چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴ / Wednesday, 8 July, 2015
اخلاق سلوک درمثنوی معنوی

اخلاق سلوک درمثنوی معنوی● مقدمه
به نام خدایی که انسان را خلق نمود واستعداد رسیدن به ذات مقدسش را دراو به ودیعه گذاشت وباسلام وصلوات به نبی مکرم اسلام واهل بیت گرامی اش که سالکان و ره یافته گان حقیقی به درگاه حیّ محبوب وهادی سالکان به آستان اویند. کتاب شریف مثنوی معنوی، یک کتاب بی نظیر وسرشار ازمفاهیم بلند عرفانی است ونه تنها مفاهیم عرفانی واخلاقی درآن گنجانده شده است؛ بلکه راه کارهای عملی برای جویندگان حضرت دوست، درآن وجوددارد؛ مفاهیم والای این کتاب، حاصل تجربیات عملی یک عارف برجسته است،که قلم رایارای ترسیم آن نیست. هدف بنده ازنگارش این مقاله، آشنایی با مثنوی معنوی و نوشیدن جرعه ای از دریای اخلاق این کتاب گران قدر است.
● چکیده مقاله:
جلال‌الدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلال‌الدین رومی، جلال‌الدین بلخی، ملای روم، مولانا، و مولوی در سال ۶۰۴ قمری در بلخ زاده شد نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلال‌الدین» و گاهی «خداوندگار»و «مولانا خداوندگار» بوده است.
می توان کتاب مثنوی رامهمترین اثرمولانا خواند. این کتاب که کتابی با مضامین عرفانی می باشد حاصل پربارترین دوران عمر اوست؛مثنوی، طبق معتبرترین نسخه‌های آن،شامل ۲۵۶۳۲ بیت است، به شش دفتر منقسم شده است
اهمیت مثنوی از آن رو نیست که یکی از آثار قدیم ادبیات فارسی است؛ بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی بدون تردید، مهم‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین تجربه عرفانی بشر است
ازنظر مولوی، قلب انسان آیینه ایست که جمیع صفات الهی باید در آن جلوه گر شود، اگر چنین نمی شود به واسطه آلودگی زنگارزدگی آیینه است و باید زنگ و غباررااز آن زدود : مولانا،معتقداست که خود دنیا بد نیست بلکه تعلق ووابستگی به دنیا مذموم است سلوک و اساس آن از نظر وی خود را باختن نیست بلکه به خود آمدن و خود را یافتن است.
ازنظر سیراخلاقی مثنوی،ماهیت انسان که موضوع حرکت تعالی است ماهیت بالقوه ای است که استعداد پیمودن مراتب کمال را داردو در این سیر تعالی است که آدمی پلکان نردبان روحانی را از فروترین درجه هستی که جمادی است، آغاز می کند و با مرگ از سطح فروتر به مرتبه برتر زنده می شود.
اساس عرفان در مثنوی معنوی بر محبت و عشق استوار است.
باتوجه به این که عارف با طی مراحل کمال، درخدا فنا می شود،دعای عارف و درخواست او از حق، هم‌چو درخواست حقست از خویشتن. بنابراین پذیرفته می شود.
به نظر مولوی آدمیان کارهای زشت خودرابه خدانسبت می دهند تاخودرا بی گناه احساس کنند.
مولانا معتقداست که سالک برای درنوردیدن مراحل کمال به یک مرشد وراهنما نیازمند است؛اما کسی که متصدی تربیت مریدان است نخست باید خودش را مهذب ساخته ومدارج سلوک را باصدق وصفاپیموده باشد.
در کتاب مثنوی ،به بسیاری از فضایل اخلاقی وچگونگی بهره مندی ازآن ها جهت رسیدن به کمال وبه بسیاری از رذائل وچگونگی بازداری آن ها از مقام فنای کامل وراه رهایی از این رذایل اشاره شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم: -مصایب وحوادث تلخ برای محبان خدا،حکم تکمیل وترفیع را داشته واگرچه از جنبه‏ی حیات مادّی متألّم ومتضرّر می‏گردند.
- شمشیرحلم نه تنها برتراز تیغ آهنین است بلکه از صدلشکرپرتوان نیز ظفرانگیزتراست.
-مشکل عمده ی انسان، مشکل نفس است. ریاضت دادن و کشتن آن به منزله ی تسلط وغلبه برهمه ی طاغوتها و وحوش وسباع است.
ای شهان کشتیم ما خصم برون □□□ ماند خصمی زان بتر در اندرون
- بهترین دوران برای توبه واصلاح نفس ،همان دوران جوانی است
آن درخت بد جوان‏تر می‏شود □□□ وین کننده پیر و مضطر می‏شود
-دردفترپنجم مثنوی،مولانا نام چهاپرنده رابه عنوان سمبل چهارصفت انسان به کاربرده است
دراین ابیات، مرغابی مظهرحرص،خروس مظهرشهوت،طاووس مظهرحب جاه وزاغ مظهرآرزوهای دورودراز درانسان می باشد
-کسانی که ازنادانی وناتوانی مردم بهره کشی می کنند مورد تنفر وانتقاد مولانا قرار گرفته اند، وی به محاکمی که به جای عدالت ،حق کشی راترویج می کنند نیز می تازد:
داد دادِ حق شناس وبخششش □□□ عکس آن داد است اندرپنج وشش
- علت احولیت انسان برهم خوردن تعادل روحی او را مربوط به پیروی از هوی و هوس و خشم و غضب می باشد.
● سیری درزندگی مولانا
جلال‌الدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلال‌الدین رومی، جلال‌الدین بلخی، ملای روم، مولانا، و مولوی در سال ۶۰۴ قمری در بلخ زاده شد ، نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلال‌الدین» و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و لقب «مولوی» در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته است؛ وی از زبده‌ترین عارفان است.خانواده اش از خانواده‌های محترم بلخ بود و گویا نسبش به خلیفه دوم ابوبکر صدیق می‌رسد و پدرش هم از سوی مادر بقولی نوه ی سلطان محمد خوارزمشاه بود، چون محمد خوارزمشاه با مشایخ از راه کم لطفی پیش می‌رفت، پدرش بهاءالدین تاب نیاورده و در سال ۶۰۹ با خانوده‌اش خراسان را ترک نمود. مدتی در وخش و سمرقند بسر برد. آن‌گاه از راه بغداد به مکه رفت و پس از نه سال اقامت در الجزیره به دعوت کیقباد سلجوقی که صوفی‌مشرب بود به قونیه پایتخت سلجوقیان روم رفت.جلال‌الدین پس از مرگ پدرش در سال ۶۲۸ قمری ، نزد برهان‌الدین ترمذی که از شاگردان پدرش بود شاگردی کرد و مدتی همنشین شمس تبریزی شد؛دیدارمولانا باشمس افق تازه ای رابه روی مولانا گشود وازمولانا مولانای دیگر ساخت.شمس توانست صوفی باتمکین ومتبحری چون مولانا رااز اوبگیرد وبه دریای محبت اندازد. و بالاخره مولانا، پایه‌گذار طریقتی شد که مشهور به طریقت مولویه گشت. مولانا در سال ۶۷۲ دیده از جهان فرو بست ودر همان قونیه به خاک سپرده شد.آثار باارزشی از وی به یادگارمانده است.از جمله : مکاتیب، فیه مافیه، کلیات شمس و مجالس سَبعه ،مثنوی معنوی.
● معرفی مثنوی معنوی
می توان کتاب مثنوی رامهمترین اثرمولانا خواند این کتاب حاصل پربارترین دوران عمر اوست ؛که کتابی با مضامین عرفانی می باشد؛این کتاب طبق معتبرترین نسخه‌های آن،شامل ۲۵۶۳۲ بیت است، به شش دفتر منقسم شده وبه خاطر تآثیرآن درتزکیه ی جاه ها، بعضی آن را صیقل‌الارواح نیز نامیده‌اند. دفاتر شش‌گانه ی مثنوی، همه به یک سیاق و مجموعه‌ای از افکار عرفانی و اخلاقی و سیر و سلوک است که آیات و احکام و امثال و حکایت‌های بسیاری در آن آورده شده است. مولانا،این کتاب را به خواهش یکی از شاگردانش به نام حسام‌الدین چلبی، به نظم درآورده است،.شروحی براین کتاب باارزش نگاشته شده؛ که از جمله ی این شروح می توان شرح مثنوی حاج ملاهادی سبزواری، شرح مثنوی شادروان بدیع‌الزمان فروزانفر( که متأسفانه به علت مرگ نابهنگام وی ناتمام ماند و فقط سه مجلد مربوط به دفتر نخست مثنوی چاپ و منتشر شد) و همچنین شرح مثنوی محمدتقی جعفری را نام برد.
● سیرو سلوک در اصطلاح عرفا
جوینده ی راه حقیقت، سعی می کند، از عالم کثرت عبور کند و به هر ترتیب که میسر است بار سفر بربندد و از این غوغای پردغدغه و مؤلم خود را خلاص کند. این سفر را در اصطلاح عرفا سیر و سلوک می نامند. سلوک، یعنی پیمودن راه، و سَیر یعنی تماشای آثار و خصوصیّات منازل و مراحل در بین راه. زاد و توشه این سفر روحانی، مجاهده و ریاضت نفسانی است، زیرا قطع علائق عالم مادّه، بسیار دشوار است؛ بنابراین سالک، اندک اندک رشته ‏های علقه ی عالم کثرت را پاره نموده و از عالم طبع سفر می‏نماید. حقیقت‌ سلوک‌ و کلید آن‌، تسخیر بدن‌ و نفس‌ است‌ در تحت‌ رأیت‌ ایمان‌ که‌ مبیّن‌ احکام‌ آن‌ فقه‌ جوارح‌ و فقه‌ نفس‌ است‌. و بعد از این‌ إفناء، نفس‌ و روح‌ در تحت‌ رأیت‌ کبریائی‌ الهی‌، همه عقبات‌ و منازلی را‌ که در این‌ مراحل‌ مندرج‌ است‌. طی می کندولکن‌ سلوک‌ این‌ مراحل‌ و طیّ این‌ راه‌ و مسافرت‌ در این‌ عوالم‌ موقوف‌ به‌ اموری‌ چند است‌ که‌ بدون‌ آنها به‌ منزل‌ نتوان‌ رسید، بلکه‌ قدم‌ در این‌ راه‌ نتوان‌ نهاد.
● اخلاق سلوک درمثنوی معنوی
اهمیت مثنوی از آن رو نیست که یکی از آثار قدیم ادبیات فارسی است؛ بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی بدون تردید، مهم‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین تجربه عرفانی بشر است و اگر آن را "حماسه بزرگ عرفانی" بنامیم، بیهوده نگفته‌ایم. مثنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی که حاصل تجارب عرفانی خود سراینده است؛ بنابراین راه کاری عملی برای تمام کسانی است که می خواهند به درجات بالای کمال برسند. مولانا درباره ی این کتاب عظیم می گوید: "مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بلکه(مثنوی راگفتم) تا زیرپا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند." بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است. یعنی باید انسان خودش را عوض کند نه آنکه فقط الفاظ را لقلقه لسان خود کند.مثنوی مولانا مانند پلکان، سالک راپیش برده وبه لقاءالله می رساند. مولانا در مثنوی، علم و عشق و عرفان را به هم درآمیخته و از آن معجونی ساخته است که به درد همه کس می‌خورد و هر شخصی به اندازه سطح فکر و سواد خود می‌تواند از آن استفاده کند . مثنوی کتابی تمثیلی با زبان سمبولیک است که شیوه ی آن حکایت در حکایت است.مولوی ازطریق بیان داستان واستفاده ازشخصیت های سمبلیک حتی استفاده از حیوانات، توانسته است انسان را باخوهای بد انسانی وشیوه ی رهایی از آن وخصلت های خوب او وراه های مزین شدن به آن ها، آشنا کند.
مولانا علت‌ آلام‌ و نگرانیهای‌ آدمی‌ را تحقیق‌ کرده‌ و در این‌ کار، صرفاً به‌ کتاب‌ بسنده‌ نکرده‌است‌. او برای‌ رهایی‌ انسان‌ از غم‌ ، متوسل‌ به‌ مطالعه ی‌ چند کتاب‌ نشده‌ ، بلکه‌ خود اضطراب‌ و جامعه ی ‌مضطرب‌ را عمیقاً کاویده‌ است‌ وی معتقد است که انسان‌ را نباید درکتاب‌ مطالعه‌ کرد بلکه‌ باید در خود او؛او را مطالعه‌ کنیم‌. هر سالک مؤمنی وقتی که صفحات کتابی وجود تکوینی خود را با خلوص نیت مطالعه و محتوای آنرا بخوبی درک نمود بی شک پروردگار خود را بهتر شناخته است پس مفاتح عرفان مولوی، خود شناسی است . مولوی‌ با زبان‌ خاص‌ خود مضامین‌ ارجمند ‌احادیث‌ را بصورت‌ وجدانی‌ درآورده‌ و تحویل‌ حوزة‌ وجدان‌می‌ دهد ، مفاهیمی‌ که‌ تحویل‌ وجدان‌ شد دیگر لغزش‌ و تزلزل‌ در آن‌ راه‌ ندارد.مولانا مطالب‌ ومفاهیم را چنان‌ به‌ وضوح‌ و روشنایی‌ می‌ رساند که‌ وجدان‌، مستقیماً آنرا پذیرا باشد.
مثنوی‌ مجموعه‌ ای‌ است‌ بلند وارجمند در شناسایی‌ ارزش‌ و منزلت‌ انسانی‌ وکشافی‌ است‌ بارز در اظهار گوهر درخشنده‌ آدمی‌. او ازگنج‌ گرانبهایی‌ در سریره‌ آدمی‌ گزارش‌ می‌ کند که‌ ارج‌ و قیمت‌ آن‌ چندان‌ است‌ که‌ آدمی‌ را به‌ کاوش‌ و جستجوی‌ دائم وخودکاوی‌ مستمر و ژرف‌ اندیشی‌ پیوسته‌ وا می‌ دارد. مثنوی‌ کشاف‌ دفینه‌ پرگوهر وجود انسانی‌ است‌ که‌ خود انسان‌ را به این‌ اکتشاف‌ وا می دارد ودرپیدایش‌ وظهوراین‌ دفینه‌ ی گران‌ از همت‌ وتلاش‌ و استعداد خود صاحب‌ گنج‌، مدد می‌ جوید.
در کتاب مثنوی ،به بسیاری از فضایل اخلاقی وچگونگی بهره مندی ازآن ها جهت رسیدن به کمال وبه بسیاری از رذائل وچگونگی بازداری آن ها از مقام فنای کامل وراه رهایی از این رذایل اشاره شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
● مثنوی وراه کسب فضایل اخلاقی
به عقیده ی عرفا ، منبع معرفت واقعی قلب پاک است و بس و معنی واقعی ( من عرف نفسه فقد عرف رَبّه )همین است. ازنظر مولوی، قلب انسان آیینه ایست که جمیع صفات الهی باید در آن جلوه گر شود، اگر چنین نمی شود به واسطه آلودگی زنگارزدگی آیینه است و باید زنگ و غباررااز آن زدود :
آیینه ات دانی چرا غمــــــــاز نیست □□□ زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست
رو تو زنگـار از رخ خــــود پاک کن □□□ بعـــــــــد از آن آن نور را ادراک کن
هــرکسی ز اندازه ی روشــــــــــندلی □□□ غیب را بیند بقـــــــــــدر صیقــــــلی
هـر که صیقل بیش کرد او بیش دید □□□ بیشتر آمــــــــد بر او صـــورت پدید
● ازتبتل تامقام فنا
اخلاقی که مولوی آن را مبنای تربیت وسلوک یاران نمود از تواضع ادب شروع می شد.در واقع هرگونه سلوک روحانی از مجاهده با نفس آغاز می شود و غلبه بر نفس بدون اجتناب از غریزه ی تجاوز جویی حیوانی ممکن نیست ، لاجرم هرگونه سلوک درخط سیررهایی از خود، تواضع انسان را می طلبد .مولانا، تواضع راخُلق رسول خدا و نشانه ی جلوه ی عشق می دانست.خط سیرو سلوک مولانا تعبیری از تصوف بود؛ اما این تصوف با آنکه از بسیاری جهات با آنچه در بین صوفیه عصر او هم رایج بود شباهت داشت، از آنها جدا بود. سلوک روحانی مولانا،خوارکردن جسم را الزام نمی کرد.ازاشتغال به کسب وکارهم نهی نمی کرد. وی الزام کسب ودوری ازبیکاری وخانقاه نشینی رالازمه ی آماد گی سالک درپیروی ازطریقت می دید ولی درعین حال رهایی ازرذایل اخلاقی مثل حرص ،بخل وکینه را شرط رهایی ازبندگی تعلقات می دانست. تصوف مولانا درس عشق بود ،درس تبتل و فنا بود ،تجربه از خود رهایی بود.
از مقامات تبتل تا فنا □□□ پله پله تا ملاقات خدا
شرح و حد هر مقام و منزلی □□□ که به پر زو بر پرد صاحبدلی
اما تبتل که قطع پیوند با خود بود، نزد مولانا به معنی تر ک دنیا در مفهوم عامیانه آن نبود. قطع تعلق به این معنی بود که روح را از دغدغه وتشویش بیهوده می رهانید و بی تعلقی را شرط سلوک روحانی سالک نشان می دا د .رهایی، رهایی از آنچه مانع سالک از تسلیم به جاذبه اشتیاق ،به جاذبه بازگشت به مبدأ و به جاذبه اتصال با حضرت حق بود.ازنظر مولانا، خود دنیا بد نیست بلکه تعلق ووابستگی به دنیا مذموم است وی دردفتر اول مثنوی درباره ی دنیا می‌فرماید:
چیست دنیا؟ از خدا غافل بٍودن □□□ نی قماش و نقره و میزان و وزن
مال را کز بهر دین باشی حمول □□□ نعم مال صالح خواندش رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است □□□ آب اندرزیر کشتی پشتی است
چونکه مال و ملک را از دل براند □□□ زان سلیمان ، خویش جز مسکین نخواند
کوزه سر بسته اندرآب زفت □□□ از دل پر باده ، فوق آب رفت
باد درویشی چو در باطن بود □□□ بر سر آب جهان ، ساکن بود
گرچه جمله این جهان ملک وی است □□□ ملک در چشم دل او، لاشی است
پس دهان دل ببند و مهر کن □□□ پر کنش از بادگیر من لدن .
● سلوک خودراباختن نیست .
سلوک و اساس آن از نظر مولانا خود را باختن نیست بلکه به خود آمدن و خود را یافتن است. در تعالیم وی در راه کشف حقیقت ازکارهای مخالف طبیعت انسانی ، چون تجرد، ابدأ چیزی نمی توان یافت اگر شهوتی نباشد پرهیز معنی ندارد. اگر شهوت وجودنداشته باشد،احتراز ازآن فضیلت محسوب نمی شود .
انسان استعداد نیل به کمال بی نهایت رادارد
ازنظر سیراخلاقی مثنوی،ماهیت انسان که موضوع حرکت تعالی است ماهیت بالقوه ای است که استعداد پیمودن مراتب کمال را داردو در ضمن حرکت تعالی، حقیقت وجود او محقق می گردد و از مرحله ی نفس بهیمیه تا درجه ی نفس مطمئنه بالا می آید.
دیر پاید تا که سر آدمی □□□ آشکارا گردد از بیش و کمی
زیردیواربدن گنجست یا □□□ خانه ی ماراست ومورواژدها
هر که نقص خویش را دید و شناخت □□□ اندر استکمال خود وابسته تاخت
● کمال درجاتی دارد
ازنظر مولوی ،در این سیر تعالی است که آدمی پلکان نردبان روحانی را از فروترین درجه هستی که جمادی است، آغاز می کند و با مرگ از سطح فروتر به مرتبه برتر زنده می شود و به نباتی و حیوان و آدمی و ملک و بالاخره «آنچه اندر وهم نیاید» می رسد ومقامات تبتل تا فنا را که عالی ترین مرتبه تعالی است پله پله تا ملاقات خدا می پیماید:
از جمادی مردم و نامی شدم □□□ وزنما مردم به حیوان سرزدم
حمله دیگر بمیرم از بشر □□□ تا برآرم از ملایک پر و سر
وز ملک هم بایدم جستن زجو □□□ کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم □□□ آنچه اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون □□□ گویدم کاناالیه راجعون
● اساس عرفان وسلوک، عشق است
اساس عرفان در مثنوی معنوی بر محبت و عشق استوار است. آغاز مثنوی با تمثیل نی که یادکردی عاشقانه از خداست. شروع می شود؛مولانا مثتوی‌ را با شکایت‌ آغاز میکند ،شکایت‌ از جدایی‌،شکایت‌ انسان‌ غریب‌ و دور افتاده‌ ازوطن‌ اصلی‌ خویش‌ومعشوق والای خویش..مولوی جان آدمی را همانند عاشقی می داند که از وصال بازمانده و در غربتی جانگداز پرو بال می زند. از این رو، هردم هوای وصل را در سر می پروراند و می خواهد که شرف وصل و فیض بارگاه الهی را حاصل کند براین اساس، عشق را پایه ترقی و کیمیای سعادت می شمرد در مثنوی، صحبت از عشق خداست و تمنای وصال او که هدف غایی سالک است و از این جهت است که اغلب اشعارش رنگ عاشقانه دارد، حتی او غزل را از عشق شهوانی به محبت روحانی رسانده است. مولانا درمثنوی، انسان را اصل جهان می داند و می گوید که انسان به صورت، عالم اصغر و به معنی، عالم اکبر است،زیرا حامل اسماء الله است:
پس به صورت آدمی، فرع جهان □□□ در صفت، اصل جهان، این را بدان
ظاهرش را پیشه ای آرد به چرخ □□□ باطنش باشد، محیط هفت چرخ
آدمی چون نورگیرد از خدا □□□ هست مسجود ملائک ز اجتباء
... پس به صورت، عالم اصغر تویی □□□ پس به معنی، عالم اکبر تویی
آدم اسطرلاب اوصاف علوست □□□ وصف آدم، مظهر آیات اوست
احسن التقویم و از فکرت برون □□□ احسن التقویم از عرشش فزون
● دروصف سالک
باتوجه به این که عارف با طی مراحل کمال، درخدا فنا می شود،دعای عارف و درخواست او از حق، هم‌چو درخواست حقست از خویشتن. بنابراین پذیرفته می شود.مولوی می گوید:
آن دعا از هفت گردون در گذشت □□□ کار آن مسکین به آخر خوب گشت
که آن دعای شیخ نه چون هر دعاست □□□ فانی است و گفت او گفت خداست
چون خدا از خود سؤال و کد کند □□□ پس دعای خویش را چون رد کند
● حرکت انسان به سوی کمال اختیاری است.
به نظر مولوی آدمیان کارهای زشت خودرابه خدانسبت می دهند تاخودرا بی گناه احساس کنند.جبر،انکارنعمت های خداست،مؤاخذه ی استاداز شاگرددلیل اختیار است ازآن جهت که به حکم فطرت ، مجبور، مستحق ملامت ومؤاخذه نیست،
این نه جبر این معنی جباریست □□□ ذکرجباری برای زاریست
زاری ماشددلیل اضطرار □□□ خجلت ماشد دلیل اختیار
گرنبودی اختیاراین شرم چیست □□□ وین درغ وخجلت وآزرم چیست
● اول اصلاح خود بعد دیگران
مولانا معتقداست که سالک برای درنوردیدن مراحل کمال به یک مرشد وراهنما نیازمند است؛اما کسی که متصدی تربیت مریدان است نخست باید خودش را مهذب ساخته ومدارج سلوک را باصدق وصفاپیموده باشدتامریدان ازتأثیرصحبت ودیدن اعمال نیک او متأثرشوندواین راه پرآفت رابه قوت ایمان سپری کنند،کسی که خوداسیرهوای نفسانی است وچشم به مال مریدان داردوازاقبال خلق مست غرورمی شود هرگز نمی تواند هوی وشهوت دیگران رادرهم شکند
بهراین گفتند دانایان بفن □□□ میهمان محسنان بایدشدن
تومرید ومیهان آن کسی □□□ کوستاندحاصلت راازخسی
نیست چیره چون ترا چیره کند □□□ نورندهدمرتراتیره کند
● سختی ها شیرین است وراه رسیدن به خدا
مصایب وحوادث تلخ برای محبان خدا،حکم تکمیل وترفیع را داشته واگرچه از جنبه‏ی حیات مادّی متألّم ومتضرّر می‏گردند، ولی از جنبه‏ی حیات اخروی به پاداش‏های بزرگی دست می یابند که هر انسان عاقلی برای نیل به آن‏ها با آغوش باز به استقبال ناملایمات دنیوی می‏رود، و اصولاً با این نگرش در ذایقه‏ی او حواث تلخ، شیرین وگوارا می‏گردد و به گفته‏ی مولوی:
هر بلاکز دوست آیدرحمت است □□□ آن بلا را بردلم صد منت است
ای بلاهای توآرام دلم □□□ حاصل از درد توشد کام دلم
نالم و ترسم که او باور کند □□□ وز ترحم جور راکمتر کند
● صبر یک فضیلت اخلاقی
به نظر مولانا درمثنوی، شمشیرحلم نه تنها برتراز تیغ آهنین است بلکه از صدلشکرپرتوان نیز ظفرانگیزتراست آیه‏ی «فان مع العسر یسرا» بیانگر این است که نعمت‏هایی که از جانب خداوند برپیامبرارزانی گردیده است، نتیجه‏ی مجاهدت‏ها و مقاومت‏های آن حضرت درراه ایفای رسالت خطیر الهی و صبر واستقامت در برابر ناملایمات است. و این «عسرها» است که «یسرها» را به بار می آورد، چون چنین است، پس نباید لحظه‏ای آرام گرفت، بلکه باید پس از فراغت از هر مجاهدت و تلاشی به مجاهدت دیگر روی آورد و با تلاش مداوم به جانب پروردگار خود گرایید. چنان که می فرماید: «فَاِذا فَرغْتَ فَانْصَب وَ اِلی رَبَّکَ فَارْغَب». مولوی دراین باره گفته است:
رنج گنج آمد که رحمت‏ها در اوست □□□ مغز تازه شد چو بخراشید پوست
ای برادر موضع تاریک و سرد □□□ صبر کردن بر غم و سستی و درد
چشمه حیوان و جام مستی است □□□ کان بلندی‏ها همه در پستی است
آن بهاران مضمر است اندر خزان □□□ در بهار است آن خزان مگریز از آن
همره غم باش و با وحشت بساز □□□ می‏طلب در مرگ خود عمر دراز
● جهادبانفس یک فضیلت اخلاقی
مشکل عمده ی انسان، مشکل نفس است. ریاضت دادن و کشتن آن به منزله ی تسلط و غلبه بر همه ی طاغوتها و وحوش و سباع است. و در این راه باید ایستادگی ومقاومت به کار بردتا آن طاغی و یاغی تسلیم شود و مسلمان گردد ، لحظه ی تسلیم نفس، لحظه ی بسیار با شکوهی است که در واقع می توان آن را تولد تازه ی انسان به معنی حقیقی آن دانست و عرفا از آن به مرگ اختیاری تعبیر می کنند و می گویند که منظور از عبارت معروف:«موتو قبل ان تموتوا» نیز همین است. مولوی در تفسیر حدیث نبوی«قدمتم من الجهاد الاصغر الی الجهادالاکبر» (ص)می گوید:
ای شهان کشتیم ما خصم برون □□□ ماند خصمی زان بتر در اندرون
کشتن این کار عقل و هوش نیست □□□ شیر باطن سخره خرگوش نیست
دوزخ است این نفس ودوزخ اژدهاست □□□ کو به دریاها نگردد کم کاست
هفت دریا را در آشامد هنوز □□□ کم نگردد سوزش آن خلق سوز
عالمی را لقمه کرد و درکشید □□□ معده اش نعره زنان، هل من مزید
چون که وا گشتم ز پیکار برون □□□ روی آوردم به پیکار درون
قد رجعنا من جهادالاصغریم □□□ یا نبی اندر جهاد اکبریم
قوتی خواهم ز حق دریا شکاف □□□ تا به سوزن برکنم این کوه قاف سهل شیری دان که صفها بشکند □□□ شیر آن است آنکه خود را بشکند
تا شود شیر خدا از عون او □□□ وا رهد ازنفس و از فرعون او
● بهارتوبه ایام جوانی است.
ازنظر مولوی بهترین دوران برای توبه واصلاح نفس ،همان دوران جوانی است چون دراین دوره هم ریشه ی گناهان محکم نشده است وهم فردتوان کافی برای ترک کردن گناهان رادارد.برعکس دردوران پیری ریشه ی گناهان محکم شده وفردتوان کمتری برای انقلاب علیه خود واصلاح نفسش دارد.مولوی این گونه می گوید:
همچو آن شخص درشت خوش سخن □□□ در میان ره نشاند او خار بن‏
ره گذریانش ملامت‏گر شدند □□□ بس بگفتندش بکن این را نکند
هردمی آن خار بن افزون شدی □□□ پای خلق از زخم آن پر خون شد
جامه‏های خلق بدریدی ز خار □□□ پای درویشان بخستی زار زار
چون به جد حاکم بدو گفت این بکن □□□ گفت آری بر کنم روزیش من‏
مدتی فردا و فردا وعده داد □□□ شد درخت خار او محکم نهاد
گفت روزی حاکمش ای وعده کژ □□□ پیش آ در کار ما واپس مغژ
تو که می‏گویی که فردا این بدان □□□ که به هر روزی که می‏آید زمان‏
آن درخت بد جوان‏تر می‏شود □□□ وین کننده پیر و مضطر می‏شود
خار بن در قوت و برخاستن □□□ خار کن در پیری و در کاستن‏
خار بن هر روز و هر دم سبز و تر □□□ خار کن هر روز زار و خشکتر
او جوانتر می‏شود تو پیرتر □□□ زود باش و روزگار خود مبر
خاربن دان هر یکی خوی بدت □□□ بارها در پای خار آخر زدت‏ بارها از خوی خود خسته شدی □□□ حس نداری سخت بی‏حس آمدی‏
غافلی باری ز زخم خود نه‏ای □□□ تو عذاب خویش و هر بیگانه‏ای‏
یا تبر برگیر و مردانه بزن □□□ تو علی‏وار این در خیبر بکن‏
یا به گلبن وصل کن این خار را □□□ وصل کن با نار نور یار را
تا که نور او کشد نار تو را □□□ وصل او گلشن کند خار تو را
● رذایل اخلاقی
دردفترپنجم مثنوی،مولانا نام چهاپرنده رابه عنوان سمبل چهارصفت انسان به کاربرده است.دراین ابیات، مرغابی مظهرحرص،خروس مظهرشهوت،طاووس مظهرحب جاه وزاغ مظهرآرزوهای دورودراز درانسان می باشد. مولوی از انسان ها می خواهدکه این چهارمرغ راسرببرند،یعنی این که چهارصفت حرص،شهوت ،حب جاه وآرزوهای دورودراز رااز خوددور سازند؛تا به این ترتیب به مقامات بالای انسانی برسند. سرببر این چهارمرغ زنده را □□□ سرمدی کن خلق ناپاینده را
بط وطاووس ست وزاغ ست وخروس □□□ این مثال چارخلق اندرنفوس
بط حرص است وخروس ،آن شهوت ست □□□ جاه چون طاووس وزاغ اُمنیت ست
● بهره کشی ازمردم یک رذیله ی اخلاقی
کسانی که ازنادانی وناتوانی مردم بهره کشی می کنند مورد تنفر وانتقاد مولانا قرار گرفته اند، وی به محاکمی که به جای عدالت ،حق کشی راترویج می کنند نیز می تازد:
داد دادِ حق شناس وبخششش □□□ عکس آن داد است اندرپنج وشش
گربود داد خسان افزون زریگ □□□ تو بمیری وآن بماند مرده ریگ
● غفلت ازنیازهای معنوی
فرض کنید انسان زمینی جهت ساختمان برای‏ خودش تهیه کرده به هر علتی روزها نمی‏ توانددر آنجا کار کند شب هنگام ، کارگروبنا و مهندس و مصالح می‏فرستدکه ساختمان را بسازند تادرآن جا سکونت کند ، پس خانه ای می‏سازند که ازهرجهت مجهزاست. روزی که می خواهد به آن جا اسباب کشی کند، می‏بیندکه خانه را در زمین‏دیگران ساخته است ، این حالت همان آدمی است که وارد قیامت می‏شود ، خودش را می‏بیند مثل یک زمین‏ لخت ، آن که برایش کار نکرده خودش است ، مثل چنین کسی درمثنوی مثل همان انسانی است که فقط به فکر ارضای خواسته های جسمی وحیوانی خوداست وبه خواسته های روحی ومعنوی اش که اصل است ،توجهی ندارد.
در زمین دیگران خانه مکن □□□ کار خود کن کار بیگانه مکن
کیست بیگانه ، تن خاکی تو □□□ کز برای اوست غمناکی تو
تا تو تن را چرب و شیرین می‏دهی □□□ گوهر جان را نیابی فربهی
گر میان مشک ، تن را جا شود □□□ وقت مردن گند آن پیدا شود
مشک را بر تن مزن بر جان بمال □□□ مشک چه بود نام پاک ذوالجلال
● اََحولیت ( دو بینی) و عوامل آن
(درمثنوی نقل شده)استاد کاری به شاگرد احولش می گوید: برو به داخل آن خانه و شیشه ای را که آنجاست بیاور. شاگرد دوبین وقتی به خانه داخل می شود می بیند که دو تا شیشه درخانه هست، برمی گردد و به استادش می گوید که کدام یک از آن دو شیشه راباید بیاورد. استاد به او می گوید که آنجا فقط یک شیشه هست، برو و احولی را کنار بگذار. شاگرد به استاد می گوید: ای استاد مرا طعنه مزن و مسخره مکن، دو تا شیشه در آنجا است نه یکی! استاد می گوید: خیلی خوب حالا که اینطور است، پس برو یکی از آن دو شیشه را بشکن. وقتی یکی از آن شیشه ها را شکست، دیگر شیشه ای وجود نداشت. زیرا در حقیقت تنها یک شیشه وجودداشت ، اما شاگرد احول و دو بین آن را دو تا می دید.
مولانا، علت احولیت انسان برهم خوردن تعادل روحی او را مربوط به پیروی از هوی و هوس و خشم و غضب می داند. خشم و شهوت و تعلقات نفسانی باعث احولیت انسانها می شود و در نتیجه دیده ی باطن را به بیراهه می کشاند. این رذایل اخلاقی، در روح اختلال به وجود می آورد، چشم حقیقت بین را کور می سازد و سبب مهجوری می گردد.
هرگاه غرض در کار باشد و انسان، اسیر اغراض نفسانی شود، هرگز هنر دیگران را نمی تواند ببیند، چون با غرض، دیده ی انسان مغرض را پرده ها و حجاب می پوشاند و او را از مشاهدهء هنر و هنرمند محروم می سازد.
گفت استاد: اَحــــــولی را، کاندرآ □□□ رَو بُرون آر از وثاق آن شـــیشــــه را
گفت احــــــول: زآن دو شیشه من کدام □□□ پیش تو آرم؟ بکن شــــــرح تمــــام
گفت اســـتاد: آن دو شیشه نیســت، رَو □□□ اَحـــــولی بگذار و افزون بین مشو
گفت: ای اُســـــتا مــرا طعنه مَزَن □□□ گفت اســـــتا: زآن دو، یک را در شکن
شیشه یک بود و به چشمش دو نمـــود □□□ چون شکست او، شــیشه را دیگر نبود
چون یکی بشکست، هــر دو شدز چشم □□□ مَرد اَحــول گــــردد از مَیلان و خشم
خشم و شهوت مرد را اَحول کند □□□ زاستقامت، روح را مُبدل کند
چون غرض آمد، هنر پوشیده شد □□□ صد حجاب از دل بسوی دیده شد
● نتیجه گیری:
ازمجموع بحث می توان نتیجه گرفت که مثنوی یک کتاب عرفانی واخلاقی است که هم شامل عرفان نظری وهم شامل عرفان عملی است. درواقع این کتاب بدیلی برای اخلاق به حساب می آید ویژگی ممتاز مثنوی این است که کتابی جامع وکامل بوده و حاصل تجربیات شخصی خودسراینده است.این کتاب به قول نویسنده اش نخست انسان را ازتعلقات مادی رها می کند سپس پله پله اوراتاملاقات خدا می برد ودراین مراحل راه وچاه به فرد نمایانده می شود که برخی از موارد آن رادرمتن مقاله ذکر کردیم.
پرگل شمسی
۱ -پله پله تاملاقات خدا،زرین کوب،ص.۲۱
۲ - پله پله تاملاقات خدا،زرین کوب،ص.۶۸
۱- پله پله تاملاقات خدا،زرین کوب،ص.۶۸
۲ -سیری دراندیشه های اخلاقی،تقی زاده،ص.۲۵۲
۱ -لب الالباب،علامه بحرالعلوم،ص ۲۶
۲ - لب الالباب،علامه بحرالعلوم،ص.۱۴۰
۱ -سایت ویکی پدیا
۲- مثنوی دفترسوم،بیت ۳۹۵۳-۳۹۴۸
۱ -پله پله تاملاقات خدا،زرین کوب،ص.۲۹۴
۲ - پله پله تاملاقات خدا،زرین کوب،ص ۲۹۷
۱ -مثنوی معنوی دفتراول،ابیات ۹۹۰-۹۸۳
۲ -شرحی براندیشه های اخلاقی،نقی زاده،ص.۲۵۶
۳ -مثنوی دفتراول،بیت ۲۲۸۱-۲۲۸۰
۴ - مثنوی دفتراول،بیت ۳۲۷۹
۱ - مثنوی معنوی،دفترپنجم،۲۲۴۴-۲۲۴۲
۲ـ شرح مثنوی ،دفتراول ،فروزانفر،ص.۲۶۶
۱-مثنوی معنوی دفتراول،ابیات ۶۱۹-۶۱۸
۲ - شرح مثنوی ،دفتراول جزءسوم ،فروزانفر،ص۹۶۸
۳ - مثنوی ،دفتراول ،فروزانفر،ابیات ۲۲۶۶-۲۲۶۴
۱ -سیری دراندیشه های اخلاقی،نقی زاده ،ص.۲۵۹
۱-مثنوی معنوی،دفتردوم،بیت ۱۲۲۷به بعد.
۲ -نقش حیوانات درداستان های مثنوی معنوی،خیریه،ص.۴۴
۳-مثنوی دفترپنجم،ابیات۴۴-۴۲
۴ - شرح مثنوی معنوی،دفترششم،شهیدی ابیات ۳۱۶۰-۳۱۵۹

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
سروش رضایی , کانتر , دیابت , دبیران افتخاری , زوج نابارو , سارا شاهی , گرشاسبی , امامی‌فر , بیماری ابولا , آفت کش , اعلام موجودیت , فهرست تروریسم , قدمگاه , حسن افتخاری , شهرداری ساری , زن و دختر , فرمانده نزاجا , سونی اکسپریا Z3 کامپکت , گروه کالایی , انفجا , کلسترول خون , رنگ در دکوراسیون , خط اتیلن , ایالت ویرجینیا , النسور , مشکلات سلامت , علی شهیدی , مریم طوسی , استخوان های بدن , خط لوله نفتی , سرپرست تیم , روز جهانی محیط زیست , مراکز تفکیک , مسئولان فرهنگی , عبدالکریم خیامی , رقابتهای آسیا , مانیکور , پیمان کار , یک هفته هفت چهره , کلاس هنرپیشگی , یوناتان بت کلیا , تارخ , بهرهبرداری , بن هیسکاکس , پارلمانی لبنان , ماکارونی با گوشت قلقلی , واقعیت ها , النصری‌ها , نساجی ایران , پیمان متین , عسلویه دوم , پرچم ملی , هووارد دین , ابو علا العفری , سحریک , نابرابری اقتصادی , کشت دوم , سلطان نفت , تجمع مهاباد , هارد دیسک , نقش مرد , گنبد طلایی , زیبایی طبیعت , آهن ربایی , صدر نوری , تداوم افزایش دما , برنامه نویسی وب , سهم تعاونی , زمرد , حجتی , آواز خواندن , جایزه ادبی , آینده نزدیک , سوغات، , تیرول , والدین , ستاره آرژانتینی , یاران کوثر , رئیس ستاد ارتش اندونزی , متراژ , اثاث خانه , بی بی , دانشگاه ملی , شار اسد , اپلیکیشن آموزشی , محمود فرید , لیگ برتر پرتغال , طرح کلان , جوانان غرب , روبیک , دیوان صوتی حافظ , جشنواره تعاونی , فرزندفروشی , سرمایه گذاران داخلی , تامین برق , بازی جدید , سفرحج , کشتارِ , مخفی سازی فایل , سازمان خصوصی ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
رابطهٔ بین تعداد جهانگردان، درآمد حاصل از جهانگردی و میزان صادرات صنایع‌دستی , فرودگاه‌ها , گورستان كان گنبد، ایلام , وحدت موضوع , گشتاور(Moment) , بایاتی (۲) , اپیدمیولوژی , نوع و دوز آنتی‌ژن , مفهوم جغرافیای محیط , ز کار بسته‌ی ما عقده‌ی حرمان که بگشاید , فردوسی > فردوسی , انواع ایمون‌گلوبولین‌ها , شاهِ خِسته خُمار , دستورات بهداشتی , ارتباطات جمعی , طباخی هندی , ۱۸۰۷ م. ورود دستگاه چاپ با حروف سربی به ایران , جدول ملوانان و کارکنان کشتی در ناوگان تجاری نروژ (۳۱ دسامبر) , نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد , برنامه‌ریزی متمرکز - الزامی (consolidated-imperative) ,

اولین bmw i8 سه میلیاردی در ایران چپ کرد / عکس - تقریبا 1 ماه پیش بود به ورود یک خودروی بی‌ ام‌ دبلیو bmw i8 به ایران اشاره شده بود. این خودرو که جزء پیشرفته ترین خودروهای دنیا می باشد, زمانی که وارد ایران شد به دلیل خاص و تک بودن در کشورمان, قیمتی در حدود 3 میلیارد تومان پیدا کرد!!
پست جنجالی آنا نعمتی، رعنا دختر اول پورعرب ! - آنا نعمتی مطلبی را در صفحه شخصی‌اش منتشر کرده است که باعث تعجب افراد بسیار زیادی از جمله طرفداران آنا نعمتی و ابوالفضل پورعرب شده است.
ابوعزرائیل در مشهد! / تصاویر - شنيده شده مبارز عراقی در مقابل داعش معروف "ابوعزراييل" در حرم رضوی بوده است. كه از تصاوير منتشر شده با استقبال گرم مردم هم مواجه شده است.
فیلم ضیافت لیلا بلوکات با حضور هنرمندان و ورزشکاران - لیلا بلوکات بازیگر خوش قلب سینما و تلویزیون ایران، در روزهای زیبای ماه رمضان، ضیافت باشکوهی را به نفع کودکان معلول بی سرپرست و مبتلا به بیماری سندرم دان برپا کرد و از ستاره های سرشناسی دعوت به عمل آورد تا با حضورشان باعث دلگرمی این بچه های نازنین شوند. علی کریمی، اکبر عبدی، سعید معروف، پوریا پولیلا بلوکات بازیگر خوش قلب سینما و تلویزیون ایران، در روزهای زیبای ماه رمضان، ضیافت باشکوهی را به نفع…
فیلم/ علیخانی : دستمزدم 45 میلیون تومان است. - احسان علیخانی مجری برنامه ماه عسل شب گذشته ضمن توضیح دباره شایعه دستمزد میلیاردی، درخصوص دعوت از میهمانان حاشیه‌ساز از مردم عذرخواهی کرد.
انتشار توبه نامه بهرام رادان پس از 100 ساعت سخت - بهرام رادان بازیگر سینمای ایران پس از گذشت چند روز از توئیتش که حمایت از قانونی شدن ازدواج همجنس‌بازان در آمریکا تعبیر شد، در نامه‌ای رسماً عذرخواهی کرد اما آنچه از اصل نامه جالب‌تر بود، مخاطب این نامه بود.
محسن کیایی و همسر / تصاویر - سام درخشانی چمدان‌ها را بسته و به همراه تازه عروسش راهی ماه عسل است. عکس جدید مهناز افشار و همسر و ...
حضور جنجالی پزر عروس در ماه‌عسل! / فیلم - برنامه ماه‌عسل امسال که با برنامه جنجالی اثبات عشق یک پسر به دختر آغاز شد، در قسمت یازدهم میزبان یک پزر عروس شد تا حاشیه‌ها کماکان دامن‌گیر این برنامه باشد.
نخستین مصاحبه همسر مهناز افشار / عکس - ...آقازاده بودن یک سری ویژگی‌ها، محدودیت‌ها و چارچوب‌ها دارد که به درست و غلط بودن آن کارى ندارم اما وقتی از آنها عبور کنى به تو می‌گویند "آقازاده خاص".
ورود همسر ظریف به محل مذاکرات / تصاویر - عکس های منتشر شده از محل برگزاری گفتگوها نشان می‌دهد همسر ظریف نیز همراه با گروه ایرانی وارد وین و هتل کوبورک محل برگزاری نشست ها شده است. حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور و نماینده ویژه او در مذاکرات هسته‌ای و جان کری وزیر امور خارجه آمریکا نیز دقایقی پیش وارد هتل کوبورگ شدند.
شب پُر ستاره اکران خصوصی «عصر یخبندان» / فیلم - جدیدترین ساخته مصطفی کیایی این روزها با بازی بهرام رادان، مهتاب کرامتی، سحر دولتشاهی، آناهیتا نعمتی، فرهاد اصلانی و محسن کیایی اکران عمومی شده و پیش بینی می‌شود با استقبال بسیار زیادی روبرو شود.
لیلا اوتادی: من گرانقیمت‌ترین بازیگر زن شدم / فیلم - لیلا اوتادی بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران مهمان ویژه برنامه ماه رمضان تی وی پلاس که در رستوران ژیلمو سعادت آباد تهران ضبط می شود، شد تا با او گفتگویی انجام بدهیم که شاید تا امروز در هیچ رسانه‌ای به زبان نیاورده بود.
تیپ جدید مهناز افشار و همسرش / عکس - محمد یاسین رامین، فرزند محمدعلی رامین، نظریه پرداز هلوکاست در دولت احمدی نژاد به همراه همسرش مهناز افشار
اکران خصوصی فيلم عصر یخبندان / تصاویر - بازیگران این فیلم عبارتند از :مهتاب کرامتی، بهرام رادان، آنا نعمتی، سحر دولت شاهی، مینا ساداتی، محسن کیایی، بابک بهشاد، علی میلانی، پوریا رحیمی سام، صدف طاهریان، علی کوچکی، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی و ... . نویسنده و کارگردان : مصطفی کیایی .
رونمایی مهران غفوریان از همسرش / تصاویر - جشن حافظ اولین جایی بود که مهران غفوریان همراه با همسرش در آن جا حاضر شد و به عبارت دیگر از همسر خود رونمایی کرد!
بازاری که داعش در آن زنان را می‌فروشد / فیلم - "نخاسة"؛ بازاری که داعش در آن زنان را می فروشد
نیوشا ضیغمی در فستیوال فیلم مسکو / تصاویر - نیوشا ضیغمی و همسرش در فستیوال فیلم مسکو شرکت کرده اند . نیوشا ضیغمی با فیلم «دریا و ماهی پرنده» به کارگردانی مهرداد غفارزاده را در این جشنواره شرکت کرده است.
پوشش متفاوت مهتاب كرامتی در شانگهای / تصاویر - در جشنواره شانگهای مهتاب کرامتی و مصطفی زمانی در یک فیلم مشترک به نام جامه درآن حضور دارند و به همین دلیل سفری به شانگهای کرده اند.
جشن زادروز رضا کیانیان / تصاویر - جشن زادروز رضا کیانیان بازیگر سینما تئاتر و تلویزیون عصر یکشنبه با حضور هنرمندان سینما برگزار شد.
الناز شاکردوست در مراسم اکران فیلم آتیش بازی - تصاویری از الناز شاکردوست و سایر هنرمندان را در مراسم اکران خصوصی فیلم آتیش بازی مشاهده می کنید.
پربازدیدها
غیر حرفه‌ای‌ها در بازار نقل و انتقالات حرفه‌ای‌ها - بازار نقل و انتقالات لیگ برتر فوتبال ایران در برگیرنده بازیکنان و مسئولان غیر حرفه‌ای است.
حادثه و فرود اضطراری هواپیمای ام دی زاگرس در اهواز - یک فروند هواپیمای ام دی متعلق به هواپیمایی زاگرس پس از برخاستن از اهواز دچار حادثه شد.
روحانی:‌ از شجاعت تیم مذاکراتی مغرورم - گروه سیاسی: رییس‌جمهور با مورد توجه قراردادن مذاکرات هسته‌ای کشورمان گفت: فرزندان شجاع و دلاور این سرزمین (تیم ...
عراقچی: تعداد اختلاف‌ها کاهش یافته است - گروه سیاسی: مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ایران گفت: هیچ ضرب‌الاجلی برای ما مقدس نیست. ما آمادگی داریم تا هر زمانی که لازم باشد برای ادامه ...
فرزندان دلاور شما به خوبی از عزت و حقوق ملت در مذاکرات هسته ای دفاع خواهند کرد - رییس جمهور گفت: روزی که مذاکرات به سرانجام مطلوب برسد، خواهید دید که فرزندان دلاور شما چگونه در این مصاف و در برابر قدرت‌های جهان ایستاده و مذاکره کردند
افتخارمی کنم که فرزندان شجاع تیم هسته ای به خوبی ازحقوق مردم دفاع می کنند/ اگر این مذاکرات به سرانجام مطلوب برسد، خواهید دید که فرزندان دلاورتان در مصاف با قدرت های جهانی چگونه سخن گفتند - حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی شامگاه سه شنبه در مراسم ضیافت افطار با جمعی از اساتید دانشگاهها که در سالن اجلاس سران برگزار شد، اظهار امیدواری کرد که در همه صحنه ها از جمله صحنه مذاکرات موفق باشیم.
جانباز 100 درصد به لطف خداوند هنوز نفس می‌کشد/ خودسوزی در اردبیل به خاطر مشکلات با خانواده شوهر/ مدفن امام علی (ع) چگونه پیدا شد؟ - در باشگاه شبانه امشب داستان جانباز ۱۰۰ درصدی به نام "سید نورخدا موسوی" را بخوانید که در مبارزه با گروهک تروریستی...
از شجاعت تیم مذاکراه‌کننده به خود مغرورم - رییس‌جمهور با مورد توجه قراردادن مذاکرات هسته‌ای کشورمان گفت: فرزندان شجاع و دلاور این سرزمین (تیم مذاکره کننده) به خوبی از عزت و حقوق مردم تا این لحظه دفاع کرده‌اند و تا پایان هم این کار را انجام خواهند داد.
افتخارمی‌کنم که فرزندان شجاع تیم هسته‌ای به خوبی ازحقوق مردم دفاع می‌کنند - رییس جمهوری گفت: خدا را گواهم که هر وقت من متن مذاکرات را که لحظه به لحظه و روز به روز دنبال می کنم ، به سهم خود احساس غرور می ادامه...
عراقچی: طرف مقابل باید از تحریم دل بکند - مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ایران گفت: هیچ ضرب‌الاجلی برای ما مقدس نیست. ما آمادگی داریم تا هر زمانی که لازم باشد برای ادامه ادامه...