
آیا داشتن دختر، مردان را تغییر میدهد؟ | داشتن دختر روی گرایش سیاسی مردان تاثیر دارد!

زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه / چرا هنوز مجوز رسمی موتورسواری زنان صادر نشده است؟ / آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛ چندوقتی است صحبت از قانونیشدن موتورسواری بانوان جدیتر از گذشته شده و خانمهایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندینساله آنها بالاخره بهپایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامدهای جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخترین و خسارتبارترینشان جانباختن موتورسواران زن و خسارتهای نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامدها و خسارتهای غیرقابلجبران را تحمل میکنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دستوپنجه نرم کنند.
فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است
مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع میشود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف میکند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده میشود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سختتر میکند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلتهایشان را میگذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را میکنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلتهایشان و بهوجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمیتوانم دستفرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخوردهای نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دستفرمانشان غره هستند برای او مزاحمتهایی بهوجود میآورند: «ما مجبوریم بدون آموزشدیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون درنظرگرفتن این موضوع با حرفها و رفتارهای نامناسبشان ما را آزار میدهند و مزاحمتهایی برای زنان موتورسوار بهوجود میآورند.»
سوءاستفاده از خلأهای قانونی
مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقهاش طی میکند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشننشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود میداند و میگوید: «با آنکه هیچوقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد میکنم دچار استرس میشوم و دستوپایم را گم میکنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیرهای فرعی را انتخاب میکنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمتهایی داشته باشم.» نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوءاستفاده عدهای را هم باز کرده است. او میگوید: «بارها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبودهام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکردهاند و باعث تصادف شدهاند با قلدری من را تهدید کردهاند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر میافتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمدهام و نتوانستهام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.»
مجبوریم از خطر فرار کنیم
2سال است که موتور دخترانهاش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبتهای ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکردهام، چون میدانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر میشود.» او در مورد ترسهای مشترک میان زنان موتورسوار میگوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، میترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمههای بعد از آن گفتهاند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زنهای موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختمبهخیر نمیشود.»
هوادارها کمتر شدند
روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده میشدند، همه بیشتر حواسشان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایتهای قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمعوجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع میگوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفتوآمد میکنم، تقریبا تا یکسال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواسشان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح میدهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمیدادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شدهایم، خیلی مراعات نمیکنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»
شب-خارجی-شوخی یا تصادف
ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوشرنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهیدرئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلتهای سنگین خود به او نزدیک میشوند. طولی نمیکشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست میدهد و روی زمین نقش میبندد. صدای بوق و فریاد میشنود و رفتن بیاعتنای پسران موتورسوار را میبیند… و بعد، سکوت و سیاهی… چشم که باز میکند زنی بهصورتش آرام سیلی میزند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمیکنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه میکشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی… زیاد از این شوخیا باهام میشه؛ عادت دارم» نمیگوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.
روز-خارجی-شاکی یا مشتکیمنه
حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کردهاند. اعداد ثانیهشمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به ۳، ۲ و ۱ میرسد و خودروها یکییکی شروع به حرکت میکنند. میانه چهارراه نرسیدهاند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرکنشین صورتیپوش با سرعتی بسیار از مقابلشان میگذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیکسوختگی بلند میشود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده… حادثه چند متر دورتر رخ میدهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد میکنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری میشود. عابر مردی میانسال است که فریاد میزند: «…الان شما خسارت منو میدید یا قانون؟!»
منبع: همشهری
بسیاری از زنان ایرانی از رابطه جنسی لذت نمی برند؟ | انصاف نیوز
اختلالات جنسی در ایران بیش از آنچه تصور میشود شایع است؛ تازهترین بررسیها نشان میدهد بیش از نیمی از مردان دچار اختلال نعوظ و حدود یکسوم زنان با مشکلاتی مانند کاهش میل جنسی، اختلال در ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی مواجهاند. این آمار زنگ خطری است برای نیاز به آموزشهای جنسی متناسب با فرهنگ کشور و توجه بیشتر مسئولان به سلامت جنسی جامعه.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از International Journal of Preventive Medicine یک مطالعه جدید نشان میدهد بیش از نیمی از مردان ایرانی (۵۶ درصد) به اختلال نعوظ مبتلا هستند، و در زنان نیز اختلالات جنسی از جمله کاهش میل جنسی و درد هنگام رابطه جنسی بسیار شایع است.
این بررسی که با جمعآوری و تحلیل نتایج ۱۹ مطالعه انجام شده، وضعیت اختلالات جنسی در ایران را بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار داده است. در این تحقیقات، بیش از ۲ هزار مرد و ۴ هزار زن مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج نشان میدهد که در زنان ایرانی، حدود ۳۵ درصد از زنان در جامعه عمومی دچار کاهش میل جنسی هستند و این میزان در زنانی که به دنبال درمان بودهاند تا ۶۶ درصد افزایش یافته است. همچنین حدود یکسوم زنان در هر دو گروه از اختلال در رسیدن به ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی رنج میبرند.
نتایج کلیدی مطالعه: در مردان، اختلال نعوظ با شیوع حدود ۵۶ درصد، شایعترین اختلال جنسی بود. در زنان، اختلال کمبود میل جنسی (HSDD) در گروه مراجعهکنندگان به درمان حدود ۶۶ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۵ درصد گزارش شد. اختلال تحریک جنسی در زنان نیز در گروه درمانی حدود ۶۰ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۴ درصد بود. اختلال اوج لذت جنسی در زنان تقریباً در هر دو گروه حدود ۳۵ درصد شیوع داشت. همچنین، اختلال درد جنسی در زنان، در گروه مراجعهکنندگان حدود ۳۵ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۲۰ درصد گزارش شد.
محققان معتقدند که نرخ کلی اختلالات جنسی در ایران مشابه آمار جهانی است، اما میزان اختلال در رسیدن به ارگاسم در زنان ایرانی دو برابر میانگین جهانی گزارش شده است.
این نتایج نشاندهنده نیاز مبرم به برنامههای آموزش جنسی متناسب با فرهنگ ایران و همچنین انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه است. کارشناسان تاکید دارند که پرداختن به این موضوعات میتواند به بهبود کیفیت زندگی و روابط زناشویی کمک شایانی کند.
انتهای پیام
زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه
به گزارش تجارت نیوز، چندوقتی است صحبت از قانونیشدن موتورسواری بانوان جدیتر از گذشته شده و خانمهایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندینساله آنها بالاخره بهپایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامدهای جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخترین و خسارتبارترینشان جانباختن موتورسواران زن و خسارتهای نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامدها و خسارتهای غیرقابلجبران را تحمل میکنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دستوپنجه نرم کنند.
فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است
مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع میشود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف میکند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده میشود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سختتر میکند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلتهایشان را میگذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را میکنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلتهایشان و بهوجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمیتوانم دستفرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخوردهای نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دستفرمانشان غره هستند برای او مزاحمتهایی بهوجود میآورند: «ما مجبوریم بدون آموزشدیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون درنظرگرفتن این موضوع با حرفها و رفتارهای نامناسبشان ما را آزار میدهند و مزاحمتهایی برای زنان موتورسوار بهوجود میآورند.»
سوءاستفاده از خلأهای قانونی
مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقهاش طی میکند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشننشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود میداند و میگوید: «با آنکه هیچوقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد میکنم دچار استرس میشوم و دستوپایم را گم میکنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیرهای فرعی را انتخاب میکنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمتهایی داشته باشم.» نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوءاستفاده عدهای را هم باز کرده است. او میگوید: «بارها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبودهام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکردهاند و باعث تصادف شدهاند با قلدری من را تهدید کردهاند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر میافتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمدهام و نتوانستهام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.»
مجبوریم از خطر فرار کنیم
2سال است که موتور دخترانهاش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبتهای ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکردهام، چون میدانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر میشود.» او در مورد ترسهای مشترک میان زنان موتورسوار میگوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، میترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمههای بعد از آن گفتهاند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زنهای موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختمبهخیر نمیشود.»
هوادارها کمتر شدند
روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده میشدند، همه بیشتر حواسشان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایتهای قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمعوجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع میگوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفتوآمد میکنم، تقریبا تا یکسال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواسشان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح میدهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمیدادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شدهایم، خیلی مراعات نمیکنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»
شب-خارجی-شوخی یا تصادف
ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوشرنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهیدرئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلتهای سنگین خود به او نزدیک میشوند. طولی نمیکشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست میدهد و روی زمین نقش میبندد. صدای بوق و فریاد میشنود و رفتن بیاعتنای پسران موتورسوار را میبیند… و بعد، سکوت و سیاهی… چشم که باز میکند زنی بهصورتش آرام سیلی میزند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمیکنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه میکشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی… زیاد از این شوخیا باهام میشه؛ عادت دارم» نمیگوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.
روز-خارجی-شاکی یا مشتکیمنه
حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کردهاند. اعداد ثانیهشمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به 3، 2 و 1 میرسد و خودروها یکییکی شروع به حرکت میکنند. میانه چهارراه نرسیدهاند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرکنشین صورتیپوش با سرعتی بسیار از مقابلشان میگذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیکسوختگی بلند میشود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده… حادثه چند متر دورتر رخ میدهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد میکنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری میشود. عابر مردی میانسال است که فریاد میزند: «…الان شما خسارت منو میدید یا قانون؟!»
منبع: همشهری

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

آزمون گروههای ریاضی و انسانی در سلامت کامل برگزار شد

بازسازی پل B1 کرج با هزینهای نجومی

ظفرقندی: کشور بدون انسجام ملی نمیتواند از بحران عبور کند

تمدید زمان مشاهده و سوابق تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری و دانشجو - معلم

