
رویداد۲۴| یک پرسش عام وجود دارد که گریبان همگان را گرفته است. در هر کوی و برزن و در فرستهها و نقلقولهای مجازی سوال میشود: «آخر جنگ چه خواهد شد»؟
روزنامه جوان نوشت: هرچند بر گردن پرسشگران تقصیری و حرجی نیست، ولی افتادن و افکندن در دام این پرسش، ویرانگر و خطای بزرگ افتادگان و خطای نابخشودنی کسانی است که دیگران را در دام میافکنند، زیرا در روزهای جنگ، امید از دانستن آینده به دست نمیآید، از خوبزیستن در دل آیندهای نامعلوم به دست میآید.
بیخبری لزوماً خبر بدی نیست. بسا گشایشهای تاریخ که از دل آیندهای پیشبینیناپذیر بیرون آمد. علاوهبر تجربهی ملتهای دیگر، ما باورهای دینی و توسل و «انجام وظیفه به قصد تقرب» داریم. برای چنین باورمندانی آنچه آرامش میآورد، دانستن وظیفهی امروز است، نه پیشبینی قطعی آینده. همین نامعلومی آینده است که امید را زنده نگه میدارد. اگر پایان جنگ از پیش معلوم بود، دیگر تصمیمها، تدبیرها و فداکاریها معنایی و کارکردی نداشت.
میدانیم که ذهن آدمها تحمل ابهام را ندارد و در شرایط بحرانی، روایتهای ساده و پیشبینیهای قطعی را بدون شواهد کافی میپذیرد، زیرا تحمل یک یقین نادرست، برای بسیاری آسانتر از زیستن با عدمقطعیت است. ولی هیچکس- هیچکس یعنی حتی فرد خاص و مطلع- نمیتواند با قطعیت بگوید آینده چه خواهد شد. پیشبینی قطعی در مسائل انسانی، کاری علمی نیست، زیرا شاخصهای تأثیرگذار بیشمارند و محاسبهپذیر نیستند. ما فقط میتوانیم با احتمال سخن بگوییم و فقط احتمال برخی رخدادها را بیشتر بدانیم.
ما نسبت به سیستمهای پیچیده، ناتوان و نادانیم. سرنوشت جنگی که برخلاف برخی جنگهای قبلی امریکا، تمامی جهان را با شدت و ضعف درگیر کرده است، با واکاوی یک یا چند یا حتی صدها وجه و ابعاد آن هم پیشبینیپذیر نیست.
آیندهی این جنگ با هزاران متغیر گره خورده است. برخی این روزها مسئلهی چین را مطرح میکنند و جنگ ترامپ با ایران را در ذیل جنگ آینده و پنهان امریکا با چین میبرند. برخی آن را به تصمیمات پشت درهای کرملین میرسانند. در پنج ماه اخیر مواردی دیگر را شنیدیم، مانند انتخابات کنگره، قیمت نفت، خطاهای استراتژیک نظامیان و سیاستمداران، مسائل داخلی اقتصاد، خیانت دوستان راهبردی، خیانت …










