سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶ / Tuesday, 20 February, 2018

دو خاطره آموزنده از امیر کبیر


دو خاطره آموزنده از امیر کبیر
امیر نظام هفته ای دو روز مستمراً بدروازه غربی تهران می رفت و در بالاخانه دروازه می نشست و هر متاعی از خارجه وارد می کردند، در گمرک نگاه می داشتند تا امیر نظام آنها را معاینه نماید و هر جنسی را که صلاح نمی دانست به ایران وارد شود حکم به استرداد آن می داد
● سیاست امیر کبیر
▪ حکایت اول
… امیر نظام هفته ای دو روز مستمراً بدروازه غربی تهران می رفت و در بالاخانه دروازه می نشست و هر متاعی از خارجه وارد می کردند، در گمرک نگاه می داشتند تا امیر نظام آنها را معاینه نماید و هر جنسی را که صلاح نمی دانست به ایران وارد شود حکم به استرداد آن می داد.
و از این جهت تجار و بازرگانان هر جنس جدیدی را از امتعه خارجه می خواستند به ایران حمل کنند ابتداء نمونه ای از آن را می آوردند و به امیر نظام ارائه میدادند. هرگاه اجازه ورود می داد وارد می کردند والا معامله و حمل آن را موقوف می داشتند. و مرحوم آقا علی از مرحوم معین الدوله احمد میرزا حکایت می کرد که یکروز با امیرنظام بدروازه امام زاده حسن(دروازه قزوین)رفته بودم برای تماشای امتعه خارجه که تجار از نظر امیر می گذرانیدند، و چون بنشستم یکنفر از خرازی فروشان صندوقی پیش گذاشته و نمونه ها از امتعه خارجه بیرون می آورد و امیر یک یک را دیده و از قیمت و خواص آنها سوال کرده و اجاره ورود یا رد آن را می فرمود‌. تا آنکه قوطی مقوائی باز نموده و شاخه گلی مصنوعی بیرون آورده بدست امیرنظام داد و شاخه ی آن از مفتول نازک آهنی و برگ و گل آن پارچه های رنگین و پرهای لطیف بعضی طیور بود. فرمود صنعتی ظریف نموده اند لیکن فایده و مورد استعمال آن رابگوی. آنمرد گفت زینتی است که نسوان بالای پیشانی و موهای پیش سر نصب می کنند. فرمود قیمت آن چیست؟ عرض کرد پانزده قران. گفت اگر کسی چند روزه این زینت را که خریده و فی الجمله مستعمل شده بخواهد بشما بفروشد یا گرو بگذارد تا چه مقدار باو وجه نقد می دهید؟ آنمرد گفت وجهی در ازای آن نمی توان داد زیرا که پس از استعمال به پشیزی نمی ارزد. امیرنظام فرمود این متاع و مانند آنرا که پس از استعمال به پشیزی نیرزد البته وارد نکنید که مورد سیاست سخت خواهید شد.
معین الدوله گفت چون ظرافت و نیکی صنعت این زینت زنانه در نظرم خیلی جلوه کرده بود، بی اختیار گفتم با آنکه زیوری کم بهاست، چرا قدغن فرمودید که نیاورند. امیرگفت شاهزاده والا برای امثال من و شما خریداری آن ضرر و اهمیتی ندارد. لیکن یقینی است که چون استعمال این زینت در نسوان اشراف و اعیان، متداول و معمول شد، البته تجار و رعایای با ثروت نیز برای زنان خود ابتیاع خواهند کرد و در حمام های عمومی که با این زینت می روند و خودنمایی می کنند، زن های مردم بی مایه مانند سبزی فروش و نظایر او تماشا کرده و نفوس سرکش ایشان با آرزو و حسرت به هیجان آمده به خانه روند و مردان بیچاره ی خود را که با رنج و مشقت بیش از روزی دو یا سه قران عاید ندارند دچارصدمات گوناگون کرده و با عربده و جدال و یا با غنج و دلال و اگر نه با مکر و فریب و خدعه های عجیب و غریب، آن بیچاره را ناچار کرده و به خریداری آن با دخل چند روزه خود مجبور و گرفتار سازند و او را به قرضی یا شاید سرقتی دچار نمایند که به جز وخامت عاقبت نتیجه ای نبرند. و هر گاه پس از دو سه روز سورت شهرت آن زن تخفیفی یافت و درماندگی شوی و گرسنگی خود را دیده و راضی شود که صرف نظر از آن کند، نتواند به قیمت آن پنج شاهی که خرج یک ناهار ایشان است فراهم نماید. راوی گفت پس از این نتیجه ای نبرند. تقریر امیر نظام شاخه گل را به قیمت مرقوم بگرفت و به ارباب صنایع ارائه داد و تشویق نمود تا مانند آن را بساختند و به بهای مناسب بفروختند.
▪ حکایت دوم
مرحوم حاجی ابراهیم خان صدیق الممالک کاشی، لله مرحوم صدیق الدوله فرزند اکبرشاهزاده ظل السلطان، - مسعودمیرزا- حکایت می فرمودکه من با جمعی از بزرگان خدام شاهزاده و بسط مال حکومت او مسرتی سرشار داشتیم و به سخنان هزل و مطایبه خود را سرگرم نموده و در بساط انبساط مشغول عیش و نشاط بودیم و اتفاقاً فقیری پیر پیدا شده سؤال نمود و عیدی خواست. ما هر یک مقداری شاهی سفید به او دادیم. چون شست خویش را پر از سیم دیده نسیم مسرتی بر خاطر هوی وزیده و با بشاشتی تمام گفت سرگذشتی دارم که قابل استماع است، اگر اجازت دهید عرض کنم. خوشروئی و چرب زبانی او ما را بر آن داشت که اجازتش دادیم. گفت در تاریخی که چراغعلی خان زنگنه از طرف امیرنظام به حکومت این ولایت منسوب بود و تمام اشرار این شهر را سرکوب نموده و اهالی به نعمت امنیت نایل شدند، من به سن ۲۴سالگی بودم و بجز مادر و عیال کسی را نداشتم و به صنعت دواتگری معیشت خود را می گذرانیدم. یک روز فراشی از طرف حکومت به بازار ما بیامد و تمام دواتگران را که بیش از چهل نفر بودند بدارالحکومه برد و به حاکم حضور ما را در آنجا عرض نمود. حاکم همه را نزدیک خواسته و پرسید کدام یک از شما در صنعت دواتگری از سایر استادتر و کاملتر است؟ ما با هم مدتی به مشاوره مذاکره نمودیم تا استادی دو نفر از ما مسلم و منتخب شد و امتیاز ایشانرا همه اعتراف نمودند و یکی از آن دو نفر من بودم. حاکم فرمود شما دو نفر به تالار بیایید و سایرین مرخصند که پی کار خود بروند. و چون به تالار رفتیم بعضی مسائل از ما بپرسید. آنگاه مرانگاه داشته دیگری را مرخص نموده و به من فرمود که اتابک اعظم امیرنظام ترا در طهران خواسته و می باید همین ساعت سفر کنی و مکتوبی بمن داد که به امیرنظام برسانم. من عرض کردم اطاعت می کنم اما باید به خانه بروم و زندگی مادر و عیالم را در غیاب خود ترتیب بدهم. فرمود مخارج بازماندگان ترا خود می رسانم و شما از همین جا باید حرکت کنید و بجائی نروید. سپس پنج اشرفی زر مسکوک برای مصارف راه به من داد و یک نفر را امر کرد که مرکوبی اجاره کرده و مرا سوار نموده بدون تأمل از شهر خارج نماید و چون بدارالخلافه رسیدم بدیوانخانه سلطنتی رفتم و مکتوب حاکم را به توسط یکی از ملازمان به امیرنظام رسانیدم. طولی نکشید که مرا در مجلس خویش بخواست و چون ابهت و همینه و احتشام مجلس مبهوتم کرده و هراسناکم نموده بود، امیرنظام ملتفت حالم شده و به خوشروئی و ملاطفت با من آغاز سخن کرده و در پیش روی خود را مرا بنشانید و ساعتی با سایرین خود را مشغول داشت تا حالت طبیعی کمن بجای آمده و هراسم باستیناس مبدل شد . آنگاه بخادمی فرمود که آن سماور را بیاور. تا آن زمان سماور ندیده و اسم آنرا نیزنشنیده بودم و معلوم شده که غالب حضار چون من بی خبر از سماور بودند. پس مجمعه بزرگی مابین من و امیرنظام بگذاشتند و سماوری متوسط الجثه در آن جای دادند و منقلی پر از آتش و ظرف آبی بیاوردند. امیرنظام بدست خویش سماور را آب و آتش بنمود و تمام اجزاء سماور و خواص آنها را از دودکش و شیر و بادگیر و غیرها بیان فرمود، و چون آب بجوش آمد مقداریرا از شیر بدفعات خارج نمود سپس امر فرمود تا سماور را از آب و آتش خالی کردند و خشک نمود بیاوردند و بمن داد تا کاملاً داخل و خارج و اعالی و اسافل آنرا با تأنی تمام بدیدم و ترتیب ساختن آنرا در خاطر خویش مرتب نمودم. پس از آن فرمود می توانی سماوری مانند آن بسازی تا عموم ایرانیان از چنین متاعی محروم نمانند و محتاج به طلب آن از ممالک خارجه نباشند؟ عرض کردم بلی می سازم. گفت هرگاه نظیر آنرا بسازی امتیاز آنرا که نیکو سرمایه و ثروتی است بتو می دهم و چند اشرفی طلا به من داد تا در تهیه آن بکار برم. و سماور را برداشته به بازار آمدم و دکان عم خویش که از این پیش به طهران آمده و مشغول دواتگری بود پیدا کردم، و در آنجا تا یک هفته سماوری که از هر جهت مطابق با اصل بود بساختم و هر دو را در بغل گرفته به خانه امیر نظام رفتم و بنظر وی رسانیدم. و بدقت هر دو را بدید و با هم بسنجید و آفرینها گفت و تحسینها نمود و مسرتی هر چه تمامتر حاصل فرمود و امر کرد که هر دو را به دکان عودت دهم و روز دیگر در ساعتی معین هر دو را برداشته به دیوانخانه حاضر شوم، و دستور داد که چون حاضر شدی بر در اطاق که با من روبرو می شوی چند دقیقه ساکت بایست، پس از آن با صدائی رسا مرا مخاطب ساخته بگوی ای وزیر ایران با صنعتگران و کارگران ممملکت میخواهی این قسم رفتار کنی که مدتی من با هزار امید بایستم و تو ملتفت من نشوی؟ من گفتم جرأت چنین جسارتی مرا نیست امیر نگاهی مهیب به من کرده فرمود دستور تو همین است که گفتم. من بشدت مرعوب و مضطرب شده و باشاره او برخاستم و سماورها را برداشتم و برفتم. و روز دیگر که در موقع مذکور حضور یافتم، مرا بدید و خود را به ملاحظه مکتوبی مشغول داشت تا من پس از تأملی خطابه خویش را خواندم وزیر نیز با آنکه جمعی کثیر از اعیان و اشراف در آنجا بودند، از جای برخاست و عذرها خواست و تا نصفه اطاق برای گرفتن و دیدن سماور پیش آمد و هر دو را بگرفت و به حاضرین نیز نشان می داد و تشخیص کار ایران را از صنعت روس از ایشان می خواست و غالب امتیاز نمی دادند. تا خود علامت کار خویش را به ایشان نمودم و امتحان آب و آتش کردن آنرا دادم. آنگاه امیر نظام با ملاطفتی تمام پرسید که مزد و قیمت مواد سماور شما به چه مبلغی تمام شده است؟
عرض کردم سه تومان. آنگاه یکی از کتاب و منشیان خود را مخاطب ساخته و فرمود فرمان امتیاز سماور سازی را به نام این استاد رقم کنید که تا پانزده سال در تمام مملکت محروسه ایران مخصوص اوست و احدی بدون اجازه و رضایت او حق ساختن ندارد، و می باید یک دستگاه را از سه تومان و نیم بیشتر نفروشد. و نیز نامه ای به حاکم اصفهان بنگارید که هر محل مناسبی را این استاد معین کند خریداری کنید و به هر قسم که بخواهد عمارت نمایید و به وی بسپارید که کارخانه سماورسازی باشد، و هر مبلغی که به جهت فراهم نمودن آلات و ادوات دواتگری لازم باشد به او بدهید و به خرج دیوان اعلی منظور دارید.
و بالجمله روزانه دیگر فرمان شاهی و رقمی که به عنوان حاکم بود با مخارج راه مرحمت فرموده روانه وطنم داشت. و چون به اصفهان رسیدم و نامه امیر را به حاکم دادم یک نفر با من بفرستاد و زمینی که اختیار نمودم بخرید و به دستور من چند اتاق در آنجا بنا کرد که در هر یک، یکی از کارهای سماور را از چکش کاری و ریخته گری و پرداخت و چرخکاری و غیرها انجام نمایند. و نیز برای خریداری آلت دواتگری و قیمت برنج هر قدر که لازم بود بخرید و بداد و تمام مخارج عمارت از عرصه زمین و اعیان و آلات دواتگری و سایر ملزومات بالغ به دویست تومان شد و از من قبض رسید بگرفتند که به خرج دیوان بیاورند.
و من با شوقی بی اندازه و مسرتی سرشار مشغول کار شده و چند نفر از دواتگران را در کارخانه وارد کرده و تهیه یک صد دستگاه سماور را نمودیم. و چون تمام اجزاء سماورها از لوله و پایه و آتش خانه و دسته و شیر و بقیه اجزا آماده و مهیا شدند و موقع آن رسید که اجزاء هر یک را بهم وصل کرده و شروع به فروش آنها نماییم و از امتیازی که دولت علیه ایران به من داده متمتع و برخوردار گردیم، که دو نفر فراش قرمز پوش از طرف حاکم اصفهان وارد کارخانه شدند و قبض دویست تومان مرا با حکمی ارائه دادند که مفاد آن گرفتن دویست تومان از من بود. گفتم این چه اشتباهی است که واقع شده و چه ظلمی است که روا داشته اند. من فرمان دولتی و حکم امیر کبیر را دارم که این وجوه را دولت مرحمت فرموده است. ایشان سخن را در دهان من شکسته و مشتهای گران حواله سر و گردن من نموده، از شناسایی امیر نظام تجاهل کرده و به او سقطها گفتند و دشنامها دادند. فهمیدم که کار دگرگون شده و امیر نظام از میان رفته است.

پرنده پارسی

مطالب مرتبط

آرزوهای‌ شهید نواب‌ صفوی‌


آرزوهای‌ شهید نواب‌ صفوی‌
تشکیل‌ حکومت‌ اسلامی‌ از بزرگترین‌ آرزوهای‌ شهید نواب‌ صفوی‌ بوده‌ است‌، سعی‌ داریم‌ در این‌ نوشتار بعضی‌ از آرزوهای‌ این‌ بزرگمرد شیعه‌ که‌ تماما معنوی‌ بوده‌ است‌ را برشمریم‌.
الف) آرزوهای‌ برآورده‌ شده‌.
ب) آرزوهای‌ برآورده‌ نشده‌.
برعکس‌ افراد مادی‌ که‌ بر این‌ توقعند که‌ به‌ امیال‌ نفسانی‌ و آرزوهای‌ شهوانی‌، رسیدن‌ به‌ مال‌ و منال‌ و ریاست‌ نایل‌ آیند. انسان‌های‌ خود ساخته‌ الهی‌، هرگز بر این‌ میل‌ها نبودند و نیستند. بلکه‌ همواره‌ کوشیده‌اند تا به‌ سر حد کمال‌ و سعات‌ نایل‌ آیند و از منجلاب‌ تمایلات‌ نفسانی‌ رهایی‌ پیدا کنند، زیرا آرزوهای‌ نفسانی‌ هرگز تمام‌ شدنی‌ نیست‌.
بزرگترین‌ آرزوهای‌ مردان‌ خدا حکومت‌ صالحان‌ بر زمین‌ است‌. از آن‌ رو پیامبر‌(ص) فرمود: الامل‌ رحمه‌ لامتی‌... آرزو برای‌ امت‌ من‌ رحمت‌ است‌. همان‌ آرزوهای‌ معنوی‌، یعنی‌ رسیدن‌ به‌ مراتب‌ عالی‌ انسانی‌ که‌ آرزوی‌ هر پیامبر و جانشین‌ او و اولیای‌ خدا بوده‌ است‌.
شهید عالیقدر نواب‌ صفوی‌ رحمه‌الله‌ علیه‌، در راس‌ همه‌ منویات‌ خدا پسندانه‌اش‌، اجرای‌ احکام‌ نورانی‌ اسلام‌ و تشکیل‌ حکومت‌ اسلامی‌ بود، از این‌ رو در سال‌های‌ اوج‌ مبارزاتش‌ کتاب‌ فشرده‌یی‌ را در ۱۸۸ صفحه‌ به‌ قلم‌ خود نوشت‌ گرچه‌ قبلا هم‌ بزرگانی‌ چون‌ علامه‌ آیت‌الله‌ محمد حسین‌ نایینی‌ و علامه‌ کاشف‌ العظا و بعدها به‌ توسط‌ امام‌ خمینی‌ برنامه‌ حکومت‌ اسلامی‌ نوشته‌ شده‌ است‌.
اما در کتاب‌ حکومت‌ اسلامی‌ شهید نواب‌ صفوی‌، ژرف‌ اندیشی‌ خاصی‌ دیده‌ می‌شود، علاوه‌ بر آن‌ نوع‌ جهان‌بینی‌ و آینده‌نگری‌ بسیار نافذ در اندیشه‌های‌ ایشان‌ دیده‌ می‌شود که‌ در تاریخ‌ اسلام‌ کمتر یافت‌ می‌شود.
در حقیقت‌ این‌ کتاب‌، نوعی‌ تفکر و اندیشه‌ و آرزوی‌ بلندی‌ است‌ که‌ آن‌ شهید به‌ دنبال‌ آن‌ بود. با بررسی‌ اجمالی‌ گفتار شهید و فرازهایی‌ از آن‌ کتاب‌ و تحقق‌ آن‌ در انقلاب‌ شکوهمند اسلامی‌ به‌ رهبری‌ امام‌ خمینی‌‌(ره)، آینده‌نگری‌ شهید نواب‌ صفوی‌ را مرور می‌کنیم‌.
برادر محمدهادی‌ عبدخدایی‌ یاور شهید نواب‌ صفوی‌ می‌گوید: شهید می‌فرمود: در مملکتی‌ که‌ احکام‌ اسلام‌ اجرا گردد من‌ فخر می‌کنم‌ رفتگر خیابانش‌ باشم‌، در راستای‌ این‌ مطلب‌ در سال‌ ۱۳۲۸، ۱۷ آبان‌ ماه‌ در پی‌ شهادت‌ سیدحسین‌ امامی‌ ضارب‌ کسروی‌ و هژیر طی‌ اعلامیه‌یی‌ فرمود:... آمن‌ با دشمنان‌ خدا و اسلام‌ مراهنه‌ نمی‌کنیم‌ تا اینکه‌ هدف‌ بزرگ‌ ملت‌ را اجرا و مملکت‌ را در سایه‌ اجرای‌ تعالیم‌ اسلام‌ رشک‌ جهانیان‌ سازیم‌.
در جای‌ دیگر فرمود: ما برای‌ اؤبات‌ این‌ پیش‌بینی‌ و ایمان‌ ثابت‌ خویش‌ دلایلی‌ داریم‌، مهمترین‌ آنها گفتار خدای‌ متعال‌ است‌ که‌ می‌فرماید:
هرگز در صحت‌ این‌ آیات‌ تردید نداریم‌ و ایمان‌ کامل‌ داریم‌ که‌ حق‌ و درست‌ بوده‌ نیروی‌ گفتار حق‌ و فرمایشات‌ الهی‌ به‌ عالی‌ترین‌ مراحل‌ رسیده‌ پرچم‌ حق‌ ما برافراشته‌ خواهد گشت‌ و بزودی‌ در جهان‌ حکمفرمایی‌ خواهیم‌ کرد...
اما دلیل‌ تاریخی‌: رشد عالی‌ اسلام‌ عزیز با همه‌ تغییرات‌ و حوادث‌ تاریخی‌ از زمان‌ پیدایش‌ اسلام‌، که‌ همچنان‌ روزبه‌روز بر جهانشمولی‌ آن‌ افزوده‌ می‌شود، ما به‌ حقانیت‌ اسلام‌ و پیامبر آن‌ ایمان‌ داریم‌ برای‌ همین‌ شعار ما این‌ است‌: الاسلام‌ یعلوا و لایصلی‌ علیه‌ یعنی‌ اسلام‌ برتر از همه‌ چیز و هیچ‌ چیز از اسلام‌ برتر نیست‌.
آری‌! خون‌ سرخ‌ ما وطن‌ را برای‌ یک‌ حکومت‌ اسلامی‌ بارور می‌سازد.
اگر علما حرکت‌ کنند، مردم‌ پشت‌ سر آنها خواهند بود.
بدون‌ شک‌ رمز بزرگ‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ رهبری‌ خردمندانه‌ عالم‌ بزرگ‌، مرجع‌ شجاع‌ دینی‌ امام‌ خمینی‌ ‌(ره) بود که‌ مردم‌ رشید ایران‌ هم‌ پروانه‌وار به‌ دور روحانیت‌ جمع‌ شدند و فرامین‌ آنها را به‌ جان‌ و دل‌ خریدند تا مبارزات‌ آنها پس‌ از تحمل‌ رنج‌ فراوان‌ در بهمن‌ ۵۷ به‌ پیروزی‌ رسید.
اتحاد بین‌ شیعه‌ و سنی‌ از اهداف‌ ما هست‌ که‌ در راستای‌ آن‌ تلاش‌ می‌کنیم‌. اکنون‌ در پرتو حکومت‌ اسلامی‌ در ایران‌، شیعه‌ و سنی‌ در کمال‌ آرامش‌ با همبستگی‌ کامل‌ زندگی‌ می‌کنند.
و در ۲۶ دی‌ ماه‌ ۱۳۵۷، ملت‌ ایران‌ و جهان‌ فرار شاه‌ را دیدند در حالی‌ که‌ اشک‌ حسرت‌ می‌ریخت‌.
نغمه‌های‌ ناهنجار غیر مشروع‌ جز شهوت‌ و سستی‌ اعصاب‌ جامعه‌ چیزی‌ به‌ بار نیاورده‌ و نمی‌آورد.
اکنون‌ الحمدلله‌ در صدا و سیمای‌ جمهوری‌ اسلامی‌ خبری‌ از آن‌ لهو و لعب‌ها نیست‌...در دبستان‌ها کلاس‌های‌ ابتدایی‌ برای‌ تعلیم‌ دروس‌ و نگارش‌ کتب‌ کلاس‌، به‌ جای‌ مثل‌های‌ ناپسند واژه‌های‌ اسلامی‌ و اخلاقی‌ آورده‌ شود تا بچه‌های‌ آراسته‌ به‌ فضایل‌ اسلام‌ و اخلاق‌ دینی‌ گردند.
اکنون‌ الحمدلله‌ با واژه‌های‌ امین‌ به‌ مدرسه‌ می‌رود، بهار آمد، بلبل‌ آمد، صدای‌ اذان‌ را از مسجد شنیدم‌ مفاهیم‌ خوب‌ جایگزین‌ شده‌ است‌.
از آن‌ مهمتر برای‌ دختران‌ آموزگاران‌ و دبیران‌ زن‌ و برای‌ پسران‌ دبیران‌ مرد تعیین‌ شوند.
اکنون‌ این‌ امر به‌ بهترین‌ شکل‌ ممکن‌ مهیا گردیده‌ است‌ فقط‌ کلاس‌های‌ درس‌ مخلوط‌ زن‌ و مرد در دانشگاه‌ها نگران‌ کننده‌ است.
باید دارالایتام‌هایی‌ برای‌ تکفل‌ یتیم‌ها با بهترین‌ وسایل‌ آموزشی‌ و آسایش‌ طبق‌ موازین‌ اسلامی‌ تاسیس‌ گردد.
در تمام‌ ادارات‌ و دانشگاه‌ها، محیطی‌ مناسب‌ برای‌ نماز بنا نموده‌ نماز جماعت‌ اقامه‌ نمایند.
الحمدلله‌ اکنون‌ همینطور است‌ اگرچه‌ بعضی‌ جاها مسوولین‌ غیر مکتبی‌ انسی‌ با نماز جماعت‌ ندارند.
انتخاب‌ فقهای‌ لایق‌ برای‌ قضاوت‌ در دادگستری‌ صورت‌ پذیرد.
جای‌ شکرش‌ باقی‌ است‌ ولی‌ با قضاوت‌های‌ سریع‌ و عالی‌ خیلی‌ فاصله‌ داریم.
نماز جمعه‌ در تمام‌ شهرهای‌ بزگ‌ و کوچک‌ اقامه‌ شود، شاه‌ و رجال‌ حکومت‌ از نخست‌ وزیر تا کوچکترین‌ مامور و دولت‌، اشراف‌، اصناف‌ و روسای‌ آنها طبقات‌ مختلف‌ را در مراکز و شهرها به‌ نماز جماعت‌ وا دارند.
الحمدالله‌ به‌ فرمایش‌ امام‌ خمینی‌‌(ره) یکی‌ از نعمت‌های‌ جمهوری‌ اسلامی‌ همین‌ نماز جمعه‌ها است‌.
صدقات‌ مستحبی‌ را توسط‌ صندوق‌هایی‌ از مردم‌ دلسوز جمع‌ کرده‌ تا فقرا به‌ سامانی‌ برسند و فقیر و ناتوان‌ و عاجز و دیوانه‌یی‌ بیماری‌ خدا باقی‌نمانده‌ به‌ حال‌ زار و ذلت‌ در کوچه‌ و بازار سرگردان‌ نمانند.
شهید نواب‌ صفوی‌ برای‌ راه‌ ماندگان‌، عوارض‌ شهرداری‌، وسایل‌ کسب‌ و کار، آب‌ شرب‌ و خواربار و نحوه‌ ساخت‌ و سازهای‌ شهرها و راه‌های‌ عبور و مرور و برق‌ مملکت‌ ارایه‌ برنامه‌ نموده‌ است‌.
اکنون‌ طبق‌ همان‌ برنامه‌های‌ ارایه‌ شده‌ آن‌ شهید به‌ پیش‌ می‌رویم‌ گرچه‌ کاستی‌هایش‌ دیده‌ می‌شود.
آن‌ شهید نسبت‌ به‌ قرض‌الحسنه‌ در برنامه‌ حکومت‌ اسلامی‌ عنایت‌ خاصی‌ داشته‌ که‌ اگر به‌ آن‌ عمل‌ شود مردم‌ مستاصل‌ به‌ سروسامانی‌ می‌رسیدند.
گرچه‌ صندوق‌های‌ قرض‌الحسنه‌ زیاد شده‌ اما چون‌ اعتبارات‌ لازم‌ را ندارند بعضا به‌ سراغ‌ عملیات‌های‌ نامشروع‌ از قبیل‌ ربا می‌روند که‌ این‌ بسرعت‌ باید اصلاح‌ شود که‌ ربا مفسده‌اش‌ خانمانسوز است‌.
باید دوره‌های‌ تخصصی‌ شروع‌ شده‌ و افکار فرزندان‌ اسلامی‌ از قید محدودیت‌های‌ فعلی‌ رهایی‌ یافته‌، دروسشان‌ با عمل‌ توام‌ و تکمیل‌ و ثمربخش‌ گردد.
همانطوری‌ که‌ الان‌ مراکز فنی‌ و حرفه‌یی‌ و هنرستان‌ها و بعضی‌ دانشگاه‌ها تئوری‌ را با عمل‌ توام‌ ساخته‌اند.
دیوان‌ کیفر کارکنان‌ دولت‌ و اداره‌ بازرسی‌ عمومی‌ برای‌ جلوگیری‌ از ظلم‌ به‌ مردم‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد.
گرچه‌ الان‌ وجود دارد ولی‌ تقویت‌ و قدرت‌ عمل‌ بیشتر آن‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد.
رشوه‌خواری‌ عمومی‌ ادارات‌ و وزارتخانه‌ها و سایرین‌ و رباخواری‌ عمومی‌ و بانک‌های‌ رباخوار، میوه‌اش‌ کینه‌ اندونزی‌ و فقر عمومی‌ است‌.
در حکومت‌ اسلامی‌ و اینگونه‌ مفاسد بعدی‌ است‌، امید است‌ با نظارت‌ صحیح‌ از آن‌ جلوگیری‌ شود، سیستم‌ آلوده‌ بانک‌ها و قرعه‌کشی‌های‌ کذایی‌، سیستم‌ اعصاب‌ همه‌ را به‌ هم‌ ریخته‌، جز افرادی‌ محدود که‌ به‌ جوایز می‌رسند، اکثریت‌ مردم‌ در حسرت‌ آن‌ دچار افسردگی‌ می‌شوند.
نبودن‌ کار و فقر عمومی‌ و کثرت‌ بیچارگان‌ و سرگردانان‌ و بی‌خانمانی‌ و بی‌سرپرستی‌ آنان‌ چرخ‌های‌ زندگی‌ اجتماعی‌ را فلج‌ می‌کند.
اکنون‌ نیز بزرگترین‌ معضل‌ بیکاری‌، فقر، سرگردانی‌ جامعه‌ ما مخصوصا جوانان‌ را تهدید می‌کند، باید چاره‌یی‌ اندیشید و البته‌ با امکانات‌ زیاد مملکت‌ این‌ کار شدنی‌ است‌.
از راه‌های‌ عمومی‌ و معابر که‌ می‌گذریم‌ در میان‌ هر صد نفر تعدادی‌ بسیار را زرد چهره‌ و لاغر اندام‌ و ضعیف‌ و مندرس‌ می‌یابیم‌ بعضی‌ از اینان‌ به‌ حدی‌ وضع‌ جسمی‌ و بدنشان‌ به‌ هم‌ کوفته‌ و شکسته‌ است‌ که‌ گویا سال‌ها دچار امراض‌ مزمن‌ خطرناک‌ بوده‌ و اینک‌ پنج‌ دقیقه‌ تا مرگشان‌ باقی‌ است‌ در حال‌ احتضارند یا مرده‌اند و حرکتشان‌ مصنوعی‌ است‌!
اکنون‌ هم‌ این‌ پرسش‌ مطرح‌ است‌ که‌ چرا مبارزه‌ قاطع‌ در این‌ زمینه‌ اعتیاد صورت‌ نمی‌پذیرد!؟
فحشا و سرگردانی‌ زنان‌ فقیر و بی‌سرپرست‌ یا فقیر اخلاقی‌ که‌ دل‌های‌ افسرده‌ آنان‌ پر از سوز و غم‌ است‌ و آه‌ و ناله‌های‌ سوزناک‌ آنها دل‌ هر دانا را می‌سوزاند، لیک‌ ظاهر حالشان‌ عیاشی‌ و راحتی‌ است‌...!
گرچه‌ برای‌ مدتی‌ به‌ ظاهر این‌ ننگ‌ از سطح‌ جامعه‌ پاک‌ شده‌ بود ولی‌ اکنون‌ دیگر ظاهر و باطن‌ باید اصلاح‌ شود.
آری‌! اگر شهید نواب‌ صفوی‌ الان‌ می‌بود، خاک‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را سرمه‌ چشم‌ خود می‌کرد و از کوچکترین‌ و کمترین‌ امکانات‌ در جهت‌ تحکیم‌ نظام‌ اسلامی‌ بهره‌ می‌گرفت‌ و هرگز نمی‌گذاشت‌ این‌ همه‌ ثروت‌های‌ عمومی‌ به‌ شکل‌های‌ مختلف‌ حیف‌ و میل‌ و به‌ تاراج‌ برود و عامه‌ مردم‌ در فقر و فلاکت‌، با تنگدستی‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ کنند و عده‌یی‌ خاص‌ سرمایه‌های‌ ملی‌ را به‌ تاراج‌ ببرند...!
ما ضمن‌ تشکر به‌ درگاه‌ خداوند برای‌ زندگی‌ کردن‌ در مملکت‌ امام‌ زمان‌(عج) و نظام‌ اسلامی‌، همواره‌ بر اوضاع‌ نابسامان‌ اقتصادی‌ مردم‌ غیرتمند ایران‌ که‌ در هر گرفتاری‌ یار و یاور نظام‌ بوده‌ و هستند غصه‌ می‌خوریم‌، این‌ در حالی‌ است‌ که‌ هم‌ داریم‌، هم‌ می‌توانیم‌، لکن‌ دست‌های‌ اجنبی‌ها و عدم‌ درایت‌ برخی‌ از مسوولین‌ این‌ خواست‌ مردم‌ را نامحقق‌ گذارده‌ است‌.
امید آنکه‌ دولت‌ بسیجی‌ برادر متعهد ما آقای‌ دکتر احمدی‌نژاد این‌ امر را تحقق‌ بخشد.

ناصر جواهری‌

وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران - تهدید نیروی انتظامی توسط وحوش #دراویش، ساعتی قبل از جنایت تروریستی با اتوبوس:«فقط نیم ساعت وقت دارید تا باید بدون قید و شرط برادرمون رو آزاد کنید...»
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    راهی به سوی قله
    هنگام بالارفتن از کوه سختی بر تو غالب می شود ضربان قلبت تند تند می زند و نفس نفس زنان به ادامه راه فکر می کنی شاید تا رسیدن به قله راهی نمانده باشد ولی توان راه رفتن تنها مسئله …