
لیلا کفاشزاده، پژوهشگر حوزه آیین و فرهنگ، با اشاره به یکی از بزرگترین چالشهای تولید عروسک در کشور در گفتوگو با خبرنگار مهر گفت: در نمایشگاههای صنایع دستی، فروشگاهها و مغازههای سوغاتیفروشی، عروسکهای شبهباربی با لباس محلی دیده میشود که با هدف سوغات فرهنگی از کشورمان ارائه میشوند، اما بدن لاغر و کشیده باربی، جنس پلاستیکی و کارخانهای بودن آن، در تقابل با لباس کردی یا قشقایی قرار میگیرد و نمیتواند نماینده فرهنگی یک کشور یا یک قوم ایرانی باشد.
کفاشزاده، به دو دسته از عروسکها در تقسیمبندی جهانی اشاره و بیان کرد: در جهان دو نوع تقسیمبندی رایج برای عروسکها وجود دارد. یکی «عروسکهای لباس ملی» یا national costume dolls و دیگری «عروسکهای مردمساخت» یا folk dolls هستند. عروسکهای لباس محلی، عروسکهایی هستند که در آنها بدن و ساختار عروسک در اولویت نیست و تأکید اصلی بر لباس ملی کشور یا قوم طراحی شده است و بدن این گروه از عروسکها میتواند پلاستیکی باشد.
این پژوهشگر، در ادامه گفت: عروسکهای مردمساخت، دقیقاً در فرم، ساختار، جنس بدن، لباس و آرایههای خود، نه برای فروش و نه برای معرفی، بلکه فقط برای بازی یا اجرای آیین و مصرف شخصی ساخته میشوند و روش ساخت آنها نیز از نسلهای قبل به نسل بعدی منتقل میشود. این دسته از عروسکها قابلیت بالایی برای تبدیل شدن به کالای فرهنگی دارند، اما چون سازندگان آنها الزاماً هنرمند نیستند و با اصول تولید اثر هنری و بازاریابی محصولات فرهنگی آشنایی ندارند، خروجی کار ممکن است برای فروش، عرضه و حتی صادرات مناسب نباشد.
او، با تأکید بر اینکه گستره فرهنگی فقط به لباس محدود نمیشود، گفت: آناتومی بدن اقوام، خطوط صورت، معماری، نقش و نگارهای مربوط به مناطق مختلف، سوزندوزیها و هنرهای سنتی هر شهر، مجموعهای از نشانههای فرهنگی هستند که باید بازطراحی و تولید شوند تا یک عروسک بتواند نماینده فرهنگی یک استان باشد.
کفاشزاده، مهمترین عنصر تبدیل یک عروسک بومی به یک محصول فرهنگی اثرگذار را هویت نهفته در عروسک دانست و بیان کرد: یک سوغات معمولی فقط ارزش تزئینی یا یادگاری دارد، اما یک عروسک بومی میتواند حامل بخشی از حافظه فرهنگی یک جامعه باشد. وقتی مخاطب بداند این عروسک نماینده چه قومی …








