
حکمرانی با زبان واقعیت

عرضه ۶۵۰ هزار واحد مسکونی در سال گذشته/ طرح پیشران صنعتیسازی مسکن تدوین شد
به گزارش مشرق، حبیباله طاهرخانی عصر جمعه (۳۰ مردادماه) در مراسم اختتامیه بیستوششمین نمایشگاه بینالمللی صنعت ساختمان با بیان اینکه این آمار مجموع عملکرد بخش خصوصی، نهادهای عمومی، دولت و ... بوده است، اعلام کرد: فقط حدود ۲۵۰ هزار واحد از این تعداد، از تسهیلات بانکی استفاده کردند و بقیه با اتکا به سرمایههای بخش خصوصی ساخته شد. همچنین رشد اقتصادی بخش ساختمان در سال گذشته، به ۱.۴ درصد رسید و از رشد اقتصاد کلان کشور سبقت گرفت.
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی اظهار داشت: صنعت ساختمان و صنایع وابسته به آن، یکی از رقابتیترین بخشهای اقتصاد کشور ما هستند و انحصار چندانی در آنها وجود ندارد. یکی از دلایلی که تابآوری این صنعت را تضمین میکند، همین رقابتی بودن آن است.
طاهرخانی افزود: نکته دیگر این است که صنعت ساختمان عموماً بر دوش بخش خصوصی است. با وجود تلاشهایی که دولتها برای اختصاص سهمی از بخش ساختمان و حتی تولید و عرضه مسکن داشتهاند، در هیچ سالی بیش از ۱۰ درصد تولید و عرضه مسکن را به خود اختصاص ندادهاند.
وی ادامهداد: اگرچه در سال گذشته سرمایهگذاری بخش خصوصی در ساختمانهای شروعشده کاهش یافت، اما سرمایهگذاری بیشتری در ساختمانهای نیمهتمام انجام شد. خروجی آن نیز خود را در عرضه حدود ۶۵۰ هزار واحد مسکونی شهری و روستایی جدید به بازار مسکن نشان داد.
وی اضافهکرد: این میزان عرضه حتی به لحاظ تأمین مالی نیز وابستگی زیادی به تسهیلات بانکی نداشته است. مجموعاً از این ۶۵۰ هزار واحد، حداکثر ۲۵۰ هزار واحد از تسهیلات بانکی بهرهمند شدند و ۴۰۰ هزار واحد آن بدون استفاده از تسهیلات بانکی، به نتیه رسیدهاند.
بازار بزرگ نوسازی و بهسازی ساختمانهای موجود
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی گفت: حداقل در کشور ۳۲ میلیون واحد مسکونی وجود دارد که حجم قابل توجهی از آن ها نیازمند مدرنسازی، بههنگامسازی و مقاومسازی هستند.
طاهرخانی ادامه داد: این یک بازار بسیار بزرگ برای صنعت ساختمان کشور و همچنین بازار بسیار بزرگی برای نظام مهندسی کشوراست. تمام ساختارهای ما برای احداث ساختمانهای جدید، بهخصوص در سازندگان، انبوهسازان و فعالان بخش صنعت ساختمان، شکل گرفته است؛ در حالی که بازار بزرگی در کنار آن وجود دارد که همین صنایع وابسته به بخش ساختمان را حفظ کرده است.
ضرورت تغییر رویکرد صنعت ساختمان با کاهش نیاز به ساخت جدید
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی اظهار کرد: قاعدتاً نیاز به ساخت و عرضه مسکن جدید در دهههای آینده، با توجه به عبور از رشد جمعیتی بالا، کاهش پیدا میکند. این صنعت باید با رویکرد جدید، خود را مورد بازنگری قرار دهد.
وی افزود: در بسیاری موارد صنایع میتوانند از طریق ایجاد کنسرسیوم صفر تا صد ساختمان را نوسازی، بهسازی و مدرنسازی کنند. چیزی که اکنون و در سالهای بعد مورد نیاز و اقبال بازار قرار دارد. در حال حاضر بخش زیادی از این اقدامات عموماً توسط غیرحرفهایها انجام میشود. در حالیکه ورود حرفهایها به این حوزه چشمانداز مهمی است که پیش روی این صنعت و فعالان آن قرار دارد و میتوان به آن توجه کرد.
طاهرخانی گفت: رویکرد وزارت راه و شهرسازی در سالهای آتی، یکی از موارد مغفولمانده این صنعت است.
صنعتیسازی؛ مسیر کاهش هزینه و افزایش سرعت ساخت
وی همچنین با اشاره به ضرورت حرکت به سمت صنعتیسازی مسکن گفت : سهم صنعتیسازی در فرایند تولید و عرضه مسکن و ساختمان ما بسیار پایین است. صنعتیسازی هم میتواند سرعت ساخت را افزایش دهد و هم هزینهها را کاهش دهد و امکان شکلگیری برندها را فراهم کند. این موضوعی است که قاعدتاً نیازمند همراهی بخش خصوصی است.
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی افزود: چارچوبها و زمینههای آن در حال فراهم شدن است تا با کمک بخشخصوصی، نهادها، سازمانها و انجمنهای ذیربط، این مسیر دنبال شود. امسال خوشبختانه انجمنها خودشان آمدند و مجموعه اتاق تعاون نیز همراهی کرد و سالن خاصی در حوزه صنعتیسازی ساختمان راهاندازی و نوآوریها در این بخش عرضه شد.
تهیه طرح پیشران صنعت ساختمان
وی تصریح کرد: این نوآوریها نیازمند آن هستند که تجاریسازی شوند و عمومیت پیدا کنند تا این صنعت را بیش از پیش بالنده کنند. در عین حال، وزارت راه و شهرسازی طرح پیشران صنعت ساختمان را نیز تهیه کرده است. این طرح باید مراحل قانونی لازم را طی کند و ارائه فرصتها و مشوقهای لازم و رفع محدودیتها در این زمینه، وجهه همت وزارتخانه و دولت است .
مسکن قابل استطاعت؛ رویکرد اساسی وزارت راه و شهرسازی
طاهرخانی، دومین رویکرد وزارتخانه را فراهم کردن بستر و زمینههای لازم برای مسکن قابل استطاعت عنوان کرد و گفت: به رغم آنکه در برخی دوره ها حجم زیادی مسکن ساخته شد اما در نهایت مشکل مسکن حل نشده و دسترسی اقشار کمدرآمد و متوسط اجتماع و اقشار کارگری اجتماع به مسکن بهبود نیافته است.
وی افزود: حمایت تسهیلاتی و تخصیص اراضی لازم، جزو رویکردهای اساسی وزارت راه وشهرسازی در تسهیل دسترسی مردم به مسکن است. هماکنون و در کنار سایر برنامهها و سیاستهای حمایتی دولت در بخش مسکن، ساخت ۹۴هزار واحد مسکن کارگران آغاز شده و زمین مسکونی به استعداد ساخت ۲۰۰ هزار واحد مسکونی کارگران نیز تامین شده است.
نوسازی بافتهای فرسوده شهری در دستور کار
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی گفت: رویکرد بعدی، نوسازی بافتهای فرسوده شهری است. هزینههای مربوط به توسعههای جدید شهری، هم برای ایجاد هویت شهری و هم برای ایجاد زیرساختها، بسیار گران تمام میشود و در نهایت نیز معلوم نیست مورد اقبال و جذابیت از سوی مردم قرار بگیرد.
وی ادامه داد: اما بافتهای فرسوده شهری، ناکارآمد و بافتهای قدیمی شهری ، ظرفیتهایی هستند که میتوانند در این حوزه استفاده شوند. وزارتخانه در قالب فراهم کردن بسترهای فعالیت توسعهگران در بافت فرسوده شهری، اقدامات خود را شروع کرده و در حال انجام است.
تغییر الگوی بازار؛ کاهش اقبال به لوکسسازی و واحدهای بزرگ
طاهرخانی با اشاره به تغییر برخی رویکردها و ضرورتها در بخش مسکن و ساختمان مطابق با نیازها و الزامات روز این بخش افزود: لوکسسازی دیگر جواب نمیدهد و مشتری خود را پیدا نمیکند. مجموع معاملاتی که در سامانههای معاملاتی ما وجود دارد، نشان میدهد واحدهای لوکس دیگر چندان امکان نقدشوندگی ندارند. قاعدتاً ورود به این عرصه و حبس کردن منابع در این بخش، کمکی به این صنعت نخواهد کرد.
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی ادامه داد: در حال حاضر عمده تقاضای مسکن معطوف به واحدهای مسکونی با مساحت کمتر از ۸۰ مترمربع است.
وی گفت: از آنجا که گردش سرمایه برای فعالان بخش ساختمان مهم و ضروری است، ورد به عرصه بزرگمتراژ سازی و لوکسسازی برای سرمایهگذاران و سازندگان مسکن، بسیار پرریسک است.
ساختمانهای آینده و ضرورت صرفهجویی در مصرف انرژی
طاهرخانی وجه دیگر تغییرات بازار را توجه به بهینه سازی مصرف انرژی دانست و اظهار کرد: ساختمانهایی در دهههای آتی مورد اقبال خواهند بود که معیارهای مربوط به صرفهجویی در مصرف انرژی در آنها رعایت شود. این مسیری که کشور طی میکند، مسیر قابل تداومی در حوزه مصرف انرژی نخواهد بود؛ چه الان، چه پنج سال دیگر و چه ۱۰ سال دیگر، بایستی بازنگریهای اساسی صورت بگیرد.
وی افزود: صنایعی که خودشان را زودتر با این بحث تطبیق دهند، قاعدتاً صنایع پیشرو خواهند بود.
مسکن استیجاری و اجارهداری حرفهای؛ رویکرد جدید وزارتخانه
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی گفت: رویکرد جدیدی که در وزارت راه و شهرسازی به عنوان نسخه موثر تامین مسکن کمدرآمدها دنبال میشود، توجه به مسکن استیجاری و اجارهداری حرفهای است .
وی افزود: سالها بر این موضوع تأکید شده که همه مردم را مالک کنیم؛ قاعدتاً بهخصوص در کلانشهرها و پایتخت، صرفههای ناشی از تجمع، صرفههای ناشی از اقتصاد مقیاس، اراضی و دسترسیهای لازم باعث شده که زمین در این شهرها خیلی گران شود و شرایط را برای اقشار متوسط و کمدرآمد سخت کرده است.
طاهرخانی خاطرنشان کرد: دولت ناگزیر بایستی به سمت عرضه استیجار حرفهای حرکت کند که آن را شروع کرده است و امیدواریم با حمایت بخش خصوصی، مجموعه نظام مالی و نظام تسهیلاتی، این حرکت به عنوان سیاستی پایدار تداوم یابد.
این مقام مسئول در پایان با اشاره به نتایج مثبت برگزاری نمایشگاه تخصصی صنعت ساختمان برای این بخش، سیاستگذاران و فعالان بازار مسکن و ساختمان، به اضافه شدن پنلهای علمی به بخش نمایشگاهی در نمایشگاه سال جاری اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد بتوانیم با تداوم این رخدادها، بخشی از خلأهای علمی موجود در حوزه برنامهریزی و اقتصاد مسکن را از طریق برگزاری نشستهای تخصصی شناسایی و برطرف کنیم. در نشستهای تخصصی نمایشگاه امسال نیز نکات بسیار مهمی از سوی بخش خصوصی مطرح شد که در سیاستگذاریها مورد توجه قرار خواهد گرفت.
رئیسان جمهوری برزیل و آمریکا در مورد ایران و اوکراین گفتوگو کردند
به گزارش برنا به نقل از آناتولی، دفتر ریاست جمهوری برزیل در بیانیهای اعلام کرد که این تماس تلفنی یک ساعت و ۲۰ دقیقه به طول انجامید.
دا سیلوا در این تماس تلفنی تاکید کرد که منطق واشنگتن برای وضع تعرفه بر کالاهای برزیلی را «بیاساس» خواند و گفت که این تعرفهها به دو کشور زیان میرسد.
بر اساس این بیانیه، ترامپ نیز بر لزوم حفظ روابط تجاری قوی دو کشور تاکید کرد و خواستار ملاقات طرفین در اسرع وقت شد.
همچنین دا سیلوا بار دیگر بر علاقه برزیل به همکاری با آمریکا برای مبارزه با جرایم سازمانیافته تاکید کرد اما گفت که باندهای تبهکار فعال در برزیل نباید با سازمانهای تروریستی یکسان تلقی شوند.
بنا بر اعلام دفتر ریاست جمهوری برزیل، ترامپ تمایل خود را برای تقویت همکاریهای دوجانبه ابراز کرد و گفت که مقامهای ارشد آمریکایی را برای پیگیری توافقات حاصل شده در این منطقه مامور خواهد کرد.
طبق این گزارش، سران برزیل و آمریکا همچنین در مورد درگیریهای بزرگ جهانی، به ویژه جنگهای اوکراین و خاورمیانه، تبادل نظر کردند.
به گفته ریاست جمهوری برزیل، دا سیلوا و ترامپ بر ضرورت یافتن یک راه حل مبتنی بر مذاکره برای درگیری روسیه و اوکراین توافق کردند. ترامپ همچنین نظرات خود را در مورد چشماندازهای حل و فصل درگیری با ایران به اشتراک گذاشت.
بنا بر اعلام دولت برزیل، دا سیلوا همچنین پیشنهاد تشکیل جلسه فوقالعاده شورای امنیت سازمان ملل برای یافتن راهحلهای دیپلماتیک برای بحرانهای فعلی را مطرح کرد.
انتهای پیام
سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام میشود، اما اضطراب جمعی نه
«آرمان امروز» در گفتوگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی گزارش میدهد؛
آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماهها بر زندگی دانشآموزان، خانوادهها و حتی فضای عمومی جامعه سایه میاندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظهای که از حوزه امتحان خارج میشوند، مرحله تازهای آغاز میشود؛ مرحلهای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورتبندی میکند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدتهاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانوادهها برای آن برنامهریزی میکنند، دانشآموزان ماهها زندگی خود را حول آن سامان میدهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار میگیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.
وی در تحلیل خود تأکید میکند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماههای منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی میکنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنشهای اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشردهای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا میکند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعهای از ساعتهای مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل میشود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمونهای آزمایشی ایجاد میشود. اما مسئله از جایی آغاز میشود که آزمون تمام میشود و این سه ستون ناگهان فرو میریزند.
مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد میکند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطهای است که میتواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحلهای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روانشناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورتبندی جامعهشناختی و اکتشافی برای توصیف تجربهای جمعی است؛ تجربهای که میتواند در آینده موضوع پژوهشهای دقیقتر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماهها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون میدانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درسهایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه میشود.
این فراغت اما لزوماً آرامشبخش نیست
به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخابشده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانیمدت است. فرد ماهها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی میماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤالهای آزمون زندگی میکند. سؤالها دوباره در ذهنش مرور میشوند؛ پاسخها زیر و رو میشوند و پرسشهایی مانند «اگر گزینه دیگری را میزدم چه میشد؟» یا «نکند سؤال سادهای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار میشوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.
مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونیسازی نظام ارزشیابی» مرتبط میداند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل میشود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی میکند. در نتیجه، داوطلب نمیتواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخگویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانوادهها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گستردهتری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال میکنند و همین امر باعث میشود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش سادهای مانند «چه رتبهای میآوری؟» میتواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمیداند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس میکند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همینجا، «برزخ انتظار» شکل میگیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهمترین ویژگیهای پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی میکند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانشآموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق میتواند احساس بلاتکلیفی و بیجهتی ایجاد کند.»
تعلیق هستی شناختی موقت
مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستیشناختی موقت» توصیف میکند؛ دورهای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شدهاند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیتهای ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطرابهایی است که در ماههای قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل میشدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دستکم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی میتواند گستردهتر شود و پرسشهایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسانهای خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخهایی که در جلسه داده شدهاند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمیهای افراطی پناه میبرند. ساعتها حضور در فضای مجازی، اسکرول بیهدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع میتواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد میکنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.
در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته میکند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامهای ندارد. نوجوان را ماهها برای یک روز آماده میکنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمیکنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب میکند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمیگردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راهحل نیز صرفاً در توصیههای فردی خلاصه نمیشود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پلهای معنایی» ایجاد کنند.
دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی:
از منظر جامعهشناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار دادهاند. خانواده یکی از مهمترین این ساختارهاست. خانوادهها میتوانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر میکنی چه رتبهای میآوری؟» باشد، میتوان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک میتواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانشآموز را رها کند. مدارس میتوانند برای روزها و هفتههای پس از آزمون، برنامههای مشاورهای طراحی کنند؛ برنامههایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفتوگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانهها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانهای تنها بر رتبههای برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشتههای خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزشگذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تابآوری، مسیر زندگی و تجربههای متنوع موفقیت میتواند نگاه جامعه را از «نتیجهمحوری» به «فرآیندمحوری» نزدیکتر کند.

پایان قرارداد جنجالی 45 ساله اجاره بندرترکمن

رگبار باران در ۱۱ استان/ تهران؛ آسمان صاف همراه با وزش باد

۸ شهر ایران در فهرست گرم ترین مناطق جهان | دهلران سوم شد
![یک کارشناس: روش پاکسازی آلودگیهای نفتی خلیجفارس باید تغییر کند | خسارت مرگ مرجانها از هر جنگی بیشتر است [+فیلم] | انصاف نیوز](/news/u/2026-08-21/ensafnews-gwz1r.jpg)
یک کارشناس: روش پاکسازی آلودگیهای نفتی خلیجفارس باید تغییر کند | خسارت مرگ مرجانها از هر جنگی بیشتر است [+فیلم] | انصاف نیوز

اعلام اسامی لوسیونها و محصولات پوست غیرمجاز

