
یادداشتهای حاج رمضان؛ خاطرهای از اثرات خواندن حروف اول سوره مریم در زندگی حاج رمضان

تکذیب شایعه بنزین ۸۰ هزار تومانی از سوی دفتر معاون اول رئیسجمهور
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، عباس پازوکی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: در پی انتشار ادعای ساختگی برخی کانالهای غیررسمی مبنی بر «اظهارات دکتر عارف درباره بنزین ۸۰ هزار تومانی»، بدینوسیله این ادعا بهطور کامل تکذیب میشود.
وی تاکید کرد: معاون اول رئیسجمهور هیچگونه موضعگیری یا گمانهزنی عددی درباره نرخهای جدید بنزین نداشتهاند. همانگونه که پیشتر نیز صراحتاً در جمع اصحاب رسانه تأکید شد، موضوع مدیریت مصرف سوخت در مرحله کارشناسی قرار دارد و هنوز هیچ رقم یا تصمیمی به جمعبندی نهایی نرسیده است.
معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر معاون اول رئیس جمهور در پایان مطلب خود آورده است: بدیهی است در صورت دستیابی به جمعبندی نهایی، جزئیات موضوع بهصورت شفاف و مستقیماً از طریق ارکان رسمی اطلاعرسانی دولت با مردم در میان گذاشته خواهد شد.
ترامپ: توافق با ایران آسان نیست!
به گزارش جماران، دونالد ترامپ در گفت وگو با رادیو دبلیوایبیسی ۷۷ که پنجشنبه شب به وقت محلی منتشر شد، درباره جنگ علیه ایران با تکرار لفاظی های خود مدعی شد: «چارهای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام میدادم، ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد.»
رئیس جمهوری آمریکا در توجیه شکست خود در میدان دیپلماسی بدون اشاره به زیاده خواهی های واشنگتن و بدعهدی و نقض تفاهمنامه اسلام آباد ادعا کرد: «نیروی دریایی، هوایی از بین رفته است. بخشی از مشکل این است که بسیاری از رهبران از بین رفتهاند. دستیابی به توافق آسان نیست. هیچکس نمیداند چه کسی رهبری میکند.»
رئیس جمهوری جمهوریخواه و جنگ طلب آمریکا ادعا کرد: هدف اصلی کارزار آمریکا، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.
ترامپ در توجیه رویکردهای شکست خورده خود در قبال جمهوری اسلامی ایران و در حالیکه پیامدهای جنگ بی دلیل او بر روی زندگی مردم آمریکا تاثیر گذاشته است، ادعا کرد: «فکر میکنم مردم میبینند که ما چه میکنیم، زیرا ایران هرگز نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. ما باید به خاورمیانه سفر کنیم، زیرا نمیتوانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با توهین به ایران مدعی شد: «آنها دیوانهاند. اگر کشوری مانند آن سلاح هستهای داشته باشد، بدون تردید از آن استفاده خواهد کرد.»
ترامپ همچنین به استفاده از بمبافکنهای بی۲ در حمله به تاسیسات هسته ای ایران اشاره و ادعا کرد: «من جلوی آن را گرفتم و با بمبافکنهای بی۲، آن را بهطور کامل متوقف کردم.»
رئیس جمهوری آمریکا در حمایت از رژیم اسرائیل که واشنگتن را در گرداب جنگ علیه ایران فرو برده است و در توجیه جنگ علیه ایران بدون اشاره به اقدامات تل آویو در منطقه به ویژه سرزمین های اشغالی فلسطین مدعی شد: «آنها (ایران) اسرائیل را نابود میکردند. آنها خاورمیانه را نابود میکردند.»
ترامپ در این برنامه رادیویی ادعا کرد:«ما در قبال ایران بسیار خوب عمل میکنیم. ما از نظر نظامی آنها را کاملا از بین بردیم. البته هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارند، اما توانایی آنها برای ساخت این تجهیزات در مقایسه با پنج ماه پیش بسیار کاهش یافته است. پنج ماه پیش آنها حملات موثری انجام میدادند، اما حالا برایشان بسیار دشوار است که هر هدفی را مورد حمله قرار دهند.»
رئیس جمهوری آمریکا بدون اشاره به پیامدهای اقتصادی جنگ خود علیه ایران بر زندگی و معیشت آمریکایی مدعی شد: «آنها (ایران) در وضعیت بدی هستند. نرخ تورم آنها حدود ۳۰۰ درصد است و ارزش پول آنها تقریبا از بین رفته است. نیروهای نظامی هم حقوق دریافت نمیکنند. بنابراین در شرایط بسیار بدی قرار دارند.»
ترامپ در باره تنگه هرمز نیز در حالیکه ایران کنترل این آبراه حیاتی را برعهده دارد، بار دیگر ادعای خود را تکرار و ادعا کرد: آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد!
وی در بخش دیگری از این مصاحبه در توجیه حمله به ایران مدعی شد: «ایران به قدرت سلطهگری در خاورمیانه تبدیل شده است که برای همه قلدری میکند.»
ترامپ بدون اشاره به اینکه پایگاه های آمریکا در خاک برخی کشورهای منطقه است و نیز خسارات واشنگتن از پاسخ دفاعی ایران ادعا کرد «که ایرانیها به سوی کشورهای نیمهبیطرفی موشک شلیک کردند که هیچکس از میزان دخالت آنها در درگیری آگاه نبود.»
رئیس جمهوری آمریکا ۱۹ اوت برابر با ۲۸ مرداد ماه در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود با تکرار لفاظیهایش و درحالیکه در میانه مذاکرات به ایران تجاوز کرده است، ادعا کرد: «هیچکس بیش از من به جمهوری اسلامی ایران فرصت نداده است تا به یک توافق دست پیدا کند. متاسفانه، (البته) برای آنها، این فرصت را از دست دادند.»
ترامپ که به شدت به دلیل پیامدهای تجاوز علیه ایران تحت فشار افکار عمومی مردم آمریکا و کنگره در آستانه انتخابات میاندورهای قرار دارد، مدعی شد: بنابراین، امروز خردکنندهترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام میکنم! این یک جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بیسابقه خواهد بود.
رئیس جمهوری آمریکا در حالیکه واشنگتن سالهاست رویکرد خصمانه فشار اقتصادی و تحریمها علیه ملت ایران را در پیش گرفته است، با اشاره به نبرد نورماندی و عملیات موسوم به «روز دی / D-DAY» ادعا کرد: «این یک روز - دی (تعیین کننده) اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند و برای منزوی کردن و شکست تهدید ایران همکاری کنند.» و «هر کشوری که به موسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها و یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع حمایتی از ایران ارائه دهند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبهرو خواهد شد.»
سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران نیز روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با انتشار دو تصویر درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار، «روز D اقتصادی» ادعایی دونالد ترامپ علیه ایران را تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی و بدهی فزاینده آمریکا دانست و تاکید کرد تداوم سیاستهای شکستخورده واشنگتن، جز شکست بیشتر و افزایش خصومت ایرانیان نتیجهای نخواهد داشت.
جنجال جدید حجت عبدالملکی؛ بازی با ریاضی یا فرار از کارنامهای که سفرهها را کوچک کرد؟/ تئوریهای شاذ دولتمرد سیزدهم کی تمام میشود؟
اقتصاد۲۴- مردی که روزگاری مدعی بود با یک میلیون تومان میتوان کارآفرینی کرد و با کوچک کردن درب پارکینگ منازل میتوان خودروسازی غرب را زمینگیر ساخت، بار دیگر به صحنه برگشته تا یکی از شاذترین گزارههای تاریخ اقتصاد معاصر ایران را صادر کند.
حجتالله عبدالملکی، وزیر ناکارآمد دولت سیزدهم، در تازهترین اظهارنظر جنجالی خود، جنگ، محاصره اقتصادی و شوکهای ارزی ناشی از تنشهای اخیر را از دادگاه گرانیها تبرئه کرده و با قاطعیتی شگفتانگیز مدعی شده که این فاکتورها «حتی یک درصد» هم در تورم و تنگتر شدن دست مردم نقش نداشتهاند. این ادعای حیرتانگیز نه یک تحلیل کارشناسی با سنجههای اقتصادی، بلکه یک مانور سیاسی ناشیانه برای پاک کردن ردپای تفکری است که خود، از معماران اصلی سیاهی این روزگار اقتصادی و سقوط قدرت خرید جامعه بوده است.
وقتی یک مدیر سابق که کارنامهاش لبریز از تصمیمات هزینهساز و شعارهای بیپشتوانه است، چشم بر بدیهیات ملموس بازار میبندد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلافنظر علمی نیست؛ بلکه توهین آشکار به شعور عمومی و سفرههایی است که تحت مدیریت همین نگاه، روزبهروز کوچکتر و خالیتر شدند. انکار خط آتش در بازار ارز و کالا
ادعای «صفر درصدی» عبدالملکی درباره بیاثری تنشهای نظامی و محاصره اقتصادی، در واقع سوءاستفاده از آمار و پاک کردن خشنترین واقعیتهای میدانی است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که مسئولان ارشد اجرایی و سیاستگذاران پولی کشور، خلاف این رویاپردازیهای سیاسی، ابعاد هولناک شوکهای بیرونی را بارها به مردم گزارش دادهاند. شخص رئیسجمهور صراحتاً تاکید کرده که هیچ ناظر منصفی نمیتواند آثار تخریبی جنگ، تحریمهای فلجکننده و محاصره تجاری را از تحلیل تورم جدا کند.
عبدالناصر همتی نیز در مقام مدیریت ارشد بانک مرکزی، پرده از افت شدید مبادلات ارزی، انسداد مسیرهای تجاری، جهش چندبرابری هزینههای ترانزیت کالا و شکلگیری انتظارات سنگین تورمی برداشته است. وقتی مسیرهای بینالمللی توزیع کالا ناامن میشوند، هزینه تامین مواد اولیه جهش یافته و درآمد ارزی کشور تحت شعاع اختلال در صادرات نفت قرار میگیرد، صادر کردن حکم تبرئه برای عوامل خارجی، رسماً چشمبستن بر آتشسوزی در بازار است. چگونه میتوان جهش قیمت کالاهای اساسی و فشار بر بازار ارز را دید و باز هم ادعا کرد که شوکهای جنگی حتی یک درصد هم بر این بازار اثر نداشتهاند؟ این نوع ریاضیات سفارشی، تنها از اتاق فکر جریانهایی بیرون میآید که نان خود را در کتمان واقعیت میجویند. رژه تئوریهای شاذ؛ از رویای شغل یک میلیونی تا ماجرای لامبورگینی!
برای آنکه بفهمیم ادعای جدید عبدالملکی از چه جنس است، باید به عقب بازگشت و پازل فکری این چهره حاشیهساز را دوباره مرور کرد. جامعه ایران پیش از این نیز بارها تاوان تئوریهای آزمایشگاهی و مضحک او را پرداخته است. سالها پیش، زمانی که هزینههای ایجاد یک شغل پایدار در کشور سر به فلک میزد، او با ادبیاتی قاطع مدعی شد که با یک میلیون تومان میتوان شغل ایجاد کرد؛ ادعایی که پایش حتی به رسانه ملی باز شد و تا مدتها سوژه طنز فعالان اقتصادی بود، اما او با سرسختی بر آن پافشاری کرد.
سخن از فردی است که در تحلیلی جنجالی، علت موفقیت صنعت خودروسازی در کره جنوبی را به کوچک بودن درب پارکینگ منازل کرهایها ربط داد تا نشان دهد مردم آن کشور مجبور به خرید خودروی کوچک داخلی شدهاند! تولید «لامبورگینی ایرانی» در کارگاههای خانگی توسط چند جوان و ارائه تعاریف عجیب از فضای کسبوکارهای بینالمللی، بخشهای دیگری از شاهکارهای فکری کسی است که بعدتر کلید یکی از حیاتیترین و اجتماعیترین وزارتخانههای کشور، یعنی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به او سپرده شد. کارنامه زرد در مسند قدرت
تراژدی واقعی، اما زمانی رقم خورد که این ایدههای شاذ از فضای مجازی و برنامههای تلویزیونی به صحنه واقعی مدیریت اجرایی کشور تزریق شد. عبدالملکی بر صندلی وزارتی نشست که با معیشت میلیونها بازنشسته، کارگر و اقشار آسیبپذیر گره خورده بود. خروجی آن نگاه شعاری و بیارتباط با واقعیتهای ساختاری، در زمان تصدی او خیلی زود آشکار شد. اتخاذ تصمیمات هیجانی در حوزه صندوقهای بازنشستگی، اختلال شدید در روابط کارگری و برهم زدن توازن مالی بخش کارگری، به نارضایتیهای گسترده و تجمعات بیسابقه اعتراضی منجر شد.
بیشتر بخوانید: تورم از کجا میآید؟ پشتپرده گرانیهای بیپایان در اقتصاد ایران
ناتوانی عبدالملکی در اداره امور واقعی و فروپاشی نسخههای یکمیلیونیاش، در نهایت وی را به نخستین وزیر مستعفی آن دولت تبدیل کرد؛ خروجی تلخی که نشان داد مدیریت اقتصادی یک کشور را نمیتوان با جملات قصار و شعارهای کلیکخور اداره کرد. با این حال، شگفتانگیز است که چنین کارنامه مردود و پرهزینهای، بهجای سکوت و پاسخگویی، بار دیگر در نقش مدعی ظاهر میشود و به دولت و نهادهای رسمی درس اقتصاد میدهد. پشتپرده یک ادعای سیاسی؛ جابهجایی متهم و شانه خالی کردن از مسئولیت
پشت این انکارهای بیپروا، یک تاکتیک نخنماشده سیاسی نهفته است؛ تسویهحسابهای جناحی به قیمت تحریف رنجهای مردم. اگر پذیرفته شود که تنشهای منطقهای، تحریم و محاصره اقتصادی، شوکهای جبرانناپذیری به بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی وارد کردهاند، آنگاه تفکر حامی عبدالملکی باید بپذیرد که نسخههای عزلتگرایانه و شعارهای ضدتوسعهای آنها چه هزینههای سنگینی بر دوش مردم بار کرده است. اما اگر با یک مانور رسانهای، اثر جنگ و محاصره «صفر» جلوه داده شود، تمام بار مشکلات به تصمیمات جاری دولت منتقل شده و بانیان وضعیت موجود از زیر بار پاسخگویی شانه خالی میکنند.
این یک بازی دوبردی برای جریانهای تندرو است؛ از یکسو ریشه اصلی تحریمها و فشارهای خارجی را نادیده میگیرند و از سوی دیگر، تنگتر شدن دست مردم را بهانهای برای حملات بیشتر سیاسی میسازند. اما سوال اصلی اینجاست که اگر فشارهای بینالمللی هیچ اثری در اقتصاد ندارند، چرا در دوران مدیریت همفکران همین آقایان، تورم به کانالهای بیسابقه رسید و رکورد اختلال در صادرات نفت و عجز در تامین کالاهای اساسی شکسته شد؟ هزینه جنگ فقط روی برچسب قیمتها نیست
یکی از سطحیترین خطاهای تئوریسینهای ساختگی، محدود کردن آثار جنگ به نرخ روزانه چند کالای مصرفی است. آسیبهای اقتصادی ناشی از تنشهای نظامی و محاصره، بسیار عمیقتر از قیمتهای لحظهای در بازار است. بر اساس مطالعات متعددی که بر روی اقتصادهای درگیر جنگ انجام شده، شوکهای نظامی تا سالها ریشههای رشد اقتصادی را میسوزانند، فرار سرمایه را تسریع میکنند، اعتماد فعالان بخش خصوصی را نابود میسازند و فرصتهای تجاری و بینالمللی را به صفر میرسانند. حتی پس از پایان درگیریها، هزینههای پنهان جنگ در قالب رشد ازدسترفته و ناترازیهای تعویقافتاده خود را نشان میدهند.
انکار اثر جنگ، یعنی نادیده گرفتن تعطیلی صنایع، جهش نرخ ریسک سرمایهگذاری و نابودی فرصتهای شغلآفرینی. عبدالملکی و همفکرانش با تقلیل دادن این ابربحرانها به یک گزاره انکاری «یک درصدی»، در واقع عمق خسارتهایی که بر پیکر تولید ملی وارد شده را پنهان میکنند تا معادله سادهانگارانه خود را به افکار عمومی تحمیل کنند. بازی با اعصاب جامعه؛ مردم کدام روایت را باور میکنند؟
امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری از تحلیلهای فضایی، آمارسازیهای سفارشی و فرار از واقعیت خسته و بیزار است. مردم اثرات جنگ و محاصره اقتصادی را نه در لابلای توییتها و سخنرانیهای عبدالملکی، بلکه با تمام وجود در بازارها، در تعمیرگاهها، در داروخانهها و در سفرههای روزمره خود لمس میکنند. آنها خیلی خوب میدانند که اقتصاد، نیازمند عقلانیت، تعامل با جهان و نگاه واقعبینانه است، نه نسخههای خیالی و ادعاهای تند. وقتی روایتهای رسمی کشور از زبان رئیسجمهور و بانک مرکزی، سخن از فشار مضاعف محاصره و جنگ میگوید، ادعای شاذ یک مسئول سابق مستعفی بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی باشد، به یک طنز تلخ و موضعگیری جناحی شبیه است. مردم نیازمند پاسخهای صادقانه هستند؛ پاسخهایی که هم سهم مشکلات ساختاری و سوءمدیریتهای گذشته را شفاف کند و هم تاوان سنگینی که شوکهای خارجی به معیشتشان تحمیل کرده را شجاعانه بپذیرد. وقت حسابرسی است، نه تئوریپردازی دوباره!
در نهایت، سخن گفتن از بیاثری کامل جنگ و محاصره اقتصادی، چیزی جز پاک کردن صورتمسئله و فرار از حقیقت نیست. حجتالله عبدالملکی و همفکران او، بهجای صادر کردن گزارههای شاذ و خطونشان کشیدن برای سیاستگذاران فعلی، باید بابت سالها آزمایش و خطای نسخههای ویرانگر خود به افکار عمومی پاسخ دهند. آنها باید بگویند فرمولهای جادوییشان برای اشتغال و اداره بازار چه گرهی از کار مردم گشود که امروز دوباره در مقام مدعیالعموم اقتصادی ظاهر شدهاند؟
واقعیت روشن است که جنگ و تحریم، اقتصاد ایران را سکته دادهاند و انکار آن از سوی آقای تئوریسین، تنها ثابت میکند که برخی چهرهها چقدر از نبض جامعه و واقعیتهای عینی معیشت مردم فاصله دارند. وقت آن رسیده که بازار تحلیلهای شعاری تعطیل شود و بانیان سیاهی این روزگار، مسئولیت عملکرد و اظهارات خود را بر عهده بگیرند.

هوای تهران در شرایط ناسالم برای گروههای حساس

از اربعین تا اتوبوس مراسم؛ هزینههای عجیب فولاد مبارکه اصفهان در سالی با اولویت بازسازی | ۱.۱ همت بودجه مسئولیت اجتماعی کجا صرف شد؟

8 تصادف مرگبار در 7 روز با 10 نفر جانباخته در تهران

آزمون بزرگ انرژی در نیمه دوم سال؛ آیا ایران از پس بحران گاز برمیآید؟

اولیانوف: آمریکا با فشار حداکثری به اهدافش در قبال ایران نمیرسد

