پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

مولا‌نا و مساله کثرت ادیان


مولا‌نا و مساله کثرت ادیان
با روشن شدن محدودیت‌های عملی و نظری علم و تحولا‌ت اخیر در حوزه معرفت‌شناسی آنچه در قرن ۲۱ قابل ملا‌حظه هست، رجوع شایان ذکر به معنویت و الهیات از سوی مردم است. البته این صرفا به معنای رجوع به تعالیم اصیل ادیان سنتی نیست. مع‌الوصف یکی از نیازهای اساسی برای انسان جدید شکل‌گیری <گفت‌وگوی بین ارباب و متدینان ادیان مختلف در فضایی عاری از انحصارطلبی و مملو از تحمل و مدارا> است، تا مقدمات راه نجاتی که ذکر شد یعنی تبیین و باور به امر متعالی و قدسی و عمل به تعالیم اصیل ادیان سنتی حاصل شود. کاملا‌ مبرهن و واضح است پیش از هر اقدامی ارائه نظری صائب و مدلل اندرباب <مساله کثرت ادیان> مهم و ارزشمند به‌شمار می‌رود. برای رسیدن به این غرض، متفکران و صاحب‌نظران، آرای متفاوت و متعارضی را ابراز داشته‌اند تا شاید گامی در رفع موانع موجود برای ایجاد گفت‌وگو بردارند.
درمیان دانشمندان سنتی اسلا‌می عارفان تنها قشری بودند که بیش از دیگر طبقات علمای دینی، خواسته یا ناخواسته به ارائه اندیشه‌ای قابل تامل در باب علت <مساله کثرت ادیان> و موضوعات مرتبط با آن پرداخته‌اند. در این بین <مولا‌نا جلا‌ل‌الدین محمد رومی بلخی> بیش از دیگران مورد استشهاد و استناد دین‌پژوهان معاصر قرار گرفته و می‌گیرد. هدف نگارش این مقاله آن است موضع مولا‌نا را در این مساله واضح نماید تا مشخص شود آیا تبیین او از مساله کثرت ادیان و علت یا علل آن می‌تواند پنجره‌ای رو به سوی گفت‌وگو باز کند.
● ما با کدام <مولا‌نا> مواجه هستیم؟
طبق گزارش <کریستین ساینس مانیتور> اشعار مولا‌نا در سال ۱۹۹۷ در ایالا‌ت متحده پرفروش‌ترین کتاب معرفی شد. با وجود این اقبال بی‌نظیر آنچه در نگاه نخست جلب توجه می‌کند نظرات متفاوت و متناقض در شرق و غرب نسبت به دیدگاه‌ها و شخصیت مولوی است. به‌عنوان مثال از سویی اشخاص و گروه‌هایی به‌خصوص در میان غربیان هستند که به فراخور حال خویش نظراتی را درباره مولا‌نا ابراز می‌دارند که بیشتر از آنکه این افکار و رفتارها متعلق به مولا‌نا باشد به نظر می‌رسد برآمده از سکولا‌ریسم و انسان‌مداری مبتذل غربی است. انتساب افعال قبیح و مذمومی چون <هم‌جنس‌گرایی> که در واقع دامن عارفان والا‌مقامی چون مولوی از اینگونه امور رذیله پاک است، نمونه‌ای از این دست به حساب می‌آید. از سویی دیگر بسیاری از مولوی‌پژوهان غربی به همراه کثیری از مردم همان تصویر صحیح مولا‌نای مسلمان را در ذهن دارند. در جهان اسلا‌م هم این تفاوت نگاه نسبت به مولا‌نا هم در میان عوام و هم در میان دانشمندان اسلا‌می، دیده می‌شود. عده‌ای مولا‌نا را شخصی مسلمان، مومن، شوریده‌حال و آگاه به حقایق و اسرار الهی می‌دانند و عده‌ای دیگر او را غیرمتعبد و اهل بدعت برمی‌شمارند. با در نظر گرفتن چنین تشتت آرایی مهم‌ترین پرسش مرتبط با بحث ما این است که <ما با کدام مولا‌نا مواجه هستیم؟> چراکه این پرسش ما را برای رسیدن به هدف یاری می‌کند و اصلا‌ پاسخ به آن گره بسیاری از مشکلا‌ت از‌جمله قرائت‌های غیردینی از مولوی، انتساب رفتارهای غیراخلا‌قی به او و سخن گفتن از اعتقاد مولوی به پلورالیسم دینی و... را باز خواهد کرد. ناگفته پیداست در چنین مجالی صرفا باید به مولفه‌های اصلی شخصیت و اندیشه او پرداخت که هم مرتبط با بحث باشد و هم وارد جزئیات نشود.
۱) مولوی مسلمان:‌
مهم‌ترین مشخصه مولوی، مسلمانی است. به تعبیر دکتر سیدحسین نصر مولوی یک <قدیس مسلمان> است و مسلمان بودن رکن رکین شخصیت او است. باید توجه داشت او با پشت پا زدن به تعالیم اسلا‌می به تساهل، مدارا و عرفان نرسیده بلکه او به تبعیت از رسول گرامی اسلا‌م(ص) مفتخر شده و با این افتخار معنوی زیستن را تجربه کرده است. او رسول خدا(ص) را همچون دیگر انبیای الهی (علیهم‌السلا‌م) نبی و فرستاده خدا می‌داند که از جانب خدا برای هدایت و ابلا‌غ پیام جاودانه خداوند مبعوث شده‌اند اما مولوی برای پیامبر اسلا‌م(ص) شأن والاتری را قائل است به‌طوری که او را فخر جهان می‌نامد.
مولوی طبق برخی نامه‌هایش به فرائض و شعائر دینی کاملا‌ مقید بوده و <شریعت> را چراغی می‌پنداشته تا روشنایی‌بخش <طریقت> برای نیل به سوی <حقیقت> باشد. لیکن آنچه در نگاه او بسیار پراهمیت بود روح حاکم بر این شعائر است نه صرفا ظاهر این مناسک. او معتقد است، آن کس که در ظواهر دینی مستغرق شده و تمام دلمشغولی خود را مصروف ظاهر این عبادات می‌دارد، کاری از پیش نمی‌برد، چراکه ارزش این مناسک نه به خاطر خود مناسک بودنشان بلکه به خاطر گوهر معنوی مستتر در آنها است.
۲) آتش عشق:
آتشی از عشق در جان برفروز / سر به سر فکر و عبارت را بسوز
اسلا‌م مولا‌نا، اسلا‌می عاشقانه است و به تبع آن دستگاه عرفانی او با تصوف سیستماتیک تفاوت چشمگیری دارد. در نظام فکری او نظام هستی‌شناسانه به سبک و سیاق عرفان نظری به‌خصوص شبیه نظام‌های عرفانی ملهم از ابن‌عربی دیده نمی‌شود که در آن حقایق عرفانی ضبط و ثبت شود. <با پیر خود نهفته می‌گفتم دوش / کزمن سخن از سر جهان هیچ مپوش / نرمک نرمک مرا همی گفت بگوش / دانستنی است گفتنی نیست خموش> او برخلا‌ف بسیاری از صوفیان هم‌دوره خود دست به موعظه و ترسیم حقایق عرفانی به‌صورت سوم شخص نمی‌زد بلکه دائما سعی داشت طعم حلا‌وت فراق و وصال را بچشد و بچشاند. عرفان مولوی، عرفانی، تجربی، عاشقانه، طربناک و ذوقی است. <حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو / وندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو / هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن / وانگه بیا با عاشقان هم‌خانه شو هم‌‌خانه شو / باید که جمله جان شوی تا لا‌یق جانان شوی / گرسوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو> این عشق که مولا‌نا اینقدر از آن دم می‌زند، تبلور تمام تجربه شخصی خود او است. او همچون ما ریاکارانه بر طبل عشق نمی‌کوبد تا نظرها را بر خود جلب کند و منزلتی اعم از اجتماعی، اقتصادی و... را برای خود به‌دست آورد. اتفاقا برعکس او از همه چیز خود برای معشوق دست می‌شوید تا تجربه‌ای خالص و ناب داشته باشد. زندگی خود او و رابطه‌اش با شمس تبریزی موید این گفتار است. هنگامی که همه داشت خود را بدون کوچک‌ترین ضمانتی برای به‌دست آوردن چیزی بهتر از سوی معشوق، بر سر <قماری عاشقانه> می‌بازد ولی در ازای آن <گنج جاودان عشق> را می‌برد، در واقع خود عشق را با تمام ابعاد وجودی‌اش تجربه می‌کند.
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم / دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
... گفت که با بال و پری من پروبالت ندهم / در هوس بال و پرش بی‌پر و پرکنده شدم
و اما داستان عقل و عشق؛ حکایت عقل و عشق در سنت عرفانی ما و در نگاه مولا‌نا حکایتی شورانگیز دارد. او با خودگویی و فلسفه مخالف نیست. او تنها می‌خواهد دیگران را از محدودیت عقل جزئی در حل مسائل پیچیده هستی‌شناسانه و انسان‌شناسانه آگاهی بخشد. مولوی بارها نهیب می‌زند که مبادا عقل جزئی، شما را به انکار حقایق معنوی بکشاند و موجبات غرور شما را فراهم آورد که این دامی است از ناحیه شیطان. در نظر او عقل باید فروتنانه عشق را تمکین کند.
و از همین جاست که نظام تعلیمی مولا‌نا که بر <ادب> یعنی <رعایت حد و عدم تجاوز از آن> مبتنی شده است، داعیه تسلیمی عاشقانه را دارد تا تسلیمی صرفا از سر تعبد.
۳) ‌توحید؛ ظاهر و باطن:
مولوی همچون دیگر عارفان اسلا‌می، عالم را تجلی اسماء و صفات الهی می‌داند. اما او این نگاه وحدت وجودی را به اقوال و افعال آدمی نیز تسری می‌دهد. از دید او نه‌فقط در کنه عالم هستی وجودی واحد موجود است که تمام کثرات به آن بازمی‌گردد بلکه تمام اقوال و افعال انسان هم، چه خواسته و چه ناخواسته، سخن از یار است. او معتقد است انسان عالم و حقیقت را از نظرگاه و دریچه وجودی خود می‌بیند و از این جهت است که حقیقت رنگ ذهن فاعل‌شناسا را می‌گیرد. او تمام انسان‌ها به غیر از انبیا و اولیای الهی را شامل این اصل مشترک می‌داند. با این اوصاف اگرچه وقتی ما آدمیان در اقوال یکدیگر می‌نگریم چیزی جز کثرت نمی‌یابیم اما در پس پرده کثرت یک وحدت حقیقی مطلق وجود دارد که همگان از او می‌خوانند و او را صدا می‌زنند اگرچه خود از آن غافل باشند یا به دروغ و ریا چنین کنند.
از نظرگاه است ای مغز وجود / اختلا‌ف مومن و گبر و جهود
پس آنچه در ورای ایمان و فکر جلوه‌گری می‌کند رخ یار است که جان و ایمان اسیر او است:
مومنان معدود لیک ایمان یکی / جسم‌شان معدود لیکن جان یکی
در نتیجه به‌نوعی کثرت از سوی مولا‌نا نادیده گرفته می‌شود البته انکار نمی‌شود. علی‌ایحال از آنچه گذشت برمی‌آید مولا‌نا مسلمانی شوریده‌حال و عاشق است که تنها از راه رصد معشوق به‌وسیله اصطرلا‌ب عشق در پس پرده کثرات عالم به سلوک عرفانی می‌پردازد.
‌ ● مساله کثرت ادیان در نگاه مولا‌نا
حال که به مقتضای بحث با سه محور اصلی تفکر مولا‌نا یعنی <اسلا‌م>، <عشق> و <توحید> آشنا شدیم بهتر است به موشکافی علل <مساله کثرت ادیان> از نگاه او بپردازیم و دیدگاه او را خوب بسنجیم که آیا می‌تواند راه‌حل مثبت و موثری را در جهت ایجاد گفت‌وگوی میان ادیان پیشنهاد کند یا خیر. مولا‌نا معتقد نیست علت کثرت و تعدد ادیان عناد یا محبت، کم‌خردی یا تیزنگری، خردپذیری یا خودستیزی ادله طرفین یا چیزی مشابه اینها باشد. او صریحا از غرقه شدن حقیقت در حقیقت سخن می‌گوید و آن را علت هفتاد بلکه صد فرقه شدن آدمیان برمی‌شمارد. مولوی راز این اختلا‌ف را در این نمی‌داند که عده‌ای راه کفر و ضلا‌لت را در پیش گرفته‌اند و بسزای عمل ناصواب خود خواهند رسید و عده‌ای دیگر راه صواب و در نزد خداوند متنعم خواهند شد. مولوی دریچه دیگری را می‌گشاید و از غرقه شدن حقیقت در حقیقت سخن می‌راند. گویی اختلا‌ف ادیان تنها به خود حقیقت بازمی‌گردد. اما ویژگی‌های این حقیقت چیست؟ واحد است یا متکثر؟
همان‌طور که شرحش گذشت مولوی در پس پرده کثرات عالم یک حقیقت واحد را ترسیم کرده که همه چیز از اوست و به سوی او در سیلا‌ن و حرکت است. براساس اصل توحید، او این حقیقت را واحد می‌داند که همه چیز را دربرگرفته و هر چیزی نشانی از او دارد و مظهری از او است. این حقیقت متکثر و چند پهلو نیست، بلکه دیدگاه‌های متفاوت آدمیان به حقیقت است که منجر به <غرقه شدن حقیقت در حقیقت> می‌شود نه تکثر خود حقیقت. این نگاه به هیچ‌وجه به چندجانبه بودن واقعیت و حقیقت نظر ندارد بلکه سر این اختلا‌ف را در خود وجود ما می‌بیند. ‌
مولوی نه همه را حق می‌داند و نه همه را باطل. اما شاید این سخن با سخن پیشین او متنافی‌الا‌جزا به نظر برسد و سوال شود چگونه می‌شود همه با تمام اختلا‌فات خود از حق سخن گویند و در عین حال حق و باطلی هم در کار باشد؟ باید توجه داشت اگرچه همه دلمشغول حقیقت هستند ولیکن آن را به اقتضای خود می‌نگرند، اما این نگرش‌ها همه صحیح نیست اگرچه همه به آن امر متعالی و قدسی عطف توجه دارند. پس معلوم می‌شود مقام معنوی متفاوت، نظرگاه و لفظ متفاوت را به‌همراه دارد. پس در واقع میان دیدگاه‌های مختلف یک تفاوت تشکیکی موجود است، به‌نحوی که همگان به او عطف توجه دارند اما دارای نظرگاه‌های ضعیف و قوی‌هستند. پس تمام انسان‌ها یا به‌عبارت صحیح‌تر اکثر مردم، خواسته یا ناخواسته از حقیقت سخن می‌گویند و این نظرگاه‌های متکثر از ظرفیت وجودی ایشان نشأت می‌گیرد ولیکن این نظرگاه‌ها ذومراتب هستند.

حامد فرجی

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

اول اردیبهشت؛ سالمرگ «سپهری»، «بهار» و «اقبال»


اول اردیبهشت؛ سالمرگ «سپهری»، «بهار» و «اقبال»
نخستین روز اردیبهشت که با بزرگداشت سعدی در تقویم ثبت است، با سالمرگ سه شاعر معاصر «سهراب سپهری»، «محمدتقی بهار» و «اقبال لاهوری» نیز همراه است.
سهراب سپهری پانزدهم مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد و چند ماهی پیش از کودتای ۲۸ مرداد، در خردادماه ۱۳۳۲ دوره نقاشی دانشکده هنرهای زیبا را به پایان رسانید؛ علاقه به شعر و نقاشی در سهراب به موازات هم رشد کرد، چنان که پا به ‏پای مجموعه شعرهایی که از او به چاپ می‌رسید، نمایشگاه‌‏های نقاشی او هم در گوشه و کنار تهران برپا می‏شد و او گاهی در کنار این نمایشگاه‏‌ها شب شعری هم ترتیب می‏داد؛ تلفیق شعر و نقاشی در پرتو روح انزوایی و متمایل به گونه‏ای عرفان قرن بیستمی، هم به شعر او رقت احساس و نازک‌بینی هنرمندانه‌‏ای می‌‏‏بخشید و هم نقاشی او را به نوعی صمیمیت شاعرانه نزدیک می‏کرد.
تخیل آزاد، سوررئالیسم خفیف، جست‌وجوی روابط متعارف اشیاء و مفاهیم آمیخته با خیال‌پردازی، از مشخصه‌‏های آشکار شعر سپهری است. همین ویژگی‌هاست که در نظر برخی وی را به تمایلات سبک هندی و قابلیت مقایسه با بیدل دهلوی، شاعر عارف و خیال‌پرداز سده دوازدهم هند نزدیک کرده است.
سفرهای سهراب به غرب و شرق عالم و دیدار از رم، آتن، پاریس و قاهره، تاج محل و توکیو برای او بیشتر سلوک روحی و معنوی و سیر در انفس به حساب می‏آمد تا گشت و گذار و جهان دیدگی و سیر در آفاق.
پیشتر از آن که به هند و ژاپن سفر کند با فکر و اندیشه بودایی و سلامت عارفانه پیشینیان آشنایی داشت، این سفر آشنایی و علاقه او را ژرف‌تر کرد و در مجموع به هنر او سیرتی عارفانه و پارسایانه بخشید.
سفر به ژاپن را که به قصد آموختن حکاکی روی چوب آغاز کرده بود، به او چیزهایی دیگر نیز آموخت؛ این که شعرهای سهراب سپهری را گاهی در حال و هوای هایکو یافته‌‏اند، این که سپهری به داشته‌‏های خود خرسند و به شهر و دیار و طبیعت رهای اطراف شهر خود کاشان پای بند است، هر چند اندک می‏تواند نتیجه تاثیر این گونه سفرها باشد، چنان که توجه او به طبیعت هم در نقاشی و هم در شعر نیز از این تاثیر بلکی دور نمانده است.
او چشم به طبیعت داشت و از پیرامونیان خود، که شاید تنها اندکی از آنان از صداقت و صمیمیت انسانی بالایی برخوردار بودند، پرهیز می‏کرد: به سراغ من اگر می‏آیید/ نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد/ چینی نازک تنهایی من.
علاقه سهراب به هنر و مکتب‏های فلسفی شرق دور، معروف است. این علاقه را وی با آگاهی توام کرده بود. او به مطالعه در فلسفه و ادیان بسیار علاقمند بود.
سهراب ابتدا در دهه ۱۳۳۰ به عنوان نقاشی نوپرداز به شهرت رسید، کار شعر را هم از همان ایام آغاز کرده بود. نخستین مجموعه شعر او «مرگ رنگ» در سال ۱۳۳۰ به چاپ رسید. «زندگی خواب‏ها» را در سال ۱۳۳۲ و «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» هر دو را به سال ۱۳۴۰ عرضه کرد. در این مجموعه‌های نخستین او، گه‌‏گاه طنین صدای نیما یوشیج به گوش می‏رسید؛ اما مجموعه‌های بعدی؛ یعنی «صدای پای آب»، «مسافر» و به ویژه «حجم سبز» که در سال ۱۳۴۶ انتشار یافت، هیچ صدایی جز صدای آشنای خود او نیست؛ هر چند برخی در واپسین شعرهای سپهری رنگی از زبان اندیشه فروغ را دیده و در نتیجه از پاره‏ای جهات شهرت آن دو را قابل مقایسه دانسته‌اند.
شعر سهراب در ابتدا با انکار و انتقاد مواجه شد. شاعران و منتقدان ملتزم پیش از انقلاب، شعر و شیوه شاعری او را نکوهیدند و او را منفی‌‏نگر، بی‌مسئولیت و رویگردان از جامعه و مردم معرفی کردند. اما سهراب بی‌‏توجه به این نکوهش‏ها و جار و جنجال‏ها به کار خود ادامه داد و سر به شعر و نقاشی خود فرود آورد.
او به قضاوت دیگران کاری نداشت. گویی می‏دانست روزی فرا خواهد رسید که شعرش قبول عام پیدا می‏کند. از این رو آرام و بی‌‏سر و صدا سر به کار خویش داشت و آنچه را که به اشراق و ادراک هنری دریافته بود. به پرده رنگ و به واژه‏ای به نرمی آب و لطافت آبی آسمان‏ها تسلیم می‏کرد، برترین ویژگی شعر سهراب غنای آن از نظر جوهر شعری است، چیزی که در آثار کمتر شاعری به این زلالی می‏توان یافت.
سپهری روز اول اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ در اثر ابتلای به بیماری سرطان خون درگذشت. با آن که شعر وی حاوی فضیلت‏های گمشده انسانی بود در زمان حیاتش مقبولیت عام پیدا نکرد، اما بعد از انقلاب و به ویژه از دهه ۱۳۶۰ به بعد گروهی از شاعران و منتقدان به شعر وی روی آوردند و بر شعرش نقد و تفسیر نوشتند.
□□□
میرزا محمدتقی بهار (۱۲۶۶-۱۳۳۰ ش) اندیشمند، نویسنده، محقق، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه و شاعر در مشهد متولد شد. پدر وی ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود .بهار تحصیلات مقدماتی را نزد پدر آموخت و علوم ادبی و عربی متداول زمان خود را از استادان مشهور خراسان چون ادیب نیشابوری فراگرفت.
وی در نوجوانی پدر خود را از دست داد و از همان موقع شعر می‌سرود. بعد از مرگ پدر و به فرمان مظفرالدین شاه، لقب ملک الشعرایی آستان قدس رضوی را یافت.
وی در نهضت مشروطه‌طلبان مجاهدت‌ها کرد. در سال ۱۳۲۸ قمری هفته‌نامه نوبهار را نشر داد. در سال ۱۳۳۳ قمری از طرف مردم مشهد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و رهسپار تهران گردید و در سال ۱۳۳۶ قمری انجمن ادبی دانشکده را با مجله دانشکده که منتسب به همان انجمن بود، تاسیس کرد و در همان سال به تجدید انتشار روزنامه نوبهار همت گماشت.
بهار در سال ۱۳۳۸ قمری مدیریت روزنامه ایران را که غیر رسمی بود، عهده‌دار شد و از طرف مردم تهران دو بار به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب گردید و در سال ۱۳۲۴ شمسی به وزارت برگزیده شد.
وی در دانشکده ادبیات تهران تا پایان عمر تدریس می‌کرد و در تهران وفات یافت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. از او آثار زیادی به جا مانده است که از آن جمله «سبک شناسی»، «تاریخ احزاب سیاسی»، «مجموعه مقالات» و «دیوان اشعار» وی را در دو جلد می‌توان نام برد.
□□□
علامه محمد اقبال لاهوری متولد ۲۲ فوریه ۱۸۷۳ میلادی در شهر سیالکوت از ایالت پنجاب هند و متوفی به سال ۱۳۱۷ هـ . ش (۲۰ صفر ۱۳۵۷، ۲۱ آوریل ۱۹۳۸ میلادی)، تحصیلات خود را ابتدا، به رسم معمول زمان، با آموختن قرآن کریم در مکتب‌خانه شروع کرد و پس از اتمام دوره مکتب‌خانه وارد کالج آسیایی اسکاچ شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آنجا گذرانید.
در همین ایام سرودن شعر را آغاز کرد. بعد از پایان این دوره، در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت ‏نام کرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دوره فوق‏ لیسانس این رشته را با احراز رتبه اول در دانشگاه پنجاب به پایان رساند، موفق به دریافت یک قطعه مدال علمی گردید، و در رشته‌‏های تاریخ، فلسفه، و علوم به استادی برگزیده شد.
در همین حال، فراگیری زبان فارسی و عربی را نیز وجهه همت خویش قرار داد. اقبال، که در عرصه شعر و ادب در شبه قاره از نوادر به شمار می‏رود، سروده‏های خود را در خدمت بیداری و آگاهی توده‏ها و دمیدن روح آزادی در ملل اسلامی و بیدار ساختن آنان از خواب گران قرار داد. ناله یتیم اولین اثر وی بود که آن را در سال ۱۸۹۹ میلادی در جلسه سالیانه انجمن حمایت ‏الاسلام در لاهور خواند. سال بعد در همین انجمن منظومع دیگری را با عنوان خطاب یتیم به هلال عید فطر قرائت کرد که باعث شهرت وی شد.
علاوه بر این در ۱۹۰۱ میلادی نخستین کتاب خود را در زمینه اقتصاد به زبان اردو تالیف کرد. سپس به توصیه سر تامس آرنولد برای ادامه تحصیلات عازم اروپا شد، و سه سال در آنجا به مطالعه و تحصیل پرداخت. در دانشگاه کمبریج در رشته فلسفه پذیرفته شد و در آنجا با پروفسور مک تیگارت، از طرفداران سرشناس هگل‏، پروفسور ادوارد براون و پروفسور رینولد نیکلسون، از مستشرقان بنام، آشنا شد.
پس از اخذ مدرک فلسفه اخلاق از کمبریج وارد دانشگاه مونیخ در آلمان شد و رساله دکترای خود را با عنوان «سیر فلسفه در ایران» تدوین کرد، و مدتی نیز به جای پروفسور آرنولد در دانشگاه لندن به تدریس زبان و ادبیات عرب پرداخت.
اقبال از میان متفکران غرب به آثار لاک، کانت، هگل، گوته، تولستوی، و از شرقیان به اشعار مولوی دلبستگی خاصی داشت. در ایام تحصیل در اروپا تحولات عمده‌ای در وی پدیدار شد؛ قبل از هر چیز، علاقه‌مندی بیش از حدش به زبان و ادبیات فارسی بود به گونه‌ای که بعدها زبان فارسی را برای بیان آراء و افکار خود برگزید.
دیوان شعر وی به طور عمده به این زبان تدوین گشته است.
پس از آن، اقبال به تدریج از یک شاعر وطنی به شاعری اسلامی ـ جهانی تحول یافت، تا جایی که به اعتقاد بسیاری از متفکران وی یکی از نخستین منادیان اتحاد بین کشورهای اسلامی به شمار می‏رود.
وی در ماه اوت سال ۱۹۰۸ میلادی به وطن بازگشت و ریاست بخش فلسفة دانشکده دولتی لاهور را عهده‏دار شد و در عین حال به امر وکالت نیز می‏پرداخت.
اقبال در ۱۹۲۶ میلادی به عضویت مجلس قانونگذاری پنجاب انتخاب شد. منازعات و کشمکش‌های متعدد میان مسلمانان و هندوها و عشق به آزادی وی را به شرکت در فعالیت‌های سیاسی علاقمند کرد تا اینکه در ۱۹۳۰ میلادی، در جلسه سالیانه حزب مسلم لیگ در احمدآباد، پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان را مطرح کرد.
عشق و علاقة وافر اقبال به سرزمین، تمدن و فرهنگ اسلامی ایران در تمامی آثار و سروده‏های وی هویداست، عشقی نشات گرفته از مایه ‏های ایمان دینی؛ تا بدانجا که تهران را ام‏القرای دوم جهان اسلام می‏دانست.
علی‏محمد نقوی نویسنده و متفکر معاصر شبه قاره، در کتاب ایدئولوژی انقلابی اقبال، اقبال را معمار تجدید بنای تفکر اسلامی و طراح نهضت ضد غربزدگی و منادی شعار بازگشت به قرآن و بازگشت به خویش در جهان اسلام می‏داند.
وی می‏گوید: هدف اقبال با تکیه بر مذهب و به طور اخص اسلام، تبدیل آن از صورت یک عقیده شخصی، انگیزة روحی، و نظام اخلاقی که تنها در قالب رابطه درونی فرد با خدا مطرح می‏گردد، به یک “ایدئولوژی“ است که تمامی ابعاد وجودی انسان، اجتماع، و حیات مادی و معنوی را در بر دارد.
اقبال در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی بدورد حیات گفت.


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    درس‌ هایی از غول‌ های دنیای فناوری
    به نظرم رهبران بسیاری از سازمان‌های بزرگ اعتقادی به تغییر ندارند؛ اما با نگاهی به گذشته، رد پای تاریخ را خواهید دید. بدانید که اگر کسب‌ و کاری بی‌رمق دارید، مسلما با مشکلاتی روبه‌رو خواهید بود.