سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 22 May, 2018

بهشتی؛ شهید مظلوم


بهشتی؛ شهید مظلوم
چند نفر عزیز که بسیار خاطرشان عزیز است، گرفتن از ملت، ملت را عقب نمی‌نشاند، صفها فشرده تر می شود، فریادها بیشتر می شود و مشتها گرهش محکمتر می شود. شما نمی توانید با ترور بعضی شخصیتها، با بمب گذاشتن در بعضی جاها - هر جا باشد - نمی توانید این ملت را از صحنه خارج کنید. این ملت سرتاسر کشور الآن در ]صحنه اند.[ الآن در تمام کشور در صحنه، مردم موجودند و با مشتهای گره کرده ایستاده اند در مقابل شما. ملتی که جوانش هر دو پایش را از دست داده و او را خواباندند و آوردند پیش من، مع ذلک، می گوید که دعا کنید که من شهید بشوم، ملتی که مادر شهید می آید و می گوید من اولاد دیگری هم دارم و برای شهادت حاضرم بدهم، ملتی که جوانهای او در جبهه ها نماز شب می خواند و جهاد فی سبیل اللّه می کند و این جهاد را برای خودش فخر می داند و زندگی ننگین فرصت طلبی و راحت طلبی را به کنار زده است و شب و روز خودش را در سنگر با آن هوای گرم و با آن بی آبی و با آن شدت می گذراند و پیشروی می کند، با کشتن من و امثال من کنار می رود این ملت؟! اشتباه دارید شماها؛ شمایی که دعوت می کنید به ایستادن در مقابل مردم. در مقابل این ملت، می خواهد کسی بایستد؟
اینهایی که دم از خلق
می زنند و دم از شجاعت
می زنند و دم از جنگجویی
می زنند، چطور در کنار خانه ها خزیده اند و بچه ها را وادار می کنند که بروند بمب بگذارند؟ این کار ابلهانه برای چیست؟ برای این است که شما خیال می کنید که حالا که این کار را کردید، دیگر ملت ما همه کنار می روند و صحنه را می گذارند برای شما؟ این اشتباه است. دو روز پیش از این که سران ارتش اینجا بودند، با کمال جدیت از من می خواستند که به این اشخاصی که برای صلح رفت و آمد می کنند، بگویید نیایند اینجا، ما رها نخواهیم کرد، ما مثل حسین در جنگ وارد شدیم و مثل حسین باید به شهادت برسیم. من کراراً به این مادرها و پدرها و به این جوانهای گولخورده نصیحت کردم که اولاد خودتان را نصیحت کنید، اولاد خودتان را بازدارید از اینکه آلت دست جنایت جنایتکاران بشوند. و به این جوانهای گولخورده مکرر گفتم که شما طرز فکر این بزرگترها را - به اصطلاح - و این سران را مشاهده کنید! این سران فاسد هیچ کدام در صحنه نیستند، همه در زیر، در کنج خانه ها و در زیر زمینها هستند و شما را آلت قرار دادند که شما بروید و خون مردم را بریزید و خون خودتان ریخته بشود، صحنه برای آنها درست بشود که آن ها بیایند بیرون صحنه را برای امریکا درست کنند. بیدار بشوید یک قدری! این تلاشهای احمقانه ای که اینها می کنند، خیال می کنند که به مجرد اینکه این افراد لایق را بردند از بین، ملت ما دیگر می رود کنار، در ملت ما افراد لایق هست و می آید جای آنها. آنها برای همین شهادت وارد شده بودند در جبهه، در این صحنه ها و ملت ما هم برای شهادت وارد شده است در صحنه.
اگر بنا بود که به مجرد اینکه یک امری واقع می شد ناگوار، ما کنار می رفتیم و ملت کنار می رفت، این از اول نمی آمد در صحنه. ملتی که بچه چند ساله اش با موتور سیکلت می زند به تانک و زیر تانک می رود، این به کشته شدن یک نفر یا دو نفر یا صد نفر یا هزار نفر کنار می نشیند؟! اینها باید به عدد افراد این ملت، به عدد افراد جوان و رزمنده این ملت بمب تهیه کنند، و الّا یک بمبی دزدکی زیر یک منزل گذاشتن و یک نفر، چند نفر ابرار را، چند نفر اشخاص متعهد به اسلام را، فداکار را از بین بردن، که ملت را از بین نمی برد. ملت یک دریای بزرگی است و این دریای بزرگ هست و به جای اشخاصی که از صحنه آنها با شهادت بیرون می روند و جنایتکاران آنها را از صحنه بیرون می کنند، به جای آنها باز افراد می آیند و این سیل خروشان هست تا اینکه امریکا را و سایر کشورهایی که می خواهند ما را طعمه کنند، قطع طمع همه آنها را بکنند.
ما به این طور کارهای بچگانه؛ کارهایی که معلوم است از روی ضعف پیش آمده؛ کارهایی که معلوم است که نفسهای آخر را دارند می کشند، از صحنه خارج نمی شویم ما. ما اگر آمده بودیم برای اینکه یک زندگی مرفهی بکنیم، بله، وقتی می دیدیم که یک کسی را یا چند کس را کشتند، ترور کردند، خوب، راحت طلبی این بود که دیگر نیاییم. و شما، صدها نفر شما را، چندین هزار افراد شما را محمدرضا در خیابانها کشت و شما از صحنه خارج نشدید. الآن هم در صحنه های جنگ، هر روز برادران ما، برادران متعهد ما، برادرانی که ما باید از آنها در این امور عبرت بگیریم، این برادران کشته می شوند و جای آنها را یک صف دیگر می گیرد.
شما اشتباه دارید، احمقانه عمل می کنید. یک روز می گویید که »بحث آزاد« وقتی بحث آزاد پیش می آید نمی آیید، فرار می کنید. یک روز می گویید که اجازه بدهید که ما بیاییم در رادیو و تلویزیون چه بکنیم، اجازه هم بهتان بدهند، نمی آیید. یک روز هم می گویید که ما برای خلق می خواهیم زحمت بکشیم، خرمنهای مردم را آتش می زنید برای خلق، کارخانه ها را از بین می برید برای خلق، این خلق را می ریزید در خیابانها و سر می برید برای خلق! این خلقی که شما برای او این کار را می کنید؛ کیست؟ زندگی این مردم را شما می خواهید به هم بزنید، اگر بتوانید. آن خلقی که برای او عمل می کنید، خوب، جز این جمعیت ایران است؟ شما این جمعیت ایران را در مقابلش ایستادید. شما دعوت می کنید در مقابل این جمعیت، مردم بایستند. مردم در مقابل خودشان بایستند؟ یا شما گنهکارها را دعوت می کنید و شما مفسدین را دعوت می کنید برای مقابله؟ وقتی مقابله نمی توانند بکنند می روند کنار و هی بمب می گذارند یک جایی. این دلیل بر این است که شما مرد جنگ نیستید و ادعا می کنید، مرد بحث آزاد نیستید و ادعایش را می کنید. در کتاب خودتان، از اسلام هیچ خبری نیست و همه اصول اسلام را تأویل می کنید به همین دنیا! همه چیز را بر می گردانید و ادعای اسلام می کنید! آن اسلامی که شما می گویید، چیست؟ مگر ملت ما از شماها دیگر می توانند بازی بخورند؟ اینهایی که هم حبسی شما بودند، آن قدر جنایات از شما سراغ دارند که اگر یک وقت فرصت پیدا کنند و بیایند در رادیو و تلویزیون بگویند، می فهمید شما که اینها چی بودند و چه جانورهایی هستند و بودند.(۵۱۰)
□□□
● عدم اعتقاد به اصول اسلام
می خواستند بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی و امثال اینها را از صحنه خارج کنند. اینها رفتند به آقای بهشتی و این جمعی که در این واقعه ]...[؛ در این واقعه فجیع ]که [ به دست عمّال امریکا و به دست اشخاصی که کسی ] که [ »شناخت» آنها را خوانده باشد، می داند که به هیچ یک از اصول اسلامی اعتقاد نداشتند،] درست شده بود،[ به دست اینها شهید شدند و به درگاه خدا شتافتند و نحن ا ن شاءاللّه ب ه م لاح قون.(۵۱۱)
□□□
● فاجعه ۷ تیر
▪ شهادت جمعی از ابرار به دست منافقان در حادثه هفتم تیر
این پیشامد برای همه ملت ما ناگوار بود و یک اشخاصی که برای خدمت خودشان را حاضر کرده بودند و خدمتگزار این کشور بودند، اشخاصی بودند که آن قدری که من از آنها می شناسم از ابرار بوده اند، از اشخاص متعهد بوده اند که در رأس آنها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان را من بیست سال بیشتر می شناختم. مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود. و آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی ]را [که بیشتر متعهدند، مؤثرتر در انقلاب اند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمتها؛ تهمتهای ناگوار به ایشان می زدند! از آقای بهشتی اینها می خواستند موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می شناختم و بر خلاف آنچه این بی انصافها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و «مرگ بر بهشتی» گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدین، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می دانستم. و شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغلهای دولتی، اینها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند؛ اینها هر کدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند، در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند، و این طور نبود که وا خورده باشند که بخواهند بیایند اینجا انحصار طلب باشند. خدا انصاف بدهد به آنهایی که انحصارطلب بودند و می خواستند بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی و امثال اینها را از صحنه خارج کنند. اینها رفتند به آقای بهشتی و این جمعی که در این واقعه ]...[؛ در این واقعه فجیع ]که [به دست عمّال امریکا و به دست اشخاصی که کسی ]که [«شناخت» آنها را خوانده باشد، می داند که به هیچ یک از اصول اسلامی اعتقاد نداشتند، ]درست شده بود،[ به دست اینها شهید شدند و به درگاه خدا شتافتند و نحن ا ن شاءاللّه ب ه م لاح قون.(۵۱۲)
□□□
● بی اطلاعی منافقین از اسلام و قدرت معنوی آن
بسم اللّه الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
ملتی که برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید و کوتاه کردن دست جنایتکاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است، خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باکی راه نمی دهد که دست جنایت ابرقدرتها از آستین مشتی جنایتکار حرفه ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند. مگر شهادت ارثی نیست که از موالیان ما که حیات را عقیده و جهاد می دانستند و در راه مکتب پرافتخار اسلام با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می کردند به ملت شهیدپرور ما رسیده است؟ مگر عزت و شرف و ارزشهای انسانی، گوهرهای گرانبهایی نیستند که اسلاف صالح این مکتب، عمر خود و یاران خود را در راه حراست و نگهبانی از آن وقف نمودند؟
مگر ما پیروان پاکان سرباخته در راه هدف نیستیم که از شهادت عزیزان خود به دل تردیدی راه دهیم؟ مگر دشمن قدرت آن دارد که با جنایت خود مکارم و ارزشهای انسانی شهیدان عزیز ما را از آنان سلب کند؟ مگر دشمنهای فضیلت می توانند جز این خرقه خاکی را از دوستان خدا و عاشقان حقیقت بگیرند؟ بگذار این ددمنشان که جز به «من» و »ما«های خود نمی اندیشند و یأکلون کما تأکل الانعام عاشقان راه حق را از بند طبیعت رهانده و به فضای آزاد جوار معشوق برسانند.

پانوشت ها:
۰۱۵- سخنرانی در جمع اعضای ستاد جهادسازندگی
۱۱۵- سخنرانی در جمع اعضای ستاد جهادسازندگی
۲۱۵- سخنرانی در جمع اعضای ستاد جهادسازندگی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

اسدالله علم و نشانه های جهل

اسدالله علم و نشانه های جهل
از نشانه های جهل یا غفلت، همان تلقی شاه نسبت به کلیه مخالفان خود است که از سرتاسر این شش جلد خاطرات هویداست. شاه و وزیر دربار او بین مخالفان به هیچ تفاوت و تمایزی قائل نبوده اند. آنها یا خائن اند، یا دماگوگ، یا هر دو.
از دماگوژی و عوامفریبی منظورشان همیشه اشاره به جریان مصدق است. « قدری راجع به دماگوژی و دماگوگ که خطر آن برای کشور ( اگر دامنگیر مقامات بالا شود ) کمتر از طاعون و وبا نیست صحبت شد » ( ص۱۷۳).
شاه همواره از این گونه سخنان مشعوف می شد. البته از سخنانی به نوعی دیگر نیز: « واقعاً این مرد بزرگ است و خداوند به او دل شیر و حوصلة پیامبری داده است و زندگی با او لذّت و کیفّیت خاص دارد. به این جهت من مکرر درمکرر از خدا خواسته ام که پیش از او بمیرم زیرا زندگی بعد از او برای من مرگ رنج آوری خواهد بود » ( همان جا ).
عَلَم بحمدالله حیاتی سرشار از ناز و نعمت و تَنَعم داشت ( که خودش هم می نویسد)، و باز بحمدالله به این آرزوی آخر خود نیز رسید. اما آن « مرد بزرگ » او را در اوج بیماری مهلکش، که به خاطر آن در بیمارستان های سویس بستری شده بود، از خود راند.
نه فقط تلفنی به او فرمان داد که از وزارت دربار استعفا دهد - عَلَم البته این مکالمه تلفنی را نشانه « بزرگواری و مرحمت و آقایی و بنده نوازی و بزرگ سالاری » ( ص ۵۴۳ ) شاه قلمداد می کند - بلکه رقیب سرسخت و دیرین او، یعنی امیرعباس هویدا، را بر جایش نشاند؛ به تعبیری، دوستی و خدمات چندین ساله او را پاس نداشت.
اما طرفه آن است که همین هویدا را هم، که سیزده سال نیز در مقام نخست وزیری به او خدمت چاکرانه کرده بود، چند ماه بعد سپر بلای خود کرد و به زندان افکند که از عاقبت او آگاهیم.
چون، برخلاف خاطرات عَلَم، در بسیاری از مقالات و کتاب های دیگر به این « بی وفایی » یا « بی صفتی » شاه اشاره شده است، در باب آن فعلاً سخنی نمی گوییم. اما واقعیت این است که این خصوصیت بارز از دید هیچ یک از نزدیکان شاه پنهان نبود.
شاید به همین دلیل هم بود که در مواقع بروز خطر اولین کاری که می کردند تنها گذاشتن شاه بود و قبل از هر چیز به فکر فرار یا نجات خود می افتادند. این وضعیت را به عیان در رویدادهای مرداد ۳۲ و بعد در ماه های قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ شاهد بودیم.
تقریباً قطعی است که شاه به هیچ کس اعتماد نداشت و تفصیل قضایا را با هیچ کس درمیان نمی نهاد:« ...... ایشان آن قدر تو دارند که میل دارند همه ما در اشتباه بمانیم » ( ص ۱۲۶؛ ایضاً ص ۲۱۳ ).
● کینه بی انتها
در ضرب المثل های رایج، به غیض و نغرتی که با تمایل به تحقیر وانتقام جویی همراه باشد، « کینه شتری » می گویند. برخورد شاه با بعضی افراد دقیقاً مصداق این اصطلاح است، و به آنچه درباره دکتر مصدق می اندیشید و بر زبان می آورد محدود نبود - البته مصدق و هواداران او در این کینه ورزی جایگاهی بس خاص داشتند، که نمونه های آن را در جلد ۶ خاطرات عَلَم می توان ملاحظه کرد:« جبهه ملی، جزب توده، روزنامه های ملی، تمام و تمام، پدرسوخته، نوکر خارجی و عوام فریب » ( جلد ۶، ص ۶۸ ).
به سادگی می توان دید که شاه، مثلاً، بین جبهه ملی که خواهان اصلاحات در چارچوب قانون اساسی بود و حزب توده که قصد براندازی داشت، به تفاوتی قائل نبود. در حالی که سیاست، از جهتی،فن یا هنر تشخیص این تفاوت های اساسی و ظریف است. همه مخالفان را نباید به یک چوب راند که اجباراً جبهه ای واحد تشکیل دهند.
این حالت غیض و کینه جویی به رجال قدیم و جدید منحصر نیست. نسبت به جوانان مخالف حکومت استبدادی نیز محسوس است: « عرض کردم .... خبر خوشی که دیشب یازده نفر تروریست را قوای انتظامی قلع و قمع کرده اند..... [شاه:] البته انتظار این زد و خورد را داشتیم و به زودی در ولایات، به خصوص ولایات شمالی، هم عده ای را می گیریم یا می کشیم » ( ص ۹۹؛ که ظاهراً ماجرای چندی بعد سیاهکل اشاره است ). یا « اگر تمام این خرابکاران را [ منظور دانشجویان دانشگاه تهران است ] پیدا نکنید .... پدر شما را در خواهم آورد » ( ص ۱۱۱ ). یا:« عرض کردم، محکومین به حبس ابد .... وقتی حبس آنها به سر می رسد آزاد نمی شوند. جای تعجب است و صحیح نیست. فرمودند، آخر امتحان کرده ایم صدی نود خرابکاران از میان همین ها برخاسته اند » ( ص ۴۳ )؛ در واقع، یعنی همان دستگاه قضایی خود ساخته نیز کشک!
خود ایشان اعتقاد دارد که « اصولاً احساسات در کار سیاسی ما مداخله ندارد » ( ص ۱۵۱ )، ولی دست کم در مورد مخالفان و منتقدان داخلی گذشته و حال فقط واکنش های احساسی بروز می دهد.
ازجمله عادت داشته اند که روشنفکران را، با غیض و تحقیر، « عن تلک توئل » بنامند. این عبارت ظاهراً به دهان وزیر دربار نیز مزه کرده زیرا عیناً آن را به کار می برد ( ص ۱۹۷ ). به علاوه، در همین صفحه، برای خوشامد اعلیحضرت می گوید « آخوندهای سابق»، یعنی که دیگر وجود ندارند؛ نمونه ای از ارزیابی عینی و مداخله ندادن احساسات در کار سیاسی !
فقط هم به مصدق بد نمی گوید. قوام السلطنه را هم بی نصیب نمی گذارد. در عین حال، در مورد هر دو به خود قبولانده است که خدمات شخصی او از مصدق در قضیه نفت و نهضت ملی و قوام السلطنه در ماجرای نجات آذربایجان فراتر است.
آنها در حقیقت عوام فریب وعامل خارجی بوده اند؛ و این اوست - و فقط شخص او - که خدمات تاریخی و ذی قیمتی به مردم و مملکت ایران انجام داده است. نسبت به افراد دیگری نیز که در گذشته منشاء خدمات مهم به او بودند همین بدبینی و تحقیر نخوت آمیز را دارد:« در این جا هم شپش های لحاف کهنه مثل امینی و صالح و بقایی به راه افتاده » ( ص ۴۵۷ ).
حال، به فرض که این فرمایشات درباره خدمات خودشان صحیح باشد، آیا باید با انکارخدمات دیگران همراه می شد؟ یا، برعکس، زیبنده تر این بود که « پیشوای » آقای عَلَم جایی هم برای خدمات وزیران و نخست وزیران خود منظور می کرد.
یک انسان، یک رهبر، با نفی خدمات دیگران بزرگ و جاودان نمی شود. برعکس، نباید همه چیزها را به خود نسبت دهد. قدرشناسی از خدمات دیگران، نه فقط به رهبری او مفهومی جامع تر می دهد بلکه نقش او را برجسته تر نیز می کند.
در مورد رژیم شاه روشن است که دامن آن هرگز از لکه ۲۸ مرداد پاک نشد. در واقع، آن کودتا مشروعیت رژیم را از بین برد. به غلط یا درست بودن آن کودتا کاری نداریم. واقعیت محسوس آن بود که به مشروعیت رژیم لطمه زده است. بنابراین، طعن و لعن مصدق و یاران او از بابت زدودن آن لکه کاری نمی کرد.
برعکس اگر عاقلانه رفتار می شد و رژیم به راه آشتی گام می نهاد، بسا که هم به پاک شدن آن لکه کمک می کرد و هم مبانی و پایه های خود را محکم می ساخت. بالاخره باید کینه ورزی و تجاهل به کنار می رفت، و تشخیص داده می شد که افرادی چون امیرکبیر و مصدق، غلط یا درست، به نماد ترقیخواهی و استقلال طلبی و آزادیخواهی این ملت تبدیل شده اند. بالاخره هر ملتی به این نمادها نیاز دارد. و درست یا غلط آنها را می سازد.
از منظر تاریخی، بحث درباره بحق یا نابحق بودن افرادی که به هر حال به نماد تبدیل شده­اند شاید کاری درست و عاقلانه نباشد. برعکس، یک رژیم یا رهبر عاقل و دور اندیش، بخصوص وقتی که آن نهادها از بین رفته اند و خطر زنده و بالفعلی ایجاد نمی کنند، قاعدتاً باید بکوشد تا خود را ادامه دهنده کارهای آن چهره های نمادین جلوه دهد و در افتخارات آنها شریک شود تا از این طریق بر وجهه و اعتبار خود بیفزاید.
سراسر خاطرات مرحوم عَلَم حاکی از آن است که اعلیحضرت به این مهم کوچک تری عنایتی نداشته است.
بلکه با لکه دار کردن آن رجال خدمتگزار، به نوعی، صرفاً دل خود را خنک می کرده است. این واکنش را به هر عنوانی می توان خواند - بی خبری، تجاهل، خودبینی، نخوت، غرور، عدم دور اندیشی و .... - اما به هر حال نتیجه یکی است: دوری از واقعیات بالفعل و دوری از مردم!
این معنا نتیجه مطلوبی به بار نیاورد. شاه مدعی بود که خدمات بزرگی به ملت و مملکت کرده است اما، به فرض درستی این ادعا، ناگهان غافلگیر شد و دید که میلیون ها نفر علیه او به خیابان ها ریخته اند، قاعدتاً باید گفت که « غافلگیر شدن » نباید در رژیم های عاقل و آگاه جایی داشته باشد.
رژیم هایی که کینه ورزی نکنند، احساسات را در سیاست ها و کارهای خود دخالت ندهند، و اقدامات خود را تا جای ممکن بر پایه اطلاعات و اطلاعات گیری درست و واقعیات بالفعل داخلی و خارجی به مرحله اجرا گذارند، دلیلی ندارد که غافلگیر شوند.
حال می رسیم به وجه دیپلماسی و سیاست خارجی خاطرات عَلَم که گفتیم بعضی شبهات را برطرف می کند و برخی را تشدید.

وبگردی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران - مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران با حضور اصحاب هنر و ورزش یکشنبه ۳۰ اردیبهشت در تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم که با حضور بازیکنان و کادر فنی تیم ملی به همراه اعضای هیات رییسه فدراسیون فوتبال انجام شد، از سرود رسمی تیم ملی ایران رونمایی گردید.
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی - رئیس جمهور در دیدار با ملی‌پوشام فوتبال ایران از بازیکنان و کادر فنی تقدیر کرد. در این مراسم پیراهن شماره ۱۲ تیم ملی فوتبال کشورمان به حسن روحانی اهدا شد.
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!