
سیدامین طباطبایی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه عملکرد نظام آموزش عالی در حوزههای مختلف یکسان نبوده است، اظهار کرد: در برخی رشتهها مانند پزشکی، مهندسی و فناوری، دانشگاههای کشور توانستهاند نیروی انسانی متخصص تربیت کنند و در شکلگیری زیرساختهای ملی، توسعه فناوری، پیشرفتهای پزشکی و رشد شرکتهای دانشبنیان نقش قابل توجهی ایفا کنند. این دستاوردها نشان میدهد که در این حوزهها ارتباط میان آموزش، پژوهش و نیازهای جامعه تا حد زیادی برقرار شده است.
وی افزود: اما در بخشی از علوم انسانی و اجتماعی، از جمله اقتصاد، مدیریت و برخی رشتههای مرتبط با سیاستگذاری عمومی، همچنان فاصله قابل توجهی میان دانش آکادمیک و مسائل واقعی جامعه وجود دارد. البته این بدان معنا نیست که همه کاستیها ناشی از دانشگاه است؛ زیرا کیفیت حکمرانی، سیاستهای اجرایی، ساختارهای نهادی و شرایط اقتصادی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. با این حال، آموزش عالی باید بتواند نقش فعالتری در ارائه راهحلهای کاربردی برای مسائل کشور ایفا کند. معیار موفقیت آموزش عالی نباید صرفاً تعداد فارغالتحصیلان، مقالات علمی یا رتبههای بینالمللی باشد، بلکه باید میزان اثرگذاری آن در حل مسائل جامعه، افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت حکمرانی و خلق ارزش اقتصادی و اجتماعی نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه طی دهههای گذشته، دانشگاه بیشتر بهعنوان نهادی برای انتقال دانش و تولید مقاله تعریف شده است، عنوان کرد: در حالی که از دانشگاه انتظار میرود علاوه بر آموزش و پژوهش، در حل مسائل جامعه و خلق ارزش نیز نقشآفرین باشد. کارآفرینی صرفاً به معنای تأسیس شرکت یا راهاندازی کسبوکار نیست، بلکه توانایی تبدیل دانش به ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فناورانه است. اگر دانشجوی اقتصاد بتواند برای یک مسئله اقتصادی راهکار عملی ارائه دهد، یا دانشجوی مهندسی فناوری قابل استفاده در صنعت تولید کند، هر دو در مسیر کارآفرینی و ارزشآفرینی قرار گرفتهاند.
طباطبایی گفت: برای کاهش این شکاف، لازم است آموزشهای نظری با پروژههای واقعی، همکاری با صنعت و دستگاههای اجرایی، آموزش مهارتهای حل مسئله، کار تیمی، مدیریت پروژه و آشنایی با فضای کسبوکار تلفیق شود. همچنین نظام ارزیابی اعضای هیئت علمی نیز باید علاوه …












