
میگنا - وقتی «گرانی درمان» از توان مالی بیماران پیشی میگیرد

دندانپزشکی از سبد مردم حذف شد؟ کاهش شدید مراجعه و هشدار کلینیکها درباره تعطیلی / مطبهای دندانپزشکی خلوت شدند؛ چرا مردم درمان دندان هایشان را به تعویق می اندازند؟ / یک هشدار جدی درباره سلامت دهان و دندان؛ گرانی درمان، بیماران را از کلینیکها دور کرد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛ شاید یک دندان پوسیده را بشود ترمیم کرد ولی درمان همین دندان اگر پشت گوش انداخته شود، کار را به عصبکشی، روکش یا حتی کشیدن دندان میرساند که هزینههای بیشتری هم دارد. مسئله اصلی بیماران نیز امروز از همین مرحله اول شروع میشود؛ یعنی هزینه درمان، بیمار را به عقب انداختن مراجعه وامیدارد.
به گزارش فرارو، در سوی دیگر ماجرا هم کلینیکهای دندانپزشکی از کاهش مراجعه، تغییر نوع درمانهای درخواستی، افزایش هزینه مواد و تجهیزات و دشوارتر شدن اداره کلینیک گله دارند. هرچند پیش از این نیز وضعیت ساده نبود. طبق پروفایل سلامت دهان ایران در سازمان جهانی بهداشت (۲۰۱۹) ۳۳.۶ درصد افراد پنج سال به بالا با پوسیدگی درماننشده دندانهای دائمی مواجه بودهاند. این رقم برای بیماری شدید لثه در افراد بالای ۱۵ سال ۱۸ درصد و برای بیدندانی در افراد بالای ۲۰ سال ۶.۹ درصد گزارش شده است. دندانپزشکی، اولویت آخر مردم
رعنا پاکسرشت، مدیر یک کلینیک دندانپزشکی در محدوده نارمک تهران به فرارو میگوید: «تعداد مراجعهکنندگان کلینیک نسبت به دو یا سه سال گذشته کاهش پیدا کرده.» به گفته او، «بسیاری از بیماران دیگر برای چکاپهای دورهای مراجعه نمیکنند و تا زمانی که مشکل جدی برایشان ایجاد نشود، سراغ دندانپزشک نمیآیند.»
این تاخیر گاهی هزینه درمان را هم بیشتر میکند. به گفته پاکسرشت، «بیماری که برای یک دندان نیاز به پرکردگی دارد، ممکن است آنقدر درمان را عقب بیندازد که پوسیدگی به عصب برسد و در نهایت به درمان پیچیدهتر و گرانتری نیاز پیدا کند.»
نرخ برخی مراکز برای سال ۱۴۰۵ نشان میدهد هزینه ترمیم یک دندان، بسته به نوع ماده و تعداد سطوح از حدود ۴ میلیون تومان برای ترمیم آمالگام شروع میشود و برای ترمیم کامپوزیت تا حدود ۷.۵ میلیون تومان میرسد. البته نرخ ثابتی وجود ندارد و هر کلینیک بسته به نوع درمان و مواد مصرفی رقم متفاوتی را اعلام میکند. از ایمپلنت تا کشیدن دندان
مدیر یک کلینیک دندانپزشکی در محدوده میرداماد تهران هم کاهش مراجعه را شدیدتر توصیف میکند. او میگوید تعداد مراجعان کلینیکش «تقریبا به یکسوم» رسیده است. به گفته او، «تغییر رفتار بیماران در نوع درمان درخواستی نیز قابل مشاهده است.»
او به فرارو میگوید: «در برخی کلینیکها، بهخصوص در مناطق پایینتر، کشیدن دندان بیشتر شده. بیمارانی که تا یکی دو سال قبل راحتتر برای ایمپلنت تصمیم میگرفتند، حالا با شک و تردید این درمان را انتخاب میکنند.»
هزینه ایمپلنت فاصله زیادی با یک درمان ساده دارد. قیمت مراکز مختلف در سال ۱۴۰۵، بسته به برند و نوع روکش متفاوت است. یک مرکز قیمت ایمپلنت با روکش را از حدود ۲۸ تا ۳۰ میلیون تومان برای گزینههای اقتصادی و بالای ۴۰ میلیون تومان برای برندهای گرانتر اعلام کرده، در حالی که در مرکزی دیگر، هزینه ایمپلنت با روکش از ۴۴ تا ۱۰۸ میلیون تومان برآورد شده است.
مدیر کلینیک میرداماد از یک نگرانی دیگر هم نام میبرد: «بیمار نمیداند درمانی که امروز شروع کرده، چند ماه بعد چقدر برایش تمام خواهد شد. ممکن است برای ایمپلنت قیمت اولیه به بیمار اعلام شود اما اگر مرحله بعدی درمان شش ماه بعد انجام شود، قیمت قطعات و مواد نیز تغییر میکند. به همین دلیل، برخی بیماران حتی از پزشک درباره قیمت نهایی و امکان افزایش آن در طول درمان هم تضمین میخواهند.» افزایش هزینه مواد مصرفی دندانپزشکی
با این همه، فشار اقتصادی فقط روی بیمار نیست. پشت هر درمان، مجموعهای از مواد مصرفی قرار گرفته که قیمتشان مستقیما روی هزینههای کلینیک اثر میگذارد. پاکسرشت از کامپوزیت، دستکش، وسایل یکبارمصرف، روغن توربین، فایل و مواد پانسمان بهعنوان بخشی از اقلام مصرفی کلینیک نام میبرد. او برای نمونه به قیمت هر بسته دستکش لاتکس اشاره میکند که سال گذشته حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان بود و حالا به حدود ۱.۳ تا ۱.۵ میلیون تومان رسیده است.
بنابراین، مواد مصرفی نسبت به گذشته سهم سنگینتری در هزینههای کلینیک پیدا کرده که اثر خود را در فیش پرداختی بیمار نشان میدهد. مدیر میرداماد هم معتقد است افزایش نرخ ارز و دشوار شدن مسیر واردات نیز بر این هزینهها اثر گذاشته: «بخشی از مواد و تجهیزات پیشتر از مسیر دبی و بنادر جنوبی وارد میشدند و حالا مسیر ورود برخی کالاها تغییر کرده.»
او همچنین اضافه میکند: «ما برای اطمینان از اصالت مواد خریدمان را از تعاونی انجمن دندانپزشکان عمومی ایران انجام میدادیم ولی اکنون مواد خارجی بسیار محدودتر از گذشته عرضه میشود.» کیفیت مواد؛ خط قرمز یا انتخاب اقتصادی؟
در چنین شرایطی، انتخاب برند مواد اولیه برای کلینیکها تبدیل به یک تصمیم اقتصادی شده. پاکسرشت در کلینیک تحت مدیریت خود تلاش میکند از برندهای شناختهشده استفاده کند. در مورد کامپوزیت نیز برندهایی مانند FGM، Vittra و Opallis کاربرد دارند. او تاکنون حاضر نشده برای پایین آوردن هزینهها سراغ برندهای متفرقه برود، هرچند افزایش قیمت مواد آنها را ناچار کرده بخشی از هزینه را در قیمت خدمات لحاظ کنند.
مدیر کلینیک میرداماد اما میگوید: «انتخاب برند تا حدی تابع قدرت پرداخت بیماران است. مثلا کلینیکهایی که در مناطق کمبرخوردارتر هستند، نمیتوانند به همان اندازه از مواد گرانقیمت استفاده کنند، چون باید هزینههای کلینیک را نیز تامین کنند.»
البته هر دو مدیر درباره کیفیت کارشان نگرانند. به اعتقاد پاکسرشت، کیفیت برخی اقلام یکبارمصرف داخلی افت پیدا کرده، در حالی که قیمت همانها بالا رفته. او به مواد خارجی نیز اشاره میکند که کیفیتشان تغییر نکرده اما حجم ماده در بعضی بستهبندیها کمتر شده. تعمیر یونیت هم دیگر ارزان نیست
بخش دیگری از هزینهای که بیمار نمیبیند، تجهیزات کلینیک است؛ یونیت، توربین، پمپ، دستگاه رادیوگرافی، تجهیزات استریلیزاسیون و تجهیزات دیجیتال، هزینه تعمیر و نگهداری بالایی دارند. پاکسرشت میگوید: «گاهی کلینیک مجبور است هر دو یا سه ماه یکبار بعضی تجهیزات را تعمیر یا تعویض کند. حتی هزینه رفتوآمد تعمیرکار نیز افزایش یافته.»
مدیر کلینیک میرداماد نیز معتقد است: «کیفیت برخی ابزارهای وارداتی کاهش پیدا کرده و به همین دلیل نیاز بیشتری به تعمیر دارند.»
در کنار این موارد، حقوق پزشکان، دستیاران و منشیها، بیمه کارکنان، مالیات، آب و برق و گاز و در بسیاری از مراکز اجاره هم وجود دارد. کلینیکها میان افزایش هزینهها و کاهش بیماران
مدیر کلینیک میرداماد میگوید: «مشکل اصلی برای مدیران کلینیک این است که هزینهها بالا رفته ولی نمیتوان قیمت خدمات را به همان سرعت افزایش داد. چون قدرت پرداخت بیماران محدود است.»
از طرف دیگر، بسیاری از هزینهها ثابتاند. به گفته او، «نمیشود چون تعداد بیماران کاهش پیدا کرده، نیروهای باتجربه را کنار گذاشت. پیدا کردن مجدد پزشک، دستیار و نیروی متخصص باتجربه آسان نیست.»
اما پاکسرشت در نهایت مجبور شده از تعداد پزشکان و دستیاران خود بکاهد تا مجبور به تعطیلی کسبوکارش نشود. او هشدار میدهد که اگر شرایط به همین منوال پیش رود، حتی احتمال تعطیلی این مرکز وجود دارد. تعویق درمان = افزایش هزینهها
شاید مسئله را بشود در همین چرخه خلاصه کرد: بیمار بخاطر هزینه، درمان را عقب میاندازد. درمان دیرتر انجام میشود. هزینه آن بالا میرود و در نهایت ممکن است گزینههای پیش روی بیمار محدودتر شود.
در همین راستا، سازمان جهانی بهداشت تاکید کرده که بیماریهای دهان، با وجود آنکه بخش عمدهشان قابل پیشگیری و درمانند، همچنان بار اقتصادی و درمانی سنگینی ایجاد میکنند و دسترسی و توان پرداخت، از عوامل مهم در نابرابری سلامت دهان هستند؛ در ایران هم عدد ۳۳.۶ درصدی پوسیدگی درماننشده دندانهای دائمی، ۱۸ درصد بیماری شدید لثه و ۶.۹ درصد بیدندانی نشان میدهد این مسئله از گذشته هم غیرقابل اغماض بوده است.
به این ترتیب، گرانی دندانپزشکی همان دلیلی است که هر روز فاصله هزینه درمان و توان پرداخت بیمار را بیشتر میکند. فاصلهای که اگر پر نشود، مخاطرات مزمنتری برای سلامت عمومی دهان در انتظار دارد.
۲ ساعت سکوت در روز با مغز ما چه میکند؟
در دنیای مدرن که انسانها به طور مداوم در معرض محرکهای صوتی قرار دارند — از صدای ترافیک گرفته تا آلارم گوشیهای هوشمند و گفتوگوهای بیوقفه — یک پرسش جدی پیش میآید؛ اینکه آیا اختصاص دادن زمان برای سکوت در طول روز میتواند به سلامت مغز کمک کند یا مغز مدام باید در حال فعالیت باشد تا سلامت باشد؟
به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ پاسخ متخصصان مغز و اعصاب به این پرسش، مثبت است. یافتههای علمی نشان میدهد که سکوت هدفمند و کوتاهمدت، نه تنها به بهبود عملکرد شناختی کمک میکند، بلکه حتی ممکن است نقش مؤثری در پیشگیری از اختلالات مغزی مانند زوال عقل داشته باشد.
به گزارش همشهری آنلاین، مطالعات عصبشناسی نشان میدهند که سکوت میتواند فعالیت بخشی از مغز به نام هیپوکامپ را افزایش دهد؛ هیپوکامپ ناحیهای کلیدی در پردازش حافظه و یادگیری است. در پژوهشی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، مشخص شد که ۲ ساعت سکوت در روز میتواند منجر به بازسازی نورونی (neurogenesis) در این ناحیه از مغز شود.
علاوه بر این، مواجههی مداوم با صداهای مزاحم و محیطهای پرهیاهو، منجر به ترشح بیشازحد هورمون استرس، یعنی کورتیزول، میشود؛ عاملی که در درازمدت به مغز آسیب میزند. سکوت بهعنوان یک «استراحت ذهنی»، میتواند موجب کاهش سطح اضطراب، بهبود خلقوخو و بازیابی عملکرد ذهنی شود.
همچنین در شرایطی که تمرکز بسیاری از افراد براثر حضور مستمر در شبکههای اجتماعی و محیطهای پرصدا تحلیل رفته، سکوت میتواند عملکرد شبکههای توجه در مغز را بهبود ببخشد. همچنین حضور در سکوت در طول روز به تنظیم ریتم شبانهروزی و بهبود کیفیت خواب شبانه کمک میکند؛ و خواب مناسب، یکی از ستونهای اصلی سلامت مغز و حافظه است.
برخی افراد این تصور را دارند که سکوت طولانی ممکن است منجر به اختلالات روانی یا بیماریهایی مثل آلزایمر شود، اما این باور صحت ندارد. آنچه میتواند خطرناک باشد، انزوای اجتماعی شدید و قطع ارتباط انسانی است، نه سکوت هدفمند و آگاهانه و نباید این دو را با هم اشتباه گرفت. سکوت در کنار تعامل اجتماعی سالم، ذهن را بازسازی و عملکرد شناختی را بهبود میبخشد.
البته در زندگی پر سر و صدای امروز، منظور از سکوت، خلأ کامل صوتی نیست. بلکه هدف، کاهش سر و صدای مزاحم پسزمینه است: مثلا خاموش کردن دستگاههای دیجیتال برای مدتی مشخص، گوش سپردن به طبیعت یا استفاده از هدفونهای حذف نویز، نشستن در آرامش حتی در فضایی نه چندان ساکت و یا مدیتیشن یا مراقبه در سکوت.
بر اساس شواهد علمی توصیه میشود که هر فرد حداقل ۳۰ دقیقه تا ۲ ساعت در طول روز را به نوعی از سکوت نسبی اختصاص دهد. این سکوت میتواند نقش مکملی مهم در سلامت روان، حفظ حافظه، کاهش استرس و پیشگیری از بیماریهای تحلیلبرندهی مغز داشته باشد. در عصری که ذهنها خسته و پریشاناند، شاید بهترین هدیه به مغز، ساعتی سکوت باشد.
سکته مغزی چقدر درمان میشود؟
به گزارش مشرق ، سکته مغزی زمانی رخ میدهد که خونرسانی به بخشی از مغز مختل شده و در نتیجه، اکسیژن و مواد مغذی به سلولهای عصبی نرسد. این وضعیت که به دو نوع «ایسکمیک» (انسداد عروق) و «هموراژیک» (خونریزی مغزی) تقسیم میشود، یک اورژانس پزشکی است و هر ثانیه تأخیر در درمان آن میتواند منجر به آسیبهای جبرانناپذیر مغزی یا مرگ شود.
در ایران، سکته مغزی یکی از اصلیترین علل ناتوانی و مرگومیر است. طبق آمارهای رسمی و پژوهشهای اپیدمیولوژیک، سن بروز سکته در کشور ما حدود یک دهه پایینتر از میانگین جهانی است (بهطور متوسط بین ۵۵ تا ۶۵ سال).
روند صعودی بروز سکته در ایران با تغییر سبک زندگی، افزایش نرخ چاقی، دیابت، فشار خون کنترلنشده، دخانیات و کاهش فعالیت بدنی ارتباط مستقیم دارد.
سالانه بیش از ۱۵۰ هزار نفر در ایران دچار سکته مغزی میشوند که بخش قابلتوجهی از آنها در دهههای فعال زندگی خود (میانسالی) قرار دارند، موضوعی که بار اقتصادی و اجتماعی سنگینی بر نظام سلامت کشور تحمیل میکند.
مهدی فرهودی، نایبرئیس انجمن سکته مغزی ایران و فلوشیپ سکته مغزی با اشاره به اهمیت دسترسی سریع بیماران به مراکز تخصصی اظهار کرد: نتایج درمان بیماران سکته مغزی بسته به نوع مرکز درمانی متفاوت است و بیمارانی که در مراکز تخصصی مراقبت از سکته مغزی یا Stroke Unit بستری میشوند، معمولاً نتایج درمانی بهتری دارند.
وی افزود: بر اساس استانداردهای جهانی، باید بخش عمدهای از بیماران سکته مغزی در مراکز تخصصی درمان شوند و هدفگذاری جهانی در این زمینه حدود ۹۰ درصد است، در حالی که کشور ما هنوز با این هدف فاصله دارد.
فرهودی ادامه داد: اجرای برنامه ملی مدیریت سکته مغزی یا برنامه ۷۲۴ در سالهای اخیر موجب پیشرفت قابل توجه درمان سکته مغزی در کشور شده و اکنون بیش از ۱۴۰ مرکز مراقبت از سکته مغزی در کشور فعال هستند، اما با توجه به وسعت جغرافیایی کشور و تعداد بالای بیماران، توسعه این مراکز همچنان یک ضرورت است.
این متخصص مغز و اعصاب با اشاره به وضعیت درمان ترومبولیز در کشور گفت: درمان حلکننده لخته یا ترومبولیز در حال حاضر تنها برای حدود ۵ درصد بیماران در کشور انجام میشود، در حالی که ظرفیت افزایش این میزان تا حدود ۲۰ درصد بیماران واجد شرایط وجود دارد و باید دسترسی بیماران بیشتری به این درمان فراهم شود.
وی تأکید کرد: در سکته مغزی زمان مهمترین عامل درمان است و هرچه بیمار سریعتر به مرکز مجهز برسد، احتمال موفقیت درمان و کاهش ناتوانی بیشتر خواهد بود.
به گفته این متخصص مغز زمان معمول استفاده از ترومبولیز حدود ۴.۵ ساعت است، اما نباید این زمان به عنوان فرصتی برای تأخیر در مراجعه تلقی شود؛ چرا که هرچه درمان زودتر انجام شود، نتیجه بهتری حاصل خواهد شد.
فرهودی با اشاره به ترومبکتومی مکانیکی به عنوان یکی دیگر از درمانهای پیشرفته سکته مغزی گفت: در این روش، لخته خون با استفاده از تجهیزات داخل عروقی و از طریق آنژیوگرافی از رگ مغزی خارج میشود و این درمان در بیماران واجد شرایط میتواند نقش بسیار مهمی در نجات بیمار و کاهش ناتوانی داشته باشد.
وی افزود: با وجود اثربخشی بالای ترومبکتومی، این درمان همچنان در کشور به صورت محدود انجام میشود و لازم است تعداد مراکز مجهز، نیروهای آموزشدیده و فلوشیپهای سکته مغزی افزایش یابد و از ظرفیت تلهمدیسین برای دسترسی سریعتر بیماران مناطق مختلف کشور استفاده شود.
نایبرئیس انجمن سکته مغزی ایران خاطرنشان کرد: توسعه درمانهای حاد سکته مغزی از جمله ترومبولیز و ترومبکتومی تنها یک اقدام نجاتبخش نیست، بلکه از منظر اقتصاد سلامت نیز مقرونبهصرفه است؛ زیرا با کاهش مرگ و ناتوانی بیماران میتواند از تحمیل هزینههای سنگین درمان، توانبخشی و مراقبتهای طولانیمدت به خانوادهها و نظام سلامت جلوگیری کند.
وی گفت: حمایت وزارت بهداشت، معاونت درمان و مجموعه نظام سلامت برای توسعه مراکز تخصصی سکته مغزی و افزایش دسترسی بیماران به درمانهای نوین میتواند نقش مهمی در کاهش مرگ و ناتوانی ناشی از سکته مغزی در کشور داشته باشد.

نتایج نهایی کنکور و آزمون پذیرش دانشجو معلم نیمه دوم آبان اعلام میشود

احتمال وقوع سیل در پنج استان کشور

دفترچه سوالات علومتجربی کنکور منتشر شد

محدودیت تردد در کندوان و تهران-شمال

آغاز رقابت بیش از ۱۵۵ هزار کنکوری در نوبت عصر/ تنها ۲۲ درصد داوطلبان گروه هنر ”مرد” هستند

