
تماشای تلویزیون؛ تهدیدی پنهان برای مغز میانسالان

کشف «ترمز طبیعی مغز» برای مهار دردهای عصبی مزمن
دردهای عصبی یا «نوروپاتیک» زمانی رخ میدهند که رشتههای عصبی آسیب میبینند و پیامهایی نادرست، پیوسته یا بیش از اندازه قوی به مغز میفرستند. فرد مبتلا ممکن است درد را به شکل سوزش، تیر کشیدن، گزگز، برقگرفتگی یا احساس فرو رفتن جسمی تیز توصیف کند.
به گزارش ایسنا، این وضعیت میتواند بر اثر بیماریهایی مانند دیابت، برخی عفونتهای ویروسی، فشار آمدن بر عصبها یا دیگر آسیبهای عصبی ایجاد شود. برخلاف دردهای معمول که هشدار بدن درباره یک آسیب تازه هستند، درد نوروپاتیک ممکن است حتی پس از بهبود نسبی آسیب اولیه نیز ادامه پیدا کند و به مشکلی طولانیمدت تبدیل شود.
اهمیت بررسی این موضوع از آنجا بیشتر میشود که درمان درد مزمن عصبی برای بسیاری از بیماران رضایتبخش نیست. داروهای اوپیوئیدی، یعنی گروهی از داروهای ضد درد قوی مانند مورفین و فنتانیل، میتوانند پیامهای درد را کاهش دهند، اما گیرندههای آنها در بخشهای گوناگون مغز، نخاع و بدن وجود دارند.
به همین دلیل، اثر دارو تنها به ناحیه درد محدود نمیماند و ممکن است با عوارض جانبی، ایجاد تحمل دارویی و خطر وابستگی همراه باشد. یافتن راهی برای اثرگذاری دقیقتر بر مدارهای مرتبط با درد، میتواند به طراحی درمانهایی کمک کند که هم موثرتر و هم کمخطرتر باشند.
جردن مککال، دانشیار مرکز فارماکولوژی بالینی در گروه بیهوشی دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در سنتلوئیس و همکارانش این موضوع را بررسی کردهاند. این پژوهش بر نقش گیرندههای اوپیوئیدی در بخشی از مغز به نام «لوکوس سرولئوس» تمرکز داشت؛ ناحیهای کوچک در عمق و پایه مغز که با هوشیاری، واکنش به استرس و تنظیم درد ارتباط دارد. پژوهشگران تلاش کردند مشخص کنند آسیب عصب چگونه این ناحیه را به عاملی موثر در تداوم درد تبدیل میکند.
در این بررسی، پژوهشگران از موشهایی استفاده کردند که الگوی درد نوروپاتیک ناشی از آسیب عصب را نشان میدادند. ابتدا، آنها فعالیت سلولهای عصبی لوکوس سرولئوس را به طور موقت کاهش دادند و سپس حساسیت حیوانات به لمس و گرما را بررسی کردند. در مرحله بعد، توجه تیم به گیرندهای به نام «گیرنده اوپیوئیدی مو» جلب شد.
گیرنده را میتوان مانند جایگاهی روی سطح سلول در نظر گرفت که مواد مشخصی به آن متصل میشوند و پیام خاصی را در سلول فعال یا مهار میکنند. پژوهشگران این گیرندهها را فقط از سلولهای عصبی لوکوس سرولئوس حذف کردند و سپس در آزمایشی دیگر، آنها را به همان سلولها بازگرداندند.
نتایج نشان دادند که آسیب عصب، لوکوس سرولئوس را به ناحیهای فعال در پیش بردن درد تبدیل میکند. هنگامی که پژوهشگران سلولهای عصبی این بخش را به طور موقت خاموش کردند، موشهای دارای درد نوروپاتیک نسبت به لمس و گرما حساسیت کمتری نشان دادند.
این مشاهده نشان میدهد که فعالیت بیش از اندازه این بخش از مغز ممکن است در حفظ یا تشدید درد مزمن نقش داشته باشد. به بیان ساده، سامانهای که میتواند در شرایط عادی به کنترل درد کمک کند، پس از آسیب عصبی ممکن است عملکرد متفاوتی پیدا کند.
یافته مهم دیگر به گیرندههای اوپیوئیدی مو مربوط بود. حذف این گیرندهها فقط از سلولهای لوکوس سرولئوس، حساسیت موشها به لمس و گرما را بیشتر کرد. اما زمانی که همین گیرندهها به همان سلولهای عصبی بازگردانده شدند، حساسیت بیش از اندازه کاهش یافت.
این نتیجه نشان میدهد گیرندههای مو در این ناحیه، نقش نوعی ترمز زیستی را بر عهده دارند و میتوانند از فعالیت بیش از حد مدارهای درد جلوگیری کنند. ظاهرا درد مزمن ممکن است توان این گیرندهها را برای مهار فعالیت سلولهای عصبی کاهش دهد.
اهمیت این نتایج که در نشریه تخصصی «Current Biology» منتشر شدهاند، در هدفگیری دقیقتر درمان نهفته است. اوپیوئیدهای موجود معمولا به گیرندههای پراکنده در سراسر دستگاه عصبی اثر میگذارند، اما این پژوهش بر احتمال تمرکز بر گیرندههای مو در یک ناحیه مشخص مغزی تاکید دارد.
چنین رویکردی، در صورت تبدیل شدن به درمان انسانی، ممکن است بتواند درد نوروپاتیک را با دقت بیشتری کاهش دهد و برخی خطرهای ناشی از اثر گسترده داروها در مغز و بدن را محدود کند.
البته باید اشاره کرد که این تحقیق در موشها انجام شده است، با این حال، نتایج آن مسیر تازهای را برای بررسی درمانهای موضعیتر در مغز باز میکند؛ درمانهایی که به جای اثرگذاری گسترده بر همه گیرندهها، عملکرد یک مدار کلیدی درد را تنظیم کنند. پژوهشگران اکنون در پی یافتن راههایی هستند که لوکوس سرولئوس را بدون تاثیرگذاری بر گیرندههای سایر بخشهای دستگاه عصبی دستکاری کنند. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر هشدار یک روزنامه به تکرار وقایع تلخ 18 و 19 دیماه 1404 نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : محسن برهانی: با این طرح مراجعه به سفارتخانهها حتی برای گرفتن ویزا ممنوع و نیازمند مجوز است بیشتر بخوانید: کشف راه حلی برای پایان دردهای جسمانی ١٠ عامل دردهای بدنی (اینفوگرافیک) تماشاخانه خلبانان ایرانی در اسارت / ببینید روایتها چه میگویند؟ خجو؛ زنی میان دو دریا، دور از خانه / روایت یک زن صیاد از جنگ جنوب : «این دریا با آن دریا فرق دارد» فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
۷ ماشین غولپیکر با ابعاد باورنکردنی
برخی ماشینها آنقدر بزرگ هستند که توصیف آنها بهعنوان «وسیله نقلیه» یا «تجهیزات» تقریبا ناکافی به نظر میرسد. آنها میتوانند صدها متر امتداد داشته باشند، هزاران تُن وزن داشته باشند یا در مقیاسی فعالیت کنند که معمولا با تاسیسات صنعتی کامل مرتبط است.
به نقل از آیای، از یک بیل مکانیکی ۱۴ هزار و ۱۹۶ تُنی که در معادن روباز حرکت میکند گرفته تا یک شتابدهنده عظیم ذرات، اینها هفت مورد از بزرگترین ماشینهایی هستند که تاکنون ساخته شدهاند. در این فهرست به جای رتبهبندی صرفا بر اساس یک معیار، مقیاس فیزیکی کلی، جرم و اهمیت مهندسی در نظر گرفته شده است. ۱. برخورددهنده بزرگ هادرونی در سرن
برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC) به طور رسمی از سوی رکوردهای جهانی گینس به عنوان بزرگترین ماشین ساخته شده توسط بشر شناخته شده است و محیط آن حدود ۲۶.۶ کیلومتر است. این شتابدهنده در زیر مرز فرانسه و سوئیس، در نزدیکی ژنو، ساخته شده و از ۱٬۲۳۲ آهنربای دوقطبی ابررسانا برای هدایت پرتوهای ذرات در مسیر حلقه عظیم خود استفاده میکند.
این شتابدهنده در سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کرد و از آن زمان تاکنون برای آزمایشهایی با هدف بررسی ساختار بنیادی ماده مورد استفاده قرار گرفته است؛ از جمله کشف بوزون هیگز. برخلاف سایر ماشینهای این فهرست، عظمت آن به جابهجایی زمین یا بار مربوط نمیشود. هدف آن کنترل ذراتی است که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت میکنند. ۲. باگر ۲۹۳ در آلمان
باگر ۲۹۳ بیشک یکی از تماشاییترین ماشینهای روی زمین است. این بیل مکانیکی چرخپرهای ۱۴ هزار و ۱۹۶ تُن وزن دارد، حدود ۲۲۰ متر طول و ۹۴.۵ متر ارتفاع دارد. گینس آن را هم به عنوان سنگینترین وسیله نقلیه زمینی و هم بزرگترین ماشین صنعتی متحرک جهان به رسمیت شناخته است.
چرخ بیل آن حدود ۲۱.۶ متر قطر دارد و ۱۸ سطل را حمل میکند که هرکدام قادرند هزاران لیتر مواد را در خود جای دهند. این ماشین میتواند روزانه حدود ۲۴۰ هزار مترمکعب خاک را جابهجا کند. حرکت آن فوقالعاده آهسته است، اما ابعاد عظیم آن به دستگاه اجازه میدهد به طور پیوسته لایههای رویی زمین را از معادن روباز خارج کند. ۳. پایونیرینگ اسپیریت یا کشتی ساختوساز فراساحلی
پایونیرینگ اسپیریت با ۳۸۲ متر طول و ۱۲۴ متر عرض، کمتر شبیه یک کشتی معمولی و بیشتر شبیه یک سکوی صنعتی عظیم متحرک است. گینس آن را با ظرفیت ناخالص ۴۰۳ هزار و ۳۴۲ تُن، به عنوان بزرگترین کشتی جهان از نظر ظرفیت ناخالص ثبت کرده است، در حالی که شرکت بهرهبردار آن، آلسیز، آن را بزرگترین کشتی ساختوساز جهان مینامد.
طراحی غیرمعمول دو بدنهای این کشتی به آن اجازه میدهد از روی سکوهای فراساحلی عبور کند و سازههای عظیم را به صورت یکپارچه جابهجا کند. سیستم بالابری آن، طبق مشخصات فعلی، قادر است سازههای فوقانی با وزن حداکثر ۴۸ هزار تُن را بلند کند. این کشتی همچنین برای نصب خطوط لوله فوق سنگین طراحی شده است و به همین دلیل یکی از بزرگترین ماشینهایی محسوب میشود که تاکنون برای ساختوساز فراساحلی ساخته شدهاند. ۴. پل نقاله روباری F60 آلمان
F60 عملا یک پل متحرک به طول ۵۰۰ متر است که برای استخراج معادن سطحی ساخته شده است. این ماشین بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ در آلمان ساخته شد و ۵۰۲ متر طول، ۲۰۴ متر عرض و تقریبا ۸۰ متر ارتفاع دارد. هدف از طراحی آن، برداشتن و انتقال لایههای باطله یا خاک و سنگهای رویی معدن روی ذخایر زغالسنگ قهوهای بود و این دستگاه در کنار بیلهای مکانیکی عظیم فعالیت میکرد.
F60 میتوانست مناطق بسیار وسیع معدنی را پوشش دهد و هم زمان مواد استخراج شده را به طور پیوسته منتقل کند. اگرچه عمر عملیاتی آن کوتاه بود و بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۲ فعالیت کرد، این ماشین همچنان یکی از خارقالعادهترین نمونههای مهندسی صنعتی متحرک در جهان به شمار میرود. امروزه این سازه بازنشسته به عنوان یک اثر صنعتی حفظ شده است. ۵. خودروی حمل موشک شماره ۲ ناسا در ایالات متحده
خودروی حمل موشک شماره ۲ ناسا (CT-2) ممکن است کُندترین ماشین این فهرست باشد، اما تعداد کمی از ماشینها میتوانند ترکیبی مشابه از جرم و هدف را ارائه کنند. گینس در سال ۲۰۲۳ آن را به طور رسمی به عنوان سنگینترین وسیله نقلیه دارای موتور جهان به رسمیت شناخت؛ وزن آن حدود ۶.۶۵ میلیون پوند، معادل تقریبا سه هزار و ۲۰ تُن است.
ناسا مفهوم خودروی حمل موشک را در دهه ۱۹۶۰ برای انتقال موشکهای سترن ۵ از ساختمان مونتاژ وسایل نقلیه به سکوهای پرتاب ساخت. امروزه CT-2 از برنامه آرتمیس ناسا پشتیبانی میکند و میتواند باری تا وزن ۱۸ میلیون پوند را حمل کند. این وسیله به جای جادههای معمولی، روی زنجیرهای عظیم و مسیرهای ویژهای که برای حرکت آن ساخته شدهاند، حرکت میکند. ۶. بیگ ماسکی ایالات متحده
بیگ ماسکی دیگر وجود ندارد، اما در هر فهرست از ماشینهای غولپیکر تاریخ شایسته حضور است. این دستگاه حفاری زنجیرهای که در سال ۱۹۶۹ تکمیل شد، حدود ۱۳ هزار و ۲۰۰ تُن وزن داشت و بزرگترین بیل مکانیکی کششی بود که تاکنون ساخته شده است.
سطل آن میتوانست تقریبا ۳۲۵ تُن خاک را در خود جای دهد، در حالی که کفشکهای حرکتی هیدرولیکی به دستگاه اجازه میدادند در اطراف معدن جابهجا شود. بیگ ماسکی میتوانست حدود ۱۷ هزار و ۵۰۰ تن خاک را در هر ساعت جابهجا کند. این ماشین تا سال ۱۹۹۱ فعالیت کرد و سرانجام در سال ۱۹۹۹ برچیده شد. ابعاد عظیم آن نشان میدهد که چگونه نیازهای معادن سطحی در قرن بیستم، مهندسی ماشینآلات سنگین را به شدت تحت تاثیر قرار داد. ۷. کاترپیلار 6090 FS بیل مکانیکی معدن
کاترپیلار 6090 FS رویکرد متفاوتی را برای رسیدن به ابعاد بسیار بزرگ نشان میدهد؛ این ماشین قدرت حفاری عظیمی را در یک بیل مکانیکی معدنی نسبتا جمعوجور متمرکز کرده است. وزن عملیاتی این دستگاه حدود هزار تُن است، چهار هزار و ۵۰۰ اسببخار قدرت تولید میکند و ظرفیت بار سطل آن میتواند به ۱۰۳ تن برسد. ظرفیت سطل نیز بسته به پیکربندی میتواند به ۵۵ مترمکعب برسد.
این ماشین برخلاف بیل مکانیکی چرخپرهای که به طور مداوم در معدن حفاری میکند، کامیونهای غولپیکر حمل مواد را در هر نوبت با یک سطل بارگیری میکند. این دستگاه نشان میدهد که تجهیزات مدرن معدنی چگونه به سمت ظرفیت بار بسیار بالا، قدرت هیدرولیکی و بهرهوری زیاد تکامل یافتهاند.
این ماشینها نشان میدهند که «بزرگ بودن» میتواند معانی بسیار متفاوتی داشته باشد. برخورد دهنده بزرگ هادرونی به این دلیل عظیم است که برای حرکت ذرات به مسیری ۲۶.۶ کیلومتری نیاز دارد؛ باگر ۲۹۳ به این دلیل عظیم است که جابهجایی کوهها به ماشینآلات خارقالعادهای نیاز دارد؛ و خودروی حمل موشک ناسا به این دلیل عظیم است که باید برخی از بزرگترین فضاپیماهای بشر را حمل کند.
«هر ایرانی، یک بسیجی»؛ بازآفرینی «قدرت مردمپایه» در فصل جدید بسیج
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، محمدرضا مردانی در یادداشتی تحلیلی پیرامون اهمیت، ابعاد و تدابیر انتصاب روحانی بسیجی جناب حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب، نوشت:
بسیج، پیش از آنکه سازمان بوده و بعد نظامی داشته باشد، یک «فرهنگ»، «منطق» و «تفکر» برای فعالسازی ظرفیتهای یک ملت در دفاع از هویت، استقلال، امنیت و پیشرفت خویش است. از همین رو، رهبر شهید انقلاب اسلامی امام خامنهای(رضوانالله تعالی علیه) در آخرین دیدارهای خود با بسیجیان، بسیج را پدیدهای بینظیر و برخاسته از فرهنگ، تاریخ و هویت ملی ایران دانستند و تأکید فرمودند که بسیج، در درجه نخست، «مکتب و اندیشه و تفکر» و یک شبکهسازی فرهنگی و اجتماعی است.
این نگاه، در امتداد همان حقیقتی است که امام خمینی (ره)، که خود بنیانگذار بسیج بود، در آخرین پیام خود به بسیج در دوم آذر سال ۱۳۶۷، بسیج را با تعابیری ماندگار و آسمانی ترسیم کردند: «شجره طیبه»، «مدرسه عشق»، «مکتب شاهدان و شهیدان»، «میقات پابرهنگان» و «لشکر مخلص خدا». آن امام همام، بسیج را محصول یک مقطع تاریخی خاص نمیدانست، بلکه آن را تبلور اراده ملتی خداجو برای صیانت مستمر از اسلام، انقلاب، استقلال و عزت ملی معرفی میکرد و با تأکید بر اینکه «همه افراد» جامعه اسلامی باید روحیه و آمادگی بسیجی داشته باشند، افق بسیج را فراتر از یک سازمان ترسیم کرد.
با همان اندیشه، تفکر و حضور بسیجی بود که ملت ایران توانست هشت سال جنگ با دشمنان انقلاب و توطئههای پیدرپی مستکبران را با پیروزی بر جهانخواران و ایادی آنان مدیریت کند. این حقیقت، سرمایهای تاریخی برای فهم بسیج در زمانه جدید است؛ بسیجی که قرار نیست در خاطره دفاع مقدس متوقف بماند، بلکه باید همان منطق را متناسب با نیازها و تهدیدات هر دوره بازتولید کند.
بسیج؛ از یک سازمان به یک فرهنگ فراگیر و قدرت مردمپایه
از همین منظر، امام شهیدمان تاریخ بسیج را نیز به دوران انقلاب و دفاع مقدس محدود نمیداند. وی از بسیاری از مبارزان قبل از انقلاب نیز به عنوان بسیجی یاد میکند. بسیج در دفاع سخت و مقابله با تجاوز نظامی، در دفاع نیمهسخت و مواجهه با تهدیدات امنیتی، در میدان سازندگی و محرومیتزدایی، در امدادرسانی به مردم در سیل و زلزله و سوانح، در مقابله با کرونا و همچنین در عرصههای فرهنگی، علمی و اجتماعی، بارها نشان داده است که یک ظرفیت سازمانیافته برای تبدیل «اراده مردم» به «قدرت ملی» است.
در جنگ نرم و جنگ شناختی نیز مسئله اصلی، همان چیزی است که رهبر شهید انقلاب بر آن تأکید دارند: حفظ و تعمیق روحیهای که انسان را از انفعال، تحقیر و احساس ناتوانی عبور داده و به کنشگری مسئولانه و مؤثر تبدیل میکند. معظمله در تعبیری زیبا از بسیج به عنوان «معجزه امام (ره)» و انقلاب یاد میکنند که به حق تعبیر درستی است. این تفکر و عمل بسیجی بوده است که با رهبریهای امامین انقلاب، معجزهوار کشور را از کوران حوادث عبور داده است.
در واقع، راز ماندگاری بسیج در همین «مزرعه بیحصار» بودن آن است؛ بسیج در مرزهای یک سازمان متوقف نمیشود. هرجا ایمان، مسئولیتپذیری، غیرت ملی، خدمت، ایستادگی و احساس تعهد نسبت به سرنوشت کشور وجود داشته باشد، میتوان نشانی از تفکر، اقدام و عمل بسیجی یافت.
بنابراین، بسیجی بودن الزاماً مساوی با عضویت سازمانی در بسیج مستضعفین نیست. اگرچه بسیجی سازمانی، بخش مهمی از این منظومه بینظیر است و در اغلب موارد برای موفقیت و نیل به اهداف، همین بسیجی سازمانی و سازمان بسیج است که متشکل از دانشمند، استاد، معلم، کارگر، پزشک، کشاورز، کارآفرین، هنرمند، دانشجو، دانشآموز و سایر اقشار ملت است و کارگشا است؛ اما کسی که در سازمان بسیج ثبتنام نکرده ولی با روحیه بسیجی برای عزت، امنیت و پیشرفت ایران مسئولانه عمل میکند نیز بسیجی است، اما بسیجی غیرسازمانی.
«هر ایرانی، یک بسیجی»؛ تبدیل مردم از مخاطب سیاستها به تولیدکننده قدرت
اینجاست که مفهوم «هر ایرانی، یک بسیجی» معنای راهبردی خود را پیدا میکند. هرکس ایرانی بودن خود را سرمایه بداند، به پرچم و هویت ملی خود عشق بورزد، برای آبادانی و پیشرفت کشور تلاش کند، در برابر تهدیدات علیه امنیت و استقلال ایران مسئولانه بایستد و در حل مسائل کشور نقش ایفا کند، در حقیقت بخشی از شبکه فراگیر بسیج و قدرت مردمپایه ایران است.
«هر ایرانی، یک بسیجی» به معنای افزایش صرف اعضای یک سازمان نیست؛ بلکه به معنای تبدیل جامعه از مخاطب سیاستها به متحد راهبردی تولید قدرت ملی است. با این تعابیر و تعاریف، امت مبعوثشده امروز در خیابانها و میادین نیز جلوه زیبای اندیشه، تفکر و تبلور بسیجی است؛ مردمی که در بزنگاهها نشان میدهند امنیت، استقلال و آینده کشور را متعلق به خود میدانند و برای آن مسئولیت میپذیرند.
این نگاه، در سطح منطقهای نیز قابل تأمل است. همانگونه که بسیج از ابتدا یک تفکر فراتر از قالب سازمانی بود، گسترش اندیشه و تفکر بسیجی در میان ملتهای مسلمان منطقه غرب آسیا میتواند به تقویت روحیه مقاومت، عزتخواهی، استقلالطلبی و مقابله با سلطه آمریکا و نظام سلطه بینجامد. جبهه مقاومت را نیز میتوان در این معنا، از رشحات و جلوههای همان روحیه و آرمان بسیج جهانی اسلام دانست؛ آرمانی که امام کبیر در همان پیام تاریخی دوم آذر، افق آن را برای حوزه و دانشگاه ترسیم کردند و خواستار تداوم حرکت بسیج در سطحی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران شدند.
در همین چارچوب، تعبیر امام شهیدمان درباره جوانان و دانشجویان معترض در کشورهای غربی و آمریکا که در دفاع از ملت مظلوم فلسطین به میدان آمدهاند نیز قابل تأمل است. هنگامی که روحیه دفاع از مظلوم، ایستادگی در برابر ظلم و نفی سلطه در دل جوانی در قلب جهان غرب شکل میگیرد، میتوان آن را نشانهای از حیات همان روحیه بسیجی و گسترش منطق مقاومت در خارج از مرزهای جغرافیایی بسیج دانست.
خداباوری و خودباوری؛ دو پایه تفکر بسیجی در عصر جدید
در آخرین بیانات رهبر شهید انقلاب، دو پایه اصلی این تفکر به روشنی بیان شده است: «خداباوری» و «خودباوری». خداباوری یعنی توکل، امید و اعتماد به وعدههای الهی و خودباوری یعنی شناخت ظرفیتهای ملت مبعوثشده ایران، اعتماد به تواناییهای خود و تبدیل این ظرفیتها به عمل.
از دل همین دو رکن مهم است که ایمان، شهامت، ابتکار، سرعت عمل، دشمنشناسی، امید، مسئولیتپذیری و توانایی عبور از بنبستها پدید میآید. تفکر بسیجی، در نقطه مقابل سیاست سلطهگران برای تحقیر ملتها و القای ناتوانی آنان قرار دارد.
شهدای بزرگی همچون شهید سیدمحمد حجازی و شهید غلامرضا سلیمانی و همچنین روسای پیشین سازمان بسیج مستضعفین، از جمله شهید غلامحسین غیب پرور، سردار محمدرضا نقدی، مرحوم سردار علیرضا افشار و دیگر مدیران و فرماندهانی که در دورههای مختلف مسئولیت این سازمان را بر عهده داشتهاند، هرکدام متناسب با شرایط و اقتضائات زمان خود، در توسعه، تعمیق و پیشبرد فرهنگ و سازمان بسیج نقشآفرینی کردهاند.
مرور این کارنامه نشان میدهد که بسیج در هر دوره، متناسب با نوع تهدیدات و نیازهای انقلاب و کشور، مأموریتها و ظرفیتهای جدیدی را تجربه کرده است. امروز نیز در فصل جدید پیش روی بسیج، این میراث ارزشمند باید با شناخت دقیق نیازها و تهدیدات نوظهور، بهویژه در عرصههای شناختی، اطلاعاتی، فناورانه، اجتماعی و فرهنگی، تکمیل و متناسب با اقتضائات روز بازآرایی شود. این تداوم تاریخی، در عین حفظ هویت و آرمانهای بسیج، زمینهساز تحول و ارتقای آن در مرحله جدید انقلاب اسلامی خواهد بود.
از این منظر، «هر ایرانی، یک بسیجی» را باید ترجمان اجتماعی خودباوری ملی دانست. ملتی که خود را باور دارد، قدرت خود را میشناسد و میتواند در عرصههای علمی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی قدرت تولید کند. به همین دلیل، بسیج در مرحله کنونی انقلاب اسلامی باید بیش از گذشته به سمت «کیفیسازی»، «عمقبخشی»، «الهامبخشی» و «هوشمندسازی» حرکت کند؛ همان ضرورتی که رهبر انقلاب اسلامی امام مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) بر آن تأکید کردهاند.
«هر بسیجی، یک تحلیلگر اطلاعات»؛ جامعهای هوشیار در برابر جنگ شناختی
در چنین منظومهای، جنگ شناختی و اطلاعاتی یکی از مهمترین میدانهای رویارویی ملتهاست. جامعه امروز به شهروندانی نیاز دارد که صرفاً دریافتکننده اطلاعات نباشند، بلکه توان تشخیص، ارزیابی، پالایش و انتقال مسئولانه اطلاعات را داشته باشند.
از همین رو، در امتداد «هر ایرانی، یک بسیجی» میتوان از «هر بسیجی، یک تحلیلگر اطلاعات» سخن گفت؛ نه به معنای اطلاعاتی کردن جامعه، بلکه به معنای اطلاعاتمحور کردن آن؛ جامعهای آگاه، مسئول، هوشیار و مقاوم و تابآور در برابر شایعه، عملیات روانی و تحریف واقعیت و در عین حال تولیدکننده قدرت نرم.
در این صورت است که «جامعه اطلاعاتی» و «اطلاعات مردمپایه» نیز معنا پیدا میکند؛ یعنی جامعهای که هر شهروند آن در حد توان و جایگاه خود، چشم بینا، ذهن تحلیلگر و کنشگر مسئول در برابر تهدیدات و مسائل کشور باشد. چنین جامعهای نه جامعهای امنیتی، بلکه جامعهای هوشمند، آگاه و مقاوم است.
اگر «هر ایرانی، یک بسیجی» به معنای فراگیر شدن روحیه مسئولیتپذیری باشد، «هر بسیجی، یک تحلیلگر اطلاعات» گام بعدی آن در عصر جنگ شناختی است؛ یعنی تبدیل سرمایه انسانی گسترده بسیج به شبکهای از شهروندان آگاه، تحلیلگر و روایتساز.
انتصاب حجتالاسلام والمسلمین طائب؛ ضرورت معماری جدید برای بسیج
آینده بسیج، در حفظ صرفاً یک ساختار سازمانی خلاصه نمیشود؛ آینده آن در توانایی بازتولید یک فرهنگ، یک تفکر و یک شبکه زنده مردمی برای مواجهه با مسائل و تهدیدات جدید است. اگر بسیج بتواند این رسالت را بهدرستی دنبال کند، «هر ایرانی، یک بسیجی» نه فقط یک شعار، بلکه صورتبندی جدیدی از قدرت مردمپایه ایران خواهد بود؛ قدرتی که از ایمان آغاز میشود، با علم و شناخت عمق مییابد و در خدمت عزت، امنیت، استقلال و پیشرفت ایران قرار میگیرد.
در این چارچوب، انتصاب روحانی بسیجی، جناب حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین که با اعتماد، دوراندیشی و درایت فرماندهی معظم کل قوا امام خامنهای (مدظلهالعالی) صورت گرفته است، باید فراتر از انتخاب و انتصاب یک فرمانده عالی و ملی تصور نمود؛ بلکه باید آن را یک تصمیم در تراز راهبردی برای مرحله کنونی انقلاب و با نگرشی جدید برای بسیج تحلیل کرد.
بسیج امروز با میدانی چندلایه مواجه است که در آن قدرت سخت، نیمهسخت و نرم در ابعاد سیاسی، اجتماعی، رونق اقتصادی، علمی، فرهنگی، اطلاعاتی، فناورانه و شناختی درهمتنیدهاند. از این رو، مدیریت این مرحله به دانش و تجربهای نیاز دارد که بتواند میان شبکههای مردمی، فرهنگ، مدیریت و میدان پیچیده اطلاعات و شناخت پیوند برقرار کند. سابقه مدیریتی و تجربیات حجتالاسلام والمسلمین طائب در حوزههای مرتبط، ظرفیت مناسبی برای چنین مأموریتی فراهم میکند.
در این میان، تحقق فرامین و مأموریتهای مندرج در حکم فرماندهی معظم کل قوا و حرکت به سوی معماری سازمانی متناسب با نیازها و تهدیدات فعلی، مأموریتی سنگین و چندلایه است. طبیعی است که موفقیت این دوره تحولی، صرفاً به سازمان بسیج و رئیس آن محدود نمیشود و نیازمند حمایت و پشتیبانی ویژه مسئولان عالی لشکری و کشوری، قوای سهگانه، دستگاههای حکمرانی و همه نهادهای مسئول در کشور است.
بسیج در این مرحله نیازمند آن است که همه ظرفیتهای حکمرانی کشور، با نگاه مسئلهمحور و تحولی، از مأموریتهای آن حمایت کنند و موانع پیش روی این حرکت را برطرف سازند. معماری سازمانی آینده بسیج باید متناسب با تهدیدات نوظهور و نیازهای واقعی کشور طراحی شود و در این مسیر، همافزایی میان بسیج، دانشگاه، دستگاههای اجرایی، نهادهای علمی و بخشهای مختلف حاکمیت ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ بنابراین فصل جدید بسیج، فصل «بازآرایی قدرت مردمپایه» است؛ قدرتی که فقط در میدان سخت و نیمهسخت سنجیده نمیشود، بلکه در میدان علم، فناوری، ادراک، اطلاعات، فرهنگ و سرمایه اجتماعی نیز خود را نشان میدهد. بسیجی تراز این مرحله باید هم اهل مقاومت باشد و هم اهل معرفت؛ هم در میدان خدمت حاضر باشد و هم در میدان شناخت؛ هم از امنیت کشور صیانت کند و هم به عمق اجتماعی آن بیفزاید.
«هر استاد، یک بسیجی»؛ پیوند علم، جهاد تبیین و تولید قدرت ملی
دانشگاه در این منظومه جایگاهی ممتاز دارد. اگر «هر ایرانی، یک بسیجی» بیانگر مردمیسازی قدرت باشد، «هر استاد، یک بسیجی» ترجمان علمی، معرفتی و تمدنی این راهبرد است.
استاد بسیجی صرفاً استادِ عضو یک تشکل نیست؛ او حلقه اتصال علم و جامعه، دانشگاه و مسائل ملی، دانش و سیاستگذاری است. مأموریت او به عنوان فرمانده جنگ نرم و امام اقشار جامعه این است که مسائل واقعی کشور را به مسئله علمی تبدیل کند، برای آنها راهحل تولید کند، در برابر تحریف و روایتهای جعلی با تحقیق و استدلال پاسخ دهد و به عنوان یک جهادگر تبیین، حقایق را به زیبایی تبیین کند و دانشگاه را از نهادی صرفاً تولیدکننده علم به یکی از کانونهای تولید قدرت ملی تبدیل کند.
سازمان بسیج اساتید کشور نیز در این منظومه، خود را صرفاً ناظر این تحول نمیداند، بلکه بخشی تأثیرگذار از آن است. جامعه استادان بسیجی میتواند در حوزههایی همچون سواد رسانهای و اطلاعاتی، مطالعات جنگ شناختی، تحلیل روندهای اجتماعی، هوش مصنوعی و داده، آیندهپژوهی، سیاستگذاری عمومی، جهاد تبیین و طراحی الگوهای نوین مشارکت اجتماعی، پشتوانه علمی و نخبگانی و پیشگام در مرزهای دانش و فناوری برای تأمین نیازهای جامعه، بهویژه پشتیبانی از عرصههای دفاعی کشور باشد.
امروز میتوان جوهره این مسیر را در یک زنجیره روشن خلاصه کرد:
«هر ایرانی، یک بسیجی» یعنی مردمیسازی قدرت؛
«هر بسیجی، یک تحلیلگر اطلاعات» یعنی هوشمندسازی و اطلاعاتمحور کردن جامعه.
و «هر استاد، یک بسیجی» یعنی جهاد علمی و نخبگانی و انسجام سرمایههای فکری برای تولید قدرت.
این همان مسیری است که میتواند شجره طیبه بسیج را در گام دوم انقلاب اسلامی، از یک شبکه گسترده مردمی به شبکهای هوشمند، معرفتی، علمی و توانمند برای تولید قدرت ملی در راستای دفاع همهجانبه ارتقا دهد؛ شبکهای که ریشههای آن در ایمان و هویت این ملت است و افق آن، پیشرفت ایران و تحقق تمدن نوین اسلامی.
در این فصل جدید، اولویتهای بسیج را باید در چند محور اساسی بازخوانی کرد: کیفیسازی و عمقبخشی به شبکه بسیج، مردمیسازی تولید قدرت، هوشمندسازی و اطلاعاتمحور کردن جامعه، تقویت جهاد تبیین و سواد شناختی، پیوند عمیقتر دانشگاه و مسائل ملی، بهرهگیری از هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، تقویت سرمایه اجتماعی و خدمترسانی و نیز الهامبخشی به جریان مقاومت و ملتهای آزاده در منطقه و جهان.
راهکار ویژه پژوهشگران دانشگاه تهران برای اندازهگیری آلایندههای خطرناک BTEX
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، علی تقوی، دانشجوی شیمی تجزیه به سرپرستی دکتر حسن سرشتی، استاد دانشکدگان علوم با ساخت یک غشای کامپوزیتی نانوفیبری دولایه نامتقارن (جانوس) مغناطیسی، موفق به ارائه روشی کارآمد و دوستدار محیط زیست برای اندازهگیری ترکیبات سمی بنزن، تولوئن، اتیلبنزن و ایزومرهای زایلن (BTEX) در نمونههای شهری شدهاند.
دکتر سرشتی با اعلام این خبر گفت: «این روش نوین که مبتنی بر میکرواستخراج فاز جامد با غشاء (M-SPME) است، با بهرهگیری از شاخصهای ارزیابی سبز (AGREEprep) و کاربردی (BAGI) تأیید کرده که میتواند جایگزین مناسبی برای روشهای قبلی باشد».
وی افزود: «ترکیبات آروماتیک فرّار مانند BTEX از جمله آلایندههای مهم زیستمحیطی به شمار میروند که به دلیل سمیت بالا و حضور گسترده در هوا، آب و خاک، همواره نگرانیهای جدی برای سلامت عمومی ایجاد کردهاند».
استاد دانشکدگان علوم تاکید کرد: «در تازهترین تلاش علمی برای مقابله با این چالش، آزمایشگاه تحقیقاتی شیمی تجزیه موفق به طراحی و ساخت یک غشای نانوفیبری هوشمند با ساختار نامتقارن «جانوس» شده که به طور ویژه برای استخراج و پیش تغلیظ این آلایندهها پیش از آنالیز با دستگاه کروماتوگرافی گازی-طیفسنجی جرمی (GC- MS) بکار میرود. این غشای نوآورانه از یک لایه از جنس الیاف پلیآمید تقویت شده با سلولز میکروکریستالی و هیدروکسید دوگانه لایهای نیکل-آلومینیوم تشکیل شده که بر روی بستری از نانوالیاف پلیاورتان تقویت شده با نانولولههای کربنی به وسیله تکنیک الکتروریسی (Electrospinning) نشانده شده است».
وی گفت: «ساختار این غشا با استفاده از تصاویر میکروسکوپ الکترونی (FE-SEM)، طیفسنجی مادون قرمز (FT-IR)، پراش اشعه ایکس (XRD) و آنالیز جذب-واجذب نیتروژن، تأیید شده است و نتایج آزمونهای اعتبارسنجی نشان داد که این روش در محدوده غلظتی ۱۰ تا ۱۰۰۰۰ میکروگرم بر لیتر پاسخ خطی دارد و قادر است آلایندهها را در سطوح غلظتی بسیار پایین (حد تشخیص بین ۰.۰۹ تا ۰.۴۵ میکروگرم بر لیتر) اندازهگیری کند».
تکرارپذیری روش (با انحراف استاندارد نسبی ۲.۵ تا ۷ درصد) و فاکتورهای غنیسازی بین ۱۴.۸ تا ۲۳.۸، نشان از کارایی بالای این سامانه دارد.
از مهمترین دستاوردهای این پژوهش، عملکرد موفق غشا در نمونههای حقیقی جمعآوریشده از هوای شهری، آبهای سطحی و خاک است که بازیابی قابلقبول را برای تمامی ترکیبات هدف به همراه داشت. افزون بر این، غشا پس از ۷ چرخه استفاده متوالی، بیش از ۹۰٪ کارایی اولیه خود را حفظ کرد که گواهی بر پایداری مکانیکی و شیمیایی مناسب آن است.
به این ترتیب، غشای نانوفیبری جانوس مغناطیسی نه تنها از نظر تحلیلی برتر از بسیاری روشهای سنتی عمل میکند، بلکه از منظر زیستمحیطی و اقتصادی نیز گزینهای پایدار و منطبق با نیازهای روز آزمایشگاهی محسوب میشود.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S۰۰۳۹۹۱۴۰۲۶۰۱۰۱۴۳
همایش همیاران سلامت، گامی اساسی در ارتقای سلامت روان و جسم دانشجویان و دانشگاهیان است
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، در آستانه برگزاری «هشتمین همایش سراسری کانونهای دانشجویی همیاران سلامت روان و جسم»، نخستین جلسه هماهنگی با کارشناسان نماینده ۳۱ استان در این رویداد ملی با حضور دکتر حسنآبادی مدیرکل دفتر مشاوره و سلامت سازمان امور دانشجویان، کارشناسان این دفتر، نمایندگان مراکز مشاوره و بهداشت دانشگاه فردوسی مشهد و کارشناسان از ۳۱ استان کشور برگزار شد.
در این نشست ضمن بررسی ابعاد مختلف همایش پیشرو، بر ضرورت ایفای نقش فعال کارشناسان استانی در رهبری و مدیریت کانونهای دانشجویی تأکید شد.
دکتر حسنآبادی در این جلسه با تشریح اهداف کلان همایش، تبیین دقیق وظایف کارشناسان را در مسیر توانمندسازی دانشجویان کلیدی دانست و اظهار داشت: این همایش فرصتی مغتنم برای ارتقای دانش علمی و مهارتی همیاران سلامت است و کارشناسان باید با رویکردی راهبردی، زمینه بهرهگیری حداکثری همیاران از آموزشهای این دوره را فراهم کنند.
هدف اصلی از برگزاری این نشست، هماهنگی بیشتر برای اجرای بهتر همایش و قواعد استفاده از کارگاههای آموزشی همایش به عنوان «مربی همیاران» توسط کارشناسان و همچنین برنامهریزی برای انتقال دانش و تجربیات به بدنه دانشجویی کانونهای همیاران سلامت در سراسر کشور بود.
در پایان این نشست، پرسشهای تخصصی کارشناسان پیرامون فرآیندهای اجرایی و آموزشی همایش پاسخ داده شد و تبادلنظر در خصوص سازوکارهای عملیاتیسازی اهداف همایش در سطوح استانی صورت گرفت.
