قیمت طلا امروز




 سایت آوش / ۱۴۰۵/۰۳/۳۱

فراخوان جذب یک گروه شغلی برای اعزام به حج تمتع ۱۴۰۶

مرکز پزشکی حج و زیارت هلال احمر به منظور تأمین کادر درمانی مورد نیاز خود برای حج تمتع سال آینده اطلاعیه‌ای صادر کرد.
 فراخوان جذب یک گروه شغلی برای اعزام به حج تمتع ۱۴۰۶



۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

ضرورت اصلاح پرداختی‌ها به پزشکان جوان

به نقل از وبدا، سید سجاد رضوی، حمایت از پزشکان جوان را یکی از دغدغه‌های مهم نظام سلامت عنوان کرد و گفت: یک پزشک برای رسیدن به بازار کار حدود ۱۰ سال زمان صرف می‌کند و با توجه به شرایط اقتصادی و تورم موجود، باید این قشر مورد حمایت جدی قرار گیرد.

 

وی ادامه داد: پزشکان طرحی و جوان در ابتدای مسیر حرفه‌ای خود با درآمد محدودی فعالیت می‌کنند که گاهی حتی بخش زیادی از آن صرف هزینه‌های رفت‌وآمد می‌شود؛ بنابراین باید با اصلاح پرداختی‌ها و ایجاد حمایت‌های لازم، شرایطی فراهم کنیم که پزشکان جوان با انگیزه بیشتری به خدمت ادامه دهند.

 

رضوی تأکید کرد: تمام تلاش دولت و مجلس بر این است که حمایت از پزشکان جوان و تازه‌کار تقویت و نظام پرداختی آنان اصلاح شود؛ چراکه در صورت تداوم مشکلات، ممکن است بخشی از پزشکان از ادامه فعالیت دلسرد شوند، مهاجرت کنند یا به مشاغل دیگری روی بیاورند.

 

معاون درمان وزارت بهداشت با تاکید بر ضرورت حمایت دولت و بیمه‌ها از مردم، خاطرنشان کرد: نباید تمام هزینه‌های درمان را بر دوش بیماران گذاشت و دولت و بیمه‌ها باید در این زمینه حمایت بیشتری از مردم داشته باشند.

 

رضوی در ادامه با هشدار نسبت به مسئله مهم جمعیت در کشور گفت: ایران با سرعت به سمت سالمندی حرکت می‌کند، در حالی که برخی کشورهای همسایه روند افزایش جمعیت و جوانی جمعیت را تجربه می‌کنند.

 

وی افزود: مسئله جمعیت با بخشنامه حل نمی‌شود و نیازمند برنامه‌ریزی جدی و بلندمدت است. باید جوانان را به عنوان سرمایه‌های اصلی کشور مورد حمایت قرار دهیم و شرایطی فراهم کنیم که فرزندآوری برای جوانان به یک ارزش و افتخار تبدیل شود.

 

معاون درمان وزارت بهداشت همچنین با اشاره به افزایش هزینه تجهیزات پزشکی اظهار کرد: شرایط ناشی از جنگ و تحریم و تغییرات نرخ ارز، هزینه تأمین تجهیزات پزشکی را به‌شدت افزایش داده است؛ با وجود این محدودیت‌ها، تلاش شده توسعه تجهیزات درمانی در استان‌های محروم و کمتر برخوردار با جدیت دنبال شود.

 

رضوی ادامه داد: هدف این است که همه امکانات در مراکز استان‌ها متمرکز نباشد و یا مردم برای دریافت خدمات درمانی مجبور به سفر به سایر استان‌ها نشوند. با توسعه تجهیزات و خدمات تخصصی در مناطق محروم، هزینه‌های مردم نیز کاهش می‌یابد.

 

وی با بیان اینکه اجرای این برنامه در دولت چهاردهم با رویکرد توسعه در سراسر کشور دنبال شده است، گفت: با توجه به محدودیت منابع و نیروی انسانی، اجرای مرحله‌ای و برنامه‌ریزی‌شده این طرح در دستور کار قرار گرفت.

 

معاون درمان وزارت بهداشت افزود: برنامه پزشکی خانواده ابتدا در چهار شهر اجرا شد و اکنون در ۶۴ شهر در حال اجراست. این برنامه با وجود چالش‌هایی در حوزه منابع، یکی از مهم‌ترین مسیرهای تحقق دسترسی عادلانه مردم به خدمات سلامت است و در بیش از ۱۳۰ کشور نیز اجرا شده است.


۳ ساعت قبل / سایت مشرق

بزاق، نشانگر مطمئن آینده برای تشخیص سرطان‌های گوارشی

به گزارش مشرق، بدن انسان میزبان مجموعه بزرگی از میکروب‌هاست که با عنوان «میکروبیوم» شناخته می‌شوند. این مجموعه شامل باکتری‌ها و دیگر موجودات بسیار ریزی است که در بخش‌های گوناگون بدن، از جمله دهان و روده، زندگی می‌کنند. میکروب‌ها همیشه مضر نیستند؛ بسیاری از آن‌ها در فرایندهای طبیعی بدن نقش دارند و می‌توانند با سلامت انسان ارتباط داشته باشند. با این حال، ترکیب و پراکندگی آن‌ها ممکن است در بیماری‌های مختلف تغییر کند. یکی از پرسش‌های مهم در این زمینه آن است که آیا میکروب‌های دهان می‌توانند به دستگاه گوارش برسند و در آنجا باقی بمانند و آیا این موضوع با ابتلا به بیماری‌های گوارشی ارتباط دارد یا نه.

سرطان معده و سرطان روده بزرگ از جمله سرطان‌های مهم دستگاه گوارش هستند و شناسایی به‌موقع آن‌ها می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های پزشکی و انجام بررسی‌های تشخیصی نقش داشته باشد. روش‌های رایج غربالگری، گاه به نمونه مدفوع یا روش‌های تشخیصی تخصصی‌تری مانند آندوسکوپی و کولونوسکوپی نیاز دارند. آندوسکوپی روشی است که در آن پزشک با ابزار مخصوص، بخش‌هایی از دستگاه گوارش را مشاهده می‌کند و کولونوسکوپی نیز برای بررسی روده بزرگ به کار می‌رود. از این رو، بررسی امکان استفاده از نمونه‌هایی که تهیه آن‌ها آسان‌تر است، مانند نمونه دهانی، می‌تواند موضوعی مهم برای پژوهش‌های آینده باشد؛ البته چنین روش‌هایی باید پیش از ورود به کاربرد بالینی، در مطالعات دقیق تأیید شوند.

در همین زمینه، محققانی از دانشگاه یونسه در سئول کره جنوبی، تحقیقی درباره الگوی مشترک میکروب‌های دهان و مدفوع و ارتباط احتمالی آن با سرطان‌های معده و روده بزرگ انجام داده‌اند. آن‌ها در پژوهش خود، نشانه‌های میکروبی مشاهده‌شده در دهان یک فرد را در نمونه مدفوع همان فرد بررسی کردند.

پژوهشگران برای انجام این مطالعه، از ۵۰۷ داوطلب نمونه دهانی و نمونه مدفوع گرفتند و فرایند جمع‌آوری نمونه‌ها را به شکلی استاندارد انجام دادند. در میان شرکت‌کنندگان، ۱۲۹ نفر سالم بودند، ۲۱۵ نفر با مشکلاتی مانند سندرم متابولیک، فشار خون بالا، چربی خون بالا و دیابت نوع ۲ زندگی می‌کردند، ۷۷ نفر سرطان معده و ۸۶ نفر سرطان روده بزرگ داشتند. نمونه افراد مبتلا به سرطان پیش از آغاز هر نوع درمان گرفته شد. سپس پژوهشگران با تعیین توالی ژن‌ها، گونه‌های بسیار نزدیک و مشابه میکروبی را در نمونه‌های دهان و مدفوع هر فرد بررسی کردند و شاخصی با نام «شاخص دهان به مدفوع» ساختند. این شاخص نشان می‌داد چه میزان از گونه‌های میکروبی یکسان در هر دو نمونه فرد دیده می‌شود.

یافته‌ها نشان دادند شاخص دهان به مدفوع در افراد مبتلا به سرطان معده یا سرطان روده بزرگ به‌طور قابل توجهی بالاتر از افراد سالم بود. به بیان ساده، در این دو گروه از بیماران، نشانه‌های مربوط به باکتری‌های مرتبط با دهان بیشتر در دستگاه گوارش نیز دیده می‌شد. در مقابل، این افزایش در افرادی که اختلالات متابولیک داشتند مشاهده نشد. پژوهشگران همچنین اثر عواملی مانند مصرف الکل، ورزش منظم و شاخص توده بدنی را در تحلیل خود در نظر گرفتند و ارتباط مشاهده‌شده همچنان برای هر دو سرطان معده و روده بزرگ پابرجا بود.

نتایج همچنین نشان دادند موضوع فقط به مقایسه ساده میان افراد سالم و مبتلایان به سرطان محدود نیست و الگوها میان گروه‌های بیماری تفاوت دارند. تیم پژوهش، نشانه‌های میکروبی مربوط به بیماران سرطانی را با آزمایش خون مخفی در مدفوع نیز مقایسه کرد؛ آزمایشی که یکی از ابزارهای رایج غربالگری سرطان روده بزرگ است. بر پایه این بررسی، نمونه‌های دهانی که با یک دهان‌شویه ساده جمع‌آوری شده بودند، حساسیت بیشتری نشان دادند. افزون بر این، مدل‌هایی که تنها بر پایه ویژگی‌های میکروبی نمونه‌های دهانی ساخته شده بودند، توانستند در چند گروه مستقل، افراد مبتلا به سرطان را از افراد سالم تفکیک کنند.

اهمیت این نتایج در آن است که شاید اطلاعات مرتبط با سرطان‌های گوارشی را بتوان از نمونه‌ای بسیار ساده‌تر از نمونه مدفوع به دست آورد. با وجود اینکه فقط بخش کوچکی از گونه‌های میکروبی دهان در روده نیز دیده شد، همان بخش کوچک برای مشاهده تفاوت میان گروه‌ها اطلاعات قابل توجهی فراهم کرد. این موضوع به معنای آماده بودن یک آزمایش قطعی برای استفاده عمومی نیست، اما می‌تواند مسیر پژوهش برای ساخت ابزارهای غربالگری کم‌تهاجمی‌تر را روشن‌تر کند.

پژوهشگران تأکید کرده‌اند که باید این نتایج در افرادی که هنوز تشخیص سرطان دریافت نکرده‌اند، در مطالعات آینده‌نگر بررسی شوند. آنان همچنین قصد دارند از روش‌های دقیق‌تر تعیین توالی ژنتیکی استفاده کنند و مشخص سازند که آیا افزایش اشتراک میکروب‌های دهان و روده در ایجاد سرطان نقش دارد، یا خود سرطان شرایط ماندگاری این میکروب‌ها را در دستگاه گوارش فراهم می‌کند، یا هر دو عامل مؤثرند. در صورت تأیید نتایج در جمعیت‌های واقعی غربالگری، آزمایش دهان‌شویه می‌تواند به شناسایی افرادی کمک کند که باید در اولویت بررسی‌های تشخیصی تثبیت‌شده مانند آندوسکوپی یا کولونوسکوپی قرار گیرند.

گفتنی است این یافته‌ها در نشریه علمی Cell Host & Microbe منتشر شده‌اند؛ نشریه‌ای از مجموعه Cell Press که پژوهش‌های مرتبط با میکروب‌ها، میزبان‌های زیستی و ارتباط آن‌ها با سلامت و بیماری را منتشر می‌کند.


۴ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

طبیعت را به افراد غیرطبیعی واگذار کردیم

جوان آنلاین: چرا بعد از این همه سال، ما نه در سطح فرهنگ عمومی و نه سازوکار‌های بالادستی و میان‌دستی مدیریتی‌مان هنوز بلد نیستیم چطور با دریا، ساحل، جنگل، تالاب، دشت و کوهستان رفتار کنیم و از این ثروت‌های خدادادی در جهت حفظ و ارتقای منافع ملی‌مان استفاده کنیم؟ چرا هنوز رابطه ما با طبیعت رابطه به حداکثر رساندن لذت یا حداکثر آسیب و زخم است؟ چرا وقتی به طبیعت می‌رویم بیشتر از آنکه چشم‌مان به طبیعت بیفتد به حواشی تاریک رفتار آدم‌ها در طبیعت می‌افتد؟ چرا گردشگری ما بیشتر از آنکه شبیه مرهم و درآمد باشد شبیه زخم و هزینه است؟ گفت‌وگوی ما با محمد برجی هشتجین، جانباز شیمیایی و فعال حوزه گردشگری در گیلان در این باره است. 

برای مقدمه، از مهم‌ترین دغدغه‌های خودتان شروع کنیم؟

چندی پیش یک مطلب با ته‌مایه‌های طنز می‌خواندم که البته از واقعیتی دردناک خبر می‌داد. اینکه با این عمل‌های جراحی بی‌حساب‌وکتاب و زاویه‌هایی که به صورت‌ها می‌دهند همه صورت‌ها دارد مربع و لوزی می‌شود. همه بینی‌ها دارند شبیه هم می‌شوند. در صورتی که یکی از زیبایی‌های زندگی تنوع چهره‌هاست. حالا همین اتفاق درباره معماری هم می‌افتد. یکی از زیبایی‌های ایران و سفر در گذشته این بود که خانه‌هایی که در شمال ساخته می‌شد کاملاً با خانه‌هایی که در کویر ساخته می‌شد یا خانه‌هایی که در مناطق کوهستانی ساخته می‌شد متفاوت بود. این تنوع معماری و ساخت‌وساز و استفاده از مصالح بومی و در دسترس عین زندگی بود، اما حالا در ارتفاعات گیلان ویلا‌هایی ساخته می‌شود که داد می‌زند مال آن منطقه نیست، مثل وصله‌ای ناجور. 

چند وقت پیش به اتفاق دوستان به منطقه بکر و ییلاقی بعد از ارتفاعات «کیش دیبی» رفته بودیم به نام «آق اولر» که منطقه‌ای تاریخی و باستانی در حوالی سوباتان و مرز خلخال است. واقعاً جای تأسف دارد که در این منطقه ویلا‌هایی ساخته می‌شود که اصلاً با طبیعت و تاریخ این منطقه همخوانی ندارد. در همین منطقه می‌بینید که خانه‌های سه طبقه ساخته شده است. اصلاً منطقه کوهستانی به‌خاطر این است که شما طبیعت آنجا را لمس کنی، کمی سختی و خشونت آنجا را تجربه کنی، وقتی عین امکانات تهران را بخواهی در آنجا پیاده کنی، یعنی آن منطقه را عملاً به سخره گرفته‌ای و از ریشه‌های تاریخی و خاستگاه اقلیمی‌اش بیرون آورده‌ای. شما وقتی حس می‌کنی در کوه هستی که بروی سر چشمه، حس می‌کنی در کوه هستی که با کم‌ترین امکانات خانه را گرم کنی، وقتی همین‌طور بی‌حساب‌وکتاب به همه نقاط گاز و امکانات به اصطلاح رفاهی بدهیم یعنی عملاً آن مناطق را تخریب کرده‌ایم. شما بروید ببینید در همین مناطق چه ویلا‌هایی ساخته‌اند که در هشتپر این ویلا‌ها را پیدا نمی‌کنید. در همه ارتفاعات گیلان تا جایی که من رفته‌ام و دیده‌ام این ساخت‌وساز‌های بی‌قواره و بدون تناسب با اقلیم و فرهنگ منطقه ساخته شده و این منطقه را از اصالت خود بیرون آورده است. 

من با اینکه هشتجینی هستم، اما به خاطر کارم سال‌ها در تهران زندگی کرده‌ام و به خاطر مسئولیتی که داشتم این را کاملاً حس می‌کردم که بین ضعف شخصیتی و فرهنگی و میل به نمایش دادن خود رابطه مستقیمی وجود دارد. دهه‌های قبل ثروتمندان زیادی در همین تهران، تبریز، اصفهان، شیراز و یزد زندگی می‌کردند، اما آیا آنها این همه میل به دست‌اندازی به منابع طبیعی داشتند؟ آن ثروتمندی که در کویر زندگی می‌کرد اقلیم کویر را دوست داشت، با همان اقلیم خو گرفته بود و از طرف دیگر میلی به این نداشت که ثروت خود را مایه نمایش قرار دهد. مسئله امروز جامعه ما طبقه‌ای است که می‌خواهد با دارایی خود نمایش بدهد. حالا در نظر بگیرید که این نمایش می‌خواهد در عرصه‌های طبیعی، در جنگل‌ها، مراتع و ثروت خدادادی این کشور اتفاق بیفتد. خیلی سخت نیست حدس زدن اینکه فاجعه چند برابر خواهد شد. افرادی که می‌خواهند به‌خاطر خودنمایی و فخرفروشی ویلا‌های چشمگیرتر، بزرگ‌تر و باشکوه‌تر را بسازند، اما به چه قیمتی؟ به قیمت از دست رفتن ثروت‌های خدادادی‌مان. به نظرم ما تا زمانی که روی رشد و تربیت آدم‌ها سرمایه‌گذاری نکنیم هرچقدر هم که قانون وضع کنیم و به برخورد‌های قضایی دل ببندیم، این میل به خودنمایی و فخرفروشی به منابع طبیعی ما دست‌درازی خواهد کرد. 

یکی از بحران‌هایمان این است که داشته‌هایمان را به عنوان داشته نمی‌بینیم. بنابراین وقتی چیزی را به عنوان داشته نمی‌بینیم به فکر بهره‌برداری از آن هم نیستیم. سال‌ها پیش یکی از همکارانمان مالزی رفته بود و از اینکه ایرانی‌ها آنجا با دقت در جنگل راه می‌رفتند که نکند به یک برگ آسیب بزنند شگفت‌زده شده بود. چطور می‌شود که ما این‌طور دوگانه رفتار می‌کنیم. من در جنگل‌های گیلان که به نسبت بکرتر از مازندران هستند، حتی آنجایی که کم‌تر شناخته شده‌تر است باز ردپای غلیظ پسماند و زباله را می‌بینم. 

گردشگری بدون تولید زباله و پسماند نیست. ما که نمی‌توانیم به گردشگر بگوییم مطلقاً هیچ زباله‌ای تولید نکن، اما می‌توانیم طوری برنامه‌ریزی کنیم که این پسماند قابل مدیریت باشد، یعنی اولاً گردشگر حاضر نباشد که پسماند خود را در دریا، ساحل و جنگل رها کند، حتی اگر آنجا سطل زباله‌ای نباشد و هم از طرف دیگر امکانات مکانیزه برای مدیریت این پسماند پیش‌بینی شده باشد. این دو باید به موازات هم جلو برود. شما نگاه کنید. گردشگر ما امروز حاضر نیست دوباره به همان جایی برود که در آنجا نشسته بود. چرا؟ چون آنجا را به اندازه کافی آباد کرده است. خب این فاجعه است. بخش زیادی از آسیب جنگل‌ها و سواحل ما به‌خاطر فرهنگ و نگاه ماست. 

انگشت اتهام ما مدام به سمت دیگران است. موضوع اینجاست که آیا چیزی به نام مسئولیت‌های اجتماعی و فردی وجود دارد یا نه؟ 

من بار‌ها شاهد رفتار کسانی بوده‌ام که در عرصه منابع طبیعی به طرز وحشتناکی غیرمسئولانه رفتار می‌کنند. چقدر این وضعیت متناقض است. زباله‌هایشان را در جنگل یا دریا رها می‌کنند و حاضر نیستند در همان جایی بنشینند که روز قبل یا ساعت قبل نشسته بودند. پس چه کار می‌کنند؟ دنبال جای بکر بعدی می‌گردند. دنبال جایی که زباله در آنجا نباشد، اما این افراد به این موضوع فکر نمی‌کنند که این بازی سراسر ضرر را تا کجا می‌توان ادامه داد؟ بالاخره دشت و کوه و جنگل و سواحل و دریا نامحدود که نیست، اما مسئله این است که انگار ما به اینها فکر نمی‌کنیم، یعنی فرد فقط به لذت خود، آن هم به صورت آنی فکر می‌کند و از این مرحله جلوتر نمی‌رود و بدتر این است که همه اینها جلوی چشم کودکان و نوجوان‌ها اتفاق می‌افتد. 

جلوی چشم ما گردشگری در خیلی از همین کشور‌های آسیایی دوروبرمان به یک صنعت تبدیل شده است، اگر بیشتر نباشد کمتر از نفت درآمد ندارد. از طرفی مثل نفت نیست که وقتی استخراج می‌کنی تمام می‌شود، شما اگر از منابع طبیعی‌تان به درستی استفاده کنید در عین استفاده، قابلیت بازسازی و احیا در درون خود آن منابع به شکل خدادادی گنجانده شده است. از طرفی یکی از سرفصل‌های جدی گردشگری، گردشگری طبیعت است، چون آدم‌ها به شکل ذاتی نیاز به دریا و جنگل و دشت و رود و کوهستان دارند. با این حال ما هنوز به شکل همه‌جانبه متوجه اهمیت صنعت گردشگری نشده‌ایم. مسئول بالادستی گردشگری و بوم‌گردی از گردشگری چیزی نمی‌داند. 

چرا؟ 

چون از نزدیک گردشگری را لمس نکرده است. وقتی قانون وضع کردند و جنگل‌نشینان را از جنگل تخلیه کردند روز مرگ جنگل از همانجا شروع شد، به خاطر اینکه جنگل‌نشین، ساکن جنگل و محافظ آن بود. وقتی جنگل‌نشین‌ها از جنگل بیرون آمدند جنگل بی‌صاحب شد. آن زمان هر جنگل‌نشینی یک محافظ و نگهبان برای جنگل بود، اما وقتی این افراد جنگل را ترک کردند سودجویان قاچاق چوب و خاک و ذخایر زیرزمینی دست به کار شدند. همین الان هم دارد این اتفاق می‌افتد. 

چرا ما چیز‌ها را آن‌طور که هست، نمی‌بینیم؟ 

آن آدمی که می‌خواهد برای این افراد تصمیم بگیرد از جنس آنها نیست، در جنگل زندگی نکرده، این زندگی را با تمام ابعاد آن نزیسته است. به‌خاطر اینکه متوجه نیست که اینجا تفرجگاه ایرانی‌هاست بنابراین خیلی ارزش دارد. طرف از بندرعباس بلند می‌شود می‌آید اینجا، برای چه می‌آید. برای اینکه از آن گرمای شدید یک مقدار فارغ شود بیاید از دریا، جنگل، رودخانه و دشت اینجا استفاده کند و با خودش هم درآمد می‌آورد. آن هموطن ما اینجا هزینه می‌کند و درآمدزایی می‌کند برای شهروندان اینجا، از نانوایی و گوشت و مرغ و سوپرمارکت بگیرید تا هتل و بوم‌گردی، رستوران‌ها، کلوچه‌فروش‌ها، ویلادارها، این فرد برای من سرمایه آورده است، اما ما هنوز درک درستی از این ثروت و سرمایه نداریم و نمی‌خواهیم به آن سر و شکل بدهیم و روی آن سرمایه‌گذاری کنیم. 

از زندگی خودم مثال بزنم. من جانباز شیمیایی هستم. قانون و علم پزشکی می‌گوید افرادی که شیمیایی شده‌اند باید در معرض هوای مرطوب باشند. جراحت شیمیایی در درازمدت عوارض خود را نشان می‌دهد. این افراد حتماً باید از امکانات رفاهی در هوای مرطوب استفاده کنند ولی متأسفانه چنین امکاناتی برای جانبازان ـ به‌ویژه جانبازان بالای ۵۰ درصد ـ پیش‌بینی نشده است. سال ۹۲ بود که من به اتفاق یک سری از دوستان روی این موضوع متمرکز شدیم که بیاییم روی یک پروژه دهکده سلامت کار کنیم، هم نیاز‌های جانبازان را ببینیم و هم برای عامه مردم قابل استفاده باشد. بعد از کلی دوندگی سال ۹۶ از طرف اداره کل منابع طبیعی استان گیلان مجوز زمین این دهکده صادر شد. ۱۵۰‌سوئیت در ۱۳ هکتار زمین پیش‌بینی شده بود. همه آنچه ما جزو نیاز‌های جانبازان شناسایی کرده بودیم در نقشه جانمایی شده بود. بازارچه‌های سنتی و فضاسازی‌ها، امکانات درمانی و تفریحی، محل شنای آقایان و بانوان، ایستگاه‌های پلیس، آتش‌نشانی و نظایر آن پیش‌بینی شده بود، به‌گونه‌ای که از محل درآمد‌های این دهکده، هزینه سرویس‌دهی رفاهی برای جانبازان تأمین شود. خب واقعاً اگر اعتقاد داریم که جانبازان ذخیره انقلاب و هشت سال دفاع مقدس هستند، آیا این اظهارنظر قابل جمع است با وضعیتی که ما اصرار داریم آنها و نیازهایشان را نادیده بگیریم؟ ما به اتفاق دوستان می‌خواستیم از این امکانات خدادادی در جهت رشد و توسعه گردشگری شهر و خدمات‌رسانی به آسیب‌پذیرترین جانبازان کشور استفاده کنیم، اما متأسفانه یک سری افراد بر مبنای کوته‌نظری اجازه ندادند که این اتفاق بیفتد، آنها اعتقادی به جانباز و گردشگری نداشتند، اعتقاد نداشتند دیواری که دور خودشان کشیده‌اند باید مثل دیوار برلین فرو بریزد. ما در این کشور یک مشکل عمده داریم و آن این است که بلد نیستیم از ثروت‌هایمان استفاده کنیم. چه این ثروت آدم‌ها باشند و چه جنگل و کوه و دریا. شما احتمالاً تالش رفته‌اید و دیده‌اید خداوند چه نعمت‌هایی را در این منطقه قرار داده است. به فاصله ۲۵ دقیقه دریا و جنگل و کوهستان را می‌بینید، با این همه چرا وضع ما این است؟ ما بلد نیستیم از این ثروت استفاده کنیم. وقتی گردشگر می‌آید اینجا هزینه می‌کند، این هزینه به توسعه شهر کمک می‌کند. خب! پس چرا ما این گردشگر را به درستی نمی‌بینیم؟ چرا فقط دنبال منافع کوتاه‌مدت هستیم؟ چرا این حس را به او نمی‌دهیم که او شریک ماست؟ چرا به حداقل خواست‌های معقول او توجه نمی‌کنیم. 

مشکل کجاست که ما نمی‌توانیم به یک تعامل دوسویه و پیش‌برنده بین بخش خصوصی و دولتی‌مان برسیم؟ 

من پوست‌کنده بگویم کسانی که مدیریت این امور را به عهده گرفته‌اند عموماً اعتقادی به کار گروهی ندارند، چون می‌خواهند انفرادی کار کنند یا بلد نیستند و از گروه می‌ترسند یا منافع خودشان را در خطر می‌بینند. 

شما اشاره کردید که از سال‌های گذشته رفتار تصمیم‌گیران درباره ساکنان جنگل درست نبوده است. از طرفی می‌بینیم جنگل‌نشین‌ها سال‌ها در جنگل زندگی کردند با حداقل پسماند، چرا؟ چون جنگل را خانه خودشان می‌دانستند و کسی علیه خانه خودش رفتار نمی‌کند، اما این رفتار شلخته‌ای که با طبیعت در سال‌های اخیر صورت گرفت محصول این زاویه نگاه است که ما طبیعت را فقط وسیله‌ای برای ارضای لذت دانستیم. 

بله، گرفتار این نگاه‌های تک‌بعدی شده‌ایم. با این حال اگر می‌خواهیم به این وضعیت پایان بدهیم ساکنان واقعی طبیعت را باید در پروسه تصمیم‌گیری برای طبیعت دخالت بدهیم. اگر یکی از جنگل‌نشین‌ها دست‌کم در جلسات استانی مربوط به آنچه در این نقاط می‌گذرد شرکت کند شرایط آرام‌آرام تغییر خواهد کرد. من خبر دارم، حتی در سطح فرمانداری‌ها هم از وجود این افراد استفاده نمی‌شود چه برسد به پایتخت. مسئله دقیقاً اینجاست که پایتخت می‌نشیند مصوبه‌ای کلی را وضع می‌کند بدون اینکه این مصوبه تمام آن ظرافت‌ها و پیچ‌وتاب‌ها را به صورت کارشناسی در نظر گرفته باشد. ما چرا باید گروه‌های محلی و بهره‌بردار را در جلسات کارشناسی راه بدهیم و حرف و موضع آنها را بشنویم؟ چون قرار است برای آنها تصمیم بگیریم و اصلاً پایه شکست تصمیم‌های ما به همین موضوع برمی‌گردد. 

در واقع اگر به دنبال توسعه گردشگری‌مان هستیم و می‌خواهیم از منابع جنگل و دریا به درستی استفاده کنیم حضور افراد آن اقلیم و تأثیرگذار در پروسه تصمیم‌گیری ضروری است. 

بله، چون این افراد درد جنگل، دریا و کوه را می‌فهمد، چون در این جنگل، کوه و دریا زندگی کرده‌اند و می‌توانند توضیح و راهکار بدهند که مشکل جنگل یا دریا کجاست و چگونه قابل حل است. شما گردنه اسالم به خلخال تشریف ببرید از ساعت یک به بعد نمی‌توانید تردد کنید، چون مه غلیظی بلند می‌شود و جاده را کامل می‌پوشاند، ولی افراد محلی در آنجا به راحتی از جاده عبور می‌کنند، چون نقشه این راه و عوارض و فرازونشیب‌هایش را عین کف دست می‌شناسند، اما کسی که در تهران نشسته اینها را نمی‌داند. نمی‌داند اصلاً چه ساعتی مه می‌آید و چه ساعتی می‌رود، جایی که غیرمحلی‌ها در این جاده نمی‌توانند چند متر تکان بخورند بومی‌ها به راحتی می‌آیند و می‌روند. 

آن وقت آدمی که در این مه میخکوب می‌شود، می‌آید تصمیم‌گیری می‌کند برای کسی که عین آب خوردن از این مه رد می‌شود. به نظرم ما به خرد زندگی احترام نمی‌گذاریم. این خرد زندگی ممکن است پیش یک پیرمرد روستایی با ظاهری ساده باشد، اما مثلاً در یک فرد تحصیلکرده دانشگاهی نباشد، یعنی آن دانش به معنای دانستگی و حفظ و انباشت نظریه‌های نزیسته اتفاقاً ممکن است آن فرد را دچار غرور و تعصب کرده باشد و به همه افراد پیرامون خود از بالا نگاه کند. منظورم البته تحقیر کردن تحصیلات دانشگاهی نیست. 

ببینید اگر می‌خواهیم جامعه را از این دریای پرتلاطم عبور بدهیم راهی جز مشارکت مردمی نداریم، آن هم نه به معنای تعارفی کلمه، نه! واقعاً به آرای مردم و دیدگاه‌هایشان برگردیم. از طرفی اگر تصمیم‌گیر خودش را از مردم بالاتر بداند نمی‌تواند مشارکت‌جو باشد، حتی اگر در حرف ادعا کند دنبال مشارکت است. الان دولت می‌داند که چقدر صادرات برای جامعه ما حیاتی است، اما آن کسانی که در این باره مسئولیت‌های میانی دارند هنوز توجیه نیستند که مثلاً اگر می‌خواهند تصمیمی بگیرند که صادرات محصولی باغی به نام کیوی را تحت تأثیر قرار دهد بیایند از تولیدکنندگان و صادرکنندگان کیوی در شهر‌های شمالی در تالش و نقاط دیگر بپرسند ما چطور تصمیم بگیریم که منافع شما تأمین شود. این را نمی‌پرسند، در نهایت چه کسانی ضرر می‌کنند؟ آیا فقط تولیدکنندگان و سردخانه‌دار‌ها و صادرکنندگان ضرر می‌کنند؟ نه! این ضرر دقیقاً متوجه منافع ملی ماست، چون ارز این صادرات وارد پروسه خرید و فروش در همین جامعه می‌شود، چون هزاران کارگر به این واسطه مشغول کار می‌شوند و دولت می‌تواند به درآمد‌های مالیاتی خود برسد. 

شاید مهم‌ترین چالش آنجاست که اکثر مدیران ما مدیر دهان هستند، نه مدیر گوش. آدمی برای اینکه به یک فرد گوش تبدیل شود به نظرم خیلی باید سختی بکشد، چون گوش دادن مستلزم یک وجود آرام، بدون سوءگیری، با توانایی دخالت ندادن پیش‌فرض و ذهنیت ولو به صورت موقت است، بنابراین هر کسی نمی‌تواند گوش بدهد، اما آدم دهان بودن کار ساده‌تری است و اتفاقاً نفس ما معمولاً خواستار این دومی است. 

شما وقتی نگاه می‌کنید می‌بینید از حیث امکانات خدادادی در ایران چیزی کم و کسری نداریم. دریا، جنگل، دشت، کویر و تنوع آب‌وهوایی و اقلیم چهارفصل واقعاً هیچ کم نداریم. چند وقت است عربستان سعودی به دنبال این است که بیابان‌های خود را به جنگل تبدیل کند. می‌دانید چند تریلیارد منابع مالی می‌خواهد، آن هم آیا بشود یا نشود. اما ما بدون اینکه یک ریال هزینه کنیم همه امکانات در اختیارمان قرار گرفته است، اما چه چیزی کم داریم. همان که شما هم اشاره کردید. ما خودمان را به درستی تربیت نکرده‌ایم، همین که دوست داریم به تعبیر شما دهان باشیم تا گوش، یعنی خودمان را تربیت نکرده‌ایم. از طرفی بر جایگاه مدیریتی هم تکیه کرده‌ایم، خود این تمایلات چقدر به کشور و منافع ملی ما آسیب می‌زند، یعنی مبنای تصمیم‌گیری من این است که خودم را نشان بدهم. ما چقدر در این کشور آبشار داریم. شمال آبشار‌هایی داریم که چهارفصل زنده‌اند. رودخانه‌های چهارفصل، کوه‌ها، دریاها، الان چله تابستان در گیلان هوا گرم و شرجی است. ۲۵ دقیقه به سمت ارتفاعات حرکت می‌کنید ساعت سه بعدازظهر به بعد نمی‌توانی با لباس تابستانی زندگی کنی، سردت می‌شود. این در دنیا بی‌نظیر است. کجای دنیا این امکانات طبیعی وجود دارد. این خدادادی است، اما ما هنوز نتوانسته‌ایم این فضا را به درستی لمس کنیم. از این امکان‌ها با وسواس و دقت محافظت کنم و اجازه تعدی و آسیب به این منابع ارزشمند را ندهیم و در ثانی از این منابع در جهت تأمین منافع ملی و ثروت‌آفرینی استفاده کنم. این ضرورتی است که ما هنوز روی آن به درستی کار نکرده‌ایم.




 هشدار نسبت به مصرف خودسرانه استامینوفن تزریقی
۱۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

هشدار نسبت به مصرف خودسرانه استامینوفن تزریقی

مدیر نظارت و ارزیابی مواد و فرآورده‌های دارویی معاونت غذا و دارو با تأکید بر ضرورت مصرف منطقی استامینوفن، گفت: تزریقی بودن یک دارو به معنای اثربخشی بیشتر آن نیست.

 دمای ۵۰ درجه و شرجی ۱۰۰ درصدی در بوشهر
۲۱ ساعت قبل / سایت تابناک

دمای ۵۰ درجه و شرجی ۱۰۰ درصدی در بوشهر

هم‌زمان با ثبت دمای ۵۰ درجه سانتی‌گراد در برخی شهرستان‌های استان بوشهر، رطوبت هوا در شهرهای ساحلی به ۱۰۰ درصد رسید.

 ظفرقندی: کشور بدون انسجام ملی نمی‌تواند از بحران عبور کند
۱۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ظفرقندی: کشور بدون انسجام ملی نمی‌تواند از بحران عبور کند

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: کشور بدون انسجام ملی و بدون همه ایرانیان نمی‌تواند از بحران عبور کند.

 افزایش ساخت، مشکل مسکن را حل نکرد/ قانون پیش‌فروش اصلاح می‌شود
۱۹ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

افزایش ساخت، مشکل مسکن را حل نکرد/ قانون پیش‌فروش اصلاح می‌شود

معاون وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه تجربه دهه ۸۰ و ۹۰ در کشور نشان داد افزایش عرضه مسکن به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله مسکن کشور را حل کند، گفت: نباید سیاست مسکن را صرفاً به مسکن ملکی محدود کنیم. یکی از راه‌حل‌های اصلی برای پاسخگویی به نیاز اقشار کم‌درآمد، راه‌اندازی نظام مسکن استیجاری عمومی و توسعه اجاره‌داری حرفه‌ای است.

 وزیر بهداشت: مسائل مربوط به معیشت اساتید را پیگیری کرده‌ایم
۲۲ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

وزیر بهداشت: مسائل مربوط به معیشت اساتید را پیگیری کرده‌ایم

برنا - گروه اجتماعی؛ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حاشیه بازدید از محل طراحی سؤالات آزمون بورد تخصصی و فوق‌تخصصی، با اشاره به حضور حدود ۲۷۰ استاد از ۲۴...

 ۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست
۸ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست

برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانواده‌ای که با ای‌بی زندگی می‌کند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، می‌تواند به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شود.