قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۰۹

چرا کودکان لجبازی و پرخاشگری می‌کنند؟

یک روان‌شناس با تشریح عوامل متعدد و موثر در شکل‌گیری رفتارهای طبیعی و چالش‌برانگیز کودکان در سنین مختلف، بر نقش کلیدی سبک فرزندپروری آگاهانه، مدیریت تعادل در استفاده از تکنولوژی و تاثیر تنبیه و تشویق بر رفتار کودکان تأکید کرد.
 چرا کودکان لجبازی و پرخاشگری می‌کنند؟

شبنم دوستی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به مهم‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری رفتار کودکان، گفت: رفتار کودکان حاصل تعامل عوامل مختلف است و نمی‌توان آن را به یک عامل نسبت داد. یکی از عوامل مهم، خلق‌ و خو است؛ یعنی ویژگی‌های ذاتی که باعث می‌شود کودکان در برابر موقعیت‌های مختلف واکنش‌های متفاوتی نشان دهند. در کنار آن، سبک فرزندپروری و نوع رابطه والدین با کودک نقش مهمی دارد. والدینی که در کنار محبت، چارچوب و قاطعیت مناسبی دارند، زمینه رشد سالم‌تر کودک را فراهم می‌کنند. کودکان از طریق تجربه، پیامد رفتارهای خود و مشاهده و تقلید از والدین، همسالان و دیگر الگوها، رفتارهای مختلف را یاد می‌گیرند؛ بنابراین رفتار کودک نتیجه تعامل ویژگی‌های فردی و محیطی است.

این روانشناس در خصوص این موضوع که رفتارهای طبیعی کودکان در سنین مختلف تفاوتهایی با هم دارند، بیان کرد: رفتارهای کودکان با افزایش سن و رشد آن‌ها تغییر می‌کند؛ بنابراین رفتاری که در یک سن طبیعی است، ممکن است در سن دیگر نیاز به بررسی داشته باشد. برای مثال، لجبازی و استقلال‌طلبی در سال‌های ابتدایی زندگی، کنجکاوی و سؤال‌های زیاد در سنین پیش‌دبستانی و اهمیت پیدا کردن دوستی‌ها در دوران مدرسه، بخشی از روند طبیعی رشد هستند. با رشد کودک، نحوه فکر کردن، درک احساسات و شیوه ارتباط او با دیگران نیز تغییر می‌کند. البته هر کودک ویژگی‌های فردی و خلق‌وخوی خاص خود را دارد، بنابراین نباید انتظار داشته باشیم همه کودکان در یک سن دقیقاً رفتارهای یکسانی داشته باشند.

دوستی در مورد شکل گیری لجبازی، پرخاشگری یا گوشه‌گیری در کودکان بیان کرد: این رفتارها معمولاً بی‌دلیل نیست و اغلب از یک نیاز ارضانشده یا احساسی که کودک نمی‌تواند آن را بیان کند، نشات می‌گیرد. گاهی کودک نیاز دارد بیشتر دیده شود، گاهی احساس ناکامی می‌کند، گاهی در تلاش برای استقلال است و گاهی هم خشم یا دلخوری‌اش را از طریق رفتارهایی مثل لجبازی یا پرخاشگری نشان می‌دهد. از طرف دیگر، اگر این رفتارها باعث شوند کودک به توجه یا خواسته‌اش برسد، ممکن است به مرور تقویت شوند. به همین دلیل، بهتر است والدین به جای تمرکز فقط روی رفتار، به این فکر کنند که «پشت این رفتار چه نیازی وجود دارد؟» وقتی نیازهای عاطفی کودک دیده شود و زمان باکیفیتی با او سپری شود، بسیاری از این رفتارها به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند.

وی با تشریح این موضوع که نقش خانواده و سبک فرزندپروری در رفتار کودک چقدر مهم است، اظهار کرد: خانواده اولین و مهم‌ترین محیطی است که رفتار کودک در آن شکل می‌گیرد. شیوه برخورد والدین، نوع ارتباط، قوانین خانه و سبک فرزندپروری، بر رشد هیجانی، اجتماعی و رفتاری کودک تأثیر زیادی دارد. با ورود کودک به مدرسه، نقش همسالان، معلمان و محیط اجتماعی پررنگ‌تر می‌شود، اما نقش خانواده همچنان پایه‌ای باقی می‌ماند. زمانی که رابطه والد و کودک بر پایه محبت، احترام و در عین حال قاطعیت باشد، کودک نه‌تنها قوانین را بهتر می‌پذیرد، بلکه به‌تدریج آن‌ها را درونی می‌کند و حتی در نبود والدین هم بیشتر به آن‌ها پایبند می‌ماند. به همین دلیل، سبک فرزندپروری آگاهانه یکی از عوامل مهم در پیشگیری از بسیاری از مشکلات رفتاری کودکان است.

دوستی با بیان این که آیا تنبیه و تشویق واقعا روی رفتار کودک اثر دارد؟ گفت: تشویق و تنبیه هر دو می‌توانند بر رفتار کودک اثر بگذارند، اما معمولاً تشویق رفتارهای مطلوب اثر ماندگارتر و مؤثرتری دارد. تنبیه ممکن است در کوتاه‌مدت رفتار نامطلوب را متوقف کند، اما اگر به‌درستی استفاده نشود، می‌تواند باعث ترس، لجبازی یا حتی پنهان کردن رفتار شود. بهترین روش این است که والدین به جای تمرکز بر تنبیه، رفتارهای مطلوب کودک را به‌موقع و متناسب تشویق کنند. برای رفتارهای نامطلوب هم از پیامدهای منطقی و متناسب استفاده کنند و در مورد رفتارهای خفیف و توجه‌طلبانه، گاهی نادیده گرفتن رفتار می‌تواند مؤثر باشد. هدف از تربیت این نیست که کودک فقط از ترس تنبیه رفتار درستی داشته باشد، بلکه یاد بگیرد چرا یک رفتار درست یا نادرست است.

وی درباره استفاده زیاد از تبلت و موبایل بر رفتار کودکان بیان کرد: تبلت و موبایل به خودی خود ابزارهای منفی نیستند و اگر هدفمند استفاده شوند، می‌توانند به یادگیری و آموزش مهارت‌های مختلف کودکان کمک کنند. اما وقتی استفاده از آن‌ها زیاد شود و جای تعامل با خانواده، بازی و فعالیت‌های واقعی را بگیرد، ممکن است بر رفتار و رشد هیجانی کودک اثر منفی بگذارد. محتوای نامناسب یا بازی‌های خشونت‌آمیز می‌توانند احتمال تقلید رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش دهند و استفاده زیاد از محتواهای سریع و پاداش‌دهنده ممکن است تحمل صبر و کنترل هیجان را دشوارتر کند، بنابراین مسأله اصلی حذف تکنولوژی نیست، بلکه ایجاد تعادل است؛ والدین باید برای زمان و نوع استفاده از صفحه‌نمایش قانون مشخص داشته باشند و در کنار آن، فرصت کافی برای بازی، ارتباط با دیگران و فعالیت‌های واقعی فراهم کنند.

انتهای پیام



۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛

آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظه‌ای که از حوزه امتحان خارج می‌شوند، مرحله تازه‌ای آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخ‌ها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورت‌بندی می‌کند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدت‌هاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانواده‌ها برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، دانش‌آموزان ماه‌ها زندگی خود را حول آن سامان می‌دهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار می‌گیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.

وی در تحلیل خود تأکید می‌کند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماه‌های منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی می‌کنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشرده‌ای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا می‌کند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعه‌ای از ساعت‌های مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل می‌شود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمون‌های آزمایشی ایجاد می‌شود. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که آزمون تمام می‌شود و این سه ستون ناگهان فرو می‌ریزند.

مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد می‌کند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطه‌ای است که می‌تواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحله‌ای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورت‌بندی جامعه‌شناختی و اکتشافی برای توصیف تجربه‌ای جمعی است؛ تجربه‌ای که می‌تواند در آینده موضوع پژوهش‌های دقیق‌تر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماه‌ها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون می‌دانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درس‌هایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه می‌شود.

این فراغت اما لزوماً آرامش‌بخش نیست

به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخاب‌شده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانی‌مدت است. فرد ماه‌ها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی می‌ماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤال‌های آزمون زندگی می‌کند. سؤال‌ها دوباره در ذهنش مرور می‌شوند؛ پاسخ‌ها زیر و رو می‌شوند و پرسش‌هایی مانند «اگر گزینه دیگری را می‌زدم چه می‌شد؟» یا «نکند سؤال ساده‌ای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار می‌شوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.

مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونی‌سازی نظام ارزشیابی» مرتبط می‌داند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل می‌شود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی می‌کند. در نتیجه، داوطلب نمی‌تواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخ‌گویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانواده‌ها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گسترده‌تری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال می‌کنند و همین امر باعث می‌شود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش ساده‌ای مانند «چه رتبه‌ای می‌آوری؟» می‌تواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمی‌داند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس می‌کند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همین‌جا، «برزخ انتظار» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی می‌کند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانش‌آموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق می‌تواند احساس بلاتکلیفی و بی‌جهتی ایجاد کند.»

تعلیق هستی شناختی موقت

مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستی‌شناختی موقت» توصیف می‌کند؛ دوره‌ای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شده‌اند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیت‌های ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطراب‌هایی است که در ماه‌های قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل می‌شدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دست‌کم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی می‌تواند گسترده‌تر شود و پرسش‌هایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسان‌های خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخ‌هایی که در جلسه داده شده‌اند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمی‌های افراطی پناه می‌برند. ساعت‌ها حضور در فضای مجازی، اسکرول بی‌هدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع می‌تواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد می‌کنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.

در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته می‌کند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامه‌ای ندارد. نوجوان را ماه‌ها برای یک روز آماده می‌کنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمی‌کنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب می‌کند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمی‌گردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راه‌حل نیز صرفاً در توصیه‌های فردی خلاصه نمی‌شود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پل‌های معنایی» ایجاد کنند.

دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی:

از منظر جامعه‌شناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار داده‌اند. خانواده یکی از مهم‌ترین این ساختارهاست. خانواده‌ها می‌توانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر می‌کنی چه رتبه‌ای می‌آوری؟» باشد، می‌توان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک می‌تواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانش‌آموز را رها کند. مدارس می‌توانند برای روزها و هفته‌های پس از آزمون، برنامه‌های مشاوره‌ای طراحی کنند؛ برنامه‌هایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفت‌وگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانه‌ها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانه‌ای تنها بر رتبه‌های برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشته‌های خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزش‌گذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تاب‌آوری، مسیر زندگی و تجربه‌های متنوع موفقیت می‌تواند نگاه جامعه را از «نتیجه‌محوری» به «فرآیندمحوری» نزدیک‌تر کند.


۷ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

آشپز قاتل با رضایت خانواده مقتول از پای چوبه دار به زندگی بازگشت

کد خبر: 787402 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۱۹:۲۶:۰۸ اعتمادآنلاین |

آشپز جوان رستورانی که در جریان درگیری با همکارش او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و دو کارگر دیگر را هم زخمی کرده بود، پس از صدور حکم قصاص با رضایت اولیای دم از مجازات مرگ نجات یافت، اما قرار است دوباره از جنبه عمومی جرم محاکمه شود.

به گزارش سایت جنایی، روزهای پایانی مهر ۱۴۰۱، گزارش وقوع درگیری خونین در رستورانی واقع در شمال تهران به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ اعلام شد. بنابراین ماموران کلانتری ۱۰۱ تجریش برای بررسی ماجرا راهی محل حادثه شدند.

ماموران هنگام حضور در رستوران با صحنه‌ای خونین روبه‌رو شدند و دیدند سه کارگر جوان رستوران بر اثر اصابت ضربات چاقو زخمی شده‌اند و مرد جوان دیگری که آشپز رستوران است، دست‌هایش مجروح شده است.

مجروحان بلافاصله برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، اما تلاش پزشکان برای نجات یکی از کارگران نتیجه نداد و او بر اثر شدت جراحات جان باخت. دو کارگر دیگر که در جریان درگیری زخمی شده بودند زنده ماندند و آشپز جوان هم که دست‌هایش زخمی شده بود، پس از انتقال به بیمارستان نجات یافت.

این در حالی بود که تحقیقات پلیس درباره این درگیری نشان داد آشپز رستوران عامل قتل همکارش بوده است. او پس از دستگیری به قتل اعتراف کرد و درباره علت وقوع این درگیری خونین توضیح داد.

متهم در جریان تحقیقات گفت: «من آشپز هستم و در رستوران کار می‌کردم، مقتول هم یکی از کارگران سالن بود. اختلاف ما  چند روز قبل از حادثه بر سر نحوه کار مقتول شروع شده بود. من از او می‌خواستم مدت زیادی در سالن نماند و سفارش‌ها را زودتر به آشپزخانه برساند و بعد دوباره به سالن برود.»

اما به گفته متهم، مقتول در پاسخ به این درخواست گفته بود سالن رستوران همیشه شلوغ است و نمی‌تواند سفارش‌ها را با سرعتی که آشپز می‌خواهد به او برساند. همین موضوع باعث شده بود بین‌شان جروبحث و درگیری لفظی شکل بگیرد.

دیگران هم گفتند این اختلاف کاری تا شب حادثه ادامه پیدا کرد و آن شب آشپز و مقتول بار دیگر بر سر همان موضوع با یکدیگر مشاجره کردند. هنگام وقوع آخرین درگیری، سایر کارگران رستوران خواب بودند و فقط  آن دو نفر بیدار بودند.

وقتی جروبحث بین آنها بالا گرفت، آشپز به‌شدت عصبانی شد، به آشپزخانه رفت و یک چاقو برداشت، بعد هم با چاقو به مقتول حمله کرد و ضرباتی به او زد.

در همین بین صدای درگیری و سروصدای آنها باعث شد دو کارگر دیگر از خواب بیدار شوند و برای جدا کردن آشپز و مقتول تلاش کنند، اما آنها هم در جریان حمله با ضربات چاقو زخمی شدند.

پس از انتقال مجروحان به بیمارستان، یکی از کارگران که طرف اصلی درگیری با آشپز بود بر اثر شدت جراحات جان باخت و همان موقع بود که تحقیقات جنایی برای روشن شدن ابعاد قتل آغاز شد. آشپز که در جریان درگیری زخمی شده بود، بعد از انجام درمان و بهبود تحت بازجویی قرار گرفت و به قتل همکارش اعتراف کرد.

به این ترتیب پرونده با تکمیل تحقیقات در دادگاه کیفری تحت رسیدگی قرار گرفت و آشپز جوان به اتهام قتل به قصاص محکوم شد. در ادامه روند رسیدگی حکم در شعبه ششم دیوان عالی کشور  تایید و پرونده برای اجرای حکم به شعبه دوم اجرای احکام ارسال شد.

بعد از ارسال پرونده به شعبه دوم اجرای احکام، تلاش‌ها برای جلب رضایت اولیای دم آغاز شد. در این مدت چند جلسه صلح و سازش برگزار و موضوع پرونده با خانواده مقتول در میان گذاشته شد تا اینکه در نهایت پدر و مادر مقتول از قصاص فرزندشان گذشت کردند.

بر اساس توافق انجام‌شده، اولیای دم در قبال دریافت وجه‌المصالحه رضایت خود را اعلام کردند، به این ترتیب حکم قصاص قاتل منتفی شد. اما با گذشت خانواده مقتول، قرار است قاتل از جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه و پس از تعیین تکلیف این بخش از پرونده نیز روشن شود.

  اخبار مرتبط بخشش قاتل 4 سال بعد از نزاع مرگبار قتل به خاطر سبقت گرفتن/ قاتل بخشیده شد


۸ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

نکات مهم برای انتخاب مهدکودک مناسب

به گزارش شهرآرانیوز؛ انتخاب مهدکودک برای بسیاری از والدین، تنها یک تصمیم اداری یا مکانی برای نگهداری کودک در ساعات کاری است، اما واقعیت این است که این انتخاب، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های تربیتی دوران خردسالی محسوب می‌شود. کودک بین ۲ تا ۶ سال، نه فقط از نظر جسمی که از نظر روانی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی در حساس‌ترین مرحله شکل‌گیری شخصیت خود قرار دارد. یک مهدکودک نامناسب می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری را وارد کند که تا سال‌ها در رفتار و باور‌های کودک باقی می‌ماند. سلامت جسمی و ایمنی؛ خط قرمز اول

امنیت فیزیکی، نخستین شرط انتخاب است. مهدکودکی که استاندارد‌های ایمنی (نرده‌های محکم، پریز‌های ایمن، وسایل بازی استاندارد و...) را رعایت نکند، کودک را در معرض خطر آسیب‌های بدنی قرار می‌دهد. همچنین رعایت بهداشت فردی و جمعی، تهویه مناسب، و کیفیت غذای سروشده، تأثیر مستقیم بر سیستم ایمنی و رشد جسمی دارد. کودکی که مدام بیمار می‌شود یا دچار سوءتغذیه است، بخش بزرگی از انرژی خود را برای بهبودی صرف می‌کند نه برای رشد ذهنی و عاطفی.

در ادامه حتما بخوانید رهبر شهید انقلاب، قهرمانی برای بچه‌های امروز رشد عاطفی و روانی؛ بنیاد اعتماد به نفس

مهدکودک، اولین اجتماع رسمی کودک خارج از خانواده است. برخورد مربیان با گریه، عصبانیت یا خجالت کودک، الگوی او برای مدیریت هیجانات می‌شود. محیطی که در آن به احساسات کودک بی‌توجهی یا با تنبیه و تحقیر پاسخ داده شود، زمینه‌ساز اضطراب، کم‌رویی یا پرخاشگری خواهد بود. در مقابل، مهدی که مربیان آن با صبر و همدلی رفتار می‌کنند، به کودک می‌آموزد که احساساتش ارزشمند است و او توانایی کنارآمدن با چالش‌ها را دارد. این سرمایه‌ای برای سلامت روان در تمام عمر است. بعد اخلاقی؛ وجدان عملی کودک را می‌سازد

کودک در این سن، مفاهیم درست و نادرست، خوب و بد، عدالت و ظلم را نه از طریق آموزش مستقیم که از طریق مشاهده رفتار بزرگسالان و جو حاکم بر محیط می‌آموزد. مهدکودکی که با عوامل اجرایی و آیین‌نامه‌هایش به تفاوت‌های فردی احترام می‌گذارد، راست‌گویی و مهربانی را در عمل تمرین می‌کند و با کودک همان‌طور رفتار می‌کند که انتظار دارد او با دیگران رفتار کند، در واقع بنیان وجدان اخلاقی کودک را می‌سازد. اگر در این سال‌ها کودک شاهد بی‌عدالتی، دروغ یا بی‌احترامی در مهد باشد، این الگو‌ها در ضمیر ناخودآگاهش حک می‌شود و بعد‌ها باور‌های اخلاقی او را شکل می‌دهد، حتی اگر خانواده در خانه کاملاً متعهد باشد. بعد مذهبی؛ شکل‌گیری اولین تصاویر ذهنی از خدا و عبادت

این بخش عمیق‌ترین و پنهان‌ترین تأثیر را بر هویت کودک می‌گذارد. کودک خردسال، مفهوم خدا، دعا، یا معنویت را از طریق حس و تجربه درک می‌کند، نه از طریق استدلال. مهدکودک باید این چنین باشد

_ با کودک با مهربانی بی‌چون‌وچرا رفتار کند (چون این اولین تصویر از رحمت الهی است).

_ لحظات سکوت، آرامش و شکرگزاری را (مثلاً پیش از غذا یا پس از بازی) به‌عنوان یک عادت لذت‌بخش، نه یک دستور خشک، تمرین کند.

_ در مناسبت‌های مذهبی، به‌جای شلوغی و تشریفات سطحی، بر معانی ساده مثل دوست‌داشتن، بخشش و کمک به دیگران تأکید کند.

_ به سؤالات فلسفی کودک (مثل «خدا کجاست؟») با پاسخ‌های متناسب با سن و سرشار از احترام، نه طرد یا پاسخ‌های ترس‌آور، پاسخ دهد.

در واقع مهد دارد نخستین نگاره ذهنی کودک از دین را ترسیم می‌کند. اگر این نگاره با ترس، اجبار، یا رفتار‌های دوگانه (حرف خوب، عمل بد) همراه شود، کودک تا سال‌ها از معنویت گریزان خواهد ماند. اما اگر مهد، فضایی باشد که کودک در آن آرامش، محبت بی‌قیدوشرط و نظم معناگرا را تجربه کند، این خاطره، ریشه ایمان قلبی او در بزرگسالی خواهد شد. هماهنگی این فضا با باور‌های خانوادگی نیز از سردرگمی هویتی کودک جلوگیری می‌کند. مهارت‌های اجتماعی و استقلال

مهدکودک خوب، بستری برای آموختن مشارکت، نوبت گرفتن، حل اختلاف با همسالان و تحمل ناکامی است. اما اگر برنامه مهد بیش از حد ساختاریافته یا برعکس، کاملاً بی‌قاعده باشد، این فرصت از بین می‌رود. محیط ایده‌آل، تعادلی بین بازی آزاد و فعالیت‌های گروهی هدف‌مند ایجاد می‌کند تا کودک بتواند هم استقلال فردی و هم همکاری جمعی را تجربه کند. این انتخاب بیش از آنچه فکر می‌کنیم سرنوشت ساز است

مهدکودک فقط یک مکان نیست؛ یک زیست‌بوم تربیتی است. در انتخاب آن، به‌جای زیبایی ساختمان یا شهرت اسمی، به این سؤالات پاسخ دهید: مربیان چگونه با کودک بهانه‌گیر یا پرخاشگر رفتار می‌کنند؟ آیا خط‌مشی اخلاقی و تربیتی مشخصی دارند؟ فضای معنوی حاکم، آرامش‌بخش است یا تنش‌زا؟ به نیاز‌های فردی و سؤالات وجودی کودکان توجه می‌شود؟ و...

به‌خاطر داشته باشیم که هزینه‌های یک انتخاب اشتباه، نه به‌صورت فوری، بلکه در قالب کاهش اعتمادبه‌نفس، مشکلات رفتاری در مدرسه، گریز از معنویت، یا ضعف در روابط عاطفی در نوجوانی و بزرگسالی، خود را نشان می‌دهد. پس این تصمیم را با وسواس، تحقیق میدانی، و گفت‌و‌گو با والدین دیگر بگیریم. سرمایه‌گذاری روی این چند سال، در واقع سرمایه‌گذاری روی شخصیت، اخلاق، ایمان و سلامت روان کودکی است که قرار است فردایی سازنده باشد و آینده فرزندمان، ارزش این دقت و وقت‌گذاری را دارد.

منبع: فارس 

در ادامه حتما بشنوید توصیه مادر رهبر شهید به همه مادران: به بچه‌هایتان دروغ نگویید تا آن‌ها هم دروغ نگویند




 رئیس جمهور: حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد - سلام نو
۱۳ ساعت قبل / سایت سلام نو

رئیس جمهور: حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد - سلام نو

مسعود پزشکیان رئیس جمهور توافق اخیر را عزتمندانه و ارزشمند دانست و گفت: حتی یک بند در این توافق پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد؛ همه تعهدات مربوط به طرف مقابل است.

 ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یک‌طرفه شد
۱۱ ساعت قبل / سایت رکنا

ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یک‌طرفه شد

رکنا:جانشین پلیس راه راهور فراجا از ممنوعیت تردد در مسیر جنوب به شمال محور چالوس و آزادراه تهران–شمال تا اطلاع بعدی و ترافیک سنگین در برخی محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران خبر داد.

 پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود
۱۳ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیش‌بینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنک‌تر می‌شود

در حالی که گرمای تابستان همچنان در بسیاری از مناطق کشور ادامه دارد، پیش‌بینی‌های هواشناسی از کاهش نسبی دما در روزهای پایانی مردادماه خبر می‌دهد؛ تغییری که به گفته کارشناسان، قرار نیست به‌صورت ناگهانی رخ دهد و به‌تدریج و با عبور سامانه‌های جوی مختلف اتفاق خواهد افتاد.

 سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص
۵ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیم‌گیری با ۱۵ متخصص

پل B1 کرج که در آستانه افتتاح قرار داشت، در جریان حمله فروردین‌ماه دشمن آمریکایی-صهیونیستی آسیب جدی دید. اکنون یک هیئت ۱۵ نفره از متخصصان سازه و پل‌سازی مأمور تعیین سرنوشت بازسازی این پروژه شده‌اند.

 شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»

سرطان پستان سه‌گانه‌منفی از دشوارترین انواع این بیماری برای درمان است و به‌دلیل توان بالای گسترش به اندام‌های دیگر، نیازمند روش‌های دقیق‌تر برای شناسایی بیماران پرخطر و انتخاب درمان مناسب است.

 هشدار نسبت به مصرف خودسرانه استامینوفن تزریقی
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

هشدار نسبت به مصرف خودسرانه استامینوفن تزریقی

مدیر نظارت و ارزیابی مواد و فرآورده‌های دارویی معاونت غذا و دارو با تأکید بر ضرورت مصرف منطقی استامینوفن، گفت: تزریقی بودن یک دارو به معنای اثربخشی بیشتر آن نیست.