قیمت طلا امروز




 سایت آخرین خبر / ۱۴۰۵/۰۳/۲۹

لحظه رانش زمین در هند

آخرین خبر/ رانش زمین در شیملا هیماچال پرادش در هند، بزرگراهی را به طور کامل مسدود کرد. 🔹 آخرین خبر در روبیکا 🔹 آخرین خبر در ایتا 🔹 آخرین خبر در بله بازار
 لحظه رانش زمین در هند



۶ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

معلم‌های خسته در مدرسه دولتی؛ در کلاس خصوصی شاد می‌شوند!

به گزارش تجارت نیوز، در دنیای امروز، آموزش دیگر تنها در چهاردیواری مدارس اتفاق نمی‌افتد. حالا بعد از آموزشگاه‌ها و کلاس‌های خصوصی ما در پلتفرم‌هایی مثل تلگرام و اینستاگرام، شاهد شکل‌گیری یک «دنیای موازی آموزشی» هستیم. در این دنیای جدید، معلمانی حضور دارند که اگرچه در مدارس رسمی مشغول به کارند و حقوق دریافت می‌کنند، اما درآمد اصلی و تمرکز واقعی آن‌ها در گروه‌های خصوصی حضوری و یا دوره‌های مجازی متمرکز شده است. جابه‌جایی تمرکزی که می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری را برای کیفیت آموزش رسمی کشور به همراه داشته باشد.   تغییر اولویت از «رسالت» به «سودآوری»

مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که توازن بین درآمد رسمی و درآمد تدریس خصوصی به نفع دومی تغییر می‌کند. وقتی یک معلم می‌بیند که با برگزاری یک دوره خصوصی در فضای مجازی یا کلاس‌های آموزشگاهی، می‌تواند چندین برابر حقوق ماهیانه خود در مدرسه درآمد به دست آورد، ناخودآگاه اولویت‌های او تغییر می‌کند. در این حالت، کلاس‌های رسمی مدرسه دیگر به عنوان «جایگاه اصلی یادگیری» دیده نمی‌شوند، بلکه تنها به یک «تعهد اداری» تبدیل می‌شوند که باید برای دریافت حقوق، صرفاً حضور فیزیکی در آن حفظ شود.   پدیده «تخلیه محتوایی» در مدارس

یکی از آثار مخرب این وضعیت، اتفاقی است که به آن «تخلیه محتوایی» می‌گوییم. در بسیاری از موارد، معلمان به جای اینکه تمام نکات کلیدی، روش‌های تدریس پیشرفته و انرژی خود را در کلاس‌های حضوری به کار بگیرند، این مطالب را برای کلاس‌ها و گروه‌های «خصوصی» خود ذخیره می‌کنند. در واقع معلم به جای اینکه در کلاس رسمی دانش‌آموز را به چالش بکشد و به او یاد بدهد، محتوای آموزشی را به گونه‌ای ارائه می‌دهد که دانش‌آموز احساس کند برای یادگیری واقعی و جامع، «باید» عضو گروه‌های خصوصی یا دوره‌های مجازی او شود.

در این شرایط، مدرسه تبدیل به محیطی می‌شود که در آن فقط کلیات درس گفته می‌شود، در حالی که «جوهره آموزش» و نکات طلایی، به فضای کلاس‌های خصوصی و آموزشگاهی و حتی مجازی منتقل شده است؛ جایی که فقط کسانی که توان مالی پرداخت هزینه را دارند، به آن دسترسی دارند. سودآوری مجازی و فرسایش انرژی معلم

از نظر روان‌شناختی و آموزشی، هر فرد در روز توانایی و پتانسیل محدود انرژی و خلاقیت دارد. معلمی که شب‌ها و عصرها ساعت‌های طولانی را صرف مدیریت گروه‌های تلگرامی یا حضور در کلاس‌های خصوصی برای پاسخ به سوالات خصوصی و تولید محتوا برای فضای مجازی می‌کند، در صبح روز بعد با یک «جسم خسته» و «ذهنی خالی» وارد کلاس رسمی می‌شود.

این موضوع باعث می‌شود که تمرکز معلم بر روی دانش‌آموزان کلاس رسمی به شدت کاهش پیدا کند. او دیگر برای تغییر وضعیت یک دانش‌آموز ضعیف در کلاس تلاش نمی‌کند، چون انگیزه‌ او در جای دیگری است. در واقع، سودآوری بالای آموزش‌های مجازی و کلاس‌های خصوصی، باعث شده تا انگیزه معلمان برای ارتقای کیفیت آموزش رسمی از بین برود و مدرسه به محیطی تبدیل شود که در آن فقط «زمان می‌گذرانند» تا سال تحصیلی به پایان برسد. سوالات بی‌پاسخ والدین و دانش‌آموزان

اکبر که فرزندش در سال دهم تحصیل می‌کند با ناراحتی از وضعیت فرزندش می‌گوید: «فرزندم می‌گوید معلم‌هایش در کلاس حال و حوصله ندارند». اوایل فکر می‌کردیم شاید این یک خستگی عادی یا فشار کاری زیاد باشد، اما وقتی هر روز تکرار شد، متوجه شدیم مشکل جدی‌تر از این حرف‌هاست. پسرم می‌گوید معلم‌ها فقط می‌خواهند ساعت‌ها بگذرد و کلاس تمام شود. آن‌ها دیگر هیچ دغدغه‌ای برای اینکه ما واقعاً یاد بگیریم ندارند.»

این پدر تهرانی ادامه می‌دهد: «اما وقتی برای جویا شدن در مورد چند و چون ماجرا به مدرسه فرزندم رفتم معلم‌هایش تلویحا به ما می‌گویند اگر می‌خواهید فرزندتان واقعاً یاد بگیرد و در امتحانات موفق شود، ما دیگر در کلاس رسمی وقت نداریم که بیشتر توضیح دهیم. آن‌ها خیلی راحت و بدون هیچ خجالتی به ما می‌گویند اگر مایل هستید، ما می‌توانیم به صورت خصوصی در منزل یا در آموزشگاه‌هایی که ما تدریس می‌کنیم، به فرزند شما درس بدهیم. در واقع آن‌ها راه نجات را در پرداخت پول و کلاس خصوصی می‌بینند».

وی با ناراحتی سوالی را مطرح می‌کند که شاید سوال والدین بسیاری باشد؛ «سوال من این است که چطور یک معلم در مدرسه دولتی، وقت و انرژی ندارد که درس را درست توضیح دهد، اما وقتی نوبت به کلاس خصوصی می‌رسد، ناگهان وقت و توانایی پیدا می‌کند؟ چطور می‌شود همان کسی که در کلاس رسمی خسته است و حال و حوصله ندارد، در کلاس خصوصی با انرژی کامل درس می‌دهد؟ می‌دانید معنای آن چیست؟ یعنی یادگیری فرزند ما در مدرسه، به گروگان گرفتن وضعیت مالی ما تبدیل شده است. ما مجبوریم برای اینکه بچه‌مان عقب نیفتد، هزینه‌های گزافی را بپردازیم که در واقع حق ما بوده و باید در همان مدرسه دولتی ارائه می‌شد.» کلاس‌هایی برای گذراندن زمان

روایت منصور که در مقطع هشتم درس می‌خواند نیز در نوع خودش شنیدنی است؛ «معلم‌های ما وقتی وارد کلاس می‌شوند، اصلاً انگار در دنیای دیگری هستند. بسیاری از آن‌ها یا مدام با گوشی‌هایشان بازی می‌کنند یا اینکه خسته به نظر می‌رسند و فقط می‌خواهند زمان بگذرد. درس‌ها را خیلی سرسری و گذرا می‌دهند و می‌روند. مثلاً یکی از معلم‌هایمان فقط می‌گوید شما این چند صفحه را بخوانید و هر کسی نظری دارد بگوید تا درس زودتر تمام شود. هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که ما واقعاً متوجه شدیم یا نه! برای آن‌ها مهم نیست که ما در آینده چه اتفاقی برایمان می‌افتد».

منصور با ناراحتی تعریف می‌کند که هر وقت کسی از ما دستش را بلند می‌کند تا بپرسد فلان نکته چه معنایی دارد یا چرا این‌طور شد، معلم خیلی سریع جواب می‌دهد که وقت ندارم اینجا این‌ها را توضیح دهم. بعد هم با لحنی که انگار دارد لطف می‌کند، می‌گوید اگر واقعاً می‌خواهید یاد بگیرید و توضیح کامل بخواهید، باید به کلاس‌های خصوصی من بیایید. در واقع مدرسه برای ما تبدیل شده به جایی که فقط باید در آن حضور فیزیکی داشته باشیم تا غیبت نخوریم، اما یادگیری واقعی در جای دیگری اتفاق می‌افتد.»

آهی می‌کشد و ادامه می‌دهد:« آخر منی که پدرم کارمند است از کجا باید هزینه‌های نجومی کلاس‌های آنلاین خصوصی یا کلاس‌های حضوری خصوصی را بدهم؟!»

وی با لحنی ناامیدانه ادامه می‌دهد:«من کاملاً متوجه هستم که اکثرمعلم‌های ما دیگر هیچ علاقه‌ای به درس دادن در مدرسه ندارند. آنها حال و حوصله ندارند. ما بچه‌ها هم وقتی می‌بینیم معلم‌ها دغدغه‌ای برای یادگیری ما ندارند، ما هم علاقه خودمان را از دست می‌دهیم. یعنی یک چرخه باطل ایجاد شده است؛ معلم درس نمی‌‌دهد و از ما توقعی ندارد، ما هم دیگر انگیزه‌ای نداریم. برای معلم اصلاً مهم نیست که ما چه یاد می‌گیریم. او فقط می‌خواهد ساعت کاری‌اش تمام شود تا به کارهای دیگرش برسد.» فرصت‌های پولی

حالا کار به جایی رسیده که حتی به گفته والدین و دانش‌آموزان برخی از معلم‌ها علنا در سرکلاس‌ها بچه‌ها را به حضور در کلاس‌های خصوصی‌شان – چه در آموزشگاه‌ها و چه در فضای مجازی- تشویق می‌کنند. عطیه که دانش آموز مقطع هفتم است در این مورد روایت می‌کند که بعضی از معلم‌های ما در کلاس به صورت علنی به ما پیشنهاد می‌دهند که هر کسی می‌خواهد یادگیری کامل‌تری داشته باشد و دنبال نکات مهم است، می‌تواند در کلاس‌های آنلاین و فضای مجازی آنها شرکت کند.

حتی می‌گویند که مبلغش هم خیلی کمتر از کلاس‌های خصوصی است و هر کسی شهریه‌اش را بپردازد می‌تواند عضو شود. یعنی معلم خودش در کلاس رسمی مدرسه، ما را به سمت آموزش‌های پولی و مجازی هدایت می‌کند. او در کلاس رسمی فقط کلیات را می‌گوید و تمام جزئیات و نکات طلایی را برای گروه‌های تلگرامی و آنلاینش نگه می‌دارد!»

این دانش‌آموز ادامه می‌دهد: «از طرف دیگر ما می‌بینیم که معلم‌های ما در فضای مجازی بسیار فعال هستند و محتواهای جذابی می‌سازند، اما همین انرژی و خلاقیت را هرگز در کلاس‌های حضوری مدرسه نمی‌بینیم. انگار مدرسه برای آن‌ها فقط یک جایگاه اداری است که باید در آن حضور داشته باشند تا حقوق بگیرند، اما بازار واقعی آن‌ها در تلگرام و اینستاگرام است. این یعنی ما به عنوان دانش‌آموزان مدرسه دولتی، فقط یک ابزار برای حضور و غیاب هستیم، نه هدف برای آموزش.» سقوط عدالت آموزشی در مدارس دولتی

به گفته کارشناسان این وضعیت منجر به یک نتیجه بسیار تلخ شده است: نابودی عدالت آموزشی. در حالی که مدرسه دولتی قرار است محیطی باشد که در آن همه دانش‌آموزان، فارغ از وضعیت مالی، به آموزش یکسان دسترسی داشته باشند، اکنون شاهدیم که کیفیت تدریس بر اساس توان مالی دانش‌آموز تغییر می‌کند.

دانشی‌آموزی که توان مالی دارد و عضو گروه‌های خصوصی یا مجازی معلم می‌شود، می‌تواند از تمام پتانسیل معلم‌ها بهره‌مند شود اما دانش‌آموزی که با همان معلم مواجه است ولی توان مالی ندارد، باید با نسخه‌ای از او که خسته است، با گوشی بازی می‌کند و سرسری درس می‌دهد، بسازد! این یعنی در اکثر مواقع در یک کلاس، دو نوع آموزش وجود دارد: یکی آموزش رایگان و بی‌کیفیت برای همه و یکی آموزش باکیفیت و گران‌قیمت برای عده‌ای خاص.   وقتی نیاز به بقا عدالت آموزشی را به مخاطره می‌اندازد

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزشی، ریشه اصلی این پدیده را در وضعیت معیشتی معلمان می‌بیند. وی می‌گوید: واقعیت این است که طی سال‌های گذشته، سطح زندگی این گروه، همسو با بسیاری از لایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، دچار پسرفت شده است. همین مسئله باعث شده تا بسیاری از معلمان برای تأمین نیازهای زندگی خود به سراغ کسب‌وکارهای غیرمرتبط با آموزش بروند مثل رانندگی اسنپ و یا فروشندگی و حتی کارگری در فروشگاه‌ها و مغازه‌ها، اما بخشی از آن‌ها که تنها مهارتشان در حوزه آموزش است و راه دیگری برای امرار معاش نمی‌شناسند، ناچار شده‌اند تمام توان خود را روی آموزش‌های غیررسمی و تدریس‌های خصوصی و نیمه خصوصی متمرکز کنند. در واقع، وقتی حقوق دریافتی معلمان کفاف یک زندگی معمولی را نمی‌دهد، این افراد برای جبران این نقص معیشتی، به دنبال کسب درآمد از طریق مهارت‌های تخصصی خود در خارج از مدرسه می‌روند.

اما از دیدگاه این کارشناس آموزشی، این وضعیت با چارچوب‌های عرفی یک جامعه سالم در تضاد است. در حالت ایده‌آل، معلم باید حداکثر استعداد و توان خود را در کلاس درس به کار ببندد تا تمام دانش‌آموزان، فارغ از جایگاه اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی، از خدمات آموزشی یکسان بهره‌مند شوند. این یعنی همان اصل عدالت آموزشی. با این حال، فشار اقتصادی شدید، باعث شده تا از دو زاویه، کیفیت آموزش از سوی معلم‌ها در مدارس آسیب ببیند:

اول اینکه معلمان یا به دلیل داشتن شغل دوم یا به دلیل برگزاری کلاس‌های خصوصی تا دیر وقت و پاسی از شب، دیگر توان و انرژی لازم برای ادامه کار و تدریس در محیط رسمی مدرسه را ندارند. در واقع، آن‌ها بخشی از انرژی و پتانسیل خود را برای کلاس‌های عصر و شب ذخیره می‌کنند و در نتیجه، کیفیت تدریس در کلاس‌های رسمی کاهش می‌یابد. به اعتقاد وی این رویه بعد از دوران کرونا و دو جنگ اخیر که آموزش‌ها مجازی شده‌اند شدت بیشتری گرفته و کلاس‌های خصوصی هم بیشتر به سمت آموزش‌های خصوصی در فضای مجازی رفته‌اند.

وی همچنین به جنبه دوم این پدیده نیز اینچنین اشاره می‌کند؛ برخلاف بسیاری از حرفه‌ها که ممکن است بتوانند زمان بیشتری از وقت خود را به کار اختصاص دهند، معلم در محیط مدرسه با محدودیت‌های خاصی روبه‌روست و برای جبران درآمد، چاره‌ای جز گسترش فعالیت‌های غیررسمی ندارد. مثلا یک مکانیک وقتی نیاز به درآمد بیشتر داشته باشد می‌تواند ساعت‌های بیشتری را کار کند تا پول بیشتری به دست بیاورد ولی ساختار آموزش در مدارس اصلا به گونه‌ای نیست که معلم بتواند بیشتر در مدرسه اضافه کاری کند تا درآمد بیشتری داشته باشد.

به گفته وی،  متأسفانه، این فشار اقتصادی در برخی موارد منجر به رفتارهای غیرحرفه‌ای در محیط مدرسه شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی معلمان برای جذب دانش‌آموز به سمت کلاس‌های خصوصی یا آموزشگاه‌ها، عمداً بخش‌هایی از آموزش دروس را در کلاس‌های عمومی را «فیلتر» می‌کنند یا کیفیت تدریس و آموزش دروس خود را پایین می‌آورند تا دانش‌آموزان احساس کنند برای یادگیری کامل، باید به سراغ کلاس‌های خصوصی بروند.

نیک‌نژاد، این وضعیت را نتیجه ناکارآمدی دولت در سیاست‌های اقتصادی و تورم افسارگسیخته می‌دانند که تمام لایه‌های جامعه را تحت فشار قرار داده است. بارها اتفاق افتاده که وقتی از معلم‌ها می‌پرسیم چرا همه انرژی خود را برای کلاس‌های درس مدرسه نمی‌گذارند؟ خیلی راحت می‌گویند؛ اگر برای کلاس‌های خصوصی و مجازی انرژی نداشته باشم چطور باید هزینه‌های زندگی‌ام را دربیاورم؟! این کارشناس آموزشی راهکار این بحران را در بازگشت دولت به تعهدات قانون اساسی، به‌ویژه اصل سوم،(تلاش برای برقراری عدالت اجتماعی برهمه مردم) می‌بینند.

از نظر وی، دولت باید وضعیت معیشتی معلمان را به حدی برساند که آن‌ها زندگی متوسط و آبرومندانه‌ای داشته باشند تا دیگر نیازی به «دراز کردن دست به سوی دیگران» یا کسب درآمدهای غیررسمی نداشته باشند. به بیانی تنها در صورتی که معلمان جذب شغل خود شده و دغدغه‌ معیشتی نداشته باشند، حداکثر انرژی و استعدادشان را در کلاس‌های عمومی به کار می‌گیرند و عدالت آموزشی برقرار می‌شود. در چنین شرایطی است که دولت نیز می‌تواند با نظارتی مؤثر، اطمینان حاصل کند که معلمان از چارچوب‌های تعیین شده تخطی نمی‌کنند و تمام توان خود را در مسیر رشد دانش‌آموزان قرار می‌دهند.   لزوم تغییر رویکرد دولت برای تامین معلم‌ها

در نهایت، این روایت‌ها و تحلیل‌ها نشان می‌دهد که مدارس دولتی در حال تبدیل شدن به محیط‌هایی برای گذراندن زمان هستند. جایی که یادگیری واقعی به حاشیه رانده شده و به گروه‌های پولی تلگرامی و کلاس‌های خصوصی منتقل شده است. تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند، دانش‌آموزان مدارس دولتی هر سال با حسرت و ناامیدی از مدرسه خارج می‌شوند و خانواده‌ها مجبورند برای جبران کم‌کاری‌های مدرسه، به دنبال گزینه‌های گران‌قیمت بگردند، در حالی که معلم همان کسی است که در هر دو محیط حضور دارد، اما انرژی‌اش را فقط برای جایی می‌گذارد که سود مالی بیشتری داشته باشد.

منبع: هفت صبح


۱ ساعت قبل / سایت عصر خبر

گزارش ویژه از یک نشست صمیمی اما مطالبه‌محور؛ جایی که بازنشستگان به‌جای تغییر صندلی‌ها، تغییر رویکرد می‌خواهند

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، آران و بیدگل شاهد نشستی بود که در آن دغدغه‌های بازنشستگان و مستمری‌بگیران سازمان تأمین اجتماعی، نه در قالب گلایه‌های پراکنده، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای از مطالبات جدی و مشخص مطرح شد؛ نشستی که در فضای گرم و صمیمی برگزار شد، اما محتوای آن حکایت از نگرانی‌هایی عمیق درباره معیشت، درمان و آینده خدمات بازنشستگان داشت.

به گزارش عصر خبر، در این نشست، جمعی از بازنشستگان و مستمری‌بگیران سازمان تأمین اجتماعی شهرستان آران و بیدگل با حضور مصطفی آراسته‌مهر، رئیس کانون کارگران بازنشسته شهرستان و مدیر رسانه بازتاب، به بیان دغدغه‌ها، پرسش‌ها و مطالبات خود پرداختند. نوشته های مشابه آیا داعش تهدیدی برای مرزهای کشور است؟ 1394/06/04 عکس | خنک شدن مردم توسط ماشین ویژه آب‌پاش پلیس 1403/03/02 مطالبه‌ای فراتر از تغییر مدیران؛ «تغییر رویکرد» مطالبه اصلی بازنشستگان

یکی از محورهای مهم این نشست، تغییرات مدیریتی اخیر در سازمان تأمین اجتماعی بود. آراسته‌مهر در تحلیل این تحولات تأکید کرد که جامعه بازنشستگان دیگر صرفاً به دنبال جابه‌جایی مدیران و «تغییر صندلی‌ها» نیست؛ بلکه آنچه مطالبه می‌شود، تغییر در رویکرد مدیریتی و نحوه مواجهه با حقوق قانونی جامعه هدف است.

به اعتقاد وی، انتظار بازنشستگان از سرپرست جدید سازمان تأمین اجتماعی صرفاً یک انتظار اداری نیست؛ بلکه آنان مدیریتی می‌خواهند که در تصمیم‌گیری‌ها، حقوق قانونی بیمه‌شدگان و بازنشستگان را بر سلیقه‌های اداری مقدم بداند. چشم بازنشستگان به ۱۵ شهریور؛ آزمون تازه برای اعتماد

موضوع پرداخت معوقات فروردین و اردیبهشت نیز از دیگر محورهای جدی این نشست بود.

آراسته‌مهر با اشاره به وعده وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سرپرست سازمان تأمین اجتماعی درباره پرداخت معوقات، گفت بازنشستگان اکنون با تمام وجود چشم‌انتظار ۱۵ شهریور هستند؛ تاریخی که می‌تواند به یکی از نقاط مهم در سنجش میزان پایبندی مسئولان به وعده‌های مطرح‌شده تبدیل شود.

در این میان، مسئله فقط پرداخت یک مطالبه مالی نیست؛ بلکه به گفته وی، عمل به وعده‌ها می‌تواند نقش مهمی در بازسازی اعتماد آسیب‌دیده بازنشستگان داشته باشد. وقتی درمان به زنگ خطر تبدیل می‌شود

اما شاید یکی از جدی‌ترین مباحث مطرح‌شده در این نشست، وضعیت بیمه تکمیلی و هزینه‌های درمان بازنشستگان بود؛ موضوعی که با توجه به افزایش هزینه دارو و خدمات پزشکی، نگرانی‌های بسیاری را ایجاد کرده است.

آراسته‌مهر با هشدار نسبت به شرایط موجود، انعقاد قرارداد بیمه تکمیلی با نرخ‌های فعلی را بسیار دشوار دانست و تأکید کرد که نمی‌توان با ارقامی که با واقعیت هزینه‌های درمان فاصله دارند، انتظار ارائه خدمات مناسب داشت.

او تصریح کرد:با نرخ‌های فعلی، انعقاد قرارداد بیمه تکمیلی تقریباً غیرممکن است. ما نمی‌توانیم با مبالغی که با واقعیت بازار فاصله دارد، قرارداد ببندیم. مدیریت جدید باید فوراً به حال درمان بازنشستگان فکر کند، چرا که سلامت بازنشستگان خط قرمز ماست.

این بخش از نشست نشان داد که برای بازنشستگان، بیمه تکمیلی صرفاً یک قرارداد اداری نیست؛ بلکه مستقیماً با امنیت خاطر آنان در مواجهه با هزینه‌های سنگین درمان گره خورده است. وام‌های بانک رفاه؛ فاصله میان نیاز بازنشسته و حمایت بانکی

موضوع دیگری که در این نشست مورد توجه قرار گرفت، وام‌های قرض‌الحسنه بانک رفاه بود.

آراسته‌مهر با مقایسه روند پرداخت وام در سال گذشته و امسال، به یک تفاوت معنادار اشاره کرد: در سال گذشته تا شهریورماه سه مرحله وام پرداخت شده بود، در حالی که امسال تاکنون تنها یک مرحله واگذاری انجام شده است.

از نگاه بازنشستگان، این میزان تسهیلات با نیازهای ضروری و فوری آنان تناسب ندارد و انتظار می‌رود سهمیه‌های جدید وام هرچه سریع‌تر تخصیص یابد. جلسه‌ای که فقط یک گفت‌وگو نبود

در پایان نشست، آراسته‌مهر با حوصله به پرسش‌ها و ابهامات حاضرین پاسخ داد و تلاش شد دغدغه‌های مطرح‌شده از سوی بازنشستگان مورد بررسی قرار گیرد.

آنچه در آران و بیدگل رقم خورد، اگرچه یک نشست هم‌اندیشی بود، اما فراتر از یک گفت‌وگوی معمولی پیش رفت؛ روایت مستقیم جامعه‌ای بود که در کنار مطالبه معیشت، برای درمان، اجرای وعده‌ها، تسهیلات بانکی و رعایت حقوق قانونی خود نیز نگران است.

بازنشستگان در این نشست نشان دادند که بیش از آنکه منتظر تغییر نام‌ها و جابه‌جایی مدیران باشند، چشم‌انتظار تغییر در تصمیم‌ها، رویکردها و کیفیت خدمت‌رسانی هستند؛ مطالبه‌ای که حالا باید دید مدیریت جدید سازمان تأمین اجتماعی تا چه اندازه برای پاسخ به آن آماده است. کپی لینک لینک کپی شد


۱ ساعت قبل / سایت آوش

جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار می‌دهند

سیدرضا صالحی امیری، با تشریح اقدامات دو سال گذشته این وزارتخانه با تأکید بر اینکه مسعود پزشکیان «پرچمدار رفاه و وفاق ملی» است، گفت: رئیس‌جمهور، مسیر دولت چهاردهم را بر مبانی فکری، قرآنی و نهج‌البلاغه بنا کرده و امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ وفاق و انسجام ملی را برای تأمین امنیت و آرامش جامعه ضروری می‌داند؛ باور دارم که پزشکیان در پایان دوره، کارنامه خوبی در آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.

وی با تشریح عملکرد و برنامه‌های وزارت میراث فرهنگی، از ایجاد مشوق‌های جدید برای سرمایه‌گذاری، فعال بودن حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری، افزایش تسهیلات این حوزه به بیش از ۵۰ همت، برنامه جذب دو میلیون گردشگر و درآمد ۶ میلیارد یورویی تا سال ۱۴۰۷، تمرکز بر جذب گردشگران کشورهای هدف، تقویت گردشگری سلامت، آشتی با ایرانیان خارج از کشور، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد صنایع دستی خبر داد.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، گردشگری را مقوله‌ای دانست که به سه مفهوم اساسی «جذابیت، زیرساخت و امنیت» گره خورده است و اظهار کرد: گردشگران جهان به جایی سفر می‌کنند که جذابیت کافی داشته باشد؛ این جذابیت می‌تواند میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی یا دریایی باشد.

وی با اشاره به وضعیت زیرساخت‌های گردشگری کشور گفت: ایران در این حوزه پیشرفت‌های خوبی داشته است، اما همچنان با استاندارد ایده‌آل و جهانی فاصله دارد و به همین دلیل، یکی از اولویت‌های جدی دولت پزشکیان، حل مسئله زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری افزود: در ایران بزرگ، ایران تمدنی و ایران زیبا، حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی و گردشگری و حدود هزار و ۵۰۰ هتل وجود دارد، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی باید سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها با سرعت بیشتری دنبال شود.

سه هزار و هشتصد پروژه گردشگری در سراسر کشور در حال اجراست

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه این گفت‌وگو اظهار کرد: یکی از اولویت‌های جدی که در سال اخیر تعریف و بر آن پایبند بوده‌ایم، ایجاد ساختاری با عنوان مرکز اقتصادی و سرمایه‌گذاری در وزارت میراث فرهنگی برای توسعه زیرساخت‌هاست و برای این منظور نیز برنامه مدونی تدوین کرده‌ایم.

وی افزود: در حال حاضر حدود سه هزار و هشتصد پروژه گردشگری در سراسر کشور روی زمین است که ۱۰۰ درصد این پروژه‌ها در اختیار بخش خصوصی قرار دارد. تصمیم دولت این است که در حوزه‌ای که متعلق به بخش خصوصی است، مداخله نکند و تمام تلاش دولت بر سیاست‌گذاری، ایجاد تسهیلات، صدور مجوز و رفع موانع متمرکز باشد.

صالحی‌امیری تأکید کرد: رسالت دولت در حوزه گردشگری، سیاست‌گذاری، حمایت، فراهم کردن تسهیلات، برداشتن موانع، صدور مجوز و نظارت کافی است و دولت پزشکیان این اصل را در گردشگری مورد توجه جدی قرار داده است.

به گفته او، در شرایط فعلی برای حدود سه هزار و هشتصد پروژه فعال گردشگری، حدود هزار و سیصد همت سرمایه‌گذاری در کشور وجود دارد و دولت تلاش کرده است بستر لازم را برای حضور و فعالیت بخش خصوصی فراهم کند.

پنج مشوق بزرگ برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری

وزیر میراث فرهنگی با تشریح سیاست‌های دولت برای ایجاد مشوق‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری گفت: یکی از اصول اساسی در حوزه زیرساخت، ایجاد مشوق‌های لازم برای سرمایه‌گذاری است که در دو سال گذشته اتفاقات مهمی در این زمینه رخ داده است. یکی از اقدامات مهم دولت که در۴۰ سال گذشته سابقه نداشته، ارائه پنج مشوق بزرگ برای گردشگری در ایران بوده است.

صالحی‌امیری نخستین مشوق را تخفیف در عوارض شهرداری‌ها عنوان کرد و گفت: در گفت‌وگو با شهرداری‌ها مقرر شده است برای ایجاد هتل و زیرساخت‌های گردشگری، تا ۸۰ درصد عوارض تخفیف داده شود. موضوع دیگر، ایجاد مجتمع‌های ترکیبی است؛ به این معنا که در یک بنا می‌توان بخشی را تجاری، بخشی را اداری یا مسکونی و طبقات فوقانی را به هتل اختصاص داد. به این ترتیب، یک فضا می‌تواند کاربردهای تجاری، مسکونی یا اداری و هتلینگ داشته باشد.

وی سومین مشوق را معافیت عوارض و گمرک واردات کالاهای مورد نیاز هتل‌ها دانست و توضیح داد: از خودروهایی که قرار است گردشگران را از فرودگاه تحویل بگیرند و برای گردش در ایران و تهران جابه‌جا کنند تا تجهیزات و تأسیسات، چیلر، موکت نسوز و حدود ۲۰۰ قلم کالای مورد نیاز هتل‌ها، سرمایه‌گذار می‌تواند کالاهای مورد نیاز خود را از هر نقطه دنیا بدون عوارض و گمرکی وارد کند؛ امکانی که در گذشته وجود نداشت.

صالحی‌امیری همچنین به معافیت‌ها و حمایت‌های دولت در زمینه آب، برق و گاز اشاره کرد و گفت: این خدمات با شرایط متفاوت و به‌عنوان خدماتی محاسبه می‌شوند و هزینه‌ای که فعالان پرداخت می‌کنند، در مقایسه با هزینه‌های معمول، کاهش قابل توجهی خواهد داشت.

وی تأکید کرد: مجموعه این مشوق‌ها موجب شده کشور با موج جدیدی از تقاضا برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری مواجه شود و مجموعه‌ای از هتل‌ها، دهکده‌ها و شهرک‌های گردشگری در حال ساخت باشد.

افزایش تسهیلات گردشگری به بیش از ۵۰ همت

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه گفت‌وگو با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور به موضوع تسهیلات اشاره کرد و گفت: اکنون هتل‌های متعددی وجود دارند که به مرحله ۷۰، ۸۰ یا ۹۰ درصد پیشرفت رسیده‌اند و برای تکمیل به سرمایه نیاز دارند؛ در گذشته منابع تسهیلاتی برای این منظور بسیار ناچیز و محدود بود.

او افزود: در سال ۱۴۰۳ حدود ۲.۵ همت تسهیلات پرداخت کردیم، در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ همت تسهیلات تخصیص یافت و هدف‌گذاری امسال، بیش از ۵۰ همت، معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان، برای زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری گفت: برای این حوزه برنامه پنج‌ساله‌ای ذیل برنامه هفتم توسعه و پیشرفت تدوین کرده‌ایم و در این برنامه مشخص شده است که تا روز آخر برنامه هفتم، یعنی سال ۱۴۰۷، در کدام استان، کدام شهرستان و در سطح ملی، چه پروژه گردشگری توسط چه سرمایه‌گذاری و با چه حمایت‌هایی باید به نتیجه برسد.

وی خاطرنشان کرد: در این برنامه، زمان، مکان، منابع، نیروی انسانی و بهره‌برداری از پروژه‌ها مشخص شده و یک طراحی و اولویت‌بندی جغرافیایی برای بازارهای هدف گردشگری ایران نیز انجام گرفته است.

آسیای میانه و قفقاز؛ اولویت نخست جذب گردشگر

وزیر میراث فرهنگی درباره اولویت‌بندی بازارهای گردشگری خارجی گفت: نخستین اولویت ما آسیای میانه و قفقاز است؛ حوزه‌ای که ریشه‌های فرهنگ و تمدن ایران در آنها همچنان زنده است.

وی افزود: در مرحله دوم، حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه این منطقه قرار دارد که در موضوع گردشگری به‌شدت فعال هستند. سطح سوم اولویت ما کشورهای بزرگ اسلامی مانند اندونزی، مالزی، مصر و کشورهایی است که ظرفیت جدی برای اعزام گردشگر به ایران دارند.

صالحی امیری یادآور شد: با وزیر گردشگری مصر مفصل گفت‌وگو کرده‌ایم و حداقل دو بار با وزیر گردشگری اندونزی دیدار داشته‌ایم. مجموعه کشورهای جنوب شرق آسیا نیز برای ما اهمیت دارند.

وی در ادامه چین و روسیه را اولویت چهارم عنوان کرد و افزود: امروز بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری جهان در چین است. برداشت من این است که چینی‌ها منتظر پایان بحران و جنگ در منطقه هستند تا درباره گردشگری تصمیم بگیرند و در حال حاضر نه‌تنها توصیه‌ای برای سفر به ایران نمی‌کنند، بلکه به شکل غیررسمی نوعی سیاست احتیاط و عدم سفر را دنبال می‌کنند.

وزیر میراث فرهنگی گفت: این موضوع نگران‌کننده است و از رئیس‌جمهور محترم و همچنین مقامات دولت درخواست کرده‌ایم در گفت‌وگو با طرف چینی، موضوع توسعه گردشگری را در کنار روابط اقتصادی و سیاسی قرار دهند و این مسئله را پیگیری کنند.

وی با اشاره به علاقه روسها به سواحل جنوبی ایران گفت: روسیه در گذشته یکی از بازارهای مهم گردشگری ایران بود و ظرفیت خوبی به کشور می‌فرستاد، اما این ظرفیت پس از جنگ کاهش پیدا کرد؛ هم جنگ روسیه و اوکراین موجب کاهش این ظرفیت شد و هم شرایط ناشی از جنگ و تحولات منطقه‌ای بر آن تأثیر گذاشت.

صالحی‌امیری گفت: اولویت پنجم ما سایر کشورهای جهان از جمله اروپا، استرالیا و آمریکا هستند. این کشورها همچنان در فهرست بازارهای هدف ما قرار دارند، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی اولویت نخست ما نیستند.

ایرانیان خارج از کشور؛ ظرفیتی بزرگ برای گردشگری ایران

وزیر میراث فرهنگی یکی دیگر از برنامه‌های مهم دولت چهاردهم را تمرکز بر ایرانیان خارج از کشور دانست و گفت: به جای اینکه تمام سرمایه‌گذاری خود را روی بازار اروپا متمرکز کنیم، باید به ظرفیت ایرانیان خارج از کشور توجه جدی داشته باشیم؛ چراکه گردشگری ایران به اروپا به‌شدت کاهش یافته است.

او افزود: بین ۷ تا ۹ میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و شورای‌عالی ایرانیان تشکیل شده است. ما نیز به‌عنوان یکی از وزرای عضو این شورا، مسئولیت کمیسیون گردشگری و ایران‌شناسی را برعهده داریم و جلسات ثابت این کمیسیون را برگزار می‌کنیم.

صالحی‌امیری گفت: هماهنگی بین دستگاهی خوبی در این زمینه شکل گرفته و افق جدیدی برای جهش در روابط با ایرانیان خارج از کشور تعریف کرده‌ایم، هرچند جنگ تا حدودی این روند را متوقف کرد. اگر به شرایط ثبات بازگردیم، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری ایران قطعاً ایرانیان خارج از کشور خواهند بود.

وی تصریح کرد: ما باید با ایرانیان آشتی کنیم، آنها را به خانه خودشان دعوت کنیم و روابط پرنقش‌ونگار و غیرعاطفی را کنار بگذاریم.

وزیر میراث فرهنگی در ادامه افزود: باید باور کنیم همه ایرانیان دلبسته و وابسته به ایران هستند و می‌توانیم همه دور مفهوم ارزشمند و مقدسی به نام ایران جمع شویم. برای این کار به تسامح، تعامل و ایجاد امنیت روانی نیاز داریم. ایرانیان باید احساس امنیت کنند که می‌توانند به ایران بیایند و این لازمه رفتار ماست.

صالحی‌امیری با اشاره به تأکید رئیس‌جمهور بر باز بودن فضا برای ایرانیان خارج از کشور گفت: در دولت پزشکیان، رئیس‌جمهور بارها تأکید کرده است که فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید. ما نیز به‌صورت مستمر این پیام را منتقل می‌کنیم.

وی تاکید کرد: در مسئله ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل، اعتماد متقابل یک عنصر تعیین‌کننده است. ما اعتماد کرده‌ایم و آنها نیز باید اعتماد کنند؛ اگر ایرانیان اعتماد نکنند، بستر گردشگری مورد نظر ما شکل نخواهد گرفت. چرا ایرانیان ما در آمریکا، کانادا، استرالیا، اروپا و آسیا نباید هر سال یک یا دو بار برای دیدار خانواده‌های خود به ایران بیایند؟ چرا باید خانواده‌های ایرانی برای دیدار با خانواده‌های خود به استانبول، دبی یا نقاط دیگر بروند؟ اینها بحث‌های جدی است که به آنها پرداخته‌ایم.

صالحی‌امیری گفت: دلیل این فاصله آن است که عوامل رانشی ما در گذشته بیشتر از عوامل کششی بوده است. راهی جز این نداریم که زمینه‌های نقار، شکاف و فاصله با ایرانیان خارج از کشور را پر کنیم. ۴۰ سال زمان کافی بود که پیام‌ها را منتقل کنیم و پیام‌های آنها را بشنویم.

وی افزود: امروز باید حاشیه‌ها را از فضای ذهنی ایرانیان خارج کنیم و به آنها امنیت بدهیم؛ اینکه اگر وارد فرودگاه امام خمینی شدند، با مشکل مواجه نشوند، پاسپورتشان جعل نشود، به مراکز امنیتی و انتظامی هدایت نشوند و بدون مشکل نزد خانواده‌های خود بروند. هر نقطه‌ای از ایران که بخواهند بروند، باید احساس کنند خانه خودشان است.

وزیر میراث فرهنگی گفت: این مسئله به اعتماد بازمی‌گردد و ما بر همین موضوع تمرکز کرده‌ایم. جلسات آن نیز در حال برگزاری است و برداشت من این است که دولت پزشکیان در پایان دوره خود یکی از کارنامه‌های خوبش را در زمینه آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.

گردشگری؛ یک ظرفیت بزرگ اقتصادی

صالحی‌امیری در ادامه گردشگری را یک ظرفیت بزرگ اقتصادی دانست و گفت: هر گردشگر هنگام ورود به ایران به‌طور میانگین هزار و ۲۷۰ دلار هزینه می‌کند. تفاوت ارز حاصل از گردشگری با سایر صادرات در این است که در صادرات نفت، کالاهای صنعتی و پتروشیمی صادر می‌شود و در مقابل ارز وارد کشور می‌شود، اما در گردشگری، هزینه‌های مربوط به اقامت، هتل، تغذیه، خرید، هدایا و خدمات مختلف در داخل کشور انجام می‌شود و ارز وارد اقتصاد داخلی می‌شود.

وی گردشگری سلامت را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم کشور عنوان کرد و گفت: حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران می‌آیند. سه دلیل مهم برای این موضوع وجود دارد؛ نخست پزشکان بسیار حاذق ایران، دوم بیمارستان‌ها و تجهیزات پزشکی مناسب در سراسر کشور و سوم، ارزان بودن خدمات درمانی. میانگین هزینه بیمارستانی، درمان و جراحی در ایران یک‌سوم تا یک‌پنجم منطقه و حدود یک‌دهم اروپا است و همین مسئله موجب گرایش جدی به گردشگری سلامت شده است.

او اظهار امیدواری کرد: هدف‌گذاری ما در برنامه تا سال ۱۴۰۷، جذب دو میلیون گردشگر با درآمد ۶ میلیارد یورو است و معتقدم این هدف بزرگ اما قابل تحقق است.

گردشگری؛ مسیر دیپلماسی فرهنگی ایران

وزیر میراث فرهنگی گردشگری را علاوه بر یک ظرفیت اقتصادی، ابزار مهم دیپلماسی فرهنگی دانست و گفت: اگر قرار است تصویر زیبای ایران را به جهانیان نشان دهیم، مسیر آن گردشگری است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد. باید گردشگر به ایران بیاید، فضای داخل کشور را ببیند، خودش با دوربین عکس و فیلم بگیرد و برای خانواده و اطرافیانش از این تجربه توضیح دهد.

صالحی‌امیری در ادامه افزود: ما باید این تصویر را در دنیا منعکس کنیم؛ نه با سخنرانی، بلکه با ایجاد فضای ذهنی امن برای گردشگران، به‌گونه‌ای که بدانند ایران هم زیباست، هم امن است و هم همه جهانیان را با کرامت و مهمان‌نوازی می‌پذیرد. قدم‌های بزرگی در این مسیر برداشته‌ایم و امیدواریم با عبور از جنگ تحمیلی، وارد فضای جدیدی از گردشگری در منطقه شویم.

ایران؛ سرزمین ناشناخته‌ای با یک میلیون اثر تاریخی

وزیر میراث فرهنگی در ادامه سخنان خود بر ضرورت توجه به نسل جوان و معرفی تمدن ایران تأکید کرد و گفت: مخاطب این سخن نسل‌های قبل نیستند، بلکه نسل جوان و نسل‌های خلاق و نوظهور هستند. اگر واقعیت تمدنی، فرهنگی و میراثی ایران برای نسل جوان تبیین شود، فرزندان ما به ایران عشق می‌ورزند و به آن دلبسته خواهند بود. ما توان معرفی ایران را نداریم. ما در یک معدن طلایی قرار گرفته‌ایم، اما در آن را بسته‌ایم و دیگران را از آن محروم کرده‌ایم.

وی با اشاره به ظرفیت‌های تاریخی کشور اظهار کرد: ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی دارد و یکی از ۱۰ قدرت نخست تمدنی جهان است. ایران ۲۷ اثر میراث ناملموس را در جهان ثبت کرده و در این حوزه اکنون رتبه چهارم جهان را دارد. در حوزه آثار ملموس و طبیعی، محدودیت ثبت در یونسکو وجود دارد و سالانه امکان ثبت یک اثر بیشتر وجود ندارد، اما تاکنون ۵۸ اثر را به‌صورت موقت در فهرست یونسکو ثبت کرده‌ایم و هیچ کشوری در دنیا چنین ظرفیتی ندارد.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: فرزندان ما باید در مدرسه این موارد را بخوانند و بدانند در چه سرزمینی زندگی می‌کنند. دانشگاه‌ها باید واحدهایی درباره تمدن ایرانی داشته باشند و در فضای مجازی نیز باید محتوای بیشتری درباره تمدن ایران تولید شود. چرا جوان ما صبح که گوشی خود را باز می‌کند، با یک اثر تمدنی مواجه نشود؟ چرا فرزند ما در مدرسه، دانشگاه، مترو و خیابان، آثار تمدنی ایران را نبیند؟ این ضعف ماست که نتوانسته‌ایم ظرفیت‌های خود را معرفی کنیم.

او گفت: من نام ایران را «سرزمین ناشناخته» گذاشته‌ام؛ ایران سرزمین رمزها و رازهاست. هر جای این جغرافیا که به بهانه انتقال گاز، آب، فاضلاب یا هر زیرساخت دیگری حفاری می‌کنید، از دل آن آثار تاریخی بیرون می‌آید.

وی ایران را یک موزه باز و میراث و تمدن را بزرگ‌ترین قدرت نرم کشور دانست و گفت: ما تاکنون به این سرمایه بزرگ توجه کافی نکرده‌ایم.

صیانت از میراث؛ امانتی برای نسل‌های آینده

صالحی‌امیری درباره برنامه‌های دولت در حوزه میراث فرهنگی گفت: از میان حدود ۴۳ هزار اثری که تاکنون ثبت کرده‌ایم و در کنار حدود یک میلیون اثر تاریخی کشور، همچنین آثار جهانی و میراث ناملموس، سه هدف اصلی را دنبال می‌کنیم که نخستین آنها صیانت از این میراث است. در دولت پزشکیان اراده ملی برای تمرکز بر میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چراکه این تمدن، بزرگ‌ترین سرمایه ماندگار ایران است که میلیون‌ها سال قبل از ما وجود داشته و میلیون‌ها سال پس از ما نیز با ایرانیان همراه خواهد بود.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: ما در میراث، یک شعار داریم؛ «ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم.» ما فقط امانتدار هستیم و باید از این میراث صیانت، مرمت و حفاظت و آن را به نسل بعد منتقل کنیم.

صنایع دستی؛ اقتصاد خانواده و دیپلماسی فرهنگی

صالحی‌امیری صنایع دستی را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم اما مغفول کشور دانست و گفت: صنایع دستی ظرفیت بسیار بزرگی در جامعه ایران است، اما به دلیل سایه سنگین نفت، فولاد، پتروشیمی و مس بر اقتصاد کشور، فرصت کافی برای توسعه آن فراهم نشده است. در جهان درباره گردش مالی صنایع دستی آمارهای مختلفی وجود دارد، اما یکی از آمارهای جدی، گردش مالی حدود هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار است.

وی هدف‌گذاری ایران در عرصه صنایع دستی در برنامه تا سال ۱۴۰۷ را ۵۰۰ میلیون یورو عنوان کرد و گفت: این هدف شامل سالانه حدود ۱۰۰ میلیون یورو، ایجاد ۱۰۰ هزار شغل و رشد ۸ درصدی در برنامه هفتم و برنامه پنج‌ساله ماست. صنایع دستی فقط یک کالای تولیدی نیست. کسی که خاتم‌کاری، میناکاری یا سایر هنرهای سنتی را انجام می‌دهد، هنرمند است.

او با اشاره به ماهیت خانوادگی صنایع دستی گفت: مادر خانواده همراه فرزندان و پدر خانواده همراه فرزندان می‌توانند در گوشه‌ای از خانه تولید داشته باشند. این فعالیت به شبکه بزرگ و تجهیزات پیچیده نیاز ندارد و با حداقل امکانات می‌توان تولید کرد.

صالحی‌امیری هویت‌محور بودن صنایع دستی را یکی از ویژگی‌های مهم آن دانست و افزود: فرش هویت ایران است، خاتم هویت فرهنگی ماست، میناکاری هویت ماست و بافت‌های داری، نمدها، قالیچه‌ها و سایر محصولات صنایع دستی در سراسر کشور، بخشی از هویت ایرانی را نمایندگی می‌کنند. صنایع دستی علاوه بر ارزش فرهنگی، ارزش اقتصادی نیز دارد؛ تولید سرمایه می‌کند، اشتغال خانواده را تأمین می‌کند و اشتغال به معنای امنیت خانواده است.

وی با اشاره به تمرکز صنایع دستی در روستاها و شهرهای کوچک اظهار کرد: اکنون حدود ۶۷۰ هزار هنرمند در قالب ۳۴ هزار کارگاه کوچک در سراسر کشور فعالیت می‌کنند.

صالحی‌امیری صنایع دستی را نوعی دیپلماسی فرهنگی دانست و گفت: ما فقط یک شیء صادر نمی‌کنیم، بلکه در دل صنایع دستی، فرهنگ و هویت خود را صادر می‌کنیم. اگر قرار است روستاها بمانند، مهاجرت معکوس شکل بگیرد و روستاها تخلیه نشوند، باید از روستاییانی که کارگاه صنایع دستی دارند حمایت کنیم.

وی شعار این حوزه را «هر روستا یک بوم‌گردی، یک کارگاه صنایع دستی» عنوان کرد و گفت: گردشگری غذا نیز در ایران هنوز فعال نشده است. جشنواره غذا باید در همه شهرها شکل بگیرد و ما می‌توانیم یکی از قطب‌های گردشگری غذا در دنیا باشیم.

بازارچه‌های صنایع دستی برای حذف واسطه‌ها

وزیر میراث فرهنگی درباره بازار داخلی صنایع دستی نیز گفت: ایده ما ایجاد بازارچه است و هدف‌گذاری کرده‌ایم که هر شهر یک بازارچه داشته باشد. امروز تولیدکننده محصول خود را به دلال با نصف قیمت می‌فروشد و دلال با دو برابر قیمت آن را در بازار عرضه می‌کند. برای اینکه دستمزد واقعی به تولیدکننده بازگردد، ایجاد بازارچه ضروری است.

بنا به اعلام صالحی‌امیری، اکنون در اکثر شهرهای کشور، بازارچه‌های صنایع دستی در حال ایجاد هستند. در بخش بازاریابی خارجی نیز، تمرکز ما بر ۱۰ کشور هدف است؛ کشورهایی که ایرانیان در آنها حضور دارند و گرایش به صنایع دستی ایران وجود دارد.

وی ذدامه داد: هدف این است که کالا در این کشورها دپو شود و از طریق شبکه‌های بین‌المللی مانند آمازون و سایر شبکه‌ها بازاریابی بین‌المللی عرضه شود. اگر بازاریابی داخلی و صادرات خارجی صنایع دستی به‌درستی تقویت شود، این حوزه می‌تواند یکی از عوامل اصلی اشتغال، امنیت خانواده و اقتصاد خانواده‌ها باشد.

امنیت؛ حلقه سوم گردشگری

صالحی‌امیری در ادامه این گفت‌وگو، به سومین مفهوم اساسی گردشگری، یعنی امنیت، اشاره کرد و گفت: گردشگری تابعی از امنیت است. این مسئله مختص ایران نیست و در همه دنیا، زمانی که کشوری دچار بحران می‌شود، ناامنی تولید می‌شود و گردشگر به آن کشور سفر نمی‌کند. روسیه نیز در جریان جنگ با اوکراین با چنین چالشی مواجه شد و این طبیعت جنگ است که ناامنی تولید می‌کند.

وزیر میراث فرهنگی با اشاره به آثار جنگ بر صنعت گردشگری ایران گفت: ما حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی داریم و حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در این صنعت اشتغال دارند. حدود ۸۰۰ موزه و هزاران کارگاه صنایع دستی نیز وجود دارد که رونق آنها به حضور گردشگر وابسته است. میانگین سطح اشغال هتل‌های ما در نوروز به حدود ۹ درصد رسید که بسیار نگران‌کننده و خسارت‌بار است؛ چراکه وقتی سطح اشغال هتل به زیر ۵۰ درصد می‌رسد، فعالیت اقتصادی آن دیگر به‌صرفه نیست.

او افزود: چهار استان جنوبی کشور که از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری برخوردارند، در نوروز تقریباً تعطیل بودند. همچنین ۱۴۹ اثر در جریان جنگ تخریب شد و خسارت‌های قابل توجهی به زیرساخت‌ها و بناهای تاریخی وارد شد. رئیس‌جمهور شخصاً در این زمینه مداخله کردند و در جلسه‌ای که در دفتر وزیر برگزار شد، درخواست جامعه گردشگری را مطرح کردیم؛ از جمله استمهال مالیات، بیمه، چک‌ها و اقساط بانکی. خوشبختانه این درخواست مورد موافقت قرار گرفته و امیدواریم در آینده نزدیک ابلاغ شود.

پزشکیان؛ پرچمدار رفاه ملی و ضرورت وفاق

وزیر میراث فرهنگی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به عملکرد رئیس‌جمهور گفت: صادقانه عرض می‌کنم که آقای دکتر پزشکیان به شعارهای خود باور دارند. ایشان این مسیر را مبتنی بر جمع‌آوری رأی انتخاب نکردند. من به‌عنوان کسی که از نزدیک در صحنه و در همه روزها و ساعات حضور داشته‌ام، شهادت می‌دهم که ایشان بر اساس مبانی فکری و قرآنی و نهج‌البلاغه این مسیر را انتخاب کردند.

او گفت: اینکه چه میزان از این مبانی تحقق پیدا کرده، بحث دیگری است، اما من معتقدم ما در مسیر رفاه قرار گرفتیم و جنگ نیز به تقویت انسجام و رفاه ملی کمک کرد.

وزیر میراث فرهنگی با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی اظهار کرد: همواره صداهای انسجام‌شکن در کشور بلند بوده و امروز نیز با آن مواجه هستیم. کسانی که به رئیس‌جمهور یک ملت در خیابان توهین می‌کنند، کسانی که در تلویزیون ادبیات توهین‌آمیز نسبت به مقامات کشور به کار می‌برند و کسانی که هیچ باوری به این معنا ندارند، باید بدانند بدون انسجام نمی‌توان کشور را اداره کرد.

صالحی‌امیری افزود: کسانی که در زمین دشمن‌بازی و با شعارهای رادیکال، افراطی و بعضاً ساختارشکنانه فعالیت می‌کنند، نباید موجب انحراف تحلیلی شوند. جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار می‌دهند؛ جامعه ایران بسیار بزرگ است و در جوهر خود رادیکال نیست، هرچند رادیکالیزم در ایران پس از انقلاب، از فرقان تا امروز، هویت و سابقه داشته و همچنان اعلام موجودیت می‌کند.

او با اشاره به برخی مواضع و شعارهای مطرح‌شده در فضای سیاسی کشور گفت: اینکه کسی در یک تریبون رسمی و در زمانی که کشور درگیر جنگ است، رسماً درباره حمله به ترامپ و ترور او در ترکیه سخن بگوید، چه معنایی دارد؟ این اقدامات جز اینکه بخواهد نظام سیاسی را تحت فشار دشمن قرار دهد، چه نتیجه‌ای دارد؟

وزیر میراث فرهنگی ادامه داد: برخی افراد نیز شعارهایی درباره حمله پهپادی به ترامپ و دیگران مطرح می‌کنند؛ شعارهایی که تحقق آنها ناممکن است، اما هزینه‌هایی را به نظام تحمیل می‌کند و امروز خسارت آنها را می‌بینیم. «ده‌ها بار گفته‌ام که تا امروز پزشکیان پرچم‌دار رفاه ملی است و بقیه هم باید به این باور برسند. اگر بناست در این سرزمین فرزندان شما با امنیت و آرامش زندگی کنند، باید با وفاق زندگی کنیم.




 میگنا - بررسی فعالیت مغز در تجربه‌های دینی
۲۴ ساعت قبل / سایت میگنا

میگنا - بررسی فعالیت مغز در تجربه‌های دینی

عضو گروه روان‌شناسی مرکز مطالعات اکولوژیکالادراک و کنش(cespa) دانشگاه کنتیکت، گفت: مناسک دینی پدیده‌هایی چندلایه هستند و مطالعه دقیق آن‌ها نیازمند همکاری میان رشته‌های مختلف است. علوم شناختی دین می‌تواند با ایجاد ارتباط میان علوم اعصاب، روان‌شناسی، علوم اجتماعی، انسان‌شناسی، مطالعات دین و مطالعات زیارت، زمینه‌ای جدید برای شناخت علمی مناسک اسلامی و شیعی فراهم کند. در این رویکرد، دین نه صرفاً مجموعه‌ای از باورها و مناسک، بلکه پدیده‌ای پیچیده در پیوند میان ذهن، مغز، بدن، جامعه، فرهنگ و معنا در نظر گرفته می‌شود.

 ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور - تسنیم
۷ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور - تسنیم

سخنگوی پلیس از ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور خبر داد.

 نماینده مجلس: دارو، خودرو نیست که بگویند مردم فعلا نخرند
۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

نماینده مجلس: دارو، خودرو نیست که بگویند مردم فعلا نخرند

نایب‌ رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان اینکه توجیه علت کمبود دارو، درد مردم را درمان نمی‌کند، گفت: مجلس و به ویژه کمیسیون بهداشت موضوع تحقیق و تفحص از سازمان غذا و دارو را با جدیت دنبال می‌کنند و منتظر پاسخ مسئولان سازمان غذا و دارو هستیم اما در کنار بررسی و تحقیق و شنیدن توضیحات مسئولان، باید یک اقدام عملی و فوری برای رفع کمبود داروهای خاص و کنترل قیمت دارو انجام شود؛ چرا که توجیه کردن، مشکل مردم را حل نمی‌کند.

 دمای ۵۰ درجه و شرجی ۱۰۰ درصدی در بوشهر
۱۲ ساعت قبل / سایت تابناک

دمای ۵۰ درجه و شرجی ۱۰۰ درصدی در بوشهر

هم‌زمان با ثبت دمای ۵۰ درجه سانتی‌گراد در برخی شهرستان‌های استان بوشهر، رطوبت هوا در شهرهای ساحلی به ۱۰۰ درصد رسید.

 میگنا - ۵ علامت مهم سکته مغزی
۲۴ ساعت قبل / سایت میگنا

میگنا - ۵ علامت مهم سکته مغزی

در کنگره کشوری و بین المللی سکته مغزی ضمن تشریح علایم و عوامل سکته مغزی، در عین حال بر ضرورت تکمیل زنجیره درمان این بیماری، از مرحله انتقال سریع بیمار تا درمان‌های پیشرفته و توانبخشی، بر توسعه زیرساخت‌های تشخیص و درمان این بیماری و افزایش دسترسی بیماران به خدمات تخصصی تأکید شد.

 شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»
۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»

سرطان پستان سه‌گانه‌منفی از دشوارترین انواع این بیماری برای درمان است و به‌دلیل توان بالای گسترش به اندام‌های دیگر، نیازمند روش‌های دقیق‌تر برای شناسایی بیماران پرخطر و انتخاب درمان مناسب است.