
ایمپلنتی که حس واقعی دندان را باز میگرداند

تحلیل فوری اینترنت ایران | فیلترینگ، برق یا دکل؛ کدامیک کیفیت اینترنت را نابود کرد؟ / ۷۹ درصد کاربران از بدتر شدن کیفیت در یک هفته اخیر خبر میدهند؛ وزارت ارتباطات قطعی برق را علت اصلی اعلام کرد اما ترافیک اینترنت هنوز به ۶۰ درصد سطح عادی بازنگشته است
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ گاهی همهچیز ظاهراً سر جایش است؛ علامت 4G یا حتی برای برخی ها 5G بالای صفحه موبایل دیده میشود، چند خط آنتن روشن است و بسته اینترنت هم هنوز حجم دارد، اما یک پیام ساده ارسال نمیشود، صفحهای چند بار باید رفرش شود یا تماس اینترنتی درست در میانه گفتوگو یخ میزند. این تجربه این روزها برای شماری از کاربران اینترنت در ایران نه یک اتفاق استثنایی، که تجربهای تکرارشونده است؛ تجربهای که از یک محله به محله دیگر، از یک اپراتور به اپراتور دیگر و حتی از یک ساعت روز به ساعت دیگر تغییر میکند.
گفتوگوهای میدانی اقتصادنیوز با کاربران سه اپراتور اصلی تلفن همراه، یعنی همراه اول، ایرانسل و رایتل، همین تصویر چندپاره را نشان میدهد؛ اینترنتی که «وصل» است، اما الزاماً کیفیتی باثبات و قابل پیشبینی ندارد. یک خیابان، چند تجربه متفاوت
در تماسهای اقتصادنیوز با مراکز پشتیبانی اپراتورها، پاسخها عموماً شفاف و همراه با توضیحات فنی، اما متفاوت بوده است. در برخی موارد کارشناسان پشتیبانی، اختلال را به محدوده جغرافیایی کاربر و وضعیت سایت یا دکل مخابراتی همان منطقه مرتبط دانستهاند. در مواردی نیز از کاربران خواسته شده تا ۷۲ ساعت برای برطرف شدن مشکل احتمالی سایت منطقه صبر کنند. خبر مرتبط فیلترینگ چگونه اینترنت ایران را به «کفِ کیفیت» رساند؟ | رئیس کمیسیون اینترنت انجمن تجارت الکترونیک: ۹۰ درصد مردم ایران VPN دارند
اقتصادنیوز:رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک، میگوید : فیلترینگ گسترده، استفاده از VPN را عمومی کرده و حالا سیاستگذار برای محدودکردن چند پلتفرم، عملاً با خطر اختلال یا قطع کل اینترنت روبهروست.
برخی کارشناسان راهکارهایی مانند تنظیم مجدد شبکه، انتخاب دستی اپراتور، تغییر حالت شبکه، خاموش و روشن کردن تلفن همراه یا بازنشانی تنظیمات اینترنت را پیشنهاد کردهاند. در برخی پاسخها نیز قطعی برق بهعنوان یکی از دلایل احتمالی اختلال مطرح شده؛ قطعیای که میتواند عملکرد تجهیزات، سایتهای رادیویی یا تنظیمات شبکه را تحت تأثیر قرار دهد.
این پاسخها از نظر فنی میتوانند برای یک اختلال مشخص درست باشند؛ مشکل از جایی آغاز میشود که روایت کاربران فقط به یک ساختمان، یک محله یا حتی یک اپراتور محدود نیست.
گفتوگوهای میدانی اقتصادنیوز نشان میدهد کاربران در نقاط مختلف شهر و در ساعات متفاوت روز از ضعف آنتن، کاهش سرعت، ناپایداری اینترنت، قطع و وصل شدن دیتا و تأخیر در بارگذاری سرویسها شکایت دارند. به بیان دیگر، آنچه برای هر کاربر ممکن است در مرکز تماس بهعنوان یک «مشکل محلی» تشخیص داده شود، وقتی کنار صدها تجربه مشابه قرار میگیرد، پرسش بزرگتری را درباره کیفیت شبکه ایجاد میکند. دادههای هفته اخیر چه میگویند؟
تجربه کاربران در هفته منتهی به ۲۵ مرداد تنها به روایتهای پراکنده محدود نمانده است. بر اساس گزارشی که دیجیاتو منتشر کرده، در یک نظرسنجی با مشارکت حدود سه هزار نفر، ۷۹ درصد پاسخدهندگان اعلام کردهاند کیفیت اینترنت آنها در یک هفته گذشته بدتر شده است. همچنین دادههای سامانه پایش اینترنت IODA در روز ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ چند افت قابلتوجه در اتصال اینترنت ایران ثبت کرده و برای بخشهایی از استانهای مازندران، کرمان و آذربایجان غربی هشدارهایی در سطح بحرانی دیده شده است.
البته دادههای IODA بهتنهایی علت این افتها را مشخص نمیکنند؛ از روی آن نمیتوان نتیجه گرفت که کاهش اتصال ناشی از محدودیت، خرابی فنی، مشکل در اپراتور یا اتفاق دیگری بوده است. اما اهمیت این دادهها در یک نکته است: شکایت کاربران از اینترنت ضعیف، دستکم در برخی نقاط کشور، همزمان با نشانههای قابل اندازهگیری از افت اتصال بوده است.
از سوی دیگر، در دادههای کلان نیز هنوز نمیتوان از بازگشت کامل اینترنت ایران به شرایط معمول سخن گفت. کلادفلر در گزارش مربوط به وضعیت ایران اعلام کرده بود پس از پایان خاموشی گسترده اینترنت، ترافیک در ۶ خرداد ابتدا به حدود ۴۰ درصد سطح پیش از قطعی رسید. این عدد بعدتر در مقطعی تا حدود ۹۰ درصد بالا رفت، اما دوباره کاهش پیدا کرد و حجم ترافیک HTTP در حدود ۵۹ درصد سطح پیش از خاموشی تثبیت شد. همچنین بخوانید: خبر فوری شیائومی | HyperOS ۴ با طراحی «شیشه نرم» و هوش مصنوعی MiMo V۲ رونمایی شد؛ بتای عمومی از امروز برای ۸ پرچمدار / سوپر اسیستنت ۲.۰ با قابلیت برنامهریزی سفر و کنترل خودرو؛ سرعت بارگذاری برنامهها ۱۸ درصد افزایش یافت
این عدد را نباید با «۵۹ درصد کیفیت اینترنت» اشتباه گرفت؛ ترافیک کلادفلر شاخص مستقیمی برای سنجش سرعت تکتک کاربران نیست. اما نشان میدهد برگشتن اتصال، لزوماً به معنای بازگشت الگوی مصرف و دسترسی به وضعیت عادی نیست.
همین تفاوت میان «وصل بودن» و «اینترنت باکیفیت» شاید مهمترین بخش مسئله باشد. روی کاغذ همهچیز آنقدر بد نیست
جالب آنکه آخرین گزارش رگولاتوری از زمستان ۱۴۰۴، وقتی شبکه اپراتورها را با شاخصهای کلان اندازهگیری میکند، تصویری بهمراتب آرامتر ارائه میدهد. همچنین بخوانید: خبر فوری فیبر نوری | معاون وزیر ارتباطات: شمار خانوارهای متصل ۴ برابر شد؛ از ۳۰۰ هزار به بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار خانوار / توسعه ۴ برابری در سایه برنامه هفتم؛ پوشش فیبر نوری به ۷.۵ میلیون خانوار رسید
در این گزارش متوسط سرعت دانلود 4G همراه اول ۲۰.۸۲ مگابیت بر ثانیه، رایتل ۲۰.۴۶ مگابیت و ایرانسل ۲۰.۳۷ مگابیت بر ثانیه ثبت شده است. نرخ قطعی سرویس داده 4G نیز برای رایتل ۰.۱۶ درصد، ایرانسل ۰.۱۹ درصد و همراه اول ۰.۲۲ درصد گزارش شده و موفقیت برقراری سرویس در هر سه اپراتور بالای ۹۹ درصد بوده است.
پس چرا کاربری که به این آمار نگاه میکند ممکن است همزمان در یک خیابان تهران یا نقطهای از یک استان دیگر برای باز شدن یک صفحه ساده منتظر بماند؟
پاسخ در ماهیت «میانگین» نهفته است. یک شبکه ممکن است در مقیاس ملی میانگین قابل قبولی ثبت کند اما در یک منطقه پرتراکم، داخل یک ساختمان، در ساعت اوج مصرف یا در سایتی که با مشکل ظرفیت مواجه است، تجربه کاملاً متفاوتی به کاربر بدهد.
برای مصرفکننده نیز مهم نیست متوسط شبکه کشور چند مگابیت است؛ اینترنت او همان چیزی است که در همان لحظه روی گوشیاش کار میکند یا نمیکند. ۱۲۵ میلیون اتصال روی دوش اینترنت همراه
یک عامل ساختاری مهم نیز پشت این ماجرا قرار دارد: ایران بهشدت به اینترنت موبایل وابسته شده است.آخرین آمار رگولاتوری تعداد مشترکان پهنباند سیار کشور را نزدیک به ۱۲۵ میلیون و ضریب نفوذ اینترنت همراه را بیش از ۱۴۴ درصد نشان میدهد. در مقابل، تعداد مشترکان پهنباند ثابت حدود ۱۰.۹ میلیون است.
این فاصله به این معناست که بخش بزرگی از نیاز اینترنتی خانوار ایرانی عملاً بر دوش شبکه موبایل قرار گرفته است؛ شبکهای که ظرفیت آن میان کاربران یک سلول مخابراتی تقسیم میشود و نسبت به ازدحام حساستر است.
حتی داستان فیبر نوری هم تناقض جالبی دارد. تا پایان زمستان ۱۴۰۴ بیش از ۹.۲ میلیون خانوار تحت پوشش فیبر قرار گرفتهاند، اما تعداد اتصالهای فعال FTTX تنها کمی بیش از یک میلیون بوده است. بنابراین بیش از هشت میلیون خانواری که امکان بالقوه پوشش فیبر برای آنها گزارش شده، هنوز اتصال فعال فیبر ندارند. همچنین بخوانید: خبر فوری اقتصاد دیجیتال ایران | قطع اینترنت ۸۸ روزه ۹ میلیارد دلار آب برد؛ خسارت روزانه ۸۰ میلیون دلار در سایه عادت خطرناک سیاستگذاران / هشدار سپندارند: نابودی روزانه ۴ پل یا ۲ نیروگاه در اقتصاد نامرئی؛ ۵۰۰ هزار شغل در معرض نابودی
هرچه سهم اینترنت ثابت پرظرفیت کمتر باشد، فشار بیشتری به شبکههای 4G و 5G وارد میشود؛ بهخصوص عصرها و شبها که مصرف خانگی به اوج میرسد. مشکل همیشه تعداد خطهای آنتن نیست
یکی دیگر از خطاهای رایج در ارزیابی اینترنت موبایل، یکی دانستن «آنتندهی» و «کیفیت اینترنت» است.
ممکن است تلفن همراه چهار یا پنج خط آنتن نشان دهد اما سلول مخابراتی به دلیل تعداد بالای کاربران، ظرفیت کافی نداشته باشد. ممکن است ارتباط رادیویی میان گوشی و دکل مناسب باشد اما مسیر انتقال اطلاعات از سایت تا هسته شبکه یا اینترنت بینالملل با گلوگاه روبهرو شود.
مشکل میتواند حتی در جابهجایی میان دو دکل رخ دهد؛ جایی که گوشی هنگام حرکت باید بدون قطع سرویس از یک سلول به سلول دیگر تحویل داده شود.. خاموشی برق؛ توضیح محلی یا مسئله شبکه؟
اشاره اپراتورها به قطعی برق نیز موضوعی نیست که بتوان بهسادگی کنار گذاشت. تجهیزات مخابراتی برای زمان قطع برق از منابع پشتیبان استفاده میکنند، اما این پشتیبانی نامحدود نیست. استمرار خاموشی، ایراد باتریها یا افزایش تعداد دفعات قطع برق میتواند ظرفیت پایداری یک سایت را کاهش دهد.
صادق سپندارند، استاد دانشگاه تهران، میگوید خسارت واقعی قطع و اختلال اینترنت بسیار فراتر از اعداد رسمی است و بخش بزرگی از آن در مهاجرت نیروی انسانی، توقف توسعه کسبوکارها و ایدههایی که هرگز شکل نمیگیرند، پنهان میماند.
با این حال، اگر خاموشی برق به یکی از عوامل تکرارشونده افت کیفیت شبکه تبدیل شود، مسئله دیگر فقط یک حادثه بیرونی نیست؛ موضوع به میزان تابآوری زیرساخت ارتباطی در برابر اختلال شبکه برق هم مربوط میشود. فیلترشکن؛ مسیری اضافه روی اینترنتی که از قبل تحت فشار است
لایه دیگری از مسئله، محدودیتهای اینترنت و استفاده گسترده از VPN است.ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، اخیراً اعلام کرده برآورد وزارتخانه این است که ۶۰ تا ۷۰ درصد ترافیک بینالملل کشور ترافیک VPN است. او همچنین تأکید کرده که به دلیل نزدیک شدن الگوی ترافیکی VPNها به ترافیک عادی، محدودیت روی یک سرویس یا پلتفرم میتواند کیفیت عمومی اینترنت را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
VPN خود بهتنهایی علت همه ضعفهای شبکه نیست، اما اضافه شدن یک تونل رمزگذاریشده، تغییر مسیر ترافیک و اتصال به سروری در کشوری دیگر میتواند تأخیر را بیشتر و سرعت مؤثر را کمتر کند. وقتی بخش عمدهای از کاربران برای دسترسی روزمره مجبور به استفاده از چنین مسیری هستند، کیفیت اینترنت را دیگر نمیتوان صرفاً از عملکرد رادیویی همراه اول، ایرانسل یا رایتل جدا کرد. شکایتهایی که روی کاغذ هم وجود دارند
آمار سامانه ۱۹۵ نیز نشان میدهد نارضایتی از خدمات ارتباطی فقط به شبکههای اجتماعی محدود نیست. در سهماهه پایانی سال ۱۴۰۴، برای تلفن همراه ۷ هزار و ۸۵۷ شکایت و برای اینترنت ثابت ۱۸ هزار و ۹۶۰ شکایت در این سامانه ثبت شده است. «قطع سرویس» نیز در صدر موضوعات پرتکرار شکایت کاربران قرار داشته است.
خود وزیر ارتباطات نیز اعلام کرده سامانه ۱۹۵ قرار است با ساختار جدید بازطراحی شود تا کاربران بتوانند روند رسیدگی به شکایت خود را دقیقتر دنبال کنند.
اما شاید دادهای که هنوز جای خالی آن بیش از همه احساس میشود، انتشار عمومی و روزانه کیفیت اینترنت در سطح شهر و محله است؛ نه فقط یک متوسط کشوری و نه فقط رتبهبندی سهماهه اپراتورها. اینترنتی که کیفیتش محله ای شده است!
مسئله اینترنت ایران امروز فقط این نیست که «وصل است یا قطع». برای بخش بزرگی از کاربران، پرسش واقعی این است که آیا میتوان به این اتصال اعتماد کرد؟
وقتی یک اپراتور مشکل را به دکل یک منطقه نسبت میدهد، اپراتور دیگری تنظیم مجدد گوشی را پیشنهاد میکند و در نقطهای دیگر قطعی برق بهعنوان علت مطرح میشود، هر توضیح ممکن است بهتنهایی صحیح باشد. اما کنار هم قرار دادن این پاسخها با تجربه کاربران، افتهای منطقهای ثبتشده در سامانههای پایش و سطح پایینتر ترافیک نسبت به دورههای عادی، یک تصویر مهمتر میسازد: «کیفیت اینترنت در ایران هنوز بیش از اندازه به مکان، ساعت، اپراتور و شرایط لحظهای شبکه وابسته است.»
شاید معیار اینترنت خوب را دیگر نباید فقط عدد سرعت یا تعداد آنتنهای بالای گوشی دانست. کیفیت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که کاربر نداند دکل محلهاش کجاست، ساعت اوج مصرف چه زمانی است و باتری سایت مخابراتی چند ساعت دوام میآورد؛ همانطور که برای روشن کردن چراغ خانه لازم نیست بداند کدام نیروگاه در آن لحظه برق تولید میکند.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.
سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام میشود، اما اضطراب جمعی نه
«آرمان امروز» در گفتوگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی گزارش میدهد؛
آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماهها بر زندگی دانشآموزان، خانوادهها و حتی فضای عمومی جامعه سایه میاندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظهای که از حوزه امتحان خارج میشوند، مرحله تازهای آغاز میشود؛ مرحلهای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورتبندی میکند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدتهاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانوادهها برای آن برنامهریزی میکنند، دانشآموزان ماهها زندگی خود را حول آن سامان میدهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار میگیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.
وی در تحلیل خود تأکید میکند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماههای منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی میکنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنشهای اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشردهای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا میکند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعهای از ساعتهای مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل میشود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمونهای آزمایشی ایجاد میشود. اما مسئله از جایی آغاز میشود که آزمون تمام میشود و این سه ستون ناگهان فرو میریزند.
مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد میکند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطهای است که میتواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحلهای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روانشناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورتبندی جامعهشناختی و اکتشافی برای توصیف تجربهای جمعی است؛ تجربهای که میتواند در آینده موضوع پژوهشهای دقیقتر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماهها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون میدانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درسهایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه میشود.
این فراغت اما لزوماً آرامشبخش نیست
به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخابشده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانیمدت است. فرد ماهها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی میماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤالهای آزمون زندگی میکند. سؤالها دوباره در ذهنش مرور میشوند؛ پاسخها زیر و رو میشوند و پرسشهایی مانند «اگر گزینه دیگری را میزدم چه میشد؟» یا «نکند سؤال سادهای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار میشوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.
مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونیسازی نظام ارزشیابی» مرتبط میداند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل میشود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی میکند. در نتیجه، داوطلب نمیتواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخگویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانوادهها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گستردهتری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال میکنند و همین امر باعث میشود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش سادهای مانند «چه رتبهای میآوری؟» میتواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمیداند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس میکند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همینجا، «برزخ انتظار» شکل میگیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهمترین ویژگیهای پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی میکند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانشآموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق میتواند احساس بلاتکلیفی و بیجهتی ایجاد کند.»
تعلیق هستی شناختی موقت
مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستیشناختی موقت» توصیف میکند؛ دورهای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شدهاند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیتهای ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطرابهایی است که در ماههای قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل میشدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دستکم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی میتواند گستردهتر شود و پرسشهایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسانهای خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخهایی که در جلسه داده شدهاند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمیهای افراطی پناه میبرند. ساعتها حضور در فضای مجازی، اسکرول بیهدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع میتواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد میکنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.
در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته میکند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامهای ندارد. نوجوان را ماهها برای یک روز آماده میکنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمیکنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب میکند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمیگردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راهحل نیز صرفاً در توصیههای فردی خلاصه نمیشود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پلهای معنایی» ایجاد کنند.
دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعهشناسی درمانی:
از منظر جامعهشناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار دادهاند. خانواده یکی از مهمترین این ساختارهاست. خانوادهها میتوانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر میکنی چه رتبهای میآوری؟» باشد، میتوان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک میتواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانشآموز را رها کند. مدارس میتوانند برای روزها و هفتههای پس از آزمون، برنامههای مشاورهای طراحی کنند؛ برنامههایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفتوگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانهها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانهای تنها بر رتبههای برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشتههای خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزشگذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تابآوری، مسیر زندگی و تجربههای متنوع موفقیت میتواند نگاه جامعه را از «نتیجهمحوری» به «فرآیندمحوری» نزدیکتر کند.
تجلیل رئیس جمهور از ۱۲ نامآور پزشکی ایران
دکتر مسعود پزشکیان در لوح تقدیر خانمها «زرین تاج کیهانی»، «پروین منصوری»، «صدیقه حنطوشزاده»، «انوش برزیگر»، «رویا ستار زاده بادکوبه»، «حسنیه تاجرزاده» و آقایان «احمد خالق نژاد طبری»، «امیرحسین امیرحیدری»، «محمد برزگر جلالی»، «بهروز کاظمی»، «جعفر اصلانی» و «محسن جعفرزاده اصفهانی» که به عنوان نام آور پزشکی ایران نائل آمدهاند، تصریح کرد: پزشکان و متخصصان حوزه سلامت؛ این فرشتگان نجات ابنا بشر در سایه الطاف الهی و با روح بزرگ و بارور خویش، در کمال دلسوزی و با التیامبخشی درد جسم، رنج بیماران را به صحت و آرامش رسانیده و در فراهم نمودن زمینههای رشد، تندرستی و ارتقای نظام سلامت جامعه، نقشی مؤثر و ماندگار از خود بر جای نهادهاند و دستاوردهای علمی و پژوهشی کمنظیر ایشان همواره مایه مباهات و سرافرازی ایران عزیز اسلامی بوده است.
متن لوحهایی اهدایی رئیس جمهور به ۱۲ نام آور پزشکی ایران به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حق حیات نعمت و موهبتی الهی به بشریت بوده و در این میان پزشکان متعهد با فداکاری بیهمتای خود پاسدار حریم سلامت جامعه بهعنوان یکی از ارزشمندترین قواعد حاکم بر مسیر تکاملی انسان میباشند و دستاوردهای علمی و پژوهشی کمنظیر ایشان همواره مایه مباهات و سرافرازی ایران عزیز اسلامی بوده است.
پزشکان و متخصصان حوزه سلامت؛ این فرشتگان نجات ابنای بشر در سایه الطاف الهی و با روح بزرگ و بارور خویش، در کمال دلسوزی و با التیامبخشی درد جسم، رنج بیماران را به صحت و آرامش رسانیده و در فراهم نمودن زمینههای رشد، تندرستی و ارتقای نظام سلامت جامعه، نقشی مؤثر و ماندگار از خود بر جای نهادهاند.
با گرامیداشت یاد و نام شهدای والامقام عرصه سلامت و کادر درمان؛ ضمن ارج نهادن به همت والا و خدمات بیدریغ شما در اعتلای دانش پزشکی و سلامت جامعه، مراتب خرسندی خود را از انتخاب شایسته شما بهعنوان «نامآور پزشکی ایران» صمیمانه ابراز مینمایم.
توفیقات روزافزون سرکار عالی را در مسیر خدمت به حوزه علمی کشور و کاهش آلام دردمندان جامعه از درگاه خداوند حکیم مسئلت دارم.
مسعود پزشکیان
رئیس جمهوری اسلامی ایران

نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اواخر شهریور اعلام میشود

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

بازسازی پل B1 کرج با هزینهای نجومی

چرا عفونتهای تنفسی در فصل تابستان شیوع پیدا کرده است؟

