
به گزارش خبرنگار مهر، سفر به کربلا در ادبیات فارسی، معمولاً با نیت زیارت آغاز میشود؛ قهرمان چمدانش را میبندد، دلش راهی حرم میشود و قدم در مسیر اربعین میگذارد. اما ابراهیم اکبری دیزگاه در «طوطی و تاول» این الگو را بر هم میزند. او داستان مردی را روایت میکند که اصلاً قصد رفتن به کربلا را ندارد؛ مردی که تنها برای گرفتن یک طوطی راهی سفر شده، اما یک اشتباه ساده مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و او را ناگهان در مرز مهران قرار میدهد.
همین آغاز متفاوت، «طوطی و تاول» را از بسیاری از آثار اربعینی متمایز میکند. این کتاب نه یک سفرنامه صرف است و نه یک رمان کلاسیک؛ بلکه روایتی داستانی از سفری بیرونی و درونی است؛ سفری که از جادههای منتهی به کربلا عبور میکند اما مقصد نهایی آن، تغییر نگاه انسان به خود، جهان و امام است.
کربلا؛ مقصدی که انتخابت میکند
شخصیت اصلی داستان، «صابر خرم»، مردی معمولی است که برای خرید طوطی از تالش راهی اصفهان میشود. اما اشتباه در انتخاب وسیله نقلیه، او را به مهران میرساند؛ جایی که میلیونها زائر آماده ورود به مسیر اربعین هستند.
او نه گذرنامه دارد، نه ویزا و نه حتی برنامهای برای زیارت. همین وضعیت، نقطه شروع ماجرایی است که هرچه پیش میرود، رنگی عرفانیتر پیدا میکند. صابر میان بازگشت و ادامه مسیر مردد است، اما جریان اتفاقات، او را قدمبهقدم به سوی کربلا میکشاند.
اکبری دیزگاه در همان صفحات ابتدایی، این پرسش را پیش روی مخاطب قرار میدهد که آیا همیشه انسان مقصد را انتخاب میکند یا گاهی مقصد است که انسان را فرامیخواند؟
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، عبور غیرمنتظره شخصیتهای داستان از مرز است. پیرمرد راننده کامیونی که کیسههای آرد حمل میکند، سه مسافر بدون مدرک را میان بارهای خود پنهان میکند تا آنها را به عراق برساند.
این بخش، صرفاً یک ماجرای هیجانانگیز نیست. نویسنده از دل همین موقعیت، مفاهیمی مانند اعتماد، ایثار و امید را بیرون میکشد. صحنهای که شخصیتها زیر انبوه کیسههای آرد در آستانه خفگی قرار میگیرند، علاوه بر ایجاد تعلیق، استعارهای از تولدی دوباره است؛ گویی برای رسیدن به کربلا باید از دل تاریکی و سختی عبور کرد.
اربعین از نگاه …













