
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، فاطمه باقری استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در گفتوگوی اختصاصی، بر فروپاشی امنیت و گستاختر شدن متجاوز، در صورت اتکای صرف به معاهدات کاغذی بدون پشتوانه تاکید کرد.
مشروح مصاحبه به شرح زیر است:
تسنیم: به عنوان نخستین پرسش، اگر بخواهیم از منظر فقه سیاسی اسلام و نظریههای روابط بینالملل به مسئله نگاه کنیم، حد و مرز معرفتشناختی دیپلماسی با دشمنی که بدعهدی و عهدشکنی را به یک الگوی رفتاری و ساختاری تبدیل کرده کجاست؟ در شرایطی که نظامات و سازمانهای بینالمللی فاقد ضمانت اجرایی عادلانه هستند، حقوق بینالملل چه ابزار نظری یا جایگزینی برای مهار چنین کنشگرانی ارائه میدهد؟
مسئلهای که مطرح فرمودید، دقیقاً نقطهعطف چالشهای امروز ما در کلاننظریه روابط بینالملل و اندیشه سیاسی اسلام است. برای درک درست این موضوع باید مسئله را در دو سطح اندیشه اسلامی و نظریههای روابط بینالملل تفکیک و تحلیل کنیم. اگر از منظر معرفتشناختی و منظومه فکری فقه سیاسی اسلام به مسئله بپردازیم، اصل اولیه در روابط خارجی جامعه اسلامی بر پایه وفای به عهد، پایبندی به پیمانها و اصل سلم صلح و زیست مسالمتآمیز استوار است. اسلام هیچگاه آغازگر جنگ یا نقضکننده پیمانها نبوده و نیست. اما این صلح و عهد در اندیشه اسلامی، هرگز یکطرفه، انفعالی، سادهلوحانه یا بر پایه خوشبینی منفعلانه تعریف نمیشود، و در مبانی قرآنی و فقهی، آیات متعددی داریم که قواعد رفتاری ما را در برابر معاهدات روشن میسازند. به عنوان نمونه آیه شریفه «فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ» (تا زمانی که بر عهد خود ایستادند، شما هم بایستید) صریحاً قاعدهای متقابل، عقلانی و هوشمندانه را بیان میکند.
اما چالش اصلی زمانی رخ میدهد که کنشگر مقابل وارد مرحله نقض عهد ساختاری میشود؛ یعنی عهدشکنی برای او یک استثنای مقطعی نیست، بلکه یک ابزار محاسباتی، تاکتیک مداوم و جزئی از دکترین رفتاری و سلطهگرایانهاش است. در این شرایط، فقه سیاسی اسلام مرز دیپلماسی را کاملاً تغییر میدهد. در چنین وضعیتی، تداوم دیپلماسی انفعالی، لبخند زدنهای بیحاصل یا دلخوشکردن به امضاها و وعدههای بیضمانت، خروج صریح از عقلانیت اسلامی و نقض قاعده …








