چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷ / Wednesday, 19 December, 2018

چاه برفی و برف‌های سنگین تهران


چاه برفی و برف‌های سنگین تهران
بگفتند کاین برف و باد دمان
زما بود کامد شما را زیان ‌
فردوسی
این مطلب را به مناسبت سرمای شدیدی که این روز‌ها وارد کشورمان شده به برف و حواشی آن اختصاص دادیم. از این رو موارد پایین را شرحی کوتاه و درخور این مجال می‌آوریم: ‌
● ناصرالدین شاه و برف: ‌
اگر از رفتار انسانی و رعایت حقوق دیگری و بندگی به درگاه پروردگار و ... درباره ناصرالدین شاه سخن گفته شود، جای تعجب دارد، والا‌ سخن از بدخویی و کژرفتاری پادشاهی که در دوران او استبداد کور به اوج خود رسید و سرمای خفقان تا استخوان ایرانیان نفوذ کرد، عجیب نخواهد بود. ناصرالدین شاه را عادت بر این بود، که تا پهنه تهران را برف فرا می‌گرفت آماده شکار می‌گشت، آن هم نه به تنهایی، بلکه با عده کثیری از شکارچیان دربار و اسب و سگ شکاری و... هر بار که صحرای اطراف تهران و کوه‌های شمیران پوشیده از برف می‌شد. ایشان و همراهان عازم شکار می‌گشتند. تفاوت نمی‌کرد هرجانداری که گرسنه و خسته و وامانده بود، می‌کشتند، حرام بود و حلا‌ل فرق نداشت آهو، پلنگ، خرس، خرگوش و ... ‌ اعتمادالسلطنه از روز‌های شکار او می‌نویسد: ۲۸۸ محرم چهار شکار... > ۱۳ صفر پنج قوچ، ...>، ۱۱۱ ربیع‌الثانی ۱۳۰۰ قمری کبک، ... > و... اینها تعدادی از روز‌های شکار شاه است. به طور کلی اغلب روز‌های برفی او به شکار می‌رفته است، مگر حادثه‌ای پیش می‌آمد و یا برف زیاد می‌بود. روز ۱۸ ربیع‌الا‌ول ۱۳۰۰ قمری در برف نمی‌تواند به شکار برود. آن روز هم برایش از چلوکبابی بازار غذا می‌آوردند. ‌ البته سرانجام به مصداق <دیدی که چگونه گور بهرام گرفت> در روز‌های جشن پنجاه سالگی سلطنتش هنگامی که بر مزار جیران، زن سوگلی دوران جوانی‌اش خاطره او را زنده می‌کرد، خود به شکار میرزا رضای کرمانی از پای درآمد. ‌
● چاه برفی‌
روزگاری که تهران هنوز آنقدر توسعه و گسترش نیافته بود و این شهر پای را از حصار ناصری فراتر ننهاده بود و معابر و گذرگاه‌هایش همان کوچه‌های تنگ و پرپیچ و خم و بازارچه‌ها و راسته‌های محلا‌ت قدیمی سنگلج و بازار و چال میدان و عودلا‌جان بود، تهرانیان به‌خصوص صاحبان خانه‌های بزرگ‌تر از راه انصاف، چاهی را در حیاط خانه می‌کندند تا در زمستان برف را در آن بریزند و از انباشتن برف در کوچه‌‌های تنگ‌که سبب بسته شدن آمدن و شد می‌شد، جلوگیری نمایند. نمی‌دانیم این رسم در شهرهای دیگر هم معمول بوده یا خیر، به هر حال تهرانی‌ها به این چاه می‌گفتند <چاه برفی>، البته هدف دیگری هم بر این کار مترتب بود، آن هم آبدار کردن چاه آب خانه که در کنار آن بود، به وقت تابستان. ‌
● مقدار بارش برف‌و دمای هوا در تهران
عادتی است، میان مردم که اغلب هر چیز قدیم را بهتر و کاملتر و عظیم‌تر و متعلقات زمان حال را بدتر و کوچکتر می‌پندارند. بر همین اساس بار‌ها شنیده‌ایم، که مثلا‌ در قدیم در تهران دو، سه متر برف می‌آمد و چنین و چنان. نگارنده که خود سال‌ها فریب همین نقل قول‌ها را خورده بود، پس از تحقیق و بررسی دقیق اکنون از راه یقین اعلا‌م می‌دارد، چنین چیزی صحت ندارد و تنها یک سراب است و دیگر از این پس گول این سخنان را نخورید. فعلا‌ در هیچ‌یک از اسناد و متون قاجاری و حتی سفرنامه‌های اروپاییان چنین حجم بارش برف دیده و گزارش نشده است. ‌ سنگین‌ترین برفی که اعتمادالسلطنه گزارش کرده است، آن هم فقط یک بار در قزوین بوده: ‌ <جمعه ۸ جمادی‌الثانی ۱۳۰۴ قمری... - برف در اطراف یک ذرع روی زمین است... > در حقیقت ارتفاع برف روی زمین یک متر بوده است که حاصل چندین بارش برف بوده و آن هم یک بار پس از سال‌ها بار دیگر در: ‌ <روز دوشنبه ۲۷ ربیع‌الثانی ۱۳۰۶ قمری... از تهران به سلطنت‌آباد آمدم... نیم ذرع برف در بیابان بود...> که در بررسی معلوم شد، این حجم برف هم حاصل چندین بارش است. در حقیقت به طور کلی بارش برف در گذشته و حال خیلی تغییر نکرده است. آنچه تغییر یافته دمای گرم تهران متاثر از گرمای موتورخانه‌ها و اتومبیل‌ها و کارخانه‌ها و ... است که برف باریده شده را زود آب می‌کند والا‌ حجم بارش همان است که در گذشته بوده. ‌ اعتمادالسلطنه خود می‌نویسد، برف سنگینی آمد و حجم آن را یک چارک اعلا‌م می‌کند: ‌ <پنجشنبه ۲۲ ربیع‌الا‌ول سنه ۱۳۰۰ قمری... برف شدید بارید. به واسطه برف، شاه سوار نشدند... یک چارک باریده است... > و یا گفته: ‌۱۳۳ ربیع‌الثانی ... زمستان امسال معرکه است...> یعنی در گذشته هم در تهران بیست، سی سانتیمتر برف سنگین، دیر اتفاق بوده است. ‌ در این بررسی و دقت معلوم شد، تعداد بارش برف هم در تهران قدیم، چند بار بیشتر در سال نبوده است. در سال ۱۳۰۶ قمری که زیاد برف آمده تعداد هفت بار برف باریده است و درباره دمای هوا همچنین وضعی حاکم بوده است. ‌ دکتر فووریه پزشک ناصرالدین شاه می‌نویسد: ‌ <امروز روز آخر سال ۱۸۹۱ میلا‌دی است، دیشب برف باریده و امروز صبح ساعت هفت میزان الحراره در اتاق هشت درجه بالا‌ی صفر را نشان می‌دهد، در صورتی که بیرون شش درجه زیر صفر است.> ‌
● وضع کوچه و خیابان در تهران و راه‌های اطراف در برف ‌
کوچه‌ها اغلب باریک بودند و چون مردم برف بام‌ها را در کوچه‌ها می‌ریختند، حتی برخی از خانه‌هایی که چاه برفی هم داشتند، بیشتر اوقات برف بام را در کوچه پارو می‌کردند و اگر در سالی چندین برف می‌آمد، چون کوچه‌ها تنگ بودند، تقریبا پر از برف می‌شد، به‌خصوص کوچه‌های شرقی- غربی که آفتاب رو نبودند. گاهی تا بام خانه‌ها که یک طبقه بودند و ارتفاعی حدود سه متر داشتند، پر از برف می‌شد که در این صورت از روی برف رفت و آمد به داخل خانه می‌شد. نکته دیگر اینکه سطح کوچه و خیابان را که خاکی بود، باران وبرف گل می‌کرد و آمد و شد را مشکل می‌نمود: ‌ ۵۵ صفر ۱۲۹۹ قمری... کوچه‌ها خیلی کثیف است... باران و برف زیاد در این چند روز واقعا کوچه‌ها را خیلی ضایع کرده بود... شاه از خیابان‌های تلگرافخانه و مریضخانهکه سنگفرش نبود، عبور فرمود. گل زیاد دید... مرا خلع کرده‌اند... > اعتمادالسلطنه در آن زمان متصدی احتسابیه (شهرداری) تهران بود. ‌ راه‌ها هم، در برف‌های معمولی باز و آمد و شد برقرار بود، لیکن گاهی که برف زیاد می‌بارید، عبور وسیله‌های آن زمان درشکه و کالسکه غیرممکن می‌شد و ناگزیر از اسب استفاده می‌کردند. اعتمادالسلطنه می‌نویسد: ‌ <پنجشنبه ۷ جمادی‌الا‌ول ۱۳۰۶ قمری... درشکه خودم را چهار اسبه بسته بودم، که تا جاجرود بروم، سرخه‌حصار که رسیدم، دیدم، غیرممکن است، تمام کوه و دشت و آسمان و زمین یخ بسته است، (پس از پنجمین بارش برف) از سرخه حصار سواره (با اسب) به جاجرود آمدم.> راه‌های آن زمان به‌خصوص، راه کوهستانی مالرو و پاره‌ای کالسکه‌رو بوده است. ‌
● خراب شدن ساختمان‌ها در برف‌
به طور متوسط، اگر بیست سانتیمتر برف ببارد، هر متر مربع از آن حدود هشتاد کیلوگرم وزن خواهد داشت، بنابراین چنانچه دو، سه بارش روی هم بماند، وزن زیاد وارد بر سقف و نفوذ آب در بنا امکان تخریب آن را پدید می‌آورد. اعتماد‌السلطنه و دیگر نویسندگان آن دوره از تخریب خانه‌ها اشاراتی دارند. امروزه نیز این تجربه را بارها دیده‌ایم. ۵۵ جمادی‌الا‌ول ۱۳۰۶... از برف اتاق آبدارخانه خراب شد...> و ۱۸۸ ربیع‌الثانی ۱۳۰۷...>
● بارش‌های نادر
غیرمعمول‌ترین برفی را که اعتمادالسلطنه در دوره پنجاه‌سالگی پادشاهی ناصرالدین شاه گزارش کرده است، مربوط به ۱۵ مهر ماه است. <دوشنبه ۱۷ ربیع‌الثانی ۱۳۱۳ قمری ... قله البرز (توچال) تا نزدیک پیاز چال سفید شده است... کمتر سالی دیده بودم که پانزدهم میزان برف به این شدت ببارد...> مرحوم شهری هم می‌نویسد: <از برف‌های سنگین و عجیب‌تهران برفی بوده که در هفتاد روز پس از نوروز سالی باریده و برایش ساخته شد: <ز بعد هفتاد، یه برفی افتاد، به حق این پیر، به قد این تیر> که مقصود تیرچوبی جلوی پیر عطا (زیارتگاهی در محله عودلا‌جان) بوده است.
● تلفات در برف
درگذشته مردم به سرما بیشتر عادت داشتند. پس چگونه مردم زندگی می‌کردند؟ پاسخ این است که یک، مردم عادت به سرما داشتند. دو، همیشه در زمستان لباس گرم به تن داشتند. سه، زیر کرسی می‌رفتند و آن فضای کوچک را با ذغال و پهن گرم می‌کردند بنابراین برخلا‌ف تصور امروزه، تلفات زیاد از سرما وجود نداشت، مگر به طور حادثه‌ای. اما در سفر‌های زمستانی و در راه‌های بین‌شهری این اتفاق بسیار رخ می‌داد، تازه اگر مسافران طعمه گرگ نمی‌شدند. ‌
● بازی در برف
درست است که بچه‌های تهران قدیم در دوره قاجاریه از بچه‌های امروز کلا‌ن‌شهر تهران کم‌اطلا‌ع‌تر و بی‌خبرتر بودند، امکانات کمتری داشتند، اما آنان نیز در فضای باز محلا‌ت به ساختن حیوان‌های برفی نظیر شتر، الا‌غ، فیل و... می‌پرداختند و با برف به سر و کول هم می‌زدند. ‌
● پارو
در تهران قدیم برعکس امروز که پاروها از پلا‌ستیک‌است، پاروها همه چوبی بودند. آن پاروها یک تکه بود و با مهارت طوری تراشیده شده بودند که هنگام پارو کردن برف در دست به چپ و راست نچرخند. مرحوم جعفر شهری می‌گوید: ‌ <پاروها در گذشته بیشتر از گیلا‌ن و مازندران می‌آمد، ولی چون آنها به زودی ترک می‌خوردند، نوع اعلا‌ آنهایی بودند، که در تهران از چوب خشک تراشیده بودند... نگهداری پارو نیز جالب بود. با روغن خوب آن را چرب کرده تا آب بدان نفوذ نکند.> ‌
● پارو کردن برف و بام غلتان زدن در باران
شیروانی و این نوع سقف شیب‌دار در دوران ناصرالدین شاه برای نخستین بار در ایران و تهران باب شد. با رواج شیروانی به‌خصوص در شمیرانات تکلیف آن سقف‌ها روشن بود، نیازی به پارو کردن نداشت، ولی سقف‌های مسطح، در برف نیاز به پارو کردن داشت و چنانکه گفته شد اگر پارو نمی‌کردند، چه بسا سنگینی برف و نفوذ آب باعث خرابی سقف می‌شد. اما درباره پشت‌بام‌های کاه‌گلی آن روزگار به هنگام بارش باران، پس از ده، بیست دقیقه باریدن و خیس شدن لا‌یه نازک‌رویی بام، مردم به روی بام می‌رفتند و سنگ بام غلتان را (سنگ استوانه‌ای مخصوص) در تمام سطح بام می‌غلتاندند تا لا‌یه ‌رویی سقف فشرده شود و از نفود آب باران به داخل ضخامت سقف جلوگیری شود. نکته قابل توجه آنکه باید هنگام باریدن باران این عمل انجام شود. ‌
● ضرب المثل‌ها
ضرب‌المثل‌های فراوانی از برف میان مردم رواج داشت نظیر <برف را دید و گفت می‌بارد.> که به جای توضیح واضحات به کار آید. <مثل کبک سرش را زیر برف می‌کند> در توضیح اینکه کسی بخواهد دیگران را کودکانه گول بزند. ‌

داریوش شهبازی

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

سیمای جذاب یک روح مرده

سیمای جذاب یک روح مرده
در سال ۱۳۰۳، هفده سال بعد از تصویب اولین قانون بلدیه در تهران، در یازدهم دی‌ماه، هنگامی كه رضاخان به هیأت سردار سپه از سركوبی شورشیان جنوب برمی‌گشت، هدیه‌ای زیبا دریافت كرد: «میدان توپخانه».
آقا كریم‌خان بوذرجمهری یك سال پیش از آنكه رضاخان بر مسند پادشاهی ایران بنشیند، رفته‌رفته تهران را به هیأت پایتختی مدرن درآورد و اسباب و لوازم حكومت جدید را فراهم می‌آورد
اما هیچ‌كس نمی‌دانست تهرانی كه به سمت جهان جدید ناگهان خیز برداشته و در حركت است، تنها ظاهری زیبا دارد و در درون این شهر دیرینه بازگشتی باور نكردنی به ارزش‌های پیش از مشروطیت خواهد داشت. درواقع لباسی كه بوذرجمهری به قامت تهران می‌دوخت بسیار فریبنده بود اما در پس آن هیچ چیز جز تكیه بر اصول دیكتاتوری نبود.
هرچند جلوه‌های آشكار این روش از دو سال قبل و به هنگام رئیس‌الوزرایی او در شهرداری تهران نمود یافت و با انتصاب كریم‌خان بوذرجمهری به عنوان شهردار آغاز شده بود، با آمدن بوذرجمهری به عنوان شهردار تهران، این شهر قدیمی خیلی زود چهره عوض كرد و رفته رفته گام‌های تازه‌ای به سمت یك پایتخت جدید برداشت.
كریم‌خان در اولین اقدام با استخدام یك مهندس روس طرح اولیه میدان توپخانه جدید را پی‌ریزی كرد. نقشه اولیه این میدان برگرفته از میدان اصلی شهر پترزبورگ است. او با گرته‌برداری از میدان اصلی شهر پترزبورگ میدانی بزرگ و زیبا بنا كرد و در روز یازدهم دی ماه ۱۳۰۳ و به هنگام بازگشت رضاخان از سركوب قیام خوزستان به او هدیه داد تا نویدی باشد برای آغاز تمام حركت‌های ظاهرمآبانه حكومت پهلوی، چرا كه این اقدام در نگاه اول،‌ بسیار مهم بود. اما هیچ‌كس نمی‌دانست كه در سالها بعد و با تكیه بر این اقدامات عوام‌فریبانه، بلدیه دوباره در سیطره حكومت باقی خواهد ماند و نشانی از آرمان‌های اولین قانون تشكیل آن در سال ۱۲۸۶ بر خود نخواهد داشت.
● گام‌های لرزان
هیچ‌كس نمی‌تواند انكار كند كه كریم‌خان بوذرجمهری در دوره ۱۰ساله شهرداری‌اش اقدامات بسیاری انجام داد. او علاوه بر ساخت میدان توپخانه جدید، توانست خیابان‌های اصلی شهر را سنگفرش كند.
خیابان‌های سپه، باغشاه، امیریه و لاله‌زار، همچنین راه‌اندازی خطوط اتوبوسرانی كه با سه خط كار خود را آغاز كرد، در دوران او بود. او با تكیه بر مشاوران آمریكایی‌اش توانست تغییر ساختار بلدیه را نیز آغاز كند به عبارتی او فرآیندی را كه از سالها قبل و با تصویب قانون بلدیه آغاز شده بود، رفته رفته به پیش برد.
نهادهای اداری مناسب با قوانین مختلف از جمله قوانین شهرداری، شهرسازی و ثبت املاك را به وجود آورد و بلدیه را تحت قوانین جدید به فعالیت درآورد. در این سال‌ها بوذرجمهری در میان مردم از یك قزاق، به شهرداری خوشنام تبدیل شده بود، چرا كه توانسته بود پایتخت قدیمی كشور را به شهری جدید و مدرن تبدیل كند.
قوانین متعدد او در شهر نظم به وجود آورد و بسیاری از امور شهری را ساماندهی كرد. او حتی برای نظافت تهران نیز دست به اقدامات جدیدی زد. عده‌ای را به عنوان كارگر استخدام كرد و در برخی از نقاط شهر، زباله‌های سطح شهر را جمع‌آوری كرد. اما از آنجا كه او چندان تصور روشنی از فعالیت‌هایش نداشت و گاه به توصیه‌های مشاورانش، ‌دست به فعالیت‌های نوین می‌زد، خیلی زود به دام تصمیم‌های نابخردانه افتاد و ناگهان از شهرداری محبوب و دوست‌داشتنی، به فردی نادان تبدیل شد.
اگرچه بسیاری از اقدامات بوذرجمهری برای شهر اساسی و مهم به نظر می‌رسید، اما ناگهان با اقداماتی دیگر، بوذرجمهری پرده از واقعیت تازه‌ای برداشت. او نشان داد كه یك شهردار شایسته نیست، بلكه بسیاری از فعالیت‌هایش تنها گرته‌برداری‌های ناموفق از تجارب برخی مشاورانش است وگرنه او چندان چیزی برای عرضه ندارد. كریم‌خان، می‌خواست تهران را توسعه دهد.
در این راه نیز هیچ چیز مانعش نمی‌شد. هر چند در سنگفرش كردن خیابان‌های تهران، توانسته بود خدمت خوبی به شهر بكند، اما ویران كردن دروازه‌های شهر كه به جا مانده از دوره ناصرالدین شاه بود، از او چهره‌ای منفور ساخت.
او به بهانه توسعه شهر، دوازده دروازه قدیمی شهر را ویران كرد و بر ویرانه‌های آن خیابان‌های تازه‌ای بنا كرد. اگر چه این اقدام او موجب اعتراض مردم شد، اما جز سكوت چیزی از مردم برنمی‌آمد.
هنگامی مردم از فعالیت‌های غیرعقلانی بوذرجمهری اعتراض كردند كه او به بهانه گسترش خیابان‌ها، اقدام به قطع درختان كهنسال شهر كرد؛ درختانی كه گاه عمرشان به سیصد سال هم می‌رسید. در كنار این اقدامات خراب كردن خانه‌های مردم باز هم به بهانه توسعه شهر، از او چهره‌ای مستبد و دیكتاتور ساخت. بدین ترتیب خیلی زود نفرت از او در میان مردم شهر گسترش یافت و در روزی از سال ۱۳۱۲ او به بهانه بیماری از سمت شهرداری كنار رفت.
● آن سوی سكه
اما آن روی سكه، ماجرایی دیگر داشت. در كنار تمام اقدامات بوذرجمهری كه هم از سویی شهر را گسترش و نظم داد و هم بسیاری از آثار تاریخی‌اش را از میان برد، داستان دیگری در جریان بود. ماجرایی كه هولناك‌تر از ویرانی‌های كریم‌خانم بود و تا سال‌ها بعد، ادامه یافت و صدای اعتراض كمتر كسی را بلند كرد.
هنوز چند ماه از سلطنت نه چندان پردوام رضا‌خان نگذشته بود كه او با تكیه بر اقدامات بوذرجمهری و با توجه بر قدرت طلبی‌اش، قانون بلدیه مصوب ۱۲۸۶ را لغو كرد. رضا‌خان به بهانه تمركز بیشتر نظام برنامه‌ریزی و تأمین اعتبار مالی شهرداری قانون دیگری را در سال ۱۳۰۹ به تصویب رساند. نكته جالب و بسیار حائز اهمیت این قانون به رغم اولین قانون بلدیه، انتخاب شهردار و اعضای شورای شهر را در اختیار وزارت داخله می‌گذاشت.
قانون جدید ۸ ماده و ۳ تبصره داشت و اگر چه توانست برخی از مشكلات شهرداری از جمله تأمین اعتبارات مالی را تا اندازه‌ای حل كند، اما با تضعیف نقش انجمن بلدیه و انتصابی كردن شهردار، در عمل متضاد با اهداف اولین قانون بلدیه بود كه براساس آن شهروندان امكان مشاركت در مدیریت شهر را داشتند.
در واقع قانون مصوب ۱۳۰۹ عملاً‌ نقشی برای مردم قائل نشد و بلدیه، نهادی دولتی قلمداد شد كه مجبور به پیروی از دستورات حكومتی بود. در بخشی از ماده چهارم این قانون آمده بود: «رئیس اداره بلدیه كه از طرف وزارت داخله معین می‌شود، مسئول اجرای دستور اصلاحات بلدی است كه از طرف دولت و انجمن بلدیه تصویب شده باشد.»
قرار نبود در حكومتی كه رضا خان در رأس آن قراردارد، نهادی مردمی نیز شكل گیرد. چرا كه او تمامیت خواه‌تر از آن بود كه سهمی از حكومت را به مردم بدهد. تمام قوانین تصویب شده در قانون بلدیه نیز آمرانه بود. ماده پنج این قانون وضعیت نمایندگان و وظایف انجمن بلدیه را مشخص می‌كرد: «عده اعضای انجمن بلدیه در پایتخت و سایر شهرها بر حسب مقتضیات محل حداقل ۶ نفر خواهد بود. شرایط انتخاب ‌كنندگان و انتخاب شوندگان و طرز انتخاب و مدت تصدی اعضای انجمن و سایر وظایف آنها مطابق نظام‌نامه‌ای كه به تصویب كمیسیون داخله مجلس شورای ملی خواهد رسید، معین گردید.»
شاید شگفت‌انگیز باشد اگر بگوییم انجمن بلدیه دوران زمامداری رضاخان اختیاری نیز هم داشت كه از جمله آن، اجازه وضع عوارض محلی بود. بر اساس ماده ۶ این قانون «مجلس شورای ملی» به انجمن‌های بلدی اجازه می‌دهد كه برای تأمین مصارف بلدی هر محل به تنظیفات و روشنایی و تعمیرات و احتیاجات صنفی و معارضی بلدی و امثال آن، عوارض محلی وضع نماید، نحوه وضع عوارض مزبور، به این نحوه خواهد بود كه انجمن بلدیه هر محل، عوارضی را كه برای تأمین مقاصد مذكور در فوق لازم می‌داند، توسط رئیس بلدیه محل به وزارت داخله پیشنهاد خواهد نمود كه پس از موافقت هیأت دولت به موقع اجرا گذارد، خواهد شد.»
● پایان ماجرا
اقدامات بوذرجمهری در تهران توانست این شهر را به لحاظ كالبدی و فیزیكی گسترش دهد. هر چند در بسیاری از موارد این اقدام او چندان اساسی و مهم نبود و اما در سویه دیگر ماجرا، او هیچ‌گاه به شهروندان شهر توجهی نداشت. اقدامات او اغلب به گسترش خیابان‌ها و میادین محدود می‌شد، شهروندان تهرانی قبل از ۱۳۰۲ با شهروندانی كه بعد از ۱۳۱۳زندگی می‌كردند، چندان تفاوتی نداشتند، تنها فرق میان آن، تغییر فضای شهر و بهبود آن بود.
اگر چه او در دگرگونی سیمای شهر، سهم بسزایی داشت، اما عدم توجه برنامه‌ریزهای مشاورانش در حوزه شهروندی تا سال‌ها بعد دامنگیر این شهر شد و بسیاری از معضلات و مشكلات را در حوزه شهروندی دامن زد. در واقع اتفاقی كه بوذرجمهری به واسطه حمایت رضا‌خان بوجود آورد، تنها رویكردی مادی داشت و به شهر تهران سیمایی جذاب داد. اما عدم توجهش به شهروندان به عنوان روح و باطن كالبد یك شهر نتوانست از او چهره‌ای موفق بسازد.

وبگردی
تهدیدهای ناتمام نماینده سراوان علیه وزیر اقتصاد و گمرک
تهدیدهای ناتمام نماینده سراوان علیه وزیر اقتصاد و گمرک - فیلمبردای یک نماینده مجلس از جلسه غیرعلنی امروز درباره فیلم منتشر شده از بحث نماینده مجلس با یک کارمند و انتشار آن!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
(ویدیو) بدرفتاری با مهاجران افغان در مرز ایران
(ویدیو) بدرفتاری با مهاجران افغان در مرز ایران - بدرفتاری با هر شخصی در هر جایگاهی پسندیده نیست و باعث واکنش‌های منفی و ناراحتی میشود. ویدئویی در فضای مجازی در حال پخش شدن است که در آن با چند مهاجر افغان برخورد نامناسبی صورت می‌گیرد و باعث خشم و ناراحتی کاربران شده است.
توهین زشت رئیس بیمارستان آمل به بیمار تالاسمی
توهین زشت رئیس بیمارستان آمل به بیمار تالاسمی - به دنبال عدم رعایت اخلاق پزشکی در برخورد با یک بیمار در بیمارستان آمل، رئیس این بیمارستان برکنار شد.
فحاشی و رفتار زشت نماینده مجلس سراوان
فحاشی و رفتار زشت نماینده مجلس سراوان - نماینده سراوان در مجلس، مواجهه از بالا به پایین او با یک کارمند، نحوه واکنش مردم به یک مسوول احتمالا رده بالا در پاسخ به فحاشی های رکیک او..
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود - مدتی است که تب سرمایه‌گذاری در گرجستان شایع شده است و مردم برای خرید ملک یا راه اندازی یک کسب و کار عازم این کشور می‌شوند. در این میان چند اتفاق رخ داد. یکی این بود که تحریم‌های امریکا گریبان گیر ایران شد و به عقیده من این‌ها به نوعی بازخورد عملیات روانی ترامپ علیه ایران است و از سوی دیگر انتخابات اخیر گرجستان هم با پیروزی جریان راست تندرو این کشور به پایان رسید. وگرنه گرجستان اصلا کشوری نیست که قادر…
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.