
دانشگاه آزاد اطلاعیه داد

هشدار اورژانس ۱۱۵ مشهد پیرامون عارضه شایع «خونریزی بینی»
به گزارش شهرآرانیوز، سید وحید ظهیری، با تاکید بر اهمیت و لزوم آگاهی مردم در خصوص انواع و علل ایجاد خونریزی بینی افزود: خونریزی بینی مشکل شایعی است که در بیشتر موارد با کمکهای اولیه صحیح و در منزل قابل کنترل و درمان است، اما برخی از خونریزیهای بینی هشدار دهنده و به درمان پزشکی خاص نیاز دارند.
وی بیان کرد: خونریزی بینی یک خونریزی مویرگی است و انتظار میرود به مدت پنج تا ۱۰ دقیقه با فشردن قسمت نرمی بینی متوقف شود، اما اگر «خون دماغ» بند نیامد حتما بایستی با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفته شود.
وی با اشاره به وجود ۲ نوع خونریزی بینی شامل «خونریزی از بخش فوقانی و خونریزی از بخش تحتانی» ادامه داد: بیشتر خونریزیهای بینی در قسمت تحتانی بینی رخ میدهند و در این نوع خونریزی تیغه بینی حاوی عروق خونی است که معمولا میتوان آن را به سادگی در خانه درمان کرد.
مسوول آموزش مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه، اما خونریزی از ناحیه فوقانی بینی معمولا به صورت نادر بروز میکند که این نوع خونریزی در قسمت بالایی و عمیق بینی شروع میشود، گفت: در این نوع خونریزی جریان خون به پشت دهان و گلو حتی هنگامی که بیمار ایستاده یا نشسته است راه مییابد.
به گفته وی، این نوع شدید خونریزی در صورت طولانی شدن زمان آن، به درمان پزشکی فوری نیاز دارد.
وی افزود: خونریزی بینی قبل از اینکه بخواهد تهدیدکننده حیات باشد بیشتر آزار دهنده است، اگرچه در برخی از موارد خونریزی بینی میتواند علامتی از وجود یک بیماری دیگر باشد. علل بروز خونریزی بینی
ظهیری با اشاره به این که عوامل مختلفی در بروز خونریزی بینی نقش دارند، اظهار کرد: خونریزی بینی ممکن است در سرمای زمستان به دنبال خشکی مخاط رخ دهد و یا در کودکان ممکن است به دنبال دستکاری بینی، خونریزی اتفاق بیفتد.
وی با بیان این که شایعترین علت بروز خونریزی بینی صدمه یا آسیب رساندن به آن است، افزود: خونریزی بینی معمولا در اثر پارگی یک رگ خونی در داخل بینی و به دلیل فشار به سر بروز میکند.
در ادامه حتما بخوانید بهترین ساعت پیادهروی در روزهای گرم تابستان چه زمانی است؟
مسوول آموزش مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: خشکی داخل بینی از عوامل دیگر خونریزی بینی به شمار میرود که این خشکی در آب و هوای سرد ایجاد میشود که گرمای ناشی از وسایل گرمازا مسیرهای بینی را خشک میکند.
وی سایر علل خونریزی بینی را سرماخوردگی، ارتفاع بالا، آلرژیها و استفاده از داروها عنوان کرد و گفت: همچنین خونریزی در اثر کمبود کلسیم نیز بروز میکند. علاوه بر این گاهی اوقات خونریزی بینی نشان دهنده سایر علایم همچون عارضههای خونی، سرطان، فشار خون بالا یا بیماری شریانها است.
ظهیری ادامه داد: در هنگام مواجه با خونریزی بینی ابتدا بایستی فرد خونسردی خود را حفظ کند و برای کنترل خونریزی بینی سر را به هیچ وجه به عقب نبرده بلکه باید سر را کمی به سمت جلو برده شود.
وی در خصوص این که خونریزی بینی چه زمانی نگران کننده است، افزود: پزشکان معمولا به افراد دچار خونریزی ناحیه تحتانی بینی توصیه میکنند راست بنشینند و حفره بینی را به مدت ۱۰ دقیقه محکم فشار دهند و یک بسته یخ برروی بینی و گونهها قرار داده تا خونریزی بند آید و در غیر اینصورت حتما باید اورژانس ۱۱۵ را مطلع کرد. ماموریتهای اورژانس ۱۱۵ مشهد پیرامون خونریزی بینی
مسوول روابط عمومی مرکز اورژانس پیش بیمارستانی و مدیریت حوادث دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: بیش از ۴۰۵ هزار ماموریت پارسال توسط اورژانس ۱۱۵ مشهد انجام شده که هزار و ۲ مورد از این ماموریتها مربوط به موارد خونریزی بینی بوده است.
محمد علیشاهی افزود: از این تعداد ۴۸۴ مورد قابل درمان در منزل بوده و ۴۶۲ خونریزی بینی به بیمارستان منتقل شدند که بیشترین موارد مربوط به رده سنی ۶۰ تا ۸۰ گزارش شده است.
مرکز اورژانس پیشبیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با ۱۶۵ پایگاه عملیاتی شامل ۹۹ پایگاه شهری، ۶۶ پایگاه جادهای و یک پایگاه امداد هوایی، ۱۸۲ دستگاه آمبولانس، ۲ دستگاه اتوبوس آمبولانس، ۳۱ دستگاه موتورلانس و مرکز ارتباطات و فرماندهی عملیات با زیر پوشش داشتن ۱۷ شهرستان به صورت شبانه روزی و رایگان در حال ارائه خدمات فوریتهای پزشکی به زائران و مجاوران بارگاه منور رضوی است.
روزنامه اطلاعات: حرفهای پزشکیان و قالیباف در باره اوضاع اقتصادی را جدی بگیریم/ معیشت فقط غذا خوردن نیست که بگوییم با یک لقمه نان و پابرهنه می جنگیم
به گزارش عصر خبر روزنامه اطلاعات نوشت: آمریکا و اسرائیل، پس از جنگ دوم جهانی منازعات خونین و بیرحمانه در پنج قاره به راه انداخته و شرح کشتارها و تخریب این کشورها در جهان، فصل دردناکی از تاریخ است. به ویژه رژیم صهیونیستی (و حکومت راسیستی و فاشیستی) اسرائیل که یک روزِ خوش و آرام برای خاورمیانه در خاطر مردم باقی نگذاشته و جز وحشت و ترور و جاسوسی و نفوذِ ویروس وار و ارعاب و تخریب و کشتار و تهدید و اختلاف افکنی و تحقیر همسایگان فلسطینی و عربی، آرمانی نداشته و اهدافش را با پلیدترین وسیلهها توجیه و متحقق کرده و میکند. ما نیز اکنون و سالهاست هدف مستقیم و غیر مستقیم این رژیم منحوس بوده و اینک چشم در چشم ابلیس، رویاروی این دشمنان قرار گرفتهایم.
در جنگهای مستقیم ۱۲ و ۴۰ روزه، رژیم صهیون کوشید با بهرهگیری از ساز و برگ ارتش ایالات متحده و همراه کردن رئیس جمهور آمریکا، ایران را از سران اصلی حکومت و فرماندهان و تصمیم سازان ارشد تهی کند و با شورش داخلی و جنگ مسلحانه قومی و مزدوری، ایران را برای همیشه در تاریکی و تجزیه، تباه و تضعیف سازد. اما چنان پاسخ دندان شکن از قوای مسلح و ملت سلحشور و دولت ملی و خدمتگزار گرفت که عقب نشست تا راه دیگر را برگزیند. نوشته های مشابه حمله تند روزنامه اطلاعات به یکی از مسئولان وزارت اقتصاد بخاطر توهین به عزاداری برای جانباختگان حوادث اخیر/ شنیدیم عزلش کردید،پست دیگری به او ندهید! 1404/12/07 روزنامه اطلاعات: اینکه یک مسئول آمار مهاجران افغان را ۵ دیگری ۶ و سومی ۷ یا ۸ میلیون نفر اعلام کند فاجعه است 1403/03/08
آن راه دیگر، تضعیف حداکثری اقتصاد و پول ملی و انزوای میهن و از طریق آن، فقر فراگیر و عادی سازی فلاکت و بدبختی در کشور بزرگ و قدرتمند ایران است. توطئه دشمن برای پیوست فقر و نکبت، اکنون جایگزین بمب و گلوله و موشک شده است و این نبرد اهداف بیشتر و صدماتی سهمگین برجای خواهد نهاد که اگر نتوانیم مقابله کنیم، تلفات آن برای چند نسل غیر قابل جبران خواهد بود.
بیان این مقدمات لازم بود تا اهمیت مقاومت در سطح ملی و دفع شعارهای فرقهای و تفرقه را دوباره گوشزد کنم. باید تمام اقشار مردم، خود را برای انواع مقاومت و نبرد سخت آماده کنند. مردم همه باید صدایی داشته باشند و درد دلها و مشکلات و سخنشان در «همین سرزمین» شنیده شود، نه در بنگاهها و رسانههای مزدور و بیگانه. امروز صدای رئیس جمهور هم گاهی با اما و اگر، از دستگاه صداوسیما که قاعدتاً باید ملی باشد، پخش میشود. چه رسد به صدای بی صدایان و فریاد خاموشان و آه دردمندان! ولی خوشبختانه امیدهای بسیار ایجاد شده است که این منش ناپالوده و اکثریت گریز، دیگر شود و فرهنگ و سیاست و هنر و دولت و ملت، از امکانات حقیقی و حقوقی خود در این رسانه بزرگ بهره گیرند.
آمریکا در پی بهانه جویی و تنشهای خلیجفارس، نتوانست تنگه هرمز را تحت سلطه نیروهای نظامی درآورد و ترامپ یک پیروزی هالیوودی به مردم آمریکا و متحدان منطقه ای ارائه کند. پس محاصره سابق دریایی را به تحریمهای اسبق الحاق و جوانب تازه و بیسابقهای به آن افزود تا ایران را از هر منبع مالی و نفتی و نظامی و مواد اولیه تهی سازد. شرایط سخت دو سال گذشته، پس از هفت اکتبر، هیچ گاه همچون امروز حساس نبوده است. دولت به شکل اعجاب انگیزی تا امروز مشکلات جامعه و اقتصاد را در جنگ و بحران مدیریت کرده و اقتصاد کشور را نجات داده است.
اما معیشت مردم فقط غذا خوردن نیست که برخی میگویند با یک لقمه نان و پابرهنه میجنگیم! ملت اگر بیرمق و فروپاشیده باشد، هیچ نیاز به دشمن ندارد. اولین شرط سنگربندی در خط اول جنگ، ساختن عقبه و دپوی تجهیزات و امکانات و اطمینان از امنیت زندگی و سلامت مردم است. حتی تهیه تسلیحات و تجهیز قوای جنگی هم در غیاب این امر ممکن نیست.
بنابراین، سخنان اخیر مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف را باید هشداری مهم دانست و راهی برای برونرفت از دام آمریکا و مستعمراتش جستجو کرد. ما اهرمهای مهمی در اختیار داریم که در وقت مقتضی باید از آن استفاده کنیم؛ بهرهگیری زودتر یا دیرتر از این اهرمها، شاید گشایشی هم در ظاهر و تبلیغات داشته باشد اما در حقیقت زیانبار خواهد بود.
متأسفانه، جماعتی در ایران هستند که بدون ارائه هیچ راه حلی، مدام بر طبل جنگ میکوبند و دولت و هرکسی را که از تفاهم و دیپلماسی سخن بگوید خائن خطاب میکنند. اینها باید پیوست جایگزین و اهداف و برنامههای خود را روشن بگویند و منتشر کنند. اگر هدفشان تضعیف یا سقوط دولت پزشکیان است، بدانند این دولت مستحضر به تایید رهبر انقلاب و نظام و برکشیده اکثریت مردم است. خیالات را کنار بگذارند، دولتهای کودتایی در ایران مستعجل و دست پرورده خارجی بوده اند. باید همه یکدل باشیم تا از این گذرگاه دشوار تاریخی عبور کنیم.
ظاهراً شرایط به گونهای است که نه میتوانیم وارد جنگ شویم و نه امکان توافق و مذاکره هست و نه ادامه وضع کنونی به مصلحت ملک و ملت است. ترامپ مطابق قانون دوسال و نیم دیگر در کاخ سفید خواهد بود و عاقلانه نیست که این وضع را به امید پایان زودهنگام دوره او ادامه دهیم. تضمینی هم نیست که بعد از او فرد معقولتری بر سر کار آید. پس باید ضمن موضع سرسختانه و حفظ برتری نظامی و ژئوپولیتیک، سیاستگران باتجربه و واسطههایی بزرگ مانند چین را برای گفتگویی قدرتمندانه به میدان آوریم.
مسائلی مانند بحران سوخت و فرو ریختن ارزش پول ملی، انفجار قیمتها و کمبود دارو و امثال آن میتواند دولت، حکومت و نیروهای انتظامی و بسیج را خدای ناکرده در برابر یک جامعه ناهنجار و ورشکسته و چندقطبی قرار دهد. از این توطئه و وضعیتی که یک بار به صورتی متفاوت و دیگرسان در دیماه سال قبل رخ داد حتماً میباید و میتوان اجتناب کرد. تأثیر حاملهای انرژی بر قیمتها چنان حساس و سریع است که افزایش چشمگیر قیمت یا کمبود قابل توجه در بازار، مثل افروختن آتش در شهرهاست. مدیریت ظریف و گفتگوی بسیار و صادقانه با مردم را میطلبد که آن هم از طریق سیما و صدا با شیوه مدیریت کنونی دشوار است. با این حال کارشناسان، وزرا و دلسوزان و رسانههای دیگر نا امید نشوند و تا جایی که ممکن است در مشورت دادن به دولت و راهگشایی تشریک مساعی کنند.
اولویت در حال حاضر باید این باشد که از آشفتگی و اختلاف در تصمیمگیری یا عدم انسجام پرهیز شود. یکپارچگی لازم برای مواجهه با وضعیت موجود، امری حیاتی است. هشدار میدهم در زمانی که دشمن میکوشد کشور و ملت را محاصره و منزوی کند، کسانی دیگر نکوشند با اوهام عجیب و طرحهای غریب، مردم و استادان و دانشمندان و خبرنگاران و سیاستگران و رسانهها را نیز از داخل منزوی و محاصره کنند. نمیتوان با دستهای بسته به جنگ شمشیر آخته رفت. دولت و ملت، ارتش و سپاه، همه باید از شعارهای بیهوده حذر کنند و مصلحت را قربانی فریب تندروها و افراد بیمسئولیت یا فرصتطلب نسازند. ولو اینکه سنگ بخورند و ناسزا بشنوند. سرور و پیامبر ما نیز از جاهلان در یثرب سنگ خورد و سخنهای بیپروا شنید. ما که غبار خاکش هم نیستیم. برای صلح واقعی و مصلحت ملک و ملت هراس به خود راه ندهید. همچون آن دُردانه خداوند باشید. برچسب هااوضاع اقتصادی روزنامه اطلاعات رویارویی نظامی کپی لینک لینک کپی شد
آثار احتمالی «طرح مقابله با نفوذ بیگانگان» بر فعالیتهای علمی و دانشگاهی
دیروز روحالله نجابت، عضو کمیسیون امنیت ملی و یکی از طراحان این طرح برای کاهش نگرانیها، ابعاد جدیدی از این طرح را رونمایی کرد که نه تنها منجر به کاهش التهاب و نگرانیهای عمومی جامعه نشد، بلکه بر حجم انتقادات از این ایده نیز افزود. طرح اخیر مجلس با عنوان «نفوذ» در حوزههای علمی و دانشگاهی، بازتابدهنده رویکردی است که میتواند استقلال آکادمیک را در معرض آسیبهای جدی قرار دهد. اگرچه هدف قانونگذار مقابله با تهدیدات امنیتی عنوان شده است، اما تعمیم این نگاه به ساختارهای آموزشی و پژوهشی، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه تعاملات میان جامعه نخبگانی و بدنه حاکمیت را به تقابل میکشاند.نخستین پیامد این طرح، ایجاد فضای «خودسانسوری» در دانشگاههاست. محیط علمی، نیازمند تساهل و آزادی برای نقد و پرسشگری است. زمانی که چتر نظارتی، از حوزههای کلان به جزییات پژوهشها و نشستهای علمی کشیده شود، استاد و دانشجو برای مصون ماندن از برچسبهای سیاسی، به سوی محافظهکاری سوق مییابند. نتیجه این فرآیند، رکود در تولید علم بومی و کاهش انگیزه برای حل مسائل واقعی کشور است، چراکه علم برای رشد، نیازمند فضایی است که در آن «ایده» بر «ایدئولوژی» مقدم باشد. دومین پیامد، تشدید روند مهاجرت نخبگان است. در نهایت، تداوم این مسیر، پیوند میان دانشگاه و صنعت را که موتور محرک اقتصاد دانشبنیان است، سست میکند. برای دستیابی به اقتدار ملی، کشور نیازمند «همافزایی» است، نه «تفرقه». مجلس باید بداند که نظارت بر دانشگاهها اگر با احترام به شأن تخصصی آنها همراه نباشد، نتیجهای جز انزوا و خروج از ریل توسعه نخواهد داشت. راهکار خروج از وضعیت موجود، اعتماد به ساختارهای علمی کشور و بازگشت به مرجعیت دانشگاه است، نه تحمیل سازوکارهایی که با ماهیت خلاقانه محیطهای علمی در تضاد است. محمد صادقی، دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با «اعتماد» تلاش کرده ابعاد مختلف اثرگذاری این طرح در دانشگاهها و نهاد علم را واکاوی کند.
دانشگاه محل ارتباط است نه انزوا
صادقی ضمن اشاره به تاثیرات طرح مقابله با نفوذ بیگانگان در محیطهای علمی و دانشگاهی میگوید: «مقابله با جاسوسی، نفوذ سازمانیافته و مداخله دولتها و سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، تردیدی در ضرورت خود ندارد. هیچ کشوری نمیتواند نسبت به تلاش سازمانیافته برای جمعآوری اطلاعات، تاثیرگذاری بر تصمیمات حاکمیتی یا آسیب رساندن به امنیت ملی بیتفاوت باشد. مساله اما از جایی آغاز میشود که مرز میان «نفوذ» و «تعامل مشروع» روشن نباشد. طرح ۳۳ مادهای مجلس برای مقابله با نفوذ بیگانگان، از این منظر واجد اهمیت ویژهای است، زیرا دامنه مفاهیم آن به حوزههایی میرسد که بخش مهمی از زندگی روزمره دانشگاهها و مراکز پژوهشی را تشکیل میدهد؛ از همکاری دانشگاهی و فرصت مطالعاتی گرفته تا مقاله، گزارش علمی، همایش، دوره آموزشی، بورسیه و ارتباط با پژوهشگران و موسسات خارجی. پرسش اساسی این است: آیا میتوان بدون آنکه امنیت کشور تضعیف شود، میان «همکاری علمی بینالمللی» و «عملیات نفوذ» مرز حقوقی روشنی ایجاد کرد؟ به نظر میرسد پاسخ باید مثبت باشد؛ اما متن طرح برای رسیدن به این هدف نیازمند دقت و تفکیک بیشتری است.دانشگاه، محل ارتباط است نه انزوا.» صادقی یادآور میشود: «دانشگاه اساسا بر ارتباط بنا شده است. استاد دانشگاه با همتای خارجی خود مقاله مشترک مینویسد، دانشجو برای فرصت مطالعاتی به خارج میرود، یک پژوهشگر از گرنت یک بنیاد خارجی استفاده میکند، دانشگاه ایرانی و خارجی دوره مشترک برگزار میکنند، استاد خارجی برای سخنرانی دعوت میشود، یک پژوهشگر ایرانی در یک کنفرانس بینالمللی شرکت کرده و درباره موضوع تخصصی خود با رسانهای خارجی گفتوگو میکند. در زندگی دانشگاهی اینها استثنا نیستند، جزیی از سازوکار طبیعی علم معاصرند. از همین رو، وقتی قانونگذار از «ارتباط با بیگانه» سخن میگوید، باید میان ارتباط علمی مشروع و ارتباطی که واجد وصف اطلاعاتی، امنیتی یا نفوذی است، تفکیک دقیق برقرار کند. صرف خارجی بودن طرف ارتباط، به خودی خود نمیتواند عنصر سوءاستفاده یا نفوذ را اثبات کند.»
مشکل اصلی طرح، مرزهای آن است
دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس در ادامه میگوید: «در متن طرح، «فعالیت» دامنه نسبتا وسیعی دارد و مواردی همچون مقاله، گزارش، بورسیه، فرصت مطالعاتی، همکاری دانشگاهی، تبادل نمونههای پزشکی و ژنتیکی، همایش و فعالیتهای فرهنگی را دربرمیگیرد. این شمول گسترده، الزاما به معنای ممنوع بودن این فعالیتها نیست. مشکل در مرحله بعدی ایجاد میشود: چه زمانی یک فعالیت علمی عادی، به فعالیتی تبدیل میشود که نیازمند ثبت، مجوز یا حتی مستوجب مسوولیت کیفری است؟ برای مثال فرض کنیم استاد یک دانشگاه ایرانی با استاد دانشگاهی در اروپا مقاله مشترکی مینویسد، طرف خارجی ممکن است از یک دانشگاه دولتی حقوق بگیرد یا حتی پروژهای داشته باشد که بخشی از بودجه آن از منابع عمومی کشورش تامین شده است. آیا این همکاری صرفا یک همکاری علمی است یا ممکن است تحت عنوان «حمایت»، «هدایت» یا «راهبری» قرار گیرد؟ اگر پاسخ به این پرسش برای استاد و دانشگاه روشن نباشد، نتیجه طبیعی، احتیاط افراطی و کاهش همکاری علمی خواهد بود.» او میگوید: «در حقوق کیفری معمولا درباره جرم و مجازات صحبت میکنیم، اما در حوزه دانشگاه، یک اثر غیرمستقیم نیز اهمیت فراوان دارد: اثر بازدارنده یا chilling effect. ممکن است هیچ استاد دانشگاهی نهایتا محکوم نشود، اما اگر استاد نداند همکاری او با یک دانشگاه خارجی نیازمند ثبت است یا نه، دریافت یک گرنت خارجی چه وضعیتی دارد، دعوت از استاد خارجی نیازمند چه تشریفاتی است، شرکت در یک کنفرانس خارجی چه پیامد حقوقی دارد، مصاحبه با یک رسانه خارجی چه زمانی مشمول قانون میشود یا ارایه یک پیشنهاد سیاستی در یک مقاله علمی ممکن است چه تفسیری پیدا کند، ممکن است سادهترین راه را انتخاب کند: اصلا وارد همکاری نشود. این اتفاق شاید در آمار پروندههای قضایی دیده نشود، اما آثار آن بر علم و دانشگاه بسیار جدی خواهد بود.» صادقی با اشاره به بخشهای مسالهساز این طرح تاکید میکند: «یکی از حساسترین نقاط طرح، مقرراتی است که در شرایطی ارایه اطلاعات نادرست یا تحلیل خلاف واقع و ارایه پیشنهادهای سیاستی و تقنینی را در ارتباط با حمایت یا هدایت کارگزار بیگانه، در صورت تحقق شرایط مقرر، مستوجب مسوولیت کیفری میداند. اینجا باید یک مرز بنیادین را حفظ کرد: علم با امکان خطا زنده است. یک استاد ممکن است نظریهای ارایه کند که بعدا نادرست شناخته شود. ممکن است پیشبینی اقتصادی او تحقق پیدا نکند. ممکن است تحلیل حقوقی او محل اختلاف باشد. ممکن است یک پیشنهاد سیاستی در عمل ناکارآمد از آب درآید. اینها «جرم» نیستند، بلکه بخشی از فرآیند طبیعی تولید دانشند. اگر قانون میان دروغ عامدانه برای عملیات نفوذی و خطای علمی یا اختلافنظر پژوهشی تمایز کافی نگذارد، خطای پژوهشی ممکن است در معرض تفسیر امنیتی قرار گیرد و این برای دانشگاه خطرناک است.»
مقاله علمی را نباید با عملیات اطلاعاتی یکی گرفت
این تحلیلگر میگوید: «یکی از نکات قابل توجه طرح مجلس این است که مقاله و گزارش علمی نیز در تعریف فعالیت قرار گرفتهاند. در جهان علم، مقاله مشترک با پژوهشگر خارجی امری کاملا عادی است. حتی ممکن است پژوهشگر خارجی، موضوع تحقیق را پیشنهاد کند، روش تحقیق را نقد کند، هزینه بخشی از پژوهش را تامین کند یا در نگارش مقاله مشارکت داشته باشد. اما «پیشنهاد علمی» با «هدایت اطلاعاتی» یکی نیست. تامین مالی پژوهش با تامین مالی عملیات نفوذ یکی نیست. ارتباط دانشگاهی با ارتباط اطلاعاتی یکی نیست. خطای علمی با ارایه عامدانه اطلاعات خلاف واقع برای اهداف امنیتی یکی نیست. این تمایزها باید در متن قانون تا حد امکان روشن و قابل پیشبینی باشند.» صادقی با اشاره به اینکه مساله رسانههای خارجی نیز قابل تامل است، ادامه میدهد: «استاد دانشگاه امروز تنها در کلاس درس سخن نمیگوید. او ممکن است با نشریه علمی، شبکه تخصصی یا رسانهای در خارج از کشور گفتوگو کند. مصاحبه درباره اقتصاد، حقوق، محیط زیست، پزشکی، فناوری، علوم اجتماعی، تاریخ لزوما فعالیت اطلاعاتی نیست. بنابراین اگر قانون بخواهد ارتباط با رسانه خارجی را محدود کند، باید معیار محدودیت را رفتار مشخص اطلاعاتی یا نفوذی قرار دهد، نه صرفا «خارجی بودن» رسانه. به عبارت سادهتر، رسانه خارجی مساوی با عملیات اطلاعاتی نیست.» او همچنین معتقد است: «این پرسش نیز باید پاسخ روشنی داشته باشد. در بسیاری از رشتههای علمی، دریافت حمایت مالی خارجی امری شناخته شده است. اگر دانشگاه یا پژوهشگر ایرانی از یک موسسه خارجی برای انجام یک پروژه علمی گرنت دریافت کند، این امر به خودی خود نمیتواند معادل دریافت پول برای عملیات نفوذ باشد. البته اگر پوشش پژوهشی وسیلهای برای انتقال اطلاعات طبقهبندی شده یا اجرای عملیات اطلاعاتی باشد، وضعیت کاملا متفاوت است. پس قانون باید هدف، ماهیت، موضوع و نحوه استفاده از حمایت مالی را ملاک قرار دهد، نه صرف وجود حمایت خارجی. قانونگذار میتواند در موارد مرتبط با امنیت ملی محدودیتهایی ایجاد کند. اما بحث اصلی درباره ضرورت، تناسب، شفافیت و پیشبینیپذیری این محدودیتهاست. در اینجا اصول مختلف قانون اساسی اهمیت پیدا میکنند؛ از جمله حمایت از حقوق اشخاص و شغل، منع تفتیش عقاید، آزادیهای مرتبط با بیان و مطبوعات، حمایت از حریم ارتباطات و نیز اصل قانونی بودن جرم و مجازات. بنابراین پرسش حقوقی این نیست که «آیا امنیت ملی بر آزادی علمی مقدم است؟» بلکه پرسش دقیقتر این است: «برای تامین امنیت ملی، تا چه اندازه و با چه سازوکار حقوقی میتوان فعالیت علمی مشروع را محدود کرد؟» این پرسش دشوارتری است، اما قانون خوب باید به آن پاسخ دهد.»
امنیت ملی و دانشگاه؛ دوگانهای که نباید ساخته شود
این دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس یادآور میشود: «گاهی در بحثهای عمومی چنین تصور میشود که هر سخن از آزادی علمی، همکاری بینالمللی یا استقلال دانشگاه، در برابر امنیت ملی قرار میگیرد. این دوگانه صحیح نیست. دانشگاه قدرتمند خود یکی از مولفههای امنیت ملی است. کشوری که دانشگاههای آن منزوی شوند، ارتباط علمی بینالمللی خود را از دست بدهند و پژوهشگرانش از همکاری با مراکز علمی جهان پرهیز کنند، در بلندمدت نه لزوما امنتر، بلکه از نظر علمی و فناورانه آسیبپذیرتر خواهد شد. بنابراین هدف قانون باید این باشد که راه نفوذ را ببندد، نه راه علم را؛ میان گرنت پژوهشی و تامین مالی عملیات نفوذ تفاوت باشد.» صادقی در بخش پایانی اظهارات خود میگوید: «طرح مقابله با نفوذ بیگانگان را میتوان و باید از منظر امنیت ملی جدی گرفت. اما امنیت موثر، امنیتی است که مرزهای خود را دقیق میشناسد. اگر قانون، مفاهیم مبهم و گستردهای را بدون تعیین معیارهای روشن وارد حوزه دانشگاه کند، ممکن است نتیجهای فراتر از هدف اولیه خود داشته باشد: افزایش بروکراسی، کاهش همکاریهای علمی بینالمللی، افزایش ریسک حقوقی استادان و پژوهشگران و در نهایت شکلگیری خودسانسوری علمی. در مقابل، اگر قانونگذار در مرحله بررسی نهایی، برای فعالیتهای علمی و پژوهشی مشروع یک منطقه امن حقوقی تعریف کند و مسوولیت کیفری را به رفتارهای واقعا اطلاعاتی، سازمانیافته و عمدی محدود سازد، میتوان میان دو ضرورت مهم جمع کرد: حفاظت از امنیت ملی، بدون قربانی کردن امنیت علمی و شاید بهترین صورتبندی سیاستی برای این بحث همین باشد: «با نفوذ مقابله کنیم، اما ارتباط علمی را جرمانگاری نکنیم.»

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیمگیری با ۱۵ متخصص

تهران خنک می شود

افزایش ساخت، مشکل مسکن را حل نکرد/ قانون پیشفروش اصلاح میشود

کنکور ۱۴۰۵ در سلامت کامل برگزار شد

دفترچه سوالات کنکور ریاضی و علوم انسانی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود دفترچه سوالات

