پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

بازپسین چریک پیر!


بازپسین چریک پیر!
محمود درویش شاعر فلسطینی متولد روستای <بروه> سال ۱۹۴۲ در روز جمعه پس از سال‌ها مبارزه و دست‌وپنجه با مرگ، در بیمارستانی در شهر هوستون ایالت تکزاس تسلیم مرگ شد. این مبارزه با مرگ او از زمانی که در جبهه آزادبیخش فلسطین چریک بود، ادامه داشت و در عمل و شعر بارها مرگ را به زانو درآورده بود. اما عاقبت پس از ۴۸ ساعت مبارزه و بعد از آنکه در اثر جراحی قلب به بیهوشی رفته بود، تن به مرگ داد و بدینسان شاعری که شعر <شکستمت دادم ‌ای مرگ> را نوشته بود، تسلیم مرگ شد. آن سوی مبارزه با مرگش شعر غنایی - حماسی او بود که سرشار از سرزندگی و زیبایی بود و جهان مبارزات استقلا‌ل‌طلبانه سال‌های ۶۰-۵۰ آن را چون ورق زرینی در دل خود ذخیره کرده است، اما امروز این بازپسین چریک پیر شعر در حالی جهان ما را وداع می‌گوید که هنوز تحقق شکل‌گیری یک صلح - وطن فلسطینی را به چشم خود ندیده است! ‌
آیا جهان دوره آمال و آرزوها به پایان رسیده بود که محمود درویش چنین راحت آن را وداع گفت؟ آیا دیگر آرزویی برای او نمانده بود تا این پیرمرد پراحساس را که شیفتگان زیادی در جهان داشت، سرپا و زنده نگه دارد...؟ ‌
هرچند که متاسفانه محمود درویش از همان ابتدا در ملک ما پیر بود؛ چریکی پیر و آخرین کتاب چاپ شده‌اش در ایران مجموعه شعر <آخر شب- > به ترجمه موسی اسوار - هنوز کتابی بود که دغدغه‌های حماسی روزگار جوانی محمود درویش را یدک می‌کشد و مربوط به سال‌های جوانی اوست. ‌
و ما هنوز با شعرهای ۳۰ سال اخیر او روبه‌رو نشده‌ایم. آخرین کاری که من از او در ایران دیده‌ام ترجمه‌ای است از شعری به نام <طوق کبوتر دمشقی> و مقاله‌ای به نام <کبوتران در دمشق پشت حصارهایی از حریر پرواز می‌کنند> در فصلنامه ادبی <پاپریک> شماره ۳، تابستان ۱۳۸۵. ‌
محمود سال گذشته (ژوئیه ۲۰۰۷) بعد از سال‌ها دوری و تبعید دوباره به قدس و سرزمین‌های اشغال شده فلسطین بازگشت. او در سالن <اودیتوریوم> در حیفا دست زدن هزاران فلسطینی و یهودی را دید که از شهرها و روستاهای مختلف فلسطین برای بزرگداشت او به پا برخاسته بودند. در این مراسم گفت: <ما در یک مساله پیروز شدیم؛ پیروز شدیم که زنده بمانیم و نمیریم؛ تا بفهمیم که شاید صلح هم روی این زمین ممکن باشد، زمینی که مجازا آن را زمین محبت و صلح نامیده‌ایم؛ هرچند تاکنون به صلح دست پیدا نکرده‌ایم.> و این کلا‌م نشان می‌داد که هرچند هنوز محبوب توده‌های مردم فلسطین است، اما دغدغه‌هایش با گذشته فرق کرده است. مجله‌ای درباره حضور مردم اسرائیل و عدم‌حضور وزیر فرهنگ‌شان در شعرخوانی محمود درویش نوشت: <محمود درویش بالا‌تر از سیاست ایستاده بود و این شب‌شعر مردم بود؛ مردم فلسطین و اسرائیل.> ‌
و واقعا محمود شاعر و دوست مردم بود. شعر او تاریخ و هستی مردم و نگاه به فلسطینی‌ها را عوض کرده بود. همچنان که بازپسین دیدار او از مادر - شهر خود فلسطین، دیدار - وداعی بود که معنا و مفهوم وطن را برای دوستدارانش و خودش تغییر داده بود؛ مفهومی که شاید در شکلی پارودیک مقاومتش را فرسوده بود و باعث شد که راحت مرگ را در آغوش بگیرد. هنوز سالن حیفا که با پرده‌های بزرگ تلویزیونی و پوشش ماهواره‌ای پر شده است به یاد دارد که شاعری فریاد می‌زند: ما هنوز زنده‌ایم، پیروز شدیم که زنده بمانیم. فریادی که مشترکا در مقابل هزاران نفر از ساکنان یهودی و فلسطینی زده بود و امل مرقص گوینده برنامه در میان تاثر هزاران بیننده گفته بود: <پیامبری که به وطن خود بازگشت: محمود درویش... امشب شب دوستی است، امشب نزد تو آمده‌ایم تا در گرمای آغوش تو باشیم و از شر تفرقه در امان بمانیم، باشد که هر کدام از ما خودش را در تو ببیند.> ‌
شعر محمود درویش جایگاه ویژه‌ای را در شعر عربی امروز جهان به خود اختصاص داده است، نه فقط به این اعتبار که شعر او شعر منحصربه‌فردی بوده، بلکه به این جهت که توانسته با جسارت نوعی توازن میان زیباشناسی هنر و ادبیات و میان زیست‌محیط واقعی خود به وجود آورد. درحقیقت شعر او بیشتر اهمیتش را از همین حوزه زیستگاه ایدئولوژیک و نگاه فلسفی به خود می‌گیرد، فلسفه‌ای از این نظر که شاعر در آخر عمر خود به این اعتقاد می‌رسد که هستی شناسی جزءلا‌ینفک ادبیات است و بگوییم که شعر زیر سایه زبان ادبی و هستی‌شناسی ادبی به حیات خود ادامه می‌دهد، در همان حالی که از زیست خود و از مخاطبان خود جدا نیست. ‌
محمود درویشی که امروز قرار است به خاک سپرده شود، دیگر از آن محمود درویش حماسی - مقاومت فاصله گرفته است، همچنان که خود او از انسانی ایدئولوژیک و حماسی به انسان - شهروند جهان تبدیل شده است. همین که او در فلسطین به دنیا آمده و سپس به بیروت مهاجرت کرده و بعد در کشورهای اروپایی زیسته و اکنون در آمریکا است، نشان می‌دهد که زیست انسان و از جمله محمود درویش از محدوده امیال ملی‌گرایی و طایفه‌گرایی به درآمده است.
این تغییرات نشان می‌دهد که او انسانی ایستا نبود و با انسان به‌سان مقوله‌ای متغیر برخورد می‌کرد. او در اوج سال‌های ۶۰ -۵۰ که مساله ملی‌گرایی عمده بود، صرفا به مسائل و مشکلا‌ت مردم خودش (فلسطین) نگاه دارد... اما کم‌کم انسان او انسانی کامل‌تر می‌شود و به سوی خاستگاه اجتماعی و مشکلا‌ت مردم عرب و خاورمیانه حرکت می‌کند و در مجله سوسیالیستی <اتحاد> مشغول به کار می‌شود. تا اینکه بعد از خروج از فلسطین از دایره اقلیمی و منطقه‌ای بیرون می‌آید و به‌سان شاعر -فیلسوف خاورمیانه سخن می‌گوید و از سال ۱۹۸۰ مجله <الکرمل> را که تخصصی شعر و نظریه شعر با رویکردی فلسفی است تا به امروز ادامه داده است. ‌
محمود درویش با این تغییرات بود که توانست شعر خود را از شعر تک‌محوری و آکادمیک قرن بیستم عربی به درآورد و به افق‌های آینده و سال‌های هزاره سوم مرتبط کند. بر این اساس برخلا‌ف اکثر شاعران معاصرش شاهد تکرار در آثار او نیستیم. شاعری است که شعر را همچون زندگی با نگاهی فرارونده می‌نگرد و به تجدد مستمر ابزارهای آن فکر می‌کند و هیچ وقت در تکنیک یا وضعیتی واحد و جامد متوقف نمی‌ماند و هر دوره شعری‌اش را بسان سکوی پرشی برای یافتن آفاق جدید به تجربه می‌کشد. این رویکرد فرارونده در شعر او تبدیل به حرکتی آفرینشگرانه می‌شود که زندگی را در تغییرات دائم آن پی می‌گیرد و به تجددش در هر مرحله ویژگی‌های منحصر به فرد خود را می‌دهد. ‌
بر این مبنا دوره‌های شعری او را می‌توان به چند مرحله تقسیم کرد: شعر مرحله پیش از خروج از وطن که بیشتر شعری حماسی و غنایی و تک‌صدایی است و تحت‌تاثیر دیگر شاعران چونان نزار قبانی و ابوسلمی است، با این ویژگی که شعری متعهد و ملتزم به مشکلا‌ت مردم فلسطین است و سپس مرحله پس از خروج از وطن و زندگی در تبعید که در این شعر با نوعی برخورد با تناقضات زیست انسان عربی مواجه می‌شویم؛ مقولا‌تی مانند گفت‌وگو، روایت و پرسش‌های مستمر تا جایی که مضمون‌های مختلفی را در عمق شعر نشانه می‌گیرد، مانند اسطوره، مذهب، دین و تاریخ. و در مرحله دیگر شعر او به نوعی تاملا‌ت فردی و انسانی عام می‌رسد. این مرحله با مجموعه <چرا اسب را تنها گذاشتم> شروع می‌شود، با توجهاتی مدرن در حوزه بیان و تعبیر از ذات فردی و جمعی با توجه به شرایط زیست انسان فلسطینی و عرب به ویژه بعد از خروج از بیروت و جنگ‌های داخلی آن و هراس و کابوس‌هایی که این جماعت درباره آینده و امیدها و تبعیدشان دارند. ویژگی‌های زبانی این دوره شعری، زبانی بسیار موجز و فشرده با محمل‌های رمزی و اسطوره‌ای است، با تکیه بر سطرهای بلند شعری که به‌نوعی ایهام و پیچیدگی می‌رسد. ‌
شعرهای او که از سال ۱۹۶۲ با <شاخه‌های زیتون> شروع شده بود؛ با افت‌وخیزهایی تا سال ۱۹۴۴ که محمود درویش مجموعه کامل آثار خود را منتشر کرد ادامه یافت، اما شعرهای بعد از این مجموعه شعرهایی متفاوت هستند، مانند <چرا اسب را تنها گذاشتم( > ۱۹۹۶) و <بستر غریبه( > ۱۹۹۹) و <دیوار نوشته‌ها> ۲۰۰۰۰.) ‌
محمود درویش علا‌وه بر شعرهایش متن‌نوشته‌هایی هم دارد که معمولا‌ حاوی روایت و گزارش هستند، مانند <چیزی از وطن> ۱۹۷۱۱)، <یادداشت‌های روزانه اندوه‌های عادی> ۱۹۸۱۱)، <خداحافظ جنگ> ۱۹۸۴۴)، <نامه‌ها> ۱۹۹۰۰)، <عابران در کلا‌می گذرا> ۱۹۹۱۱) و <حافظه برای فراموشی> ۱۹۹۷۷.) ‌ در آخرین مرحله شعری او که با مجموعه <بستر غریبه> شروع می‌شود، به گونه‌ای تاملا‌ت فلسفی درباره ذات انسانی - فردی از کودکی تا دوران کهولت روبه‌رو می‌شویم که همانقدر که به نوستالژی و کودکی اهمیت می‌دهد، به همان اندازه هم <مرگ‌اندیشانه> است. شعر معروفی در باب مرگ دارد به نام <شکستمت ‌ای مرگ.> ‌
و آخرین شعری که من در مجلا‌ت عربی از او دیده‌ام، شعری است به نام <سیناریو جاهز( >سیناریوی آماده) در القدس العربی؛ ۲۲/۰۷/۲۰۰۸. در این شعر - سناریو، یک عرب و یک اسرائیلی در گفت‌وگو با هم در نهایت به پوچی معصومانه‌ای می‌رسند که می‌گویند: <هر آنچه مال من بود مال من است و هر آنچه تو داری مال من است و مال توست! و مال من...> و در نهایت راوی می‌گوید: <در سرزمین ما (اینجا) قاتل و مقتول در یک حفره می‌خوابند.> ‌
آری! محمود پیش از آنکه جهان را ترک کند، به مفهومی جدید از وطن رسیده بود. شاید هم درویش مقتول همان جهان شعرش بود که در آن ناگزیر شده بود در یک حفره (گور) با قاتلا‌نش (در آمریکا)! بخوابد؛ در زمانه‌ای که دیگر چریک‌هایی چون چه‌گوارا و محمود (دوره اول) جهان را وداع گفته‌اند و انسانی مانند نلسون ماندلا‌ می‌گوید: اگر من دشمنانم را به زندان و به جوخه‌های مرگ بفرستم، با آنان چه تفاوتی دارم!

منابع:
اخبار الا‌دب، شماره ۷۱۱، ۲۲فوریه ۲۰۰۷ ‌
- روزنامه <دارالحیات>، ا/۸/۲۰۰۸

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

شاعری برای مبارزه


شاعری برای مبارزه
سید رضا میرزاده عشقی در سال ۱۲۷۳ هـ.ش در شهر همدان دیده به جهان گشود. ابتدا در مكتب خانه های محلی آن شهر خواندن و نوشتن را فرا گرفت و از هفت سالگی در مدرسه الفت و سپس آلیانس تهران به تحصیل پرداخت. در این مدارس زبان فارسی و فرانسه را به خوبی آموخت. پیش از به پایان رسیدن تحصیل در تجارتخانه شخصی فرانسوی مشغول كار متر جمی شد و در سن هفده سالگی به صورت رسمی از ادامه تحصیل بازماند.
بعد از مدتی به زادگاه خود بازگشت و در سال ۱۲۹۴ هـ.ش در این شهر روزنامه ای به نام «نامه عشقی» منتشر كرد. در این هنگام كه همزمان با اوائل جنگ جهانی اول بود عشقی به طرفداری از عثمانی ها با مهاجران ایرانی كه از غرب ایران به سوی استانبول می رفتند همگام شد و همراه مهاجرین به آنجا رفت.وی مدت سه سال را در استانبول به سر برد. در این شهر مدتی جزو مستمعین آزاد دارالفنون باب عالی بود و از كلاس های علوم اجتماعی و فلسفه این مركز استفاده كرد و در آنجا نخستین اشعار خود را سرود. وی در این مدت مصائب گوناگونی را تحمل و رنج تهیدستی را به تمام معنی درك كرد. سه سال توقف در این شهر ایشان را به شعرای نو پرداز آن روز ترك آشنا كرد و در شیوه و طرز بیان وی از حیث لفظ و معنی تغییر كامل حاصل شد. عشقی در استانبول نخستین آثار خود مانند نوروزی نامه و «اپرای رستاخیز شهریاران ایران» كه اثر مشاهدات او از ویرانه های شهر مدائن به هنگام عبور از بغداد و موصل به استانبول بود را به صورت نظم به رشته تحریر درآورد.
عشقی در سال ۱۲۹۸ هـ.ش به ایران بازگشت ابتدا به همدان و بعد از چندی به تهران آمد و در این شهر با جمعی از نویسندگان آن روز ایران ارتباط برقرار كرد. در این زمان بود كه مبارزات سیاسی خود را آغاز كرد. ذوق و احساسات ادبی او آمیخته با احساسات وطن پرستی و آزادی خواهی موجب گردید كه در صحنه های اجتماعی و سیاسی از او شاعر و نویسنده ای جسور، بی باك و از خود گذشته بسازد. در این تاریخ او از مخالفین قرارداد ۱۹۱۹ م بود كه در این زمینه اشعاری می سرود و منتشر می ساخت. بعد از افتتاح مجلس چهارم او از افكار حزب سوسیالیست كه در اقلیت بودند طرفداری می كرد در این مبارزه سیاسی نیش قلم وی بیش از همه متوجه وثوق الدوله عاقد قرارداد معروف ایران و انگلیس بود.
انتشار مقالات و اشعار آتشین شاعر بر ضد هیأت حاكمه كه در این زمان در روزنامه قانون به چاپ می رسید باعث گردید كه وثوق الدوله دستور دستگیری او را صادر نماید. عشقی در فروردین ماه سال ۱۳۰۰ هـ.ش امتیاز انتشار روزنامه قرن بیستم را دریافت كرد و موفق شد در اردیبهشت و خرداد همان سال پنج شماره ۱۶ صفحه ای منتشر نماید. پس از تعطیلی و وقفه هجده ماهه، در دوره دوم این روزنامه، از دی ماه ۱۳۰۱ تا فروردین ۱۳۰۲ شانزده شماره چهار صفحه ای دیگر نیز از این نشریه منتشر شد و در تیرماه سال ۱۳۰۳ نیز تنها یك شماره هشت صفحه ای از این روزنامه انتشار یافت كه آخرین شماره این نشریه به شمار می رود.
عشقی در شیوه كار روزنامه نگاری از شعر برای بیان احساسات سیاسی و از هجو و هزل و نثر برای بحث و روشنگری در موضوع های مورد علاقه اش استفاده می كرد كه گویی با زبان منظوم راحت تر می توانست به كسانی كه از نظر سیاسی با آنها مخالف بود پرخاش كند، نثر او نسبت به اشعارش به مراتب خویشتندارانه تر است.
عشقی در نوشته هایش بر مذهب به عنوان نیروی اجتماعی مهمی جهت مبارزه با ظلم و جور تأكید داشت. در روزنامه قرن بیستم به معرفی چند روزنامه اسلامی منتشره آن زمان نیز پرداخت كه از آن جمله می توان به اعلام انتشار روزنامه «صدای اسلام» اشاره كرد كه انتشار آن در اسفند ماه سال ۱۳۰۱ شروع شد.میرزاده عشقی شاعری انقلابی و وطن پرست بود او در «سه تابلوی مریم» كه یكی از بهترین كارهای شعری او به شمار می رود و به سبكی نو سروده شده است در خصوص انقلاب مشروطه كه به بیراهه رفته است ابراز تأسف و گلایه دارد. یكی از زمینه های اصلی مبارزات عشقی در اواخر عمرش مبارزه با شعار جمهوری رضاخانی بود، مبارزه ای كه با درج اشعار و مقالات و كاریكاتورهای تند و گزنده در آخرین شماره روزنامه قرن بیستم به كشته شدنش انجامید. عشقی با آن كه اساساً از نظر تفكرات سیاسی طرفدار رژیم جمهوری بود معهذا با چنان جمهوری كه سردار سپه و اطرافیان او می خواستند تشكیل دهند شدیداً مخالف بود.
عشقی در صبح روز پنجشنبه دوازدهم تیرماه ۱۳۰۳ در منزل مسكونی اش واقع در دروازه دولت، سه راه سپهسالار، كوچه قطب الدوله به وسیله نیروهای سرتیپ درگاهی(رئیس شهربانی حكومت سردار سپه) به قتل رسید. و بدین سان نخستین قتل به جرم قلم در كارنامه خاندان پهلوی به ثبت رسید. درباره مقام و ارزش فعالیت های ادبی او منتقدان متفاوت نوشته اند بعضی او را یكی از پیشوایان شایسته و مسلم سبك نو در شعر و مقاله نویسی می دانند و عده ای دیگر با اذعان به این نكته اظهار می دارند كه او به علت فقدان مطالعات لازم در ادبیات كلاسیك ایران و جهان چندان مایه علمی ندارد و به قول ملك الشعراء بهار: «شاعری است عوام كه در تصویر صحنه تاریخ و ادبیات وصفی توانایی كم نظیری دارد. عواطف و تأثیرات خود را از اوضاع زمان و نظر خود را در سیاست و احساس و دریافت خویش را از عشق و مناظر طبیعت با شور و ذوق و سادگی و صمیمیت و استادی كامل می تواند نمایش دهد.» نوشته اند كه وی چند روز قبل از مرگ حال آشفته ای داشته است و ترور خود را پیش بینی كرده بود.
ملك الشعرای بهار در مقاله كه در روز یكشنبه ۱۵ سرطان ۱۳۰۳ در روزنامه قانون(شماره ۶۱) به چاپ رسید در خصوص مرگ عشقی نوشت: «عشقی مرگ خود را یقین داشت. یك ماه و نیم قبل از آن، عشقی در صحرای عباس آباد یك شب در زیر آسمان تیره و گرفته ای به من گفت: (ما را خواهند كشت) و با من بوسه وداع مبادله نمود. بیست روز پیش از این نیز خواب دیده بود كه كسی او را در شمیران با گلوله زده و سپس او را به نظمیه جلب نموده اند و از نظمیه وی را در یك چهار طاقی مخروبه برده اند و به ناگاه رخنه های چهار طاقی هم با ریزش خاك مسدود شده و عشقی در آن نقطه مدفون مانده است. این خواب را چند بار برای من گفت و مخصوصاً در روز قبل از مرگش باز آن را در حضور من و یك نفر دیگر از رفقای روزنامه نویس تجدید نمود و گفت مرا خواهند كشت.
رحیم زاده صفوی نیز در روزنامه شهاب كه در تیرماه ۱۳۰۳ بعد از واقعه قتل عشقی به چاپ رسید مطلبی به همین مضمون نگاشته است: نوشته اند بعد از اصابت گلوله تا مرگ وی حدود چهار ساعت طول كشید.
فردای آن روز جنازه وی با حضور عده كثیری از اهالی تهران؛ علما، فضلا، كسبه، و... با ابهت و احترام مخصوصی كه كمتر نظیر آن تا آن زمان دیده شده بود تشییع و در گورستان ابن بابویه به خاك سپرده شد.
عبدالله مستوفی در جلد سوم تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه عده تشییع كنندگان را بیست الی سی هزار نفر نوشته است و در روزنامه قانون(شماره ۶۱) كه در آن تاریخ منتشر گردید نوشتند: «قریب به سی هزار نفر از مسجد سپهسالار، خیابان شاه آباد، لاله زار، ناصریه، بازار تا دم دروازه حضرت عبدالعظیم با مراثی و ذكر مصائب اجداد آن سید مرحوم جنازه را مشایعت و دو ساعت بعد از ظهر جمعه با حضور عده كثیری مراسم تدفین به عمل آمد.بیست و هفت سال بعد در مرداد ماه سال ۱۳۳۰ به اهتمام روزنامه اصناف سنگ قبری بر گورش بنا نهادند كه امروز همچنان در سكوت و خلوت گورستان ابن بابویه پابرجاست ولی عشقی نیازی به سنگ قبر ندارد چرا كه بر این باوریم او هیچ گاه نمرده است.


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    درس‌ هایی از غول‌ های دنیای فناوری
    به نظرم رهبران بسیاری از سازمان‌های بزرگ اعتقادی به تغییر ندارند؛ اما با نگاهی به گذشته، رد پای تاریخ را خواهید دید. بدانید که اگر کسب‌ و کاری بی‌رمق دارید، مسلما با مشکلاتی روبه‌رو خواهید بود.