یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ / Sunday, 25 February, 2018

قرآن و استقلال فرهنگی


قرآن و استقلال فرهنگی
"فرهنگ" مجموعه ای از باورها، آیین، آداب، رسوم، سنت ها و دین است که هویت هر جامعه انسانی را شکل می بخشد و از دیگر جوامع متمایز می سازد. قرآن اختلاف فرهنگی را امری طبیعی و در راستای رشد و تکامل فردی و جمعی انسان و جوامع انسانی بر می شمرد. تمدن های انسانی، اشکال تجسمی فرهنگ ها هستند. از این روست که هر فرهنگی، خاستگاه تمدنی متفاوت از دیگر تمدن ها می شود و فرهنگ های دیگر نیز، برآیند فرهنگی دیگر تمدن ها را که به شکل فرآورده های تمدنی، تجسم خارجی یافته اند، به سادگی نمی پذیرند و از آن سر باز می زنند. بر همین اساس است که برخی فرهنگ ها، کاربرد واژگان دیگر تمدن ها را نمی پذیرند، زیرا بر این باورند که هر یک از این واژگان دارای بار فرهنگی خاصی است که از طریق فرآورده های فرهنگی و به شکل تجسمی آن (تمدن) می کوشد تا در فرهنگ و تمدن دیگر نفوذ کرده و آن را تحت کنترل خود در آورد. واکنش جوامع فرهنگی چون فرهنگ اسلامی و یا سرخپوستی و یا کنفوسیوسی، نسبت به فرهنگ واژگان تمدن غربی را می توان بر پایه این باور توجیه و تحلیل کرد.
هر واژه و یا فرآورده فرهنگی و تمدنی، مجموعه ای از فرهنگ و تمدن را با خود به همراه دارد که پذیرش آن، لوازم و پیامدهایی به دنبال دارد که می تواند برای فرهنگ گیرنده و پذیرنده، مخرب و زیانبار باشد. حتی خرده فرهنگ ها نیز در میان کلان فرهنگ ها از این احساس که مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته اند، رنج می برند. واکنش تند فرهنگ فرانسوی، نسبت به فرهنگ انگلیسی و بازتاب آن در حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، نمونه عینی این واکنش و رد فرهنگی میان دو خرده فرهنگ از یک تمدن و فرهنگ کلان مشترک است. از این رو، بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که موجودیت و هویت هر جامعه و تمدنی از استقلال فرهنگی آن جامعه بر می خیزد و خاستگاه استقلال در هر حوزه دیگری را نیز باید در استقلال فرهنگی جست. به این معنا که فرهنگ به عنوان ریشه و خاستگاه تمدن، اصلی ترین نقش را در حوزه استقلال و حفظ آن در همه جنبه ها و حوزه ها دارد. اگر فرهنگی دست خوش تغییرات ژرف گردد و استقلال خود را در میان فرهنگ های دیگر از دست دهد، آن جامعه و تمدن منسوب به آن فرهنگ نیز دچار بحران هویت و فروپاشی می شود و استقلال خود را در دیگر حوزه ها چون نظامی، اقتصادی، سیاسی و تمدنی از دست می دهد. ریشه این نظریه را می بایست در این امر جست که فرهنگ به عنوان مجموعه ای از اندیشه ها و باورها، با روح و جان فردی و یا جمعی جامعه در ارتباط مستقیم است.
اندیشه و بینش انسانی است که هویت فردی و یا جمعی انسان را می سازد و به آن معنا و مفهوم می بخشد. از این رو، هر گونه تغییر و دگرگونی در حوزه بینش، نگرش، اندیشه و باورها به سرعت تأثیر خود را در حوزه های دیگر به جا می گذارد. بنابراین استقلال فرهنگی به عنوان ضامن و حافظ استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی عمل می کند و تمدنی را از تمدن دیگر جدا و متمایز می سازد. اگر انسان و یا جامعه ای از نظر بینش و اندیشه و فرهنگ مستقل نباشد، نمی تواند مدعی استقلال در حوزه های دیگر شود. قرآن هر چند برای همه فرهنگ ها و تمدن ها، ارزش و جایگاه خاصی قایل است و به همه آن ها به عنوان فرآورده های انسانی و تولیدات خلیفه الهی در قرارگاه زمین می نگرد، ولی در این میان به تمایزهای ارزشی نیز قایل است. وقتی قرآن از امت و جامعه و یا فرهنگ شاهد، نمونه و میانه سخن می گوید، تفکیک ارزشی میان فرهنگ ها و تمدن ها قایل می شود. بنابراین، با حفظ احترام به همه فرهنگ ها و تمدن ها، فرهنگ و تمدن البته مبتنی بر اصول ارزشی اسلام یعنی فرهنگ حقیقی و ناب اسلامی و قرآنی را برتر از دیگر فرهنگ ها و تمدن ها بر می شمارد. این تفکیک ارزشی میان فرهنگ و تمدن اسلامی (البته قرآنی و ناب که شاید در حال حاضر و گذشته آرمانی بوده است) و دیگر تمدن ها از آن رو صورت می گیرد تا فرهنگ اسلامی قرآنی به عنوان الگوی کامل و راه مستقیم سعادت دو سرای قرار گیرد و دیگر جوامع انسانی نیز دست کم در برخی از حوزه ها، خود را با آن هماهنگ سازند. البته این به معنای نابودی دیگر فرهنگ ها، زبان ها و آداب و رسوم مفید و عقلایی نیست، چرا که تفاوت فرهنگی و زبانی و سنت های متفاوت، خود انگیزه و خاستگاه تکامل و رشد انسان و جوامع انسانی است. بلکه سخن آن است که نوعی اشتراک در برخی از اصول فرهنگی که برای جوامع بشری مفید و سازنده است، پدید آید. بنابراین سخن گفتن از استقلال فرهنگی به معنای آن نیست که از اصول عقلایی، ارزشی و فرهنگی مفید و سازنده دیگر جوامع بهره نگیرند، زیرا برخی ارزش های اخلاقی در فرهنگ های دیگر، برخاسته از اصول عقلایی و بشری است که به عنوان پیامبر باطن انسانی عمل می کند و اسلام و قرآن، آن ها را ( چه موجود و چه آن هایی که پس از این پدیدار می شوند) تأیید کرده و می کند. همان اصول ارزشی عقلایی که از آن در اصول فقه اسلامی به سیره عقلایی یاد می کنند و بر آن مهر تأیید می گذارند. از همه این ها گذشته، اسلام و قرآن خواستار هویت یابی فرهنگی امت و جامعه اسلامی است. بر همین پایه و با شعار شعوربخش و هدایت گر "قولوا لا اله الا الله تفلحوا"، زنجیرهای فرهنگی و تمدنی بردگی و جهل و بندگی را از دست و پای بشریت بر می دارد (۱). هدف از این حرکت بینشی و نگرشی آن است تا انسان را در جایگاه واقعی خود قرار دهد و فرهنگ و بینش، مهم ترین عامل رسیدن به این مقصود شناخته و دانسته می شود.
● هویت بخشی به فرهنگ و تمدن اسلامی
قرآن، برای رسیدن به استقلال فرهنگی و هویت بخشی تمدنی و جلوگیری از وابستگی های فرهنگی، راهکارهایی ارایه داده است که در این جا به بخشی از آن می پردازیم:
۱) قرآن
قرآن به عنوان مهم ترین عامل برای استقلال فرهنگی و تمدنی اسلام شناخته و معرفی شده است، زیرا با قرآن به عنوان کتاب و قانون اساسی امتی که می بایست در درون تمدن ها و فرهنگ ها برخیزد و هویت مستقل بیابد، این امکان فراهم آمد تا امت اسلام، هویتی مستقل پیدا کند. هر جامعه و تمدن و فرهنگی نیازمند اصولی اساسی است که به عنوان امر ثابت از نسلی به نسل دیگر منتقل می گرد و نسل حاضر با تلاش و کار فرهنگی می کوشد، تا آن مبانی و اصول را به نسل دیگر آموزش داده و بر پایه آن تربیت کند. از این عمل در علوم اجتماعی، به جامعه پذیری یاد می کنند. جامعه پذیری موجب می شود تا همبستگی اجتماعی و وحدت رویه و عمل در میان نسل ها حفظ شود و سنت ها انتقال یابد. سنت ها و اصول اساسی هر فرهنگ، می تواند به دو شکل شفاهی و کتبی منتقل گردد. در قرآن و گزارش های تاریخی، ما با هر دو شکل حفظ فرهنگی جوامع آشنا شده ایم. به عنوان نمونه فرهنگ یهودی به شکل کتاب، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. در این کتاب اصول اساسی و ارزش های بنیادین نوشته و ثبت شده است و هر نسلی به کمک آن می تواند از روش و سنت های فرهنگی پیشینان خود مطلع شود و بر پایه آن عمل کند. این روش از فواید چندی برخوردار است؛ از مهم ترین آن ها می توان به پایداری و ثبات آن اشاره کرد. شکل دیگر انتقال اصول و سنت های فرهنگی به نسل دیگر، روش شفاهی است. جامعه امی و بی سواد حجاز این گونه، اشکال فرهنگی خود را به دیگر نسل ها منتقل می کردند. بسیاری از آداب و سنت های مرسوم در عصر نبوی (ص)، سنت ها و آدابی بود که از ابراهیم (ع) به یادگار مانده بود و به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد. این روش به جهت فقدان سنت مکتوب، دچار تغییرات اساسی و گاه دگرگونه ساز می شود. نسل های پسین به علت فقدان منبع معتبر و مستند نمی توانند از همانندی و یا یگانگی اصول ارزشی خود در طول نسل ها دفاع کنند، زیرا هر یک سنت ها می تواند به علل مختلف تغییر شکل و ماهیت دهد. قرآن به عنوان عامل اساسی حفظ وحدت فرهنگی و پایداری ارزش های فرهنگی و تمدن اسلام، به خوبی توانست از عهده این مهم بر آید. بنابراین قرآن در برابر دو کتاب ( یعنی دو فرهنگ یهودی و مسیحی ) و حتی دیگر فرهنگ ها و تمدن های دارای هویت پایدار فرهنگی چون تمدن و فرهنگ ایرانی و رومی، عمل کرد. قرآن توانست با حضور و نقش خود استقلال فرهنگی و تمدنی امت اسلامی را تضمین کند. بنابراین باید بر این نکته پا فشرد که ارسال قرآن از سوی خداوند و کتابت آن، به عنوان نخستین و مهم ترین عامل هویت بخشی جامعه اسلامی عمل کرده است. خداوند با این عمل خواست تا جامعه و امت اسلامی دارای هویت مستقل و پایداری باشد که در برابر آسیب های احتمالی زمان مصون بماند.
۲) تجسم بخشی وحدت محوری با انتخاب مکه
یکی دیگراز راهکارهایی که قرآن برای هویت بخشی فرهنگی و تمدنی اسلام ارایه داده است، انتخاب مکه به عنوان قبله فرهنگ و تمدن اسلامی است. برای تداوم فرهنگی و پایداری تمدنی لازم است که نوعی محور تجسمی نیز در کنار محور فرهنگی (قرآن) وجود داشته باشد. تا زمانی که امت از چنین محوریت برخوردار نباشند، نمی توانند به خود شکل تمدنی دهند. تجسم بخشی مفاهیم فرهنگی نیازمند پدیده های فرهنگی و مقولات تمدنی است. کعبه به عنوان تجسم و نماد محوری وحدت فرهنگی و تمدنی جامعه اسلامی عمل می کند. پیش از انتخاب کعبه و مکه به عنوان قبله مسلمانان، این هویت به شکل معنوی وجود داشته، ولی هرگز به شکل تجسمی نمود پیدا نکرده بود. از زمانی که این قبله به عنوان محور عینی مشخص شد، امت و تمدن اسلامی از تمدن و امت مسیحی و یهودی مجزا شد. (۲)
۳) مسجد
دیگر عامل اساسی که برای هویت بخشی فرهنگی از سوی قرآن و پیامبر صورت گرفت، ساخت مسجد و تأکید بر این عنوان بود. اگر دیگر تمدن ها و فرهنگ ها دارای مشخصه ای چون کنیسه و کلیسا و صومعه بودند، اسلام برای ایجاد استقلال فرهنگی اقدام به ساخت مکانی برای عبادت به نام مسجد کرد که از نظر شکل و شمایل و متعلقات داخلی آن بسیار متفاوت بود.( لهدمت بیع ...)
۴) نماز
از دیگر راهکارهایی است که قرآن به صورت تجسمی کوشید تا نوعی استقلال فرهنگی و تمدنی را با آن سبب شود.
۵) نفی تشبه و همانند با دیگران
این راهکار برای حفظ استقلال فرهنگی و نه ایجاد آن، پیشنهاد و در دستور قرار گرفت. برنامه قرآن و اسلام این بود که پس از ایجاد استقلال فرهنگی با عواملی که برخی از آن در اینجا یاد شده است، این استقلال را حفظ کرده و نگذارد به اشکال مختلف سست و یا از میان برود. از این رو دستور داد تا مسلمانان به عنوان یک امت و تمدن مستقل، می بایست از تشبه به دیگران خود داری کنند. تشبه ای که موجب می شود تا هویت فرهنگی و استقلال تمدنی آنان از میان برود. بنابراین هر آن چه این استقلال فرهنگی را به مخاطره می انداخت، حرام و ممنوع گردید که از آن میان تشبه و همانند سازی خود با دیگران است.(۳)
۶) جلوگیری از تأثیرگذاری دیگران در حوزه های فرهنگی
از دیگر برنامه های قرآن و اسلام برای تداوم فرهنگی آن است که نگذارد تا دیگران در حوزه های فرهنگی اعمالی را انجام و یا به دست گیرند که تغییرات فرهنگی را پدید می آورند و پایه استقلال فرهنگی را سست می کنند. در آیه ۱۷ سوره توبه از مشارکت دادن دیگران در ساخت مساجد و بناهای دینی و فرهنگی نهی می کند و می فرماید: «مشرکان نمی توانند و نباید در تعمیر و آبادانی مساجد مشارکت داشته باشند». در دستوری دیگر مسلمانان را از این که در این حوزه های حساس و سرنوشت سازی که هویت فرهنگی و جمعی امت بدان وابسته است، از دیگران بهره گیرند و آنان را حتی به عنوان مشاوران به خدمت گمارند، نهی کرده است. این همه شدت عمل از آن روست که تصرف و دسترسی دیگران به این حوزه ها، تأثیرات ژرف و مهمی را سبب می شود و جامعه و هویت مستقل آن تهدید می شود.(۴)
۷) عدم کوتاهی در برابر ارزش ها
اگر جامعه و امت اسلامی و یا هر فرهنگی در برابر ارزش ها و اصول خود کوتاه بیاید و به عنوان آسان گیری و تساهل و تسامح، آن را زیر پا گذارد، چنین فرهنگ و جامعه ای به زودی استقلال خود را از دست می دهد و چیزی نمی ماند تا با آن هویت خود را بنمایاند. انعطاف در برابر اصول ارزشی، امری نادرست و ضد فرهنگی است. بنابراین قرآن هر مسلمانی را فردی اصول گرا به معنای پاسدار ارزش های اساسی می داند. ارزش هایی که بر پایه اصول عقلایی و یا عقلانی و یا داده های وحیانی معتبر است، می بایست حفظ و از آن پاسداری کرد. اگر سخن از تسامح و تساهل و آسان گیری در اسلام است، درباره اصول ارزشی نیست. یک مسلمان می تواند و باید اهل تسامح و تساهل نسبت به دیگران باشد، ولی نمی تواند و نباید در برابر اصول و ارزش ها کوتاه بیاید.(۵). کوتاهی در اسلام به عنوان مداهنه و تدهین، امری مردود و زشت شمرده شده است و اهل مداهنه نسبت به ارزش ها به مجازات سختی تهدید شده اند.(۶)
۸) مبارزه با ارتداد
از دیگر راهکارهایی است که برای تداوم ارزشی و استقلال فرهنگی جامعه پیشنهاد شده است. در هر جامعه و تمدن فرهنگی، افرادی که در حوزه قانون و سنت ها عمل نمی کنند و به زبانی جامعه پذیر نیستند و با نمادهای فرهنگی و یا اصول ارزشی جامعه همراهی و هماهنگی ندارند، به سختی مجازات و تنبیه می شوند. زیرا اگر چنین برخوردی از سوی جامعه انجام نگیرد، بنیاد ارزشی جامعه و هنجارهای آن سست و به زودی نابود می شود. در جامعه اسلامی نیز برای حفظ ارزش ها و وحدت فرهنگی جامعه از روش فوق استفاده شده است. مسأله ارتداد و تنبیهات آن را می توان بر این پایه و اساس تحلیل و تبیین کرد. در جامعه ای که افراد با پذیرش و وازنش های پیاپی ارکان ارزشی و سنت های اساسی را به بازی می گیرند و هنجارهای اجتماعی جامعه را با خطر مواجه می سازند، تنبیه و مجازات چنین افرادی برای حفظ وحدت و هم بستگی جامعه ضروری و بایسته است. بنابراین قرآن همانند دیگر جوامع بشری با مخالفان ارزش ها و سنت های درست و معتبر عقلانی و عقلایی، به شدت مبارزه و آنان را تنبیه و مجازات می کند. به نظر می رسد که این حکم از آن جایی که مرتبط به حفظ جامعه و وحدت آن است، در صورتی اجرایی می شود که موجبات سستی نهادهای ارزشی جامعه را فراهم آورد. به این معنا که هر گاه فرد و یا افرادی با بازی ارتداد بخواهند اصول ارزشی جامعه و استقلال فرهنگی جامعه اسلامی را به بازی گیرند به سختی مجازات و تنبیه می گردند، ولی اگر چنین حالتی دست نداد تنها با روش های تعزیری و یا راهکارهای دیگر چون طرد و تبعید، از گسترش و دامن زدن به این گونه رفتارهای ضد جامعه پذیری جلوگیری به عمل می آید. بنابراین تشخیص این مسأله به امام و دولتمردان بستگی دارد و از قوانین دولتی برای حفظ و پاسداری از ارزش های اساسی جامعه است.(۷).
این ها نمونه هایی از راهکارهای قرآنی برای ایجاد و نیز پاسداری از استقلال فرهنگی و تمدنی جامعه اسلامی است. با تفکر و تدبر در آیات دیگری از قرآن می توان نمونه ها و راهکارهای دیگری برای این مسأله یافت که از آن میان می توان به راهکار هجرت (۸) اشاره کرد.

مهدی خیراللهی / کارشناسی علوم حدیث و دکترای افتخاری ریاضی محض از ایتالیا
پی نوشت:
۱- اعراف آیه ۱۵۷
۲- بقره آیه ۱۴۵
۳- نساء آیه ۸۹
۴- آل عمران آیه ۱۰۰
۵- اعراف آیه ۳ و نیز جاثیه آیه ۱۹ و کافرون آیات ۱ تا ۵ و ممتحنه آیه ۴ و ۵
۶- قلم آیه ۹
۷- آل عمران آیه ۱۴۹ و نیز بقرة آیه ۱۰۹
۸- عنکبوت آیه ۵۶ و نساء آیه ۹۷

منبع : کانون اندیشه جوان

مطالب مرتبط

شیوه‏های ظریف و متنوع در فهم و بیان معارف قرآن


شیوه‏های ظریف و متنوع در فهم و بیان معارف قرآن
قرآن مجید كه به منظور هدایت تمام انسان‏ها بر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده، كتابی است الهی و دارای مراتب كه مرتبه اعلایش، یعنی همان «ام الكتاب‏» نزد خداوند سبحان است:
«و انه فی ام الكتاب لدینا لعلی حكیم‏» (۱)
این مرحله كه اصل و ریشه قرآن است، وجود و حقیقت «عنداللهی‏» دارد . در آن جا سخن از لفظ، نوشتن، صورت ذهنی و علم حصولی نیست . تا انسان بالا نرود و به حضور اقدس خدا نرسد نمی‏تواند آن مرتبه عالی را درك كند، چرا كه آن مرتبه هدایت افراد باتقوا «. . . هدی للمتقین‏» (۲) است .
اما مرحله نازله‏اش «عندالناس‏» و به صورت كتاب و لفظ عربی روشن ظهور كرده كه الفاظ و ظواهرش قابل قرائت، استدلال، گفتن، شنیدن، نوشتن، قابل فهم و همگانی است:
«. . . هدی للناس . . .» (۳)
بنابراین، همه انسان‏ها از نور هدایت و مقام نازل آن برخوردار خواهند شد، به طوری كه خدای سبحان در قرآن آن را كتاب هدایت همه انسان‏ها معرفی می‏كند:
«. . . وما هی الا ذكری للبشر» (۴)
از این رو، همگان آن را می‏فهمند و برای همه سودمند است، هیچ بشری بی‏نیاز از آن نیست . زن و مرد، پیر و جوان، از هر نژاد و اقلیمی كه باشند به آن نیاز دارند .
فهم قرآن كریم، اگرچه نیاز به زبان خاصی دارد (زبان عربی)، زبان و فرهنگ آن در فطرت انسان هاست و همگان آن را می‏فهمند . خدای سبحان آن را به عنوان یادآوری و پند و موعظه آسان معرفی می‏كند:
«ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر» (۵)
آسانی قرآن به دلیل آشنایی پیام آن با دل و جان انسان است نه آن‏كه كتابی سبك و بی‏مغز است .
قرآن كلامی ثقیل، سنگین و پرمغز است، ولی در عین حال، به دلیل هماهنگی با فطرت انسان‏ها، فهمیدن و بهره‏مندی از آن برای همگان آسان است .
انسان‏ها اگرچه از فرهنگ مشترك فطری برخوردارند، در هوشمندی و مراتب فهم یكسان نیستند و به تعبیر برخی روایات «الناس كمعادن الذهب والفضهٔ‏» (۶) مردم همانند معادن طلا و نقره متفاوتند» . برخی از مخاطبان قرآن ساده اندیش و برخی حكیمان فرزانه و ژرف اندیشان باریك‏بین هستند .
به همین دلیل، این كتاب جهان شمول الهی، معارفش را با روش‏های متفاوت و در سطوح گوناگون بیان كرده تا از طرفی، ژرف‏اندیشان به بهانه پایین بودن مطالب وحی خود را بی‏نیاز از آن نپندارند و از طرف دیگر، ساده اندیشان از فهم مطالب آن خود را محروم نبینند . (۷)
بنابراین، چون از نظر وسعت‏حوزه رهنمود، جهان شمول است، از دو ویژگی برخوردار است:
الف) به زبانی جهانی سخن می‏گوید تا همگان از معارف آن بهره ببرند و هیچ كس به بهانه نارسایی زبان و بیگانگی با فرهنگ، آن را خار راه خود نبیند و از پیمودن راه سعادت بخش آن باز نایستد . (۸)
مراد از زبان قرآن و مردمی بودن آن، سخن گفتن با فرهنگ مشترك مردم است . انسان‏ها اگرچه در لغت و ادبیات از یكدیگر بیگانه‏اند و در فرهنگ‏های قومی و اقلیمی نیز اشتراكی ندارند، در فرهنگ انسانی كه همان فرهنگ فطرت پایدار و تغییرناپذیر است، مشترك هستند . قرآن نیز با همین فرهنگ با انسان‏ها سخن می‏گوید . (۹)
نشانه فطری بودن زبان قرآن و مشترك بودن فرهنگ جهان شمول آن را می‏توان در گردهمایی دلپذیر سلمان فارسی، صهیب رومی، بلال حبشی، اویس قرنی و عمار عربی در ساحت قدس پیامبر اسلام مشاهده كرد . (۱۰)
ب) محتوایش برای همگان مفید و سودمند بوده و احدی از آن بی‏نیاز نیست .
فهم معارف آن برای همگان آسان است اما این بدان معنا نیست كه همگان به یكسان از آن بهره می‏برند . چرا كه معارف آن مراتب مختلف دارد و هر مرتبه آن بهره گروهی خاص است:
«كتاب الله عزوجل علی اربعهٔ اشیاء:
علی العبارهٔ والاشارهٔ واللطائف والحقائق . فالعبارهٔ للعوام و الاشارهٔ للخواص واللطائف للاولیاء والحقائق للانبیاء» (۱۱) كتاب خداوند عزوجل معارفش بر اساس چهار چیز نازل شده است: عبارت‏ها، اشارت‏ها، لطیفه‏ها و حقیقت‏ها، پس عبارت‏های آن برای عموم مردم است، اشارت‏های آن برای خواص، لطیفه‏ها برای اولیای خدا و حقایق آن برای پیامبران .
بنابراین، با توجه به حدیث فوق، هر كس به اندازه استعداد خویش از قرآن بهره می‏برد . قرآن در بیان معارف الهی خود شیوه‏های خاصی دارد، لذا نمی‏تواند مانند كتب علمی تنها به بیان مسائل علمی و جهان شناسانه بپردازد یا مانند كتب اخلاقی تنها به اندرز بسنده كند و یا همتای كتاب‏های فقهی و اصولی به ذكر احكام فرعی و مبانی آن‏ها اكتفا كند و به طور كلی، شیوه‏های رایج و معمول كتب بشری را در پیش گیرد .
این كتاب الهی در رسیدن به اهداف خود كه همان اهداف رسالت پیامبر است، روش‏های خاصی را برگزیده كه به برخی اشاره می‏شود:
۱) استفاده گسترده از تمثیل
یكی از شیوه‏های معمول در بیان معارف و پیام رسانی قرآن، عینیت‏بخشیدن و تجسم دادن به مفاهیم عقلی در قالب مثل‏های گوناگون است .
قرآن در موارد متعدد برای پایین آوردن سطح مطلب عقلی و قرار دادن آن در دست‏رس فكر بشر از مثل استفاده كرده است .
انسان هرچه ساده اندیش‏تر باشد، احتیاجش به مثل بیش‏تر است، به همین دلیل، مثلا اگر استاد ریاضی بخواهد مسائل هندسی را برای نوآموزی مطرح كند، حتما باید از مثل كمك بگیرد .
مثل زدن و تشبیه كردن مطالب به امور مادی از روش‏های متداولی است كه قرآن به وفور از آن استفاده كرده و مطالب بلند خود را به طور جذاب با مثل بیان كرده است . (۱۲) قرآن هدف خود را از این مثل‏ها به كار انداختن فكر و اندیشه مردم معرفی می‏كند:
«وتلك الامثال نضربها للناس لعلهم یتفكرون‏» (۱۳) و این مثل هایی است كه می‏زنیم شاید آن‏ها بیندیشند .
از این آیه استفاده می‏شود كه مثل‏های قرآنی با آن كه ساده هستند، فهم آن‏ها نیاز به علم دارد . قرآن برای بیان معارف و حقایق، از هر گونه مثلی استفاده كرده است . دقت در مثل‏های قرآنی نشان می‏دهد كه در محتوا و قالب مثل، تنوع و تفنن رعایت‏شده است . از نظر قالب گاهی تشبیه مفرد به مفرد، گاهی جمع به مفرد و گاهی جمع به جمع آمده است . از نظر محتوا نیز خداوند گاهی به نور، زیت و مشكات، گاهی به گمشدگان بیابان در شب و جویندگان سراب در روز و گاهی به حمار و عنكبوت و مگس و . . . مثال می‏زند . (۱۴)
۲) كنایه گویی و رعایت ادب
از ویژه‏گی‏های بیانی قرآن، كنایه گویی و ادب آموزی آن است . در روایات شریفه آمده است كه خداوند سبحان با حیا سخن می‏گوید: ان الله تعالی حیی‏» (۱۵)
قرآن از الفاظ قبیح و مستهجن استفاده نمی‏كند، و حتی برای بیان معانی مستهجن، الفاظ كنایی را به كار می‏برد تا رعایت ادب شده باشد و از این رهگذر، مخاطبان خود را به ادب هرچه بیش‏تر و حیا دعوت می‏كند; مثلا برای مقاربت و روابط زناشویی از كلمات كنایی مانند : «زواره مس‏» یا «رفث‏» استفاده می‏كند یا درباره تیمم بدل از غسل می‏گوید: «
اگر زنان خود را لمس كردید و آبی برای غسل نیافتید، پس به جای آن تیمم كنید .» لمس در این آیه كریمه تعبیر كنایی از ارتباط زناشویی است وگرنه لمس كردن زنان غسل ندارد .
قرآن كریم در چنین مواردی از كلمات كنایی استفاده می‏كند و اگر فرضا كلمه‏ای حیثیت كنایی خود را در قرآن از دست‏بدهد، به دلیل تكرار كلمه و گذشت زمان است . (۱۶)
۳) داوری قاطع درباره سخنان دیگران
قرآن كریم بر خلاف برخی از كتب متداول، پس از نقل آرای مختلف به داوری آن‏ها می‏پردازد . از این رو، اگر مطلبی را نقل كند و سخنی در ابطال و رد آن نیاورد، نشانه امضا و پذیرش آن است، (۱۷) چنان كه از فرزند صالح حضرت آدم ( علیه السلام) نقل می‏كند كه معیار پذیرش عمل در نزد خدا تقواست: «قال انما یتقبل الله من المتقین‏» (۱۸) ، اما آن را رد نمی‏كند . لذا بر اثر داشتن این ویژگی «قول فصل‏» نام گرفته است .
اما پس از نقل گفته منافقان آن را ابطال می‏كند: «یقولون لئن رجعنا الی المدینهٔ لیخرجن الاعز منها الاذل ولله العزهٔ ولرسوله وللمؤمنین ولكن المنافقین لا یعلمون‏» (۱۹)
سخن منافقان این بود كه خود را عزیز می‏پنداشتند و مؤمنان را ذلیل، ولی خداوند بعد از نقل گفتار باطل آن‏ها به بطلان آن پرداخته ومی‏گوید:
عزت و سرافرازی از آن خدا، پیامبرش و مؤمنان است، ولی منافقان نمی‏دانند .
۴) خروج از نظم رایج
نظم و تالیف آیات قرآن و روشی كه در بیان مطالب در آن به كار رفته با تمام كتاب‏هایی كه به دست‏بشر تالیف و تصنیف شده فرق اساسی و جوهری دارد . در كتاب‏های تالیف شده به دست‏بشر معمولا یك یا چند مطلب مطرح می‏شود و در فصل‏بندی خاصی درباره آن‏ها بحث می‏شود .
مجموع مطالبی كه مربوط به یك مساله است‏یك جا و با نظم معینی آورده می‏شود و كتاب با یك مقدمه و چند فصل یا باب پایان می‏پذیرد، (۲۰) ولی قرآن یك كتاب كلاسیك نیست كه دارای فصول و ابوابی باشد و نظام تالیفی خاصی در میان ابواب و فصول آن در نظر گرفته شده باشد، بلكه كتابی است كه در مدت ۲۳ سال تدریجا طبق نیازمندی‏های گوناگون تربیتی در زمان‏ها و اماكن مختلف نازل شده است . بنابراین، در بسیاری از موارد پیوند خاصی درمیان كلمات یك آیه یا آیات قبل و بعد نبوده است; مثلا در آیه سوم سوره «مائده‏» ابتدا اشاره به محرمات الهی كرده و چند مورد از آن را شمرده، اما یك مرتبه سیاق آیه عوض شده و به موضوع امامت و ولایت و معرفی اسلام به عنوان كامل‏ترین دین پرداخته، سپس دوباره مطلب را قطع كرده و به موضوع دیگری درباره محرمات می‏پردازد .
البته تمام آیات قرآن از این نظر به هم مربوطند كه همگی برنامه انسان سازی و تربیتی را در سطحی عالی تعقیب می‏كنند . این آیات برای ساختن یك جامعه آباد، آگاه، امن و پیش رفته از نظر مادی و معنوی، برای مردم نازل شده است . (۲۱)
۵) بیان قصه‏ها و شیوه آن‏ها
قرآن كریم داستان پیامبران و تاریخ امت‏های گذشته را نقل می‏كند، اما نه چون تاریخ نویسان و قصه پردازان، بلكه قسمت‏هایی از تاریخ آن بزرگان و امت‏های آنان را كه با هدف هدایت گری خود هماهنگ است، بیان فرموده است . قصه‏نویسان در نوشتن یا نقل قصه‏های خود وارد جزئیات قضایا می‏شوند و مخاطب خود را سرگرم می‏كنند، ولی قرآن كریم چنین روشی ندارد .
به عنوان مثال در ماجرای فرزندان حضرت آدم ( علیه السلام) می‏فرماید:
«ای پیامبر! خبر دو فرزند آدم را به حق بر آن‏ها تلاوت كن، آن زمان كه هر دو نفرشان قربانی دادند، ولی یكی از آن‏ها پذیرفته شد و آن دیگری كه از او پذیرفته نشد به برادر خود گفت: حتما تو را می‏كشم . برادر تهدید شده به او گفت: خدا فقط از افراد باتقوا قبول می‏كند . اگر تو برای كشتن من دست دراز كنی، منم هرگز به كشتن تو دست نمی‏گشایم، چون از پروردگار جهان‏ها و جهانیان می‏ترسم .
من می‏خواهم كه تو با گناه من و گناه خود در دوزخ جای‏گیری و از اصحاب آتش بشوی . نفسش كم كم او را به كشتن برادرش ترغیب كرد و برادرش را كشت و از زیان كاران شد . سپس خداوند زاغی را فرستاد كه در زمین كند و كاو می‏كرد تا به او نشان دهد كه چگونه جسد برادر خود را دفن كند . او گفت: وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم؟ و سرانجام از نادمان گردید .
همه ماجرای «هابیل‏» و «قابیل‏» در قرآن همین آیات است كه درس‏های فراوانی را به همراه دارد: این كه خداوند اعمال خوب را تنها از پرهیزكاران می‏پذیرد، این كه بی‏تقوایی انسان را به حسادت می‏كشاند و حسادت انسان را به قتل برادر خود وادار می‏كند; این كه متقین از كرامت نفس برخوردار هستند و دست‏به اعمال پستی هم چون برادر كشی نمی‏زنند و قصاص قبل از جنایت نمی‏كنند، این كه نفس انسان اول «مسوله‏» است، سپس «اماره‏» می‏شود و آهسته آهسته انسان را به بدی‏ها می‏كشاند; این كه انسان موجود ضعیفی است و بسیاری از چیزها را به اندازه یك حیوان هم نمی‏داند; این كه عاقبت تبه‏كاری و پستی ندامت و پشیمانی است .
این‏ها و برخی نكات دیگر كه برای انسان درس‏آموز است در قرآن كریم به صورت قصه آمده است . اما این نكته كه چرا قربانی كردند؟ منشا قربانی ازدواج با همسر زیبا بود یا چیز دیگر؟ در كجا و چه زمان بود؟
این امور را قرآن بیان نفرموده است و اگر روایاتی هم در این زمینه باشد باید با دیده تعمق به آن نگریست . (۲۲)
خلاصه كلام این كه، قرآن در عین آن كه به گلچینی از زندگی پیامبران و رویدادهای واقعی می‏پردازد، عناصری را برگزیده كه مبین اندیشه هایی است كه نص قرآن كریم آن‏ها را در نظر گرفته است . اهمیت داستان‏های قرآنی در این نهفته است كه با واقعیت‏ها سر و كار دارد، نه با وهم و خیال، بدین سبب خواننده را نسبت‏به حوادث و جریانات برگزیده‏ای متقاعد می‏سازد كه مستند و دارای واقعیت هستند . (۲۳)
۶) تكرار مطالب و اصطلاحات
چون قرآن كریم كتابی تربیتی و سازنده در تمام زمان‏ها و مكان هاست، بسیاری از مطالب یا فرازهایی از داستان‏های آن تكرار شده است تا شنونده و متعلم مطالب جدیدی بیاموزند . این تكرار از آن روست كه قرآن كتاب نور و هدایت است، لذا در مقام هدایت لازم است مطلب واحد در هر مناسبت‏با زبانی خاص ادا شود تا ویژگی پند و موعظه و سازندگی را داشته باشد، برخلاف كتب علمی كه هر مطلب تنها در یك جا بیان می‏شود و تكرار آن سودمند نیست . سر لزوم تكرار در كتاب هدایت، وجود «شیطان‏» و «نفس اماره‏» است كه عامل ضلالت و عذابند و پیوسته انسان را به گمراهی می‏كشانند، از این رو، تكرار، ارشاد و هدایت ضروری است . (۲۴) این تكرار علاوه بر مساله هدایت، نكته جدید و مفهوم تازه‏ای را به مخاطبان می‏آموزد .
مثلا جریان تبدیل عصای حضرت موسی ( علیه السلام) در سوره‏های «طه‏» ، «اعراف‏» و «نمل‏» سه بار تكرار شده است و هر بار به جای كلمه «مار» یك واژه به كار برده شده است: «. . . فاذا هی حیهٔ تسعی‏» (۲۵) ; «. . . فاذا هی ثعبان مبین‏» (۲۶) و «. . . فلما رآها تهتز كانها جان . . .» (۲۷)
در حقیقت، هر واژه در آیات فوق یكی از ویژگی‏های این مار را بیان می‏كند:
«حیهٔ: مار زنده‏» ، «ثعبان: مار بزرگ‏» و «جان: مار بی آزار» ; یعنی این عصای حضرت موسی به ماری تبدیل می‏شد كه هم زنده بود و دروغین نبود، هم بزرگ بود و هم نسبت‏به حضرت موسی ( علیه السلام) بی‏آزار و بی‏زهر .
۷) جلب توجه و ایجاد سؤال
یكی از ظرافت‏های ادبی و هنری قرآن در بیان مطالب، این است كه نظم را عمدا به هم می‏زند تا توجه مخاطب را جلب كرده و این سؤال را در ذهن او ایجاد كند كه چرا كتابی كه سراسر فصیح و بلیغ است، نظم كلام را بر هم می‏زند و از این طریق به جست وجوی علت می‏پردازد و از معارف نهفته‏ای بهره‏مند شود . (۲۸)
مثلا در جمله‏ای كه چندین بار كلمه با «اعراب رفع‏» آمده، در اثنا كلمه‏ای با «اعراب نصب‏» ذكر می‏شود تا خواننده را متوقف كرده، به تامل وا دارد، مانند آیه ذیل كه می‏فرماید:
«لكن الراسخون فی العلم منهم والمؤمنون یؤمنون بما انزل الیك وما انزل من قبلك والمقیمین الصلاهٔ والمؤتون الزكاهٔ والمؤمنون . . .» (۲۹) در این آیه كریمه پنج وصف ذكر شده كه سیاق ادبی آن‏ها مرفوع بودن آن هاست، چنان كه دو وصف مقدم «راسخون و مؤمنون‏» و دو وصف مؤخر «مؤتون و مؤمنون‏» مرفوع است و در بین اوصاف مرفوع چهارگانه، یك وصف منصوب دیده می‏شود و آن وصف «مقیمین‏» است این بدان جهت است كه توجه متدبران در قرآن و تالیان كتاب الهی را به اهمیت «نماز» كه ستون دین است، جلب كند . (۳۰)
در تبلیغات امروزی نیز همین روش بزرگ نمایی با ایجاد سؤال كه قرآن كریم در چهارده قرن پیش با ادبیات ویژه خود آن را ابداع كرده بود، رایج است; مثلا در پلاكاردها، همه جملات را با یك رنگ می‏نویسند، ولی كلمه «شهید» را با رنگ سرخ یا با خط درشت می‏نویسند . در سخنرانی‏ها گاهی به بعضی از كلمات كه می‏رسند، آن را با صدای بلندتر و شدت بیش‏تری ادا می‏كنند تا اهمیت آن را به مخاطبان گوشزد كنند . (۳۱) بدین ترتیب، گاهی با تغییر اسلوب و تعویض سیاق به ویژگی محتوایی لفظ توجه می‏شود .
۸) تربیت در قالب سؤال
در قرآن مجید بسیاری از حقایق مربوط به معارف دینی، اخلاقی و اجتماعی در قالب سؤال طرح می‏شود و طرفین مساله در اختیار شنونده گذارده می‏شود تا با فكر خود یكی را انتخاب كند . این روش كه باید آن را روش «غیر مستقیم‏» نامید، اثر فوق‏العاده‏ای در تاثیر برنامه‏های تربیتی دارد، زیرا انسان معمولا به افكار و برداشت‏های خود از مسائل مختلف بیش از هر چیز دیگر اهمیت می‏دهد .
هنگامی كه مساله به صورت یك مطلب قطعی طرح شود، در مقابل آن، مقاومت‏به خرج می‏دهد و هم چون یك فكر بیگانه به آن می‏نگرد، ولی هنگامی كه به صورت سؤال طرح شود و پاسخ را از درون وجدان و قلب خود بشنود، آن را فكر و تشخیص خود می‏داند و به عنوان «یك فكر و طرح آشنا» به آن می‏نگرد و در مقابل آن مقاومت‏به خرج نمی‏دهد . (۳۲)
این طرز آموزش و تعلیم در برابر افراد لجوج بسیار مؤثر است . چون مشركان و كفار در برابر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) و كلام وحی موضع‏گیری می‏كردند، در بسیاری از آیات از این روش استفاده شده است كه به چند نمونه از آن اشاره می‏كنیم:
«هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون‏» (۳۳) آیا دانایان با نادانان برابر هستند؟
«قل هل یستوی الاعمی والبصیر افلا تتفكرون‏» (۳۴) آیا نابینا با شخص بینا مساوی است؟ آیا فكر نمی‏كنید؟
۹) جامعیت مطالب در میان معارف
خداوند سبحان معارف اعتقادی، اخلاقی، فقهی و سیاسی را به طور مجزا در قرآن ذكر فرموده و بارها نیز آن‏ها را در كنار یكدیگر آورده است تا هدایتی همه جانبه نسبت‏به آن‏ها داشته باشد و جامعه انسانی را از یك سونگری در عالم و نقصان در عمل باز دارد و درس همه بعدی بودن و عمل كردن به همه معارف دینی را به امت اسلامی بیاموزد تا جامعه‏ای جامع و كامل بپروراند .
قرآن مانند كتب تخصصی فلسفه، اخلاق، فقه و سیاست نیست كه فقط در یك زمینه سخن بگوید، بلكه به دلیل آن كه نور است و برای هدایت جامعه نازل شده همراه تعلیم مطالب فقهی نكته‏های اخلاقی و معارف دیگر را كه ضامن اجرای حكم فقهی است‏بیان می‏كند .
قرآن اگر تعبد را ارائه می‏دهد، تعقل و تحلیل را نیز در كنارش می‏آموزد . سراسر قرآن مملو از این ویژگی قرآنی است . (۳۵
برای نمونه می‏توان به سوره مباركه «نساء» اشاره كرد، آن جا كه قانون ارث را به عنوان حكم فقهی بیان فرموده، مسائل عاطفی و اخلاقی را برای پشتوانه اجرایی احكام و قوانین آن بیان می‏فرماید:
اگر بستگان نزدیك متوفا و یتیمان و درماندگان در زمان تقسیم ارث حاضر بودند، چیزی از ارث هم به آن‏ها بدهید و با آن‏ها با گفتار نیكو سخن بگویید و باید بترسند كسانی كه برای آینده فرزندانشان بیمناكند و درباره یتیمان دیگران سخن درست و حق بگویید و آنان كه اموال یتیمان را به ستم می‏خورند، بی‏شك، در شكم‏های خود آتش می‏خورند و حقیقتا در آتش سوزان انداخته خواهند شد .» (۳۶)
۱۰) وعده و وعید
وعده پاداش‏های خوب و بد برای ایجاد انگیزه در افراد كه به سوی اعمال شایسته روی آورند و از كارهای ناپسند دوری گزینند، بسیار مؤثر است . انسان‏ها همواره پاداش‏های نیك را دوست دارند و از این كه سزای ناشایستی به آن‏ها داده شود و به عاقبت‏بدی گرفتار شوند، بسیار نگران هستند .
قرآن كریم بهشت و جهنم را به عنوان دو انگیزه مهم در تربیت افراد مطرح كرده و با ترسیم واقعیت‏خویش و سرنوشت‏شوم بدكاران، مردم را به انجام اعمال صالح تشویق كرده و از ارتكاب معاصی و گناهان برحذر داشته است . البته با تدبر در آیات نعیم و آیات عذاب، آرمان والای بشری معلوم می‏شود . انسان آرمان جو كه نمی‏تواند با هیچ قدرتی از خواستن و جست و جوی آرمان فرار كند، با تدبر در آیات نعیم و عذاب قرآن، یقین حاصل می‏كند كه آن آرمان عالی، جز در صورتی كه قرآن مجید ترسیم كرده است، قابل قبول نیست . (۳۷)
۱۱) ارائه الگو از خوبان و بدان
یكی از مهم‏ترین ابزار تعلیم و تربیت كه اثر قاطع و تعیین كننده‏ای در ساختن شخصیت فرد و جامعه دارد، ارائه نمونه‏ها و الگوهای گویا از ارزش‏ها و ضد ارزش‏هاست .
برای این كار می‏توان از داستان، به خصوص تاریخ كه سرشار از عبرت هاست، استفاده كرد . با استفاده از قصه و تاریخ می‏توان به خوبی‏ها و بدی‏ها عینیت داد و آن‏ها را در قالب نمونه‏های تاریخی تجسم بخشید، به گونه‏ای كه شخص آن‏ها را همانند نمایشنامه‏ای از نزدیك ببیند و خود را در كنار قهرمانان تاریخ حس كند و عاقبت‏خوب یا بد آن‏ها و عوامل شكست و پیروزی را به خوبی درك كند .
قرآن كریم در مقام تعلیم و تربیت‏به صورت گسترده‏ای از تاریخ استفاده می‏كند، با طرح قصه‏های گوناگون تاریخی و استفاده منطقی از تاریخ، آن را در خدمت اهداف خود قرار می‏دهد و شنونده یا خواننده را در حالتی كه گویا در فضای داستان نفس می‏كشد و با شخصیت‏های آنان زندگی می‏كند، قرار می‏دهد .
بدین گونه الگوهایی كه قرآن كریم در قصه‏های خود مطرح می‏كند، نمونه هایی عینی و لمس شده از خوبان و بدان خواهند بود كه در پرورش افراد بسیار مؤثر و كارساز هستند . (۳۸)
هرچند قصه‏های قرآن هدف‏های مشخصی را تعقیب می‏كند و همه آن‏ها نمونه هایی از افراد خوب و بد را ارائه می‏دهند، در بعضی از نمونه‏ها انگشت می‏گذارد و با هدف الگو قرار دادن آن‏ها به بیان مطلب می‏پردازد . گاهی دو نمونه خوب و بد را در كنار هم قرار می‏دهد و آن‏ها را با هم مقایسه می‏كند تا شنونده یا خواننده با اندیشیدن درباره آن دو نمونه و سنجش عمل‏كرد آن‏ها با یكدیگر به نتایج مطلوبی دست‏یابد، مثلا در آیه ذیل می‏فرماید:
«ضرب الله مثلا للذین كفروا امراهٔ نوح وامراهٔ لوط . . .» (۳۹)
در این آیات شریفه، دو زن بد را با دو زن خوب مقایسه می‏كند; دو زن بد عبارتند از: زن نوح ( علیه السلام) و زن لوط ( علیه السلام). آن‏ها با این كه همسر پیامبر بودند، اما گمراه شدند و با اعمال زشت و ناپسند خود، به صورت نمونه‏هایی از انسان‏های بد درآمدند .
دو زن خوب نیز عبارت بودند از:
زن فرعون و حضرت مریم كه نمونه پاكی و ایمان و تقوا بودند .
بدین گونه قرآن كریم با ارائه نمونه‏های عینی از افراد و یادآوری اعمال زشت‏یا پسندیده آن‏ها گام‏های مهمی را در تربیت افراد برمی‏دارد و با اعمال این شیوه صفات خوب و بد را در برابر دیدگان مردم تجسم و عینیت می‏بخشد . این شیوه و روش قرآن در امر تعلیم و تربیت‏بسیار كارساز است .

وبگردی
افشای ماجرای ضرب و شتم زهرا کاظمی بعد از 14 سال
افشای ماجرای ضرب و شتم زهرا کاظمی بعد از 14 سال - آیا مرتضوی از نزد خود زهرا کاظمی را جاسوس می خواند یا از جایی به او دیکته شده بود که ماجرا را به مسیر جاسوسی ببرد و برای کشور هزینه درست کند؟!
لحظات ترسناک فرود بدون چرخ فوکر١٠٠ هواپیمایی آسمان
لحظات ترسناک فرود بدون چرخ فوکر١٠٠ هواپیمایی آسمان - در این ویدئو لحظات نفس گیر و ترسناک فرود بدون چرخ فوكر ١٠٠ هواپیمایی آسمان در اردیبهشت١٣٩٣ در زاهدان را مشاهده می کنید. در این سانحه هواپیما به سلامت فرود آمد اما از چرخه خارج شد.
هر جایی فضول باشی‌ها و حمله‌ورها کمترند حجاب بهتر است
هر جایی فضول باشی‌ها و حمله‌ورها کمترند حجاب بهتر است - سید مهدی طباطبایی: هر جایی که فضول باشی ها، حمله ورها و حمله کننده ها کمتر هستند، حجاب خانم ها هم بهتر است.
"دختر خیابان انقلاب" و 4 نکته درباره پاسخ پلیس
"دختر خیابان انقلاب" و 4 نکته درباره پاسخ پلیس - این ماده نه درباره بدحجابی یا تشویق به بدحجابی که مشخصاً درباره دایر کردن مرکز فحشا است و رکن مادی جرم ماده مذکور، دایر کردن مرکز فساد و فحشاست.
امروزجلوی ماایستاد،درآینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد
امروزجلوی ماایستاد،درآینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد - خاطره فرزند آیت الله فاضل لنکرانی: " پدر خطاب به آیت الله جنتی در خصوص احمدی نژاد گفت: من نیستم، شما هستید، امروز جلوی ما ایستاد، در آینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد و تمام زحمات آقای خمینی را بر باد خواهد داد"
حیدری هم جرات انتقاد پیدا کرد !
حیدری هم جرات انتقاد پیدا کرد ! - صراحت مرتضی حیدری، مجری برنامه پایش درباره پشت پرده طولانی بودن مراحل صدور مجوزهای کسب و کار
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    مطنجن مرغابی (گیلان)
    اگر رب انار شیرین باشد می توانید شکر را حذف کنید ؛ یا اگر ترشی آن کافی نباشد چند قاشق آب غوره یا آب لیمو اضافه کنید...