
صورتحساب مالیاتی برای «قهرمان»

5 نشانه تاکتیکی پرسپولیس با تارتار - تسنیم
ورزشی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، پرسپولیس فصل جدید لیگ برتر را با دو پیروزی برابر شمسآذر و استقلال خوزستان آغاز کرده؛ شروعی که علاوه بر ثبت 6 امتیاز، نشانههایی امیدوارکننده از شکل و ساختار فنی این تیم را به نمایش گذاشته است.
سرخپوشان در دو هفته نخست 6 گل به ثمر رسانده و تنها یک گل دریافت کردهاند؛ آماری که برای آغاز فصل قابل توجه است، اما بهتنهایی نمیتواند معیار دقیقی برای سنجش تواناییهای واقعی تیم مهدی تارتار باشد. پرسپولیس در این دو مسابقه نشان داده که از نظر تاکتیکی، ایده مشخصی برای بازی دارد. پرس از جلو، بازی عمودی، انتقال سریع، حضور بازیکنان بیشتر در فاز هجومی و واکنش مناسب پس از از دست دادن توپ، پنج مؤلفهای هستند که در نمایش دو هفته نخست سرخپوشان قابل مشاهده بودهاند.
با این حال، یک نکته مهم را نباید نادیده گرفت؛ شمسآذر و استقلال خوزستان، دستکم در شرایط فعلی، از جمله تیمهایی نیستند که بتوانند تمام ظرفیت یک مدعی قهرمانی را محک بزنند. بنابراین آنچه تاکنون از پرسپولیس دیدهایم، بیشتر نشاندهنده پتانسیل و نشانههای اولیه یک تیم مدعی است تا اثبات قطعی این ادعا.
6 امتیاز ابتدایی؛ ساده اما بسیار مهم
ممکن است از نظر فنی، پیروزی مقابل تیمهایی مانند شمسآذر و استقلال خوزستان به اندازه یک مسابقه برابر مدعیان قهرمانی ارزش تحلیلی نداشته باشد، اما در جدول لیگ برتر هر سه امتیاز دقیقاً همان ارزشی را دارد که سه امتیاز یک بازی بزرگ دارد. تیمی که هدفش قهرمانی است، ابتدا باید مسابقاتی را که روی کاغذ شانس بیشتری برای پیروزی در آنها دارد، با موفقیت پشت سر بگذارد. قهرمانی فقط با شکست دادن رقبای مستقیم به دست نمیآید؛ بخش مهمی از آن به جمعآوری امتیازات مقابل تیمهایی مربوط میشود که در سطح پایینتری قرار دارند.
به همین دلیل، 6 امتیاز ابتدایی پرسپولیس را نباید دستکم گرفت. شاید این امتیازات در هفته دوم چندان تعیینکننده به نظر نرسند، اما در هفتههای پایانی میتوانند همان فاصلهای باشند که یک تیم را در کورس قهرمانی نگه میدارد یا از آن خارج میکند. پرسپولیس فعلاً وظیفه اول خود را انجام داده است؛ حریفانی را که باید شکست میداد، شکست داده است. حالا آزمون دشوارتر آغاز میشود؛ جایی که تیم باید مقابل رقبایی قرار بگیرد که خودشان توانایی کنترل بازی، پرس، مالکیت و ایجاد موقعیت دارند.
پرس از جلو؛ اولین نشانه از هویت تاکتیکی
یکی از ویژگیهای قابل توجه پرسپولیس در دو هفته نخست، تلاش برای بازپسگیری توپ در مناطق بالای زمین بوده است. پرس از جلو صرفاً یک تاکتیک دفاعی نیست. هدف این است که تیم، محل شروع حمله حریف را به مناطق نزدیکتر به دروازه او منتقل کند. اگر پرس موفق باشد، پرسپولیس میتواند توپ را در زمین حریف پس بگیرد و پیش از آنکه حریف فرصت سازماندهی مجدد پیدا کند، حمله دیگری را آغاز کند. این موضوع در فوتبال امروز اهمیت زیادی دارد؛ چرا که لحظه پس از از دست رفتن توپ، یکی از آسیبپذیرترین لحظات هر تیم است. اگر پرسپولیس بتواند در همان چند ثانیه نخست توپ را دوباره به دست بیاورد، حریف هنوز ساختار دفاعی خود را کامل نکرده و احتمال ایجاد موقعیت افزایش پیدا میکند.
با این حال، پرس از جلو یک شمشیر دو لبه است. اگر حریف بتواند خط نخست فشار پرسپولیس را بشکند، فضای بیشتری پشت سر بازیکنان پرسکننده ایجاد خواهد شد. بنابراین یکی از مهمترین سؤالات درباره پرسپولیس این است که مقابل تیمهایی با کیفیت بالاتر در خروج از پرس، چه واکنشی خواهد داشت.
بازی عمودی؛ مالکیت برای رسیدن به دروازه
پرسپولیس در دو بازی نخست نشان نداده که مالکیت توپ را صرفاً برای بالا بردن آمار مالکیت میخواهد. هر زمان مسیر مناسبی برای بازی رو به جلو وجود داشته، بازیکنان تلاش کردهاند توپ را با سرعت بیشتری به خطوط بالاتر منتقل کنند. این همان چیزی است که میتوان از آن به عنوان بازی عمودی یاد کرد؛ یعنی تیم به جای گردش طولانی و بیهدف توپ، در صورت وجود مسیر مناسب، سریعاً بازی را به سمت دروازه حریف پیش میبرد.
عمودی بازی کردن البته به معنای عجله کردن نیست. یک تیم خوب باید بداند چه زمانی پاس رو به جلو بدهد و چه زمانی توپ را به عقب برگرداند تا زاویه جدیدی برای حمله ایجاد کند. پرسپولیس در دو هفته ابتدایی، بهویژه هنگام بازپسگیری توپ در میانه زمین، از این ویژگی استفاده کرده است. چنین مدلی مقابل تیمهایی که عقب مینشینند میتواند زمان رسیدن به یکسوم هجومی را کاهش دهد، اما برابر تیمهای قدرتمندتر، کیفیت تصمیمگیری در پاسهای عمودی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
انتقال سریع؛ تبدیل توپگیری به موقعیت
یکی دیگر از نکات مثبت پرسپولیس، سرعت انتقال از دفاع به حمله است. در فوتبال، لحظهای که توپ از یک تیم به تیم دیگر منتقل میشود، میتواند بهترین زمان برای حمله باشد؛ زیرا ساختار دفاعی تیمی که توپ را از دست داده، هنوز کامل شکل نگرفته است. پرسپولیس در این دو بازی تلاش کرده بلافاصله پس از توپگیری، بازیکنان هجومی خود را وارد فضا کند. در چنین شرایطی، بازیکنی مانند بیفوما اهمیت زیادی پیدا میکند؛ چرا که علاوه بر پاس دادن، توانایی حمل توپ و پیشروی با آن را دارد.
این ویژگی میتواند به پرسپولیس کمک کند تا فقط به پاسهای سریع وابسته نباشد. وقتی بازیکنی بتواند با توپ چند متر پیشروی کند و یک مدافع را مجبور به واکنش کند، ساختار دفاعی حریف نیز دچار تغییر میشود. از این منظر، بیفوما میتواند یکی از ابزارهای مهم پرسپولیس برای تغییر ریتم مسابقه باشد.
حضور بیشتر بازیکنان در فاز هجومی
پرسپولیس در دو هفته نخست تمایل داشته با تعداد بیشتری از بازیکنان وارد فاز حمله شود. این موضوع باعث میشود بازیکن صاحب توپ گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد و مدافعان حریف نیز با تصمیمهای بیشتری مواجه شوند.
در این میان، حضور ایگور سرگیف به عنوان مهاجم نوک میتواند یک تغییر مهم در ساختار هجومی پرسپولیس ایجاد کند. حضور مهاجم نوک تخصصی این امکان را به علی علیپور میدهد که از فضای اطراف او استفاده کند و دیگر مجبور نباشد تمام وظایف یک مهاجم مرکزی را به تنهایی انجام دهد.
علیپور میتواند بیشتر به عمق بزند، در کانالهای کناری حرکت کند و حتی در برخی صحنهها نقش سازنده حمله را بر عهده بگیرد.گل سوم پرسپولیس برابر استقلال خوزستان نمونه خوبی از این موضوع بود؛ جایی که علیپور با پاس در عمق، سرگیف را در موقعیت گل قرار داد. این همکاری اگر در ادامه فصل نیز تداوم پیدا کند، میتواند یکی از نکات مهم ترکیب تارتار باشد.
در واقع حضور سرگیف فقط به معنای اضافه شدن یک مهاجم دیگر نیست؛ این بازیکن میتواند باعث شود علیپور نیز در نقش متفاوت و مؤثرتری ظاهر شود.
بیفوما؛ ابزاری برای تغییر ریتم
با وجود شروع قدرتمند پرسپولیس برابر استقلال خوزستان، ضربآهنگ تیم در بخشهایی از اواخر نیمه اول کاهش پیدا کرد. فشار اولیه کمتر شد و حملات نسبت به دقایق ابتدایی، از سرعت و تنوع کمتری برخوردار بود. اینجاست که بازیکنی مانند بیفوما اهمیت پیدا میکند.او با توانایی حمل توپ و بازی مستقیم، میتواند شرایطی را ایجاد کند که پرسپولیس برای شکستن خطوط دفاعی حریف فقط به پاسهای کوتاه و گردش توپ متکی نباشد.یک تیم مدعی قهرمانی به چند راه برای ایجاد موقعیت نیاز دارد. اگر بازی ترکیبی جواب نداد، باید بتواند از کنارهها استفاده کند؛ اگر حریف فضا را بست، باید بازیکنی برای برتری فردی وجود داشته باشد و اگر دفاع حریف بیش از حد فشرده شد، توانایی تغییر ریتم ضروری است. بیفوما میتواند بخشی از این نیاز را برطرف کند.
واکنش پس از از دست دادن توپ
پنجمین ویژگی قابل توجه، رفتار پرسپولیس بلافاصله پس از از دست دادن توپ است. فوتبال تهاجمی بدون واکنش مناسب پس از لو دادن توپ، میتواند خطرناک باشد. اگر بازیکنان پس از از دست دادن توپ بلافاصله عقبنشینی کنند، فضای زیادی برای انتقال حریف ایجاد میشود.پرسپولیس در دو هفته نخست در بسیاری از صحنهها تلاش کرده در همان منطقه توپ از دسترفته فشار وارد کند و مانع شکلگیری حمله حریف شود. این رفتار از نظر تاکتیکی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بازپسگیری سریع توپ، هم یک اقدام دفاعی است و هم میتواند مقدمه یک حمله جدید باشد.
این بخش نیز مانند پرس از جلو باید در برابر تیمهای قدرتمندتر آزمایش شود. هرچه کیفیت حریف در عبور از فشار بیشتر باشد، خطر ایجاد فضای پشت سر بازیکنان پرسپولیس نیز افزایش خواهد یافت.
یک سؤال بزرگ درباره فاز دفاعی
آمار یک گل خورده در دو بازی، برای شروع فصل امیدوارکننده است، اما هنوز نمیتوان بر اساس آن درباره استحکام کامل ساختار دفاعی پرسپولیس قضاوت کرد. مسئله اصلی زمانی مشخص خواهد شد که پرسپولیس مقابل تیمی قرار بگیرد که خودش بتواند مالکیت توپ داشته باشد، پرس کند و بازیکنان بیشتری را به مناطق هجومی بفرستد. اگر خط اول پرس پرسپولیس شکسته شود، فاصله میان خطوط چقدر خواهد شد؟ آیا هافبکها میتوانند فضای مقابل مدافعان را بهخوبی پوشش دهند؟ آیا تیم در زمان عقبنشینی میتواند همان نظم زمان مالکیت را حفظ کند؟
عیار واقعی در بازیهای سختتر مشخص میشود
پرسپولیس دو وظیفه مهم را در دو هفته ابتدایی انجام داده است؛ امتیاز کامل گرفته و در کنار آن، نشانههایی از یک مدل بازی مشخص ارائه کرده است. پرس از جلو، بازی عمودی، انتقال سریع، حضور مؤثر بازیکنان در فاز هجومی و واکنش مناسب پس از از دست دادن توپ، پنج مؤلفهای هستند که اگر در طول فصل تثبیت شوند، میتوانند پایههای یک تیم مدعی را تشکیل دهند.
سرگیف نیز میتواند با حضور در نوک حمله، فضای بیشتری برای علیپور ایجاد کند و بیفوما این امکان را دارد که در مواقع افت ریتم، کیفیت و تنوع بیشتری به حملات بدهد. با این حال، هنوز برای اعلام اینکه پرسپولیس مدعی قطعی قهرمانی است، زود است. شمسآذر و استقلال خوزستان حریفانی نبودند که بتوانند همه نقاط قوت و ضعف پرسپولیس را آشکار کنند. بنابراین این دو پیروزی باید به عنوان یک شروع خوب دیده شوند، نه یک حکم نهایی.
برای تیمی که هدفش قهرمانی است، بردن این مسابقات ضروری است؛ اما قهرمانی زمانی معنا پیدا میکند که همین کیفیت برابر مدعیان و تیمهای قدرتمندتر نیز حفظ شود. در نهایت، پرسپولیس پس از دو هفته یک تصویر امیدوارکننده از خود ارائه کرده است؛ 6 امتیاز گرفته، فوتبال هجومی قابل قبولی ارائه داده و نشانههایی از یک هویت تاکتیکی مشخص دارد. عیار واقعی این تیم اما زمانی مشخص خواهد شد که حریف بتواند بازی را از پرسپولیس بگیرد، پرس آن را بشکند و تیم تارتار را مجبور کند خارج از منطقه امن تاکتیکی خود تصمیم بگیرد. آن زمان است که میتوان فهمید پرسپولیس فقط شروع خوبی داشته یا واقعاً برای یک فصل طولانی و فرسایشی در مسیر قهرمانی آماده است.
انتهای پیام/
سرخپوشان به دنبال جانشین جلالی
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، ابوالفضل رزاقپور، مدافع چپ فولاد خوزستان، گزینه نخست پرسپولیس است، اما مخالفت حمید مطهری با جدایی این بازیکن، مذاکرات را با مانع جدی مواجه کرده است.
در صورت منتفی شدن حضور رزاقپور، امیر جعفری، مدافع چپ گلگهر گزینه بعدی سرخپوشان خواهد بود و قرار است مذاکرات با باشگاه سیرجانی برای جذب این بازیکن دنبال شود.
با توجه به مصدومیت جلالی و کمبود گزینه تخصصی در سمت چپ خط دفاعی، پرسپولیس در روزهای پایانی نقلوانتقالات به دنبال حل این مشکل است.
انتهای پیام/
دو پروژه متفاوت برای فتح لالیگا؛ رئال مادرید یا بارسلونا؟ - تسنیم
ورزشی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، بازار نقلوانتقالات تابستانی فوتبال اسپانیا بار دیگر به صحنه رقابت مستقیم دو غول تاریخی این کشور تبدیل شده است؛ رئال مادرید و بارسلونا. دو تیمی که در هفتههای اخیر نه تنها برای جذب بازیکنان موردنظر خود رقابت کردهاند، بلکه در بسیاری از موارد نامهای مشترکی را در فهرست خریدشان داشتهاند.
حتی در مقطعی این رقابت به یک شوخی تبدیل شده بود؛ هر بار خبری درباره علاقه بارسلونا به یک بازیکن منتشر میشد، چند روز بعد همان بازیکن سر از مادرید درمیآورد. ابراهیما کوناته، دنزل دومفریز، برناردو سیلوا و مارک کوکوریا از جمله بازیکنانی بودند که نامشان در ارتباط با بارسا مطرح شد ولی در نهایت به پروژه رئال نزدیک شدند. بارسلونا اما یک پاسخ بزرگ داشت: رودری.
رئال مادرید به شدت به جذب این هافبک اسپانیایی علاقمند بود؛ موضوعی که حتی ژوزه مورینیو نیز به آن اشاره کرده بود. با این حال، رودری تصمیم گرفت راهی بارسلونا شود تا یکی از مهمترین انتقالهای تابستانی فوتبال اسپانیا رقم بخورد.
اکنون رقابت دو تیم از بازار نقلوانتقالات به زمین فوتبال منتقل شده است؛ جایی که ژوزه مورینیو در رئال و هانسی فلیک در بارسلونا باید نشان دهند کدام پروژه آمادهتر است.
مورینیو و سختترین معمای رئال
رئال مادرید در تابستان یکی از فعالترین تیمهای بازار بود. فهرست خرید این باشگاه نشان میدهد که مدیران رئال قصد داشتند تقریباً تمام نقاطی را که در فصل گذشته با مشکل مواجه بودند، تقویت کنند.
ابراهیما کوناته و برناردو سیلوا بهعنوان بازیکنان آزاد، دنزل دومفریز، کارلوس اسپای و یان دیومانده با پرداخت هزینه انتقال و همچنین بازگشت اندریک از دوران قرضی، ترکیب رئال را عمیقتر کردهاند. در مقابل، چند بازیکن نیز از تیم جدا شدهاند اما مهمترین جدایی بدون تردید دنی کارواخال است.
مدافع اسپانیایی بیش از یک دهه یکی از ستونهای اصلی رئال به شمار میرفت. بازیکنی که شاید کمتر از ستارههای خط حمله دیده میشد اما نقش او در موفقیتهای بزرگ تیم غیرقابل انکار بود. با این حال، مصدومیتهای متعدد، به خصوص آسیب رباط صلیبی و نزدیک شدن او به 35 سالگی باعث شد رئال در نهایت تصمیم به تغییر بگیرد.
اکنون در سمت راست دفاع، ترنت الکساندر آرنولد و دنزل دومفریز گزینههای اصلی هستند و فده والورده نیز میتواند در مواقع ضروری در این منطقه بازی کند اما مهمترین چالش مورینیو در مرکز زمین و خط حمله است.
معمای ترکیب با امباپه، وینیسیوس و بلینگام
شاید بزرگترین معمای سرمربی پرتغالی این باشد که چگونه کیلیان امباپه، وینیسیوس جونیور و جود بلینگام را در یک سیستم متعادل کنار یکدیگر قرار دهد.
مورینیو نیز به همین نکته اشاره کرده و گفته است که آنچلوتی برای وینیسیوس، دشان برای امباپه و توخل برای بلینگام راهحل مناسبی پیدا کردند اما یافتن ترکیب ایدهآل برای هر سه بازیکن، مأموریت دشوارتری است. حالا یک معادله دیگر نیز وارد ترکیب شده است: یان دیومانده.
رئال برای دیومانده حدود 125 میلیون یورو هزینه کرده و چنین انتقالی به طور طبیعی به معنای انتظار برای حضور ثابت او در ترکیب است اما قرار دادن یک ستاره گرانقیمت در ترکیب بدون برهم زدن تعادل تیم، کار سادهای نیست.
مورینیو باید مطمئن شود که در کنار ستارههای هجومی، بازیکنانی هم وجود دارند که وظایف دفاعی را انجام دهند. اگر مورینیو بتواند این معادله را حل کند، پیش از کسب جام، یک موفقیت تاکتیکی بزرگ رقم زده است، زیرا وقتی تعادل میان کیفیت، وظایف تاکتیکی و جاهطلبی ستارهها ایجاد شود، رئال مادرید نیز شانس بیشتری برای رسیدن به جامها خواهد داشت.
بارسلونا و خرید بزرگ رودری
در سوی دیگر، بارسلونا با جذب رودری یکی از مهمترین انتقالهای تابستان را انجام داده است. رودری فقط یک هافبک دفاعی معمولی نیست. او بازیکنی در کلاس جهانی است که میتواند کنترل مسابقه را در اختیار تیم قرار دهد و به بارسلونا چیزی بدهد که در سالهای اخیر بارها کمبودش احساس شده است: خونسردی و مدیریت لحظههای حساس.
بارسلونا در فصلهای گذشته بارها در مراحل حساس لیگ قهرمانان اروپا تا آستانه موفقیت پیش رفت اما به دلیل اشتباهات کوچک، بیدقتی یا از دست دادن کنترل مسابقه، حذف شد. رودری دقیقاً بازیکنی است که میتواند در چنین لحظههایی تفاوت ایجاد کند.
رودری با سبک بازی بارسلونا نیز هماهنگ است؛ مالکیت توپ، گردش سریع توپ، تصمیمگیری هوشمندانه و کنترل ریتم مسابقه، بخش جداییناپذیر فوتبال اوست. به همین دلیل حضور رودری میتواند به فلیک اجازه دهد ساختار میانه زمین را از نو طراحی کند اما مشکل اینجاست که رودری به تنهایی تمام مشکلات بارسلونا را حل نمیکند.
دو مشکل بزرگ بارسلونا
بارسا در کنار رودری، بازیکنانی مانند آنتونی گوردون و کریم آدیمی را نیز به ترکیب خود اضافه کرده و ژائو کانسلو نیز با قرارداد دائمی گرفته است. با این حال، دو منطقه همچنان نیازمند تقویت جدی هستند: مهاجم نوک و مدافع میانی.
رونالد آرائوخو راهی لیورپول شده است. این بازیکن از نظر فیزیکی قدرتمند است اما سبک بازی او کاملاً با خط دفاعی بسیار جلو و پرریسک فلیک هماهنگ نبود. از طرف دیگر، بارسلونا روبرت لواندوفسکی را از دست داده و فران تورس را به فروش رسانده است. مشکل اصلی اینجاست که جایگزین آمادهای برای مهاجم اسپانیایی وجود ندارد.
بارسا علاقه زیادی به جذب خولیان آلوارس داشت اما این انتقال همچنان دور از دسترس به نظر میرسد. در نتیجه فلیک فعلاً مجبور است به گزینههای داخلی تکیه کند. رافینیا میتواند در مرکز خط حمله بازی کند اما بهترین عملکرد او معمولاً زمانی رقم میخورد که پشت مهاجم یا از جناحین حرکت کند. مهاجم نوک بودن نیازمند ویژگیهای متفاوتی است.
در کنار او، حمزه عبدالکریم، مهاجم 18 ساله مصری در دیدارهای تدارکاتی درخشیده و گلهای متعددی به ثمر رسانده است. شاید این بازیکن جوان به یک پدیده تبدیل شود اما نمیتوان برنامه فصل را تنها بر اساس احتمال درخشش یک بازیکن 18 ساله بنا کرد.
رودری کافی نیست؛ فلیک هنوز کار دارد
بارسلونا با جذب رودری نشان داد که قصد دارد برای قهرمانی در اسپانیا و اروپا بجنگد. این انتقال هم از نظر فنی و هم از نظر روانی اهمیت زیادی دارد؛ به خصوص اینکه رئال مادرید نیز خواهان جذب این بازیکن بود اما بارسلونا هنوز دو قطعه مهم از پازل خود را پیدا نکرده است. اگر مهاجم نوک مناسب جذب و خط دفاع مرکزی نیز تقویت نشود، حضور رودری هم نمیتواند تمام ضعفهای تیم را پوشش دهد.
در مقابل، مورینیو در رئال با مشکلی کاملاً متفاوت روبرو است: وفور ستارهها و دشواری ایجاد تعادل میان آنها. بنابراین فصل جدید لالیگا فقط رقابت دو تیم برای قهرمانی نیست؛ بلکه یک آزمایش تاکتیکی بزرگ برای دو مربی باتجربه است.
مورینیو باید نشان دهد میتواند مجموعهای از بزرگترین ستارههای فوتبال جهان را در یک سیستم واحد هماهنگ کند و فلیک باید ثابت کند رودری میتواند قطعهای باشد که بارسلونا را از تیمی بسیار خوب به تیمی واقعاً قهرمان تبدیل کند.
در نهایت، شاید پاسخ این رقابت نه در نامهای بزرگ، بلکه در جزئیات کوچک باشد؛ همان جزئیاتی که در بازیهای بزرگ، معمولاً سرنوشت جامها را تعیین میکنند. مورینیو در مراسم معارفهاش: رئال مادرید بالاترین مقصد برای یک مربی است
انتهای پیام/

پس از یک جام جهانی پوچ رخ داد؛ طارمی به پایان مسیر اروپایی رسید/ بدترین اتفاق برای ستاره تیم ملی در نزدیکی جام ملتهای آسیا

عکس؛ منیر الحدادی با قراردادی دو ساله به آلباسته (لالیگا ۲) پیوست

23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!

دختران والیبالیست ایران تاریخساز شدند

اختصاصی: آرزوی علی بیرو بر باد رفت!

