
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از نورنیوز، حمله اوکراین به یک شناور تجاری ایرانی در دریای خزر، را باید اتفاقی بسیار مهم در صحنه تحولات راهبردی منطقه به شمار آورد. اهمیت این اتفاق فقط در آن نیست که برای نخستین بار از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، کییف مسئولیت حمله به یک شناور ایرانی را پذیرفته است؛ بلکه اهمیت اصلی در آن است که یکی از باثباتترین حوزههای امنیتی اوراسیا اکنون در معرض سرریز مستقیم جنگ قرار گرفته است.
دریای خزر طی سه دهه گذشته، برخلاف دریای سیاه، دریای مدیترانه یا خلیج فارس، از معدود مناطق پیرامونی ایران بوده که توانسته از رقابتهای سخت قدرتهای جهانی فاصله بگیرد. توافقات کشورهای ساحلی، محدود بودن حضور بازیگران فرامنطقهای و اشتراک منافع اقتصادی، خزر را به منطقهای نسبتاً امن تبدیل کرده بود. اکنون اما این وضعیت در حال تغییر است.
اگر مسئولیت حمله همانگونه که اوکراین اعلام کرده، قطعی باشد، باید آن را فراتر از یک عملیات نظامی محدود تحلیل کرد. این اقدام، در واقع انتقال جغرافیای جنگ از جبهههای سنتی اوکراین به یکی از حساسترین مناطق پیرامونی روسیه و ایران است؛ تغییری که میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از خسارت یک شناور داشته باشد.
نخستین پیام این حمله، تغییر قواعد بازدارندگی است. تا پیش از این، دریای خزر عملاً خارج از میدان درگیری مستقیم جنگ روسیه و اوکراین قرار داشت. اکنون این مرز شکسته شده است. شکستن چنین مرزی معمولاً آسانتر از بازگرداندن آن به وضعیت پیشین است. تجربه جنگها نشان میدهد هنگامی که یک بازیگر موفق میشود دامنه جغرافیایی درگیری را گسترش دهد، بازگشت به محدودیتهای سابق بسیار دشوار خواهد بود.
دومین نکته، تغییر تدریجی ماهیت جنگ اوکراین است. این جنگ دیگر صرفاً نبردی میان مسکو و کییف نیست. طی ماههای اخیر، دامنه عملیاتها از دریای سیاه تا عمق خاک روسیه، از زیرساختهای انرژی تا مسیرهای لجستیکی گسترش یافته است. اکنون نیز حمله به شناوری که اوکراین مدعی است در زنجیره پشتیبانی روسیه نقش داشته، نشان میدهد کییف در تلاش است هر حلقهای را که به توان راهبردی مسکو متصل میشود، حتی خارج از میدان اصلی نبرد، به هدف مشروع تبدیل کند؛ ادعایی که ایران آن را رد کرده و تأکید دارد شناور هدف، یک کشتی تجاری بوده است.
اما شاید مهمترین …











