یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

چند نوشتار درباره موسیقی و نوروز


چند نوشتار درباره موسیقی و نوروز
ایرانیان از دیرباز نغمه‌خوان و نواپرداز بهار بوده‌اند و به شکرانه‌ی نو شدن سال، شادمانگی را به شیوه‌های گوناگون ترانه ساز می‌کرده‌اند. سرودهای خنیاگران نوروز، هرچند در طی قرون متمادی رنگ باخته ولی هنوز هم می‌توان از لابه‌لای متون قدیمی عطر دیرآشنای آن‌را باز جست. پژوهشگران موسیقی ایرانی همواره دغدغه‌ی این را داشته‌اند که با بازخوانی روایات کهن موسیقی راهی را برای بازشنیدن آنها بیابند. آنچه در پی می‌آید بهانه‌ای است برای ارج نهادن به همت جست‌وجوگران نواهای گمشده که اگر بارور شود، زنده شدن نغمه‌های فراموش شده‌ی موسیقی ایرانی را دور از انتظار نخواهد بود.‍| مسعود صالحی
● شادمانی نوروز (۱)
ما در ایام قدیم نغمات خاصی داشته‌ایم که مخصوص جشن و شادی بوده و هنوز نام آن الحان در کتاب‌ها باقی‌مانده است. مانند نوروز، خسروانی سرود، آیین جمشید، روشن‌چراغ، گنج بادآورد، شادباد، دل‌انگیزان، سبزه‌درسبزه، شب فرخ، سبز بهار، اورنگی، کی‌خسروی، فرخ‌روز، ساز نوروز و ...
افسوس که چون خط موسیقی‌ نداشته‌ایم که الحان خود را ثبت کنیم، این نواها را نمی‌دانیم ولی هم‌اکنون نیز در ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران کم و بیش نمونه‌ای از این کلمات و نغمات دیده می‌شود که آثار دوران گذشته است. مانند مجلس افروز، دلکش، طرب‌انگیز، ارجوزه یا رجز، نوروز، خجسته، روح‌افزا و ...
در میان این الحان نغمه‌ی نوروز هم‌اکنون نیز در دستگاه همایون نواخته می‌شود که جشن نوروز همچنان که از دیرباز برای ما باقی مانده و اولین روز سال ایرانی و بزرگترین جشن و عید ملی ماست، نغمه‌ی مخصوص آن هم هنوز در خاطر ما مانده است و هرگز فراموش نمی‌شود و این یکی از نشانه‌های علاقه‌ی فراوان مردم دیار ما از قدیم به جشن و شادی بوده است.
هنوز نشانه‌هایی از مراسم شادی ایام نوروز برای ما به یادگار مانده چنان که از چند هفته به نوروز مانده دسته‌هایی در شهر‌ها راه می‌افتند، ساز و دهل و سرنا می‌زنند و لباس رنگ به رنگ می‌پوشند و با اشعار شادی‌بخش و حرکات مناسب و نغمات موزون مردم را به رقص می‌کشانند، خود نیز دف‌زنان پای می‌کوبند و تهنیت سال نو می‌گویند. در ایام قدیم هم درویشان، جلوی در خانه‌ها چادر می‌زدند و تبریک می‌گفتند یا در دهات دختران وپسران در روز عید به جشن و شادی و رقص و طرب می‌پرداختند. از جمله آهنگ‌هایی که در شمال ایران می‌خوانند یکی هم لحن خاصی است که «نوروزخوانی» گفته می‌شود.
● آیین خنیاگری و نغمه‌های نوروزی (۲)
نوروزخوانی (بهارخوانی) از جمله آیین‌های کهن ایرانی است که تا چند دهه پیش به شکل گسترده‌تری در بسیاری از نواحی ایران و به‌ویژه البرز شمالی و جنوبی، مازندران، گیلان و تالش و دیلمان، کومش، طالقان و ... رواج داشت و امروز به شکل خیلی پراکنده در روستاهای دور‌دست نواحی یاد شده مشاهده می‌شود. گمان می‌رود که مضمون این آیین در قبل از اسلام علاوه بر توصیف طبیعت و بشارت بهار، در ستایش اهورامزدا، مدح شاهان، امیران، بزرگان و مردم گشاده‌دست و خوش‌رو بوده است. این آیین پس از اسلام – به‌ویژه از دوران صفوی - خود را با مضامین، روایات و احادیث اسلامی – به‌ویژه شیعه – منطبق کرده و به حیات خود ادامه داده است.
نوروزخوانان، خنیاگران گمنام و دوره‌گردی بوده‌اند که از حدود ۱۵ روز مانده به نوروز، بر در هر خانه‌ای بهار را با شعر و آواز نوید می‌داده‌اند. خصوصیات مهم نوروز خوانان – به‌مانند همه خنیا گران - بداهه‌سرایی و حافظه‌ی قوی شعری بوده است.
کار نوروزخوانان با فرارسیدن بهار به پایان می‌رسید. نوروزخوانان غالباً مایل نبودند تا از طرف مردم محل سکونت‌شان شناخته شوند و به‌همین دلیل در مناطقی دور از محل سکونت خود به نوروزخوانی می‌پرداختند. بسیاری از اوقات نوروزخوانان کومشی و طالقانی به مازندران می‌رفتند و نوروزخوانان مازندرانی در کومش و طالقان به نوروز‌خوانی می‌پرداختند. نوروزخوانان یکی از عوامل مهم تبادلات و نقل و انتقالات فرهنگی و موسیقایی در شمال و جنوب البرز محسوب می‌شدند. اشعار مورد استفاده توسط نوروزخوانان به زبان فارسی و نیز لهجه‌ها و گویش‌های محلی است.
این اشعار از بخش‌های مختلفی تشکیل می‌شود که هر بخش نغمه‌ی مخصوص به‌خود داشته است. نوروزخوان غالباً در بخش اول، پس از ستایش خداوند و مدح پیامبر (ص) به‌توصیف امامان (ع) می‌پردازد. در پایان این بخش ممکن است از برخی روایت‌ها و داستان‌ها مانند قصه‌ی آدم و حوا، حضرت ابراهیم و ... نیز استفاده شود. در بخش دوم، نوروزخوانان در توصیف صاحب‌خانه بداهه‌سرایی می‌کنند. در این بخش امکان ارایه‌ی طنز و هجو یا ستایش و تمجید وجود دارد. بخش سوم در توصیف بهار و نوروز است. این توصیف یا به‌صورت مستقل در قسمتی از نوروزخوانی انجام می‌شود و یا به‌صورت ترجیع‌بند توسط همراهان نوروز‌خوان در جای‌جای بخش اول انجام می‌شود.
نغمه‌های نوروزخوانی بسیار ساده و روان است. این سادگی و روانی به‌دلیل این است که نوروزخوانان معمولاً موسیقی‌دانان حرفه‌ای نبوده و از جمله‌ی مردم عادی روستا بوده‌اند.
همچنین مخاطبین اصلی نوروزخوانی که مردم روستا بودند نیز در سادگی و پالایش نغمه‌های نوروزی موثر بوده‌اند. جمله‌های موسیقی غالباً کوتاه‌اند و دامنه‌ی صوتی آنها معمولاً از یک تتراکورد (دانگ) فراتر نمی‌رود. این جمله‌ی موسیقی مرتباً تکرار شده و با هر تکرار به‌خاطر انطباق با شعر تغییرات چندی را پذیرا می‌شود. ن
وروزخوانی یک موسیقی صرفاً آوازی است و در اجرای آن از هیچ سازی استفاده نمی‌شود. موضوعات مطرح شده در آیین نوروزخوانی دامنه‌ی وسیعی داشته است. نوروزخوان به توصیف و بازگویی احساسات مردم در بازنگری دوباره‌ی بهار و نوروز می‌پردازد، نوروزخوان به تبلیغ افکار آیینی و اعتقادات مذهبی می‌پردازد.
نوروزخوان در بازگویی وقایع ناگوار سیاسی‌-‌اجتماعی به‌شیوه‌ی تمثیلی و کنایی و عمدتاً در قالب طنز و هجو به‌عنوان ناقل اخبار و وقایع از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر عمل می‌کرده است.
● نواهای نوروزی گم شده (۳)
در متون قدیمی ادبی، تاریخی و موسیقایی از نغماتی با عنوان نوروز یاد شده است که در حال حاضر به‌جز نامی از آنها باقی نمانده است و به قول شادروان «روح‌اله خالقی» این نام‌ها از لحاظ موسیقی و بازسازی آنها کمکی به موسیقی‌دان کنونی ایرانی نمی‌کند. موسیقی‌دانان و موسیقی‌نویسان سده‌های اسلامی نیز در آثارشان از نغمه‌های نوروزی همراه با توضیحاتی که غالب آنها برای علاقه‌مندان موسیقی ایران قابل درک و بازسازی نیست یاد کرده‌اند که نمونه‌هایی از آنها در ذیل نقل می‌شود.
در رساله‌ی معروف «بهجت الروح» که به قول «ادوارد براون» یکی از روشن‌ترین و موجزترین رسایل درباره‌ی موسیقی ایرانی است و در دوره‌ی صفویه فردی به نام «عبدالمومن بن صفی‌الدین» آن را نوشته، آمده است که: «نوروز آوازه‌ای است که از مقام بوسلیک و همایون مشتق شده و یک‌و‌نیم بانگ [دانگ] دارد و از چهارمین نغمه است.» نقل قول‌هایی که در ادامه می‌آید نیز مربوط به همین رساله است: «نوروز اصل، به‌نظر می‌رسد همان نوروز باشد.
گفته می‌شود که از بوسلیک و حسینی مشتق شده است.»، «نوروز خارا شعبه‌ای است از مقام نوا. از پنجمین نغمه است و نیم بانگ دارد. یکی از بیست‌و‌چهار شعبه‌ی موسیقی قدیمی است. اگر از نغمه‌ی اول حجاز و حصار آغاز کنند و در همایون و نهفت و اوج و زابل و کردانیه و زنگوله و عزال خوانند محط آن‌را «نوروز خارا» گویند: نوا آمد که افتد در جهان شور / بود نوروز خارا فرع ماهور»، «نوروز رهاوی گوشه‌ای است از شعبه‌ی روی عراق»، «نوروز صبا شعبه‌ای است از مقام بوسلیک. از پنجمین نغمه است و نیم بانگ دارد.»، «نوروز عجم شعبه‌ای از مقام رهاوی. از ششمین نغمه است و سه‌بانگ دارد.»، «نوروز عرب شعبه‌ای از مقام رهاوی. از اولین نغمه است و دو بانگ دارد. از اولین نغمه‌ی سه‌گاه شروع شده و به عراق و مخالف می‌رود و در سه‌گاه فرود می‌آید.
یکی از بیست‌و‌چهار شعبه‌ی موسیقی قدیم ایران است. اگر از نغمه‌ی اول سه‌گاه آغاز کنند و بر عراق و مخالف رفته باز در سه‌گاه محط کنند. این‌را نوروز عرب گویند و اگر از همدیگر جدا کنند پنج‌گاه شود.»...
رهاوی شد مقام و شعبه او / تو نوروز عرب را و عجم گو
ز نوروز عرب گر نغمه جویی / عجم را هم ز شش نغمه بگویی
نظامی گنجوی در ذکر الحان سی‌گانه باربد نوازنده معروف دوره‌ی خسروپرویز نام‌های «آیین جمشید»، «راح روح» و «نوبهاری» را حذف کرد و به‌جای آن نام‌های «ساز نوروزی»، «غنچه کبک دری»، «فرخ روز» و «کیخسرو» را ذکر کرده است.
آن‌طور که در برهان قاطع آمده «نوبهاری» لحن بیست‌و‌هفتم از سی لحن باربد و در وصف طبیعت و بهار بوده است. یکی دیگر از نغمه‌های نوروزی «نوبهار» بوده که «سید علی جرجانی» در شرح ادوار صفی‌الدین ارموی آن‌را جز سی‌و‌دو مقام خود آورده است. احتمالاً این نغمه با لحن نوبهاری متداول در دوره‌ی ساسانیان بی‌ارتباط نبوده است. جرجانی «نوروز عرب» را نیز از جمله‌ی سی‌و‌دو مقام موسیقی برشمرده است.
«نوروز سلطانی» که به آن «نوروز کیقبادی» یا «نوروز بزرگ» نیز گویند در روز ششم فروردین اجرا می‌شد. «پورداود» در یشت‌ها گزارش کرده که «نیاکان ما هریک از سی روز ماه را به نامی می‌خواندند. روز ششم را خرداد می‌نامیدند. خردادروز در فروردین ماه آخرین روز جشن نوروز ایشان بود و نوروز خردادی یا نوروز بزرگ یا نوروز خاصه خوانده می‌شد و آن‌را بهترین و گرامی‌ترین روزها می‌دانستند و بر آن بودند که بسیاری از کارهای بزرگ در آن روز انجام گرفته و یا خواهد گرفت.».
در کتاب «فلسفه موسیقی شرقی» آمده است که نغمه‌ی نوروز سلطانی در موسیقی عرب نیز اجرا می‌شود. صاحب کتاب بهجت‌الروح نیز آورده است که حضرت ابراهیم در آتش نمرود در مقام حسینی و نوروز عرب ناله کردی. «نوروز کوچک»، «نوروز خُردک» و «نوروز الصباح» نیز نام‌های گوناگونی است که به یک نغمه‌ی نوروزی داده شده است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. بخشی از مقاله «شادمانی نوروز» به قلم «روح اله خالقی» چاپ شده در مجله «رادیو ایران» - نوروز ۱۳۴۰
۲. بخشی از مقاله «آیین خنیاگری و نغمه‌های نورزوی» به قلم «محمدرضا درویشی» چاپ شده در «مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز» - ۱۳۷۹
۳. بخشی از مقاله «نواهای نوروزی گمشده» به قلم «بهروز وجدانی» چاپ شده در «مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز» - ۱۳۷۹

منبع : فرهنگ و آهنگ

مطالب مرتبط

کودکی پیوتر ایلیچ چایکوفسکی

پیوتر که او را در کودکی « پتیا» می نامیدند در سال ۱۸۴۰ میلادی در خانواده ای میان حال به دنیا آمد. پدرش « ایلیا پتروویچ» افسری نظامی و مهندش معدن بود و مردی با هوش و فرهنگی متوسط به شمار می رفت. او بسیار مهربان و ملایم و محترم بود و فرزندانش او را می پرستیدند. مادرش « الکساندرا» از خانواده فرانسویان مهاجری بود که در دوران انقلاب کبیر فرانسه به روسیه مهاجرت کرده بودند ، و زنی بالا بلند و خوش هیکل با چشمانی زیبا و درخشان بود. او زبان های آلمانی و فرانسه را به خوبی صحبت می کرد و با مهارت پیانو می نواخت و آوازی دلنشین داشت.
پیوتر سه برادر و دو خواهر داشت و به خصوص به خواهرش « ساشا» ( الکساندرا» که فرزند پس از او بود و دو سال از او کوچکتر بود عشقی بی پایان داشت. در منزل بزرگ آن ها که همیشه در آن رفت و آمد بود و از میهمان پر و خالی می شد، دو ابزار موسیقی جلب توجه می کرد: یکی پیانو بزرگی بود که در گوشه سالن پذیرایی قرار داشت و پیوتر کوچولو به شدت شیفته و مجذوب آن بود و عاشق بی قرار آن که پشتش بنشیند و آزادانه با کلاویه های آن بازی کند و تقلید نوازندگی بزرگتر ها را در آورد و به خیال خود نغمات موزون و دلنشینی از آن بیرون بیاورد. دیگری یک جعبه موزیک بود که دسته آن را می چرخاندند و آهنگ هایی که بر آن ضبط شده بود نواخته می شد. جعبه موزیک آن ها نغمه هایی از موتسارت و روسینی و بلینی را پخش می کرد و از همین راه بود که پیوتر با موتسارت آشنا و عاشق او شد و از طریق همین عشق مجذوب و مفتون و مسحور موسیقی شد. عشق به موتسارت و موسیقی او که از دوران کودکی و با شنیدن نغمات موسیقی جعبه موزیک در جان پیوتر کوچولو برافروخته شده بود تا پایان عمر در ذهن او شعله ور باقی ماند.مادرش نخستین معلم موسیقی او بود و نواختن پیانو و آهنگ هایی را که بلد بود به او آموخت. خاطره این آموزش نخستین و معلم مهربانش هرگز از یاد او نرفت از درخشان ترین خاطره های دوران کودکی او به شمار می رفت. سال ها بعد؛ در نامه ای به مادر مهربانش نوشت: « چند روزی است که مرتب آهنگ هزاردستان را می نوازم، که مرا به یاد گذشته می اندازد، و اندوه وجودم را فرا می گیرد. به یاد می آورم که شما آن را می نواختید و من کنارتان روی زمین نشسته بودم و زانوی شما را در آغوش گرفته بودم و بی صدا اشک می ریختم و در حالی که بغض گلویم را گرفته بود، با هم شعر آن را به آواز می خواندیم، و هر دو صمیمانه به آن عشق می ورزیدیم.در سال ۱۸۴۴ در حالی که پیوتر تازه وارد پنج سالگی شده بود، دوشیزه فانی که دختر فرانسوی پر احساس و پر معلوماتی بود به عنوان معلمه برادر بزرگتر او « نیکلا» به خانه آن ها آمد و آموزش و پرورش «نیکلا» و «لیدیا»- دختر عموی پیوتر- را بر عهده گرفت. در نخستین روز ورود او پیوتر ۴ ساله از دوشبزه فانی خواهش کرد که در کلاس های درس او شرکت کند و دوشیزه فانی هم خواهش او را پذیرفت و به زودی پیوتر خردسال و شیرین، سوگلی او شد و او نیز به ملکه بزرگ و الهه قلب پیوتر کوچولو و مالک روح و جان این کودک نابغه و حساس تبدیل شد. ۴ سالی که پیوتر نزد دوشیزه فانی آموزش دید در تحول و تکامل روحی او بسیار موثر بود و پیوتر از دوشیزه فانی عشق به ادبیات، هنر و فرهنگ را آموخت. در ۶ سالگی به برکت آموزش های دوشیزه فانی می توانست به خوبی پیانو بنوازد و کتاب های ادبی بخواند و به زبان های فرانسه و آلمانی خوب و روان صحبت کند. فانی به خصوصیت های استثنایی پیوتر پی برده بود و او را تحت پرورش و نظارت قرار داده بود. پیوتر بی نهایت ظریف و شکننده بود و دوشیزه فانی به او لقب «کوچولوی شکننده» داده بود. پیوتر بسیار مهربان، با اراده، سخت کوش و مصمم بود. از دیگران تقلید نمی کرد و مبتکر و خلاق بود. گاهی تند و پرخاشجو می شد ولی خیلی زود آرام و ملایم می گشت. شادی اش به سرعت به اندوه و اشکش بشتاب به خنده تبدیل می شد. موسیقی بر او اثری شگفت انگیز داشت. تا چشم دیگران را دور می دید و فرصتی پیدا می کرد، به سرعت و با شور و التهاب خود را به پیانو می رساند و سرشار از احساس، آهنگی می نواخت.اگر مانع او می شدند با انگشتانش روی هر چیز که دم دستش بود ضرب می گرفت. یک بار روی شیشه شکسته ای ضرب گرفت و دستش را با لبه تیز شیشه بد جوری برید و زخمی کرد. هنگامی که پیانو می زد، عصبی و ملتهب می شد. شبی پس از نواختن پیانو سراسیمه و بی قرار به سوی اتاقش دوید. دوشیزه فانی که دورادور مراقبش بود دنبال او رفت و او را دید که در بستر نشسته و مثل سیلاب بهاری اشک می ریزد و هق هق می کند. او را در آغوش گرفت و در حالی که می بوسیدش و نوازشش می کرد، پرسید: « چی شده عزیزم؟ از چی ناراحتی؟»، پیوتر هق هق کنان گفت: « موسیقی! موسیقی!» و سپس چند روزی از پیانو زدن خودداری می کرد و مرتب به دوشیزه فانی التماس می کرد: « نجاتم بدهید. از دست موسیقی نجاتم بدهید.» و به سر خود اشاره می کرد و می گفت: « اینجاست. راحتم نمی گذارد. التماس می کنم که نجاتم بدهید.»
پیوتر کوچولوی ما از همان کودکی به ادبیات علاقمند بود و از هفت سالگی شعر های کوتاهی به زبان فرانسه می سرود و تصمیم داشت کتابی در باره ژاندارک- این شخصیت محبوب او در تمام عمر- بنویسد. پیوتر از هشت سالگی و پس از رفتن دوشیزه فانی، به یک بحران عصبی شدید دچار شد و دست به کارهای عجیب و غریب زد. بی دلیل اشک می ریخت. افسرده حال و بیمار بود. رنگ پریده و پژمرده می نمود، و به دوشیزه فانی نامه های عاشقانه می نوشت و او را « عزیز گم شده» خطاب می کرد. مادرش هم که در همان سال مجبور به سفری طولانی شده بود باعث شد که اندوه سنگینی دیگر بر اندوه عمیق پیوتر افزوده شود. مادرش در نامه ای شکایت آمیز به دوشیزه فانی از پیوتر گله و شکایت می کرد و چنین می نوشت: « پتیا دیگر آن پتیای همیشگی نیست. دمدمی مزاج و بهانه گیر شده است. به هیچ چیز علاقه و دلبستگی نشان نمی دهد. من دیگر پتیا را درک نمیکنم. تنبل شده و هیچ کار مفیدی انجام نمی دهد. نمی دانم با او چه بکنم؟ گاه کارهایی می کند که اشکم را در می آورد. تقریباً همیشه اندوهگین و ملول است. تنها وقتی غمش را فراموش می کند که روبروی پیانو نشسته، چیزی می نوازد. ظاهراً موسیقی بزرگ ترین مایه تسلا و تسکین روح رنجور اوست.» در این روزهای سخت و بحرانی که قلب او مجروح و در هم شکسته بود، موسیقی و کتاب تنها مرهم های قلب افسرده او بودند. خودش در این باره به دوشیزه فانی چنین نوشته است: « تنها چیزی که مرا سرگرم می کند کتاب خواندن است. تازگی« شب نشینی» از گوگول را دو بار خوانده ام، اما فعلاً چیزی برای خواندن ندارم و نمی دانم از کجا « تلماک» یا « نامه های خانم سوینه» را پیدا کنم؟» توجه به این نکته جالب است که در زمان نوشتن این نامه پیوتر ما بیشتر از ده سال نداشته است
پس از تولد برادران دو قلویش- مودست و آناتولی- حال روحی پیوتر کم کم بهتر شد و این دو برادر- به خصوص مودست- تا آخر عمر بهترین دوست او و محرم پنهان ترین رازهای زندگی و روح او بودند. در دوازده سالگی او را در مدرسه حقوق ثبت نام کردند و به مدت دو سال پیوتر نو جوان ما که در آستانه بلوغ بود، در این مدرسه تحصیل کرد و از دوری خانواده رنج برد و زجر کشید. مهم ترین شادی این سال ها را مادرش به او هدیه داد و شبی او را به تماشای اپرای « یک زندگی برای تزار» ساخته « گلینکا»- پدر موسیقی ملی روی- برد. دیدین این اپرا اثر بسیار عمیق و شگفتی بر روح و ذهن تشنه موسیقی پیوتر کوچولو گذاشت و شاید این شب را بتوانیم، شب پایان کودکی پیوتر و آغاز نوجوانی او به شمار بیاوریم.
( این متن با استفاده از کتاب « زندگی پر اضطراب چایکوفسکی» نوشته « هربرت ولتسوک» ترجمه « دکتر محمد مجلسی» نوشته شده است.)
نویسنده: مهدی عاطف راد

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!