
رمزگشایی از بزرگترین تسهیلاتگیرندگان اقتصاد ایران/ این بخش، بیشترین وام را از بانکها دریافت کرد

آیا جغرافیا سرنوشت ملتها را تعیین میکند یا نهادها؟/ راز فقر و ثروت ملتها در چه چیزی پنهان است؟
اقتصاد۲۴-هفته نامه تجارت فردا نوشت: چه اتفاقی افتاد که مسیر ملتها تا این اندازه از یکدیگر جدا شد؟ چرا بعضی کشورها راه ثروتمند شدن را پیدا کردند و برخی دیگر در دام فقر گرفتار ماندند؟ اندیشمندان بسیاری کوشیدهاند پاسخی برای این پرسش پیدا کنند و در این مسیر، عوامل متفاوتی را برجسته کردهاند. برخی جغرافیا را تعیینکننده دانستهاند، گروهی بر آبوهوا و منابع طبیعی تاکید کردهاند و گروهی دیگر، دسترسی به آبهای آزاد و امکان تجارت با جهان را عامل مهمی در ثروتمند شدن ملتها شمردهاند. برخی نیز فرهنگ، ارزشها و باورهای اجتماعی را به میان کشیدهاند.
در مقابل، پژوهشگرانی با مقایسه تجربه کشورهای فقیر و ثروتمند، بر عواملی، چون نهادها، آزادی، تجارت، فناوری، سرمایه انسانی و کیفیت حکمرانی تاکید کردهاند. پاسخها متفاوتاند و حتی گاه در تعارض با یکدیگر قرار دارند، اما از میان آنها میتوان یک نکته مهم را برجسته کرد: سرنوشت اقتصادی ملتها از پیش تعیینشده نیست. جغرافیا، تاریخ و منابع طبیعی میتوانند فرصتها و محدودیتهایی ایجاد کنند، اما درنهایت تصمیمهایی که جوامع میگیرند، نهادهایی که میسازند و مسیری که برای توسعه انتخاب میکنند، نقشی اساسی در سرنوشت آنها دارد. این گزارش به معرفی مهمترین کتابهایی میپردازد که در جستوجوی ریشههای فقر و ثروت ملتها نوشته شدهاند. نویسندگان این آثار درباره بسیاری از عوامل اختلاف نظر دارند، اما بخش بزرگی از آنها در یک نکته به یکدیگر نزدیک میشوند. اینکه فقر و ثروت فقط محصول جغرافیا یا تقدیر تاریخی نیست و نتیجه مجموعهای از انتخابهای جمعی نیز هست. نهادها، تغییر نهادی و عملکرد اقتصادی
داگلاس نورث، اقتصاددان آمریکایی و برنده نوبل اقتصاد ۱۹۹۳، تفاوت فقر و ثروت ملتها را بیش از هر چیز در «نهادها» جستوجو میکند. او در کتاب «نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی»، نهادها را «قواعد بازی» جامعه مینامد. قواعدی که رفتار و انگیزههای اقتصادی افراد را شکل میدهند. این قواعد میتوانند رسمی باشند، مانند قوانین، حقوق مالکیت، دادگاهها و قراردادها، یا غیررسمی، مانند هنجارها، سنتها و باورها. از نگاه نورث، نهادهای کارآمد با کاهش هزینههای
در مقابل، اگر قواعد بازی به سود رانتجویی و نزدیکی به قدرت تنظیم شده باشند، منابع بهجای فعالیتهای مولد به سمت کسب امتیاز حرکت میکنند. نورث تفاوت مسیر آمریکای شمالی و آمریکای لاتین را نیز با همین منطق توضیح میدهد. در آمریکای شمالی بهتدریج نهادهایی شکل گرفت که محدودیت قدرت سیاسی، حقوق مالکیت و حاکمیت قانون را تقویت میکردند، درحالیکه میراث استعمار اسپانیا و پرتغال در بخش بزرگی از آمریکای لاتین به تمرکز قدرت و شکلگیری ساختارهای انحصاری انجامید. در نتیجه، دو منطقه مسیرهای نهادی و اقتصادی متفاوتی را طی کردند.
نورث در کتاب «دگرگونی اقتصادی» که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، یک گام فراتر میرود و میپرسد خود نهادها چگونه شکل میگیرند و تغییر میکنند. اینجا مفهوم «سازگاری» اهمیت پیدا میکند: جامعه تا چه اندازه میتواند در برابر شرایط جدید، نهادهای خود را اصلاح کند و قواعد ناکارآمد را کنار بگذارد؟ نورث برای توضیح این تحول، به باورها و فرآیند یادگیری نیز توجه میکند. انسانها جهان را تفسیر میکنند، براساس این برداشتها انتخاب میکنند و این انتخابها بهمرور در قالب قواعد و نهادها تثبیت میشوند. بنابراین، تجربه تاریخی، باورها و یادگیری جمعی نیز در تحول نهادها نقش دارند. ترجمه فارسی «دگرگونی اقتصادی» به قلم داود حیدری و مفید علیزاده از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.
مرحله دیگری از تکامل اندیشه نورث را میتوان در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» دید که او همراه با جان جوزف والیس و باری آر. وینگاست نوشت و در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. پرسش این بار بنیادیتر است: چرا بسیاری از جوامع، حتی با آگاهی از مزایای رقابت، حاکمیت قانون و اقتصاد آزاد، نمیتوانند به چنین نظمی دست پیدا کنند؟ نویسندگان کتاب تاریخ بشر را در قالب سه نوع نظم اجتماعی بررسی میکنند: جوامع ابتدایی، نظم «دسترسی محدود» یا «دولت طبیعی» و نظم «دسترسی باز».
در نظم دسترسی محدود، ائتلافی از نخبگان سیاسی، اقتصادی و نظامی با محدود کردن دسترسی دیگران به سازمانها، منابع و فرصتها، نظم را حفظ میکند. رانت در چنین نظامی بخشی از سازوکار حفظ نظم سیاسی است و امتیازهای اقتصادی، انگیزه نخبگان برای همکاری و پرهیز از خشونت را افزایش میدهد. هزینه این نظم، محدود شدن رقابت، دشوار شدن ورود بازیگران تازه و شکنندگی رشد اقتصادی است. در مقابل، نظم دسترسی باز امکان گستردهتری برای ورود شهروندان به فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فراهم میکند.
تشکیل شرکت، حزب و انجمن در انحصار گروه کوچکی از صاحبان قدرت نیست و روابط بیش از آنکه شخصی باشند، تابع قواعد عمومیاند. حاکمیت قانون، حقوق مالکیت، سازمانهای مستقل و رقابت سیاسی و اقتصادی از ویژگیهای چنین نظمی هستند. بااینحال، گذار از دسترسی محدود به دسترسی باز صرفاً با تصویب چند قانون امکانپذیر نیست. نورث، والیس و وینگاست سه شرط را برجسته میکنند: حاکمیت قانون برای نخبگان، وجود سازمانهای بادوام و کنترل سیاسی یکپارچه بر سازمانهای دارای ظرفیت خشونت.
این شرایط بهتدریج امکان شکلگیری روابط غیرشخصی و گسترش دسترسی به فرصتها را فراهم میکنند. از کنار هم قرار دادن این سه اثر، مسیر فکری نورث روشن میشود. او ابتدا پرسید، چرا برخی اقتصادها بهتر عمل میکنند و پاسخ را در «نهادها» یافت. سپس پرسید چرا نهادها تغییر میکنند و بر باورها، یادگیری و سازگاری تاکید کرد. در «خشونت و نظمهای اجتماعی» نیز به سراغ ساختار قدرت رفت تا توضیح دهد چرا ساختن نهادهای خوب تا این اندازه دشوار است. حاصل این مسیر فکری یک نتیجه مهم است: ثروتمند شدن ملتها فقط به منابع، سرمایه یا فناوری بستگی ندارد؛ مسئله اساسی، قواعدی است که یک جامعه برای توزیع قدرت و فرصت میسازد و توانایی آن جامعه برای اصلاح این قواعد در طول زمان.
بیایید با فاصلهگیری از دنیای نورث به دنیای دیگری وارد شویم. جغرافیای ثروت
کتاب «اسلحه، میکروب و فولاد» نوشته جرد دایموند، اثری میانرشتهای است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد و میپرسد، چرا با وجود خاستگاه مشترک انسانها، تمدنهای اوراسیا بر بخش بزرگی از جهان مسلط شدند؟ پاسخ دایموند بیش از هر چیز «جغرافیا» ست. اوراسیا از گیاهان قابلکشت مانند گندم و جو و حیوانات اهلیپذیر مانند اسب و گاو برخوردار بود و کشاورزی زودهنگام، امکان انباشت غذا، رشد جمعیت، تخصص و تشکیل حکومتهای متمرکز را فراهم کرد. امتداد شرقی-غربی اوراسیا نیز انتقال محصولات، حیوانات و فناوری را آسانتر کرد.
ثمره این مزیتهای جغرافیایی، دستیابی زودتر به سه ابزار قدرت بود: اسلحه، میکروب و فولاد. از این منظر، تفاوت سرنوشت ملتها بیش از آنکه ناشی از تفاوتهای ذاتی انسانها باشد، ریشه در فرصتهای متفاوت جغرافیایی دارد. «پایان فقر» نوشته جفری ساکس، در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. ساکس بر این باور است که کشورهای بسیار فقیر در «دام فقر» گرفتار شدهاند و توانایی رسیدن به نخستین پله نردبان توسعه را ندارند. بیماری، ضعف زیرساخت، فساد، نابرابری و جغرافیای دشوار میتوانند این کشورها را در چنین وضعیتی نگه دارند.
راهحل او «اقتصاد بالینی» است؛ یعنی همانگونه که پزشک برای هر بیمار تشخیص متفاوتی دارد، نسخه توسعه نیز باید متناسب با مشکلات هر کشور نوشته شود. کمک خارجی هدفمند میتواند سرمایه اولیه لازم را فراهم کند تا کشورهای فقیر از دام فقر خارج شوند و به اقتصاد جهانی بپیوندند. پل کالیر نیز که سابقه گفتوگو با تجارت فردا را دارد، در کتاب «یک میلیارد نفر تهیدست»، وضعیت فقیرترین کشورهای جهان را نتیجه یک عامل واحد نمیداند. به اعتقاد او، این کشورها اغلب در چهار تله گرفتارند: جنگ و درگیری داخلی، نفرین منابع طبیعی، محصور بودن در خشکی همراه با همسایگان ضعیف، و حکمرانی بد. ترکیب این عوامل میتواند کشورها را برای مدت طولانی از مسیر رشد خارج کند؛ بنابراین مسئله فقط کمبود سرمایه نیست؛ ساختار سیاسی، موقعیت جغرافیایی و نحوه مدیریت منابع نیز تعیینکنندهاند.
«عقبماندگی اقتصادی در چشمانداز تاریخی» نوشته الکساندر گرسچنکرون، مجموعهای از مقالات اوست که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. گرسچنکرون با این تصور که همه کشورها برای صنعتی شدن باید مسیر انگلستان را تکرار کنند مخالف بود. کشورهای عقبمانده میتوانند با بهرهگیری از تجربه کشورهای پیشرفته، برخی مراحل توسعه را سریعتر طی کنند؛ اما برای این کار به نهادهایی نیاز دارند که کمبود سرمایه، فناوری و کارآفرینی را جبران کنند. در انگلستان بخش خصوصی نقش اصلی را داشت، در آلمان بانکها اهمیت بیشتری پیدا کردند و در کشورهای بازمانده از توسعه ممکن است دولت ناچار به ایفای نقشی بزرگتر شود؛ بنابراین مسئله اصلی، توانایی ساخت نهادهای مناسب برای جبران آن است.
آلبرت اُ. هیرشمن نیز در کتاب «استراتژی توسعه اقتصادی» که در سال ۱۹۵۸ منتشر شد، نظریه رایج «رشد متوازن» را به چالش کشید. او بر این باور بود که کشورهای فقیر منابع و ظرفیت مدیریتی کافی برای سرمایهگذاری همزمان در همه بخشها ندارند. راهحل او «رشد نامتوازن» بود: تمرکز منابع محدود بر چند بخش کلیدی که بتوانند سایر بخشهای اقتصاد را نیز به حرکت درآورند. از نگاه هیرشمن، مشکل اصلی کشورهای فقیر همیشه فقدان منابع نیست، بلکه ناتوانی در بسیج و استفاده موثر از منابع موجود است. توسعه زمانی آغاز میشود که سرمایهگذاریهای هدفمند، زنجیرهای از فشارها، فرصتها و سرمایهگذاریهای تازه ایجاد کنند.
دنی رودریک در «پارادوکس جهانی شدن» مسئله توسعه را از زاویه رابطه میان اقتصاد جهانی و سیاستگذاری ملی بررسی میکند. از نگاه او، پیوستن هرچه بیشتر به اقتصاد جهانی الزاماً به ثروتمند شدن منجر نمیشود. تجربه کشورهای شرق آسیا نشان میدهد که بسیاری از اقتصادهای موفق ابتدا با سیاستهای صنعتی، حمایت از صنایع و تقویت ظرفیتهای داخلی پایههای توسعه خود را ساختند و سپس بیشتر در اقتصاد جهانی ادغام شدند. در مرکز تحلیل رودریک «سهگانه سیاسی» قرار دارد: ابرجهانی شدن، حاکمیت ملی و دموکراسی را نمیتوان بهطور کامل و همزمان در اختیار داشت. از نظر او کشورهای فقیر بیش از هر چیز به نهادهای کارآمد و فضای کافی برای انتخاب سیاستهای متناسب با شرایط خود نیاز دارند. چرا کشورها شکست میخورند؟
کتاب «چرا کشورها شکست میخورند؟» که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، سومین اثر دارون عجماوغلو است که آن را با همکاری جیمز رابینسون نوشته است. نویسندگان با مقایسه نمونههای متنوعی از کشورها و دورههای تاریخی، ریشه تفاوت میان جوامع فقیر و ثروتمند را بیش از هر چیز در کیفیت نهادهای سیاسی و اقتصادی جستوجو میکنند. از نگاه آنها، کشورهایی زمینه رشد و شکوفایی پایدار را فراهم میکنند که از نهادهای فراگیر برخوردار باشند؛ نهادهایی که قدرت سیاسی را محدود میکنند، حقوق مالکیت را به رسمیت میشناسند، امکان مشارکت گروههای گسترده جامعه را فراهم میآورند و برای سرمایهگذاری، کارآفرینی و نوآوری انگیزه ایجاد میکنند. در مقابل، نهادهای «استثماری» یا «بهرهکش» قدرت و فرصتهای اقتصادی را در اختیار گروه کوچکی از نخبگان قرار میدهند و منابع جامعه را به سود آنها توزیع میکنند.
بررسی تجربه کشورهای مختلف، از اروپای شرقی و شوروی سابق گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین، نشان میدهد که در چنین ساختارهایی، سیاستهایی مانند سرمایهگذاری دولتی، خصوصیسازی، حمایت از صنایع داخلی یا حتی آزادسازی تجارت، بهتنهایی نمیتوانند رشد پایدار ایجاد کنند. ممکن است برخی حکومتهای اقتدارگرا برای مدتی رشد اقتصادی بالایی را تجربه کنند، اما تا زمانی که ساختار قدرت و قواعد بازی تغییر نکند، تداوم چنین رشدی با محدودیت روبهرو خواهد شد.
پس مسئله اساسی کشورهای در حال توسعه را نباید فقط انتخاب میان دولت و بازار، تجارت آزاد و حمایتگرایی یا خصوصیسازی و مالکیت دولتی دانست، پرسش بنیادیتر این است که قدرت سیاسی و فرصتهای اقتصادی چگونه توزیع شدهاند و چه کسانی امکان تعیین قواعد بازی را دارند. هرجا قدرت در انحصار گروه کوچکی باقی بماند، این گروه انگیزه دارد نهادها را به شکلی طراحی کند که منافع خود را حفظ کند؛ حتی اگر نتیجه آن کاهش رفاه عمومی و عقبماندگی بلندمدت اقتصاد باشد. بنابراین، شکستن چرخه تمرکز قدرت و حرکت به سوی نهادهای فراگیر، در مرکز تحلیل عجماوغلو و رابینسون قرار دارد. پویا جبلعاملی و محمدرضا فرهادیپور این کتاب را به فارسی ترجمه کردهاند و انتشارات دنیای اقتصاد آن را منتشر کرده است.
عجماوغلو و رابینسون پس از «چرا کشورها شکست میخورند؟» پروژه فکری خود را در کتاب «جاده باریک آزادی» ادامه دادند. اگر در کتاب نخست، مسئله اصلی آنها رابطه نهادها با فقر و ثروت ملتها بود، در کتاب دوم مفهوم «آزادی» در مرکز تحلیل قرار میگیرد. آنها این بار میپرسند، چرا برخی جوامع توانستهاند به آزادی دست پیدا کنند و آن را حفظ کنند، درحالیکه بسیاری از جوامع یا گرفتار استبداد شدهاند یا در بیثباتی، خشونت و بیقانونی باقی ماندهاند.
استدلال اصلی کتاب این است که آزادی زمانی پدید میآید و دوام میآورد که هم دولت و هم جامعه از قدرت کافی برخوردار باشند. دولت قدرتمند ضروری است، زیرا باید خشونت را مهار کند، قانون را به اجرا بگذارد، امنیت ایجاد کند و خدمات عمومی ارائه دهد. بدون چنین دولتی، نه امنیت پایدار وجود دارد و نه شهروندان از امکان واقعی انتخاب برخوردارند. اما قدرت دولت بهتنهایی آزادی نمیآفریند. جامعه نیز باید قدرتمند، سازمانیافته و بسیجشده باشد تا بتواند دولت را مهار کند، از آن پاسخ بخواهد و مانع تبدیلشدن قدرت دولتی به استبداد شود. به همین دلیل، مسیر دستیابی به آزادی به «جادهای باریک» شباهت دارد.
در یک سوی این جاده، دولت چنان قدرتمند و جامعه چنان ضعیف است که استبداد شکل میگیرد و در سوی دیگر، دولت آنقدر ضعیف است که توانایی اجرای قانون و مهار خشونت را ندارد. آزادی تنها در کریدور باریکی میان این دو وضعیت امکان ظهور پیدا میکند. مسیری که دولت و جامعه هر دو قدرتمندند و در عین رقابت، یکدیگر را متعادل و مهار میکنند. این تعادل محصول یک انقلاب یا تصمیم سیاسی واحد نیست، بلکه نتیجه کشمکشی دائمی و روزمره است. البته رابطه دولت و جامعه فقط بر رقابت استوار نیست و همکاری نیز بخشی از آن است. دولت ظرفیت بیشتری برای پاسخگویی به خواستههای جامعه پیدا میکند و جامعه نیز توانایی بیشتری برای نظارت بر این ظرفیت بهدست میآورد.
از نگاه عجماوغلو و رابینسون، آزادی یک فرآیند تاریخی طولانی است، نه دستاوردی که بتوان آن را یکشبه ایجاد کرد. دولت و نخبگان سیاسی باید بهتدریج محدودیتهایی را که جامعه بر قدرت آنها تحمیل میکند بپذیرند و گروههای مختلف اجتماعی نیز باید یاد بگیرند با وجود اختلاف منافع، برای حفظ قواعد مشترک و مهار قدرت همکاری کنند. به همین دلیل، نسخه واحدی برای ساختن آزادی وجود ندارد و نمیتوان آن را صرفاً از بالا طراحی و مهندسی کرد. ترجمه فارسی این کتاب به قلم پویا جبلعاملی، محمدحسین باقی و جواد طهماسبیترشیزی از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.
منبع: تجارت فردا
قیمت افغانی امروز در آستانه یک جهش تاریخی؛ چرا بازار ارزهای همسایه در شوک فرو رفته؟ | افغانی در کانال صعودی؛ روند افزایشی ادامه دارد یا ورق برمیگردد؟
بازار ارزهای همسایه امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، شاهد تحولی غیرمنتظره در قیمت افغانی بوده است. در حالی که بسیاری از معاملهگران انتظار تثبیت یا حتی کاهش قیمت را داشتند، دادههای بازار نشان از شکلگیری یک کانال صعودی جدید برای افغانی دارد. قیمت افغانی امروز در بازار آزاد ایران با ثبت نرخی در حدود ۲,۸۸۰ تومان، نه تنها کاهش روز گذشته را جبران کرده، بلکه زمینهساز گمانهزنیهایی درباره تداوم این روند تا سقفهای تاریخی شده است. جدول قیمت افغانی امروز (جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵) شاخص قیمتی مقدار (تومان) نرخ فعلی ۲,۸۸۰ بالاترین قیمت روز ۲,۹۳۰ پایینترین قیمت روز ۲,۸۵۰ بیشترین مقدار نوسان روز ۸۰ تومان درصد بیشترین نوسان روز ۲.۷۸٪+ نرخ بازگشایی بازار ۲,۸۸۰ نرخ روز گذشته ۲,۹۱۵ درصد تغییر نسبت به روز گذشته ۱.۲۰٪- میزان تغییر نسبت به روز گذشته ۳۵- تومان قیمت افغانی امروز؛ بازگشت به کانال صعودی یا اصلاح موقت؟
قیمت افغانی امروز در بازار آزاد ایران با نرخی معادل ۲,۸۸۰ تومان معامله میشود که نسبت به روز گذشته (پنجشنبه ۲۹ مرداد) که با قیمت ۲,۹۱۵ تومان بسته شده بود، ۳۵ تومان (معادل ۱.۲۰ درصد) کاهش یافته است. این کاهش در نگاه اول ممکن است نشانهای از توقف روند صعودی تلقی شود، اما نگاهی به دامنه نوسان ۲۴ ساعت گذشته نشان میدهد که افغانی در بازه ۲,۸۵۰ تا ۲,۹۳۰ تومان در نوسان بوده است.
نکته کلیدی در تحلیل امروز، ثبت پایینترین قیمت روز در سطح ۲,۸۵۰ تومان و سپس بازگشت به نرخ ۲,۸۸۰ تومان است. این الگو که در اصطلاح تکنیکال به “پایینتر از حد انتظار” معروف است، اغلب پیشدرآمدی برای یک حرکت صعودی قدرتمند محسوب میشود. تحلیلگران معتقدند حمایت روانی ۲,۸۵۰ تومان در معاملات امروز با موفقیت حفظ شده و این موضوع میتواند سکوی پرتاب بعدی افغانی باشد. بررسی روند هفتگی؛ افغانی همچنان در مسیر صعودی
با وجود کاهش ۱.۲۰ درصدی نسبت به روز گذشته، نگاه به بازه هفتگی تصویر متفاوتی را نشان میدهد. دادههای بازار حاکی از آن است که قیمت افغانی در مقایسه با هفت روز پیش، ۰.۷۰ درصد افزایش یافته است. این یعنی روند کلی بازار همچنان صعودی باقی مانده و کاهش روزانه صرفاً یک اصلاح موقتی در مسیر یک حرکت بزرگتر محسوب میشود.
نکته جالبتوجه دیگر، عملکرد ششماهه افغانی است. این ارز در نیمسال اخیر ۱۰.۷۷ درصد رشد را تجربه کرده است. این رشد پایدار نشان میدهد که افغانی نه تنها در کوتاهمدت، بلکه در میانمدت نیز عملکردی فراتر از انتظار داشته است. در شرایطی که بسیاری از ارزهای منطقهای با نوسانات شدید مواجه بودهاند، ثبات نسبی و روند صعودی افغانی توجه معاملهگران را به خود جلب کرده است. چرا قیمت افغانی امروز کاهش یافت؟ تحلیل علتشناسی
برای درک صحیح از قیمت افغانی امروز، باید به عوامل بنیادین شکلدهنده این بازار نگاه کرد. قیمت افغانی به تومان از دو مسیر اصلی تعیین میشود: نرخ دلار در بازار آزاد تهران و نرخ دلار به افغانی در بازار کابل (سرای شهزاده). ۱. اثرپذیری از نرخ دلار تهران
نرخ دلار در بازار آزاد تهران امروز با قیمتی در حدود ۱,۸۸۶,۰۰۰ ریال (معادل حدود ۱۸۸ هزار و ۶۰۰ تومان) معامله میشود. با توجه به اینکه سیاستهای پولی افغانستان در سالهای اخیر، افغانی را در برابر دلار نسبتاً باثبات نگه داشته، نوسان قیمت افغانی به تومان عمدتاً بازتاب نوسان دلار در بازار تهران است. ۲. کاهش تقاضای فصلی
بازه پایانی مردادماه معمولاً با کاهش حجم مبادلات مرزی و حوالههای ارسالی از ایران به افغانستان همراه است. بسیاری از کارگران افغانستانی ساکن ایران در این ایام، نقلوانتقالات خود را به تعویق میاندازند که این موضوع فشار فروش را افزایش و قیمت را کاهش میدهد. ۳. اصلاح طبیعی پس از رشد ۶۵ تومانی
روز چهارشنبه، افغانی با ۶۵ تومان افزایش به قیمت ۲,۹۱۵ تومان رسیده بود. چنین رشد سریعی معمولاً با یک اصلاح کوتاهمدت همراه میشود و کاهش ۳۵ تومانی امروز را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. سیگنال جدید به بازار ارزهای همسایه؛ افغانی الگوی جدیدی ساخته است؟
یکی از مهمترین پیامهای امروز برای بازار ارزهای همسایه، تغییر الگوی رفتاری افغانی است. برخلاف سالهای گذشته که افغانی عمدتاً دنبالهروی نرخ دلار در بازار تهران بود، دادههای اخیر نشان میدهد که این ارز در حال استقلال نسبی از دلار است. کریدور جدید قیمتی
شکلگیری یک کریدور قیمتی جدید در بازه ۲,۸۰۰ تا ۲,۹۵۰ تومان برای افغانی، پیام مهمی برای بازار دارد. این کریدور که از اوایل مردادماه شکل گرفته، نشاندهنده تثبیت سطح جدیدی از قیمت برای افغانی است. پیش از این، افغانی در بازه ۲,۷۰۰ تا ۲,۸۰۰ تومان در نوسان بود و عبور از این محدوده و تثبیت در سطح بالاتر، یک سیگنال قوی صعودی محسوب میشود. واگرایی از دلار
نکته جالبتوجه اینکه در روزهایی که دلار تهران با نوسان منفی مواجه بوده، افغانی عملکرد بهتری داشته است. این واگرایی نشان میدهد که عوامل خاص بازار افغانی (مانند حوالههای ارزی، وضعیت اقتصادی افغانستان و تقاضای پنهان) در کنار نرخ دلار، نقشی تعیینکننده در قیمتگذاری پیدا کردهاند. تحلیل تکنیکال قیمت افغانی؛ کانال صعودی تا کجا ادامه دارد؟
بررسی نمودار قیمت افغانی در بازههای زمانی مختلف، الگوی جالبی را نشان میدهد که برای معاملهگران حرفهای حاوی سیگنالهای مهمی است. حمایتها و مقاومتهای کلیدی سطح قیمت (تومان) اهمیت حمایت اصلی ۲,۸۰۰ پایینترین سطح ۳۰ روز اخیر حمایت دوم ۲,۸۵۰ پایینترین سطح امروز – بسیار حیاتی مقاومت اول ۲,۹۳۰ بالاترین سطح ۲۴ ساعت اخیر مقاومت دوم ۲,۹۷۵ بالاترین سطح ۳۰ روز اخیر سقف تاریخی ۳,۰۱۰ بالاترین سطح ۳۶۵ روز اخیر الگوی کندلاستیک امروز
شکلگیری یک کندل با سایه پایینی بلند در نمودار امروز (پایینترین قیمت ۲,۸۵۰ و بسته شدن در ۲,۸۸۰) نشاندهنده شکست حمایتهای پایینتر و بازگشت قدرتمند قیمت است. این الگو که در تحلیل تکنیکال “Hammer” یا چکش نام دارد، اغلب پیشدرآمدی برای یک حرکت صعودی محسوب میشود. اندیکاتورهای Momentum
بررسی اندیکاتور RSI (شاخص قدرت نسبی) در بازه روزانه نشان میدهد که افغانی هنوز در منطقه اشباع خرید قرار نگرفته و ظرفیت رشد بیشتری دارد. همچنین اندیکاتور MACD در حال تشکیل یک تقاطع صعودی در محدوده مثبت است که سیگنال ادامه روند افزایشی را تقویت میکند. قیمت افغانی در برابر دلار؛ نرخ واقعی چقدر است؟
برای درک بهتر ارزش افغانی، باید به نرخ این ارز در برابر دلار آمریکا نیز نگاه کرد. بر اساس دادههای بازار جهانی، هر ۱ دلار آمریکا معادل ۶۵.۰۰۳۱ افغانی است. این نرخ در ۳۰ روز اخیر بین ۶۴.۹۹۱۶ تا ۶۵.۹۹۶۸ افغانی در نوسان بوده و به طور متوسط ۶۵.۵۶۴۸ افغانی ثبت شده است. محاسبه ارزش واقعی افغانی به تومان
با فرض نرخ دلار ۱۸۸,۶۰۰ تومانی در بازار آزاد تهران و نرخ ۶۵ افغانی به ازای هر دلار، ارزش واقعی هر افغانی حدود ۲,۹۰۲ تومان محاسبه میشود. قیمت فعلی ۲,۸۸۰ تومانی نشان میدهد که افغانی در بازار ایران با تخفیف حدود ۲۲ تومانی نسبت به ارزش محاسباتی خود معامله میشود. این تخفیف میتواند انگیزهای برای خریداران ایجاد کرده و فشار صعودی به قیمت وارد کند. پیش بینی قیمت افغانی؛ سناریوهای محتمل برای روزهای آینده
تحلیلگران بازار ارز با بررسی عوامل بنیادین و تکنیکال، سناریوهای مختلفی را برای قیمت افغانی در روزهای آینده ترسیم کردهاند. سناریوی اول (احتمال بالا): تداوم روند صعودی تا ۲,۹۵۰ تومان
با توجه به تثبیت حمایت ۲,۸۵۰ تومان و شکلگیری الگوی بازگشتی در نمودار امروز، محتملترین سناریو، ادامه روند صعودی تا مقاومت ۲,۹۵۰ تومان (سقف ۳۰ روزه) است. عواملی مانند:
تداوم تقاضای حوالههای ارزی
ثبات نسبی نرخ دلار در تهران
ورود خریداران جدید به بازار
همگی از این سناریو حمایت میکنند. سناریوی دوم (احتمال متوسط): اصلاح تا ۲,۸۲۰ تومان و سپس صعود
در صورت افزایش فشار فروش، احتمال کاهش موقت قیمت تا حمایت ۲,۸۲۰ تومان (کف هفتگی) وجود دارد. اما با توجه به روند صعودی میانمدت، این اصلاح میتواند فرصت مناسبی برای ورود خریداران جدید باشد. سناریوی سوم (احتمال پایین): شکست سقف تاریخی ۳,۰۱۰ تومان
در صورت تحقق همزمان عوامل مثبت (کاهش نرخ دلار در کابل، افزایش تقاضای فصلی و ورود نقدینگی جدید)، احتمال شکست سقف تاریخی ۳,۰۱۰ تومان در هفتههای آینده وجود دارد. این سناریو هرچند دور از ذهن نیست، اما نیازمند محرکهای قویتری است. جدول پیش بینی قیمت افغانی (۳۰ مرداد ۱۴۰۵) شاخص قیمتی مقدار فعلی (تومان) پیشبینی قیمت (تومان) نرخ فعلی ۲,۸۸۰ ۲,۹۲۰ بالاترین قیمت روز ۲,۹۳۰ ۲,۹۷۰ پایینترین قیمت روز ۲,۸۵۰ ۲,۸۷۰ بیشترین مقدار نوسان روز ۸۰ ۱۱۰ درصد بیشترین نوسان روز ۲.۷۸٪+ ۳.۸۰٪+ نرخ بازگشایی بازار ۲,۸۸۰ ۲,۹۱۰ نرخ روز گذشته ۲,۹۱۵ ۲,۹۲۰ درصد تغییر نسبت به روز گذشته ۱.۲۰٪- ۰.۱۷٪+ میزان تغییر نسبت به روز گذشته ۳۵- تومان ۵+ تومان نقش بانک مرکزی افغانستان در ثباتسازی بازار
یکی از عوامل کلیدی در تداوم روند صعودی افغانی، سیاستهای پولی بانک مرکزی افغانستان (د افغانستان بانک) است. بر اساس آخرین دادههای منتشر شده، نرخ رسمی دلار در بازار کابل به شرح زیر است: نوع معامله نرخ خرید (افغانی) نرخ فروش (افغانی) نقدی ۶۴.۸۴۵۰ ۶۵.۰۴۵۰ انتقالی ۶۴.۸۹۵۰ ۶۴.۹۹۵۰
فاصله ۲۰۰ پولنی بین نرخ خرید و فروش نشاندهنده مدیریت هوشمندانه بانک مرکزی بر بازار ارز است. این فاصله که در اصطلاح “اسپرد” نامیده میشود، به بانک مرکزی اجازه میدهد بدون دخالت مستقیم در بازار، نوسانات شدید را کنترل کند. سیاست تثبیتسازی ارزی
بانک مرکزی افغانستان در سالهای اخیر با اتخاذ سیاست ذخیرهسازی ارزی و مدیریت عرضه و تقاضا، موفق شده افغانی را در برابر دلار نسبتاً باثبات نگه دارد. این ثبات، یکی از دلایل اصلی جذابیت افغانی برای معاملهگران ایرانی محسوب میشود. تأثیر قیمت افغانی بر اقتصاد ایران و افغانستان
نوسانات قیمت افغانی پیامدهای مهمی برای اقتصاد دو کشور دارد که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود. برای اقتصاد ایران
حجم مبادلات مرزی: افزایش قیمت افغانی، قدرت خرید اتباع افغانستانی ساکن ایران را افزایش داده و به رونق مبادلات مرزی کمک میکند.
هزینههای صادراتی: برای صادرکنندگان ایرانی که به افغانستان کالا صادر میکنند، افزایش قیمت افغانی به معنای درآمد بیشتر به ریال است.
حوالههای ارزی: حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار سالانه از طریق حوالههای کارگران افغانستانی از ایران به افغانستان منتقل میشود. نوسان قیمت افغانی بر ارزش واقعی این حوالهها تأثیر مستقیم دارد. برای اقتصاد افغانستان
قدرت خرید واردات: افزایش ارزش افغانی، هزینه واردات کالاهای اساسی را کاهش داده و به کنترل تورم کمک میکند.
جذابیت سرمایهگذاری: ثبات نسبی افغانی، افغانستان را برای سرمایهگذاران خارجی جذابتر میکند.
کاهش فشار بر بانک مرکزی: هرچه افغانی قویتر باشد، بانک مرکزی برای تأمین ارز مورد نیاز کشور با فشار کمتری مواجه است. مقایسه افغانی با سایر ارزهای همسایه؛ عملکرد برتر در منطقه
برای درک بهتر جایگاه افغانی در بازار ارزهای منطقه، مقایسه عملکرد آن با سایر ارزهای همسایه ضروری است. نرخ ارزهای همسایه در بازار تهران ارز قیمت (تومان) افغانی ۲,۷۴۹ منات آذربایجان ۱۱۱,۱۲۰ سامانی تاجیکستان ۲۰,۲۱۰ روپیه پاکستان ۶۷۶ لیر ترکیه ۳,۹۴۰
همانطور که در جدول مشاهده میشود، افغانی با قیمت ۲,۷۴۹ تومان (نرخ بانکی) در میان ارزهای همسایه، رقابتپذیرترین نرخ را دارد. این موضوع، افغانی را به گزینهای جذاب برای تنوعبخشی به سبد ارزی تبدیل کرده است. تحلیل بنیادین؛ چه عواملی پشت روند صعودی افغانی قرار دارد؟
برای درک عمیقتر از روند صعودی افغانی، باید به عوامل بنیادین زیر توجه کرد: ۱. کاهش نرخ تورم در افغانستان
بر اساس دادههای بانک مرکزی افغانستان، نرخ تورم این کشور در سال ۲۰۲۵ به ۰.۲۵ درصد رسیده است. این یکی از پایینترین نرخهای تورم در منطقه است که به افزایش ارزش پولی افغانی کمک شایانی کرده است. ۲. افزایش صادرات غیرنفتی
افغانستان در سالهای اخیر با افزایش صادرات محصولات کشاورزی، خشکبار و صنایع دستی، تراز تجاری خود را بهبود بخشیده است. این موضوع موجب افزایش تقاضا برای افغانی و در نتیجه افزایش ارزش آن شده است. ۳. مدیریت هوشمندانه عرضه ارز
بانک مرکزی افغانستان با مدیریت دقیق عرضه ارز در بازار، از نوسانات شدید جلوگیری کرده و اعتماد به پول ملی را افزایش داده است. ۴. کاهش تنشهای سیاسی
فضای نسبتاً آرام سیاسی در افغانستان در ماههای اخیر، به بهبود شاخصهای اقتصادی و افزایش ارزش پول ملی کمک کرده است. هشدار به معاملهگران؛ ریسکهای پیشروی بازار افغانی
با وجود تمام نشانههای مثبت، بازار افغانی بدون ریسک نیست و معاملهگران باید به نکات زیر توجه داشته باشند: ریسک اول: نوسان نرخ دلار در تهران
با توجه به وابستگی شدید قیمت افغانی به نرخ دلار در بازار تهران، هرگونه نوسان شدید در بازار دلار میتواند قیمت افغانی را تحت تأثیر قرار دهد. در روزهایی که دلار با ریزش مواجه میشود، افغانی نیز به تبعیت از آن کاهش مییابد. ریسک دوم: تغییرات سیاستهای ارزی افغانستان
هرگونه تغییر در سیاستهای پولی بانک مرکزی افغانستان (مانند افزایش یا کاهش نرخ بهره، تغییر در ذخایر ارزی و…) میتواند بر ارزش افغانی تأثیر بگذارد. ریسک سوم: کاهش تقاضای فصلی
با نزدیک شدن به پایان تابستان و کاهش سفرها و مبادلات مرزی، احتمال کاهش تقاضا برای افغانی وجود دارد که میتواند منجر به کاهش قیمت شود. ریسک چهارم: تشدید تنشهای سیاسی منطقه
هرگونه تشدید تنشهای سیاسی در منطقه، به ویژه در افغانستان و کشورهای همسایه، میتواند به کاهش ارزش افغانی منجر شود. توصیههای معاملاتی برای فعالان بازار ارز
بر اساس تحلیلهای صورتگرفته، توصیههای زیر به فعالان بازار ارز ارائه میشود: برای خریداران افغانی
زمان مناسب: در صورت اصلاح قیمت تا محدوده ۲,۸۲۰ تا ۲,۸۵۰ تومان، فرصت مناسبی برای ورود به بازار فراهم میشود.
حد ضرر: تعیین حد ضرر در سطح ۲,۷۸۰ تومان (کف ۳۰ روزه) برای مدیریت ریسک ضروری است.
هدف قیمتی: هدف اولیه ۲,۹۵۰ تومان و هدف دوم ۳,۰۱۰ تومان (سقف تاریخی) تعیین شود. برای فروشندگان افغانی
زمان مناسب: در صورت رسیدن قیمت به محدوده ۲,۹۳۰ تا ۲,۹۵۰ تومان، فروش بخشی از داراییها منطقی به نظر میرسد.
مدیریت ریسک: با توجه به روند صعودی میانمدت، فروش کامل و خروج از بازار توصیه نمیشود. بیشتر بخوانید قیمت افغانی امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵؛ توقف سقوط آزاد؛ آیا روند نزولی تمام شد؟ | ریسک جدید برای واردکنندگان؛ پشت پرده ثبات قیمت چیست؟ قیمت افغانی امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ در آستانه یک تغییر بزرگ | چرا تحلیلگران از فردا منتظر یک شوک هستند؟ حقیقت پشت پرده نوسانات شدید افغانی چیست؟ اعلام فوری قیمت افغانی امروز؛ این ارز هم شوکه شد + خطر در کمین (جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵) خطر در کمین افغانی؛ کاهش پیاپی قیمت برای چندمین روز؟ | بازار ارزهای همسایه زیرورو شد؛ دلیل چیست؟ (تاریخ:دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵) افغانی برخلاف انتظار معاملهگران حرکت کرد | آیا نگهداری افغانی در برابر دلار هنوز سودآور است؟ | نرخ افغانی و دلار جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ + مقایسه با دیروز
طلا سهگانه صعودی شد؛ دو عامل به کمک فلز زرد آمدند
به گزارش بنکر ، قیمت طلای نقدی ۰.۴ درصد افزایش یافت و به ۴۵۳۷.۴۱ دلار در هر اونس رسید. طلا در مجموع هفته تاکنون ۳.۶ درصد افزایش داشته است.
معاملات آتی طلای آمریکا نیز ۰.۵ درصد افزایش یافت و به ۴۵۹۳.۹۰ دلار در هر اونس رسید.
تضعیف دلار آمریکا جذابیت طلا را برای خریدارانی که از ارزهای دیگر استفاده میکنند افزایش داد.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده است که حجم بازخرید اوراق بدهی بلندمدت را افزایش میدهد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت حجم بازخرید اوراق بلندمدت حداقل به ۴ میلیارد دلار در هر عملیات خواهد رسید. این اقدام بر بازده اوراق در بازار تأثیر گذاشته و از قیمت فلزات گرانبها حمایت کرده است.
بازارها در عین حال تحولات مربوط به سیاست پولی فدرال رزرو را زیر نظر دارند تا مشخص شود این اقدامات خزانهداری چه تأثیری بر شرایط مالی و مسیر نرخ بهره خواهد داشت.
دادههای مربوط به درخواستهای هفتگی بیمه بیکاری آمریکا نشان داد بازار کار همچنان از ثبات برخوردار است. با این حال، فدرال رزرو همچنان بر مقابله با تورم تمرکز دارد.
معاملهگران در حال حاضر احتمال ۶۳ درصدی برای ثابت ماندن نرخ بهره فدرال رزرو در ماه آینده در نظر میگیرند. نرخهای بهره بالاتر معمولاً جذابیت طلا را کاهش میدهند، زیرا طلا سود دورهای پرداخت نمیکند.
در همین حال، تورم و تنشهای ژئوپلیتیکی همچنان از عوامل حمایتکننده قیمت طلا هستند. تحریمهای جدید علیه ایران نیز بر فضای بازار اثر گذاشته است.
در سایر فلزات گرانبها نیز قیمتها افزایش یافتند: نقره: ۱.۳ درصد افزایش پلاتین: ۲ درصد افزایش پالادیوم: ۰.۸ درصد افزایش
هر سه فلز نیز در مسیر ثبت رشد هفتگی قرار دارند.

ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا

جزئیات تامین سوخت زمستانی نیروگاهها

جهش ۴۰ درصدی نرخ فروش محصولات خگلپا

ارزشمندترین ایرلاینهای جهان

اوراق قرضه جهانی زیر فشار | نفت ۹۰ دلاری، هوش مصنوعی و کسری بودجه به جان بازار افتادند

