
به گزارش رکنا، در این قسمت، سرهنگ محمدرضا خجسته - اولین خبرنگار جنایی پلیس ، پژوهشگر ، نویسنده چندین جلد کتاب بررسی پروندهای قتل دهه 60 و 70 و داستانهای پلیسی واجتماعی - و سردار علی اصغر ابراهیمی فخار، رئیس وقت شعبه یک اداره آگاهی تهران، از روزهایی میگویند که پلیس بدون امکانات امروزی، تنها با اتکا به هوشیاری، تعقیب میدانی و کار اطلاعاتی، موفق شد قاتلی را که ماهها در شهرهای مختلف زنان را قربانی میکرد، شناسایی و دستگیر کند. سرنخی که از یک شورلت سبزرنگ آغاز شد
سرهنگ محمدرضا خجسته با اشاره به روند شناسایی متهم میگوید: «در آن سالها نه دوربینهای شهری وجود داشت، نه تلفن همراه و نه امکانات هوشمند امروزی. همه چیز بر پایه تجربه، دقت و خلاقیت مأموران پیش میرفت. یکی از نیروهای پلیس در مسیری که احتمال تردد قاتل وجود داشت، ساعتها مستقر میشد و شماره خودروها، مشخصات رانندگان و سرنشینان را بهصورت دستی ثبت میکرد. چند روز بعد متوجه شد یک دستگاه شورلت سبزرنگ، زنی را سوار میکند اما هنگام بازگشت، راننده تنهاست. همین موضوع نخستین سرنخ جدی پرونده شد.»
به گفته او، پلیس پس از شناسایی خودرو، عملیات تعقیب را آغاز کرد، اما راننده در نخستین مرحله موفق به فرار شد. با این حال، مأموران شب بعد نیز مراقبت را ادامه دادند.
در همین زمان، اتفاقی غیرمنتظره به کمک پلیس آمد. مجید سالک قصد داشت یک دختر دانشآموز را سوار خودرو کند، اما برادر و پسرخاله دختر به رفتار راننده مشکوک شدند، خودرو را تعقیب کردند و با پرتاب سنگ، شیشه شورلت را شکستند. این حادثه، مشخصات خودرو را برای مأموران قابل شناساییتر کرد و حلقه محاصره پلیس را تنگتر ساخت. توقف شورلت سبزرنگ در میدان بهارستان
سردار علیاصغر ابراهیمیفخار، رئیس وقت شعبه یک اداره آگاهی تهران، درباره لحظه دستگیری میگوید: «عصر روز چهارشنبه، مأموران به یک دستگاه شورلت سبزرنگ با پلاک ارومیه برخورد کردند. از آنجا که قاتل در هیچیک از صحنههای جرم اثری از خود باقی نگذاشته بود، تصمیم گرفتیم بدون شتابزدگی و با جمعآوری مدارک کافی، او را تحت تعقیب قرار دهیم. خودرو تا صبح روز پنجشنبه زیر نظر بود و پس …









