقه باریدن و خیس شدن لا‌یه نازک‌رویی بام، مردم به روی بام می‌رفتند و سنگ بام غلتان را (سنگ استوانه‌ای مخصوص) در تمام سطح بام می‌غلتاندند تا لا‌یه ‌رویی سقف فشرده شود و از نفود آب باران به داخل ضخامت سقف جلوگیری شود. نکته قابل توجه آنکه باید هنگام باریدن باران این عمل انجام شود. ‌
● ضرب المثل‌ها
ضرب‌المثل‌های فراوانی از برف میان مردم رواج داشت نظیر <برف را دید و گفت می‌بارد.> که به جای توضیح واضحات به کار آید. <مثل کبک سرش را زیر برف می‌کند> در توضیح اینکه کسی بخواهد دیگران را کودکانه گول بزند. ‌

داریوش شهبازی

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

بحران نظری در مطالعات شهری ایران

بحران نظری در مطالعات شهری ایران
در آغاز این میزگرد،‌ خانم اعظم خاتم مدیر گروه جامعه‌شناسی شهر، با اشاره به عدم وجود نوعی انسجام و یکپارچگی تئوری و نظری در فعالیت‏های مربوط به فضاهای شهری در ایران در شرایط فعلی در مقایسه با سال‌های پیش به ویژه دهه شصت، خطاب به شرکت کنندگان میزگرد که عموماً فعالان این حوزه در سال‌های قبل از انقلاب و اوایل انقلاب بودند،‌ این پرسش را مطرح کرد که مبانی اصلی چارچوب منسجم اندیشه مطالعات شهری در آن سال‏ها چه بوده و آیا می‌توان از این مبانی که بر مبنای توسعه نیافتگی شهری شکل گرفته بوده، امروز نیز استفاده کرد.
در پاسخ به این سوال،‌ دکتر کاظمی بیدهندی به عنوان نخستین سخنران جلسه گفت: مبانی ادبیات حاکم بر مباحث شهرسازی از حدود ۳۵ سال پیش، با توجه به نظریات مطرح شده در کشورهای مختلف مورد توجه قرار گرفت. این در حالی است که چنان‌چه مشاهده می‌شود، در شرایط فعلی با وجود آن‌که مسائل حوزه شهری تغییرات زیادی پیدا کرده‌اند، اما به طور کلی پایه‏های نظری موضوع چندان دگرگون نشده و پیشرفت چندانی نداشته‌‌اند.
وی در بیان دلایل این مسأله گفت: به نظر من، ما شهرسازان و معماران پس از آغاز یک طرح با یک سری ناآشنایی‏هایی روبرو می‏شویم و از آن زمان به بعد، حرکتمان در روند کار، حالت کورمال پیدا می‏کند و تازه اینجاست که خود را نیازمند مطالعات جامعه‏ِشناختی می‏بینیم که البته این امر خود می‏تواند بدان دلیل باشد که ادبیات نظری در این حوزه، آن‏طور که باید مطرح نشده‌اند تا بتوانند برای ما مورد استفاده قرار گیرند. به تعبیر دیگر، در حالی که شناخت مسأله نسبت به برنامه‏ریزی برای آن که در واقع نوعی تکنیک است، اولویت دارد؛ متأسفانه همواره در سطح جامعه، این تفسیر غلط وجود دارد که برنامه‏ریزی خود به منزله شناخت، تعیین اهداف و حرکت به سوی آنهاست و در این راستا هر مشکلی که به وجود می‏آید، را نشأت گرفته از سیستم‏های برنامه‏ریزی غلط ارزیابی می‌کنند.
کاظمی در این خصوص تأکید کرد که برنامه‏ریزی چیزی جز هدایت واقعیت موجود و شناخت حوزه‏های مختلف آن نبوده و از این‌رو، شهرسازان و برنامه‏ریزان امور شهری همواره به حمایت رشته‏های دیگر نیاز دارند و باید بتوانند از مطالعات آنها استفاده کنند. این در حالی است که ضعف ارتباطات موجود، باعث می‏شود که در وضعیت کنونی، بخش عمده‏ای از برنامه‏ریزی‏ها حالت کلیشه‏ای پیدا ‏کنند.
وی در این زمینه، اصحاب علوم اجتماعی را به عنوان متخصصانی معرفی کرد که باید به فرآیند طرح و شناخت مسأله به عنوان چراغ اصلی راه پرداخته و در مرحله بعد آن را به برنامه‌ریزان بسپارند.
دکتر گیتی اعتماد از اعضای سابق هیأت علمی دانشگاه دیگر سخنران این نشست بود،‌ که بیشتر به ذکر فعالیت‌های صورت گرفته در حوزه مطالعات شهری در سال‌های گذشته پرداخت و در این باره گفت: در سال ۱۳۵۴ با کمک دوستان و همکاران، موفق به شکل‌دهی گروه مطالعات شهرسازی در دانشگاه ملی و در پی آن رشته فوق‏لیسانس شهرسازی شدیم. در آن زمان سعی ما این بود که با برنامه‏ریزی دروس و دعوت از متخصصان مختلف، مطالعات نظری را در راستای فعالیت‏های خود قرار دهیم. اما متأسفانه طی سال‏های بعد‌، با غلبه تئوری‏های کلیشه‏ای در این حوزه به صورت بسیار وسیع، فعالیت‌های ما آن‌طور که باید ثمربخش نبود.
وی با اشاره به مباحث صورت گرفته در خصوص مقابله با تمرکز در کلان شهرها و نظرات منفی موجود در آن دوره نسبت به مهاجرت به شهرهای بزرگ را به عنوان نمونه‌ای از این تئوری‏های کلیشه‏ای گفت: همان‌طور که دیدیم با وجود کنترل‏های شدیدی که بر اساس برنامه‌ریزی‌هایی عجولانه در آن دوره صورت ‏گرفت، نتیجه امر چندان کارساز نبود؛‌ چرا که مردم کار خود را ‏کردند و در نهایت، حاشیه‏های شهرها شکل گرفت که خود مشکلات متعددی را به همراه داشت. این در حالی است که این پدیده‏ها طی سال‏های قبل، عیناُ در کشورهای دیگر نیز تکرار شده بود و عدم شناخت کامل نسبت به آنها، موجب شد ما دوباره تجربیات نه چندان مفیدی را تکرار کنیم.
دکتر اعتماد در ادامه به فعالیت‌های اخیر خود و همکارانش در حوزه مطالعات شهری پرداخت و در این زمینه به گروه تحقیق توسعه شهری که طی چهار سال گذشته تشکیل شده،‌ اشاره کرد. او ترجمه متون مختلف قابل استفاده در این حوزه و همچنین مطالعه‏ درباره علل عدم تحقق طرح‏های شهری را از جمله مهم‌ترین فعالیت‌های این گروه معرفی کرد.
در ادامه این میزگرد، محمدرضا حائری نیز به روند فعالیت در حوزه مطالعات شهری پرداخت و در این باره گفت: از همان سال‌های دهه پنجاه که مباحث شهرسازی و معماری در دانشگاه‌ها رونق گرفت،‌ همواره شاهد غلبه نوعی نگاه کاملاً‏ مهندسی بر مسائل این حوزه بودیم که این شرایط تا به امروز نیز ادامه دارد و از آن دوره تا به حال،‌ فقدان و خلاء نوعی مطالعات اجتماعی و انسانی را احساس می‏کنیم. به نظر من همین مسأله مهم‌ترین دلیلی بود که در آن سال‌ها اعضای گروه مطالعات شهرسازی را به مدت ده ‏سال،‏ بدون هیچ حقوق و مزایایی گرد هم آورد و سبب شد در این اجتماع فکری مباحث متعددی مطرح شود. از جمله نتایج این مباحث نیز انتشار دو جلد کتاب ”مفهوم شهر“، دو جلد ”توسعه شهری“، “وابستگی و توسعه شهرنشینی“ ، ”اقتصاد سیاسی شهرنشینی“، “توسعه و وابستگی در آمریکای لاتین“، “سرمایه‏داری پیرامونی“ و “پویش شهرنشینی در ایران“ و ... بوده که به تقویت ادبیات نظری در حوزه شهری کمک شایانی کرده‌اند.
وی در ادامه به بیان انتقادات مطرح شده نسبت به این فعالیت‌ها پرداخت و گفت: به نظر من، نخستین انتقادی که در مورد فعالیت آن سال‏ها می‌توان ذکر کرد، غلبه بیش از حد ادبیات لاتین بر فضای فکری اعضای گروه و غفلت از جوامع دیگر است. در عین حال،‌ وقفه‏های ایجاد شده طی آن سال‌ها به دلیل اتفاقات متعددی که در جامعه رخ داد، به سیستم ضربه‌های زیادی وارد کرد اما با این وجود من فکر می‌کنم این نهضت هنوز به گونه‏ای قابل پی‏گیری و ادامه دادن است.
حائری همچنین با اشاره به دو دیدگاه کلی موجود در دوره‌های قبل برای تحلیل فضاهای شهری که یکی بر شناخت کامل اوضاع جهان تأکید داشته و دیگری شناخت تاریخ ایران و شرایط درونی جامعه ایران را در دستور کار خود قرار می‌داده؛ تصریح کرد که در شرایط فعلی، مفهوم شهر یک مفهوم تمام رشته‏ای است و در این زمینه،‌ ضرورت چند جانبه‏گری به آن از اهمیت وافری برخوردار است.
کمال عطاری سخنران دیگر میزگرد گروه جامعه‌شناسی شهر نیز در مباحث خود، موضوع نشأت گرفتن تحلیل شهری و رابطه جامعه و فضا در دهه پنجاه از تئوری‏های مطرح در آمریکای لاتین را مورد اشاره قرار داد و گفت: من فکر می‏کنم در آن دوره، یک جریان به شدت فضا را در سیاست حک کرده و خلاصه می‏کرد و جریان دیگری نیز فضا را بیشتر در رژیم کاپیتالیسم مورد توجه قرار می‏داد و سعی می‏کرد مباحث را در فرم و شرایط خاصی دنبال کند و مشکل در این زمینه، غفلت از استقلال نسبی فضا بود.
وی در این باره توضیح داد که نظام فکری‏ای که فضا را در اقتصادی سیاسی توضیح می‏داد و تا نیمه دهه ۱۹۷۰ ادامه داشت، در سال‏های دهه ۸۰ شکست خورد و این شکست تا حدی کسانی را که می‏خواستند رابطه جامعه و فضا را به صورت کلان ببیند، خلع سلاح کرد. با این وجود، در دهه ۹۰ کسانی که می‏خواستند رابطه بین اقتصاد خرد و کلان را مطرح کنند، دوباره سر بلند کردند. این در حالی است که به اعتقاد عطاری، به دلیل گسیختگی‏های متعدد به وجود آمده و مواردی مانند بسته بودن حوزه عمومی، برداشته شدن یارانه‏ها، عدم انتشار کتاب‏ها، سیاست‏زدگی روزنامه‏ها و ... این مباحث آن طور که باید به حوزه‏های آکادمیک رسوخ نکرده و این حوزه‌ها همچنان با بروکراسی شدیدی همراه هستند که این امر مشکلات عدیده‌ای را در راستای شناخت فضاهای موجود در جامعه برای آنها ایجاد کرده است.
در خاتمه بخش نخست این میزگرد و پس از اظهار نظر چهار تن از فعالان حوزه مطالعات شهری در دهه پنجاه و شصت، اعظم خاتم به بیان نظرات و برداشت‌های خود در رابطه با دلایل عدم تداوم این نهضت پرداخت. او در این باره گفت: به نظر من، در طول سال‏های اخیر نیز بخش زیادی از نیروی متفکران این حوزه، صرف مبارزه با کلیشه‏های ادبیاتی شده که در دهه گذشته شکل گرفته بود. بحث‏های متعددی که راجع به تمرکز، اهمیت کلان شهر و نقاط مثبت مهاجرت مطرح شد، نمونه‏هایی از تلاش‌های این متفکران است. در عین حال می‏توان گفت که دستاورد گروه مطالعات منطقه‏ای – شهری برای ما دستاوردی متناقض بود؛ چنان‌چه ما تا مدت‏ها درگیر نقد بخشی از آن دستاوردهای نشأت گرفته از ادبیات آمریکای لاتین در فهم مسأله توسعه و در مبالغه بیش از حد راجع به ویژگی‏های توسعه در جوامع جهان سوم بودیم.
وی افزود: در دوره‏ای که پارادایم ساختارگرا در تفکر عمومی جهان حاکم بود، همین نظریات و دیدگاه‏ها وارد ایران شد و در تفکر گروه مطالعات شهری – منطقه‏ای نیز بسیار اثرگذاشت و در این خصوص، بر خلاف آنچه دیگران گفتند، من معتقدم که در این تفکر، عاملیت، انسان و سیاست نقش چندانی ندارد و در نتیجه طبیعی بود که گروه مطالعات شهری – منطقه‏ای با چنین تفکر ساختاری نتواند ادامه پیدا کند؛ چرا که اساساً با چنین دیدگاهی تنها یک بار می‏توان به مسأله پرداخت و مثلاً گفت که وابستگی به نفت شهرنشینی شتابان در ایران ایجاد کرده است.
خاتم در عین حال، با اشاره به دلسردی ناشی از حذف نخبگان و روشنفکران از جامعه و دانشگاه به عنوان یکی از عوامل موثر در به وجود آمدن چنین شرایطی، "خلق محدودیت توسط دانش برای خود" را مورد تأکید قرار داد و گفت: به نظر من این گروه ضمن آنکه به نقد کلیشه‏های توسعه وابسته و شهرنشینی وابسته می‏پرداخت، خود از آن کلیشه‏ها متأثر بود. در این زمینه با توجه به تفکر ساختارگرا می‌توان گفت که شما یک بار می‏توانید تصویری کلان از جامعه ساخته و دیدگاهی ساختاری را ارائه دهید. حال در چنین شرایطی اگر چارچوب‏های تحقیقی به زندگی روزمره اهمیت نداده، متدولوژی‏ها به تعامل میان حوزه‏های مختلف سیاست، اقتصاد و غیره تأکید چندانی نداشته باشد و به فعالیت‏های جوانان زنان و طبقات اجتماعی نپردازد، آن وقت ممکن است روند تحقیقات متوقف شود. به تعبیر دیگر، تسلط پارادایم ساختارگرا این محدودیت را با خود، به همراه داشت که تحقیق بیشتر را تشویق نکند چرا که یک بار برای همیشه ناموزونی شهرنشینی در ایران را توضیح می‏داد.
وی در ادامه با اشاره به کارها و فعالیت‌هایی که در سال‏های بعد صورت گرفته، گفت: به نظر من، این کارها گرچه هنوز قدرتی برای طرح و تأیید در چارچوب‏های تئوریک وسیع ندارند، اما کوشش‏هایی برای وارد کردن مسائل زندگی روزمره در مباحث توضیح فضا بوده‌اند. به عنوان مثال، سیاست‏های روزمره در بحث هویت شهر تهران و چگونگی بازسازی ساختارهای مختلف در فضاهای شهری بسیار مؤثر است. همچنین فعالیت‏هایی که در زمینه رابطه سیاست و شهر پس از روی کار آمدن شوراهای شهری صورت گرفته و طی آن تا حدی به توضیح چگونگی تأثیرپذیری فضا از سیاست‏‏های قدرت حاکم و نقش نهادهایی مانند شوراهای شهر پرداخته، بسیار مهم بوده است.
خاتم در پایان سخنان خود، تنوع و تکثر حوزه تحقیقات شهری در ایران نسبت به دهه‌های پنجاه و شصت را مورد تأکید قرار داد و در عین حال گفت: در چنین شرایطی همچنان فقدان یک کوشش نظری برای جمع‏آوری تحقیقات انجام شده و پرداختن بیشتر به موضوع تا حد زیادی به چشم می‏خورد. به تعبیر دیگر، فعالیت‏های ما در این سال‏ها بی‏ دستاورد هم نبوده ولی با این وجود، این پرسش مطرح است که چرا همچنان نتیجه خاصی حاصل نشده است.
در ادامه این جلسه و در پاسخ به پرسش‌های مطرح شده، دکتر کاظمی در بیان دلایل شکل‌گیری فرآیند مطالعات شهری در سال‌های دهه پنجاه و شصت، گفت: آن دوره که ما کار را شروع کردیم، برنامه‏ریزی از پیش تعیین شده‏ای نداشتیم و به دلیل احساس فقدان مبانی نظری به تولید آن‏ها پرداختیم ولی در همان مرحله متوقف شدیم. ما قصد داشتیم فقط تصویری از آمریکای لاتین را نشان دهیم و دلیل آن هم این بود که در آن سال‏ها تمام دنیا در رابطه با مسائل شهری روی آمریکای لاتین متمرکز شده بود. علاوه بر این، فعالیت‏های ما با زمان شکل‏گیری انقلاب و سیاست زدگی شدید فضا همراه بود که با وجود تلاش‏ بسیار تک تک اعضای گروه برای پرهیز از ورود مسائل سیاسی به فضای مطالعاتی، باز نتیجه به گونه دیگری رقم خورد و همین موضوع، یکی از مهم‏ترین دلایل توقف فعالیت‏های گروه بود. بنابراین به دلایل متعدد، ما هیچ وقت فرصت ورود به مسائل ایران را پیدا نکردیم و در چنین شرایطی نمی‏توان گفت که ما نسبت به مسائل ایران با چه دیدگاهی نگاه می‏کردیم.
دکتر پرویز اجلالی از اعضای گروه جامعه‌شناسی شهر و یکی از حاضران در این جلسه نیز در بخش پایانی نشست، به بیان نظرات خود در رابطه با مباحث ارائه شده پرداخت و گفت: به عقیده من، علاوه بر همه آنچه گفته شد این نکته را نیز باید در نظر داشت که عدم فعالیت مداوم ساختارها و نهادهای ضروری در این زمینه، یکی از مهم‏ترین دلایل توسعه نیافتگی علوم مختلف در کشور ما بوده است. به تعبیری، ما چیزی به عنوان دانشگاه که در آن عقاید مختلف قابل طرح بوده و امکان رشد پیدا کند، نداشتیم و همواره با انقطاع مکرر و تغییرات و بی‏ثباتی‏های مداوم مواجه بوده‌ایم.
وی افزود: من معتقدم مشکل ما در تجربه اندیشه و ایجاد تحول در آن نیست؛ بلکه مسأله اصلی عدم تولید و وجود سنت فکری شفاهی آن هم با زبانی غیر از زبان‏های بین‏المللی است. ما ممکن است خیلی حرف‏ها را سر کلاس‏های خود بازگو کنیم ولی وقتی نوبت به معرفی منبع و کتاب می‏رسد، هنوز همان منابع سی سال پیش را در دست داریم. در چنین شرایطی، به عقیده من، استمرار و برقراری رابطه میان فعالان این حوزه مسأله بسیار مهمی است که می‏توان در مطالعات میان رشته‏ای به تدریج، ثمرات آن را نیز مشاهده کرد.
در پایان این نشست، دکتر گیتی اعتماد نیز انجام تحقیقات میدانی توسط شاگردان و دانشجویان ،به دلیل فقدان دید کافی آنها نسبت به مسأله، را به عنوان یکی دیگر از عوامل توسعه نیافتگی حوزه مطالعات شهری دانست و در عین حال تأکید کرد که تحولات ایجاد شده طی سال‏های اخیر در فضاهای شهری و حتی نوع رفتار ساکنان آنها شرایط کاملاً جدیدی را ایجاد کرده که محققان حوزه‌های مختلف باید در گروه‏های مطالعاتی آنها را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.