جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

چاه برفی و برف‌های سنگین تهران


چاه برفی و برف‌های سنگین تهران
بگفتند کاین برف و باد دمان
زما بود کامد شما را زیان ‌
فردوسی
این مطلب را به مناسبت سرمای شدیدی که این روز‌ها وارد کشورمان شده به برف و حواشی آن اختصاص دادیم. از این رو موارد پایین را شرحی کوتاه و درخور این مجال می‌آوریم: ‌
● ناصرالدین شاه و برف: ‌
اگر از رفتار انسانی و رعایت حقوق دیگری و بندگی به درگاه پروردگار و ... درباره ناصرالدین شاه سخن گفته شود، جای تعجب دارد، والا‌ سخن از بدخویی و کژرفتاری پادشاهی که در دوران او استبداد کور به اوج خود رسید و سرمای خفقان تا استخوان ایرانیان نفوذ کرد، عجیب نخواهد بود. ناصرالدین شاه را عادت بر این بود، که تا پهنه تهران را برف فرا می‌گرفت آماده شکار می‌گشت، آن هم نه به تنهایی، بلکه با عده کثیری از شکارچیان دربار و اسب و سگ شکاری و... هر بار که صحرای اطراف تهران و کوه‌های شمیران پوشیده از برف می‌شد. ایشان و همراهان عازم شکار می‌گشتند. تفاوت نمی‌کرد هرجانداری که گرسنه و خسته و وامانده بود، می‌کشتند، حرام بود و حلا‌ل فرق نداشت آهو، پلنگ، خرس، خرگوش و ... ‌ اعتمادالسلطنه از روز‌های شکار او می‌نویسد: ۲۸۸ محرم چهار شکار... > ۱۳ صفر پنج قوچ، ...>، ۱۱۱ ربیع‌الثانی ۱۳۰۰ قمری کبک، ... > و... اینها تعدادی از روز‌های شکار شاه است. به طور کلی اغلب روز‌های برفی او به شکار می‌رفته است، مگر حادثه‌ای پیش می‌آمد و یا برف زیاد می‌بود. روز ۱۸ ربیع‌الا‌ول ۱۳۰۰ قمری در برف نمی‌تواند به شکار برود. آن روز هم برایش از چلوکبابی بازار غذا می‌آوردند. ‌ البته سرانجام به مصداق <دیدی که چگونه گور بهرام گرفت> در روز‌های جشن پنجاه سالگی سلطنتش هنگامی که بر مزار جیران، زن سوگلی دوران جوانی‌اش خاطره او را زنده می‌کرد، خود به شکار میرزا رضای کرمانی از پای درآمد. ‌
● چاه برفی‌
روزگاری که تهران هنوز آنقدر توسعه و گسترش نیافته بود و این شهر پای را از حصار ناصری فراتر ننهاده بود و معابر و گذرگاه‌هایش همان کوچه‌های تنگ و پرپیچ و خم و بازارچه‌ها و راسته‌های محلا‌ت قدیمی سنگلج و بازار و چال میدان و عودلا‌جان بود، تهرانیان به‌خصوص صاحبان خانه‌های بزرگ‌تر از راه انصاف، چاهی را در حیاط خانه می‌کندند تا در زمستان برف را در آن بریزند و از انباشتن برف در کوچه‌‌های تنگ‌که سبب بسته شدن آمدن و شد می‌شد، جلوگیری نمایند. نمی‌دانیم این رسم در شهرهای دیگر هم معمول بوده یا خیر، به هر حال تهرانی‌ها به این چاه می‌گفتند <چاه برفی>، البته هدف دیگری هم بر این کار مترتب بود، آن هم آبدار کردن چاه آب خانه که در کنار آن بود، به وقت تابستان. ‌
● مقدار بارش برف‌و دمای هوا در تهران
عادتی است، میان مردم که اغلب هر چیز قدیم را بهتر و کاملتر و عظیم‌تر و متعلقات زمان حال را بدتر و کوچکتر می‌پندارند. بر همین اساس بار‌ها شنیده‌ایم، که مثلا‌ در قدیم در تهران دو، سه متر برف می‌آمد و چنین و چنان. نگارنده که خود سال‌ها فریب همین نقل قول‌ها را خورده بود، پس از تحقیق و بررسی دقیق اکنون از راه یقین اعلا‌م می‌دارد، چنین چیزی صحت ندارد و تنها یک سراب است و دیگر از این پس گول این سخنان را نخورید. فعلا‌ در هیچ‌یک از اسناد و متون قاجاری و حتی سفرنامه‌های اروپاییان چنین حجم بارش برف دیده و گزارش نشده است. ‌ سنگین‌ترین برفی که اعتمادالسلطنه گزارش کرده است، آن هم فقط یک بار در قزوین بوده: ‌ <جمعه ۸ جمادی‌الثانی ۱۳۰۴ قمری... - برف در اطراف یک ذرع روی زمین است... > در حقیقت ارتفاع برف روی زمین یک متر بوده است که حاصل چندین بارش برف بوده و آن هم یک بار پس از سال‌ها بار دیگر در: ‌ <روز دوشنبه ۲۷ ربیع‌الثانی ۱۳۰۶ قمری... از تهران به سلطنت‌آباد آمدم... نیم ذرع برف در بیابان بود...> که در بررسی معلوم شد، این حجم برف هم حاصل چندین بارش است. در حقیقت به طور کلی بارش برف در گذشته و حال خیلی تغییر نکرده است. آنچه تغییر یافته دمای گرم تهران متاثر از گرمای موتورخانه‌ها و اتومبیل‌ها و کارخانه‌ها و ... است که برف باریده شده را زود آب می‌کند والا‌ حجم بارش همان است که در گذشته بوده. ‌ اعتمادالسلطنه خود می‌نویسد، برف سنگینی آمد و حجم آن را یک چارک اعلا‌م می‌کند: ‌ <پنجشنبه ۲۲ ربیع‌الا‌ول سنه ۱۳۰۰ قمری... برف شدید بارید. به واسطه برف، شاه سوار نشدند... یک چارک باریده است... > و یا گفته: ‌۱۳۳ ربیع‌الثانی ... زمستان امسال معرکه است...> یعنی در گذشته هم در تهران بیست، سی سانتیمتر برف سنگین، دیر اتفاق بوده است. ‌ در این بررسی و دقت معلوم شد، تعداد بارش برف هم در تهران قدیم، چند بار بیشتر در سال نبوده است. در سال ۱۳۰۶ قمری که زیاد برف آمده تعداد هفت بار برف باریده است و درباره دمای هوا همچنین وضعی حاکم بوده است. ‌ دکتر فووریه پزشک ناصرالدین شاه می‌نویسد: ‌ <امروز روز آخر سال ۱۸۹۱ میلا‌دی است، دیشب برف باریده و امروز صبح ساعت هفت میزان الحراره در اتاق هشت درجه بالا‌ی صفر را نشان می‌دهد، در صورتی که بیرون شش درجه زیر صفر است.> ‌
● وضع کوچه و خیابان در تهران و راه‌های اطراف در برف ‌
کوچه‌ها اغلب باریک بودند و چون مردم برف بام‌ها را در کوچه‌ها می‌ریختند، حتی برخی از خانه‌هایی که چاه برفی هم داشتند، بیشتر اوقات برف بام را در کوچه پارو می‌کردند و اگر در سالی چندین برف می‌آمد، چون کوچه‌ها تنگ بودند، تقریبا پر از برف می‌شد، به‌خصوص کوچه‌های شرقی- غربی که آفتاب رو نبودند. گاهی تا بام خانه‌ها که یک طبقه بودند و ارتفاعی حدود سه متر داشتند، پر از برف می‌شد که در این صورت از روی برف رفت و آمد به داخل خانه می‌شد. نکته دیگر اینکه سطح کوچه و خیابان را که خاکی بود، باران وبرف گل می‌کرد و آمد و شد را مشکل می‌نمود: ‌ ۵۵ صفر ۱۲۹۹ قمری... کوچه‌ها خیلی کثیف است... باران و برف زیاد در این چند روز واقعا کوچه‌ها را خیلی ضایع کرده بود... شاه از خیابان‌های تلگرافخانه و مریضخانهکه سنگفرش نبود، عبور فرمود. گل زیاد دید... مرا خلع کرده‌اند... > اعتمادالسلطنه در آن زمان متصدی احتسابیه (شهرداری) تهران بود. ‌ راه‌ها هم، در برف‌های معمولی باز و آمد و شد برقرار بود، لیکن گاهی که برف زیاد می‌بارید، عبور وسیله‌های آن زمان درشکه و کالسکه غیرممکن می‌شد و ناگزیر از اسب استفاده می‌کردند. اعتمادالسلطنه می‌نویسد: ‌ <پنجشنبه ۷ جمادی‌الا‌ول ۱۳۰۶ قمری... درشکه خودم را چهار اسبه بسته بودم، که تا جاجرود بروم، سرخه‌حصار که رسیدم، دیدم، غیرممکن است، تمام کوه و دشت و آسمان و زمین یخ بسته است، (پس از پنجمین بارش برف) از سرخه حصار سواره (با اسب) به جاجرود آمدم.> راه‌های آن زمان به‌خصوص، راه کوهستانی مالرو و پاره‌ای کالسکه‌رو بوده است. ‌
● خراب شدن ساختمان‌ها در برف‌
به طور متوسط، اگر بیست سانتیمتر برف ببارد، هر متر مربع از آن حدود هشتاد کیلوگرم وزن خواهد داشت، بنابراین چنانچه دو، سه بارش روی هم بماند، وزن زیاد وارد بر سقف و نفوذ آب در بنا امکان تخریب آن را پدید می‌آورد. اعتماد‌السلطنه و دیگر نویسندگان آن دوره از تخریب خانه‌ها اشاراتی دارند. امروزه نیز این تجربه را بارها دیده‌ایم. ۵۵ جمادی‌الا‌ول ۱۳۰۶... از برف اتاق آبدارخانه خراب شد...> و ۱۸۸ ربیع‌الثانی ۱۳۰۷...>
● بارش‌های نادر
غیرمعمول‌ترین برفی را که اعتمادالسلطنه در دوره پنجاه‌سالگی پادشاهی ناصرالدین شاه گزارش کرده است، مربوط به ۱۵ مهر ماه است. <دوشنبه ۱۷ ربیع‌الثانی ۱۳۱۳ قمری ... قله البرز (توچال) تا نزدیک پیاز چال سفید شده است... کمتر سالی دیده بودم که پانزدهم میزان برف به این شدت ببارد...> مرحوم شهری هم می‌نویسد: <از برف‌های سنگین و عجیب‌تهران برفی بوده که در هفتاد روز پس از نوروز سالی باریده و برایش ساخته شد: <ز بعد هفتاد، یه برفی افتاد، به حق این پیر، به قد این تیر> که مقصود تیرچوبی جلوی پیر عطا (زیارتگاهی در محله عودلا‌جان) بوده است.
● تلفات در برف
درگذشته مردم به سرما بیشتر عادت داشتند. پس چگونه مردم زندگی می‌کردند؟ پاسخ این است که یک، مردم عادت به سرما داشتند. دو، همیشه در زمستان لباس گرم به تن داشتند. سه، زیر کرسی می‌رفتند و آن فضای کوچک را با ذغال و پهن گرم می‌کردند بنابراین برخلا‌ف تصور امروزه، تلفات زیاد از سرما وجود نداشت، مگر به طور حادثه‌ای. اما در سفر‌های زمستانی و در راه‌های بین‌شهری این اتفاق بسیار رخ می‌داد، تازه اگر مسافران طعمه گرگ نمی‌شدند. ‌
● بازی در برف
درست است که بچه‌های تهران قدیم در دوره قاجاریه از بچه‌های امروز کلا‌ن‌شهر تهران کم‌اطلا‌ع‌تر و بی‌خبرتر بودند، امکانات کمتری داشتند، اما آنان نیز در فضای باز محلا‌ت به ساختن حیوان‌های برفی نظیر شتر، الا‌غ، فیل و... می‌پرداختند و با برف به سر و کول هم می‌زدند. ‌
● پارو
در تهران قدیم برعکس امروز که پاروها از پلا‌ستیک‌است، پاروها همه چوبی بودند. آن پاروها یک تکه بود و با مهارت طوری تراشیده شده بودند که هنگام پارو کردن برف در دست به چپ و راست نچرخند. مرحوم جعفر شهری می‌گوید: ‌ <پاروها در گذشته بیشتر از گیلا‌ن و مازندران می‌آمد، ولی چون آنها به زودی ترک می‌خوردند، نوع اعلا‌ آنهایی بودند، که در تهران از چوب خشک تراشیده بودند... نگهداری پارو نیز جالب بود. با روغن خوب آن را چرب کرده تا آب بدان نفوذ نکند.> ‌
● پارو کردن برف و بام غلتان زدن در باران
شیروانی و این نوع سقف شیب‌دار در دوران ناصرالدین شاه برای نخستین بار در ایران و تهران باب شد. با رواج شیروانی به‌خصوص در شمیرانات تکلیف آن سقف‌ها روشن بود، نیازی به پارو کردن نداشت، ولی سقف‌های مسطح، در برف نیاز به پارو کردن داشت و چنانکه گفته شد اگر پارو نمی‌کردند، چه بسا سنگینی برف و نفوذ آب باعث خرابی سقف می‌شد. اما درباره پشت‌بام‌های کاه‌گلی آن روزگار به هنگام بارش باران، پس از ده، بیست دقیقه باریدن و خیس شدن لا‌یه نازک‌رویی بام، مردم به روی بام می‌رفتند و سنگ بام غلتان را (سنگ استوانه‌ای مخصوص) در تمام سطح بام می‌غلتاندند تا لا‌یه ‌رویی سقف فشرده شود و از نفود آب باران به داخل ضخامت سقف جلوگیری شود. نکته قابل توجه آنکه باید هنگام باریدن باران این عمل انجام شود. ‌
● ضرب المثل‌ها
ضرب‌المثل‌های فراوانی از برف میان مردم رواج داشت نظیر <برف را دید و گفت می‌بارد.> که به جای توضیح واضحات به کار آید. <مثل کبک سرش را زیر برف می‌کند> در توضیح اینکه کسی بخواهد دیگران را کودکانه گول بزند. ‌

داریوش شهبازی

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

چرا از تهران نمی رویم


چرا از تهران نمی رویم
زلزله اگر تن داشت، انگشت به دهان بود. گیج می شد كه ما كیستیم. گنگ و گول نشسته ایم. از هیبت هیولایی اش باكی مان نیست. خم به ابرو نمی آوریم. كك مان نمی گزد؛ ما كه در تهران زندگی می كنیم. مگر نه این كه صد و اندی سال است كه در انتظار زلزله ایم. مگر نه این كه اجل معلقی است كه آمدن اش حتمی است. الساعه لآتیه. مگر نه این كه عمق فاجعه را بارها با خط كش اندازه گرفته ایم. دیده ایم. بیخ گوش مان دیده ایم. مگر نمی دانیم چه بر سر تهران می آید. مگر بالای توچال و نیاوران و لویزان نرفته ایم. از بام تهران، این شهر سیاه آخرالزمانی را رصد كرده ایم. بال های خیال مان كه بسته نیست. به یك چشم بستن می توان دید؛ تهران پس از زلزله را. آنچه در وهم نمی آید. اما ما از تهران نمی رویم. همین جا خوشیم. دیگر عادت مان شده است. به زندگی با كابوس خو كرده ایم. شگفت انگیز نیست؟ می دانیم چه بر سرمان می آید و بی خیال نشسته ایم. عطسه كه می كنیم، نشانه درنگ است. آهنگ سفر كرده ایم. پیرزنی خواب نما می شود و برایمان بد می بیند. از سفر منصرف می شویم. در ایهام و ابهام فال حافظ یا در تاریك و روشن فنجان قهوه ای سرنوشت را می جوییم. دریغ از آنكه گوشه چشمی هم به حضور سنگین نشانه ها داشته باشیم. نشانه های فاجعه ای كه زلزله برایمان به ارمغان می آورد. دریغ. اگر بیگانه ای بگوید، ناشناسی هشدار دهد، كه بمبی اندرون خانه هست؛ آشفته می شویم و بی درنگ قصد فرار می كنیم. می دانیم كه زلزله می آید و باز هم از تهران نمی رویم. می دانیم و دست كم زیر خیمه نمی رویم، اوبه نمی سازیم و مدام خود را زنده به گور می كنیم. اذان گویی بانگ می گفت و می دوید. پرسیدند كه چرا می دوی گفت، می گویند كه آوازم از دور خوش است؛ می دوم تا آواز خود از دور بشنوم. آواز تلخ زلزله نیز از دور خوش است. ما هم می دویم. زلزله در رودبار گلستان می آید یا در بم كرمان. در دورود لرستان می آید یا در طبس خراسان. هر بار كه می آید؛ یادمان می افتد كه فردا نوبت تهران ماست. دو سه روزی من و من می كنیم و آخر سر به سرودن شعر و سپردن پتو اكتفا می كنیم. زلزله كه به پایان می رسد، گوركن ها كه كارشان كساد شد، دوباره یك مشت عمله و بنا ماله به دست می گیرند و كمچه می كشند. فارغ از ساختن قبر، آماده ساختمان های یك بار مصرف می شوند. كه عباس معروفی می گفت، می سازند كه آدم ها برای یك بار به مصرف زلزله برسند. دوباره تیرآهن چهارده می رود در آرماتور بیست. آجرها به پرواز درمی آیند. انگار دارند برای سنگسار كردن زندگی جای مناسب خود را می یابند؛ تا آدم ها را له كنند. با سیمان و گچ سنگین می شوند كه به تكانی فرو ریزند. این خانه ها از گور ناپایدارترند. سقف خیال انگیز خانه هامان هوار می شود بر سرمان. دیوارهای محافظ اش بر ما فرو می ریزد. میز و صندلی و چراغ و كتاب، می شود شمشیر و نیزه و گلوله و توپ. لوله های آب حیات، هستی ما را با خود می برد. سایه سار درخت، می شود تبر و قاتل جان مان.
ولتر بود كه می گفت، زندگی همچون بازی قمار است. ما روی ولتر را سپید كرده ایم و روی دست زندگی بلند شده ایم. قماربازان قهاری هستیم. رولت روسی بازی می كنیم. عجب دل و جراتی داریم. خانه هامان را بلندمرتبه می سازیم و بالاتر از هر بلندبالایی. می رویم شمال تهران تا بالاتر هم باشیم. پول بیشتری هم می دهیم. ولنجك، نیاوران، زعفرانیه، تجریش، الهیه، فرمانیه، اقدسیه یا این ورتر ونك و میرداماد و جردن و امانیه و سعادت آباد و شهرك غرب. هرجا كه به گسل نزدیك تر باشد؛ گران تر است. خوش نشینی هامان را هم می بریم به اوشان و فشم و لواسان و میگون و شمشك؛ كه همه بر روی گسل اند. تنها پل معلق تهران ما، پل پارك وی، روی گسل است. برج سر به فلك كشیده میلاد همسایه گسل است. ساختمان بانك مركزی بسیار زیبا است و نزدیك دو گسل. وزارت راه مان بر سر دوراهی گسل ها است. زیر ساختمان اسناد ملی، گسل سیدخندان خفته است و از این دست نمونه ها بسیار. طنز ظریفش آنجا است كه جوانان مان در مسابقات بتن در آمریكا اول می شوند. بتنی می سازند كه بنا را سفت تر كند. اما چراغ ما به خانه حرام است. خانه هایی كه از پای بست ویرانند.
مگر تهران بر گسل های زلزله قرار ندارد. چرا این همه سست می سازند. چرا می سازند. برایمان دفترچه راهنمای عملی زنده ماندن در زلزله می گذارند و می روند با خیال راحت. ما چه خوش خیالیم كه روی این پایه های سست و زیر سقف های سنگین شب را به روز می دوزیم، بی خواندن همان دفترچه هم. چرا؟ چون اهل تفویض ایم. واگذار می كنیم سرنوشت خود را. حافظ مان می گوید، رضا به داده می دهیم و از جبین گره می گشاییم. سر در برابر مشیت كج می كنیم و كار خود را حواله به تقدیر می دهیم. زیرشمشیر قضا و قدر روزگار سپری می كنیم. اگر تیغ عالم بجنبد ز جای؛ نبرد رگی تا نخواهد خدای. هرچه باشد،نیاكان مان كشاورز بوده اند. می كاشتند و خوش می نشستند و سر به آسمان می سپردند تا داس مه نو رسد و هنگام درو شود. با هول زندگی كنار می آمدند و برنامه نمی ریختند. طرح نو نمی انداختند. اهل سخت شكافتن جهان نبودند. شتابی نداشتند. هرچه باشد، می شود. تا ببینیم چه خواهد شد. هرچه پیش آید، خوش آید. پس در تهران می مانیم. چون ایرانی هستیم. جای هولناكی گرفتاریم. اما گرفتار شدن خود را نمی بینیم. می دانیم و نمی بینیم. می بینیم و فراموش می كنیم. هر آن به یادش می آریم و از یاد می بریم. فقط پرگویی می كنیم. وراجی و حرافی. این ویژگی زیستن در تهران است. آخرزیستن در این شهر، با آسمانی تیره، برجی كج و دماوندی كثیف، فراموش كردن آن است. پس ما همچنان در تهران می مانیم. در خانه می مانیم. در انتظار زلزله می مانیم. سفر به نظاره این تكرار ملال انگیز محتوم بی سرانجام می كنیم. سفر به نظاره این سیر سرد سیاه بی امید بی فرجام. سفر به نظاره این چرخ گردنده ناچار.

علیرضا اشراقی

وبگردی
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها