جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ / Friday, 22 February, 2019

معرفی رابرت‌ کاپا؛ روایتگر ۵ جنگ


معرفی رابرت‌ کاپا؛ روایتگر ۵ جنگ
۵۴ سال پیش در چنین روزهایی مردی به خاک افتاد که بی‌شک در تاریخ عکاسی جهان نظیر ندارد؛ مردی که بعید است بتوان کسی را همپای او لایق لقب «عکاس جنگ قرن بیستم» دانست، مردی که زندگی (و حتی شاید مرگش) باید رویای هر روزنامه‌نگار و عکاس باشد:‌ رابرت کاپا که در ۱۹۱۳ در بوداپست اتریش-مجارستان به دنیا آمده بود، در ۲۵ می ۱۹۵۴ در سن ۴۱ سالگی در شهر تای‌بین کشور ویتنام در حالی که دوربین خود را در دست داشت روی مین رفت و کشته شد. امروز نه دولت «اتریش-مجارستان»، مکان تولد او، و نه «دولت ویتنام»، مکان مرگ او، دیگر وجود ندارند و هزار جور تحول یافته‌اند اما نام و خاطره رابرت کاپا هنوز زنده و شفاف و تصاویر او بهترین روایتگر تاریخ جنگ‌های قرن بیستم هستند. کاپا احتمالا تنها عکاسی است که پنج جنگ بسیار مهم در قرن بیستم را از نزدیک پوشش داد: جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (جبهه‌های اروپا)، جنگ اسرائیل و اعراب ۱۹۴۸ و جنگ اول هندوچین. او تنها در جنگ جهانی دوم از نقاط مختلفی همچون لندن، آفریقای شمالی و ایتالیا عکاسی ‌کرد. کاپا نبرد نورماندی را از نزدیک و در ساحل اوماها عکاسی کرد و شاهد آزادسازی پاریس بود.
● زندگی
کاپا با نام اندره ارنو فریدمن به دنیا آمد و تنها ۱۹ سال داشت که در سال‌های بین دو جنگ به جرم فعالیت علیه دولت دستگیر شد و سپس کشور را ترک کرد. معروف است که او می‌خواست نویسنده شود اما در برلین شغلی در عکاسی پیدا کرد و چنان عاشق این هنر شد که تا پایان عمر راهش را از آن جدا نکرد. به راستی تاریخ عکاسی باید مدیون این اتفاق باشد که کاپا در برلین به عکاسی گروید. در سال ۱۹۳۳ از همان اوایل ظهور نازیسم، کاپا، که یهودی بود، احساس خطر کرد و از آلمان به فرانسه رفت اما کار به عنوان روزنامه‌نگار و عکاس برای کاپای مجارستانی و یهودی در فرانسه نیز آسان نبود. در همین دوران بود که او تصمیم گرفت اسمی آمریکایی‌تر انتخاب کند و «رابرت کاپا» را به دلیل شباهتش با اسم فرانک کاپرا؛‌ کارگردان شهیر آمریکایی،‌ برگزید.
● جنگ اول: جنگ داخلی اسپانیا
در سال ۱۹۳۶ کاپای ۲۳ساله عازم اسپانیا شد و تا سال ۱۹۳۹ در آن‌جا ماند تا وحشت‌های جنگ داخلی اسپانیا را به تصویر کشد. در همان اوایل جنگ بود که عکس‌های کاپا شهرتی جهانی برای او به ارمغان آورد. عکسی که او در همان سال اول در جبهه کوردوبا گرفت (پایین) هنوز از معروف‌ترین عکس‌های جنگ داخلی اسپانیا است. او بسیار نزدیک به سوژه (سربازی در حال مرگ) بود و در دقیق‌ترین زمان ممکن عکس را گرفت؛ آنقدر که از آن روز تا به‌حال بسیاری به اصالت عکس شک کرده‌اند. یکی از مورخان اسپانیا صحت عکس را تایید کرده و سرباز در حال مرگ را فدریکو بورل گارسیا، از والنسیا، نامیده است. جالب اینجاست که وقتی کاپا در ۱۹۳۹ از اروپا می‌گریخت، مجموعه کامل عکس‌هایش از جنگ داخلی اسپانیا را از دست داد اما سال‌ها بعد در اواخر دهه ۱۹۹۰ این مجموعه در مکزیکو سیتی پیدا شد و جهان با نیم‌قرن تاخیر شاهد عکس‌های بی‌نظیر او از جنگ بود. هنوز معلوم نیست این عکس‌ها دقیقا چگونه تا مکزیکو سیتی سفر کرده‌اند.
● جنگ عالمگیر: جنگ جهانی دوم
جنگ جهانی دوم که شروع شد، کاپا کیلومترها دورتر از آن در نیویورک‌سیتی بود. او از هراس نازی‌ها که اروپا را فرا می‌گرفتند از پاریس به آمریکا گریخته بود. اما کاپا در آمریکا دنبال کار می‌گشت و چه کاری بهتر از عکاسی جنگ جهانی دوم! در نتیجه، او هنوز نیامده بود که عازم اروپا شد تا بعضی از بهترین‌ عکس‌های جبهه اروپای جنگ جهانی دوم را بگیرد. او اول برای مجله کولیرز عکاسی می‌کرد و وقتی این مجله او را اخراج کرد کارش را برای مجله لایف ادامه داد. به یاد داشته باشید که کاپا شهروند مجارستان بود و مجارستان در آن زمان در کنار آلمان هیتلری و علیه متفقین می‌جنگید. اما کاپا در ضمن یهودی بود و این، امکان گرفتن ویزای اروپا را برای او ممکن ساخت. در تمام طول جنگ رابرت کاپا تنها عکاس متفقین بود که ملیت یکی از «دشمنان» را داشت. اولین اثر معروف او در جنگ عکسی بود که در روز هفت اکتبر ۱۹۴۳ گرفت. در آن روز او به همراه گزارشگر لایف، ویل لانگ جونیور، در شهر ناپل بود و توانست تنها کسی باشد که بمبگذاری پستخانه ناپل را از نزدیک عکاسی می‌کند. اما بی‌شک شاهکار معروف او در جنگ جهانی دوم عکس‌هایی است که از «روز دی» (روز اشغال نورماندی توسط متفقین و آغاز شکست نازی‌ها) گرفت. او در این روز دو دوربین کونتاکس ۲ با لنزهای ۵۰ میلیمتری و چندین حلقه فیلم خام در اختیار داشت و در همان دو ساعت اول حمله، ۱۰۶ عکس گرفت. اما بار دیگر دست اتفاق، حادثه‌ای عجیب رقم زد. یکی از اعضای تحریریه لایف در اتاق تاریک اشتباهی مرتکب شد که شاید گران‌ترین اشتباه برای عکاسی تاریخ قرن بیستم باشد. اشتباه او باعث آسیب‌دیدن نگاتیوها شد به طوری که تنها ۱۱ عکس از گنجینه کاپا سالم ماند. کسی که این اشتباه را مرتکب شد نوجوانی ۱۵ساله به نام دنیس بنکز بود. مجله لایف در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۴ ۱۰تا از عکس‌ها را با عنوان «کمی ناواضح» منتشر کرد و اعلام کرد دست کاپا از هیجان می‌لرزیده است. کاپا این ادعا را رد کرد و بعدها روایت طنز خود از جنگ را با نام‌ «کمی ناواضح» منتشر ساخت. پس از پایان جنگ، کاپا در ۱۹۴۷ به همراه نویسنده شهیر؛ جان اشتاین بک، به اتحاد شوروی سفر کرد و از مسکو، کیف، تفلیس، باتومی و خرابه‌های استالینگراد عکاسی کرد. پس شاید بیراه نباشد اگر او را عکاس «جنگ سرد» نیز بنامیم! اشتاین بک در سال ۱۹۴۸ گزارشی طنز از این سفر منتشر کرد که مزین به عکس‌های کاپا بود.
● جنگ اول هندوچین، جنگ آخر کاپا
کاپا در اوایل دهه ۱۹۵۰ به ژاپن سفر کرد تا در نمایشگاهی که شرکت مگنوم فوتوز ترتیب داده بود، شرکت کند. کاپا قسم خورده بود تا چند سال از عکاسی جنگ خودداری کند‌ (آخرین جنگی که در آن شرکت کرده بود، جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بود) اما وقتی مجله لایف به او پیشنهاد داد برای عکاسی جنگ اول هندوچین به آسیای جنوب شرقی برود، کاپا زیر قول خود زد و عازم سفری شد که مرگش را در پی داشت. او به همراه دو روزنامه‌نگار دیگر مجله لایف؛ جان مکلین و جیم لوکاس،‌ همراه هنگی فرانسوی عازم ویتنام شد. در ۲۵ می ۱۹۵۴، ساعت ۱۴:۵۵ بعدازظهر، گروه با جیپ از منطقه‌ای خطرناک می‌گذشت که کاپا تصمیم گرفت از جاده بالا رود و عکس‌ بگیرد. پنج دقیقه‌ای نگذشته بود که مکلین و لوکاس صدای انفجاری بلند را شنیدند. کاپا روی مین قدم گذاشته بود. مکلین و لوکاس به صحنه شتافتند و وقتی رسیدند کاپا هنوز زنده بود. اما پای چپش تکه‌تکه شده بود و سینه‌اش زخمی عمیق داشت. مکلین با داد و فریاد کمک‌های پزشکی را خبر کرد اما تا به بیمارستانی صحرایی برسند، کاپا جان داده بود. او در تمام مدت جان‌دادن، دوربینش را در دست داشت و به همراه آن جان سپرد.
● میراث
کورنل کاپا، برادر کوچک‌تر رابرت که خود عکاسی قابل است،‌ میراث‌دار اصلی اوست. او در سال ۱۹۶۶ «صندوق بین‌المللی عکاسی متعهد» را برای حفظ میراث عکاسی رابرت کاپا و سایر عکاسان مشابه او، ایجاد کرد. در سال ۱۹۷۴ بود که کورنل با تاسیس «مرکز بین‌المللی عکاسی» در نیویورک‌سیتی، خانه‌ای دائمی برای این عکس‌ها دست و پا کرد. باشگاه «آورسیز پرس»؛ باشگاه معروف روزنامه‌نگاران در آمریکا، جایزه‌ای به نام «مدال طلای رابرت کاپا» به یاد او ایجاد کرده است که هر سال به عکاسی داده می‌شود که بهترین عکس‌ها را با شجاعت و خلاقیت در خارج آمریکا گرفته است. روح کاپا این تصویرگر دلیری‌ها شاد.

آرش عزیزی

منبع : روزنامه کارگزاران

مطالب مرتبط

معرفی آنتونی جیوکولیا؛ جهانی تقریبا امن

معرفی آنتونی جیوکولیا؛ جهانی تقریبا امن
● آنتونی جیوکولیا و نمایشگاهی از آثارش در نیویورک
▪ جهانی تقریبا امن
«تقریبا امن» نام نمایشگاهی است از کارهای آنتونی جیوکولیا در نیویورک. این نمایشگاه تصویری است از زندگی رو به زوال ما در دوره ای که هرچیزی بوی تشویش و اضطراب می دهد. نمایشگاه از ۶ عکس دیجیتال با سایز بزرگ، طراحی هایی به سبک چهره نگاری قرن نوزدهم، یک نقاشی و یک فیلم ۷۵ ثانیه ای ۱۶ میلیمتری تشکیل شده است. این نمایشگاه از تاریخ ۲۸ آوریل تا ۲ ژوئن در گالری Postmasters برپا بود.
عکس های آتونی جیوکولیا پر از عناصر متناقض هستند و اغلب فضای فیلم های موج نوی فرانسه و علمی-تخیلی را تداعی می کنند. او همچنین در خلق آثارش به فضای آثار بزرگ ادبیات چشم می دوزد.
این هنرمند که دستی نیز در طراحی رقص دارد، با سفر به اقصی نقاط جهان تصاویری را تهیه کرده است و با ترکیب آنها به روش دیجیتالی، تصاویری باورنکردنی از واقعیت عریان شهرها و ویرانگری صنایع خلق کرده است. تصاویر خواب گونه او، آرامشی خاص دارند و مملو از ابرهای متراکمی هستند که در آسمان در حرکتند و نقاشی های رومانتیک قرن نوزدهم و شکوه و عظمت آنها را به یاد می آورند.
به طور مثال به عکسی که عنوان «بازسازی» را برخود دارد نگاه کنید. این عکس ساختمانی در حال ویرانی را برای ما به تصویر می کشد که شاید در نگاه اول هیچ چیز چشمگیری نداشته باشد. اما اگر کمی به عکس دقیق شویم در ننوهایی که از سقف آویزان است افرادی سالخورده را می بینیم. این یک کابوس است. آنها آنجا چه کار می کنند؟ آیا خوابیده اند؟ آیا آنجا مانده اند و انتظار مرگ را می کشند؟ آیا این اعتراضی است به نحوه رفتار جامعه آمریکا با افراد سالخورده؟ هنرمند به این صحنه های غیرقابل تصور را در کنار تصاویر ذهنی ما قرار می دهد و موفق به ویران کردن فهم اولیه ما از موضوعات می شود. زمین بایر و متروک جلوی تصویر و آسمان وحشی به شکلی عریان در برابر زندگی امروز و سرنوشت آینده ما موضع گیری می کند. این تصویر صحنه ابتدایی فیلم زندگی شیرین اثر فدریکو فلینی را به یاد می آورد.
«جزر و مد» عکسی است که کاملا می تواند متعلق به فیلمی از هیچکاک –مثلا پرندگان- باشد. در یک نگاه خوشبینانه تر این تصویر جزر و مد اقیانوس با منظره ای عریض از صخره های غار مانند که دور آب را گرفته اند می تواند یک نقاشی رومانتیک از قرن نوزدهم باشد.
جیوکولیا با به تصویر کشی بی نظمی، آلودگی و زوال، تعریف ما از زیبایی و چشم انداز زیبا را به چالش می کشد. جلوی تصویر تعداد زیادی ماهی در آب آلوده شناورند که تعداد مرده ها بیش از تعداد زده هاست. در زمینه تصویر صدها پرنده سیاه بر روی سیم های برق جمع شده اند که پشت انها آسمانی ترسناک بر همه چیز احاطه دارد. یک پیکره آهنی برروی نیمکت نشسته است و به این مناظر نگاه می کند. نرمند برخی المان های ناهمگون دیگری مانند برجی از آب، تیر چراغ برق و چیزی که مانند یک چاه نفت به نظر می رسد را نیز وارد عکسش کرده است. هیچگاه نمی توان چنین منظره ای را در ذهن تصور کرد.
در عکس «یخ سیاه»، جیوکولیا بار دیگر منظره ای از دریا را به تصویر می کشد. این عکس را می توان استعاره از ناتوانی جهان و مردمش دانست. چاه های نفت و ساختمان های صنعتی که به حال خود رها شده اند در دور دست نمایانند و کوه یخی در نزدیکی ما به چشم می خورد. مردی درون یک ماشین مشغول تماشای یک دیوار نقاشی شده است. این تصویر سیاه با آن ناظر کنجکاوش اگر نگوئیم که انسان را ویران می کند، اما به راحتی می تواند گیج کننده باشد.
«بانک شمالی» معماری یک منطقه صنعتی را به تصویر می کشد. اگر این عکس را از زاویه دید پوسترهای تبلیغاتی دوران جنگ سرد شوروی نگاه کنیم، این منطقه مانند در یک جهان فوق صنعتی یک سرزمین رویایی است.
در «توده دود» توده های دود در آسمان پاریس را نشان می دهد که از بالای بام ها دیده می شوند و تصویر رویایی این شهر را در ذهن ها ویران می کند و کابوس های جهنمی را به یاد می آورد. عکسی که به فضای رمان های چارلز دیکنز بسیار نزدیک است.
در «مهمانی جستجو» یک بازگشت خاطره انگیز به سرزمینی دیگر در غالب یک عکس رنگی. این تنها عکس رنگی این مجموعه است. در این عکس هنرمند یک تصویر نامانوس را به تصویر می کشد. سه مرد ماسک به صورت زده اند و قصد دارند فردی را از میان آتش نجات دهند. آنها در یک دهکده با نمایی قدیمی و خانه هایی چوبی ایستاده اند و عناصری نامتعارف وجه ما را به خود جلب می کنند؛ چاه های نفت، هلیکوپتری در در حال پرواز است، سیم های برق درهم ریخته و نامنظم، فواره آب و درختی که انگار تنها درخت زنده این منطقه است. حتی این دهکده کوچک و زیبا نیز از زخم دنیای مدرن در امان نمانده است.

وبگردی
آیا واقعآ این یک جنگ است یا استفاده چند نفر از ناتوانی ما / اگر جنگ است چرا مردم طرف مقابل آنرا حس نمیکنند / چرا همه از این جنگ بهره میبرند جز مردم ایران !
آیا واقعآ این یک جنگ است یا استفاده چند نفر از ناتوانی ما / اگر جنگ است چرا مردم طرف مقابل آنرا حس نمیکنند / چرا همه از این جنگ بهره میبرند جز مردم ایران ! - به عبارت بهتر وقتی از واژه جنگ اقتصادی برای طرح مشکلات استفاده می‌کنیم، با توجه به بار معنایی این واژه، دیگر کارکرد توجیه‌پذیری کار‌ها و کوتاهی مأموریت‌های محوله را نمی‌کند، بلکه دقیقاً مسئولیت‌پذیری در حیطه عملیاتی و مسئولیت‌های محوله را گوشزد می‌کند و بدیهی است که در فضای جنگی باید با کم‌کاری‌ها و خیانت‌ها به سبک دادگاه‌های صحرایی سریع و مقتدر عمل و مسئولیت‌پذیری را به همه عاملان خصوصی و دولتی گوشزد…
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما - ساز و کاری که بانک مرکزی تحت عنوان نیما برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات اندیشیده اند و با خوارشماری صادر کنندگان با تجربه و خوشنام و بی اعتنائی به نظرات معقول و دلسوزانۀ آنان به راهی خطرآفرین پا گذاشته، بی تردید محکوم به ناکامی است و پیامدهای ناگوار آن، که در درجۀ اول از دست دادن بازارهای صادراتی دیرینه است، به راحتی قابل جبران نخواهد بود.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.