قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۰۷

غفلت در فهم نسل تازه‌

شجاعی در پایان، با دفاع از حق جامعه برای ادامه‌دادن به زندگی، تأکید می‌کند خطا متوجه جوانانی نیست که مسیر خود را می‌روند: «این اتفاقی که در ایران‌مال افتاد ن...
 غفلت در فهم نسل تازه‌

محمدحسین موسوی

روزنامه شرق

همه به دنبال متهم‌کردن نسل «زد» هستند؛ نسلی که در میان جنگ، بحران‌های متعدد اقتصادی را تجربه کرده و تصویری متفاوت از آینده دارد. آنها گاهی در سطح یک نسل زیر و زبر کن ارج و قرب می‌یابند و زمانی مثل نسلی بی‌سواد و مبتذل نامیده می‌شوند؛ علت تمام این بحث‌ها اتفاقی‌ است که هفته‌ گذشته در ایران‌‌مال افتاد؛ جوانانی عمدتا متولد دهه‌های 80 و 90 در این مرکز خرید بزرگ جمع شدند تا با یوتیوبری معروف ملاقات کنند و این ملاقات تبدیل به جنجالی بزرگ شد. «نیما شجاعی»، جامعه‌شناس، معتقد است شوکه‌شدن جامعه‌شناسان و سیاست‌گذاران از چنین اتفاقی، ناشی از ضعف نظام پژوهش و آموزش کشور در فهمیدن واقعیت‌ها و ذهنیت‌های جدیدی‌ است که در این نسل وجود دارد. «فواد حبیبی»، استاد دانشگاه ‌کردستان‌‌ نیز بر لزوم دوری از دوگانه‌انگاری اخلاقی هنگام مواجهه با این پدیده تأکید دارد. از فقدان تحقیق تا شوک جمعی

«نیما شجاعی»، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه است. او در تحلیل تجمع اخیر نوجوانان و جوانان در ایران‌مال و نمونه‌های مشابه آن در سال‌های گذشته، از احتیاط در نام‌گذاری و تفسیر این پدیده دفاع می‌کند و می‌گوید برای مواجهه با چنین اتفاقاتی، پیش از هر چیز باید به سراغ تحقیق، بررسی، گفت‌وگو با واقعیت و فهم لایه‌های معنایی و ارزشی آن رفت. او معتقد است‌ برای فهم این پدیده، باید آن را در تاریخ رفتارهای جمعی در ایران قرار داد؛ تاریخی که به گفته او، کمتر موضوع مطالعه دقیق جامعه‌شناسان بوده است. این جامعه‌شناس با اشاره به مطالعاتش در حوزه جنبش‌های اجتماعی ایران، معتقد است از جایی به بعد، به‌ویژه در دو دهه اخیر، ماهیت رفتارهای جمعی در ایران تغییر کرده است: «شما در تاریخ معاصر ایران، حداقل در دو دهه اخیر، می‌بینید دیگر آن نوع مشارکت، علاقه به سیاست، علاقه به مشارکت در انتخابات، علاقه به کمپین‌ها و پیگیری روزنامه‌های سیاسی مثل گذشته نیست.

گروه‌های مرجع متفاوت شده‌اند و هرچه جلوتر می‌آییم، مشارکت افراد در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی کاهش پیدا می‌کند». از نظر او، یکی از نتایج مهم تغییر رفتارهای جمعی در جامعه، دورشدن زندگی واقعی مردم از چشم نهادهای رسمی، رسانه‌ها و حتی جامعه‌شناسان بوده است: «خیلی از رفتارهای جمعی از رصد ما جامعه‌شناس‌ها، از رسانه‌های عمومی و از شما خبرنگارها دور شده است. شما آن زندگی واقعی را می‌بینید، زندگی‌ای‌ که در محافل غیررسمی، میهمانی‌ها، کارهای ورزشی، اینستاگرام و جاهای دیگر جریان دارد، اما به سختی می‌توانید به آن بپردازید. اگر درباره‌‌ این واقعیات تحقیق می‌شد، دیگر جامعه‌شناسان در مواجهه با این پدیده‌ها‌ شوکه نمی‌شدند». او این مسئله را ‌نشانه‌ای از عقب‌ماندگی در علوم اجتماعی می‌داند: «این ایراد بزرگ ماست.

ما نتوانستیم آن‌طور که باید در دانشگاه‌ها روی چنین موضوعاتی زمان و وقت بگذاریم و تحقیق کنیم. من این اتفاق را نشانه عقب‌ماندن خیلی از جامعه‌شناس‌ها می‌دانم. مهم‌تر از اینها، سیاست‌گذار است که اصلا متوجه نشده این نسل‌‌ و این سبک زندگی، در جایی دیگر پیش می‌رود و او اصلا توجهی به روایتی که این نسل قبولش دارد و دنبال می‌کند، نکرده است‌». به اعتقاد او، مسئله اصلی نه خود تجمعاتی مثل آنچه در ایران‌مال به وجود آمد‌، بلکه ناتوانی در فهم و تفسیر آنهاست: «ما که هیچ‌وقت به جامعه نزدیک نشدیم، می‌خواهیم درباره‌اش حرف بزنیم. اینکه چه شده که همه متعجب شده‌اند و فکر می‌کنند باید درباره این موضوع اظهارنظر کنند، محل تأمل است». شجاعی برای توصیف فاصله‌ موجود بین جامعه و تحلیلگران و سیاست‌گذاران، از تعبیر «شکاف دولت و مردم» استفاده می‌کند. به باور او، از میان رفتن نهادهای میانجی، از رسانه‌ها و روزنامه‌ها تا نهادهای دانشگاهی و مدنی، باعث شده صداهای جامعه نه شنیده شود و نه در سیاست‌‌گذاری‌ها اعمال شود: «وقتی میانجی‌ها یعنی رسانه‌ها و گروه‌های مرجع از بین می‌روند، جامعه مسیر خودش را می‌رود و آن زندگی‌ که این افراد دوست دارند، دیگر نسبتی با ساختار رسمی برقرار نمی‌کند. گزارش‌ها و پیمایش‌ها نیز همین موضوع را نشان می‌دهند؛ از گزارش سرمایه اجتماعی تا گزارش ارزش‌ها و نگرش‌ها و گزارش‌های مربوط به استرس نسل‌های مختلف ایرانیان، خشونت، امید به آینده، اعتماد نهادی و اعتماد عمومی». پسابحران جامعه

«نیما شجاعی» معتقد است‌‌ آنچه در ایران‌مال رخ داده، کنش سیاسی نبوده است: «آنچه رخ داد، نه مقاومت است و نه کنش و رفتار سیاسی. شاید در لایه‌های پنهان آن بشود معانی این‌چنینی پیدا کرد، ولی در ظاهر چیزی که دیده می‌شود، تاریخ دیگری را تداعی می‌کند». او در توضیح علت استقبال از چنین گردهمایی‌هایی می‌گوید که جذابیت چنین موضوعاتی، بیش از هر چیز، از شباهت‌شان به زندگی روزمره این نسل می‌آید: «امروز از آن یوتیوبر ویدئویی دیدم که درباره لپ‌لپ بود. محتوای بسیار معمولی‌. اما چرا خیلی دیده شد؟ چون خیلی شبیه زندگی خودشان است. نه آمال سیاسی در آن هست، نه بیانیه سیاسی و نه اعتراض. کاملا غیرسیاسی است، ولی از یک طرف، به معنایی دیگر، نتیجه استیصال جامعه از عمل سیاسی بعد از این‌همه تجربه است؛ یعنی اینکه من همین را می‌خواهم نه چیزی دیگر». «شجاعی» وضعیت فعلی را «لحظه پسا‌بحران» می‌نامد؛ وضعیتی که به باور او، جامعه وارد سطحی از بی‌معنایی سیاسی شده است: «الان دیگر با یک لحظه پسا‌بحرانی روبه‌رو هستیم. جامعه دیگر سیاسی نیست.

اگر در سال‌های ۷۶، ۸۴ یا ۸۸، انتخابات و گردهمایی‌های سیاسی برای آدم‌ها جذابیت ایجاد می‌کرد، از ۹۶ به بعد کم‌کم با یک جامعه جدید، با آرایش طبقاتی جدید و با نیازها و انگیزه‌های غیرسیاسی جدید مواجه شدیم که برای آن، مسئله‌ اقتصاد اولویت بیشتری داشت. در این مدت، طبقه متوسط فقیری به‌ وجود آمده بود که به‌جای مسئله‌ سیاسی، برای مایحتاج روزمره و نیازهای ابتدایی خودش می‌جنگید. اما بعد از تجربه‌های ۹۶، آبان ۹۸ و بعدتر، ما با ایجاد‌شدن جامعه پسابحران مواجه‌ شدیم». به گفته او، داده‌های موجود به‌روشنی وضعیت «پسابحرانی» جامعه‌ را نشان می‌دهند، اما بخشی از بحث‌های رسمی همچنان از تحلیل دقیق این داده‌ها طفره می‌روند: «خیلی‌ها می‌آیند و می‌گویند سرمایه اجتماعی ایران پایین است و روند نزولی دارد، اما در جنگ یا بحران می‌گویند مردم به خیابان آمدند و انسجام‌شان را نشان دادند. من می‌گویم این دعوایی که بین جامعه‌شناسان راه می‌افتد که سرمایه اجتماعی بالاست یا پایین، یک جنگ زرگری است؛ چون هیچ‌کدام آمار و داده را درست تحلیل نمی‌کنند. ». نشانه‌های اشتباه

‌این جامعه‌شناس تأکید می‌کند که بروز همبستگی‌های مقطعی در وضعیت جنگی یا بحرانی، لزوما به معنای بالا‌بودن انسجام اجتماعی نیست: «اگر جامعه در شرایط جنگی، باحجاب و بی‌حجاب، به خیابان می‌آید، ممکن است به خاطر کشورش، خانه‌اش، ترسش یا هر چیز دیگری باشد. این واکنش را نباید به‌سادگی نشانه انسجام اجتماعی بالا گرفت؛ در حالی که مسئله اصلی، یعنی شکاف دولت و ملت، همچنان سر جای خودش باقی است». به اعتقاد او، در چنین شرایطی نه نهادهای میانجی کار می‌کنند و نه ابزارهای شناختی علوم اجتماعی که می‌توانند پدیده‌هایی مثل اتفاق افتاده در ایران‌مال را تحلیل کنند، به‌درستی در دسترس هستند: «ما شرایط و ابزار شناخت این پدیده را هم در اختیار نداریم و اگر هم در اختیار داشته باشیم، در سال‌های گذشته با کینه‌ها، تسویه‌حساب‌های شخصی و وضعیت دانشگاه‌های علوم اجتماعی و علوم انسانی، ابزار شناخت این پدیده‌ها را از دست داده‌ایم. بنابراین هر‌کسی دارد کار خودش را می‌کند». شجاعی معتقد است این وضعیت فقط یک گسست بیرونی نیست، بلکه به سطح ذهنی و هویتی جامعه نیز رسیده است: «ما به لحاظ ذهنی هم به سمتی می‌رویم که با یک جامعه تکه‌تکه‌شده روبه‌رو هستیم. این وضعیت، به یک معنای روان‌کاوانه و روان‌شناسی اجتماعی وضعیت تجزیه‌شدن سوژه است».

او در ادامه هشدار می‌دهد اگر این روند ادامه پیدا کند، پیامدهای عمیق‌تری در سال‌های آینده خواهد داشت: «اگر با همین فرمان پیش برویم، نباید تردید داشت نسل امروز بیش از پیش از امر سیاسی فاصله خواهد گرفت». به گفته او، نهادهای میانجی، در شرایط عادی، وظیفه ترجمه متقابل خواسته‌های دولت و جامعه را بر عهده دارند، اما وقتی این نهادها از کار می‌افتند، رابطه میان طرفین نیز از بین می‌رود: «این میانجی‌ها خواسته‌ها و نیازهای هر دو سمت ماجرا را برای هم ترجمه می‌کنند. یک‌جا دولت نتواند کاری انجام بدهد، این نهادها توضیح می‌دهند، شفاف و برای عموم قابل فهم می‌کنند. از آن طرف، نیازهای اقتصادی و سیاسی جامعه را تعریف و به سیاست‌گذار منتقل می‌کنند. اما وقتی در نتیجه سال‌ها غیرسیاسی‌کردن فضا، آن صداها شنیده نمی‌شود، زندگی‌جهان کم‌کم آن رابطه را منتفی می‌کند و نسبت به آنچه در ساحت دولت می‌گذرد، بی‌خیال می‌شود».

او با ارجاع به مفهوم «زیست‌جهان» تأکید می‌کند تصرف و تک‌صدایی‌شدن نهادهای میانجی، امکان شنیدن واقعیت اجتماعی را از میان برده است: «جهان زندگی، جای صداقت‌ها، راستی‌ها و واقعیت‌هاست. وقتی نهادهای میانجی تصرف شده باشند و تک‌صدایی شوند و امکان شنیدن صدای زیست‌جهان در آنها وجود نداشته باشد، من واقعا آینده روشنی نمی‌توانم پیش‌بینی کنم. این جامعه مثل ژله می‌تواند به هر سمتی برود». این جامعه‌شناس در نهایت مسئولیت اصلی را متوجه سیاست‌گذار و نهادهای دانشگاهی می‌داند و می‌گوید نخستین گام، پذیرفتن شکست در فهم جامعه است: «ما غفلت کردیم و نخواستیم برای نهادهای میانجی کاری انجام دهیم. اول باید نقد را متوجه خودمان کنیم که ما نفهمیدیم، اشتباه کردیم و در فهم این موضوع شکست خوردیم. تا زمانی که سیاست‌گذار و دانشگاهی ما شکست‌شان را در فهم این جامعه نپذیرند، این شکاف تبدیل به یک دره خواهد شد». نسل زد اشتباه نکرد

او تأکید می‌کند بازسازی اعتماد و سرمایه اجتماعی نه با شعار و رزومه‌سازی، بلکه فقط بر پایه صداقت ممکن است: «اعتماد بزرگ‌ترین سرمایه یک جامعه است. این را با شعار، با حرف، با پول خرج‌کردن و رزومه‌سازی نمی‌شود ساخت. اعتماد مبتنی بر صداقت است؛ صداقتی که باید در صداوسیما، در پلتفرم‌ها، در دانشگاه و در همه نهادهای میانجی کم‌کم ساخته شود. آن وقت است که در یک کنش متقابل با جامعه و نسل‌ها، می‌شود کشور را ساخت و امر سیاسی دوباره معنا پیدا می‌کند». شجاعی در پایان، با دفاع از حق جامعه برای ادامه‌دادن به زندگی، تأکید می‌کند خطا متوجه جوانانی نیست که مسیر خود را می‌روند: «این اتفاقی که در ایران‌مال افتاد نشان می‌دهد آنها اشتباه نکرده‌اند؛ آنها خیلی خوب مسیر خودشان را رفته‌اند و دارند زندگی را ادامه می‌دهند. اگر کسی اشتباه کرده، سیاست‌گذار و علوم اجتماعی ماست. جامعه بالاخره گلیم خودش را از آب بیرون می‌کشد، اما آن نهادهای میانجی و آن دولتی که باید ذهنیت و هویت این بچه‌ها را حفظ کند، در نهایت مسئول شکست یا پیروزی خواهد بود». اشتیاق برای به رسمیت شناخته شدن

«فواد حبیبی»، جامعه‌شناس، مترجم و استاد دانشگاه است. او هم به «شرق» می‌گوید در مواجهه با رفتارهای جمعی این نسل، پیش از هر چیز باید با ژانر مرثیه‌سرایی و اخلاق‌گرایی فاصله گرفت: «کار کسی که به عنوان تحلیلگر اجتماعی یا سیاسی به این مسائل می‌پردازد، اصولا باید تفاوت بسیار زیادی با تأسف، نصیحت و اندرز داشته باشد. ما نباید با هر پدیده‌ای از زاویه ترس و پناه‌بردن به دوگانه‌سازی‌های ساده‌ساز اخلاقی برخورد کنیم که در یک طرف آن، نسل گذشته به عنوان نسل مطلوب تطهیر شود و در طرف دیگر، نسل جدید با برچسب‌های آسیب‌شناختی مورد تخطئه قرار گیرد. دست‌کشیدن از این منظر اخلاقیاتی، نخستین و ضروری‌ترین گام برای فهم پدیده است. لعن و نفرین یا ستایش و تمجید بی‌دلیل، هیچ‌کدام کمکی به گشودن مسئله نمی‌کنند و صرفا ابزاری برای تخلیه هیجانات یا خشمی هستند که از ناتوانی در درک واقعیت سرچشمه می‌گیرد». او معتقد است پدیده نسل جدید، محصول یک درهم‌‌کنش یا تقاطع ساختاری است که در آن، نهادهای تنظیم‌گر قدیمی کارکرد خود را از دست داده‌اند: «شما در این تقاطع با بحران‌های اقتصادی دائمی، انسداد در شکل‌های مشارکت رسمی و غیررسمی و افق تیره شغلی مواجهید، اما از آن سو، اتصالی بی‌سابقه به شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.

واقعیت این است که دستگاه‌های رمزگذار قدیمی مانند خانواده، مدرسه، محل کار و سیاست رسمی، قدرت تنظیم‌گری و معنابخشی خود را برای حضور این افراد در قالب بدن‌های جمعیِ مرسوم از دست داده‌اند. انرژی پویای این نسل آزاد شده است، اما جامعه فاقد مجراها و بسترهای نهادی، تشکل‌ها، انجمن‌ها و سازمان‌های مدنی پایدار برای هدایت این نیروها به سمت خروجی‌های سازنده و مولد است». «حبیبی» پناه‌بردن نوجوانان به چهره‌های مجازی و تجمع‌های ناگهانی را محصول همین انسداد و تلاش برای شناخت خود می‌داند: «این نسل به شکلی آزمون‌گرانه به واسطه اتصالاتش در شبکه‌های اجتماعی با سلبریتی‌ها و یوتیوبرها، به دنبال شناخت هویت خویش است؛ هویتی که مدل‌های رسمی و تثبیت‌شده قبلی را برنمی‌تابد. دیدیم که با کمترین فرصت، با چه انرژی و علاقه‌ای از سراسر ایران دور هم جمع شدند تا کاری را بکنند که شاید از دید ما معنای خاصی نداشته باشد؛ یعنی تماشای حضوری یک چهره یوتیوب که خود او نیز کار ویژه‌ای نکرده است. در واقع اینها در همین کار خاصی نکردن به یکدیگر می‌رسند.

جذابیت این حضور بیش از آنکه ناشی از اهمیت کار آن فرد باشد، ناشی از اشتیاق این نسل برای دیده‌شدن، تصرف فضا و به رسمیت شناخته‌شدن است». به باور این جامعه‌شناس، این دست واکنش‌های جمعی نوعی بازتعریف فضا است: «از منظر اندیشه اجتماعی و سیاسی، هر‌جا رابطه قدرتی شکل می‌گیرد، مقاومت نیز پیشاپیش در آن حضور دارد. وقتی جمعیتی از آدم‌های بی‌نام‌ونشان که در فضاهای رسمی سهم و تریبونی ندارند، یک بدن جمعی شکل می‌دهند و فضایی عمومی مانند یک مرکز خرید بزرگ را اشغال کرده و آن را برخلاف خواست طراحان و مالکانش بازتعریف می‌کنند، عملا دست به مقاومت زده‌اند. این مقاومت حتی در جزئی‌ترین و پنهان‌ترین لایه‌های رفتاری و روزمره نیز جریان دارد. اما مسئله کلیدی این است که آیا این مقاومت وجهی مولد و سازنده دارد یا به دلیل نبود نهادهای واسط، به سمتی ویرانگر و خودتخریب‌گر سوق پیدا می‌کند». بی‌هزینه‌ترین شکل تحلیل

«حبیبی» ناتوانی در تحلیل این پدیده را ناشی از حاکمیت ذهنیت پیرسالاری بر فضای فکری و فرار از هزینه‌های تحلیل علمی می‌داند: «برای جامعه‌شناس ما راحت‌تر است که به‌جای پژوهش‌های انضمامی، برچسب بزند و با چند نصیحت غائله را جمع کند. تاختن به بچه‌های ۱۳ تا ۱۷ساله‌ای که فاقد هرگونه تریبون یا قدرت برای دفاع از خود هستند، هیچ هزینه‌ای برای تحلیلگر ندارد و حتی با تشویق و پسند مخاطبان هم‌نسل ما روبه‌رو می‌شود؛ در حالی که نقد ساختارهای قدرت و نهادهای اصلی متولی جامعه، هزینه‌زاست. این نگاه کلیشه‌ای، چشم خود را بر ناکارآمدی و نبود جذابیت ساختار آموزشی و محتواهای رسمی می‌بندد. از سوی دیگر، پیرسالاری حاکم بر حوزه تفکر ما باعث شده حضورنداشتن در شبکه‌های اجتماعی یا ناتوانی در یادگیری پدیده‌های جدید، نوعی قداست فی‌نفسه پیدا کند».

او تأکید می‌کند این فرار از بازنمایی و روی‌آوردن به تجمع‌های سیال که در ایران‌مال شاهد آن هستیم، پدیده‌ای جهانی است که نمونه‌های آن در کشورهای دیگر نیز دیده می‌شود: «امروز در سطح جهانی با بحران بازنمایی و نمایندگی نهادهای کلاسیک مواجهیم. حتی در فرانسه به عنوان مهد جنبش‌های کلاسیک، بزرگ‌ترین حرکت سال‌های اخیر یعنی جلیقه زردها، جنبشی دقیقا ضد بازنمایی و فاقد سازماندهی حزبی بود که به صورت سیال اعتراض خود را نشان می‌دادند. نهادهای کلاسیک مانند احزاب و اتحادیه‌ها کارکرد سنتی خود را از دست داده‌اند. این سیالیت، ویژگی وضعیت کنونی است که در ایران به دلیل برخوردهای سخت با فرم‌های کلاسیک اعتراض، خود را در قالب رفتارهای جمعی و مدنی غیرسیاسی حول محور سلبریتی‌ها نشان می‌دهد».

مهم‌ترین مسئله در این میان، تکان‌خوردن علوم اجتماعی از رخوت کنونی و هدایت این انرژی‌های سرگردان است: «ما باید از تکرار تحلیل‌های کلیشه‌ای دست برداریم و به‌جای مقایسه‌های بیهوده میان سلبریتی‌های مجازی و نویسنده یا نخبه کلاسیک که به اندازه موهای سرش کتاب خوانده، بپرسیم چه چیزی در بطن جامعه در حال رخ‌دادن است. بین سازماندهی میلی که پویایی جامعه را به شکل مثبت و مولد هدایت می‌کند و دریچه‌های جدیدی را به روی جامعه می‌گشاید، با میلی که به شکل تخریبی و خودویرانگر عمل می‌کند، تفاوت وجود دارد. کسانی که توان تحلیل دارند و می‌توانند با این نسل ارتباط برقرار کنند، باید به‌جای تخطئه و طرد، کمک کنند این انرژی عظیم جمعی و پویایی اجتماعی در حوزه‌های مختلف از موسیقی تا فرهنگ و سبک زندگی به بیانی مولد و سازنده دست یابد. این ترجمه و هدایت، تکلیفی است که ما هنوز در ابتدای راه آن هم قرار نداریم؛ چراکه گام نخست، یعنی دست‌کشیدن از قضاوت‌های اخلاقی و تلاش برای فهم واقعی جامعه، هنوز به طور کامل برداشته نشده است». پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تایید شهادت خلبان سوخو 24 ارتش (+عکس)/ وضعیت 3 خلبان دیگر نامشخص است نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : بهترین پروتئین گیاهی برای تقویت قلب چیست؟ تماشاخانه سورنا ؛ پهلوان نام‌دار سیستانی و قهرمان نبرد ایران و روم / مشهورترین فرمانده ایرانی و سرنوشت تلخی که داشت ۲۵ سال تلاش و عاشقی برای میراث فرهنگی ایران / این زن قلعه الموت را جهانی کرد فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۲۷ دقیقه قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛

آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظه‌ای که از حوزه امتحان خارج می‌شوند، مرحله تازه‌ای آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخ‌ها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورت‌بندی می‌کند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدت‌هاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانواده‌ها برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، دانش‌آموزان ماه‌ها زندگی خود را حول آن سامان می‌دهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار می‌گیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.

وی در تحلیل خود تأکید می‌کند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماه‌های منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی می‌کنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشرده‌ای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا می‌کند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعه‌ای از ساعت‌های مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل می‌شود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمون‌های آزمایشی ایجاد می‌شود. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که آزمون تمام می‌شود و این سه ستون ناگهان فرو می‌ریزند.

مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد می‌کند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطه‌ای است که می‌تواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحله‌ای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورت‌بندی جامعه‌شناختی و اکتشافی برای توصیف تجربه‌ای جمعی است؛ تجربه‌ای که می‌تواند در آینده موضوع پژوهش‌های دقیق‌تر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماه‌ها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون می‌دانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درس‌هایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه می‌شود.

این فراغت اما لزوماً آرامش‌بخش نیست

به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخاب‌شده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانی‌مدت است. فرد ماه‌ها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی می‌ماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤال‌های آزمون زندگی می‌کند. سؤال‌ها دوباره در ذهنش مرور می‌شوند؛ پاسخ‌ها زیر و رو می‌شوند و پرسش‌هایی مانند «اگر گزینه دیگری را می‌زدم چه می‌شد؟» یا «نکند سؤال ساده‌ای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار می‌شوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.

مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونی‌سازی نظام ارزشیابی» مرتبط می‌داند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل می‌شود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی می‌کند. در نتیجه، داوطلب نمی‌تواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخ‌گویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانواده‌ها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گسترده‌تری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال می‌کنند و همین امر باعث می‌شود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش ساده‌ای مانند «چه رتبه‌ای می‌آوری؟» می‌تواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمی‌داند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس می‌کند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همین‌جا، «برزخ انتظار» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی می‌کند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانش‌آموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق می‌تواند احساس بلاتکلیفی و بی‌جهتی ایجاد کند.»

تعلیق هستی شناختی موقت

مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستی‌شناختی موقت» توصیف می‌کند؛ دوره‌ای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شده‌اند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیت‌های ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطراب‌هایی است که در ماه‌های قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل می‌شدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دست‌کم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی می‌تواند گسترده‌تر شود و پرسش‌هایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسان‌های خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخ‌هایی که در جلسه داده شده‌اند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمی‌های افراطی پناه می‌برند. ساعت‌ها حضور در فضای مجازی، اسکرول بی‌هدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع می‌تواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد می‌کنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.

در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته می‌کند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامه‌ای ندارد. نوجوان را ماه‌ها برای یک روز آماده می‌کنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمی‌کنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب می‌کند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمی‌گردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راه‌حل نیز صرفاً در توصیه‌های فردی خلاصه نمی‌شود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پل‌های معنایی» ایجاد کنند.

دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی:

از منظر جامعه‌شناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار داده‌اند. خانواده یکی از مهم‌ترین این ساختارهاست. خانواده‌ها می‌توانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر می‌کنی چه رتبه‌ای می‌آوری؟» باشد، می‌توان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک می‌تواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانش‌آموز را رها کند. مدارس می‌توانند برای روزها و هفته‌های پس از آزمون، برنامه‌های مشاوره‌ای طراحی کنند؛ برنامه‌هایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفت‌وگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانه‌ها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانه‌ای تنها بر رتبه‌های برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشته‌های خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزش‌گذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تاب‌آوری، مسیر زندگی و تجربه‌های متنوع موفقیت می‌تواند نگاه جامعه را از «نتیجه‌محوری» به «فرآیندمحوری» نزدیک‌تر کند.


۳ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

بسیاری از زنان ایرانی از رابطه جنسی لذت نمی برند؟ | انصاف نیوز

اختلالات جنسی در ایران بیش از آنچه تصور می‌شود شایع است؛ تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان دچار اختلال نعوظ و حدود یک‌سوم زنان با مشکلاتی مانند کاهش میل جنسی، اختلال در ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی مواجه‌اند. این آمار زنگ خطری است برای نیاز به آموزش‌های جنسی متناسب با فرهنگ کشور و توجه بیشتر مسئولان به سلامت جنسی جامعه.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از International Journal of Preventive Medicine یک مطالعه جدید نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان ایرانی (۵۶ درصد) به اختلال نعوظ مبتلا هستند، و در زنان نیز اختلالات جنسی از جمله کاهش میل جنسی و درد هنگام رابطه جنسی بسیار شایع است.

این بررسی که با جمع‌آوری و تحلیل نتایج ۱۹ مطالعه انجام شده، وضعیت اختلالات جنسی در ایران را بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار داده است. در این تحقیقات، بیش از ۲ هزار مرد و ۴ هزار زن مورد مطالعه قرار گرفتند.

نتایج نشان می‌دهد که در زنان ایرانی، حدود ۳۵ درصد از زنان در جامعه عمومی دچار کاهش میل جنسی هستند و این میزان در زنانی که به دنبال درمان بوده‌اند تا ۶۶ درصد افزایش یافته است. همچنین حدود یک‌سوم زنان در هر دو گروه از اختلال در رسیدن به ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی رنج می‌برند.

نتایج کلیدی مطالعه: در مردان، اختلال نعوظ با شیوع حدود ۵۶ درصد، شایع‌ترین اختلال جنسی بود. در زنان، اختلال کمبود میل جنسی (HSDD) در گروه مراجعه‌کنندگان به درمان حدود ۶۶ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۵ درصد گزارش شد. اختلال تحریک جنسی در زنان نیز در گروه درمانی حدود ۶۰ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۴ درصد بود. اختلال اوج لذت جنسی در زنان تقریباً در هر دو گروه حدود ۳۵ درصد شیوع داشت. همچنین، اختلال درد جنسی در زنان، در گروه مراجعه‌کنندگان حدود ۳۵ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۲۰ درصد گزارش شد.

محققان معتقدند که نرخ کلی اختلالات جنسی در ایران مشابه آمار جهانی است، اما میزان اختلال در رسیدن به ارگاسم در زنان ایرانی دو برابر میانگین جهانی گزارش شده است.

این نتایج نشان‌دهنده نیاز مبرم به برنامه‌های آموزش جنسی متناسب با فرهنگ ایران و همچنین انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه است. کارشناسان تاکید دارند که پرداختن به این موضوعات می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و روابط زناشویی کمک شایانی کند.

انتهای پیام


۳ ساعت قبل / سایت آوش

جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار می‌دهند

سیدرضا صالحی امیری، با تشریح اقدامات دو سال گذشته این وزارتخانه با تأکید بر اینکه مسعود پزشکیان «پرچمدار رفاه و وفاق ملی» است، گفت: رئیس‌جمهور، مسیر دولت چهاردهم را بر مبانی فکری، قرآنی و نهج‌البلاغه بنا کرده و امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ وفاق و انسجام ملی را برای تأمین امنیت و آرامش جامعه ضروری می‌داند؛ باور دارم که پزشکیان در پایان دوره، کارنامه خوبی در آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.

وی با تشریح عملکرد و برنامه‌های وزارت میراث فرهنگی، از ایجاد مشوق‌های جدید برای سرمایه‌گذاری، فعال بودن حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری، افزایش تسهیلات این حوزه به بیش از ۵۰ همت، برنامه جذب دو میلیون گردشگر و درآمد ۶ میلیارد یورویی تا سال ۱۴۰۷، تمرکز بر جذب گردشگران کشورهای هدف، تقویت گردشگری سلامت، آشتی با ایرانیان خارج از کشور، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد صنایع دستی خبر داد.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، گردشگری را مقوله‌ای دانست که به سه مفهوم اساسی «جذابیت، زیرساخت و امنیت» گره خورده است و اظهار کرد: گردشگران جهان به جایی سفر می‌کنند که جذابیت کافی داشته باشد؛ این جذابیت می‌تواند میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی یا دریایی باشد.

وی با اشاره به وضعیت زیرساخت‌های گردشگری کشور گفت: ایران در این حوزه پیشرفت‌های خوبی داشته است، اما همچنان با استاندارد ایده‌آل و جهانی فاصله دارد و به همین دلیل، یکی از اولویت‌های جدی دولت پزشکیان، حل مسئله زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری افزود: در ایران بزرگ، ایران تمدنی و ایران زیبا، حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی و گردشگری و حدود هزار و ۵۰۰ هتل وجود دارد، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی باید سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها با سرعت بیشتری دنبال شود.

سه هزار و هشتصد پروژه گردشگری در سراسر کشور در حال اجراست

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه این گفت‌وگو اظهار کرد: یکی از اولویت‌های جدی که در سال اخیر تعریف و بر آن پایبند بوده‌ایم، ایجاد ساختاری با عنوان مرکز اقتصادی و سرمایه‌گذاری در وزارت میراث فرهنگی برای توسعه زیرساخت‌هاست و برای این منظور نیز برنامه مدونی تدوین کرده‌ایم.

وی افزود: در حال حاضر حدود سه هزار و هشتصد پروژه گردشگری در سراسر کشور روی زمین است که ۱۰۰ درصد این پروژه‌ها در اختیار بخش خصوصی قرار دارد. تصمیم دولت این است که در حوزه‌ای که متعلق به بخش خصوصی است، مداخله نکند و تمام تلاش دولت بر سیاست‌گذاری، ایجاد تسهیلات، صدور مجوز و رفع موانع متمرکز باشد.

صالحی‌امیری تأکید کرد: رسالت دولت در حوزه گردشگری، سیاست‌گذاری، حمایت، فراهم کردن تسهیلات، برداشتن موانع، صدور مجوز و نظارت کافی است و دولت پزشکیان این اصل را در گردشگری مورد توجه جدی قرار داده است.

به گفته او، در شرایط فعلی برای حدود سه هزار و هشتصد پروژه فعال گردشگری، حدود هزار و سیصد همت سرمایه‌گذاری در کشور وجود دارد و دولت تلاش کرده است بستر لازم را برای حضور و فعالیت بخش خصوصی فراهم کند.

پنج مشوق بزرگ برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری

وزیر میراث فرهنگی با تشریح سیاست‌های دولت برای ایجاد مشوق‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری گفت: یکی از اصول اساسی در حوزه زیرساخت، ایجاد مشوق‌های لازم برای سرمایه‌گذاری است که در دو سال گذشته اتفاقات مهمی در این زمینه رخ داده است. یکی از اقدامات مهم دولت که در۴۰ سال گذشته سابقه نداشته، ارائه پنج مشوق بزرگ برای گردشگری در ایران بوده است.

صالحی‌امیری نخستین مشوق را تخفیف در عوارض شهرداری‌ها عنوان کرد و گفت: در گفت‌وگو با شهرداری‌ها مقرر شده است برای ایجاد هتل و زیرساخت‌های گردشگری، تا ۸۰ درصد عوارض تخفیف داده شود. موضوع دیگر، ایجاد مجتمع‌های ترکیبی است؛ به این معنا که در یک بنا می‌توان بخشی را تجاری، بخشی را اداری یا مسکونی و طبقات فوقانی را به هتل اختصاص داد. به این ترتیب، یک فضا می‌تواند کاربردهای تجاری، مسکونی یا اداری و هتلینگ داشته باشد.

وی سومین مشوق را معافیت عوارض و گمرک واردات کالاهای مورد نیاز هتل‌ها دانست و توضیح داد: از خودروهایی که قرار است گردشگران را از فرودگاه تحویل بگیرند و برای گردش در ایران و تهران جابه‌جا کنند تا تجهیزات و تأسیسات، چیلر، موکت نسوز و حدود ۲۰۰ قلم کالای مورد نیاز هتل‌ها، سرمایه‌گذار می‌تواند کالاهای مورد نیاز خود را از هر نقطه دنیا بدون عوارض و گمرکی وارد کند؛ امکانی که در گذشته وجود نداشت.

صالحی‌امیری همچنین به معافیت‌ها و حمایت‌های دولت در زمینه آب، برق و گاز اشاره کرد و گفت: این خدمات با شرایط متفاوت و به‌عنوان خدماتی محاسبه می‌شوند و هزینه‌ای که فعالان پرداخت می‌کنند، در مقایسه با هزینه‌های معمول، کاهش قابل توجهی خواهد داشت.

وی تأکید کرد: مجموعه این مشوق‌ها موجب شده کشور با موج جدیدی از تقاضا برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری مواجه شود و مجموعه‌ای از هتل‌ها، دهکده‌ها و شهرک‌های گردشگری در حال ساخت باشد.

افزایش تسهیلات گردشگری به بیش از ۵۰ همت

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه گفت‌وگو با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور به موضوع تسهیلات اشاره کرد و گفت: اکنون هتل‌های متعددی وجود دارند که به مرحله ۷۰، ۸۰ یا ۹۰ درصد پیشرفت رسیده‌اند و برای تکمیل به سرمایه نیاز دارند؛ در گذشته منابع تسهیلاتی برای این منظور بسیار ناچیز و محدود بود.

او افزود: در سال ۱۴۰۳ حدود ۲.۵ همت تسهیلات پرداخت کردیم، در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ همت تسهیلات تخصیص یافت و هدف‌گذاری امسال، بیش از ۵۰ همت، معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان، برای زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری گفت: برای این حوزه برنامه پنج‌ساله‌ای ذیل برنامه هفتم توسعه و پیشرفت تدوین کرده‌ایم و در این برنامه مشخص شده است که تا روز آخر برنامه هفتم، یعنی سال ۱۴۰۷، در کدام استان، کدام شهرستان و در سطح ملی، چه پروژه گردشگری توسط چه سرمایه‌گذاری و با چه حمایت‌هایی باید به نتیجه برسد.

وی خاطرنشان کرد: در این برنامه، زمان، مکان، منابع، نیروی انسانی و بهره‌برداری از پروژه‌ها مشخص شده و یک طراحی و اولویت‌بندی جغرافیایی برای بازارهای هدف گردشگری ایران نیز انجام گرفته است.

آسیای میانه و قفقاز؛ اولویت نخست جذب گردشگر

وزیر میراث فرهنگی درباره اولویت‌بندی بازارهای گردشگری خارجی گفت: نخستین اولویت ما آسیای میانه و قفقاز است؛ حوزه‌ای که ریشه‌های فرهنگ و تمدن ایران در آنها همچنان زنده است.

وی افزود: در مرحله دوم، حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه این منطقه قرار دارد که در موضوع گردشگری به‌شدت فعال هستند. سطح سوم اولویت ما کشورهای بزرگ اسلامی مانند اندونزی، مالزی، مصر و کشورهایی است که ظرفیت جدی برای اعزام گردشگر به ایران دارند.

صالحی امیری یادآور شد: با وزیر گردشگری مصر مفصل گفت‌وگو کرده‌ایم و حداقل دو بار با وزیر گردشگری اندونزی دیدار داشته‌ایم. مجموعه کشورهای جنوب شرق آسیا نیز برای ما اهمیت دارند.

وی در ادامه چین و روسیه را اولویت چهارم عنوان کرد و افزود: امروز بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری جهان در چین است. برداشت من این است که چینی‌ها منتظر پایان بحران و جنگ در منطقه هستند تا درباره گردشگری تصمیم بگیرند و در حال حاضر نه‌تنها توصیه‌ای برای سفر به ایران نمی‌کنند، بلکه به شکل غیررسمی نوعی سیاست احتیاط و عدم سفر را دنبال می‌کنند.

وزیر میراث فرهنگی گفت: این موضوع نگران‌کننده است و از رئیس‌جمهور محترم و همچنین مقامات دولت درخواست کرده‌ایم در گفت‌وگو با طرف چینی، موضوع توسعه گردشگری را در کنار روابط اقتصادی و سیاسی قرار دهند و این مسئله را پیگیری کنند.

وی با اشاره به علاقه روسها به سواحل جنوبی ایران گفت: روسیه در گذشته یکی از بازارهای مهم گردشگری ایران بود و ظرفیت خوبی به کشور می‌فرستاد، اما این ظرفیت پس از جنگ کاهش پیدا کرد؛ هم جنگ روسیه و اوکراین موجب کاهش این ظرفیت شد و هم شرایط ناشی از جنگ و تحولات منطقه‌ای بر آن تأثیر گذاشت.

صالحی‌امیری گفت: اولویت پنجم ما سایر کشورهای جهان از جمله اروپا، استرالیا و آمریکا هستند. این کشورها همچنان در فهرست بازارهای هدف ما قرار دارند، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی اولویت نخست ما نیستند.

ایرانیان خارج از کشور؛ ظرفیتی بزرگ برای گردشگری ایران

وزیر میراث فرهنگی یکی دیگر از برنامه‌های مهم دولت چهاردهم را تمرکز بر ایرانیان خارج از کشور دانست و گفت: به جای اینکه تمام سرمایه‌گذاری خود را روی بازار اروپا متمرکز کنیم، باید به ظرفیت ایرانیان خارج از کشور توجه جدی داشته باشیم؛ چراکه گردشگری ایران به اروپا به‌شدت کاهش یافته است.

او افزود: بین ۷ تا ۹ میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و شورای‌عالی ایرانیان تشکیل شده است. ما نیز به‌عنوان یکی از وزرای عضو این شورا، مسئولیت کمیسیون گردشگری و ایران‌شناسی را برعهده داریم و جلسات ثابت این کمیسیون را برگزار می‌کنیم.

صالحی‌امیری گفت: هماهنگی بین دستگاهی خوبی در این زمینه شکل گرفته و افق جدیدی برای جهش در روابط با ایرانیان خارج از کشور تعریف کرده‌ایم، هرچند جنگ تا حدودی این روند را متوقف کرد. اگر به شرایط ثبات بازگردیم، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری ایران قطعاً ایرانیان خارج از کشور خواهند بود.

وی تصریح کرد: ما باید با ایرانیان آشتی کنیم، آنها را به خانه خودشان دعوت کنیم و روابط پرنقش‌ونگار و غیرعاطفی را کنار بگذاریم.

وزیر میراث فرهنگی در ادامه افزود: باید باور کنیم همه ایرانیان دلبسته و وابسته به ایران هستند و می‌توانیم همه دور مفهوم ارزشمند و مقدسی به نام ایران جمع شویم. برای این کار به تسامح، تعامل و ایجاد امنیت روانی نیاز داریم. ایرانیان باید احساس امنیت کنند که می‌توانند به ایران بیایند و این لازمه رفتار ماست.

صالحی‌امیری با اشاره به تأکید رئیس‌جمهور بر باز بودن فضا برای ایرانیان خارج از کشور گفت: در دولت پزشکیان، رئیس‌جمهور بارها تأکید کرده است که فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید. ما نیز به‌صورت مستمر این پیام را منتقل می‌کنیم.

وی تاکید کرد: در مسئله ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل، اعتماد متقابل یک عنصر تعیین‌کننده است. ما اعتماد کرده‌ایم و آنها نیز باید اعتماد کنند؛ اگر ایرانیان اعتماد نکنند، بستر گردشگری مورد نظر ما شکل نخواهد گرفت. چرا ایرانیان ما در آمریکا، کانادا، استرالیا، اروپا و آسیا نباید هر سال یک یا دو بار برای دیدار خانواده‌های خود به ایران بیایند؟ چرا باید خانواده‌های ایرانی برای دیدار با خانواده‌های خود به استانبول، دبی یا نقاط دیگر بروند؟ اینها بحث‌های جدی است که به آنها پرداخته‌ایم.

صالحی‌امیری گفت: دلیل این فاصله آن است که عوامل رانشی ما در گذشته بیشتر از عوامل کششی بوده است. راهی جز این نداریم که زمینه‌های نقار، شکاف و فاصله با ایرانیان خارج از کشور را پر کنیم. ۴۰ سال زمان کافی بود که پیام‌ها را منتقل کنیم و پیام‌های آنها را بشنویم.

وی افزود: امروز باید حاشیه‌ها را از فضای ذهنی ایرانیان خارج کنیم و به آنها امنیت بدهیم؛ اینکه اگر وارد فرودگاه امام خمینی شدند، با مشکل مواجه نشوند، پاسپورتشان جعل نشود، به مراکز امنیتی و انتظامی هدایت نشوند و بدون مشکل نزد خانواده‌های خود بروند. هر نقطه‌ای از ایران که بخواهند بروند، باید احساس کنند خانه خودشان است.

وزیر میراث فرهنگی گفت: این مسئله به اعتماد بازمی‌گردد و ما بر همین موضوع تمرکز کرده‌ایم. جلسات آن نیز در حال برگزاری است و برداشت من این است که دولت پزشکیان در پایان دوره خود یکی از کارنامه‌های خوبش را در زمینه آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.

گردشگری؛ یک ظرفیت بزرگ اقتصادی

صالحی‌امیری در ادامه گردشگری را یک ظرفیت بزرگ اقتصادی دانست و گفت: هر گردشگر هنگام ورود به ایران به‌طور میانگین هزار و ۲۷۰ دلار هزینه می‌کند. تفاوت ارز حاصل از گردشگری با سایر صادرات در این است که در صادرات نفت، کالاهای صنعتی و پتروشیمی صادر می‌شود و در مقابل ارز وارد کشور می‌شود، اما در گردشگری، هزینه‌های مربوط به اقامت، هتل، تغذیه، خرید، هدایا و خدمات مختلف در داخل کشور انجام می‌شود و ارز وارد اقتصاد داخلی می‌شود.

وی گردشگری سلامت را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم کشور عنوان کرد و گفت: حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران می‌آیند. سه دلیل مهم برای این موضوع وجود دارد؛ نخست پزشکان بسیار حاذق ایران، دوم بیمارستان‌ها و تجهیزات پزشکی مناسب در سراسر کشور و سوم، ارزان بودن خدمات درمانی. میانگین هزینه بیمارستانی، درمان و جراحی در ایران یک‌سوم تا یک‌پنجم منطقه و حدود یک‌دهم اروپا است و همین مسئله موجب گرایش جدی به گردشگری سلامت شده است.

او اظهار امیدواری کرد: هدف‌گذاری ما در برنامه تا سال ۱۴۰۷، جذب دو میلیون گردشگر با درآمد ۶ میلیارد یورو است و معتقدم این هدف بزرگ اما قابل تحقق است.

گردشگری؛ مسیر دیپلماسی فرهنگی ایران

وزیر میراث فرهنگی گردشگری را علاوه بر یک ظرفیت اقتصادی، ابزار مهم دیپلماسی فرهنگی دانست و گفت: اگر قرار است تصویر زیبای ایران را به جهانیان نشان دهیم، مسیر آن گردشگری است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد. باید گردشگر به ایران بیاید، فضای داخل کشور را ببیند، خودش با دوربین عکس و فیلم بگیرد و برای خانواده و اطرافیانش از این تجربه توضیح دهد.

صالحی‌امیری در ادامه افزود: ما باید این تصویر را در دنیا منعکس کنیم؛ نه با سخنرانی، بلکه با ایجاد فضای ذهنی امن برای گردشگران، به‌گونه‌ای که بدانند ایران هم زیباست، هم امن است و هم همه جهانیان را با کرامت و مهمان‌نوازی می‌پذیرد. قدم‌های بزرگی در این مسیر برداشته‌ایم و امیدواریم با عبور از جنگ تحمیلی، وارد فضای جدیدی از گردشگری در منطقه شویم.

ایران؛ سرزمین ناشناخته‌ای با یک میلیون اثر تاریخی

وزیر میراث فرهنگی در ادامه سخنان خود بر ضرورت توجه به نسل جوان و معرفی تمدن ایران تأکید کرد و گفت: مخاطب این سخن نسل‌های قبل نیستند، بلکه نسل جوان و نسل‌های خلاق و نوظهور هستند. اگر واقعیت تمدنی، فرهنگی و میراثی ایران برای نسل جوان تبیین شود، فرزندان ما به ایران عشق می‌ورزند و به آن دلبسته خواهند بود. ما توان معرفی ایران را نداریم. ما در یک معدن طلایی قرار گرفته‌ایم، اما در آن را بسته‌ایم و دیگران را از آن محروم کرده‌ایم.

وی با اشاره به ظرفیت‌های تاریخی کشور اظهار کرد: ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی دارد و یکی از ۱۰ قدرت نخست تمدنی جهان است. ایران ۲۷ اثر میراث ناملموس را در جهان ثبت کرده و در این حوزه اکنون رتبه چهارم جهان را دارد. در حوزه آثار ملموس و طبیعی، محدودیت ثبت در یونسکو وجود دارد و سالانه امکان ثبت یک اثر بیشتر وجود ندارد، اما تاکنون ۵۸ اثر را به‌صورت موقت در فهرست یونسکو ثبت کرده‌ایم و هیچ کشوری در دنیا چنین ظرفیتی ندارد.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: فرزندان ما باید در مدرسه این موارد را بخوانند و بدانند در چه سرزمینی زندگی می‌کنند. دانشگاه‌ها باید واحدهایی درباره تمدن ایرانی داشته باشند و در فضای مجازی نیز باید محتوای بیشتری درباره تمدن ایران تولید شود. چرا جوان ما صبح که گوشی خود را باز می‌کند، با یک اثر تمدنی مواجه نشود؟ چرا فرزند ما در مدرسه، دانشگاه، مترو و خیابان، آثار تمدنی ایران را نبیند؟ این ضعف ماست که نتوانسته‌ایم ظرفیت‌های خود را معرفی کنیم.

او گفت: من نام ایران را «سرزمین ناشناخته» گذاشته‌ام؛ ایران سرزمین رمزها و رازهاست. هر جای این جغرافیا که به بهانه انتقال گاز، آب، فاضلاب یا هر زیرساخت دیگری حفاری می‌کنید، از دل آن آثار تاریخی بیرون می‌آید.

وی ایران را یک موزه باز و میراث و تمدن را بزرگ‌ترین قدرت نرم کشور دانست و گفت: ما تاکنون به این سرمایه بزرگ توجه کافی نکرده‌ایم.

صیانت از میراث؛ امانتی برای نسل‌های آینده

صالحی‌امیری درباره برنامه‌های دولت در حوزه میراث فرهنگی گفت: از میان حدود ۴۳ هزار اثری که تاکنون ثبت کرده‌ایم و در کنار حدود یک میلیون اثر تاریخی کشور، همچنین آثار جهانی و میراث ناملموس، سه هدف اصلی را دنبال می‌کنیم که نخستین آنها صیانت از این میراث است. در دولت پزشکیان اراده ملی برای تمرکز بر میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چراکه این تمدن، بزرگ‌ترین سرمایه ماندگار ایران است که میلیون‌ها سال قبل از ما وجود داشته و میلیون‌ها سال پس از ما نیز با ایرانیان همراه خواهد بود.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: ما در میراث، یک شعار داریم؛ «ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم.» ما فقط امانتدار هستیم و باید از این میراث صیانت، مرمت و حفاظت و آن را به نسل بعد منتقل کنیم.

صنایع دستی؛ اقتصاد خانواده و دیپلماسی فرهنگی

صالحی‌امیری صنایع دستی را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم اما مغفول کشور دانست و گفت: صنایع دستی ظرفیت بسیار بزرگی در جامعه ایران است، اما به دلیل سایه سنگین نفت، فولاد، پتروشیمی و مس بر اقتصاد کشور، فرصت کافی برای توسعه آن فراهم نشده است. در جهان درباره گردش مالی صنایع دستی آمارهای مختلفی وجود دارد، اما یکی از آمارهای جدی، گردش مالی حدود هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار است.

وی هدف‌گذاری ایران در عرصه صنایع دستی در برنامه تا سال ۱۴۰۷ را ۵۰۰ میلیون یورو عنوان کرد و گفت: این هدف شامل سالانه حدود ۱۰۰ میلیون یورو، ایجاد ۱۰۰ هزار شغل و رشد ۸ درصدی در برنامه هفتم و برنامه پنج‌ساله ماست. صنایع دستی فقط یک کالای تولیدی نیست. کسی که خاتم‌کاری، میناکاری یا سایر هنرهای سنتی را انجام می‌دهد، هنرمند است.

او با اشاره به ماهیت خانوادگی صنایع دستی گفت: مادر خانواده همراه فرزندان و پدر خانواده همراه فرزندان می‌توانند در گوشه‌ای از خانه تولید داشته باشند. این فعالیت به شبکه بزرگ و تجهیزات پیچیده نیاز ندارد و با حداقل امکانات می‌توان تولید کرد.

صالحی‌امیری هویت‌محور بودن صنایع دستی را یکی از ویژگی‌های مهم آن دانست و افزود: فرش هویت ایران است، خاتم هویت فرهنگی ماست، میناکاری هویت ماست و بافت‌های داری، نمدها، قالیچه‌ها و سایر محصولات صنایع دستی در سراسر کشور، بخشی از هویت ایرانی را نمایندگی می‌کنند. صنایع دستی علاوه بر ارزش فرهنگی، ارزش اقتصادی نیز دارد؛ تولید سرمایه می‌کند، اشتغال خانواده را تأمین می‌کند و اشتغال به معنای امنیت خانواده است.

وی با اشاره به تمرکز صنایع دستی در روستاها و شهرهای کوچک اظهار کرد: اکنون حدود ۶۷۰ هزار هنرمند در قالب ۳۴ هزار کارگاه کوچک در سراسر کشور فعالیت می‌کنند.

صالحی‌امیری صنایع دستی را نوعی دیپلماسی فرهنگی دانست و گفت: ما فقط یک شیء صادر نمی‌کنیم، بلکه در دل صنایع دستی، فرهنگ و هویت خود را صادر می‌کنیم. اگر قرار است روستاها بمانند، مهاجرت معکوس شکل بگیرد و روستاها تخلیه نشوند، باید از روستاییانی که کارگاه صنایع دستی دارند حمایت کنیم.

وی شعار این حوزه را «هر روستا یک بوم‌گردی، یک کارگاه صنایع دستی» عنوان کرد و گفت: گردشگری غذا نیز در ایران هنوز فعال نشده است. جشنواره غذا باید در همه شهرها شکل بگیرد و ما می‌توانیم یکی از قطب‌های گردشگری غذا در دنیا باشیم.

بازارچه‌های صنایع دستی برای حذف واسطه‌ها

وزیر میراث فرهنگی درباره بازار داخلی صنایع دستی نیز گفت: ایده ما ایجاد بازارچه است و هدف‌گذاری کرده‌ایم که هر شهر یک بازارچه داشته باشد. امروز تولیدکننده محصول خود را به دلال با نصف قیمت می‌فروشد و دلال با دو برابر قیمت آن را در بازار عرضه می‌کند. برای اینکه دستمزد واقعی به تولیدکننده بازگردد، ایجاد بازارچه ضروری است.

بنا به اعلام صالحی‌امیری، اکنون در اکثر شهرهای کشور، بازارچه‌های صنایع دستی در حال ایجاد هستند. در بخش بازاریابی خارجی نیز، تمرکز ما بر ۱۰ کشور هدف است؛ کشورهایی که ایرانیان در آنها حضور دارند و گرایش به صنایع دستی ایران وجود دارد.

وی ذدامه داد: هدف این است که کالا در این کشورها دپو شود و از طریق شبکه‌های بین‌المللی مانند آمازون و سایر شبکه‌ها بازاریابی بین‌المللی عرضه شود. اگر بازاریابی داخلی و صادرات خارجی صنایع دستی به‌درستی تقویت شود، این حوزه می‌تواند یکی از عوامل اصلی اشتغال، امنیت خانواده و اقتصاد خانواده‌ها باشد.

امنیت؛ حلقه سوم گردشگری

صالحی‌امیری در ادامه این گفت‌وگو، به سومین مفهوم اساسی گردشگری، یعنی امنیت، اشاره کرد و گفت: گردشگری تابعی از امنیت است. این مسئله مختص ایران نیست و در همه دنیا، زمانی که کشوری دچار بحران می‌شود، ناامنی تولید می‌شود و گردشگر به آن کشور سفر نمی‌کند. روسیه نیز در جریان جنگ با اوکراین با چنین چالشی مواجه شد و این طبیعت جنگ است که ناامنی تولید می‌کند.

وزیر میراث فرهنگی با اشاره به آثار جنگ بر صنعت گردشگری ایران گفت: ما حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی داریم و حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در این صنعت اشتغال دارند. حدود ۸۰۰ موزه و هزاران کارگاه صنایع دستی نیز وجود دارد که رونق آنها به حضور گردشگر وابسته است. میانگین سطح اشغال هتل‌های ما در نوروز به حدود ۹ درصد رسید که بسیار نگران‌کننده و خسارت‌بار است؛ چراکه وقتی سطح اشغال هتل به زیر ۵۰ درصد می‌رسد، فعالیت اقتصادی آن دیگر به‌صرفه نیست.

او افزود: چهار استان جنوبی کشور که از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری برخوردارند، در نوروز تقریباً تعطیل بودند. همچنین ۱۴۹ اثر در جریان جنگ تخریب شد و خسارت‌های قابل توجهی به زیرساخت‌ها و بناهای تاریخی وارد شد. رئیس‌جمهور شخصاً در این زمینه مداخله کردند و در جلسه‌ای که در دفتر وزیر برگزار شد، درخواست جامعه گردشگری را مطرح کردیم؛ از جمله استمهال مالیات، بیمه، چک‌ها و اقساط بانکی. خوشبختانه این درخواست مورد موافقت قرار گرفته و امیدواریم در آینده نزدیک ابلاغ شود.

پزشکیان؛ پرچمدار رفاه ملی و ضرورت وفاق

وزیر میراث فرهنگی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به عملکرد رئیس‌جمهور گفت: صادقانه عرض می‌کنم که آقای دکتر پزشکیان به شعارهای خود باور دارند. ایشان این مسیر را مبتنی بر جمع‌آوری رأی انتخاب نکردند. من به‌عنوان کسی که از نزدیک در صحنه و در همه روزها و ساعات حضور داشته‌ام، شهادت می‌دهم که ایشان بر اساس مبانی فکری و قرآنی و نهج‌البلاغه این مسیر را انتخاب کردند.

او گفت: اینکه چه میزان از این مبانی تحقق پیدا کرده، بحث دیگری است، اما من معتقدم ما در مسیر رفاه قرار گرفتیم و جنگ نیز به تقویت انسجام و رفاه ملی کمک کرد.

وزیر میراث فرهنگی با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی اظهار کرد: همواره صداهای انسجام‌شکن در کشور بلند بوده و امروز نیز با آن مواجه هستیم. کسانی که به رئیس‌جمهور یک ملت در خیابان توهین می‌کنند، کسانی که در تلویزیون ادبیات توهین‌آمیز نسبت به مقامات کشور به کار می‌برند و کسانی که هیچ باوری به این معنا ندارند، باید بدانند بدون انسجام نمی‌توان کشور را اداره کرد.

صالحی‌امیری افزود: کسانی که در زمین دشمن‌بازی و با شعارهای رادیکال، افراطی و بعضاً ساختارشکنانه فعالیت می‌کنند، نباید موجب انحراف تحلیلی شوند. جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار می‌دهند؛ جامعه ایران بسیار بزرگ است و در جوهر خود رادیکال نیست، هرچند رادیکالیزم در ایران پس از انقلاب، از فرقان تا امروز، هویت و سابقه داشته و همچنان اعلام موجودیت می‌کند.

او با اشاره به برخی مواضع و شعارهای مطرح‌شده در فضای سیاسی کشور گفت: اینکه کسی در یک تریبون رسمی و در زمانی که کشور درگیر جنگ است، رسماً درباره حمله به ترامپ و ترور او در ترکیه سخن بگوید، چه معنایی دارد؟ این اقدامات جز اینکه بخواهد نظام سیاسی را تحت فشار دشمن قرار دهد، چه نتیجه‌ای دارد؟

وزیر میراث فرهنگی ادامه داد: برخی افراد نیز شعارهایی درباره حمله پهپادی به ترامپ و دیگران مطرح می‌کنند؛ شعارهایی که تحقق آنها ناممکن است، اما هزینه‌هایی را به نظام تحمیل می‌کند و امروز خسارت آنها را می‌بینیم. «ده‌ها بار گفته‌ام که تا امروز پزشکیان پرچم‌دار رفاه ملی است و بقیه هم باید به این باور برسند. اگر بناست در این سرزمین فرزندان شما با امنیت و آرامش زندگی کنند، باید با وفاق زندگی کنیم.




 ۲ ساعت سکوت در روز با مغز ما چه می‌کند؟
۲۰ ساعت قبل / سایت تابناک

۲ ساعت سکوت در روز با مغز ما چه می‌کند؟

کارشناسان می‌گویند ۲ ساعت سکوت در روز، نقش مهمی در سلامت روان، حفظ حافظه، کاهش استرس و پیشگیری از بیماری‌های تحلیل‌برنده‌ی مغز داشته باشد.

 مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس
۱۳ ساعت قبل / سایت رکنا

مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس

حوادث رکنا: برخورد رخ‌به‌رو یک دستگاه سمند سوخت‌بر با خودروی دنا در آزادراه خلیج فارس در استان هرمزگان، به جان‌باختن 3 نفر و سوختن کامل خودروی سوخت‌بر منجر شد.

 تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت
۲۵ دقیقه قبل / روزنامه آرمان امروز

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

آرمان امروز: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در سخنانی با تأکید بر جایگاه انسان و اهمیت علم، آگاهی و تلاش، بر این نکته تأکید کرد که جنسیت نباید معیاری برای سنجش توانمندی‌های انسانی باشد. او با استناد به مفاهیم قرآنی، تلاش و همت انسان را فارغ از زن یا مرد بودن، عامل اصلی رشد، شکوفایی استعدادها و [ ]

 کاهش دمای تهران طی امروز و فردا / وقوع رگبار و رعدوبرق در شمال استان
۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

کاهش دمای تهران طی امروز و فردا / وقوع رگبار و رعدوبرق در شمال استان

اداره کل هواشناسی استان تهران از کاهش نسبی دما طی امروز و فردا خبر داد و اعلام کرد با عبور موج ناپایداری از منطقه، از جمعه تا دوشنبه (۳۰ مرداد تا ۲ شهریور) افزایش ابر و وزش باد، گاهی باد شدید و در مناطق شمالی و ارتفاعات رگبار پراکنده و رعدوبرق پیش‌بینی می‌شود.

 آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی در سلامت کامل برگزار شد
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی در سلامت کامل برگزار شد

آزمون سراسری پذیرش دانشجو - معلم سال ۱۴۰۵ در گروه‌ آزمایشی علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی صبح روز جمعه ۳۰ مرداد ماه با رقابت بیش از ۴۶۰ هزار متقاضی در سلامت و آرامش کامل برگزار شد.

 ظفرقندی: کشور بدون انسجام ملی نمی‌تواند از بحران عبور کند
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ظفرقندی: کشور بدون انسجام ملی نمی‌تواند از بحران عبور کند

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: کشور بدون انسجام ملی و بدون همه ایرانیان نمی‌تواند از بحران عبور کند.