شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Saturday, 21 April, 2018

چرا زنان کتک می خورند؟


چرا زنان کتک می خورند؟
یک دکترای مدیریت آموزشی پس از شکایت همسرش مبنی بر کتک زدن و آزار وی، پس از پرداخت دیه ای ناچیز هنگام خروج از دادگستری، با تمسخر و خنده ای چندش آور رو به همسر ضرب دیده و کتک خورده اش که با صورتی کبود او را با نفرت نگاه می کرد گفت: زن، فعل امر بزن است. زن را باید زد! و زن را به سمت ماشین هل داد.
در یکی از مراکز مددکاری بهزیستی زن ۲۱ ساله با هق هق تعریف می کند: «شب، که به خانه آمد تا توانست کتکم زد. وقتی بیکار می شود، بیشتر می زند. الان زمستان است و ۳ ماه هم هست که از بنایی خبری نیست. در پاییز هم فقط یک ماه کار کرد. هر روز ساعت ۷ صبح می رفت و ۷ شب دست از پا درازتر بر می گشت. برای زایمانم پول قرض کرده بودیم و نمی توانست قرض را پس دهد. وقتی به خانه آمد، بهانه لباس های نشسته اش را گرفت، بچه را برای واکسن برده بودم و لباس هایش را نشسته بودم. با مشت توی سرم کوبید. بعد رفت خوابید، چند دقیقه بعد با گریه بچه بلند شد و دوباره کتکم زد. الان قفسه سینه ام شکسته.» «نمی خواهم به آن خانه برگردم. می گویید، اگر از او شکایت نکنی رسیدگی نمی کنیم ولی مگر می شود، یک زن از شوهر شکایت کند؟»
مادر دختر که به همراه او آمده بود به او می گوید: «حقت است، می خواستی کاری کنی که کتکت نزند. خودت وادارش می کنی! لباس هایش را می شستی و بچه را ساکت می کردی!»
آمارهای دقیق موجود حاکی از درصد بالای خشونت علیه زنان جامعه است. این روند که از سال گذشته تاکنون رشد چشم گیری داشته است. معضلی مضاعف، علاوه بر معضلات زنان است.
در جامعه ایران همچون سایر جوامع- خشونت علیه زنان سابقه ای بسیار طولانی و قدیمی، همپای تشکیل اولین خانواده ها است و بارزترین مصادیق آن ابتدا ضرب و جرح زنان و سپس روابط جنسی است.
جامع ترین تعریف خشونت علین زنان را چنین عنوان کرده اند: «هر نوع عمل فیزیکی، بصری، کلامی، یا جنسی که زن در زمان وقوع، یا بعدتر، آن را به صورت تهدید یا ارعاب حمله احساس کند، که اثرش ناراحتی یا تحقیر او باشد یا توانایی برقراری تماس نزدیک و صمیمانه را از او سلب کند.»
طبق یک تحقیق به عمل آمده در ایران، میزان قابل توجهی کارهای خشونت آمیز علیه زنان، از طریق ضرب و جرح فیزیکی صورت می گیرد.
همسر آزاری مردان، بر همه زنان تأثیر گذار است و میزان خشونتی که نسبت به زنان اعمال می شود. به مراتب بیش از آن است که آمار جرایم و بررسی های رسمی از قربانیان و گزارش های شخصی نشان می دهد. مضروب سازی، ساز و کار و عبارتی برای «کنترل» است. هراسی که زنان از این ساز و کار دارند، فعالیت های ایشان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. در اکثر موارد، این هراس، ناشی از حمله فیزیکی صرف نیست؛ بلکه انواع رفتارهایی را که مردان به قصد کنترل و ارعاب در پیش می گیرند، شامل می شود. وسعت دامنه کنترل و ارعابی که مردان، بر زنان، اعمال می کنند. تنها زمانی آشکار می شود که آزار جنسی حرکات تهدید آمیز و رفتارهای دیگری را که طیفی از مردان برای مهار همسرانشان ابداع کرده اند در نظر بگیریم.
یک کارشناس ارشد روان شناسی بالینی علل همسر آزاری را، عوامل و تجارب فردی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی می داند. ویژگی های روانی مردان همسر آزار، غالباً احساس نا امنی، نا امیدی و افسردگی است و درصد قابل توجهی از این مردان معتاد به مصرف مواد مخدر یا الکل نیز هستند.
فتح الله محمدیان می افزاید: «سطح پایین تحصیلات اعضای خانواده، اختلافات مکرر خانوادگی، از هم پاشیدگی خانواده پدری فرد همسر آزار، وجود باورها، ارزش ها، آداب و رسوم و سنت های غلط که القا می کند «زمانی که زنان مورد تهدید و هجوم فیزیکی قرار می گیرند، تقصیر از خودشان است» و امثالهم، از جمله عوامل منجر به همسر آزاری هستند.»
وی عواقب روانی همسر آزاری بر روی زنان را، افسردگی، ترس، اضطراب، خود کم بینی، نارسایی های جنسی و آسیب های استرس زای پس از حادثه عنوان می کند.
زن ۲۵ ساله ای که ضرب و جرح شدید سبب پاره شدن کمر و شکستگی دو مهره از ستون فقراتش شده است می گوید: «دخالت های خانواده همسرم وضع روحی ام را روز به روز وخیم تر می کرد. دائم مزاحم تلفنی می شدند و اذیتم می کردند هیچ راهی برای اثبات آزارهای آن ها به شوهرم نداشتم. شوهرم گوشش به حرف آنان بود. یک ماه به حالت قهر به خانه پدرم رفتم. شوهرم با گریه و زاری و تعهد مرا به خانه بر گرداند. تا پایم را در خانه گذاشتم، با مشت و لگد به جانم افتاد، و گفت: چرا قهر کرده ای؟ دیگر نمی گذارم از خانه پایت را بیرون بگذاری. چادرم را برداشتم و به طرف در دویدم، اما کارد آشپزخانه را به طرفم انداخت. کارد در کمرم نشست و کمرم پاره شد و دو تا از مهره های کمرم ترک برداشتند. در بیمارستان، پدرم بالای سرم آمد و گفت: من آبرو دارم، نبینم از او شکایت کنی. دلم نمی خواهد که پایم به دادسرا و کلانتری باز شود، تقصیر خودت است، زبانت را کوتاه کن و برو سر خانه و زندگی ات.»
دیدگاه سنتی همسر آزاری، مشمول تمام افرادی می شود که در هر معادله ای، زنان زا مقصر در کتک خوردن می دانند. این سنت گرایان معتقدند، بسیاری از زنان، خود مسبب رفتار خشونت آمیز همسرانشانند. بسیاری از آنان معتقدند، زنان به خاطر عدم توفیق در انجام وظایف خود، استحقاق آن را دارند که تنبیه بشوند و مسؤولیت کنترل همسر بر عهده مرد است.
فرزانه ۲۰ ساله که همسرش شکم او را با چاقو پاره کرده است، از این نمونه است. او همسر مردی زنباره و همه کاره بود که با ازدواج آنان، مرد به علت نگاه ناپاک خود به دیگر زنان و تصور وجود نگاهی متقابل از سوی همه، به مردی بدبین و متعصب تبدیل شده بود. فرزانه حق خروج از خانه را به تنهایی نداشت؛ مگر اینکه، مادر شوهرش هم با او باشد. این امر، حتی در مورد خانواده خود دختر هم قابل اجرا بود. شش ماه پس از ازدواج، فرزانه، بدون اجازه همسر و با توجه به این که مادر شوهرش از ۱۳ روز پیش به خانه دخترش رفته بوده، به خانه پدرش سر می زند. وقتی بر می گردد، شوهرش بدون رودربایستی چاقو را در شکمش می نشاند. بعد از ۴ ساعت و نیم عمل جراحی، فرزانه احتیاج مبرمی به خون پیدا می کند. مرد عربده کشان ادعا می کند هیچ کس حق ندارد به او خون بدهد، زن من است و من خودم می گویم که چه کسی باید به او خون بدهد. این در حالی بود که از دید او خانواده زن نیز از این قاعده مستثنی نبودند و به زن حق خون دادن نداشتند.
یک جامعه شناس، در این باره می گوید: «همسر آزاری» مشکلی عمیقاً اجتماعی است که از درون نظام خانوادگی مردسالار بر می خیزد. یعنی نظامی که در آن، اقتدار شوهر بر زن، به پدید آمدن نوع خاصی از مناسبات قدرت در زناشویی و جایگاهی، فرو دست برای همسر و مادر می انجامد.» فریدون محمدی می افزاید: «یکی از عوامل مهمی که در جامعه ما خشم مرد را علیه همسرش، بر می انگیزد، این تصور است که زن، به نحو مطلوب به وظایف زناشویی خود عمل نمی کند؛ مثلاً خانه پاکیزه به نظر نمی رسد. غذا، به موقع حاضر نیست، یا وفاداری جنسی زن مورد شک و تردید است. حقانیت این «خشم»، طوری در جوامع سنتی ما جا افتاده است که به صورت بخشی از تربیت اجتماعی در آمده و به طور یقین هم از طرف زنان ما پذیرفته شده است و اگر مردی، همسرش را به دلایل مختلف مورد تنبیه قرار دهد، احساس می کند کار عادلانه ای انجام داده است و اگر غیر از این عمل کند، از نظر خانواده و جامعه، بی اقتدار تلقی می گردد. اصطلاح زن ذلیل که امروزه رایج شده است مربوط به چنین دیدگاهی است.»
فریدون محمدی، در پاسخ به این پرسش که چرا زنان ترک کردن مردان خشن را تا این حد دشوار می یابند، گفت: «طیفی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، عرفی و قانونی دست به دست هم داده اند و ترک مرد خشن را برای زن دشوار می کند. در درجه اول، از لحاظ اقتصادی، زن برای تأمین خود و فرزندانش، یا مشکل رو به رو می شود، اما اساسی تر از همه یافتن سر پناه است. مسکن مشکل عمده ای است. در موارد بسیاری، دیده می شود که زن خانه را با بدترین وضعیت ترک می کند اما به خاطر ناتوانی در پیدا کردن مسکن مناسب، مجبور به بازگشت می شود.»
وی افزود: «از وجه اجتماعی، زنانی که مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند به دشواری می توانند شکست زندگی زناشویی خود را بپذیرند. آن ها خود را سر زنش می کنند و مسأله را مشکلی فردی می پندارند. به علاوه بسیار ممکن است که خویشاوندان و دوستان زن به او بگویند که گناه وضعیتی که پیش آمده به گردن خود اوست و باید با آن بسازد.»
موضوع دیگری که اهمیت اساسی دارد، مبارزه با دیدگاهی است که کتک زدن همسر را از دیگر جرایم خشونت بار، تا اندازه ای متفاوت می داند. البته، این دو جرم، حتماً تفاوت هایی دارند، ولی نه به این مفهوم که یکی اهمیت کمتری داشته باشد. چیزی که در ارتباط با ضرب و شتم زنان که باید به مبارزه طلبید، دیدگاه عرفی رایجی است که جرایم ارتکابی چار دیواری منزل را مسأله ای خصوصی و خارج از حیطه وظایف پلیس و دستگاه قضایی می داند. بسیاری از کارشناسان معتقدند، دامنه این جرایم، هنوز وسیع تر از آن است که برآورد می شود و دستگاه قضایی، هنوز مایل نیست، گستردگی فراوان خشونت علیه زنان را بپذیرد و علیه مجرمان وارد عمل شود. هم چنین واکنش نهادهای حمایتی نسبت به زنانی که مورد ضرب و شتم واقع شده اند، متأثر از نوعی نظام مردسالارانه است.
بسیاری از مددکاران اجتماعی، برای رویارویی با مسأله ضرب و شتم زنان آموزش ندیده اند و فاقد توانایی های لازم، برای کمک به زنان اند و بهترین کاری که از دست آنان بر می آید، معرفی زنان به مشاوران خانواده است. علاوه بر آن، دستگاه قضایی هم از سوی زنان کتک خورده مورد انتقاد واقع می شود. به اعتقاد این زن ها، پلیس مایل نیست در آن چه مشاجره نامیده می شود، مداخله کند و به ندرت مردان را به دادسرا جلب می کند؛ چون به لحاظ قانونی امکان مجازات آنها بسیار کمرنگ است. بسیاری از زنان کتک خورده نیز از تبعات بعدی شکایت خود می ترسند و وقوع خشونت از طرف همسرانشان را به پلیس گزارش نمی کنند.
ناهید ۳۷ ساله، همسر یک دندانپزشک، که خود نیز هم رشته اوست با بینی شکسته می گوید: «همسرم به من اجازه کار نمی داد. این در صورتی است که من عاشق رشته ام هستم. بعد از زایمان فرزند اولم، در خانه ماندم، خودم راضی به ماندن نبودم، اما کتک های او همچنان ادامه داشت، هر وقت هم که شکایت می کردم، قاضی می گفت: «همسرت استطاعت مالی دارد و می تواند خرجی روزانه ات را بدهد و معتاد هم نیست، راهی برای جدا شدن نداری مگر اینکه، آثار ضرب و شتم، روی بدنت باشد که آن هم باید توسط پزشکی قانونی تأیید شود.» حالا که با بینی شکسته هم شکایت کرده ام، قاضی به من می گوید: «همسرت استطاعت مالی دارد و می تواند دیه بپردازد.» این در حالی است که همسرم مرا در خیابان و در انظار عمومی به شدت مورد تحقیر و ضرب و شتم قرار داده است.
دکتر سید محمد سیف زاده، حقوقدان، در این باره می گوید: «بیشتر خشونت هایی که در مورد زنان اتفاق می افتد، اولاً به دلیل سیطره فرهنگ مردسالارانه بر روابط خانواده است، ثانیاً زنان نیز توانایی مقابله منطقی با این قضیه را ندارند، شاید اگر از بیش از ۹۰ درصد این زنان سوال شود برای چه ازدواج می کنید، قطعاً خواهند گفت: «برای اینکه تکیه گاه و پناهگاهی داشته باشیم.» سوم آنکه از لحاظ حقوقی، علی رغم صراحت اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی که همه ملت ایران یکسان مورد حمایت قانون گذار قرار می گیرند، و نباید رنگ و جنس و نژاد تأثیری در این قضیه داشته باشد. قوانین تصویبی به شدت مردسالارانه و در جهت تضعیف زنان است. حتی گام هایی که اخیراً، از طرف مجلس ششم، برداشته شده است کافی به مقصود نیست.»
دکتر سیف زاده در مورد انگیزه زن آزاری تأکید می کند؛ «این مسأله از دو جنبه مالی و فرهنگی قابل بررسی است. وقتی خانواده ای فقیر و تهی دست است، امکان متشنج شدن زندگی و از هم پاشیدن و گرایش به خشونت زیاد است. وقتی چنین حالتی باشد و مرد بداند که تأمین کننده مایحتاج خانواده است، تحت فشارهای مالی و فقر فرهنگی، برای اینکه، در خانواده سلطه خود را ثابت کند. اولین حربه اش تحکم و خشونت است. ضمن این که متاسفانه دادگاه های خانواده ما به طور یک جانبه از مرد حمایت می کنند. یادم می آید زمانی یک مول من مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. قاضی خیلی آسان می گفت: خب، زنش است خواسته که او را بزند. لذا تا زمانی که این برخوردهای غیر حقوقی و غیر منطقی در پیش باشد، خانواده ها به شدت آسیب می بینند. آن چه موجب آسیب پذیری قوه قضائیه در یان زمینه شده، علاوه بر خلاهای قانونی پایین بودن سطح علم، دانش و اخلاق بعضی از قضات است که زیر بار فشار کار و نگرش های ویژه ای که دارند از جاده عدالت خارج می شوند.»
جنبه هایی از بزهکاری در جامعه ما وجود دارد که تاکنون نادیده گرفته و «متعارف» شمرده شده اند. مانند خشونت علیه زنان که از مهم ترین آنان کتک زدن همسر و آزار و مزاحمت روحی و جسمی اوست.
خشونت مردانه همه زنان از هر سن و سال یا طبقه اجتماعی را در بر می گیرد و یکی از راه های اصلی برای ابراز «تسلط»، بر زنان در جوامع مردسالار است. از این گذشته دستگاه قانونی قربانی بودن زنان را فرعی و کم اهمیت و کاذب می شمارد و گناه آن را به گردن خود قربانی می اندازد. به مردانی که کتک می خورند نمی گویند که تقصیر رفتار خودشان بوده است ولی به زنان می گویند مردان رفتار زنان را از این طریق «کنترل» می کنند و این کنترل را نه فقط رسانه ها و پلیس و دادگاه ها بلکه حتی بعضاً خود زنان هم دامن می زنند. مجموعه این عوامل- البته در کنار عوامل فرهنگی و اقتصادی- پاسخ این سوال را تشکیل می دهند که «چرا زنان از مردان کتک می خورند؟»


منبع : پایگاه اینترنتی خانواده ما

مطالب مرتبط

فرهنگ خشونت

فرهنگ خشونت
....در این مختصر،هدف من بیان آثار خشونت های فردی نیست که به صورت آشکارا اعمال می شود...بلکه هدف از این نوشتار توجه به آثار روانی خشونت هایی است که به صورت پنهان ریشه دوانیده است که هیچ نوع تظاهرات خارجی ندارد و جالب اینکه درسطح جامعه هیچ فردی این نوع اعمال را خشونت آمیز نمی پندارد و این در حالیست که هر عملی که حقی را از انسانی ضایع سازد خشونت محسوب می شود و در برابر بارگاه عدل اللهی محکوم است
● آیا خشونت هم فرهنگ دارد؟
چشم می گشاید و اولین گریه ی بودن را سر می دهد،صدایش در تاریکی مبهم چهار دیواری نمناک می پیچد و چهرۀ زن, با دیدن نوزاد کبود می‌شود. دایه زیر لب غرغر کنان می گوید: اوه باز دختر...و مادر در همان لحظه دلش بر سرنوشت شوم دختر می گرید...بیچاره دختر...بیچاره من! نمی خواهم تکرار مکررات کنم،دیگر جمله کلیشه ای «خشونت علیه زنان» خیلی خسته کننده شده و حتی گوش زنان را آزار می دهد. همین چند روز پیش ۸ مارچ به اندازۀ کافی فریادهای معترض زنان و مردان طلایه دار به آسمان برخواست و در دل رسانه ها پیچید امّا ما از دریافت این امواج آگاه کننده محروم ماندیم بدون شک علاوه بر بعضی از کابل نشین ها بسیاری از ولایات و کوره دهاتها نیز نتوانستند از این موج ناگهانی بهره مند گردند! به هر حال دردی که من در دل دارم عدم شرکت در این کنفرانس ها و ورکشاپ ها و محافل شکوهمند نیست بلکه دردی است که هر لحظه با درک وضعیت زنان کشورم در من میروید...هرچند از ندانستنها می سوزم امّا از دانستنهای بیهوده بیشتر رنج میبرم نه تنها من بلکه تاریخ رنج میبرد ..با خود میاندیشم چه مسأله ای باعث میشود زن ومردی که با عشق و علاقه پیمانی مقدس را در پیشگاه خداوند ایجادکرده اند و باید آرامش بخش و آرامش آفرین یکدیگر باشند به خشونت علیه یکدیگر روی می آورند؟! اگر جوامع بشری بتوانند شناخت درستی از جایگاه زن و مرد در طبیعت بشری بدست آورند و آن را درست به کار برند نظام کامل اللهی تحقق می‌یابد و هر موجودی فایدۀ وجودی خود را آنچنان که باید خواهد بخشید و به کسی ظلم نخواهد شد و هیچ استعدادی ذایل نخواهد گشت و به این ترتیب بشریت از فیض هماهنگی و همایش صحیح زن و مرد بهره-های فراوان خواهد برد. در نظام اللهی زن و مرد حق ندارند خود را واجبتر, ضروری تر و مفیدتر از دیگری بدانند و نقش واحد آنها در چرخه ی زندگی بشر مبتنی بر انجام کارها با هدف تکمیل عالم وجود در نظام حیات بشری است. همانطور که در اسلام نیز نگاه به زن،نگاه به رکن خانواده است و به هیچ مردی اجازه داده نشده تا به همسرش زور بگوید و یا چیزی را به او تحمیل کند چرا که آنها در کنار یکدیگر و با صمیمیت و یگانگی به کمال مطلوب میرسندآنچنان که مشیت اللهی بوده است.ظلم و تحمیل,تعادل نظام خانواده را بر هم میزند و سپس نظم زندگی و در نهایت نظام اجتماع را مختل می سازد. زن آفریده شده تا به مثابه یک عنصر انسانی،تمام مراحل کمال را طی کند و به عنوان مادر و مربّی نسل بشر و سپس به عنوان دانشمند،مخترع ،نویسنده،معلم ،پزشک و ...در عرصه های مختلف جامعه ی خویش فعالیت نماید و امّا افسوس که در افق دهشت انگیز قرن ما،عاملی وجود دارد که خشونت را ناگزیر مینماید,اینکه خشونت واجد علل زیست شناختی است یا دارای بنیانهای اقتصادی یا اجتماعی و اینکه ریشه های آن کدامند و یا تحت چه شرایطی است که خشونت از حالت نهفته به مرحله ی انفجار میرسد؟در واقع عامل خشونت هر یک از عوامل ذکرشده میتواند باشد امّا چیزی که مهم است فرهنگ ابراز خشونت است یعنی اولین عملی که از فرد خشمگین سر میزند که این مسأله تا حد زیادی به فرهنگ عمومی جامعه ارتباط دارد. فرهنگ حقوقی‌بلک خشونت را استفادۀ نابه جا,غیرقانونی و تعرض آمیز از قدرت تعریف میکند و در جایی دیگر خشونت را اجبار غیرقانونی علیه آزادیها و حقوق عمومی میداند.وقتی سخن از خشونت علیه زنان به میان می آید در افکار عمومی صدمات جدی و جراحات قابل رؤیت که به جسم زن وارد شده مجسم میگردد در صورتی که نگرش منفی نسبت به خشونتهای روحی و روانی حداقل در جوامعی مانند جامعه‌ی ما وجود ندارد همچون تمسخر،کنایه،تحقیر،دشنام،از میان بردن اعتماد به نفس،خشونت های اقتصادی مانند در مضیقه ی مالی قرار دادن بطور دائم، انزوای اجتماعی،ممانعت از برقراری روابط با نزدیکان و غیره که این نوع خشونتها دارای آثار پیچیده وعمیق روانی است و همواره از سوی نزدیک‌ترین افراد نسبت به زن صورت می¬گیرد و زن را چنان تحت تأثیر قرار می دهد که او گمان می برد قابلیت های جسمی و روانی او بسیار کمتر از دیگران می باشد و آیا چنین زن تحقیر شده و آسیب دیده ای میتواند مادر پرورش دهنده و مربّی آگاه فرزندان مرد باشد؟! افسوس که مردان نمیدانند با تحقیر زن، نسل خود را تحقیر می کنند و با ناسزاگویی به زن، به نسل خود ناسزا می گوید. در این مختصر،هدف من بیان آثار خشونت های فردی نیست که به صورت آشکارا اعمال می شود چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است...بلکه هدف از این نوشتار توجه به آثار روانی خشونت هایی است که به صورت پنهان چون سرطانی در میان خانواده های این اجتماع ریشه دوانیده است که هیچ نوع تظاهرات خارجی ندارد و جالب اینکه درسطح جامعه هیچ فردی این نوع اعمال را خشونت آمیز نمیپندارد و این در حالیست که هر عملی که حقی را از انسانی ضایع سازد خشونت محسوب می شود و در برابر بارگاه عدل اللهی محکوم است .
من فمنیست نیستم اما از آن افرادی که بدون وابستگی به هر تفکر سوسیالیستی و سرمایه¬داری از رنجهای زنان قرن حاضر و از مصیبت هایی که در جوامع مردسالار و از جنگ ،تبعیض و فقری که بر زنان تحمیل می شود سخن گفته و به دنبال سیاست گذاری هایی از سوی حکومتها برای تغییر این وضع نابهنجار می‌باشند جانب داری می کنم. حرکتها باید محسوس و در جهت رسیدن به شرایط ایده آل باشد نه سمبولیک! به عقیدۀ من در پس زمینه های ذهنی بسیاری از افرادی که به همسران و زنان خانوادۀ خود ظلم می کنند تعارض یا مشکلی خاص در ارتباط با زنان وجود دارد که در هنگام سندرم از دست دادن کنترل که نوعی انفجار خشم است در اثر عوامل به ظاهر کم اهمیّت ،همراه با رفتارهایی چون پرخاشگری و خشونت جسمانی و روانی علیه فرد ضعیف تر که همان زن است بروز می کند و به کیان خانواده آسیب های جدی وارد می سازد. که این سندرم خواه ناشی از اختلالات شخصیتی باشد و یا ناشی از بیماریهای متابولیک و عصب شناختی و یا ناشی از کنترل ضعیف تکانه ها و یا خواه علّت آن عضوی باشد یا کارکردی به مجازات بدون جرم زنان منجر می شود. مجازات هایی بدون محکمه و قاضی و در پس پرده های انداخته و با حضور شاهدان کوچک و هراسان...در واقع آنچه به انسانیت یک انسان آسیب میرساند بریدگی،خراش،کبودی و شکستگی بدن نیست چون امکان افتادن از یک بلندی نیز همان آسیب ها را به دنبال دارد امّا صدمات روانی عمیق خشونت های خانوادگی که ترس،هیجان،حالات عصبی،سرزنش مداوم خود،شرم، خوابهای پریشان ، احساس حقارت ، انزوا و از همه مهمتر احساس ناامنی را به دنبال دارند موجب می گردد که انسانیت یک زن فراموش شده و او خود را از جایگاه یک مادر و یک همسر سقوط دهد و در واقع آنچه بیشترین صدمه را وارد می کند همان احساس ناامنی است ،این احساس حالت ناخوشایندی است که از پیامدهای حتمی خشونت محسوب می شود احساسی که فرد هر لحظه انتظار دارد که به او اهانتی صورت گیرد، شیئی به طرف او پرتاب شود و مورد ضرب و شتم قرار گیرد و به این ترتیب این درد دائمی از طریق روان آسیب جدی به نفس زن وارد می سازد البته واکنش افراد نسبت به این احساس یکسان نمی باشد یک فرد واکنش انفعالی(بی حرکتی)بروز می دهد که منجر به افسردگی شدید و حتی خودکشی وی می شود و دیگری را به سمت خشونت نسبت به فرزندان و.. سوق می دهد زنی که ظلم میبیند و ظلم می کند. کوتاه سخن این که،رفتارهای خشونت آمیز که در جامعه ی ما به صورت ساختاری بسیار عادی و معمولی(جزء فرهنگ) شده است مانع تکامل افراد یعنی امکان به قابلیت در آمدن قابلیت های فردی زنان می-گردد و به صورت های گوناگون موجب محرومیت زنان از حقوق انسانی برابر می شود و ما هر چند بخواهیم پرچم مبارزه در برابر خشونت علیه زنان را با ترتیب کنفرانس ها و سمینارها و ورکشاپ ها تشریفاتی و سمبولیک برافرازیم تنها بودجه و وقت جامعه را تلف کرده ایم.تغییر نگرش جامعه نسبت به مسأله ی خشونت علیه زنان به یک جنبش بنیادین نیاز دارد چرا که علل بروز خشونت علیه زنان به شدت تحت تأثیر فرهنگ جامعه و ارزشها و سنّت‌ها قرار دارد همانطور که تعریف خشونت از سوی یک زن افغان با تعریف یک زن غربی از مصادیق خشونت تفاوتهای اساسی دارد.اگر یک زن غربی سکوت همسرش را خشونت می پندارد چه بسا که زن افغان به دلیل عُرف حاکم بر جامعه تَعدُد زوجات و انجام کارهای شاقّه و بدون مزد را خشونت نمی پندارد.

وبگردی
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
زبان روسی به عنوان زبان دوم در مدارس !
زبان روسی به عنوان زبان دوم در مدارس ! - آخه قربونت برم اصلاً درکى از دلیل وجودى زبان دوم و فلسفه آموزشیش دارى که این پیشنهاد رو دادى؟ زبان دوم زبانیه که بر اساس میزان کاربرد و گسترش جهانى انخاب میشه، براى ایجاد ارتباط کلامى بیشتر. یعنى ربطى به رابطه سیاسى شما با آمریکا و انگلیس نداره.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!