
افشاگری تازه درباره ضربات موشکی ایران/ انهدام مغز متفکر عملیات هوایی آمریکا در خاورمیانه

اگر لازم بود برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، ۱۰۰ بار دیگر حمله میکردیم
به گزارش اصلاحات نیوز؛
دونالد ترامپ، از آمریکاییها خواست افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را تحمل کنند و درباره حمله به ایران گفت اگر برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای لازم میبود، ۱۰۰ بار دیگر نیز این کار را انجام میداد.
بخشهایی از ادعاهای وی به شرح زیر است:
اخبار مرتبط
سیانان: ترامپ به نمایندگان ارشد دولت خود دستور داده که گفتوگوهایشان با ایران را متوقف کنند/ کاخ…
ترامپ: ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت؛ آمریکا به دنبال تمدید تفاهم با تهران نیست
ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت و ما کنترل تنگه هرمز را در اختیار داریم.
اگر ایران سلاح هستهای داشت، از آن استفاده میکرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود میکرد.
ایران هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارد، اما ظرفیت تولید آنها در مقایسه با پنج ماه قبل بسیار پایین است
ایرانیها به کشورهای تقریباً بیطرفی موشک شلیک کردند که هیچکس نمیدانست تا چه اندازه در این درگیری دخیل هستند.
ایرانیها همه را هدف قرار دادند و اگر بمب هستهای داشتند، از آن علیه همه استفاده میکردند.
ایران به یک قدرت سلطهگر در خاورمیانه تبدیل شده که دیگران را مورد زورگویی قرار میدهد.
کالبدشکافی سیستم بینالملل از منظر نظریه سیستمها - دیپلماسی ایرانی
نویسنده: دکتر سلیمان گلپور ، دانشآموخته دکترای مدیریت سیستمها
دیپلماسی ایرانی: قرن بیست و یکم با وعده پایان تاریخ و گسترش دموکراسیهای لیبرال آغاز شد، اما خیلی زود به صحنه بازگشتِ خشونت سازمانیافته دولتی بدل شد. از برجهای دوقلوی نیویورک در ۲۰۰۱ تا سقوط موصل، از الحاق کریمه در ۲۰۱۴ تا حملهی تمامعیار روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲، و از محاصره نوار غزه تا بمبارانهای اخیر لبنان و جنگ های مکرر ایالات متحده با ایران، جهان نوعی تکرار الگویی تیره را شاهد بوده است: قدرتهای بزرگ و میاناندازه، فارغ از نام و مرام سیاسیشان، هر بار با تکیه بر برتری نظامی یا حق وتو، قواعد بازی را به نفع خود تغییر میدهند و هزینههای فاجعهبار انسانی را به حساب منافع حیاتی یا دفاع مشروع میگذارند. این منازعات، هرچند در بسترهای تاریخی و جغرافیاییِ متفاوتی رخ دادهاند، اما اشتراکات ساختاریِ شگفتآوری دارند. همهی آنها در فضای خلأ نظارتی جهانی روی میدهند؛ جایی که شورای امنیت یا فلج است، یا با وتویِ یکی از اعضای دائم، از صدور هرگونه بازخورد تنبیهی فوری بازمیماند.
قوانین بینالمللی بشردوستانه، در برخورد با متجاوزان قدرتمند، نه بهمثابه ترمزی برای خشونت، بلکه همچون سندی برای توجیهِ خشونت پس ازوقوع عمل میکنند. آیا این تکرار خشونت، نشان از شرارتِ ذاتی برخی رهبران دارد، یا ریشه در معماری خود نظام بینالملل دارد؟ آیا میتوان جنگ در اوکراین، نسلکشی در غزه، و مداخلات نظامیِ آمریکا را صرفاً بهحساب بازیگران بد گذاشت، یا اینکه این منازعات، خروجیِ طبیعی سیستمی هستند که برای مهار قدرتهای بزرگ طراحی نشده، بلکه برای بقایِ آنها طراحی شده است؟
از دیدگاه سیستمی، این منازعات، خروجی یک معماری نهادی معیوب هستند؛ معماریای که اگرچه رفتارهای پرخاشگرانه را جبر نمیکند، اما هزینه آنها را بهشدت کاهش داده و پاداشِ آنها را در کوتاهمدت تضمین میکند. نظام بینالملل، یک سیستم پیچیده سازگارشونده است که در سه حلقهی بازخورد کلیدی، دچار نارسایی بنیادین است :
۱- حلقه بازخورد منفیِ فلجشده (شکست نهاد تنظیمگر) در سیستمهای پایدار، یک تنظیمگر(ترموستات) وظیفه دارد انحراف از هنجار را شناسایی و سیستم را به تعادل بازگرداند. در نظام جهانی، شورای امنیت سازمان ملل نقش این ترموستات را دارد، اما حق وتوی پنج عضو دائم، این مکانیزم را به ابزاری برای مصونسازی قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است. نتیجه آن است که وقتی روسیه به اوکراین حمله میکند، خود میتواند قطعنامه علیه خویش را وتو کند؛ و هنگامی که آمریکا به عراق لشکرکشی میکند، وتوی متحدش (یا تهدید به آن) مانع از شکلگیری بازخورد تنبیهی فوری میشود. این، یک خطای سیستمی عینی است، اما ریشه در توازن قدرت پس از جنگ جهانی دوم دارد و صرفاً با شعار لغو حق وتو حل نمیشود؛ چراکه وتو، خود عصاره وجودی این نهاد و بازتاب آنارشی ساختاری جهان است.
۲ـ حلقه بازخورد مثبت تقویتکننده خشونت (معمای امنیت) نظام بینالملل ماهیتاً خودیار است و پلیس مرکزی ندارد. این ویژگی، یک حلقه تقویتکننده مخرب ایجاد میکند: اقدام دفاعی بازیگر الف در ذهن بازیگر ب بهعنوان تهدیدی تهاجمی تفسیر میشود و بازیگر (ب) نیز ناچار به افزایش قدرت خود میشود. این معمای امنیت، یک واقعیت بنیادی در روابط بینالملل است که فارغ از نام کشورها عمل میکند. اسرائیل بمباران غزه را دفاع از خود مینامد، درحالیکه این اقدام از منظر فلسطینیان نسلکشی و حمله به سرزمین مادری تلقی میشود و نسل بعدی مبارزان را پرورش میدهد. فارغ از ماهیت تجاوزگرانه و خوی متوحش، این تناقض مختص اسرائیل نیست؛ بلکه هر قدرتی که در چنین موقعیتی قرار گیرد، گرفتار همین پارادوکس سیستمی خواهد شد. برای خروج از این پارادوکس، سیستم نیازمند تعریف فراقارهای از تهدید است؛ اما تا زمانی که امنیت صرفاً در چارچوب مرزهای ملی تعریف شود، این حلقه مثبت مخرب همچنان به تولید خشونت دامن خواهد زد.
۳ـ حلقه بازخورد تنبیهی با تأخیر و ناهمتراز در سیستمهای کارآمد، هزینه خطا باید فوری و متناسب باشد. اما در سیاست بینالملل، بازخورد تنبیهی برای زورگویان بزرگ یا با تأخیر سنگین همراه است (مانند تحریمهایی که سالها طول میکشند تا اثرگذار شوند) یا اساساً شکل نمیگیرد. آمریکا با حمله به عراق نهتنها هزینهای متناسب پرداخت نکرد، بلکه شرکتهایش قراردادهای بازسازی را نیز به دست آوردند؛ روسیه کریمه را ضمیمه کرد و تحریمها نتوانستند آن را وادار به عقبنشینی کنند؛ و اسرائیل در غزه، با وجود نسلکشی،جنایت و ایجاد ویرانی گسترده، همچنان از حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک برخوردار است، بااینحال، نباید از حلقههای بازخورد مثبتِ بازدارنده غافل شد: وابستگیهای اقتصادی عمیق، زنجیرههای تأمین جهانی و هراس از تشدید رقابتها و تقابلهای هستهای، تا حدی مانع از فروپاشی کامل سیستم شدهاند. اما مشکل اینجاست که این بازدارندههای اقتصادی، در برابر منافع حیاتی ژئوپلیتیکی مانند تغییر مرزها یا بقای رژیمها بسیار ضعیفتر از آن هستند که بتوانند سیستم را مهار کنند. سیستم، عملاً به بازیگران پیام میدهد؛ تا زمانی که منافع شما حیاتی باشد، زورگویی هزینهای ناچیز دارد و پاداش آن فوری است. راهکارهای سیستمی (با رویکرد عیبیابی واقعگرایانه) راهحل، نه در موعظهی اخلاقی به قدرتمندان (زیرا سیستم به آنها قدرت داده است) و نه در طراحی آرمانشهری دولت جهانی خلاصه نمیشود زیرا خودِ سیستم اجازهی شکلگیری آن را نمیدهد، بلکه راهحل، تغییر تدریجی معماری هزینه – فایده در سه سطح است؛
۱- بازطراحی مکانیزم وتو بهجای حق وتوی انفرادی که در شرایط کنونی غیرقابل اجراست، میتوان سازوکاری تعریف کرد که هزینهی سیاسی استفاده از حق وتو را افزایش دهد. برای مثال، هر بار که یک عضو دائم از وتو برای جلوگیری از تصویب قطعنامهای استفاده میکند، موضوع بهطور خودکار به مجمع عمومی ارجاع شود تا با رأی دوسوم (هرچند غیرالزامآور) آن کشور در معرض انزوای دیپلماتیک قرار گیرد. این اقدام ترموستات را بهکلی از کار نمیاندازد، اما فلجبودن آن را برای افکار عمومی جهان آشکار میسازد و هزینه شهرت را برای متجاوز افزایش میدهد.
۲- بازخوردهای خودکار اقتصادی مبتنی بر معاهدات موجود بهجای آرزوی پلیس اقتصادی جهانی، میتوان از ظرفیت معاهدات چندجانبه موجود استفاده کرد. پیشنهاد عملیتر این است که در پیمانهای تجاری و اقلیمی، بندهای فسخ خودکارتعبیه شود که در صورت نقض مرزهای بینالمللی بهرسمیتشناختهشده، بدون نیاز به رأیگیری شورای امنیت، مذاکرات تجاری به حالت تعلیق درآید. این یک سیستم ایمنی غیرمتمرکز است که سیاستمداران برای دور زدن آن باید ائتلافهای سنگین و پرهزینهای تشکیل دهند، نه اینکه صرفاً یک قطعنامه را وتو کنند.
۳- تغییر متغیر هدف از امنیت دولت به امنیت انسانیِ هشداردهنده اگرچه تغییر کد ماهوی سیستم وستفالیایی در کوتاهمدت ممکن نیست، اما میتوان امنیت انسانی را نه بهعنوان خروجی نهایی، بلکه بهعنوان یک شاخص پیشبینیکننده وارد معادلات کرد. از منظر سیستمی، نسلکشی و آوارگی جمعی، گرچه ممکن است امنیت کوتاهمدت یک دولت را تأمین کند، اما موجهای پناهندگی، بیثباتی منطقهای و رشد تروریسم را در میانمدت بهعنوان بازخورد معکوس به همان دولت بازمیگرداند. اگر شاخص تعداد کودکان قربانی بهعنوان یک هشدار سیستمی جدی برای بیثباتیهای آینده تعریف شود، آنگاه بمباران غزه یا اوکراین نه فقط یک جنایت اخلاقی، بلکه یک خطای محاسباتی سیستمی تلقی خواهد شد که هزینههای بلندمدت آن از منافع کوتاهمدتش بسیار بیشتر است.
خلاصه اینکه جهان، یک سیستم هوشمند اما دچار نقص همدلی ساختاری است. این سیستم، سلولهای غیرخودی (انسانهای طرف مقابل) را بهعنوان متغیرهای قابل حذف در نظر میگیرد؛ اما این رفتار ضدسیستمی، خودِ پایداری بلندمدت سیستم را تهدید میکند. راهحل، نه در سرنگونی یکباره این ساختار (که عملاً محال است)، بلکه در نصب پچهای هزینهساز بر روی این معماری کهن است؛ پچهایی که بازی قدرت مطلق را به یک بازی پرهزینه و غیرعقلانی تبدیل کنند. تا زمانی که هزینهی جنایت برای قدرتهای بزرگ از هزینهی صلح بیشتر نشود، سیستم همچنان به تولید هیولا ادامه خواهد داد؛ اما اصلاح این سیستم، نیازمند درک عمیق محدودیتهای آنارشیک جهان است، نه نادیدهگرفتن آنها.
واکنش چین به تحریم های جدید آمریکا علیه ایران
صفحه اقتصاد -
لین جیان سخنگوی وزارت خارجه چین امروز (جمعه) پس از تهدید ایالات متحده به راهاندازی یک جنگ اقتصادی تمامعیار علیه تهران، اعلام کرد که تحریمها و فشار به حل مساله ایران کمکی نمیکند.
به نوشته روزنامه چاینا دیلی، سخنگوی وزارت امور خارجه چین همچنین افزود: «تحریمها و فشار به حل مساله کمکی نمیکند. چین از طرفهای مربوطه میخواهد که مسئولانه عمل کنند و مسئله را از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک حل کنند.»
روز چهارشنبه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تهدید کرد که علیه ایران تحریم های جدی و سخت تر اقتصادی وضع می کند.
اسکات بسنت وزیر خزانه داری آمریکا نیز روز پنجشنبه مدعی شد: «اگر ما حداکثر فشار اقتصادی را اعمال کنیم، احتمالا دیگر شاهد ازسرگیری گسترده عملیات نظامی نخواهیم بود.»
بسنت همچنین مدعی شد که به همراه متحدان خود تحریمهای بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد. پس از مصاحبه بسنت با سیانبیسی، قیمت نفت افزایش پیدا کرد. مطالعه بیشتر: آیا تحریم های آمریکا علیه ایران لغو شد؟ منبع: ايسنا اخبار مرتبط circle هشدار فوری چین به آمریکا نسبت به انسداد تنگه هرمز | دخالت نکن... circle میدل ایست مانیتور: ایران تنگه هرمز را بسته و به چین نفت صادر میکند و این تحقیری بزرگ برای آمریکاست circle هدف پنهان ترامپ از جنگ با ایران چه بود؟ circle چین : ادامه جنگ به نفع هیچ کس نیست | آیا ریاض تمایلی به مداخله در جنگ دارد؟ پیشنهاد سردبیر circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟ circle سرپرست وزارت دفاع: اجازه تجاوز به کشورمان را نخواهیم داد circle رئیس ستادکل نیروهای مسلح: پاسخ ایران به تهدیدات نوین دشمن ویرانگر خواهد بود circle رئیس مجلس: روابط اقتصادی ایران و عراق نیازمند نقشه راه است

رهبری پرخطای مصدق از عوامل اصلی شکلگیری کودتای 28 مرداد است - تسنیم

گزارش والاستریت ژورنال از فشار تدریجی امارات بر ایران| محدودیتها برای بازدارندگی از حملات به کشتیها

کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی بهشدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران

قالیباف: عمق پیوند دو کشور ایران و عراق ریشه در تاریخ و اعتقادات دارد

پشت پرده لکه نفتی قشم | آیا نفت را عمدا به دریا ریختهاند؟

