قیمت طلا امروز




 سایت دیدبان ایران / ۱۴۰۵/۰۴/۰۹

از وضعیت مدارس دولتی و غیردولتی راضی نیستم

وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه اشکالات موجود در مدارس دولتی بیشتر از مدارس غیردولتی است گفت: منصفانه قضاوت کنیم، بعضی ضعف‌ها و مشکلات در حوزه مدارس غیردولتی را چنان بزرگ می‌کنند که اصل فعالیت‌های حوزه را زیر سوال می‌برند.
 از وضعیت مدارس دولتی و غیردولتی راضی نیستم



۴۷ دقیقه قبل / سایت عصر خبر

روزنامه اطلاعات: حرفهای پزشکیان و قالیباف در باره اوضاع اقتصادی را جدی بگیریم/ معیشت فقط غذا خوردن نیست که بگوییم با یک لقمه نان و پابرهنه می جنگیم

به گزارش عصر خبر روزنامه اطلاعات نوشت: آمریکا و اسرائیل، پس از جنگ دوم جهانی منازعات خونین و بی‌رحمانه در پنج قاره به راه انداخته و شرح کشتارها و تخریب این کشورها در جهان، فصل دردناکی از تاریخ است. به ویژه رژیم صهیونیستی (و حکومت راسیستی و فاشیستی) اسرائیل که یک روزِ خوش و آرام برای خاورمیانه در خاطر مردم باقی نگذاشته و جز وحشت و ترور و جاسوسی و نفوذِ ویروس وار و ارعاب و تخریب و کشتار و تهدید و اختلاف افکنی و تحقیر همسایگان فلسطینی و عربی، آرمانی نداشته و اهدافش را با پلیدترین وسیله‌ها توجیه و متحقق کرده و می‌کند. ما نیز اکنون و سالهاست هدف مستقیم و غیر مستقیم این رژیم منحوس بوده و اینک چشم در چشم ابلیس، رویاروی این دشمنان قرار گرفته‌ایم.

در جنگهای مستقیم ۱۲ و ۴۰ روزه، رژیم صهیون کوشید با بهره‌گیری از ساز و برگ ارتش ایالات متحده و همراه کردن رئیس جمهور آمریکا، ایران را از سران اصلی حکومت و فرماندهان و تصمیم سازان ارشد تهی کند و با شورش داخلی و جنگ مسلحانه قومی و مزدوری، ایران را برای همیشه در تاریکی و تجزیه، تباه و تضعیف سازد. اما چنان پاسخ دندان شکن از قوای مسلح و ملت سلحشور و دولت ملی و خدمتگزار گرفت که عقب نشست تا راه دیگر را برگزیند. نوشته های مشابه حمله تند روزنامه اطلاعات به یکی از مسئولان وزارت اقتصاد بخاطر توهین به عزاداری برای جانباختگان حوادث اخیر/ شنیدیم عزلش کردید،پست دیگری به او ندهید! 1404/12/07 روزنامه اطلاعات: اینکه یک مسئول آمار مهاجران افغان را ۵ دیگری ۶ و سومی ۷ یا ۸ میلیون نفر اعلام کند فاجعه است 1403/03/08

آن راه دیگر، تضعیف حداکثری اقتصاد و پول ملی و انزوای میهن و از طریق آن، فقر فراگیر و عادی سازی فلاکت و بدبختی در کشور بزرگ و قدرتمند ایران است. توطئه دشمن برای پیوست فقر و نکبت، اکنون جایگزین بمب و گلوله و موشک شده است و این نبرد اهداف بیشتر و صدماتی سهمگین برجای خواهد نهاد که اگر نتوانیم مقابله کنیم، تلفات آن برای چند نسل غیر قابل جبران خواهد بود.

بیان این مقدمات لازم بود تا اهمیت مقاومت در سطح ملی و دفع شعارهای فرقه‌ای و تفرقه را دوباره گوشزد کنم. باید تمام اقشار مردم، خود را برای انواع مقاومت و نبرد سخت آماده کنند. مردم همه باید صدایی داشته باشند و درد دلها و مشکلات و سخنشان در «همین سرزمین» شنیده شود، نه در بنگاهها و رسانه‌های مزدور و بیگانه. امروز صدای رئیس جمهور هم گاهی با اما و اگر، از دستگاه صداوسیما که قاعدتاً باید ملی باشد، پخش می‌شود. چه رسد به صدای بی صدایان و فریاد خاموشان و آه دردمندان! ولی خوشبختانه امیدهای بسیار ایجاد شده است که این منش ناپالوده و اکثریت گریز، دیگر شود و فرهنگ و سیاست و هنر و دولت و ملت، از امکانات حقیقی و حقوقی خود در این رسانه بزرگ بهره گیرند.

آمریکا در پی بهانه جویی و تنشهای خلیج‌فارس، نتوانست تنگه هرمز را تحت سلطه نیروهای نظامی درآورد و ترامپ یک پیروزی هالیوودی به مردم آمریکا و متحدان منطقه ای ارائه کند. پس محاصره سابق دریایی را به تحریم‌های اسبق الحاق و جوانب تازه و بی‌سابقه‌ای به آن افزود تا ایران را از هر منبع مالی و نفتی و نظامی و مواد اولیه تهی سازد. شرایط سخت دو سال گذشته، پس از هفت اکتبر، هیچ گاه همچون امروز حساس نبوده است. دولت به شکل اعجاب انگیزی تا امروز مشکلات جامعه و اقتصاد را در جنگ و بحران مدیریت کرده و اقتصاد کشور را نجات داده است.

اما معیشت مردم فقط غذا خوردن نیست که برخی می‌گویند با یک لقمه نان و پابرهنه می‌جنگیم! ملت اگر بی‌رمق و فروپاشیده باشد، هیچ نیاز به دشمن ندارد. اولین شرط سنگربندی در خط اول جنگ، ساختن عقبه و دپوی تجهیزات و امکانات و اطمینان از امنیت زندگی و سلامت مردم است. حتی تهیه تسلیحات و تجهیز قوای جنگی هم در غیاب این امر ممکن نیست.

بنابراین، سخنان اخیر مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف را باید هشداری مهم دانست و راهی برای برونرفت از دام آمریکا و مستعمراتش جستجو کرد. ما اهرمهای مهمی در اختیار داریم که در وقت مقتضی باید از آن استفاده کنیم؛ بهره‌گیری زودتر یا دیرتر از این اهرمها، شاید گشایشی هم در ظاهر و تبلیغات داشته باشد اما در حقیقت زیانبار خواهد بود.

متأسفانه، جماعتی در ایران هستند که بدون ارائه هیچ راه حلی، مدام بر طبل جنگ می‌کوبند و دولت و هرکسی را که از تفاهم و دیپلماسی سخن بگوید خائن خطاب می‌کنند. اینها باید پیوست جایگزین و اهداف و برنامه‌های خود را روشن بگویند و منتشر کنند. اگر هدفشان تضعیف یا سقوط دولت پزشکیان است، بدانند این دولت مستحضر به تایید رهبر انقلاب و نظام و برکشیده اکثریت مردم است. خیالات را کنار بگذارند، دولتهای کودتایی در ایران مستعجل و دست پرورده خارجی بوده اند. باید همه یکدل باشیم تا از این گذرگاه دشوار تاریخی عبور کنیم.

ظاهراً شرایط به گونه‌ای است که نه می‌توانیم وارد جنگ شویم و نه امکان توافق و مذاکره هست و نه ادامه وضع کنونی به مصلحت ملک و ملت است. ترامپ مطابق قانون دوسال و نیم دیگر در کاخ سفید خواهد بود و عاقلانه نیست که این وضع را به امید پایان زودهنگام دوره او ادامه دهیم. تضمینی هم نیست که بعد از او فرد معقولتری بر سر کار آید. پس باید ضمن موضع سرسختانه و حفظ برتری نظامی و ژئوپولیتیک، سیاستگران باتجربه و واسطه‌هایی بزرگ مانند چین را برای گفتگویی قدرتمندانه به میدان آوریم.

مسائلی مانند بحران سوخت و فرو ریختن ارزش پول ملی، انفجار قیمتها و کمبود دارو و امثال آن می‌تواند دولت، حکومت و نیروهای انتظامی و بسیج را خدای ناکرده در برابر یک جامعه ناهنجار و ورشکسته و چندقطبی قرار دهد. از این توطئه و وضعیتی که یک بار به صورتی متفاوت و دیگرسان در دیماه سال قبل رخ داد حتماً می‌باید و می‌توان اجتناب کرد. تأثیر حاملهای انرژی بر قیمت‌ها چنان حساس و سریع است که افزایش چشمگیر قیمت یا کمبود قابل توجه در بازار، مثل افروختن آتش در شهرهاست. مدیریت ظریف و گفتگوی بسیار و صادقانه با مردم را می‌طلبد که آن هم از طریق سیما و صدا با شیوه مدیریت کنونی دشوار است. با این حال کارشناسان، وزرا و دلسوزان و رسانه‌های دیگر نا امید نشوند و تا جایی که ممکن است در مشورت دادن به دولت و راهگشایی تشریک مساعی کنند.

اولویت در حال حاضر باید این باشد که از آشفتگی و اختلاف در تصمیم‌گیری یا عدم انسجام پرهیز شود. یکپارچگی لازم برای مواجهه با وضعیت موجود، امری حیاتی است. هشدار می‌دهم در زمانی که دشمن می‌کوشد کشور و ملت را محاصره و منزوی کند، کسانی دیگر نکوشند با اوهام عجیب و طرح‌های غریب، مردم و استادان و دانشمندان و خبرنگاران و سیاستگران و رسانه‌ها را نیز از داخل منزوی و محاصره کنند. نمی‌توان با دستهای بسته به جنگ شمشیر آخته رفت. دولت و ملت، ارتش و سپاه، همه باید از شعارهای بیهوده حذر کنند و مصلحت را قربانی فریب تندروها و افراد بی‌مسئولیت یا فرصت‌طلب نسازند. ولو اینکه سنگ بخورند و ناسزا بشنوند. سرور و پیامبر ما نیز از جاهلان در یثرب سنگ خورد و سخنهای بی‌پروا شنید. ما که غبار خاکش هم نیستیم. برای صلح واقعی و مصلحت ملک و ملت هراس به خود راه ندهید. همچون آن دُردانه خداوند باشید. برچسب هااوضاع اقتصادی روزنامه اطلاعات رویارویی نظامی کپی لینک لینک کپی شد


۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

«مدرسه شهر»؛ طرح شهرداری و دولت برای بازتعریف فضای آموزشی تهران - تسنیم

اجتماعی

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، تهران در آستانه اجرای الگویی تازه برای توسعه فضاهای آموزشی قرار گرفته است؛ الگویی که در آن مدرسه دیگر صرفاً مجموعه‌ای از کلاس‌های درس نیست و قرار است بخشی از ظرفیت‌های فرهنگی، ورزشی، مهارتی و اجتماعی محله را نیز در خود جای دهد. این برنامه با همکاری وزارت آموزش و پرورش، استانداری تهران و شهرداری تهران دنبال می‌شود و احداث 10 مجتمع آموزشی چندمنظوره و آینده‌محور را در چند منطقه پایتخت دربرمی‌گیرد.

ماجرا از جایی اهمیت پیدا می‌کند که این پروژه‌ها قرار نیست صرفاً با هدف افزایش تعداد کلاس‌های درس ساخته شوند. زمین‌های در نظر گرفته‌شده برای این طرح در مناطقی انتخاب شده‌اند که از نظر سرانه آموزشی و دسترسی به خدمات با کمبودهایی مواجه‌اند و قرار است مجتمع‌های جدید علاوه بر پاسخ به نیاز آموزشی، بخشی از نیازهای روزمره محله را نیز پوشش دهند. در واقع، قرار است مدرسه در مقیاس محله دیده شود، نه به‌عنوان یک ساختمان منفک از محیط اطراف خود.

این برنامه در چارچوب تفاهم‌نامه‌ای که چهارم اسفندماه 1404 میان وزارت آموزش و پرورش، استانداری تهران و شهرداری تهران در راستای نهضت توسعه عدالت در فضاهای آموزشی به امضا رسید، دنبال می‌شود. در این همکاری، ظرفیت‌های دستگاه‌های مختلف برای نوسازی و توسعه فضاهای آموزشی کنار هم قرار گرفته تا پروژه‌هایی با مقیاس بزرگ‌تر و کارکردهای متنوع‌تر شکل بگیرد.

علی‌اصغر کمالی‌زاده، مدیرعامل سازمان نوسازی شهرداری تهران، با اشاره به همین رویکرد می‌گوید توسعه فضاهای آموزشی باید از ساخت مدرسه‌های منفرد عبور کند و به سمت مجموعه‌هایی برود که «همزمان پاسخگوی نیازهای آموزشی و بخشی از نیازهای اجتماعی و خدماتی محله باشند».

مدرسه‌ای فراتر از کلاس‌های درس

بر اساس برنامه‌ریزی انجام‌شده، 10 زمین در مناطق 15، 17، 18، 19، 20 و 22 برای احداث این مجتمع‌ها در اولویت قرار گرفته‌اند. انتخاب زمین‌ها صرفاً بر اساس وسعت یا قابلیت فنی نبوده و میزان کمبود سرانه آموزشی، جایگاه زمین در ساختار محله، دسترسی و امکان ارائه خدمات مکمل به ساکنان نیز در این ارزیابی‌ها مورد توجه قرار گرفته است.

این موضوع باعث شده ترکیب فضاهای پیش‌بینی‌شده در پروژه‌ها نیز با یک مدرسه معمولی تفاوت داشته باشد. در مجتمع‌های جدید، علاوه بر فضاهای آموزشی مقاطع مختلف، هنرستان، کارگاه، آزمایشگاه، فضاهای ورزشی و فرهنگی و بخش‌های مهارت‌آموزی پیش‌بینی شده است. در برخی پروژه‌ها نیز فضاهایی مانند پارکینگ و پناهگاه محلی در نظر گرفته شده تا مجموعه بتواند در کنار کارکرد آموزشی، بخشی از نیازهای خدماتی محله را نیز پاسخ دهد.

این همان مفهومی است که در شهرداری تهران از آن با عنوان «مدرسه شهر» یاد می‌شود؛ ایده‌ای که تلاش دارد رابطه میان مدرسه و محله را دوباره تعریف کند. یاسر جعفری، مدیرکل معماری و ساختمان شهرداری تهران، معتقد است مدرسه امروز دیگر نمی‌تواند «فقط فضایی برای استقرار کلاس‌های درس باشد». از نگاه او، تغییرات اجتماعی، فناوری، شیوه‌های یادگیری و مسائل زیست‌محیطی، طراحی فضاهای آموزشی متناسب با نیازهای نسل جدید را ضروری کرده است.

در این مدل، حتی طراحی معماری نیز قرار است متناسب با همین نگاه تغییر کند. رشد همه‌جانبه دانش‌آموزان، سلامت و نشاط، مهارت‌های آینده، پایداری، تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری و ارتباط با جامعه از جمله مؤلفه‌هایی هستند که در طراحی مجتمع‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند. همزمان، هویت ملی و دینی، اصول معماری ایرانی ـ اسلامی، کاهش مصرف انرژی، آسایش محیطی، تهویه مناسب، دسترسی ایمن و ملاحظات روان‌شناسی محیط نیز در برنامه طراحی دیده شده است.

ابوذر؛ نخستین آزمون «مدرسه شهر»

در میان 10 پروژه پیش‌بینی‌شده، مجتمع آموزشی ابوذر در منطقه 17 قرار است به‌عنوان یکی از نخستین نمونه‌های این الگو وارد مرحله اجرا شود. زمین این پروژه که بیش از دو هکتار وسعت دارد و در مالکیت شهرداری تهران است، برای احداث مجموعه‌ای با بیش از 40 هزار مترمربع زیربنا در نظر گرفته شده است.

قرار است در این مجتمع، فضاهای آموزشی دبستان، دبیرستان و هنرستان در کنار کارگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها و استودیوهای یادگیری قرار بگیرند. سالن ورزش، زمین چمن، فضاهای مهارت‌آموزی، فضاهای عبادی، پارکینگ و پناهگاه محلی نیز بخشی از برنامه کالبدی پروژه است. هزینه اجرای آن حدود 2 همت برآورد شده و اجرای پروژه توسط شهرداری تهران انجام خواهد شد.

نصراله آبادیان، معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران، در بازدید از زمین این پروژه، بر شکل‌گیری «رویکردی منسجم میان دولت و مدیریت شهری» برای توسعه فضاهای آموزشی پایتخت تأکید کرده و گفته است احداث 10 مجتمع آموزشی جدید، بخشی از برنامه مشترک دولت و شهرداری برای تغییر الگوی توسعه فضاهای آموزشی تهران است.

پراکندگی پروژه‌ها برای پاسخ به نیاز محله‌ها

مجموع زمین‌های پیش‌بینی‌شده برای این 10 پروژه حدود 417 هزار و 500 مترمربع اعلام شده و برآورد اولیه بودجه اجرای مجموعه نیز حدود 149 هزار میلیارد ریال است. پراکندگی پروژه‌ها در مناطق مختلف تهران نیز از این جهت اهمیت دارد که قرار نیست توسعه فضاهای آموزشی صرفاً در نقاط برخوردار شهر متمرکز شود؛ بلکه انتخاب زمین‌ها با توجه به کمبودهای آموزشی و ظرفیت‌های محله‌ای انجام شده است.

برای نمونه، در منطقه 15 زمین‌هایی در کیانشهر و مشیریه، در منطقه 17 زمین ابوذر غربی، در منطقه 18 چند محدوده از جمله شمسی‌آباد و باقرآباد، در منطقه 19 عبدل‌آباد، در منطقه 20 زمین‌های بهشتی و شهید رجایی و در منطقه 22 هوانیروز در فهرست پروژه‌های منتخب قرار گرفته‌اند.

آنچه قرار است در نهایت از این همکاری شکل بگیرد، صرفاً چند ساختمان آموزشی جدید نیست؛ بلکه تجربه‌ای برای آزمودن یک مدل متفاوت از توسعه فضاهای آموزشی در تهران است. مدرسه‌ای که بخشی از محله باشد، در ساعات و موقعیت‌های مختلف بتواند ظرفیت‌های ورزشی، فرهنگی و مهارتی خود را در اختیار جامعه محلی قرار دهد و در عین حال، محیطی متناسب با نیازهای جدید دانش‌آموزان ایجاد کند.

کمالی‌زاده نیز بر همین ویژگی تأکید دارد و می‌گوید «موضوع فقط افزایش تعداد کلاس‌های درس نیست»، بلکه هدف ایجاد زیرساختی جامع و ماندگار برای محله است. حالا پروژه ابوذر قرار است نخستین آزمون جدی این ایده باشد؛ پروژه‌ای که اگر مطابق برنامه پیش برود، می‌تواند الگوی طراحی و اجرای 9 مجتمع دیگر و در ادامه، مبنایی برای توسعه «مدرسه شهر» در محلات مختلف پایتخت قرار گیرد.

تجهیز 72 هزار مدرسه و احداث 3000 فضای ورزشی جدید

انتهای پیام/  


۱۱ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

معلم‌های خسته در مدرسه دولتی؛ در کلاس خصوصی شاد می‌شوند!

به گزارش تجارت نیوز، در دنیای امروز، آموزش دیگر تنها در چهاردیواری مدارس اتفاق نمی‌افتد. حالا بعد از آموزشگاه‌ها و کلاس‌های خصوصی ما در پلتفرم‌هایی مثل تلگرام و اینستاگرام، شاهد شکل‌گیری یک «دنیای موازی آموزشی» هستیم. در این دنیای جدید، معلمانی حضور دارند که اگرچه در مدارس رسمی مشغول به کارند و حقوق دریافت می‌کنند، اما درآمد اصلی و تمرکز واقعی آن‌ها در گروه‌های خصوصی حضوری و یا دوره‌های مجازی متمرکز شده است. جابه‌جایی تمرکزی که می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری را برای کیفیت آموزش رسمی کشور به همراه داشته باشد.   تغییر اولویت از «رسالت» به «سودآوری»

مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که توازن بین درآمد رسمی و درآمد تدریس خصوصی به نفع دومی تغییر می‌کند. وقتی یک معلم می‌بیند که با برگزاری یک دوره خصوصی در فضای مجازی یا کلاس‌های آموزشگاهی، می‌تواند چندین برابر حقوق ماهیانه خود در مدرسه درآمد به دست آورد، ناخودآگاه اولویت‌های او تغییر می‌کند. در این حالت، کلاس‌های رسمی مدرسه دیگر به عنوان «جایگاه اصلی یادگیری» دیده نمی‌شوند، بلکه تنها به یک «تعهد اداری» تبدیل می‌شوند که باید برای دریافت حقوق، صرفاً حضور فیزیکی در آن حفظ شود.   پدیده «تخلیه محتوایی» در مدارس

یکی از آثار مخرب این وضعیت، اتفاقی است که به آن «تخلیه محتوایی» می‌گوییم. در بسیاری از موارد، معلمان به جای اینکه تمام نکات کلیدی، روش‌های تدریس پیشرفته و انرژی خود را در کلاس‌های حضوری به کار بگیرند، این مطالب را برای کلاس‌ها و گروه‌های «خصوصی» خود ذخیره می‌کنند. در واقع معلم به جای اینکه در کلاس رسمی دانش‌آموز را به چالش بکشد و به او یاد بدهد، محتوای آموزشی را به گونه‌ای ارائه می‌دهد که دانش‌آموز احساس کند برای یادگیری واقعی و جامع، «باید» عضو گروه‌های خصوصی یا دوره‌های مجازی او شود.

در این شرایط، مدرسه تبدیل به محیطی می‌شود که در آن فقط کلیات درس گفته می‌شود، در حالی که «جوهره آموزش» و نکات طلایی، به فضای کلاس‌های خصوصی و آموزشگاهی و حتی مجازی منتقل شده است؛ جایی که فقط کسانی که توان مالی پرداخت هزینه را دارند، به آن دسترسی دارند. سودآوری مجازی و فرسایش انرژی معلم

از نظر روان‌شناختی و آموزشی، هر فرد در روز توانایی و پتانسیل محدود انرژی و خلاقیت دارد. معلمی که شب‌ها و عصرها ساعت‌های طولانی را صرف مدیریت گروه‌های تلگرامی یا حضور در کلاس‌های خصوصی برای پاسخ به سوالات خصوصی و تولید محتوا برای فضای مجازی می‌کند، در صبح روز بعد با یک «جسم خسته» و «ذهنی خالی» وارد کلاس رسمی می‌شود.

این موضوع باعث می‌شود که تمرکز معلم بر روی دانش‌آموزان کلاس رسمی به شدت کاهش پیدا کند. او دیگر برای تغییر وضعیت یک دانش‌آموز ضعیف در کلاس تلاش نمی‌کند، چون انگیزه‌ او در جای دیگری است. در واقع، سودآوری بالای آموزش‌های مجازی و کلاس‌های خصوصی، باعث شده تا انگیزه معلمان برای ارتقای کیفیت آموزش رسمی از بین برود و مدرسه به محیطی تبدیل شود که در آن فقط «زمان می‌گذرانند» تا سال تحصیلی به پایان برسد. سوالات بی‌پاسخ والدین و دانش‌آموزان

اکبر که فرزندش در سال دهم تحصیل می‌کند با ناراحتی از وضعیت فرزندش می‌گوید: «فرزندم می‌گوید معلم‌هایش در کلاس حال و حوصله ندارند». اوایل فکر می‌کردیم شاید این یک خستگی عادی یا فشار کاری زیاد باشد، اما وقتی هر روز تکرار شد، متوجه شدیم مشکل جدی‌تر از این حرف‌هاست. پسرم می‌گوید معلم‌ها فقط می‌خواهند ساعت‌ها بگذرد و کلاس تمام شود. آن‌ها دیگر هیچ دغدغه‌ای برای اینکه ما واقعاً یاد بگیریم ندارند.»

این پدر تهرانی ادامه می‌دهد: «اما وقتی برای جویا شدن در مورد چند و چون ماجرا به مدرسه فرزندم رفتم معلم‌هایش تلویحا به ما می‌گویند اگر می‌خواهید فرزندتان واقعاً یاد بگیرد و در امتحانات موفق شود، ما دیگر در کلاس رسمی وقت نداریم که بیشتر توضیح دهیم. آن‌ها خیلی راحت و بدون هیچ خجالتی به ما می‌گویند اگر مایل هستید، ما می‌توانیم به صورت خصوصی در منزل یا در آموزشگاه‌هایی که ما تدریس می‌کنیم، به فرزند شما درس بدهیم. در واقع آن‌ها راه نجات را در پرداخت پول و کلاس خصوصی می‌بینند».

وی با ناراحتی سوالی را مطرح می‌کند که شاید سوال والدین بسیاری باشد؛ «سوال من این است که چطور یک معلم در مدرسه دولتی، وقت و انرژی ندارد که درس را درست توضیح دهد، اما وقتی نوبت به کلاس خصوصی می‌رسد، ناگهان وقت و توانایی پیدا می‌کند؟ چطور می‌شود همان کسی که در کلاس رسمی خسته است و حال و حوصله ندارد، در کلاس خصوصی با انرژی کامل درس می‌دهد؟ می‌دانید معنای آن چیست؟ یعنی یادگیری فرزند ما در مدرسه، به گروگان گرفتن وضعیت مالی ما تبدیل شده است. ما مجبوریم برای اینکه بچه‌مان عقب نیفتد، هزینه‌های گزافی را بپردازیم که در واقع حق ما بوده و باید در همان مدرسه دولتی ارائه می‌شد.» کلاس‌هایی برای گذراندن زمان

روایت منصور که در مقطع هشتم درس می‌خواند نیز در نوع خودش شنیدنی است؛ «معلم‌های ما وقتی وارد کلاس می‌شوند، اصلاً انگار در دنیای دیگری هستند. بسیاری از آن‌ها یا مدام با گوشی‌هایشان بازی می‌کنند یا اینکه خسته به نظر می‌رسند و فقط می‌خواهند زمان بگذرد. درس‌ها را خیلی سرسری و گذرا می‌دهند و می‌روند. مثلاً یکی از معلم‌هایمان فقط می‌گوید شما این چند صفحه را بخوانید و هر کسی نظری دارد بگوید تا درس زودتر تمام شود. هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که ما واقعاً متوجه شدیم یا نه! برای آن‌ها مهم نیست که ما در آینده چه اتفاقی برایمان می‌افتد».

منصور با ناراحتی تعریف می‌کند که هر وقت کسی از ما دستش را بلند می‌کند تا بپرسد فلان نکته چه معنایی دارد یا چرا این‌طور شد، معلم خیلی سریع جواب می‌دهد که وقت ندارم اینجا این‌ها را توضیح دهم. بعد هم با لحنی که انگار دارد لطف می‌کند، می‌گوید اگر واقعاً می‌خواهید یاد بگیرید و توضیح کامل بخواهید، باید به کلاس‌های خصوصی من بیایید. در واقع مدرسه برای ما تبدیل شده به جایی که فقط باید در آن حضور فیزیکی داشته باشیم تا غیبت نخوریم، اما یادگیری واقعی در جای دیگری اتفاق می‌افتد.»

آهی می‌کشد و ادامه می‌دهد:« آخر منی که پدرم کارمند است از کجا باید هزینه‌های نجومی کلاس‌های آنلاین خصوصی یا کلاس‌های حضوری خصوصی را بدهم؟!»

وی با لحنی ناامیدانه ادامه می‌دهد:«من کاملاً متوجه هستم که اکثرمعلم‌های ما دیگر هیچ علاقه‌ای به درس دادن در مدرسه ندارند. آنها حال و حوصله ندارند. ما بچه‌ها هم وقتی می‌بینیم معلم‌ها دغدغه‌ای برای یادگیری ما ندارند، ما هم علاقه خودمان را از دست می‌دهیم. یعنی یک چرخه باطل ایجاد شده است؛ معلم درس نمی‌‌دهد و از ما توقعی ندارد، ما هم دیگر انگیزه‌ای نداریم. برای معلم اصلاً مهم نیست که ما چه یاد می‌گیریم. او فقط می‌خواهد ساعت کاری‌اش تمام شود تا به کارهای دیگرش برسد.» فرصت‌های پولی

حالا کار به جایی رسیده که حتی به گفته والدین و دانش‌آموزان برخی از معلم‌ها علنا در سرکلاس‌ها بچه‌ها را به حضور در کلاس‌های خصوصی‌شان – چه در آموزشگاه‌ها و چه در فضای مجازی- تشویق می‌کنند. عطیه که دانش آموز مقطع هفتم است در این مورد روایت می‌کند که بعضی از معلم‌های ما در کلاس به صورت علنی به ما پیشنهاد می‌دهند که هر کسی می‌خواهد یادگیری کامل‌تری داشته باشد و دنبال نکات مهم است، می‌تواند در کلاس‌های آنلاین و فضای مجازی آنها شرکت کند.

حتی می‌گویند که مبلغش هم خیلی کمتر از کلاس‌های خصوصی است و هر کسی شهریه‌اش را بپردازد می‌تواند عضو شود. یعنی معلم خودش در کلاس رسمی مدرسه، ما را به سمت آموزش‌های پولی و مجازی هدایت می‌کند. او در کلاس رسمی فقط کلیات را می‌گوید و تمام جزئیات و نکات طلایی را برای گروه‌های تلگرامی و آنلاینش نگه می‌دارد!»

این دانش‌آموز ادامه می‌دهد: «از طرف دیگر ما می‌بینیم که معلم‌های ما در فضای مجازی بسیار فعال هستند و محتواهای جذابی می‌سازند، اما همین انرژی و خلاقیت را هرگز در کلاس‌های حضوری مدرسه نمی‌بینیم. انگار مدرسه برای آن‌ها فقط یک جایگاه اداری است که باید در آن حضور داشته باشند تا حقوق بگیرند، اما بازار واقعی آن‌ها در تلگرام و اینستاگرام است. این یعنی ما به عنوان دانش‌آموزان مدرسه دولتی، فقط یک ابزار برای حضور و غیاب هستیم، نه هدف برای آموزش.» سقوط عدالت آموزشی در مدارس دولتی

به گفته کارشناسان این وضعیت منجر به یک نتیجه بسیار تلخ شده است: نابودی عدالت آموزشی. در حالی که مدرسه دولتی قرار است محیطی باشد که در آن همه دانش‌آموزان، فارغ از وضعیت مالی، به آموزش یکسان دسترسی داشته باشند، اکنون شاهدیم که کیفیت تدریس بر اساس توان مالی دانش‌آموز تغییر می‌کند.

دانشی‌آموزی که توان مالی دارد و عضو گروه‌های خصوصی یا مجازی معلم می‌شود، می‌تواند از تمام پتانسیل معلم‌ها بهره‌مند شود اما دانش‌آموزی که با همان معلم مواجه است ولی توان مالی ندارد، باید با نسخه‌ای از او که خسته است، با گوشی بازی می‌کند و سرسری درس می‌دهد، بسازد! این یعنی در اکثر مواقع در یک کلاس، دو نوع آموزش وجود دارد: یکی آموزش رایگان و بی‌کیفیت برای همه و یکی آموزش باکیفیت و گران‌قیمت برای عده‌ای خاص.   وقتی نیاز به بقا عدالت آموزشی را به مخاطره می‌اندازد

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزشی، ریشه اصلی این پدیده را در وضعیت معیشتی معلمان می‌بیند. وی می‌گوید: واقعیت این است که طی سال‌های گذشته، سطح زندگی این گروه، همسو با بسیاری از لایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، دچار پسرفت شده است. همین مسئله باعث شده تا بسیاری از معلمان برای تأمین نیازهای زندگی خود به سراغ کسب‌وکارهای غیرمرتبط با آموزش بروند مثل رانندگی اسنپ و یا فروشندگی و حتی کارگری در فروشگاه‌ها و مغازه‌ها، اما بخشی از آن‌ها که تنها مهارتشان در حوزه آموزش است و راه دیگری برای امرار معاش نمی‌شناسند، ناچار شده‌اند تمام توان خود را روی آموزش‌های غیررسمی و تدریس‌های خصوصی و نیمه خصوصی متمرکز کنند. در واقع، وقتی حقوق دریافتی معلمان کفاف یک زندگی معمولی را نمی‌دهد، این افراد برای جبران این نقص معیشتی، به دنبال کسب درآمد از طریق مهارت‌های تخصصی خود در خارج از مدرسه می‌روند.

اما از دیدگاه این کارشناس آموزشی، این وضعیت با چارچوب‌های عرفی یک جامعه سالم در تضاد است. در حالت ایده‌آل، معلم باید حداکثر استعداد و توان خود را در کلاس درس به کار ببندد تا تمام دانش‌آموزان، فارغ از جایگاه اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی، از خدمات آموزشی یکسان بهره‌مند شوند. این یعنی همان اصل عدالت آموزشی. با این حال، فشار اقتصادی شدید، باعث شده تا از دو زاویه، کیفیت آموزش از سوی معلم‌ها در مدارس آسیب ببیند:

اول اینکه معلمان یا به دلیل داشتن شغل دوم یا به دلیل برگزاری کلاس‌های خصوصی تا دیر وقت و پاسی از شب، دیگر توان و انرژی لازم برای ادامه کار و تدریس در محیط رسمی مدرسه را ندارند. در واقع، آن‌ها بخشی از انرژی و پتانسیل خود را برای کلاس‌های عصر و شب ذخیره می‌کنند و در نتیجه، کیفیت تدریس در کلاس‌های رسمی کاهش می‌یابد. به اعتقاد وی این رویه بعد از دوران کرونا و دو جنگ اخیر که آموزش‌ها مجازی شده‌اند شدت بیشتری گرفته و کلاس‌های خصوصی هم بیشتر به سمت آموزش‌های خصوصی در فضای مجازی رفته‌اند.

وی همچنین به جنبه دوم این پدیده نیز اینچنین اشاره می‌کند؛ برخلاف بسیاری از حرفه‌ها که ممکن است بتوانند زمان بیشتری از وقت خود را به کار اختصاص دهند، معلم در محیط مدرسه با محدودیت‌های خاصی روبه‌روست و برای جبران درآمد، چاره‌ای جز گسترش فعالیت‌های غیررسمی ندارد. مثلا یک مکانیک وقتی نیاز به درآمد بیشتر داشته باشد می‌تواند ساعت‌های بیشتری را کار کند تا پول بیشتری به دست بیاورد ولی ساختار آموزش در مدارس اصلا به گونه‌ای نیست که معلم بتواند بیشتر در مدرسه اضافه کاری کند تا درآمد بیشتری داشته باشد.

به گفته وی،  متأسفانه، این فشار اقتصادی در برخی موارد منجر به رفتارهای غیرحرفه‌ای در محیط مدرسه شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی معلمان برای جذب دانش‌آموز به سمت کلاس‌های خصوصی یا آموزشگاه‌ها، عمداً بخش‌هایی از آموزش دروس را در کلاس‌های عمومی را «فیلتر» می‌کنند یا کیفیت تدریس و آموزش دروس خود را پایین می‌آورند تا دانش‌آموزان احساس کنند برای یادگیری کامل، باید به سراغ کلاس‌های خصوصی بروند.

نیک‌نژاد، این وضعیت را نتیجه ناکارآمدی دولت در سیاست‌های اقتصادی و تورم افسارگسیخته می‌دانند که تمام لایه‌های جامعه را تحت فشار قرار داده است. بارها اتفاق افتاده که وقتی از معلم‌ها می‌پرسیم چرا همه انرژی خود را برای کلاس‌های درس مدرسه نمی‌گذارند؟ خیلی راحت می‌گویند؛ اگر برای کلاس‌های خصوصی و مجازی انرژی نداشته باشم چطور باید هزینه‌های زندگی‌ام را دربیاورم؟! این کارشناس آموزشی راهکار این بحران را در بازگشت دولت به تعهدات قانون اساسی، به‌ویژه اصل سوم،(تلاش برای برقراری عدالت اجتماعی برهمه مردم) می‌بینند.

از نظر وی، دولت باید وضعیت معیشتی معلمان را به حدی برساند که آن‌ها زندگی متوسط و آبرومندانه‌ای داشته باشند تا دیگر نیازی به «دراز کردن دست به سوی دیگران» یا کسب درآمدهای غیررسمی نداشته باشند. به بیانی تنها در صورتی که معلمان جذب شغل خود شده و دغدغه‌ معیشتی نداشته باشند، حداکثر انرژی و استعدادشان را در کلاس‌های عمومی به کار می‌گیرند و عدالت آموزشی برقرار می‌شود. در چنین شرایطی است که دولت نیز می‌تواند با نظارتی مؤثر، اطمینان حاصل کند که معلمان از چارچوب‌های تعیین شده تخطی نمی‌کنند و تمام توان خود را در مسیر رشد دانش‌آموزان قرار می‌دهند.   لزوم تغییر رویکرد دولت برای تامین معلم‌ها

در نهایت، این روایت‌ها و تحلیل‌ها نشان می‌دهد که مدارس دولتی در حال تبدیل شدن به محیط‌هایی برای گذراندن زمان هستند. جایی که یادگیری واقعی به حاشیه رانده شده و به گروه‌های پولی تلگرامی و کلاس‌های خصوصی منتقل شده است. تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند، دانش‌آموزان مدارس دولتی هر سال با حسرت و ناامیدی از مدرسه خارج می‌شوند و خانواده‌ها مجبورند برای جبران کم‌کاری‌های مدرسه، به دنبال گزینه‌های گران‌قیمت بگردند، در حالی که معلم همان کسی است که در هر دو محیط حضور دارد، اما انرژی‌اش را فقط برای جایی می‌گذارد که سود مالی بیشتری داشته باشد.

منبع: هفت صبح




 پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود
۱۹ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود

در حالی که گرمای تابستان همچنان در بسیاری از مناطق کشور ادامه دارد، پیش‌بینی‌های هواشناسی از کاهش نسبی دما در روزهای پایانی مردادماه خبر می‌دهد؛ تغییری که به گفته کارشناسان، قرار نیست به‌صورت ناگهانی رخ دهد و به‌تدریج و با عبور سامانه‌های جوی مختلف اتفاق خواهد افتاد.

 میگنا - چرا تشخیص اضطراب در کودکان دشوار است؟
۱۹ ساعت قبل / سایت میگنا

میگنا - چرا تشخیص اضطراب در کودکان دشوار است؟

در این مقاله با بررسی علائم پنهان، تفاوت‌های رشدی، علائم جسمی و رفتاری و همپوشانی با اختلالات دیگر، این موضوع را بررسی می‌کنیم.

 افزایش ساخت، مشکل مسکن را حل نکرد/ قانون پیش‌فروش اصلاح می‌شود
۲۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

افزایش ساخت، مشکل مسکن را حل نکرد/ قانون پیش‌فروش اصلاح می‌شود

معاون وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه تجربه دهه ۸۰ و ۹۰ در کشور نشان داد افزایش عرضه مسکن به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله مسکن کشور را حل کند، گفت: نباید سیاست مسکن را صرفاً به مسکن ملکی محدود کنیم. یکی از راه‌حل‌های اصلی برای پاسخگویی به نیاز اقشار کم‌درآمد، راه‌اندازی نظام مسکن استیجاری عمومی و توسعه اجاره‌داری حرفه‌ای است.

 تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت
۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

آرمان امروز: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در سخنانی با تأکید بر جایگاه انسان و اهمیت علم، آگاهی و تلاش، بر این نکته تأکید کرد که جنسیت نباید معیاری برای سنجش توانمندی‌های انسانی باشد. او با استناد به مفاهیم قرآنی، تلاش و همت انسان را فارغ از زن یا مرد بودن، عامل اصلی رشد، شکوفایی استعدادها و [ ]

 دفترچه سوالات کنکور ریاضی و علوم انسانی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود دفترچه سوالات
۱۹ ساعت قبل / روزنامه شرق

دفترچه سوالات کنکور ریاضی و علوم انسانی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود دفترچه سوالات

سازمان سنجش آموزش کشور دفترچه سوالات آزمون‌های علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی ۱۴۰۵ را منتشر کرد.

 رئیس جمهور: حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد - سلام نو
۲۰ ساعت قبل / سایت سلام نو

رئیس جمهور: حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد - سلام نو

مسعود پزشکیان رئیس جمهور توافق اخیر را عزتمندانه و ارزشمند دانست و گفت: حتی یک بند در این توافق پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد؛ همه تعهدات مربوط به طرف مقابل است.