
دختری، هووی مادرش را به قتل رساند

سرنوشت متفاوت سه برادر که در یک پرونده قتل به مرگ محکوم شدند
این پرونده عصر چهارشنبه، بیستویکم اسفندماه سال ۱۳۹۸ و پس از اعلام درگیری خونین در یکی از خیابانهای شهرک ولیعصر در جنوب تهران تشکیل شد.
ماموران پس از دریافت گزارش درگیری به محل رفتند و با دو مرد جوان روبهرو شدند که در کنار یک دستگاه خودروی تیبا روی زمین افتاده و به شدت مجروح شده بودند. هر دو مصدوم برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، اما یکی از آنها به نام احسان به دلیل شدت جراحات جان باخت.
با مرگ مرد جوان، پرونده وارد مرحله جنایی شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را برای شناسایی عاملان درگیری و قتل آغاز کردند.
در جریان تحقیقات، دوست مقتول به ماموران گفت که او و احسان پس از رفتن به قهوهخانه و کشیدن قلیان، سوار خودروی تیبا شده و به راه افتاده بودند، اما چند دقیقه بعد متوجه شدند خودرویی آنها را تعقیب میکند.
به گفته این شاهد، زمانی که احسان خودرو را متوقف کرد، سه پسر جوان که یکدیگر را «داداش» صدا میزدند از خودروی پژو ۲۰۶ پیاده شدند و به سمت آنها حمله کردند.
یکی دیگر از شاهدان هم در تحقیقات گفت خودروی پژو ۲۰۶ خودروی تیبا را تعقیب کرده و پس از توقف تیبا، سه مرد جوان که چاقو و قمه در دست داشتند از خودرو پیاده شده و به سمت دو سرنشین تیبا حمله کردهاند.
با ادامه تحقیقات، کارآگاهان سراغ دوربینهای مداربسته اطراف محل درگیری رفتند و توانستند مشخصات و شماره خودروی عاملان را به دست آورند.
بررسیها نشان داد خودرو متعلق به مردی میانسال است که خانواده مقتول را میشناخت. این مرد پس از بازداشت گفت خودرو را روز حادثه به صورت امانت در اختیار سه برادر از بستگان نزدیکش قرار داده و از درگیری خونین اطلاعی ندارد.
ماموران پس از بررسی اظهارات مالک خودرو به این نتیجه رسیدند که او در درگیری نقشی نداشته و سه برادر را به عنوان عاملان اصلی تحت تعقیب قرار دادند، اما مشخص شد آنها پس از حادثه متواری شدهاند.
تحقیقات برای دستگیری سه برادر ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان مخفیگاه آنها را در یکی از شهرهای مرکزی کشور شناسایی کردند. پس از انجام تحقیقات نامحسوس و اطمینان از حضور متهمان، شامگاه سیویکم اردیبهشت سال ۱۳۹۹ هر سه برادر در عملیاتی غافلگیرانه بازداشت و به اداره پلیس آگاهی تهران منتقل شدند.
سه برادر در جریان بازجوییها به درگیری مرگبار اعتراف کردند و گفتند هر سه نفر با چاقو و قمه به مقتول حمله کردهاند.
یکی از متهمان در اعترافاتش درباره انگیزه این درگیری گفت: «مقتول از بچهمحلهای ما بود و ما او را میشناختیم. طایفه ما با طایفه آنها مدتی است اختلاف دارند و به همین خاطر چند باری با هم درگیری داشتیم تا اینکه روز حادثه او را داخل خیابان دیدیم و با هم درگیر شدیم.»
با اعتراف سه برادر، اولیای دم برای هر سه متهم درخواست قصاص کردند و پرونده پس از تکمیل تحقیقات برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در جلسه محاکمه که در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، با توجه به اینکه در جریان تحقیقات و محاکمه مشخص نشد کدامیک از سه برادر ضربه کشنده را به مقتول وارد کرده است، هر سه متهم به قصاص محکوم شدند.
سه برادر پس از صدور حکم به آن اعتراض کردند، اما حکم قصاص آنها در شعبه ۲۹ دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت و پرونده برای اجرای حکم به دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد.
پس از طی مراحل قانونی، سرنوشت سه برادر وارد مرحله اجرای حکم شد. در آذرماه ۱۴۰۳ حکم قصاص یکی از برادران اجرا شد.
پس از اجرای حکم برادر اول، برادر دوم هم در امروز برای اجرای حکم قصاص پای چوبه دار رفت، اما در حالی که شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شده بود، تلاشهای واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران برای جلب رضایت اولیای دم نتیجه داد و خانواده مقتول به او مهلت دادند.
به این ترتیب، برادر دوم پس از دریافت مهلت از پای چوبه دار به سلول خود بازگشت تا در فرصت ایجاد شده، تلاشها برای جلب رضایت اولیای دم ادامه پیدا کند.
در حال حاضر یکی از سه برادر قصاص شده، برادر دوم با مهلت اولیای دم از اجرای حکم نجات یافته و وضعیت برادر سوم نیز همچنان در چارچوب پرونده و مراحل اجرای حکم قصاص در حال پیگیری است.
مادری قاتل پسرش را بخشید تا برادرش از قصاص نجات پیدا کند
کد خبر: 787408 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۱۰:۵۸ اعتمادآنلاین |
زنی که حدود ۱۰ سال قبل پسر جوانش را به دلیل یک درگیری در پارکی از دست داده و سالها بر اجرای حکم قصاص قاتل اصرار کرده بود، هنگامی که برادرش در یک دورهمی مرتکب قتل شد، از قصاص قاتل فرزندش گذشت کرد تا شاید این تصمیم به نجات جان برادرش منجر شود.
به گزارش سایت جنایی، این دو پرونده ربط مستقیمی به هم ندارند و نقطه مشترک هر دو پرونده یک زن است. زنی که در یکی از پروندهها مادر پسری است که ۱۰ سال قبل به قتل رسیده و در پرونده دیگر، برادر مردی است که در یک دورهمی دست به قتل زد و به قصاص محکوم شد.
ماجرای این پرونده به حدود ۱۰ سال قبل برمیگردد؛ زمانی که جوانی به نام آرش همراه چند نفر از دوستانش برای هواخوری به پارکی در یکی از شهرهای استان فارس رفته بود. پارک شلوغ بود و گروههای مختلفی برای تفریح در آنجا حضور داشتند. در گوشهای از پارک هم چند جوان بساط جوجهکباب راه انداخته بودند و مشغول تفریح بودند.
در همهمه پارک، بین آرش و دوستانش با گروه دیگری که در پارک حضور داشتند به دلیل سروصدا درگیری لفظی شکل گرفت. مراحل اولیه تحقیقات پس از رسیدن خبر درگیری خونین به پلیس حکایت از آن داشت که آرش و دوستانش از گروه دیگری از جوانان حاضر در پارک خواسته بودند آرامتر باشند و مزاحم دیگران نشوند. همین اعتراض باعث بالا گرفتن جروبحث بین این دو گروه شد که در ادامه مشاجره شکل فیزیکی پیدا کرد.
در جریان این درگیری، یکی از جوانان با چاقو به سمت آرش حمله کرد و چند ضربه به او زد. دوستان آرش با رساندن او به بیمارستان تلاش کردند نجاتش دهند، اما شدت جراحات به حدی بود که جوان مجروح در همان محل درگیری جان باخته بود. به این ترتیب، پس از حضور ماموران پلیس، تحقیقات برای شناسایی عامل جنایت آغاز و متهم مدتی بعد شناسایی و دستگیر شد.
جوان مظنون پس از بازداشت به قتل اعتراف کرد و گفت: «آن روز وقتی با اعتراض آرش و دوستانش روبهرو شدم، نتوانستم خشمم را کنترل کنم و ناخواسته وارد درگیریای شدم که منجر به قتل شده است.» این متهم که سعید نام دارد، با شروع رسیدگی قضایی روانه زندان شد و با تکمیل تحقیقات، پرونده در دادگاه کیفری استان فارس تحت رسیدگی قرار گرفت. در نهایت حکم قصاص سعید صادر و پس از طی مراحل قانونی تایید شد تا او در آستانه اجرای حکم قرار گیرد.
در تمام این سالها، اولیای دم یعنی پدر و مادر آرش، بر اجرای حکم قصاص فرزندشان اصرار داشتند. در این بین هم مادر مقتول بیش از همه خواهان مجازات قاتل فرزندش بود و حاضر نبود از حق قانونی خود گذشت کند. از طرفی سعید که میدانست تنها راه نجاتش از قصاص جلب رضایت خانواده آرش است، بارها از اولیای دم درخواست بخشش کرد، اما تلاشهای او و خانوادهاش نتیجهای نداشت.
با این اوصاف، قاتل آرش پس از قطعی شدن حکم مجازات خود سه مرتبه برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت. نخستین بار، زمانی که مقدمات اجرای قصاص فراهم شده بود، حال سعید در پای چوبه دار به هم خورد و از هوش رفت. در همان زمان اولیای دم با دیدن وضعیت او مهلتی دادند تا اجرای حکم به زمان دیگری موکول شود.
بار دوم، خانواده مقتول برای اجرای حکم در محل حاضر نشدند و اجرای قصاص به زمان دیگری موکول شد. سومین بار نیز سعید در حالی که بهشدت گریه میکرد از اولیای دم درخواست مهلت کرد. او از خانواده آرش خواست فرصت دیگری برای زندگی به او بدهند و التماسهایش سرانجام نتیجه داد؛ بنابراین در واپسین لحظات، اولیای دم بار دیگر برای اجرای حکم مهلت دادند.
با وجود این اتفاقها، قرار بود سعید برای چهارمین بار پای چوبه دار برود و خانواده مقتول همچنان در تصمیم خود مردد نبودند و مادر آرش بیشتر از بقیه بر اجرای حکم اصرار داشت، اما حادثهای غیرمنتظره در زندگی این زن رخ داد که سرنوشت قاتل فرزندش را تغییر داد.
مادر آرش که بدون تردید اصرار داشت قاتل پسرش قصاص شود، با حادثه هولناک دیگری روبهرو شد. برادرش که حسین نام دارد برای تماشای مسابقات فوتبال جام جهانی به خانه یکی از دوستانش رفته بود، اما دورهمی فوتبالی او به جنایت ختم شد.
آن روز حسین و یکی از افراد حاضر در این دورهمی، شوخی و کلکل فوتبالی را شروع کردند، اما این شوخیها ناگهان جدی شد و درگیری بالا گرفت. در جریان این اتفاقات، حسین با چاقو به یکی از افراد حاضر حمله کرد و او را به قتل رساند.
به این ترتیب، حسین به اتهام قتل دستگیر و روانه زندان شد. اتفاقی که برای مادر آرش شرایطی عجیب و دردناک رقم زد؛ از یک سو سعید، قاتل پسرش، پس از سالها در آستانه اجرای حکم قصاص قرار داشت و از سوی دیگر، برادرش، حسین، مرتکب جنایت شده و در انتظار تصمیم خانواده مقتول پرونده خودش بود.
مادر آرش که حدود ۱۰ سال داغ فرزندش را بر دل داشت و سالها بر قصاص قاتل او تاکید میکرد، حالا خودش برای نجات جان برادرش و رهایی همخونش از قصاص به تکاپو افتاده بود. این زن پس از اینکه برادرش مرتکب قتل شد، تصمیمی گرفت که مسیر پرونده قاتل پسرش را نیز تغییر داد.
او نذر کرد اگر خانواده مقتول پرونده برادرش از قصاص حسین بگذرند، خودش هم قاتل فرزندش را ببخشد و از اجرای حکم قصاص سعید صرف نظر کند.
این زن که سه بار قاتل پسرش را پای چوبه دار برده بود و دو بار را با چشمان خود دیده بود، سرانجام از قصاص سعید گذشت. به این ترتیب، تصمیم او برای بخشش قاتل پسرش، راه نجاتی برای برادرش باز کرد و سعید پس از گذشت ۱۰ سال از زندان آزاد شد.
پس از این بخشش، خبر تصمیم مادر آرش به گوش اولیای دم پرونده برادرش رسید. شرایط این بار برای زن میانسال کاملاً متفاوت بود؛ او که سالها در جایگاه مادر مقتول خواهان قصاص قاتل فرزندش بود، اکنون در جایگاه خواهر قاتل قرار گرفته بود و برای نجات برادرش باید از خانواده مقتول درخواست بخشش میکرد.
مادر آرش برای نجات برادرش حسین سراغ خانواده مقتول پرونده او رفت و از آنها خواست به برادرش فرصت زندگی دوباره بدهند. او که خود تجربه سالها انتظار برای اجرای قصاص را داشت، این بار برای رهایی برادرش از مجازات مرگ، از خانواده مقتول درخواست رضایت کرد.
سرانجام تلاشها و التماسهای این زن نتیجه داد و خانواده مقتول پرونده برادرش نیز با بخشش حسین موافقت کردند، اما رضایت نهایی آنها مشروط به پرداخت دیه است.
به این ترتیب، حسین هم در یکقدمی رهایی از مجازات مرگ قرار گرفته است و سرنوشت او به پرداخت دیه و تکمیل روند قانونی رضایت گره خورده است. اخبار مرتبط بخشش پسری که پدر ثروتمندش را به قتل رساند بخشش عامل جنایت در صف نانوایی
تصادف در منطقه امامزاده هاشم رشت چهار فوتی برجا گذاشت
به گزارش مشرق ، علیرضا پورسان با اعلام این خبر، اظهار کرد: در ساعت ۱۹:۱۳ جمعه، ۳۰ مرداد گزارشی مبنی بر وقوع تصادف بین یک دستگاه کامیون و دو دستگاه خودروی سبک در جاده قدیم امامزاده هاشم، محدوده روستای اسکولک به مرکز دیسپچ اورژانس ۱۱۵ استان گیلان اعلام شد.
وی افزود: بلافاصله پس از دریافت گزارش، نزدیکترین تیمهای عملیاتی اورژانس ۱۱۵ به محل حادثه اعزام شدند و اقدامات لازم برای ارزیابی و ارائه خدمات درمانی به مصدومان در محل انجام شد.
به گزاش ایسنا به نقل از روابط عمومی مرکز اورژانس پیشبیمارستانی و مدیریت حوادث استان گیلان در شامگاه جمعه، ۳۰ مرداد، سخنگوی اورژانس ۱۱۵ گسلان اضافه کرد: براساس آخرین اطلاعات دریافتی، این حادثه چهار فوتی و چهار مصدوم بر جای گذاشته است که یکی از مصدومان دچار آسیب نخاعی شده است.

بازسازی پل B1 کرج با هزینهای نجومی

پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟

نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اواخر شهریور اعلام میشود

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیمگیری با ۱۵ متخصص

ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یکطرفه شد

