
به گزارش مشرق، منطقه خلیج فارس به دلیل برخورداری از راهبردیترین ذخایر انرژی جهان و موقعیت جغرافیایی حساس، همواره کانون توجه قدرتهای جهانی بوده و هست. از دوران استعمار انگلستان تا عصر سلطه آمریکا، این منطقه نه تنها به عنوان یک منبع اقتصادی، بلکه به عنوان میدانی برای بازی کشورهای سلطهگر و متجاوز به شمار میآید. حضور آمریکا در این منطقه بر پایه یک تناقض آشکار بنا شده است؛ ترویج صلح و ثبات از یک سو، و ایجاد شبکهای متراکم از پایگاههای نظامی و دامن زدن به تنشهای منطقهای از سوی دیگر. هدف از این رویکرد، ایجاد نوعی «وابستگی ساختاری» است که در آن کشورهای منطقه، امنیت خود را در گرو حضور نظامی آمریکا و اقتصاد خود را در گرو سیستمهای مالی غرب بدانند.
حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا و بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، دهها سال است که در پوششی از واژگانی، چون «تضمین امنیت» و «چتر حمایتی» پیگیری میشود. اما این حضور، نه تنها مانع بحرانها نشده، بلکه خود موتور محرک ناپایداری در منطقه است. آنچه واشنگتن به عنوان «امنیت» به متحدانش میفروشد، در حقیقت یک «تله امنیتی» است که کشورهای میزبان را از بازیگران مستقل به ابزاری در دست قدرتهای فرامنطقهای تبدیل میکند. واگذاری خاک به پایگاههای نظامی خارجی، در واقع واگذاری حاکمیت ملی است. به گونهای که تصمیمات حیاتی جنگ و صلح، به محاسبات قدرتهای فراملی در آن سوی مرزها گره میخورد.
این ساختار، این پایگاهها را از «مرکز امنیت» به «هدف استراتژیک و کانون خطر» تبدیل میکند. عمق این نفوذ در شبکهای از پایگاههای آمریکایی در منطقه متجلی است. از وجود انبارهای تسلیحات و تجهیزات نظامی برای تشکیل ارتشی در اندازه یک تیپ در اردوگاه نظامی «السیلیه»، فرودگاه بینالمللی الدوحه و منطقه «ام سعید» و مهمتر از همه پایگاه «العدید» در قطر با ظرفیت مدیریت عملیاتهای بمباران گسترده، تا زیرساختهای لجستیکی و نظارتی در پایگاه هوایی «الظفره» در ابوظبی، فرودگاه بینالمللی الفجیره، بنادر زاید، رشید و جبلعلی در امارات. همچنین از پایگاههایی نظیر «علیالسالم» و «احمدالجابر» در کویت و پایگاه دریایی «الجفیر»، مراکز نظامی «المحرق» و «الهمله» در بحرین تا پایگاه «ملک عبدالعزیز» در ظهران، پایگاه دریایی «ملک فهد» در جده، پایگاه هوایی «ملک خالد»، پایگاههای نظامی …



