دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

قرآن راجع به علمانیگری چه می گوید؟


قرآن راجع به علمانیگری چه می گوید؟
ما نباید مانند بعضی ها بدون هیچگونه احساس مسؤولیتی هر آنچه را که نفس ما می خواهد ویا که شیطان به ما القاء می کند به خدا ورسول صلی الله علیه وسلم نسبت بدهیم، بلکه باید مؤدب باشیم و اگر حکمی از کتاب خدا وسنت رسول خدا صلی الله علیه وسلم در موضوع مورد بحث موجود نبود و یا آنکه وجود داشت وما از آن اطلاع نداشتیم،بایستی خاموش بنشینیم واز خداوند متعال برای خود طالب هدایت شویم. من به پندار خود می خواهم آیه مبارکی از سوره نساء را راجع به طرز دید علمانیگری،از نگاه قرآن بیاورم که اگر به خطا رفته باشیم از نفس من وشیطان است واگر به حق گفته باشم از عطیه خداوندی واز اثر توفیق الهی است ولی بیشتر از آن،آنچه را که من از اصطلاح علمانیگری فهمیده ام می خواهم برسم مقدمه،چند کلمه کوتاه خدمت شما خوانندگان عزیز،عرض وارایه نمایم،در اسلام گرایش به علمانیگری از لحاظی مورد ندارد که در جامعه اسلامی،قدرت به صورت یک زوج،کلیسا - دولت ویا دولت - کلیسا وجود ندارد که تا ما بخواهیم به تفکیک دین از حکم ویا که حکمرانی از دین،دست یازیم.
در اسلام روحانیت به یک " طبقه" ممتاز وجود ندارد ویا که به رسمیت شناخته نشده که بخواهیم به عنوان استفاده از یک اصل علمانیگری،مبارزه علیه روحانیت را به راه اندازیم وسر و سامان بدهیم. در اسلام قرائت وفهم کتاب خدا،به مانند آئین مسیحیت،در انحصار هیچ مرجعی مانند کلیسا یا گروه وطبقه خاصی قرار ندارد که ما بخواهیم به شیوه علمانیها،آزادی مذهب را بهانه قرار دهیم وبا این بهانه قوانین الهی بسازیم ویا که در سیاست از مذهب فاصله بگریم.
برای فهم بهتر علمانیگری منطقاً لازم می اید که از روش مؤمنان صحبت کنیم که در آن قرآن کریم می گوید:{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً} [النساء : ۵۹] ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا واز پیغمبر اطاعت کنید ،واز کارداران وفرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائید واگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا وپیغبر او بر گردانید اگر به خدا وروز رستاخیز ایمان دارید. این کار برای شما بهتر وخوش فرجام تر است . دکتر محمد عماره این آیه مبارکه را بدین نحو شرح می دهد که می گوید: فرمانبرداری کنید " فرمانبرداری کنید خدا را " به معنی مرجعیت قرآن است ومنظور از اینکه می گوید( فرمانبرداری کنید پیغمبر را)به معنی مرجعیت سنت است وباز چون می گوید که " فرمانروایان را " هدف اصل سلطه وقدرت است وچون می گوید: " از جنس خویش " منظور یک سلطه حکمرانی در اسلام است " مرجعیت دینی" وباز وقتی که می گوید " اگر اختلاف کردید در چیزی پس گردانید آن را به سوی خدا وپیامبر خدا" منظور اطاعت مطلق از اولوالامر نیست بلکه مشروط ومقید به پیروی از کتاب خدا وسنت است وباز که می گوید: اگر اعتقاد می دارید به خدا وروز رستاخیز ،این مطلب را می رساند که اگر مرجعیت کتاب وسنت را نپذیرید که در وقت نزاع واختلاف نظر با احکام،به منظور حل وفصل قضایای اختلافی،تنها به رأی حاکم مراجعه کنید واطاعت شما از حکام والوالامر مشروط ومقید به حکم خدا ورسول خدا نباشد در واقع شما به خدا وروز آخرت ایمان ندارید.
در همین رابطه شیخ جعفر ادریس می گوید : اینکه خداوند به هنگام نزاع واختلاف به حکام ومحکومین هر دو به مراجعه به کتاب وسنت امر کرد،به این علت است که در چنین حالتی مراجعه به حکام،این معنی را می دهد که حاکم در عین اینکه خصم است (طرف نزاع است)حَکَم" نیز هست وقبول رأی حکام در چنین حالتی زمینه را برای زورگوی وطاغوت منشی در قلمرو زیر نفوذ مسلمانان گسترش وتعمیم می دهد.
استباط دیگری از این آیه مبارکه را در اینجا قابل بحث می دانیم که بعضی ها به این نتیجه برسند که چون مراجعه به کتاب وسنت،وظیفه علما است،بناءً عالم باید حکم فرما نیز باشد وبه این باورند که منظور از اولوالامر علما است،این طرز استدلال مستند قوی ندارد چونکه لزوم مراجعه به کتاب وسنت به هنگام بروز نزاع میان فرمانروایان ومحکومین، برای هر دو حتمی وضروری پنداشته شده واین حتمی است که حاکم باید عالم باشد واما گروه خاصی که علم را وظیفه واختصاص خود بشناسند وباقی أمّت،همچنان جاهل ونافهم باقی بماند،در اسلام هیچ محلی از اعراب ندارد وما گروه خاصی را از این آیه مبارکه بنام عالم،نمی توانیم استنتاج نماییم،این طرز دید ما ملهم از تعبیر امام شافعی رحمه الله در این آیه است که امام شافعی می گوید:" فَإِن تَنَازَعْتُمْ ..- یعنی والله اعلم لهم وأمراهم الذین أمروا بطاعتهم" در ین جا امام شافعی تصریح می کند که خطاب متوجه فرماندهان ومردم عام هردو است که از احکام اطاعت می کنند در رابطه با اطاعت از خدا ورسول وبه تبع آن از الوالامر میگوید که : بعضی از اهل علم مراد از الوالامر" سرایا" سران لشکر پیامبر خدا را گفته اند وچون عرب حوالی مکه به امارت،آشنا نبودند .بعضی از آنان از بعضی دیگر به شیوه امارت اطاعت نمی کردند،همینکه به پیامبر خدا ایمان آوردند،به این باور آمدند که فرمان برادری تنها از پیامبر خدا شایسته است. از همین رو به پیروی از الو الامری مامور شدند که پیامبر خدا آن را امیر مقرر کرده است .
این تعبیر امام شافعی نظر به همه تفسیر های که تا اکنون از ین آیه مبارکه شده به شمول تفسیر دکتر محمد عماره که ما آن را در بالا نقل کردیم متفاوت است . حال بیاییم بر سر بحث از علمانیگری،ما پیوست به همان آیه مبارکه می خوانیم:{ أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاکَمُواْ إِلَی الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن یَکْفُرُواْ بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِیداً ، وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَی مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَی الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنَافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنکَ صُدُوداً ............... فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّیَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیماً [النساء : ۶۰-۶۵] آیاتعجب نمیکنی از کسانی که میگویند که آنان بدانچه برتو نازل شده وبدانچه پیش از تو نازل شده ایمان دارند میخواهند داوری را به پیش طاغوت ببرند وحال آنکه بدیشان فرمان داده شده است که به طاغوت ایمان نداشته باشند. و اهر یمن میخواهد که ایشان را بسی گمراه کند. وزمانی که بدیشان گفته شود: به سوی چیزی بیائید که خداوند آن را نازل کرده است،وبه سوی پیغمبر روی آورید،منافقان را خواهی دید که سخت به تو پشت میکنند..........".
اما،نه! به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن بشمار نمیآیند تا تو را در اختلافات ودر گیریهای خود به داوری نطلبند وسپس ملالی در دل خود از داوری تونداشته وکاملا تسلیم باشند. درین آیه های قرآنی،اشارت صریح وروشن به روش وآئین علمانیها است از آن جمله وقتی که می گوید:" آیا تعجب نمیکنی از کسانی که میگویند که آنان بدانچه برتو نازل شده وبدانچه پیش از تو نازل شده ایمان دارند میخواهند داوری را به پیش طاغوت ببرند وحال آنکه بدیشان فرمان داده شده است که به طاغوت ایمان نداشته باشند" تفاوت یک علمانی بایک غیر مسلمان،این است که علمانی می گوید: که من به خدا ورسول وی ایمان دارم مگر نمی خواهم که بجای یک دولت مدنی داشته باشیم وشریعت را در رفع خصومات مدار حکم قرار بدهم،ودر عوض سلطه دینی می خواهیم که سلطه مدنی را جانشین آن بسازیم واز قانون وضعی غرب استفاده می کنم در حالیکه بر عکس ادعای علمانی،اتباع مسلمان،مامور ومکلف به پیروی از آن نه بلکه مامور ومکلف به مخالفت با آنند وباز که می خوانیم: " وچون گفته شود به ایشان بیائید به سوی آنچه نازل کرده است به سوی پیغمبر،او بینی آن منافقان باز می ایستـند " وچون تطبیق کارنامه اسلام را از ایشان مطالبه کنی حاضر به قبول آن نمی شوند. در این جا قرآن برای شان وصف منافق را سزاوار می داند چون که اسلام را به عنوان عقیده می پذیرند واما به عنوان شریعت از آن انکار می کنند ودر عوض شریعت قانون دیگران را در خودشان نافذ می سازند،نتیجه چه می شود بشنوید (آنچه از مصائب وبلا به شما میرسد،به خاطر کار هائی است که خود کرده اید)و وقتی که قانون دیگران را در یک کشور اسلامی نافذ کنند،مجبور می گردند که سیستم دادگستریخود را تغییر بدهند وقاضی هم که این سیستم را جاری می کند،باید قاضی باشد آشنا به قانون غ... وحتی خود هم غربی باشد که تا بتواند که قانون آن را به مورد تطبیق واجرا بگذارد و چونکه افراد مسلمان همان کشور،به عنوان قاضی مسلمان نبایستی وظیفه یک قاضی غیر مسلمان را به پیش ببرند ویا که داوطلب چنین یک وظیفه شوند واین استثمار قانونی،درپایان کار منجر به از دست رفتن ازادی کشور می گردد واین همان پیش بینی قرآن کریم است که می گوید:{ وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ} [الشوری : ۳۰] آنچه از مصائب وبلا به شما میرسد،به خاطر کار هائی است که خود کرده اید.
حال پس از آن که علمانی به کوتاهی خود متوجه نبود،تو با ایشان چگونه باید معامله کنی وچه رویه را در پیش گیری واین در واقع دستور وطرز العمل ورهنمود قرآن کریم،در امر معامله با علمانیگری در کشورهای شرقی است بخوانید: { ُمَّ جَآؤُوکَ یَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَاناً وَتَوْفِیقا}ً[النساء : ۶۲] به پیش تو میآیند وبه خدا سوگند میخورند که ما مقصودی جز خیر خواهی نداشته ایم.
در این جا قرآن کریم که الهی قربان قرآن کریم ،شویم،نحوه استدلال علمانیها را در شرق وغرب بیان می کند که می گوید: ما اگر حکم شرعی را در کشور بپذیریم،در داخل یک کشور اسلامی که به گروه های جدا گانه تقسیم شده اند،این کار ما سبب تفرقه وپراگند گی افراد ملت می شود وما صرف بخاطر احساس(که در متن عربی آمده)ودلسوزی به مردم خود وبه واسطه آنکه میان شان توافق(که در متن عربی توفیق آمده)برقرار نماییم،از تطبیق اسلام صرف نظر می کنیم ودر عوض از قانون غرب استفاده می کنیم ولی در اصل ما مخالف اسلام نیستیم،ولی در وقتی که متوجه می گردند که از اثر تطبیق قوانین دیگران استعمار قانونی،آزادی قضایی وفکری خود را از دست داده اند وآنگاه که زمینه برای باز گشت به شریعت آماده می گردد،پس با این مردم چگونه بایستی معامله کنیم بشنوید: { أُولَـئِکَ الَّذِینَ یَعْلَمُ اللّهُ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغاً}[النساء : ۶۳] آنان کسانیند که خداوند میداند در دلهایشان چیست. پساز ایشان کناره گیری کن وپنده ده وبا گفتار رسائی که به درونشان رسوخ کند با آنان سخن بگوی.
مفسران واز جمله ابن کثیر،این عبارت را که می گوید: ایشان کناره گیری کن وپنده ده به این وجه تفسیر می کند که می گویند از آنچه در دلهای شان است خدا به آن آگاهی دارد تو از آن اعراض کن وایشان را بنا بر باطن ایشان مئاخذه مکن بلکه تو باید ایشان را پند دهی وسخنانی بگویی که در دل شان کارگر افتد وپس از آنکه با سخنان موثر در دلهای شان نفوذ کردی وایشان نیز به واسطه مصیبتی که به آنان رسیده است،آماده پذیرش فرمایشات تو شدند،نوبت به چه چیز می رسد،بشنوید:{ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّاباً رَّحِیماً} [النساء : ۶۴]وهیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر بدین منظور که به فرمان خدا از او اطاعت شود. واگر آنان بدان هنگام که به خود ستم میکردند ،به نزد تو میآیند واز خدا طلب آمرزش مینمودند وپیغمبر هم برای آنان در خواست بخشش میکرد،بیگمان خدا را بس توبه پذیر ومهربان می یا فتند.
این درواقع محک صدق علمانیها به ایمان است ودر واقع وثیقه سلامتی ایمان شان است وهمان طور که در آغاز این مبحث گفتیم که خداوند متعال در حق مؤمنان تصریح می نماید که اگر به هنگام نزاع واختلاف به مرجعیت کتاب وسنت توجه نکنند،ایمان ایشان به خدا وبه روز آخرت صحت پیدا نمی کند،طبیعتاً قبول ایمان علمانی به طریق اولی،پذیرفتن شریعت در قلب وقالب است ودر این میان تفاوتی میان علمانی ومؤمن وجود ندارد.
توضیح این نکته را در این جا از لحاظی ضروری دانستیم که شأن نزول این آیه مبارکه به تقسیم حقا به میان حضرت زبیر رضی الله عنه ویک نفر از انصار از اهل بدر بوده است وما هم در فرصت مساعدی خاصتاً به توجیه وتعبیر مجدد بخش اخیر همین آیه مبارکه در ارتباط با اسلام وعلمانیگری باز خواهیم گشت.

استاد: سمندرغوریانی

منبع : سایت اعجاز علمی

مطالب مرتبط

انتظار از قرآن در تفاسیر قرن اخیر

انتظار از قرآن در تفاسیر قرن اخیر
پیشرفت دانش بشری در ابعاد مختلف علوم, ریزنگریها و ژرفكاوهایی را دنبال داشته است. بسیاری از رخدادهای و فرایندها كه در گذشت تاریخ, فاقد فلسفه و دلیل می نمود و و بسیط و بریده از قبل بعد شناخته می شد, در نتیجه این ریزنگریها و جستارها , قابل تحلیل و پیش بینی و امر قانونمند شناخته شده است . كار تفسیر متون دینی, كه قرنها تداوم داشته است, در شمار آن دسته از فرایندها بشمار میآید. مفسران در طول قرنها, به تفسیرهای مختلفی درباره قرآن پرداخته اند و خود شاهد بوده اند كه در موارد بسیاری , فهم آنان با پیشینیانشان متفاوت بوده است, چنانكه ملاكها و معیارهای روشهای آنان نیز یكسان نبوده است. مشاهده تفاوت برداشتها و تفسیرها كمتر سبب می شد كه مفسران به راز آن بپردازند و آن را تابع ضوابطی شناخته شده معرفی كنند. تا این كه محققانی همّت خویش را در این زمینه مصروف داشتند و ((علم التفسیر)) را به عنوان موضوعی مستقل مورد تحقیق و توجه قرار دادن. ((هرمنوتیك)) تعبیری است معادل ((علم التفسیر)) و در ترجمه آن عباراتی چون ((دانش فهم متون )) , دانش تفسیر و یا تاویل )) آورده اند. در تعریف ((علم التفسیر)) و ((هرمنوتیك)) گفته اند :
▪ یك : عبارات است از تفسیر به معنای وسیع كلمه, یعنی روشن ساختن مفهوم ناروشن و زدودن ابهام از چهره معانی و مفاهیم, هر چند در یك لغت صورت گیرد, مثلاً متنهی عربی با الفاظ عربی توضیر داده شود و یا متنی فارسی به لغات و فرهنگ فارسی تفسیر گردد.
▪ دو : عبارت است از ترجمه; یعنی نقل و توضیح یك مفهوم از زبانی به زبانی دیگر.
▪ سه : هرمنوتیك عبارت است از شرح یك واژه یا عبارت. به تعبیر دیگر, اصطلار یادشده متضمن یكی از این سه معنا است : ((بیان, ترجمه و شرر ))
۱) برخی ((هرمنوتیك)) و نخستین مراحل طرر آن را در زمینه نسخه شناسی و شناسایی نسخ اصلی برای اصلاح اشتباهاتی دانسته اند كه به طور معمول در استنساخها روی می داده است .
۲) البته این كار و هدف ساده , به مرور ژرفای بیشتری یافته و چگونگی تفسیر متون را مورد توجه قرار داده است . صاحبنظران بر این باورند كه پژوهش درباره تفسیر متون دینی مسیحی و سایر متون فلسفی و ادبی به وسیله شایرماخر (۱۷۶۸ـ ۱۸۳۴ م) صورت گرفت, او حركت جدیدی را آغاز كرد; زیرا اعتقاد داشت كه آنچه نویسنده و مفسر متون دینی و ادبی و فلسفی می نویسد , تعبیری است از شخصیت , باورها و اطلاعات خود او.
۳) وی اعلام داشت : ((دانش عمومی تفسیر , هنر فهمیدنunderstanding) ) .))۴ این دانش با جهت گیری و فهم و تعریف جدید آن به وسیله دانشمندان چندی دنبال شد, از آن جمله ((كارل بارت )) و ((بولتمان)) در زمینه تفسیر كتب مقدّس , ((هایدگر)) در زمینه تفسیر متون فلسفی و ... ۵ اصول علم تفسیر ((هرمنوتیك)) صاحب نظران این رشته, پنج اصل را در كار تفسیر متون كهن برشمرده اند.
۱) پیش فهمها یا اطلاعات پیشین مفسّر.
۲) علایق و انتظارات مفسّر از متن مورد تفسیر .
۳) تلاش مفسّر برای شناسایی فضای تاریخی شكل گیری متن (مانند : مخاطبان, شرایط و...)
۴) شناخت مركز معنایی متن و تفسیر مجموعه پیامها و معارف بر محور آن.
۵) ترجمه متن در افق تاریخی مفسّر.۶
در این پیش فهمه او انتظارات مفسّر تا چه اندازه بر فرایند صحیح تفسیر تاثیر می گذارد, اختلاف نظر است, برخی برای آن تاثیر اساسی و بنیادی قایلند و در ورای این برداشتها متّكی به پیش فهمها و انتظارات , معنای مستقلی را باور نداردند و همه جیات معنایی و مفهومی متون را در قالب تفسیرها و نگرشها جستجو می كنند و گروهی برای پیش فهمها و انتظارات مفسّر, اجمالاً سهمی را قائلند ونه تمام سهم را. آن مقدار كه برای این پژوهش ضروری می نماید, پذیرش تاثیر اجمالی اطلاعات و انتظارات مفسر بر روند تفسیر است . این تاثیر اجمالی , چیزی است كه محققان به گونه ارتكازی بدان اذعان دارند و در عمل آن را به كار می گیرند, چه این كه ((در كثیری از تحقیقات اصولیشان, خصوصاً در بحث اجتهاد و تقلید , صراحتاً به توقف فهم فقهی بر پاره ای از معلومات بیرون متن تصریر می كنند.))۷ در پیشینه تلاشهای تفسیری مفسّران قرآن نیز هر چند به صراحت ((هرمنوتیك)) مورد توجه و عطف نظر قرار نگرفته , امّا محتوای آن مورد عنایت و اذعان مفسران بوده است , چه این كه بسیاری از آنان تصریر داشته اند كه كار تفسیر, پیش از پردازش به اصل متن , نیازمند مجموعه ای از شناختها نسبت به لغت, مفاهیم حقیقی و مجازی , نكات ادبی و بیانی , شناخت سبب نزول , توجه به مخاطبان و پرسشها, اصول و مبانی تفسیری و ... می باشد, این مقدار از نظر و نگاه به پیش فهمها, هر چند از ریزنگریهای دانش ((هرمنوتیك)) و زاویه نگاهای جدید آن فاصله دارد ولی نردبانی برای رسیدن به منتهی شدن به این مرحله, می توانست است قرار گیرد. پیش فرضها و انتظارات مفسران از قرآن هر مفسر خواسته یا نخواسته , آگاهانه و یا ناآگاهانه, قبل از پرداختن به تفسیر, باورهای خاصی را در رابطه با موضوع متن مورد تفسیر داشته است, و از دریچه همان باورها به انتظار دریافت معارفی آشنا و همخوان با اطلاعات پیشین خود نشسته است, مفسران همواره تلاش دارند كه واقعیت را دریابند و دست كم ادّعا دارند كه می خواهند آنچه هست را بشناسند و باورها و انتظارات خود را بر متن مورد تفسیر تحمیل نكنند, فارغ از این كه , این آرمان با این كه مقدّس و ارزشمند است, امّا دستیابی به آن كارآسانی نیست. اطلاعات پیشین , باورها و انتظارات مفسّر به منزله عینكی است در برابر چشمان او كه همه چیز را به رنگ همان می بیند! بنابراین تعیین و تشخیص همه پیش فهمها و پیش فرضهای یك مفسّر كاری میسّر نیست ولی می توان برخی از اصول آن را مفاهیمی چون ((خاتمیت شریعت اسلام و رسالت رسول اكرم (ص) , جامعیت احكام قرآن, جهانی بودن دعوت اسلام , در تضاد نبودن كتاب شریعت با نظام تكوین و ...)) دانست. كسی كه قرآن را جامع همه نیازهای عبادی یا نیازهای معرفتی و تربیتی و یا نیازهای دنیوی و اخروی بداند, با همین انتظار به تفسیر قرآن می پردازد و این انتظار باعث می شود كه او واژه ها و تعابیر قرآنه را فقط ناظر به ابعاد عبادی و رابطه انسان با پروردگار بداند و بفهمد یا علاوه بر آن قرآن را بیانگر رابطه خلق با خلق و یا فراتر از آن بیانگر رابطه انسان با جهان و همه نیازها و بایدها و نبایدهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و ... بشناسد و تلاش كند كه به هر شكل مستقیم یا غیر مستقیم , به صراحت یا به كنایه ـ این مفاهیم مورد انظار را از قرآن استخراج كند. باورهای مفسّر در زمینه قلمرو دخالت و نظارت دین, هدف وحی و انبیا, رابطه دین و عقل , مناسبات دین و علم, از جمله پیش فهمهایی است كه به شكلی عمیق بر فهم تفسیری وی اثر می گذارد.
اكنون در جهت مطالعه عینی این تاثیر و تاثّر در فرایند تفسیری مفسّران قرن چهارده , چند مكتب تفسیری عمده و به نام را مورد بررسی قرار می دهیم و در این شماره به دلیل فراهم بودن موضوعات مورد نظر به دو تفسیر می پردازیم :
۱) فی ظلال القرآن, نوشته سید قطب (سید بن قطب بن ابراهیم بن حسین شاذلی).
۲) المیزان فی تفسیر القرآن, نوشته سید محمد حسین طباطبایی. تفسیر فی ضلال القرآن و شخصیت نویسنده آن چنانكه گفته شد, شخصیت علمی , فرهنگی و بیش های اجتماعی و آگاهیها و آرمانهای مفسر بر نوع انتظارهای وی و برداشتهای او از قرآن تاثیر می گذارد . از این رو شایسته است كه قبل از شنیدن انتظارات سید قطب از زبان خود او, شناختی اجمالی از وی به دست دهیم. سید قطب در ۹ اكتبر ۱۹۰۶ میلادی در یكی از روستاهای استان ((اسیوط)) مصر در خانواده ای مذهبی تولد یافت. جدّ ششم او فقیر عبداللّه برای ادای مناسك حج از هند عازم مكه شد كه پس ادای مراسم در مصر استقرار یافت. پدر سیّد قطب فردی متدین و مورد توجه و احترام مردم و مردی روشنفكر بود و عضویت حزب وطنی را داشت .
در حالی كه مدارس دولتی رواج نداشت, او فرزندش سید قطب را بدان مدرسه ها روانه كرد. سید قطب بیش از ده سال نداشت كه تمام قرآن را حفظ كرده بود. او برای ادامه تحصیل و مدارس ثانویه وارد قاهره شد و مدرك تحصیلی((دارالعلم)) را كسب نمود و در همانجا بود كه با ((عباس محمود عقاد)) پیشتاز ادبیات نوین مصر آشنا گردید. سید در این مرحله با فرهنگ غرب به ویژه انگلستان آشنا شد. او با آگاهیهای علمی دینی خود, گام در میدان اصلاحات اجتماعی و سیاسی نهاد و آثاری فرهنگی ـ دینی چندی از خود بر جای نهاد, كه تفسیر فی ظلال نمونه مهم و بارز آن است. وی در نتیجه تلاشهای سیاسی و اقدامات اصلار طلبانه در ۵۵ سالگی روز دوشنبه ۷ جمادی الثانی ۱۳۸۶ ه&#۰۳۹;.ق در زندان قاهره با دو تن از همفكرانش به شهادت رسید. انتظار از دین, در نگاه ((فی ضلال)) یكی از پیش فرضهای مهم مفسران متون دینی, تعریفی است كه آنان از دین می شناسند و انتظاراتی است كه از آن دارند. سید قطب در مقدمه تفسیر خود , گویی به این نكته سخت واقف است و می داند كه اهل دقّت در جستجوی دیدگاه او درباره دین و وحی و قرآن هستند و دیدگاه او را بر فضای فهم و تفسیر او موئثر می دانند , از این رو خود به نقش دین در ساختن زندگی معنوی و مادی انسانها پرداخته و آرامش و بركت و پاكی را در سایه قرآن و حاكم ساختن آن در تمام عرصه های زندگی معرفی كرده است.۸ او در تبیین دیدگاه خود نسبت به قلمرو دخالت و حضور دین, در كتاب ((خصائص التصور الاسلامی و مقوماته)) (ویژگیهای ایدئولوژی اسلامی) می نویسد : ((دین , مجموعه نظامداری است كه خداوند برای تمام عرصه های زندگی بشر تنظیم كرده است, راهی است كه تمام فعالیتهای زندگی باید در آن قرار گیرد.)) سید قطب, قرآن را دارای جهان بینی و ایدئولوژی كامل و پاسخگوی همه نیازهای تكاملی جامعه بشری می دانست و معارف اسلام را در مقوله های ذیل جستجو می كرد.۱) سازمان اخلاقی , یعنی ریشه های اخلاق و پایه های اساسی و عوامل نگاهدارنده آن در جامعه.
۲) تشكیلات سیاسی و شكل حكومت و خصوصیات آن.
۳) نظام اجتماعی و آنچه در پایداری آن تاثیر دارد.
۴) سیستم اقتصادی و فلسفه و تشكیلات آن.
۵) حقوق بین الملل و همبستگی جهانی . وی معتقد بود : ((سرانجام , بشریت فرمانبر اسلام خواهد شد و جهان در آینده قلمرو اسلام خواهد گشت ... زیرا كلیه لوازم یك زندگی اجتماعی سعادتمندانه , به صورت مقرراتی متین و محكم , پیوسته و غیر قابل انفكاك, در برنامه آن گنجانیده شده است.))۹ او از تفكیك امور اجتماعی , سیاسی, حقوقی و قوانین جوامع اسلامی از قوانین دین, به شدّت نگران بود و این جداسازی را نقشه بیگانگان به منظور سلطه بر فرهنگ مسلمانان می دانست و برای فراخواندن امّت اسلامی به استقلال فكری و علمی و سیاسی و اجتماعی , درصدد نمایاندن توان و جامعیت دین بود و از این رو به تدوین كتابها و مقالات در این زمینه همّت داشت , از آن جمله : معركهٔ الاسلام و الراسمالیهٔ (نبرد اسلام و سرمایه داری) العدالهٔ الاجتماعیّهٔ فی الاسلام (عدالت اجتماعی در اسلام) فی ضلال القرآن (در سایه قرآن) دراسات اسلامیهٔ (درسهایی از اسلام) هذا الدین (این كتاب در حقیقت روش فهم قرآن و اسلام از دیدگاه او بود) المستقبل لهذا الدین (آینده در قلمرو اسلام) خصائص التّصور الاسلامی و مقوّماته (ویژگیها و بنیادهای ایدئولوژی اسلامی) الاسلام و مشكلات الحضارهٔ (اسلام و دشواریهای تمدن نوین, ادّعا نامه ای علیه تمدن غرب) مهالم فی الطریق (نشانه ها و نمایه های دربازشناسی راه) این كتاب در واقع همان چیزی بود كه زمینه های محكومیت او را فراهم آورد و به اعدام و شهادت او منتهی شد.۱۰ او در كتاب ((خصائص التصور الاسلامی و مقوماته)) برای ایدئولوژی اسلامی, ویژگیهای چون : ربانی , ثابت, فراگیر, عملگرا و وحدت گرا بودن را بر شمرده است .۱۱ سید قطب با این بینش ها و پیش فهمها به سراغ تفسیر قرآن می رود و به همین دلیل, نگاه و انتظار او از قرآن با بسیاری از مفسران پیش از او متفاوت است . او قرآن را تنها كتاب عارفان یا عبادتگران یا كتاب علم تجربی یا فلسفی نمی داند و معتقد نیست كه در قرآن ابهامهای طبیعی حل ناشدنی وجود داشته, بلكه قرآن را كتاب ((حركت و پویش)) می شناسد, از این رو روش تفسیری او به ((المنهج الحركی)) یعنی روش انقلابی و پویا معروف شده است. وی می نویسد : ((ما بر این ویژگی قرآن تاكید می كنیم , زیرا به نظر ما ویژگی واقعگرایی و پویایی, مهمترین كلید راهیابی به مفاهیم و معارف قرآن و شناخت دیدگاهها و اهداف وحی است .۱۲
خاتمیت رسالت و جاودانگی قرآن از حمله پیش فهمهای مفسران قرن چهارده كه بر نوع نگرش و انتظارات آنان تاثیر به سزایی گذاشته و سید قطب نیز در زمره آنان قرار دارد, موضوع خاتمیت رسالت پیامبر اكرم (ص) و جاودانگی قرآن می باشد; زیرا كسی كه هستی را حكیمانه و هدفدار می شناسد و به حقانیت و كمال و واقگرایی وحی معتقد است , هرگاه بداند خداوند, آخرین سخنان را با بشر در میان گذاشته و از او خواسته است تا برای همیشه به آن سخنان وفادار و معتقد بماند و بدانها تكیه كند, از مجموع این باورها, این انتظار سر بر میآورد كه پس باید قرآن, به گونه ای باشد كه همه نیازها را پاسخ دهد تا بتواند پایدار بماند و مورد اتكا و اعتماد باشد. این است كه سید قطب در جستجوی شناخت راز این جاودانگی به موضوع ((هماهنگی قرآن با فطرت انسان)) می پردازد و تدبّر در آن را گرهگشای این معما می داند و معتقد است كه قبل از رسالت خاتم پیامبران, خداوند هر پیامبری را برای قوم خودش می فرستاد, ولی رسول اكرم را به سوی گروه خاصی نفرستاد, بلكه به سوی ((انسان)) مبعوث كرد; یعنی مخاطب پیامبر, یك جامعه و یا طبقه و نسل و طایفه نبودند, مخاطب او انسان و فطرت انسانی بود. فطرتی كه در همه انسانها و در همه نسلها و عصرها حضور دارد و تغییر نمی پذیرد.۱۳
او در مجالی دیگر می نویسد : ((در این رسالت , شریعتی آمده است كه زندگی انسان را از تمام جنبه ها مورد توجه قرار داده و برای هر جنبه , برنامه ای دارد. برای اموری كه در گذر ایّام , با تغییر زمان و مكان و شرایط, دگرگون می شوند, اصول و قواعدی بیان كرده و برای آن دسته از امور كه ثابت و تغییر ناپذیرند, احكام و قوانینی مشخصی كرده است و دربردارنده همه نیازهای بشری است.))۱۴ سید قطب معتقد است كه او حتّی یك بار هم در موضوعات اساسی, خود را نیازمند ندیده است كه به مطالبی غیر از قرآن و سخنان پیامبر (ص) مراجعه كند, و این اعتقاد را متكی به تجربه ای طولانی و پژوهشی دقیق می داند.۱۵
اینها باورهایی است كه در جای جای تفسیر فی ضلال مشهود است و این تكرار و تاكید , در جهت تثبیت این باور در مخاطبان است كه با این انتظار قرآن را بخوانند كه كتاب دیروز و امروز و فردای انسان است. ثبات و اصالت وحی و نفی خرد محوری نویسنده تفسیر ((فی ضلال القرآن)) در تعیین نسبت میان خرد انسانی و وحی الهی می نویسد : ((... و این می طلبد كه دین خدا دارای حقیقتی ثابت باشد تا عقل بشری در تمام دستآوردهای خود به آن رجوع كند و با آن میزان بسنجد و صحیر را از ناصحیر باز شناسد, این سخن نادرست است كه ((دین خدا همواره همان فهم انسان از دین است))! نادرستی این پندار بدان جهت است كه اساسی ترین قاعده دین را كه همان وجهه ثابت و واقع بینی و واقع نمایی آن است مخدوش می سازد و دستخوش فراز و نشیبهای فهم بشری می داند به گونه ای كه دیگر اصلی ثابت برای دین نمی ماند! كسانی كه چنین پندارند, پندارشان با سخن كسانی كه اساساً دین را ساخته فكر انسان می دانند و وحی را منكرند, تمایز چندانی ندارد! زیرا نتیجه ای همسان دارد.))۱۶ وی با این كه برای عقل در فهم پیام وحی و معارف دین ارزش والایی قایل است امّا از خردگرایی مطلق و عقل محوری , سخت گریزان است و با صراحت هر چه تمامتر تفسیر قرآن براساس پیشفرضهای عقلی را رد می كند, چه پیشفرضها از نوع مقولات منطقی و فلسفی و مباحث عقلی محض باشد و چه آمیخته ای از تجربه و عقل! او عقل را شاگردی شایسته می داند كه در برابر معلّم وحی, حقّ پوشیدن كسوت استادی و نشستن بركرسی قانونگذاری ندارد.۱۷
نفی تسامر و تساهل دینی در نگاه نگران سیّد قطب, تسامر و تساهل دینی كه ره آورد نفوذ فرهنگ غرب و القائات خاور شناسان غیر مسلمان می باشد, چیزی است كه دین و وحی را از اصالت و محتوا تهی می سازد و هرگز نباید حتّی كوچكترین دستور و معرفت دینی را از سرتسامر دینی و جلب نظر دین ناباوران كنار نهاد, او می نویسد : ((یكی از مقتضیا ختم شریعت همان است كه می فرماید: ((فاحكم بما انزل اللّه و لاتتّبع اهوائهم عمّا جائك من الحقّ))(مائده ۲۴۸/) یهود برای پذیرش اسلام پیش شرطهایی قایل شدند ولی این آیه به صراحت هرگونه پیش شرطی را جهت پذیرش ایمان نفی كرده است و رضایت نداده است كه برای متمایل ساختن گروهی به ایمان, از بخشی باورهای دین دست برداریم.))۱۸ سید قطب به شدّت درباره نقش خاورشناسان و مستشرقان در به تسامر كشاندن مسلمانان و سست كردن باورهای آنان و تفكیك در قلمرو اعتقادات ایشان, هشدار داده و كسانی چون ((مونتگمری وات)) را مبلّغان تزویر می داند كه برای ویران سازی اسلام از دری دیگری وارد شده اند و ضمن ارجگذاری به اصل اسلام , تلاش می كنند كه آن را از درون تهی سازند. سید قطب در نقد آرای مونتگمری وات می نویسد : ((او به ما پیشنهاد می كند كه باید تمدن غرب را به ناگزیر پذیرا شویم و توصیه می كند شما مسلمانان در مورد فرهنگ خویش باید به گونه ای رفتار كنید كه اصل دستاوردهای علمی و متدلوژی غرب را دریافت كرده و قرآن را براساس آن دریافتها تصحیح نمایید. مونتگمری می گوید : مسلمانان را با حفظ اعتقاد به حقانیت قرآن باید بپذیرند كه برخی از مطالب غیر مهم و ثانوی آن اشتباهات انكار ناپذیری دارد ! )) چنانكه پیداست مشكل مستشرقانی چون مونتگمری این است كه قرآن را همسان تورات و انجیل تحریف شده, نگریسته اند و بی آنكه در آن به پژوهش و ادراك پردازند, چشم بسته درباره آن, همان نسخه را نوشته اند كه برای كتابهای مقدس خود ! ادراك مفاهیم در فضای عمل و عینیت سید قطب, فقه دین و درك معارف وحی را در فضای راكد و در رواقهای بسته آرای نظری صرف, قابل دستیابی نمی داند و براین نكته اصرار می ورزد كه درك صحیر از این تنها در میان عمل و جهاد و حضور و سازندگی میسّر است و بس. وی براساس این بینش , بیان ویژه ای در تفسیر آیه ۱۲۲ سوره توبه دارد, آنجا كه خداوند می فرماید : ((و ماكان الموئمنین لینفروا كافهٔ فلولانفر من كلّ فرقهٔ منهم طائفهٔ لیتفقّهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوالیهم لعلّهم یحذرون)) ضرورت ندارد كه همه موئمنان (برای جهاد) كوچ كنند , پس چرا از هر گروهی عده ای كوچ نمی كنند تا تفقه در دین نمایند و آنگاه كه بازگشتند قومشان را از نافرمانی پروردگار بر حذر دارند.
وی در تفسیر این آیه می نویسد : ((آنچه به نظر من می رسد این است كه دعوت كوچ كردن, دعوت برای حركت به سوی میدان جهاد است و موئمنان در این حركت و در این میدان به درك حقایق دین نایل می شوند, آنان كه برای جهاد خروج می كنند , سزاوارترین مردم برای درك مفاهیم دین هستند, زیرا بسیاری از اسرار و معانی دین بر ایشان آشكار می شود, امّا آنان كه ((قاعد)) و راكد و زمین گیر بوده اند, نمی توانند بسیاری از واقعیّتها را شاهد باشند و باید از اهل حركت و تلاش , كسب فهم كنند. شاید برخی گمان كنند كه موضوع, عكس چیزی است كه گفتیم , زیرا به طور معمول كسانی كه بر جای می مانند و حركت و قیام ندارند فرصت بیشتری برای تحصیل و تامّل می یابند! ولی تجربه نشان داده است كه عناصر راكد و بی تحرّك نمی توانند درك عمیق و صحیحی از دین داشته باشند, هر چند وقت زیادی برای مطالعه بگذراند. حقایق دین بر كسی آشكار می گردد كه پویا و تلاشگر در صحنه جهاد و عمل باشد نه برای آنان كه در كتابها غرقند و در زاویه اوراق, اعتكاف گزیده اند!))۱۹ نویسنده (( فی ضلال القرآن )) تاكید دارد كه ما زمانی می توانیم فهم درستی از معارف دین و احكام شریعت داشته باشیم كه آنها را مورد عمل در متن جامعه قرار دهیم و در میدان جامعه به آزمون بگذاریم و به قوانین شریعت حاكمیت بخشیم. امّا اگر حاكمیت و قوانین جامعه غیر اسلامی باشد و میان نظریه پردازان دینی و میدانهای اجتماعی و كاربرد نظریات فاصله افتاده باشد, هرگز نمی توان انتظار پویایی در فهم دین و تحول فقه و فقاهت داشت.
او می نویسد : ((فقه اسلامی در خلا و در تنهایی و فراغت عالمان شكل نگرفته است و به همین دلیل نمی تواند در خلا زندگی كند و نمی تواند به دور از جامعه و میان بروز و ظهور قابل فهم باشد. فقه در رویارویی و مواجهه با واقعیّتها و نیازها ی جامعه اسلامی تكون یافته است و در این حضور و پاسخگویی است كه می تواند رشد كند و متحوّل شود.))۲۰ سیّد قطب و پیشفرضهای كلامی سیّد با پیشفرضهای و پیش فهمهای اشاعره و معتزله به سراغ تفسر قرآن نمی رفت, بلكه تلاش می كرد اصول جهان بینی و عقیده خود را از قرآن دریافت كند, بیآنكه خود را اسیر پیشفرضهای كلامی معروف كند , او می گفت : ((بنابراین پیشفرضهایی وجود ندارد كه ما بخواهیم قرآن را با معیار آن ارزیابی كنیم , بلكه این قرآن است كه ما ابتدا احكام و معارف را از آن می گیریم, و افكار و عقاید خویش را براساس آن ارزیابی می كنیم , كه روش صحیر هم همین است.))۲۱ او در جایی از تفسیرش با اشاره به اختلافات مذاهب كلامی و تاثیر فلسفه یویانی بر آنها, موضع خویش را به روشنی بیان می كند : ((مساله جبر و اختبار بین اهل سنّت و معتزله و مجبره و مرجثه مورد اختلاف بسیار قرار گرفته , فلسفه و منطق یونان و الهیات مسیحی هم در این جدالها وارد شده است, بگونه ای كه این مساله واضر در اعتقادات اسلامی , به مساله ای پیچیده و بغرنج مبدل شده است.اگر این مساله مستقیماً از قرآن گرفته می شد و به همان روش واقعگرایانه قرآنی به آن پرداخته می شد , این همه نزاع و جدال پیش نمیآمد و این همه پیچیدگی ایجاد نمی شد...۲۲ او درباره برخی تاویلهای نادرست مربوط به مبهمات قرآن و امور غیب می نویسد : ((سبب این تاویلها آن است كه آنان با پیشفرضهای ذهنی خودشان , كه از غیر قرآن گرفته اند به سراغ قرآن رفته و می خواسته اند قرآن را با همان پیشفرضها و پیشفهمها تفسیر كند ... راه درست در فهم و تفسیر قرآن و فهم جهان بینی اسلامی این است كه انسان تمام پیشفهمها و پیشفرضها را از ذهنش پاك كند, و با قرآن بدون هیچگونه پیشفرضی روبرو شود و احكام و معارف همان گونه كه قرآن و حدیث تصویر می كنند دریافت كند. چنین كسی قرآن را براساس پیشفرضهای خود ارزیابی و تفسیر نمی كند, و چیزی را كه قرآن اثبات كرده نفی یا تاویل نمی كند! و چیزی را كه قرآن نفی كرده اثبات نمی كند, چنین كسی می تواند از عقل و تجربه خود برای تفسیر استفاده كند ...)) سید اضافه می كند : ((طبیعت حال مسلمانان همین است , آنان امّا در عین حال, نص قرآن را تاویل می كنند تا با پیشفرضهای آنان هماهعنگ گردد...)) با این همه او اعتراف می كند : ((من خودم را تبرئه نمی كنم, در نوشته های سابق, و نیز در جلدهای پیشین فی ظلال پایبند برخی از پیشفرضها بوده ام , كه امیدوارم در آینده جبران كنم.))۲۳ پیش فهمها و انتظارها در تفسیر المیزان تفسیر المیزان با بینش و روش خاصی كه در تفسیر قرآن به كار گرفته است , در شمار بهترین تفاسیر قرآن چهارده قرار دارد و این داوری تنها از آن عالمان امامی نبود است , بلكه دیگران نیز به این واقعیت اعتراف داشته اند. نویسنده كتاب ((اتجاهات التفسیر فی القرآن الرابع عشر)) می نویسد : ((درباره تفسیر المیزان همان چیزی گفته می شود كه درباره تفسیر كشاف گفته شده است, زیرا تفسیر كشاف بهترین تفسیر بود, اگر عقاید معتزله در آن مطرح نمی شد و تفسیر المیزان هم بهترین تفسیر عصر حاضر بود, اگر نویسنده اش دارای اعتقادات شیعی نبود !))۲۴ نویسنده یادشده با تمام تمجیدهایش از تفسیر المیزان و اذعان به این كه علامه طباطبایی آرای فلسفی و فرضیه های علمی و مكاشفات عرفانی را بر قرآن تحمیل نكرده و پیشفرضهای ناروایی را در تفسیر به كار نگرفته است, ۲۵ با این حال, ردیه ای بر تفسیر المیزان دارد كه ملاحظه آن شگفت انگیز و عبرت آموز است و ناخواسته مایه تایید می باشد. او می نویسد : ((این تفسیر بر مبنای عقیده امامیه است و روش آن همان روش می باشد و شاید همین نكته ما را از بحث درباره آن بی نیاز سازد.))۲۶ به هر حال اهمیت این تفسیر, دلیل موجّهی است برای تامّل بیشتر نسبت به نگرشها و مبانی و پیشفرضهای نویسنده آن, كه تاثیری به حق در تكوّن تفسیر المیزان داشته است. چنانكه پیش تر یاد شد, آگاهی اجمالی از شخصیت نویسنده می تواند مفید باشد. استاد علامه طباطبایی در سال ۱۲۸۱ ه&#۰۳۹;.ق در تبریز تولد یافت و در سال ۱۲۹۷ به تحصیل علوم دینی روی آورد و در طول هفت سال , صرف, نحو, معانی, بیان, سطر و فقه و اصول, منطق, فلسفه و كلام را فرا گرفت, در سال ۱۳۰۴ عازم نجف شد و در آنجا ضمن تحصیل , شش رساله در موضوعات فلسفی به رشته تحریر درآورد. در سال ۱۳۱۴ به زادگاه خویش باگشت و در مدّت بیش از ده سال , نه رساله در زمینه اثبات ذات, اسما و صفات , افعال و ولایت و نبوت تدوین كرد.
در سال ۱۳۲۵ از تبریز به قم هجرت كرد و به تدریس و تحقیق و تدوین همّت گماشت و بیش از دوازده اثر به یادگار گذاشت كه تفسیر المیزان در بیت مجلّد مهمترین آنهاست. علاوه بر تفسیر المیزان , دیگر آثار علامه, از دو ویژگی اتقان و استواری علمی و همچنین كارآیی و سازندگی فكری و اجتماعی برخوردار بود مانند ((اصول فلسفه و روش رئالیسم)) كه نظر به تحكیم بنیادهای عقیدتی نسل معاصر و افشای اندیشه های ماتریالیستی داشت. علامه علاوه بر تدوین كتابهای ارزنده , شاگردان ارزشمندی را پرورید كه هر كدامشان منشا بركات بزرگ فرهنگی و اجتماعی بوده و هستند. او با همه این افتخارات در سال ۱۳۶۰ به لقای الهی پیوست. رسالت و كارآیی دین, از نگاه علامه نوع برداشت مفسر از رسالت دین و كارآیی آن, در حقیقت , عقیده او درباره محدوده قلمرو نظارت و دخالت وحی در زندگی انسان است. و مفسّر با این عقیده و پیش فهم است كه به جستجو در معارف قرآن می پردازد و انتظارهای خود را از آن می جوید. علامه, دین را حقیقتی فعّال , سازنده و موئثر و حاضر در همه ابعاد زندگی مادی و معنوی می داند و نه آداب و رفتار تشریفاتی و اعتباری. وی در برخی از آثار خود بدین نكته تصریر كرده و می نویسد : ((آنچه از افكار اروپائیان تراوش می كند و تا حدی تعلیمات ناقص دست خرده خودمان آن را تاكید می كند! این است كه یك سلسه اعمال تشریفاتی است كه پس از مرگ انسان را خوشبخت می سازد... و در هر سورت مشكلات زندگی را باید از راه دانش و مصلحت زمان حل كرد, نه از راه دین و منطق تقلیدی كه یادگار عهد اساطیر است!))۲۷ او در مجالی دیگر خود به تعریف رسالت و كاربرد دین می پردازند و با صراحت اعلام می دارد كه دین از نظر منطق قرآن , یك روش زندگی اجتماعی است كه هم نظر به سعادت و تامین حیات دینوی دارد و هم نظر به سعادت اخروی . و نظر به این كه حیات انسان یك حیات متصل است, هرگز این دو جنبه از یكدیگر جدا نیستند.۲۸ در نظر علامه, دین و قرآن فقط عهده دار حلّ مشكلات روحی و روانی و تعیین نوع ارتباط انسان با خدا نیست, كه به ابعاد نیازها و مشكلات زندگی اجتماعی نظر نداشته باشد و نوع روابط اجتماعی و حكومت به طور كلی به خود انسان و سلیقه و دلخواه او و انهاده شده باشد. ابعاد اجتماعی پیام وحی علی رغم تلاش تجدد گرایان برای مبهم شمردن وجهه اجتماعی اسلام و ادیان آسمانی و سعی آنان در منحصر ساختن دین به زندگی فردی و خلوت تنهایی انسانها, علامه معتقد است كه : ((بدون شك اسلام تنها دینی است كه با صراحت بنای دعوت خود را بر اجتماع گذاشته و در هیچ یك از شوئون خود امر اجتماع را به اهمال واگذار نكرده است... اسلام همه افكار خود را در قالب اجتماعی ریخته و رور اجتماعی را تا آخرین حدّ ممكن در آن دمیده است.))۲۹ علامه با این پیش فهم و انتظار از دین به تفسیر كلام الهی و تبیین مركز تابش معارف اسلامی روی آورده و به همین دلیل است كه ابعاد اجتماعی و كاربردذی در آن نمودی به سزا یافته است و در مواردی تصریر دارد كه مسلمانان باید برنامه زندگی اجتماعی خویش را از قرآن بگیرند و براساس آن, اجتماع اسلامی را بسازند.۳۰ قوانین ثابت و متغیر در قرآن علامه طباطبایی در تبیین چگونگی پایداری احكام و قوانین قرآن, با وجود تغییر و تحوّل شریط و نیازهای بشر در طول زمان , براین باور تاكید دارد كه آئین اسلام و نیز قرن نظر به گروه و جمعیت و نسل خاصی ندارد , بلكه در تعلیم و تربیت خاص خود , ((انسان طبیعی)) را مورد توجه قرار داده است, انسانی كه فطرت خدادادی را داشته و شعور و اراده او پاك باشد و با اوهام و خرافات لكه دار نشده باشد , این فطرت هرجا و در هر زمان كه وجود داشته باشد, نیاز یكسانی دارد.۳۱
علامه در مجالی دیگر تصریر دارد كه احكام ثابت به جنبه طبیعی انسان توجه دارد, امّا در جامعه اموری هم هستند كه تغییر می پذیرند, چنانكه مثلاً در جوامع گذشته , موضوع ((راه)) قوانین زیادی نداشت و هر كس می خواست می توانست از هر راهی پیاده یا سواره برود ولی امروزه راهها قوانین بسیاری وضع كرده اند, مسائل تربیتی و اخلاقی و اجتماعی در برخی موارد, از نظر مصداق و روش و مفهوم تغییراتی پیدا می كنند كه دین با توجه به آن تغییرات باید نظر بدهد. بخش اول كه ثابتها هستند, همان چیزی است كه دین و شریعت نام می گیرند و بخش دوم مقرراتی است كه زیر نظر پیامبر یا جانشینان شایسته او در شعاع مقررات ثابت دین و به حسب مصلحت وقت و مكان تبیین و تعریف می شود.۳۲ وی ضمن نگاهی دقیق به چگونگی تكامل جوامع اسلامی , به پاسخگویی برخی شبهات در زمینه ثبات برخی باورهای دینی و نسبت آنها با تحوّلات اجتماعی پرداخته و می نویسد : ((ممكن است گفته شود كه اگر روش اسلام , روشی فراگیر و ناظر به همه نیازهای زندگی است , باید تحول را بپذیرد چه این كه اگر نپذیرد, مایه ركود جامعه و مانع تحوّل و تكامل آن می شود!... در پاسخ باید گفت : علوم و معارف انسان بر دو گونه اند, برخی متحوّلند مانند دانشهای مربوط به صنعت و آنچه به جنبه مادیّت زندگی مربوط می شود و برخی ثابتند; مانند آنچه به معارف الهی (هستی شناسی و جهان بینی , اخلاق و ...) باز می گردد ... و خلاصه این كه جامعه بشری برای سیر در مسیر كمال و تعالی , نیازمند آن نیست كه در همه ابعاد هر روز متحول و دگرگون شود, بلكه این تحوّل در جنبه صنایع و تجربیان بشر صورت می گیرد و اسلام هم با این تحوّلات هیچ ناسازگاری ندارد... بلی اگر این تحوّل در ابعاد اعتقادی و اخلاقی همراه با تغییر اوضاع اجتماعی و شرایط محیطی تضویر شود بگونه ای در پرتو تغییر زمان, حسن و قبر و خوب و بد و شایسته و ناشایست و عدل و ظلم جایشان عوض شود ! این تصویری است كه مبتنی بر نسبیّت علوم و آرای انسانی است و لازم آن این است كه اصولاً حقّ و باطل و خیر و شرّ , امور نسبی و اضافی باشند و نه امور حقیقی و در نتیجه معارف اصولی دین هم مانند اعتقاد به مبدا و معاد و ارزش عدل باید اعتباری و نسبی باشد!
در حالی كه این ادّعا باطل و غیر قابل پذیرش است.))۳۳ در ادامه همین بحص, علامه ضمن تاكید بر جنبه های ثابت دین می نویسد : ((امّا احكام جزئی كه نظر به حوادث جاری دارد و در جریان زمان شكل می گیرد و تغییر می یابد مانند احكام اقتصادی و مسایل نظامی و دفاعی و روشهای تسهیل ارتباطات و مواصلات و انتظامات شهری و ... اموری است كه به اختیار دولتمردان و اداره كنندگان جامعه و انهاده شده است و البته در اعمال این اختیار , مصالر كلّ جامعه و جنبه مشاوره با مسلمانان رعایت می شود . بلی این احكام و مسایل جزئی با تغییر زمان, تغییر می یابد و بر پایه مصالر و امكانات می چرخد.))۳۴ قلمرو حضور دین در حیات انسانی چنانكه یادشد از جمله عناصر تشكیل دهنده پیشفرض مفسر از متون الهی نوع انتظار آنان از دین و بینش آنان درباره میزان حضور دین در حیات فردی و اجتماعی انسان است. علامه در ذیل آیه ((و نزّلنا علیك الكتاب تبیاناً لكلّ شی))(نحل ۸۹/) می نویسد: ((از آن جهت كه شان قرآن , هدایت همه انسانها است , ظاهر این است كه اگر خداوند فرموده است قرآن بیان همه چیز می باشد, منظور, همه چیزهایی باشد كه مردم در زمینه راهیابی به هدایت, بدان نیازمندند, مانند معارف مربوط به مبدا و معاد و اخلاق ارزشمند و برنامه های الهی و قصاص و مواعظ , ... لكن در روایات این تعبیر وجود دارد كه در قرآن , علم گذشته و حال و آینده تا روز قیامت , نهفته است. این روایات بر فرض صحّت , مدّعی نیست كه این مسایل از ظاهر الفاظ قرآن استفاده می شود, بلكه بیان این حقایق می تواند اعم از دلالت لفظی و دلالت اشاری باشد. و چه بسا در فهم دلالتهای اشاری قرآن , فهم متعارف, نه مخاطب باشد و نه مفید.))۳۵ بارزترین پیش فهم علامه در المیزان یكی از مبانی ترین پیش فهمها و پیشفرضهای علامه در كار تفسیر , این است كه به استناد آیات مكرّر , قرآن را ((مبین )) می داند, یعنی معتقد است كه قرآن هم دارای مفاهیم و ظاهر روشن است و هم روشن گر است. زیرا رسالت اصلی قرآن روشن گری است و چیزی كه می خاهد غیر را روشن سازد, می بایست در مرحله نخست روشن گر خود باشد ـ و به تعبیر دیگر كتابی كه خود دارای ابهام و نیازمند به روشنگری از برون باشد, چگونه می تواند بیان گر غیر باشد و ابهام از دامان مباحث بیرون بزداید! این باور سبب شده است كه علامه بهترین روش تفسیر قرآن را , تفسیر قرآن به قرآن بداند, وی می نویسد : ((یك از شگفتیهای قرآن این است كه هیچ آیه ای از آیات آن,بی نتیجه و فاقد بازدهی لازم نیست, هرگاه آیه ای با آیه دیگر دارای نوعی ارتباط باشد و با هم مورد مطالعه قرار گیرند, حقایق جدیدی از آن به دست میآید و سپس آیه سومی هم آن را تصدیق می كند و, این ویژگی قرآن است ... اما این راه , متروك و بی رهگذار مانده است, اگر مفسران از این راه می رفتند, اكنون دریاهای زلال معارف و گنجینه های مفاهیم قرآنی بسیاری در اختیار داشتیم.))۳۶ این بینش باعث شده است تا علامه با انتظار خاصی به سراغ فهم و تفسیر قرآن برود , با انتظار دریافت مفاهیم اصولی از متن قرآن, اما نه تنها از یك آیه , بلكه از مجموع معارف و پیامها و آیات . و البته این چیزی است كه برای قشریان و سطحی نگران و ناآشنایان با فرهنگ وحی, كارآسانی نیست , زیرا شناختن مرز تفسیر به رای و دریافت واقعی مراد وحی, خود مهمترین سخن در تفسیر قرآن و پررمز و رازترین جنبه آن است. باید یادآور شد كه سخن علامه در تفسیر قرآن به قرآن به معنای بی نیازی شریعت , از سنّت و رهنمودهای پیامبر و معصومین (ع) نیست و وی معتقد است كه در اصل, این شیوه بدیع و شگفت, همان شیوه ای است كه اهل بیت (ع) به كار گرفته اند و در عمل, آن را به شاگردان خود آموزش داده اند. بررسی چگونگی نسبت قرآن با قرآن و با تعالیم پیامبر و معصومین (ع) از دیدگاه علامه, نكته ای است كه پژوهش آن نیاز به مجالی دیگر دارد و از دایره این بحث بیرون می باشد.


کلمات در حال جستجو
صحا , نیکی ه والدین , گربه های خانگی , فترت , انجام میدم دات کام , فروز رجایی فر , ساندویچ مرغ , استعفای سجادانوشیروانی , وزیر دفاع دولت دوازدهم , واوری ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
ای دننده همچو دن کرده رخان از خون دن , بوم‌شناختی سلامتی , آموزش و پرورش دورهٔ متوسطه , می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش , جدول بازارهای عمدهٔ صادراتی سنگاپور در دو سال ۱۹۶۰ و ۱۹۵۵، ۱۰ بازار عمدهٔ صادراتی سنگاپور (تمامی ارقام براساس میلیون دلار سنگاپور هستند) , قوه مجریه , داده‌های آزمایشگاهی , دل در گره زلف تو بستیم دگربار , ملحقات و مفردات , آب‌انبار گرمسار، گرمسار، قاجاریان ,

برخی منابع مهم خبری
banifilm.ir روزنامه بانی فیلم , persiankhodro.com پرشین خودرو , fa.alalam.ir العالم , donya-e-eqtesad.com دنیای اقتصاد , sourehcinema.ir سوره سینما , pana.ir خبرگزاری پانا , icana.ir خانه ملت , tejarat.donya-e-eqtesad.com تجارت فردا , hamshahrilinks.org روزنامه همشهری , musiceiranian.ir موسیقی ایرانیان ,

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!