
قتل برادر در شهرک ولیعصر/ قانل دستکیر شد

مادری قاتل پسرش را بخشید تا برادرش از قصاص نجات پیدا کند
کد خبر: 787408 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۱۰:۵۸ اعتمادآنلاین |
زنی که حدود ۱۰ سال قبل پسر جوانش را به دلیل یک درگیری در پارکی از دست داده و سالها بر اجرای حکم قصاص قاتل اصرار کرده بود، هنگامی که برادرش در یک دورهمی مرتکب قتل شد، از قصاص قاتل فرزندش گذشت کرد تا شاید این تصمیم به نجات جان برادرش منجر شود.
به گزارش سایت جنایی، این دو پرونده ربط مستقیمی به هم ندارند و نقطه مشترک هر دو پرونده یک زن است. زنی که در یکی از پروندهها مادر پسری است که ۱۰ سال قبل به قتل رسیده و در پرونده دیگر، برادر مردی است که در یک دورهمی دست به قتل زد و به قصاص محکوم شد.
ماجرای این پرونده به حدود ۱۰ سال قبل برمیگردد؛ زمانی که جوانی به نام آرش همراه چند نفر از دوستانش برای هواخوری به پارکی در یکی از شهرهای استان فارس رفته بود. پارک شلوغ بود و گروههای مختلفی برای تفریح در آنجا حضور داشتند. در گوشهای از پارک هم چند جوان بساط جوجهکباب راه انداخته بودند و مشغول تفریح بودند.
در همهمه پارک، بین آرش و دوستانش با گروه دیگری که در پارک حضور داشتند به دلیل سروصدا درگیری لفظی شکل گرفت. مراحل اولیه تحقیقات پس از رسیدن خبر درگیری خونین به پلیس حکایت از آن داشت که آرش و دوستانش از گروه دیگری از جوانان حاضر در پارک خواسته بودند آرامتر باشند و مزاحم دیگران نشوند. همین اعتراض باعث بالا گرفتن جروبحث بین این دو گروه شد که در ادامه مشاجره شکل فیزیکی پیدا کرد.
در جریان این درگیری، یکی از جوانان با چاقو به سمت آرش حمله کرد و چند ضربه به او زد. دوستان آرش با رساندن او به بیمارستان تلاش کردند نجاتش دهند، اما شدت جراحات به حدی بود که جوان مجروح در همان محل درگیری جان باخته بود. به این ترتیب، پس از حضور ماموران پلیس، تحقیقات برای شناسایی عامل جنایت آغاز و متهم مدتی بعد شناسایی و دستگیر شد.
جوان مظنون پس از بازداشت به قتل اعتراف کرد و گفت: «آن روز وقتی با اعتراض آرش و دوستانش روبهرو شدم، نتوانستم خشمم را کنترل کنم و ناخواسته وارد درگیریای شدم که منجر به قتل شده است.» این متهم که سعید نام دارد، با شروع رسیدگی قضایی روانه زندان شد و با تکمیل تحقیقات، پرونده در دادگاه کیفری استان فارس تحت رسیدگی قرار گرفت. در نهایت حکم قصاص سعید صادر و پس از طی مراحل قانونی تایید شد تا او در آستانه اجرای حکم قرار گیرد.
در تمام این سالها، اولیای دم یعنی پدر و مادر آرش، بر اجرای حکم قصاص فرزندشان اصرار داشتند. در این بین هم مادر مقتول بیش از همه خواهان مجازات قاتل فرزندش بود و حاضر نبود از حق قانونی خود گذشت کند. از طرفی سعید که میدانست تنها راه نجاتش از قصاص جلب رضایت خانواده آرش است، بارها از اولیای دم درخواست بخشش کرد، اما تلاشهای او و خانوادهاش نتیجهای نداشت.
با این اوصاف، قاتل آرش پس از قطعی شدن حکم مجازات خود سه مرتبه برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت. نخستین بار، زمانی که مقدمات اجرای قصاص فراهم شده بود، حال سعید در پای چوبه دار به هم خورد و از هوش رفت. در همان زمان اولیای دم با دیدن وضعیت او مهلتی دادند تا اجرای حکم به زمان دیگری موکول شود.
بار دوم، خانواده مقتول برای اجرای حکم در محل حاضر نشدند و اجرای قصاص به زمان دیگری موکول شد. سومین بار نیز سعید در حالی که بهشدت گریه میکرد از اولیای دم درخواست مهلت کرد. او از خانواده آرش خواست فرصت دیگری برای زندگی به او بدهند و التماسهایش سرانجام نتیجه داد؛ بنابراین در واپسین لحظات، اولیای دم بار دیگر برای اجرای حکم مهلت دادند.
با وجود این اتفاقها، قرار بود سعید برای چهارمین بار پای چوبه دار برود و خانواده مقتول همچنان در تصمیم خود مردد نبودند و مادر آرش بیشتر از بقیه بر اجرای حکم اصرار داشت، اما حادثهای غیرمنتظره در زندگی این زن رخ داد که سرنوشت قاتل فرزندش را تغییر داد.
مادر آرش که بدون تردید اصرار داشت قاتل پسرش قصاص شود، با حادثه هولناک دیگری روبهرو شد. برادرش که حسین نام دارد برای تماشای مسابقات فوتبال جام جهانی به خانه یکی از دوستانش رفته بود، اما دورهمی فوتبالی او به جنایت ختم شد.
آن روز حسین و یکی از افراد حاضر در این دورهمی، شوخی و کلکل فوتبالی را شروع کردند، اما این شوخیها ناگهان جدی شد و درگیری بالا گرفت. در جریان این اتفاقات، حسین با چاقو به یکی از افراد حاضر حمله کرد و او را به قتل رساند.
به این ترتیب، حسین به اتهام قتل دستگیر و روانه زندان شد. اتفاقی که برای مادر آرش شرایطی عجیب و دردناک رقم زد؛ از یک سو سعید، قاتل پسرش، پس از سالها در آستانه اجرای حکم قصاص قرار داشت و از سوی دیگر، برادرش، حسین، مرتکب جنایت شده و در انتظار تصمیم خانواده مقتول پرونده خودش بود.
مادر آرش که حدود ۱۰ سال داغ فرزندش را بر دل داشت و سالها بر قصاص قاتل او تاکید میکرد، حالا خودش برای نجات جان برادرش و رهایی همخونش از قصاص به تکاپو افتاده بود. این زن پس از اینکه برادرش مرتکب قتل شد، تصمیمی گرفت که مسیر پرونده قاتل پسرش را نیز تغییر داد.
او نذر کرد اگر خانواده مقتول پرونده برادرش از قصاص حسین بگذرند، خودش هم قاتل فرزندش را ببخشد و از اجرای حکم قصاص سعید صرف نظر کند.
این زن که سه بار قاتل پسرش را پای چوبه دار برده بود و دو بار را با چشمان خود دیده بود، سرانجام از قصاص سعید گذشت. به این ترتیب، تصمیم او برای بخشش قاتل پسرش، راه نجاتی برای برادرش باز کرد و سعید پس از گذشت ۱۰ سال از زندان آزاد شد.
پس از این بخشش، خبر تصمیم مادر آرش به گوش اولیای دم پرونده برادرش رسید. شرایط این بار برای زن میانسال کاملاً متفاوت بود؛ او که سالها در جایگاه مادر مقتول خواهان قصاص قاتل فرزندش بود، اکنون در جایگاه خواهر قاتل قرار گرفته بود و برای نجات برادرش باید از خانواده مقتول درخواست بخشش میکرد.
مادر آرش برای نجات برادرش حسین سراغ خانواده مقتول پرونده او رفت و از آنها خواست به برادرش فرصت زندگی دوباره بدهند. او که خود تجربه سالها انتظار برای اجرای قصاص را داشت، این بار برای رهایی برادرش از مجازات مرگ، از خانواده مقتول درخواست رضایت کرد.
سرانجام تلاشها و التماسهای این زن نتیجه داد و خانواده مقتول پرونده برادرش نیز با بخشش حسین موافقت کردند، اما رضایت نهایی آنها مشروط به پرداخت دیه است.
به این ترتیب، حسین هم در یکقدمی رهایی از مجازات مرگ قرار گرفته است و سرنوشت او به پرداخت دیه و تکمیل روند قانونی رضایت گره خورده است. اخبار مرتبط بخشش پسری که پدر ثروتمندش را به قتل رساند بخشش عامل جنایت در صف نانوایی
مرد میانسال قربانی عشق ممنوعه همسر سومش شد
کد خبر: 787400 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۲۰:۳۰:۱۶ اعتمادآنلاین |
پرونده قتل مردی که در پی عشق ممنوعه همسر سومش به قتل رسیده است در دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، زن میانسال با همدستی مردی که عاشقش بود، با خوراندن دارویی به شوهرش او را به قتل رساند.
یک سال قبل جسد پتوپیچشده مردی را در کنار رودخانهای در حاشیه تهران پیدا کردند. برای شناسایی این جسد بازپرس دستور داد از بانک ژنتیک کمک گرفته شود. استفاده از اطلاعات این بانک باعث شد پسر مقتول شناسایی شود. پسر جوان جسد پدرش را شناسایی کرد و گفت نمیداند دقیقاً چه اتفاقی افتاده است و تا چند روز قبل که با پدرش در تماس بوده حال او خوب بود.
پزشکی قانونی اعلام کرد مقداری داروی بیهوشی قوی در خون مقتول پیدا شده است.
پسر مقتول گفت: پدر ما سه بار ازدواج کرد و این اواخر با همسر سومش رویا زندگی میکرد. رویا هیچ حرفی از اینکه پدر ما گم شده است نزده بود. حالا هم خبر ندارم کجاست.
چند روز بعد ماموران رویا را شناسایی و بازداشت کردند. این زن 49ساله به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت با همدستی مردی به نام سینا که عاشقش بود این کار را کرد.
رویا گفت: شوهرم خیلی بدرفتار بود. او خیلی مرا اذیت میکرد و با اینکه سن و سالی داشتم اما شوهرم مدام به من گیر میداد و از لباس پوشیدن و رفتارهایم ایراد میگرفت و اذیت میکرد. همان موقع با عروسم که همسر پسرم از شوهر اولم بود دچار اختلافاتی شدم و مجبور شدم از او شکایت کردم. در آن زمان بود که سینا وارد زندگی من شد. او از اقوام دور ما بود. من و سینا عاشق هم شدیم و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم. سینا به من گفت حالا که شوهرت متادون مصرف میکند، من یک دارو به تو میدهم که او را بیهوش میکند، بعد از بیهوشی وسایلت را جمع کن تا با هم به خارج از کشور برویم و آنجا زندگی کنیم. من هم قبول کردم، دارو را گرفتم و به شوهرم دادم. بعد از چند دقیقه متوجه شدم شوهرم مرده است. سینا آمد و جسد را پتوپیچ کرد و به اطراف تهران برد. بعد هم ما فرار کردیم.
ماموران با این اعترافات، سینا را هم بازداشت کردند و با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم یک بار دیگر اعلام کردند درخواست قصاص دارند. سپس رویا در جایگاه قرار گرفت و گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم. شوهرم را دوست داشتم. البته با او اختلافاتی داشتم اما هیچوقت راضی به مرگش نبودم.
متهم گفت: او آنقدر مرد خوبی بود که حتی ملکی را به نام من کرد و بابت مهریه به من داد. آن زمان هم قرار بود ما شوهرم را بیهوش کنیم تا من بتوانم از خانه خارج شوم چون اگر بههوش بود اجازه نمیداد من بروم. برای همین هم وقتی سینا به من پیشنهاد داروی بیهوشی را داد قبول کردم. فکر میکردم بیهوش میشود و من هم وسایلم را جمع میکنم و میروم و او دوباره به هوش میآید و همهچیز تمام میشود. ولی به نیم ساعت نکشید که نفس شوهرم بند آمد. من با سینا تماس گرفتم. او آمد و گفت حالا دیگر نمیشود کاری کرد. جسد را پتوپیچ کرد و با خود برد.
سپس سینا در جایگاه حاضر شد. او گفت: من اصلاً قصد کشتن نداشتم. دارو هم داروی بیهوشی بود. دارویی بود که خواب عمیق میداد حتی بیهوش کامل هم نمیکرد. نمیدانم چرا باعث مرگ این مرد شد. واقعاً از این اتفاق ناراحت و پشیمان هستم.
سپس محمد شمس، وکیل سینا، در جایگاه قرار گرفت و گفت: موکل من و متهم ردیف اول وحدت قصد نداشتند. موکل من قصد ازدواج با متهم ردیف اول را داشت اما متهم ردیف اول خودش تصمیم به بیهوش کردن شوهرش گرفت. از این رو اتهام معاونت برای موکل من نمیتواند درست باشد. من درخواست برائت و آزادی موکلم را دارم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند. اخبار مرتبط قتل همسر دوم بعد از رضایت گرفتن بابت قتل همسر اول مرد شکاک: زنم تف کرد، او را کشتم
آشپز قاتل با رضایت خانواده مقتول از پای چوبه دار به زندگی بازگشت
کد خبر: 787402 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۱۹:۲۶:۰۸ اعتمادآنلاین |
آشپز جوان رستورانی که در جریان درگیری با همکارش او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و دو کارگر دیگر را هم زخمی کرده بود، پس از صدور حکم قصاص با رضایت اولیای دم از مجازات مرگ نجات یافت، اما قرار است دوباره از جنبه عمومی جرم محاکمه شود.
به گزارش سایت جنایی، روزهای پایانی مهر ۱۴۰۱، گزارش وقوع درگیری خونین در رستورانی واقع در شمال تهران به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ اعلام شد. بنابراین ماموران کلانتری ۱۰۱ تجریش برای بررسی ماجرا راهی محل حادثه شدند.
ماموران هنگام حضور در رستوران با صحنهای خونین روبهرو شدند و دیدند سه کارگر جوان رستوران بر اثر اصابت ضربات چاقو زخمی شدهاند و مرد جوان دیگری که آشپز رستوران است، دستهایش مجروح شده است.
مجروحان بلافاصله برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، اما تلاش پزشکان برای نجات یکی از کارگران نتیجه نداد و او بر اثر شدت جراحات جان باخت. دو کارگر دیگر که در جریان درگیری زخمی شده بودند زنده ماندند و آشپز جوان هم که دستهایش زخمی شده بود، پس از انتقال به بیمارستان نجات یافت.
این در حالی بود که تحقیقات پلیس درباره این درگیری نشان داد آشپز رستوران عامل قتل همکارش بوده است. او پس از دستگیری به قتل اعتراف کرد و درباره علت وقوع این درگیری خونین توضیح داد.
متهم در جریان تحقیقات گفت: «من آشپز هستم و در رستوران کار میکردم، مقتول هم یکی از کارگران سالن بود. اختلاف ما چند روز قبل از حادثه بر سر نحوه کار مقتول شروع شده بود. من از او میخواستم مدت زیادی در سالن نماند و سفارشها را زودتر به آشپزخانه برساند و بعد دوباره به سالن برود.»
اما به گفته متهم، مقتول در پاسخ به این درخواست گفته بود سالن رستوران همیشه شلوغ است و نمیتواند سفارشها را با سرعتی که آشپز میخواهد به او برساند. همین موضوع باعث شده بود بینشان جروبحث و درگیری لفظی شکل بگیرد.
دیگران هم گفتند این اختلاف کاری تا شب حادثه ادامه پیدا کرد و آن شب آشپز و مقتول بار دیگر بر سر همان موضوع با یکدیگر مشاجره کردند. هنگام وقوع آخرین درگیری، سایر کارگران رستوران خواب بودند و فقط آن دو نفر بیدار بودند.
وقتی جروبحث بین آنها بالا گرفت، آشپز بهشدت عصبانی شد، به آشپزخانه رفت و یک چاقو برداشت، بعد هم با چاقو به مقتول حمله کرد و ضرباتی به او زد.
در همین بین صدای درگیری و سروصدای آنها باعث شد دو کارگر دیگر از خواب بیدار شوند و برای جدا کردن آشپز و مقتول تلاش کنند، اما آنها هم در جریان حمله با ضربات چاقو زخمی شدند.
پس از انتقال مجروحان به بیمارستان، یکی از کارگران که طرف اصلی درگیری با آشپز بود بر اثر شدت جراحات جان باخت و همان موقع بود که تحقیقات جنایی برای روشن شدن ابعاد قتل آغاز شد. آشپز که در جریان درگیری زخمی شده بود، بعد از انجام درمان و بهبود تحت بازجویی قرار گرفت و به قتل همکارش اعتراف کرد.
به این ترتیب پرونده با تکمیل تحقیقات در دادگاه کیفری تحت رسیدگی قرار گرفت و آشپز جوان به اتهام قتل به قصاص محکوم شد. در ادامه روند رسیدگی حکم در شعبه ششم دیوان عالی کشور تایید و پرونده برای اجرای حکم به شعبه دوم اجرای احکام ارسال شد.
بعد از ارسال پرونده به شعبه دوم اجرای احکام، تلاشها برای جلب رضایت اولیای دم آغاز شد. در این مدت چند جلسه صلح و سازش برگزار و موضوع پرونده با خانواده مقتول در میان گذاشته شد تا اینکه در نهایت پدر و مادر مقتول از قصاص فرزندشان گذشت کردند.
بر اساس توافق انجامشده، اولیای دم در قبال دریافت وجهالمصالحه رضایت خود را اعلام کردند، به این ترتیب حکم قصاص قاتل منتفی شد. اما با گذشت خانواده مقتول، قرار است قاتل از جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه و پس از تعیین تکلیف این بخش از پرونده نیز روشن شود.
اخبار مرتبط بخشش قاتل 4 سال بعد از نزاع مرگبار قتل به خاطر سبقت گرفتن/ قاتل بخشیده شد

نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اواخر شهریور اعلام میشود

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

بازسازی پل B1 کرج با هزینهای نجومی

چرا عفونتهای تنفسی در فصل تابستان شیوع پیدا کرده است؟

